جز حمید فاضل صفحهٔ هستی شناسی فمینیستی را به هستیشناسی فمینیستی منتقل کرد |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
هر شیوه فهمی از جهان یا بخشی از آن، نیازمند پیشفرضهایی درباره اموری است که در آن حوزه وجود دارد، این امور و یا روابط آنها را هستیشناسی آن رویکرد مینامند.<ref>بنتون و کرایب، فلسفه علوم اجتماعی، 1389ش، ص21.</ref> موضع فمینیستی در رابطه با هستیشناسی به این معنا است که حقیقت جنس و جنسیت از منظر فمینیسم بررسی شود. انسان برای زیستن و گذران عمر خود معمولا هستی اموری را قطعی میپندارد. در حالت عادی افراد این مسائل را چنان مسلم میانگارند که کوچکترین تردیدی در آن راه نمیدهند. این مسلمات هستیشناختی، شیوههای ویژهای برای جهتگیری در سطح عمل، برای فرد فراهم میآورد و برای توجیه و سرپوش گذاشتن فعالیت روزمره، و پاسخگویی به پرسشهایی که ممکن است در مورد چهارچوبهای هستی مطرح شوند، به کار میآید و موجب انسجام زندگی روزانه میشود.<ref>گیدنز، تجدد و تشخص، 1392ش، ص62-63.</ref> | هر شیوه فهمی از جهان یا بخشی از آن، نیازمند پیشفرضهایی درباره اموری است که در آن حوزه وجود دارد، این امور و یا روابط آنها را هستیشناسی آن رویکرد مینامند.<ref>بنتون و کرایب، فلسفه علوم اجتماعی، 1389ش، ص21.</ref> موضع فمینیستی در رابطه با هستیشناسی به این معنا است که حقیقت جنس و جنسیت از منظر [[فمینیسم]] بررسی شود. انسان برای زیستن و گذران عمر خود معمولا هستی اموری را قطعی میپندارد. در حالت عادی افراد این مسائل را چنان مسلم میانگارند که کوچکترین تردیدی در آن راه نمیدهند. این مسلمات هستیشناختی، شیوههای ویژهای برای جهتگیری در سطح عمل، برای فرد فراهم میآورد و برای توجیه و سرپوش گذاشتن فعالیت روزمره، و پاسخگویی به پرسشهایی که ممکن است در مورد چهارچوبهای هستی مطرح شوند، به کار میآید و موجب انسجام زندگی روزانه میشود.<ref>گیدنز، تجدد و تشخص، 1392ش، ص62-63.</ref> | ||
==نگاه فمینیسم به هستی== | ==نگاه فمینیسم به هستی== | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
===دیدگاه دوم=== | ===دیدگاه دوم=== | ||
طرفداران این رویکرد، وجود تفاوتهای طبیعی و ذاتی میان زنان و مردان را انکار میکنند و آن را نتیجه اجتماعیشدن و شرطیسازی نقشهای جنسیتی میدانند و معتقدند که باید با ایجاد تساوی اجتماعی و حقوقی این تفاوتها را از بین برد. زن مدرن از این منظر، زنی است که با داشتن این پیشفرض تلاش کند، در عرصه رقابتهای اجتماعی، تا آنجا که ممکن است تفاوتهای خود که حاصل ظلم تاریخی به او است را از بین ببرد. گونههای عمده نظریه فمینیستی که بر نابرابری اجتماعی و انکار وجود تفاوت طبیعی تاکید میورزند عبارتند از فمینیسم لیبرالیستی و فمینیسم مارکسیستی و فمینیسم پستمدرن و پساساختارگرا.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی، 1389ش، ص474.