ابرابزار
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۷: خط ۱۷:


== شب‌نشینی در فرهنگ ایرانیان ==
== شب‌نشینی در فرهنگ ایرانیان ==
مردم استان فارس در شب‌نشینی، اشعار حافظ، سعدی، فایز دشتستانی، محیای قتالی و باقر لارستانی را می‌خوانند. در استهبان گاهی فردی نی زده و دیگری آواز می‌خواند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> مردم نطنز (استان اصفهان)، شب‌نشینی در ماه رمضان به‌جز روزهای [[شهادت]] را ثواب می‌دانند ولی خیلی زود آن را تمام می‌کنند. اگر در سالی، محرم در زمستان باشد آن‌ها ۱۰ روز اول را به شب‌نشینی نمی‌روند و در شب‌های دیگر بدون خنده و شوخی شب‌نشینی می‌کنند.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲–۳۳.</ref>
مردم استان فارس در شب‌نشینی، اشعار حافظ، سعدی، فایز دشتستانی، محیای قتالی و باقر لارستانی را می‌خوانند. در استهبان گاهی فردی نی زده و دیگری آواز می‌خواند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> مردم [[نطنز]]، شب‌نشینی در ماه رمضان به‌جز روزهای [[شهادت]] را ثواب می‌دانند ولی خیلی زود آن را تمام می‌کنند. اگر در سالی، محرم در زمستان باشد آن‌ها ۱۰ روز اول را به شب‌نشینی نمی‌روند و در شب‌های دیگر بدون خنده و شوخی شب‌نشینی می‌کنند.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲–۳۳.</ref>


در [[نطنز]] اگر در خانواده‌ای فردی بیمار حضور داشته باشد شب‌های یک‌شنبه، چهارشنبه و [[جمعه]]، دوستان برای شب‌نشینی به خانهٔ آن‌ها نمی‌روند زیرا باور دارند با این‌کار حال بیمار بدتر می‌شود.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲.</ref> خانواده‌های تکابی (استان آذربایجان غربی) که فرزند کوچک داشته باشند ترجیح می‌دهند میزبان باشند تا کودکان برای بقیه ایجاد مزاحمت نکنند. خانواده‌هایی که در آن‌ها فردی بیمار است نیز ترجیح می‌دهند میزبان باشند.<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغ‌تپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۴.</ref>
در [[نطنز]] اگر در خانواده‌ای فردی بیمار حضور داشته باشد شب‌های یک‌شنبه، چهارشنبه و [[جمعه]]، دوستان برای شب‌نشینی به خانهٔ آن‌ها نمی‌روند زیرا باور دارند با این‌کار حال بیمار بدتر می‌شود.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲.</ref> خانواده‌های تکابی (استان آذربایجان غربی) که فرزند کوچک داشته باشند ترجیح می‌دهند میزبان باشند تا کودکان برای بقیه ایجاد مزاحمت نکنند. خانواده‌هایی که در آن‌ها فردی بیمار است نیز ترجیح می‌دهند میزبان باشند.<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغ‌تپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۴.</ref>


== مکان شب‌نشینی ==
== مکان شب‌نشینی ==
[[پرونده:شب نشینی (3).jpg|جایگزین=شب‌نشینی-کرسی-شب یلدا|بندانگشتی|شب‌نشینی در شب یلدا دور کرسی]]
[[پرونده:شب نشینی (3).jpg|جایگزین=شب‌نشینی-کرسی-شب یلدا|بندانگشتی|شب‌نشینی در [[شب یلدا]] دور کرسی]]
شب‌نشینی‌ها غالبأ در خانهٔ بزرگ ایل یا فامیل برگزار می‌شود. در گذشته برای شب‌نشینی نقال یا نوازندهٔ دوره‌گرد نیز دعوت می‌شد و این شب‌نشینی بیش‌تر در خانهٔ افراد متمول برگزار می‌شد. افراد در [[زمستان]] در اتاقی با نام کرسی‌خانه دور کرسی می‌نشستند.<ref>حمیدی، مردم‌نگاری الموت، ۱۳۸۴ش، ص۱۱۰.</ref> در این شب‌نشینی‌ها هریک از اعضای [[خانواده|خانوادهٔ]] میزبان و مهمان مکانی مشخص داشتند. ضلع بالای کرسی ویژهٔ [[پدر]] خانواده بود، ضلع سمت راست ویژهٔ مادر، ضلع سمت چپ فرزند بزرگ [[خانواده]] و ضلع پایین که ویژهٔ آتش‌کردن کرسی بود به کوچک‌ترها اختصاص داشت.<ref>جعفرزاده، «زمستان در آیین‌ها و باورهای مردم دستجرد کهک قم»، ۱۳۸۷ش، ص۴۱.</ref> در برخی مناطق، شب‌نشینی گرداگرد چراغ‌موشی یا آتش‌دان سنتی و محلی با نام «کوانک» یا «آرگاه» تشکیل می‌شد.<ref>سعیدی، اویهنگ و آداب و رسوم مردم ژاورود و اورامان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۸.</ref>
شب‌نشینی‌ها غالبأ در خانهٔ بزرگ ایل یا فامیل برگزار می‌شود. در گذشته برای شب‌نشینی نقال یا نوازندهٔ دوره‌گرد نیز دعوت می‌شد و این شب‌نشینی بیش‌تر در خانهٔ افراد متمول برگزار می‌شد. افراد در [[زمستان]] در اتاقی با نام کرسی‌خانه دور کرسی می‌نشستند.<ref>حمیدی، مردم‌نگاری الموت، ۱۳۸۴ش، ص۱۱۰.</ref> در این شب‌نشینی‌ها هریک از اعضای [[خانواده|خانوادهٔ]] میزبان و مهمان مکانی مشخص داشتند. ضلع بالای کرسی ویژهٔ [[پدر]] خانواده بود، ضلع سمت راست ویژهٔ مادر، ضلع سمت چپ فرزند بزرگ [[خانواده]] و ضلع پایین که ویژهٔ آتش‌کردن کرسی بود به کوچک‌ترها اختصاص داشت.<ref>جعفرزاده، «زمستان در آیین‌ها و باورهای مردم دستجرد کهک قم»، ۱۳۸۷ش، ص۴۱.</ref> در برخی مناطق، شب‌نشینی گرداگرد چراغ‌موشی یا آتش‌دان سنتی و محلی با نام «کوانک» یا «آرگاه» تشکیل می‌شد.<ref>سعیدی، اویهنگ و آداب و رسوم مردم ژاورود و اورامان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۸.</ref>


