محمد میرزایی (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «جایگزین=پارسَه-تخت جمشید-پرسپولیس|بندانگشتی|300x300پیکسل|تصویری از پارسَه یا تخت جمشید '''{{درشت|تخت جمشید}}'''، پایتخت امپراتوری هخامنشیان در ایران باستان. تخت جمشید، پایتخت امپراتوری هخامنشیان، توسط داریوش اول آغاز و ت...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|تخت جمشید}}'''، پایتخت امپراتوری هخامنشیان در ایران باستان. | '''{{درشت|تخت جمشید}}'''، پایتخت امپراتوری هخامنشیان در ایران باستان. | ||
تخت جمشید، پایتخت امپراتوری | تخت جمشید، پایتخت امپراتوری [[هخامنشیان]]، توسط [[داریوش]] اول آغاز و توسط جانشینانش تکمیل شد. این مجموعه عظیم در دشت مرودشت فارس و دامنه کوه رحمت قرار دارد و شامل کاخها، ارگ سلطنتی و ۳۹ قرارگاه مسکونی با ظرفیت حدود ۴۳ هزار نفر است. نام اصلی آن «پارسه» و در آثار یونانی «پرسهپولیس» خوانده شده است. معماری تخت جمشید با ستونها، تختهسنگهای تراشیده و نقشهای برجسته، جلوهای بینظیر دارد و مناسبات دوستانه ملتها را نشان میدهد. | ||
کارگران و زنان حقوق مشخص داشتند و مهندسان از نسبت طلایی و تکنیکهای مقاوم در برابر زمینلرزه استفاده کردند. این مجموعه، پس از ویرانی توسط اسکندر مقدونی، الهامبخش هنر و معماری ایران و جهان شد و اکنون در فهرست میراث جهانی | کارگران و زنان حقوق مشخص داشتند و مهندسان از نسبت طلایی و تکنیکهای مقاوم در برابر زمینلرزه استفاده کردند. این مجموعه، پس از ویرانی توسط اسکندر مقدونی، الهامبخش هنر و معماری ایران و جهان شد و اکنون در فهرست [[میراث جهانی یونسکو در ایران]] ثبت است. | ||
== معرفی تخت جمشید == | == معرفی تخت جمشید == | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۴: | ||
در آثار مورخان یونانی، از این بنا با نام «پرسهپولیس» (شهر پارسها) یاد شده است. در آثار مکتوب دوران پس از [[اسلام]]، از شهری که زیستگاه خسروان ایرانی بوده، یاد شده و به بناها و نقوش برجسته در آن منطقه نیز اشاره شده است. در این کتاب، از بناهای باقیمانده در اطراف شهر، با نام «مگزت سلیمان» یاد شده است.<ref>حدود العالم، ۱۳۷۲ش، ص373.</ref> | در آثار مورخان یونانی، از این بنا با نام «پرسهپولیس» (شهر پارسها) یاد شده است. در آثار مکتوب دوران پس از [[اسلام]]، از شهری که زیستگاه خسروان ایرانی بوده، یاد شده و به بناها و نقوش برجسته در آن منطقه نیز اشاره شده است. در این کتاب، از بناهای باقیمانده در اطراف شهر، با نام «مگزت سلیمان» یاد شده است.<ref>حدود العالم، ۱۳۷۲ش، ص373.</ref> | ||
