حانیه کلهر (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''سیراب‌شیردان'''</big>؛ بخش خوراکی از دستگاه گوارش حیوانات علف‌خوار. سیراب‌شیردان نوعی خوراکی سنتی از اعضای دستگاه گوارش حیوانات نشخوارکننده مانند گوسفند، بز و گاو به‌جز روده‌ آن‌ها است. به سیراب‌شیردان سیرابی یا سیراب‌شیردون نیز می‌...» ایجاد کرد
 
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
<big>'''سیراب‌شیردان'''</big>؛ بخش خوراکی از دستگاه گوارش حیوانات علف‌خوار.
<big>'''سیراب‌شیردان'''</big>؛ بخش خوراکی از دستگاه گوارش حیوانات علف‌خوار.


سیراب‌شیردان نوعی خوراکی سنتی از اعضای دستگاه گوارش حیوانات نشخوارکننده مانند گوسفند، بز و گاو به‌جز روده‌ آن‌ها است. به سیراب‌شیردان سیرابی یا سیراب‌شیردون نیز می‌گویند. دستگاه گوارش حیوان از سیرابی (شکمبه) که معده حیوان است، شیردان (قسمتی از معده گوسفند که شیره در آن ترشح می‌شود)، هزارلا و نگاری تشکیل شده است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شکمبه دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه شکمبه]؛  محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه شیردان؛ دادخواه، «ارزش تغذیه‌ای امعا و احشا(جگر و قلوه، سیرابی، شیردان و دل)»، ۱۳۸۹ش، ص۷۸.</ref>  در سده‌های نخست اسلامی، به خوراکی که از شکمبه گوسفند تهیه می‌شد، «جبجبه» می‌گفتند.<ref>خلیل بن احمد، العین، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۲۶؛ میدانی، السامی فی الاسامی، ۱۹۶۷م، ص۲۰۱؛ ابن‌منظور، لسان، ذیل جبب.</ref>  در قدیم به افرادی که سیراب‌شیردان می‌پختند، «گناه‌پاک‌کن» می‌گفتند؛ زیرا سیراب‌شیردان را از اجزای ناخوشایند حیوان می‌دانستند.<ref>شاردن، سیاحت‌نامه، ۱۳۳۶ش، ج۴، ص۲۵۵.</ref>  سیراب‌شیردان از خوراکی‌های ارزان‌قیمت است و امروزه به‌عنوان عصرانه استفاده می‌شود. در سده‌ی ۱۳ قمری در تهران،‌ خوردن سیراب‌شیردان با نان سنگک مرسوم بود.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۷۶۲.</ref>  سیرابی‌فروش‌ها معمولا در کنار نانوایی‌ها یا جلوی درب سینما، سیرابی می‌فروختند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۷۶۲-۷۶۳؛ شهری، گوشه‌هایی از تاریخ اجتماعی تهران قدیم، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۱۵۰.</ref>  آن‌ها معمولا افراد پاکیزه‌ای بودند که به ریش و دست خود حنا بسته، عرق‌چین به سر داشته و آستین‌های خود را بالا می‌زدند. اسباب کار آن‌ها دیگی مسی بود که هر ماه با قلع، آن را سفید می‌کردند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۷۶۳-۷۶۴. </ref>   
سیراب‌شیردان نوعی خوراکی سنتی از اعضای دستگاه گوارش حیوانات نشخوارکننده مانند گوسفند، بز و گاو به‌جز روده‌ آن‌ها است. به سیراب‌شیردان سیرابی یا سیراب‌شیردون نیز می‌گویند. دستگاه گوارش حیوان از سیرابی (شکمبه) که معده حیوان است، شیردان (قسمتی از معده گوسفند که شیره در آن ترشح می‌شود)، هزارلا و نگاری تشکیل شده است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شکمبه دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه شکمبه]؛  محمد پادشاه، آنندراج، ذیل واژه شیردان؛ دادخواه، «ارزش تغذیه‌ای امعا و احشا(جگر و قلوه، سیرابی، شیردان و دل)»، ۱۳۸۹ش، ص۷۸.