خط ۲۸: خط ۲۸:


== شب‌چره ==
== شب‌چره ==
شب‌چره به آجیل، خشکبار، نان، میوه‌های تازه و خشک و [[چای]] و مانند آن که در پذیرایی‌های شب‌نشینی استفاده می‌شود، گفته می‌شود.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در برخی مناطق به شب‌چره شوچره،<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۱۸.</ref> شب‌چرز<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغ‌تپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۵.</ref> یا شی‌چرا می‌گویند.<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۸.</ref> مردم آذربایجان باور دارند بدون شب‌نشینی، شب‌های زمستان دیر می‌گذرد و بدون شب‌چره خانه بدون برکت می‌شود. در گذشته بانوان جهت مدیریت شب‌چره‌ها تا پایان زمستان صندوقی با نام شب‌چره داشتند. در برخی مناطق مردم به‌صورت گروهی شب‌چره‌های لازم کل روستا را از آبادی دیگر تهیه می‌کردند.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در نطنز اگر خانواده‌ای شب‌چره برای مهمانان نیاورند مهامان برای آن‌ها می‌خوانند: هرکه نیاره شب‌چره/ مورچه به غارش می‌پره. در این منطقه اگر مهمانان تازه عروس و داماد باشند ابتدا با [[آب]] گرم و قند از آن‌ها پذیرایی می‌شود.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۰و۳۲.</ref>
شب‌چره به آجیل، خشکبار، نان، میوه‌های تازه و خشک و [[چای]] و مانند آن که در پذیرایی‌های شب‌نشینی استفاده می‌شود، گفته می‌شود.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در برخی مناطق به شب‌چره شوچره،<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۱۸.</ref> شب‌چرز<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغ‌تپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۵.</ref> یا شی‌چرا می‌گویند.<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۸.</ref> مردم آذربایجان باور دارند بدون شب‌نشینی، شب‌های زمستان دیر می‌گذرد و بدون شب‌چره خانه بدون برکت می‌شود. در گذشته بانوان جهت مدیریت شب‌چره‌ها تا پایان زمستان صندوقی با نام شب‌چره داشتند. در برخی مناطق مردم به‌صورت گروهی شب‌چره‌های لازم کل روستا را از آبادی دیگر تهیه می‌کردند.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در [[نطنز]] اگر خانواده‌ای شب‌چره برای مهمانان نیاورند مهامان برای آن‌ها می‌خوانند: هرکه نیاره شب‌چره/ مورچه به غارش می‌پره. در این منطقه اگر مهمانان تازه عروس و داماد باشند ابتدا با [[آب]] گرم و قند از آن‌ها پذیرایی می‌شود.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۰و۳۲.</ref>