در برخی کتب تاریخی نیز از تخت جمشید با نامهای «ملعب سلیمان»،<ref>مقدسی، احسن التقاسیم، ۱۹۰۶م، ص444.</ref> «مدینة الفارس»<ref>یاقوت حموی، البلدان، 1995م، ج1، ص299 و ج3، ص835؛{{سخ}}شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس، ۱۳۸۲ش، ص41.</ref> و «قصر جمشید»<ref>دانشپژوه، «دربارهٔ کتاب عجائب نامه»، ۱۳۳۹ش، ص۳۰.</ref> سخن گفتهاند. پس از آن، بهدلیل تخریب کامل برخی از قسمتهای این بنا، نام این مجموعه بنا را «چهل ستون» یا «چهل منار» ذکر کردهاند.<ref>گابریل، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ۱۳۴۸ش، ص۷۸؛{{سخ}}شهبازی، شرح مصور تخت جمشید، ۱۳۵۵ش، ص۴.</ref> در مکتوبات برجایمانده از دورهٔ [[قاجاریه|قاجار]]، از این بنا با نام [[تخت جمشید]] یاد شده است.<ref>فرصت، محمد نصیر، آثار العجم، ۱۳۶۲ش، ص152.</ref> در جریان کاوشهای باستانی صورتگرفته در دوران پهلوی، نام تخت جمشید بر سر زبانها افتاد و در ۱۳۱۰ش، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.<ref>مشکوتی، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، ۱۳۴۹ش، ص۱۲۷.</ref> این مجموعه بنا، در ۱۹۷۹م، در فهرست میراث جهانی یونسکو با نام رایج غربی آن یعنی «پرسهپولیس» ثبت شده است. | در برخی کتب تاریخی نیز از تخت جمشید با نامهای «ملعب سلیمان»،<ref>مقدسی، احسن التقاسیم، ۱۹۰۶م، ص444.</ref> «مدینة الفارس»<ref>یاقوت حموی، البلدان، 1995م، ج1، ص299 و ج3، ص835؛{{سخ}}شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس، ۱۳۸۲ش، ص41.</ref> و «قصر جمشید»<ref>دانشپژوه، «دربارهٔ کتاب عجائب نامه»، ۱۳۳۹ش، ص۳۰.</ref> سخن گفتهاند. پس از آن، بهدلیل تخریب کامل برخی از قسمتهای این بنا، نام این مجموعه بنا را «چهل ستون» یا «چهل منار» ذکر کردهاند.<ref>گابریل، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ۱۳۴۸ش، ص۷۸؛{{سخ}}شهبازی، شرح مصور تخت جمشید، ۱۳۵۵ش، ص۴.</ref> در مکتوبات برجایمانده از دورهٔ [[قاجاریه|قاجار]]، از این بنا با نام [[تخت جمشید]] یاد شده است.<ref>فرصت، محمد نصیر، آثار العجم، ۱۳۶۲ش، ص152.</ref> در جریان کاوشهای باستانی صورتگرفته در دوران پهلوی، نام تخت جمشید بر سر زبانها افتاد و در ۱۳۱۰ش، در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.<ref>مشکوتی، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، ۱۳۴۹ش، ص۱۲۷.</ref> این مجموعه بنا، در ۱۹۷۹م، در فهرست [[میراث جهانی یونسکو در ایران]] با نام رایج غربی آن یعنی «پرسهپولیس» ثبت شده است. | ||
=== کاربری بنا و ثبت جهانی === | === کاربری بنا و ثبت جهانی === | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۳: | ||
== مکان ساخت تخت جمشید == | == مکان ساخت تخت جمشید == | ||
قسمت شرقی تخت جشمید روی کوه رحمت و سه طرف دیگر در درون دشت مرودشت قرار گرفته است. بخش اعظم این شهر باستانی روی صفّه یا سکوی سنگی با ارتفاع ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح دشت مرودشت و ارتفاع ۱۷۷۰ متر از سطح دریا، با مختصات جغرافیایی °۵۳ و ´۵۴ عرض شمالی و °۲۹ و ´۵۶ طول شرقی، واقع شده است.<ref>شاهپور شهبازی، راهنمای مستند تخت جمشید، ۱۳84ش، ص. ۳۳.</ref> | قسمت شرقی تخت جشمید روی کوه رحمت و سه طرف دیگر در درون دشت مرودشت قرار گرفته است. بخش اعظم این شهر باستانی روی صفّه یا سکوی سنگی با ارتفاع ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح دشت مرودشت و ارتفاع ۱۷۷۰ متر از سطح دریا، با مختصات جغرافیایی °۵۳ و ´۵۴ عرض شمالی و °۲۹ و ´۵۶ طول شرقی، واقع شده است.<ref>شاهپور شهبازی، راهنمای مستند تخت جمشید، ۱۳84ش، ص. ۳۳.</ref> | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۵: | ||
