| خط ۱۹۷: | خط ۱۹۷: | ||
در [[دوره پهلوی|دورهٔ پهلوی]] (۱۳۰۴–۱۳۵۷ش)، رابطهٔ دین و دولت بهکلی دگرگون شد. [[رضاشاه]] و پس از او [[محمدرضا پهلوی]] که خود را پایبند به مذهب شیعه اثنیعشری میخواندند، سیاست [[سکولاریسم]] را در پیش گرفتند و به مبارزهٔ شدید با برخی آموزههای مذهبی و دینی پرداختند. در این دوره، حکومت از نهاد دین و مذهب فاصله گرفت و رابطهٔ دین و دولت به تقابل و تضاد نسبی انجامید. نقطهٔ عطف این تقابل، ظهور [[سید روحالله خمینی]] در سال ۱۳۴۱ش بود. او [[نظریه ولایت فقیه]] را مطرح کرد که بر اساس آن، روحانیون نهتنها حق، بلکه تکلیف دارند که وارد سیاست شوند و حکومت تشکیل دهند. این اندیشه، رویکرد سکولاریستی حاکم را شکست داد و زمینه را برای [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] فراهم کرد.<ref name=":0">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/101130/منابع-قدرت-روحانیت-شیعه-در-ایران?q=پیروزی%20مکتب%20اصولی%20بر%20اخباری،%20استقلال%20مالی%20و%20سیاسی%20نهاد%20روحانیت%20از%20دربار،%20و%20نقش%20علما%20در%20جنبشهای%20اجتماعی%20(مانند%20تحریم%20تنباکو%20و%20مشروطه).&score=9.811056&rownumber=2 قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۲.]</ref> | در [[دوره پهلوی|دورهٔ پهلوی]] (۱۳۰۴–۱۳۵۷ش)، رابطهٔ دین و دولت بهکلی دگرگون شد. [[رضاشاه]] و پس از او [[محمدرضا پهلوی]] که خود را پایبند به مذهب شیعه اثنیعشری میخواندند، سیاست [[سکولاریسم]] را در پیش گرفتند و به مبارزهٔ شدید با برخی آموزههای مذهبی و دینی پرداختند. در این دوره، حکومت از نهاد دین و مذهب فاصله گرفت و رابطهٔ دین و دولت به تقابل و تضاد نسبی انجامید. نقطهٔ عطف این تقابل، ظهور [[سید روحالله خمینی]] در سال ۱۳۴۱ش بود. او [[نظریه ولایت فقیه]] را مطرح کرد که بر اساس آن، روحانیون نهتنها حق، بلکه تکلیف دارند که وارد سیاست شوند و حکومت تشکیل دهند. این اندیشه، رویکرد سکولاریستی حاکم را شکست داد و زمینه را برای [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] فراهم کرد.<ref name=":0">[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/101130/منابع-قدرت-روحانیت-شیعه-در-ایران?q=پیروزی%20مکتب%20اصولی%20بر%20اخباری،%20استقلال%20مالی%20و%20سیاسی%20نهاد%20روحانیت%20از%20دربار،%20و%20نقش%20علما%20در%20جنبشهای%20اجتماعی%20(مانند%20تحریم%20تنباکو%20و%20مشروطه).&score=9.811056&rownumber=2 قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۲.]</ref> | ||
در دورهٔ پهلوی، برخلاف دورهٔ قاجار که بخشهایی از خاک کشور در نتیجه جنگها از دست میرفت، برخی مناطق راهبردی بدون هیچ درگیری نظامی و صرفاً با امضای قراردادهای صلحآمیز واگذار شد. در این دوره، دستکم ۹ منطقه راهبردی از ایران جدا شد، از جمله آرارات و قرهسو به ترکیه، دشت ناامید به افغانستان، اروندرود و مناطق نفتی غرب به عراق، مناطق جنوب اترک و قصبه فیروزه به شوروی، و همچنین بحرین که با نظارت سازمان ملل استقلال یافت. در خلیج فارس نیز جزایر [[جزیره آریانا|آریاینا]] و [[جزیره زرکوه|زرکوه]] بهدلیل عدم اعمال حاکمیت توسط پهلوی، به اشغال امارات درآمد. این واگذاریها بدون درگیری نظامی و با هدف کسب مشروعیت بینالمللی و جلب حمایت قدرتهای خارجی انجام شد.<ref>[https://newspaper.hamshahrionline.ir/oYDvY «جداشدن 9تکه از خاک ایران در دوره پهلویها»، وبسایت روزنامه همشهری.]</ref> | |||
== جمهوری اسلامی == | == جمهوری اسلامی == | ||