</ref>  در سده‌های نخست اسلامی، به خوراکی که از شکمبه گوسفند تهیه می‌شد، «جبجبه» می‌گفتند.<ref>خلیل بن احمد، العین، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۲۶؛ میدانی، السامی فی الاسامی، ۱۹۶۷م، ص۲۰۱؛ ابن‌منظور، لسان، ذیل جبب.</ref>  در قدیم به افرادی که سیراب‌شیردان می‌پختند، «گناه‌پاک‌کن» می‌گفتند؛ زیرا سیراب‌شیردان را از اجزای ناخوشایند حیوان می‌دانستند.<ref>شاردن، سیاحت‌نامه، ۱۳۳۶ش، ج۴، ص۲۵۵.</ref>  سیراب‌شیردان از خوراکی‌های ارزان‌قیمت است و امروزه به‌عنوان عصرانه استفاده می‌شود. در سده‌ی ۱۳ قمری در [[تهران]]،‌ خوردن سیراب‌شیردان با [[نان]] [[سنگک]] مرسوم بود.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۷۶۲.</ref>  سیرابی‌فروش‌ها معمولا در کنار نانوایی‌ها یا جلوی درب سینما، سیرابی می‌فروختند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۷۶۲-۷۶۳؛ شهری، گوشه‌هایی از تاریخ اجتماعی تهران قدیم، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۱۵۰.</ref>  آن‌ها معمولا افراد پاکیزه‌ای بودند که به ریش و دست خود حنا بسته، عرق‌چین به سر داشته و آستین‌های خود را بالا می‌زدند. اسباب کار آن‌ها دیگی مسی بود که هر ماه با قلع، آن را سفید می‌کردند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۷۶۳-۷۶۴. </ref>   
==پاک‌کردن سیراب‌شیردان==
==پاک‌کردن سیراب‌شیردان==
سیراب‌شیردان بوی نامطبوعی دارد و ابتدا باید آن را تمیز کرد و بوی نامطبوع آن را گرفت. در دوران صفویه برای پاک کردن سیراب‌شیردان، ابتدا آن را با صابون شسته و به مدت ۱ ساعت در آب‌نمک قرار می‌دادند و در انتها آن را با آب سرد کاملا می‌شستند.<ref>باورچی بغدادی، «کارنامه در باب طباخی و صنعت آن»، ۱۳۶۰ش، ص۱۷۸.</ref>  در دوران قاجار، شکمبه و شیردان گوسفند را در آب جوش نهاده و پرزهای آن را با کارد می‌تراشیدند.<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۵۴.</ref>  امروزه آن را در آب جوش و سرکه قرار داده و با آب سرد می‌شویند.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۷۹۲.</ref>  در سده‌ی ۱۳ قمری در تهران افرادی با عنوان سیرابی‌پاک‌کن وجود داشتند که حرفه‌ی آن‌ها پاک‌کردن و شستن سیرابی بوده است. این شغل از جمله مشاغل رده پایین در جامعه به‌شمار می‌رفت.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۶۶۳وج۳، ص۷۶۱.</ref>     
سیراب‌شیردان بوی نامطبوعی دارد و ابتدا باید آن را تمیز کرد و بوی نامطبوع آن را گرفت. در دوران صفویه برای پاک کردن سیراب‌شیردان، ابتدا آن را با صابون شسته و به مدت ۱ ساعت در آب‌نمک قرار می‌دادند و در انتها آن را با آب سرد کاملا می‌شستند.<ref>باورچی بغدادی، «کارنامه در باب طباخی و صنعت آن»، ۱۳۶۰ش، ص۱۷۸.</ref>  در دوران قاجار، شکمبه و شیردان گوسفند را در آب جوش نهاده و پرزهای آن را با کارد می‌تراشیدند.<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۵۴.</ref>  امروزه آن را در آب جوش و سرکه قرار داده و با آب سرد می‌شویند.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۷۹۲.</ref>  در سده‌ی ۱۳ قمری در تهران افرادی با عنوان سیرابی‌پاک‌کن وجود داشتند که حرفه‌ی آن‌ها پاک‌کردن و شستن سیرابی بوده است. این شغل از جمله مشاغل رده پایین در جامعه به‌شمار می‌رفت.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۶۶۳وج۳، ص۷۶۱.</ref>