== اصول دعوت برای شب‌نشینی ==
== اصول دعوت برای شب‌نشینی ==
خط ۳۷: خط ۳۷:
در گذشته برخی در شب‌نشینی‌های خود [[کتاب]] و قصه می‌خواندند و چون افراد باسواد آن جامعه کم بود از افراد باسواد دعوت می‌کردند تا در شب‌نشینی حضور یابند.<ref>صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۶–۳۸۷.</ref> مهم‌ترین کتابی که در غالب شب‌نشینی‌ها خوانده می‌شد [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] بود.<ref>مجیدی کرایی، تاریخ و جغرافیای ممسنی، ۱۳۷۱ش، ص۵۲۳–۵۲۴.</ref> اگر در مجلسی افراد باسواد حضور نداشتند، کهن‌سالان مجلس به‌صورت شفاهی داستانی را بیان می‌کردند.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۳؛ کرزبر یاراحمدی، «کرسی گرم زمستان سرد در لرستان»، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸–۲۴۰.</ref> علاوه بر کتاب در شب‌نشینی شعرهایی به‌ویژه [[دوبیتی]] خوانده می‌شد.<ref>انجوی، گذری و نظری بر فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۲۱۶.</ref> مردم آذربایجان، اشعار محلی موسوم به امیراه می‌خوانند.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۶۳.</ref> در برخی نواحی [[گیلان]] در شب سیزدهم برج تیر اشعار طبری در شب‌نشینی‌ها خوانده می‌شود.<ref>مظفری، پژوهش‌های فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۹.</ref>
در گذشته برخی در شب‌نشینی‌های خود [[کتاب]] و قصه می‌خواندند و چون افراد باسواد آن جامعه کم بود از افراد باسواد دعوت می‌کردند تا در شب‌نشینی حضور یابند.<ref>صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۶–۳۸۷.</ref> مهم‌ترین کتابی که در غالب شب‌نشینی‌ها خوانده می‌شد [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] بود.<ref>مجیدی کرایی، تاریخ و جغرافیای ممسنی، ۱۳۷۱ش، ص۵۲۳–۵۲۴.</ref> اگر در مجلسی افراد باسواد حضور نداشتند، کهن‌سالان مجلس به‌صورت شفاهی داستانی را بیان می‌کردند.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۳؛ کرزبر یاراحمدی، «کرسی گرم زمستان سرد در لرستان»، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸–۲۴۰.</ref> علاوه بر کتاب در شب‌نشینی شعرهایی به‌ویژه [[دوبیتی]] خوانده می‌شد.<ref>انجوی، گذری و نظری بر فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۲۱۶.</ref> مردم آذربایجان، اشعار محلی موسوم به امیراه می‌خوانند.<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۶۳.</ref> در برخی نواحی [[گیلان]] در شب سیزدهم برج تیر اشعار طبری در شب‌نشینی‌ها خوانده می‌شود.<ref>مظفری، پژوهش‌های فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۹.</ref>


یکی دیگر از سرگرمی‌های ایرانیان در شب‌نشینی، گرفتن [[فال]] و خبرگرفتن از سرنوشت خود است. مردم در شب‌نشینی‌های [[شب یلدا]]، چهارشنبهٔ آخر ماه [[صفر]] و [[چهارشنبه سوری]] [[فال حافظ]] می‌گیرند.<ref>بختیاری، سیرجان در آیینهٔ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۲۹۱–۲۹۲.</ref> برخی به [[قرآن]] تفأل زده و چند آیه از آن را جهت دفع نحوست قرائت می‌کنند.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۴۶؛ شعبانی اصل، «آیین شب چله»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.</ref> بازی‌هایی نیز در شب‌نشینی‌ها انجام می‌گیرد. در گیلان در شب سیزده تیرماه «گودره‌بازی» و انگشتر بازی از بازی‌های پرطرفدار بودند.<ref>مظفری، پژوهش‌های فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۵۰.</ref> در گذشته تفریح عمدهٔ مردان در شب‌نشینی کشیدن چپق بود. در بزرک کاشان مسابقهٔ تخمه‌شکستن انجام می‌دهند. هرکس کاسهٔ تخمه خود را زودتر تمام می‌کرد صاحب‌خانه به او یک جوزقند هدیه می‌داد.<ref>جهانی برزکی، برزک نگین کوهستان، ۱۳۸۵ش، ص۹۹.</ref>
یکی دیگر از سرگرمی‌های ایرانیان در شب‌نشینی، گرفتن [[فال]] و خبرگرفتن از سرنوشت خود است. مردم در شب‌نشینی‌های [[شب یلدا]]، چهارشنبهٔ آخر ماه [[صفر]] و [[چهارشنبه سوری]] [[فال حافظ]] می‌گیرند.<ref>بختیاری، سیرجان در آیینهٔ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۲۹۱–۲۹۲.</ref> برخی به [[قرآن]] تفأل زده و چند آیه از آن را جهت دفع نحوست قرائت می‌کنند.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۴۶؛ شعبانی اصل، «آیین شب چله»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.</ref> بازی‌هایی نیز در شب‌نشینی‌ها انجام می‌گیرد. در گیلان در شب سیزده تیرماه «گودره‌بازی» و انگشتر بازی از بازی‌های پرطرفدار بودند.<ref>مظفری، پژوهش‌های فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۵۰.</ref> در گذشته تفریح عمدهٔ مردان در شب‌نشینی کشیدن چپق بود. در بزرک [[کاشان]] مسابقهٔ تخمه‌شکستن انجام می‌دهند. هرکس کاسهٔ تخمه خود را زودتر تمام می‌کرد صاحب‌خانه به او یک جوزقند هدیه می‌داد.<ref>جهانی برزکی، برزک نگین کوهستان، ۱۳۸۵ش، ص۹۹.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==