</ref> | طرفداران این رویکرد، وجود تفاوتهای طبیعی و ذاتی میان زنان و مردان را انکار میکنند و آن را نتیجه اجتماعیشدن و شرطیسازی نقشهای جنسیتی میدانند و معتقدند که باید با ایجاد تساوی اجتماعی و حقوقی این تفاوتها را از بین برد. [[زن]] مدرن از این منظر، زنی است که با داشتن این پیشفرض تلاش کند، در عرصه رقابتهای اجتماعی، تا آنجا که ممکن است تفاوتهای خود که حاصل ظلم تاریخی به او است را از بین ببرد. گونههای عمده نظریه فمینیستی که بر نابرابری اجتماعی و انکار وجود تفاوت طبیعی تاکید میورزند عبارتند از فمینیسم لیبرالیستی و فمینیسم مارکسیستی و فمینیسم پستمدرن و پساساختارگرا.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی، 1389ش، ص474.</ref> | ||
===دیدگاه سوم=== | ===دیدگاه سوم=== | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
فمینیستها در همان مسیر هستیشناسی کلی تمدن غرب پیش رفتند، بهنحوی که در ابتدا قایل به وجود واقعیتی خارجی و ثابت بوده و وجود دو جنس زن و مرد و برخورداری آنان از حقوقی مشترک و بعضا حقوقی متفاوت و متناسب با تفاوت طبیعی جنس افراد را جزو بدیهیات شمرده و صرفا بهدنبال بهرسمیت شناختن حقوق زنان بهعنوان شهروند بودند و تمرکزشان بر روی نابرابریهایی از جمله حق رای و حق مالکیت بود. | فمینیستها در همان مسیر هستیشناسی کلی تمدن غرب پیش رفتند، بهنحوی که در ابتدا قایل به وجود واقعیتی خارجی و ثابت بوده و وجود دو جنس زن و مرد و برخورداری آنان از حقوقی مشترک و بعضا حقوقی متفاوت و متناسب با تفاوت طبیعی جنس افراد را جزو بدیهیات شمرده و صرفا بهدنبال بهرسمیت شناختن حقوق زنان بهعنوان شهروند بودند و تمرکزشان بر روی نابرابریهایی از جمله حق رای و حق مالکیت بود. | ||
اما در موج دوم بهتدریج توجهات از نابرابریهای رسمی به سمت نابرابریهای غیر | اما در موج دوم بهتدریج توجهات از نابرابریهای رسمی به سمت نابرابریهای غیر رسمیتر معطوف شد و با توجه به گسترش ایناندیشه در جهانبینی غرب که جهان اجتماعی، سازههایی اجتماعی هستند و این جهان بهطور متفاوتی بهوسیله انسانهایی ساخته و پرداخته میشود که در موقعیتها و مکانهای اجتماعی متفاوتی قرارگرفته، و تجارب متفاوتی از زندگی دارند و در پی این تفاوت تجارب، واقعیتهای چندگانهای از جمله واقعیتهای مردانه و زنانه نیز امکانپذیر میشود.<ref>محمدپور، روش تحقیق کیفی ضد روش، 1392ش، ص293.</ref> فمینیستها بر این باور شدند که جهان اجتماعی امروزی براساس سازههایی مردانه ساخته شده است؛ ازاینرو، بر این اصل پافشاری میکردند که باید بر سازههای زنان از جهان تمرکز کرد؛ سازههایی که با سازههای مردان متفاوت هستند. تفاوتشان در آن است که نگرش زنان به طبیعت فعال است و نه منفعل و نیز زنان دارای دیدگاههای متفاوتی از روابط اجتماعی نسبت بهمردان هستند که بیشتر با احساساتشان مرتبط است و جهانی منعطفتر و صلحجوتر را به ارمغان میآورند.<ref>باقری، «علوم اجتماعی فمینیسم و انگاره مرد محوری»، 1384ش، ص120.</ref> | ||
بر اساس همین طرز تفکر است که آنان منتقد فلسفه موجود (هستیشناسی غالب) هستند و معتقدند که فلسفه بهدنبال صورتبندی | بر اساس همین طرز تفکر است که آنان منتقد فلسفه موجود (هستیشناسی غالب) هستند و معتقدند که فلسفه بهدنبال صورتبندی ویژگیهای مردان یا ماهیت مردانگی بوده است. آنچه آنان تحت عنوان ماهیت آدمی مطرح میکردند، نه تنها زنان را در برنمیگیرد، بلکه در عمل آنان را از صحنهاندیشه و تامل فلسفی خارج میساخته است. آنچه بهعنوان ویژگی بارز آدمی مطرح میشود در واقع ویژگی بارز مردان است. نظیر انسان ناطق، و انسان ابزارساز، در واقع بحث از ماهیت آدمی همواره، بحث از ماهیت مردان بوده است.<ref>باقری، مبانی فلسفی فمینییسم، 1382ش، ص68.</ref> | ||