== معماری ایرانی == | == معماری ایرانی == | ||
ر ساخت این بنا معماران، هنرمندان، استادکاران و کارگران بسیاری مشارکت داشتهاند.<ref>محمدپناه، کهندیار، ج1، ۱۳۹۰ش، ص۷۰.</ref> از ویژگیهای معماری تخت جمشید، استفاده از ستونهای چوبی است. معماران از سروهای [[لبنان]] یا ساجهای [[هند]] برای این کار استفاده میکردند و در پایین و بالای آنها، سنگ قرار میدادند.<ref>[https://www.britannica.com/place/Persepolis Sharp, "Persepolis". Britannica Online Encyclopedia.]</ref> | |||
یکی دیگر از ویژگیهای منحصربهفرد سنگتراشی و معماری | یکی دیگر از ویژگیهای منحصربهفرد سنگتراشی و معماری [[هخامنشیان]]، تخته سنگهای تراشیده و حکاکی شدهای است که در دیواره پلهها قرار دارند. این پلهها گذرهایی هستند که به سمت تالارها و کاخهای [[جشن]] و مراسم منتهی میشوند.<ref>اشمیت، پرسپولیس، ص۲۱۲.</ref> | ||
تخت جمشید بر هنر بعد از خود، تأثیر بسیاری داشته است و هنرمندان زیادی در [[ایران]] و کشورهای دیگر از آن الهام گرفتهاند. تأثیر هنر تخت جمشید بر اصطخر و نقش رستم کاملاً مشهود است. معماران و هنرمندان دورهٔ ساسانی نیز از تزئینات و ویژگیهای هنری و معماری تخت جمشید الگوبرداری کردهاند، مانند درگاههای فیروزآباد، پلکان کنگاور، نقش هدیهپردازان و نجبا در سنگتراشی شاپور یکم در بیشاپور، سرستونهای سنگی کاخی در بیشاپور و شیار ستونهای گچی شیز (تخت سلیمان آذربایجان). | تخت جمشید بر هنر بعد از خود، تأثیر بسیاری داشته است و هنرمندان زیادی در [[ایران]] و کشورهای دیگر از آن الهام گرفتهاند. تأثیر هنر تخت جمشید بر اصطخر و [[نقش رستم]] کاملاً مشهود است. معماران و هنرمندان دورهٔ ساسانی نیز از تزئینات و ویژگیهای هنری و معماری تخت جمشید الگوبرداری کردهاند، مانند درگاههای فیروزآباد، پلکان کنگاور، نقش هدیهپردازان و نجبا در سنگتراشی شاپور یکم در بیشاپور، سرستونهای سنگی کاخی در بیشاپور و شیار ستونهای گچی شیز (تخت سلیمان آذربایجان). | ||
الگوگیری از تخت جمشید در تزئینات و طرحهای آکروپل آتن هم مشخص است. تأثیر ستونها و تزئینات تخت جمشید بر هنر هند و بلخ در دوره یونانگرایی (هِلِنیسم) قابل ردیابی است، حتی ستون سَرْنات مظهر مردم و دولت هند، تقلیدی از ستونهای تخت جمشید است.<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/7466 شاپور شهبازی، «تخت جمشید»، دانشنامه جهان اسلام].</ref> | الگوگیری از تخت جمشید در تزئینات و طرحهای آکروپل آتن هم مشخص است. تأثیر ستونها و تزئینات تخت جمشید بر هنر [[هند]] و [[بلخ]] در دوره یونانگرایی (هِلِنیسم) قابل ردیابی است، حتی ستون سَرْنات مظهر مردم و دولت هند، تقلیدی از ستونهای تخت جمشید است.<ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/7466 شاپور شهبازی، «تخت جمشید»، دانشنامه جهان اسلام].</ref> | ||
== فرهنگ ایرانی == | == فرهنگ ایرانی == | ||
=== فرهنگ برابری و احترام در سنگنگارهها === | === فرهنگ برابری و احترام در سنگنگارهها === | ||
با بررسی سنگنگارههای تختجمشید میتوان به ابعادی از فرهنگ ایرانیان در آن زمان پیبرد؛ در این سنگنگارهها هیچکس در حالت خضوع یا سرافکنده دیده نمیشود و نمایندگان کشورهای دیگر به عنوان عضو جامعه بزرگ جهانی در مراسمهای دربار شرکت میکردند نه به عنوان شکست خوردگان یا برده. در این جشنها، همهٔ ملل از مادها تا هندیها، تونسیها، آفریقاییها و یونانیان همه به صورت شخصیت مستقل نقش دااشتهاند.<ref>https://rch.ac.ir/article/Details/7466</ref> | با بررسی سنگنگارههای تختجمشید میتوان به ابعادی از فرهنگ ایرانیان در آن زمان پیبرد؛ در این سنگنگارهها هیچکس در حالت خضوع یا سرافکنده دیده نمیشود و نمایندگان کشورهای دیگر به عنوان عضو جامعه بزرگ جهانی در مراسمهای دربار شرکت میکردند نه به عنوان شکست خوردگان یا برده. در این جشنها، همهٔ ملل از [[مادها]] تا هندیها، تونسیها، آفریقاییها و یونانیان همه به صورت شخصیت مستقل نقش دااشتهاند.<ref>https://rch.ac.ir/article/Details/7466</ref> | ||
نمایندگان کشورها و اقوام، دستهایشان را به نشانهٔ دوستی به طرف همدیگر دراز کردهاند. درجهبندی نمایندگان کشورها نیز بر پایهٔ فرهنگ یا دوری و نزدیکی آنها صورت گرفته است؛ مانند مادها، ایلامیها، خوزیها، بابلیها، آشوریان.<ref>پورعبدالله، تخت جمشید از نگاهی دیگر، ۱۳۸۶ش، ص53.</ref> راهنمای مهمانان، اشخاصی از پارس، ماد یا ایلامی بودند که دست در دست نمایندگان کشورهای مختلف آنها را به جایگاه خود هدایت میکردند. نمایندگان کشورها نیز آزادانه از لباس، فرهنگ و زبان خود استفاده میکردند. در این سنگنگارهها هیچ تلاشی برای برتر نشان دادن یا تفاخر پارسیها نسبت به اقوام و ملیتهای دیگر مشاهده نمیشود حتی در صف نمایندگان و در کل تخت جمشید هیچکس سوار بر اسب نیست.<ref>پورعبدالله، تخت جمشید از نگاهی دیگر، ۱۳۸۶ش، ص54.</ref> | نمایندگان کشورها و اقوام، دستهایشان را به نشانهٔ دوستی به طرف همدیگر دراز کردهاند. درجهبندی نمایندگان کشورها نیز بر پایهٔ فرهنگ یا دوری و نزدیکی آنها صورت گرفته است؛ مانند مادها، ایلامیها، خوزیها، بابلیها، آشوریان.<ref>پورعبدالله، تخت جمشید از نگاهی دیگر، ۱۳۸۶ش، ص53.</ref> راهنمای مهمانان، اشخاصی از پارس، ماد یا ایلامی بودند که دست در دست نمایندگان کشورهای مختلف آنها را به جایگاه خود هدایت میکردند. نمایندگان کشورها نیز آزادانه از لباس، فرهنگ و زبان خود استفاده میکردند. در این سنگنگارهها هیچ تلاشی برای برتر نشان دادن یا تفاخر پارسیها نسبت به اقوام و ملیتهای دیگر مشاهده نمیشود حتی در صف نمایندگان و در کل تخت جمشید هیچکس سوار بر اسب نیست.<ref>پورعبدالله، تخت جمشید از نگاهی دیگر، ۱۳۸۶ش، ص54.</ref> | ||