اما در مرحله سوم و با پیشروی نسبیتگرایی در هستیشناسی، مواضع فمینیستی نیز فراتر رفته و کلا بحث از ماهیت آدمی را مسئلهای کاذب و شبه مسئله دانستند. این رویکرد که گویای | اما در مرحله سوم و با پیشروی نسبیتگرایی در هستیشناسی، مواضع فمینیستی نیز فراتر رفته و کلا بحث از ماهیت آدمی را مسئلهای کاذب و شبه مسئله دانستند. این رویکرد که گویای نگاههای برساختگرایانه و پست مدرن است، برآن است که مفهوم ماهیت کلی آدمی یا ماهیت ویژه زنانه مفاهیمی تهی هستند و باید وجود تمایز جنسی اساسی میان مرد و زن نادیده گرفته شود و بهجای آن مشخصات امری انتزاعی و غیر واقعی که ساخته فرهنگ و اجتماع است، تحت عنوان انسان مورد بررسی قرار گیرد. آنان مخالف این اندیشه هستند که زنان و مردان به لحاظ ژنتیکی برای رفتارهای متفاوتی رمزگذاری شدهاند.<ref>باقری، مبانی فلسفی فمینییسم، 1382ش، ص73.</ref> | ||
آنچه که در این مقطع مطرح است انکار وجود واقعیتی ثابت با عنوان زن است. آنچه که دارد اتفاق میافتد زن شدن است و نه زن بودن. در نتیجه تمامی تفاوتهای موجود میان دو جنس و همچنین موقعیت اجتماعی امروز زنان را | آنچه که در این مقطع مطرح است انکار وجود واقعیتی ثابت با عنوان زن است. آنچه که دارد اتفاق میافتد زن شدن است و نه زن بودن. در نتیجه تمامی تفاوتهای موجود میان دو جنس و همچنین موقعیت اجتماعی امروز زنان را نمیتوان پدیدهای طبیعی و واقعیتی ثابت دانست، بلکه ساخته و پرداخته نظامهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند که حاصل سازههای مردانه بوده و در طول تاریخ شکل گرفته است.<ref>محمدپور، روش تحقیق کیفی ضدروش، 1392ش، ص294.</ref> بنابراین آنان خواستار گسترش سیاستهای تربیتی آندروژنی، تراجنسیتی و حمایت از گروههای همجنسباز شدند و تغییر شکل خانواده از حالت سنتی به مرد- مرد - فرزند و زن-زن - فرزند را در دستور کار خود قرار دادند.<ref>زیبایینژاد، جایگاه خانواده و جنسیت در نطام تربیت رسمی، 1391ش، ص31.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
*صادقی فسائی، سهیلا، «ضرورت نظریهپردازی در حوزهی مسائل زنان از تحقیق تا نظریه»، مطالعات راهبردی زنان، سال سیزدهم، شماره 50، اسفند 1389ش. | *صادقی فسائی، سهیلا، «ضرورت نظریهپردازی در حوزهی مسائل زنان از تحقیق تا نظریه»، مطالعات راهبردی زنان، سال سیزدهم، شماره 50، اسفند 1389ش. | ||
*گیدنز، آنتونی، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نی، چاپ هشتم، 1392ش. | *گیدنز، آنتونی، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نی، چاپ هشتم، 1392ش. | ||
*محمدپور، احمد، روش تحقیق کیفی ضد روش، تهران، جامعهشناسان، چاپ دوم، 1392ش. | *محمدپور، احمد، روش تحقیق کیفی ضد روش، تهران، جامعهشناسان، چاپ دوم، 1392ش. | ||