صفحه‌ای تازه حاوی «'''<big>تفسیر قرآن</big>'''؛ بیان معنا و کشف مقصود آیات قرآن بر اساس قواعد زبان عربی و اصول عقلایی محاوره. ==مفهوم‌شناسی== واژه تفسیر در لغت به معنای ایضاح و تبیین است.<ref>فراهیدی، العین، 1409ق، ذیل واژه «‌فسر‌».</ref> تفسیر در اصطلاح، گاهی به‌عنوان کار...» ایجاد کرد
 
جز ویکی سازی
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            = 
| زیرنویس تصویر    = 
| image_alt        =
| فایل پادکست      = 
| حجم فایلپادکست    = 
| تاریخ پادکست      = 
| زیرنویس عنوان    = 
| عنوان اصلی        =
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =
| نخستین کاربرد    =
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          =
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =
| آثار مرتبط        =
}}
'''<big>تفسیر قرآن</big>'''؛ بیان معنا و کشف مقصود آیات قرآن بر اساس قواعد زبان عربی و اصول عقلایی محاوره.
'''<big>تفسیر قرآن</big>'''؛ بیان معنا و کشف مقصود آیات قرآن بر اساس قواعد زبان عربی و اصول عقلایی محاوره.
==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==
خط ۵: خط ۳۵:
دو مصطلح تفسیر و تأویل در عرف مفسران با یکدیگر پیوند معنایی دارند؛ با وجود تفاوت معنای لغوی تفسیر (کشف و بیان) و تأویل (از مآل به معنای عاقبت و مرجع)، در مورد معنای اصطلاحی این دو، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است؛ کهن‌ترین دیدگاه از ابوعبید است که دو مصطلح تفسیر و تأویل را مترادف شمرده است.<ref>السیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، 1416ق، ج2، ص1189.</ref> در دوره‌های متأخر، تأویل به معنای بازگرداندن لفظ از معنای ظاهری و حمل آن بر معنای غیر ظاهر با تکیه بر ادله عقلی یا نقلی، منفصل دانسته می‌شود. دسته‌ای دیگر، تفسیر را ناظر به نقل روایات تفسیری و تأویل را ناظر به درایت و اجتهاد در فهم مرادات آیه دانسته‌اند.<ref>الزرکشی، البرهان فی‌ علوم‌ القرآن، 1376ق، ج1، ص150.</ref> در روایتی از امام باقرعلیه السلام، تأویل، مترادف باطن شمرده شده و هر دو در مقابل معنای تنزیلی و ظاهری آیه قرار گرفته‌اند.<ref>الصفار، بصائر الدرجات، 1404ق، ص223.</ref>  
دو مصطلح تفسیر و تأویل در عرف مفسران با یکدیگر پیوند معنایی دارند؛ با وجود تفاوت معنای لغوی تفسیر (کشف و بیان) و تأویل (از مآل به معنای عاقبت و مرجع)، در مورد معنای اصطلاحی این دو، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است؛ کهن‌ترین دیدگاه از ابوعبید است که دو مصطلح تفسیر و تأویل را مترادف شمرده است.<ref>السیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، 1416ق، ج2، ص1189.</ref> در دوره‌های متأخر، تأویل به معنای بازگرداندن لفظ از معنای ظاهری و حمل آن بر معنای غیر ظاهر با تکیه بر ادله عقلی یا نقلی، منفصل دانسته می‌شود. دسته‌ای دیگر، تفسیر را ناظر به نقل روایات تفسیری و تأویل را ناظر به درایت و اجتهاد در فهم مرادات آیه دانسته‌اند.<ref>الزرکشی، البرهان فی‌ علوم‌ القرآن، 1376ق، ج1، ص150.</ref> در روایتی از امام باقرعلیه السلام، تأویل، مترادف باطن شمرده شده و هر دو در مقابل معنای تنزیلی و ظاهری آیه قرار گرفته‌اند.<ref>الصفار، بصائر الدرجات، 1404ق، ص223.</ref>  
==اهمیت و ضرورت تفسیر==
==اهمیت و ضرورت تفسیر==
قرآن به زبان عربی نازل شده است، اما به دلیل اشتمال آن بر معارف اعتقادی و احکام و همچنین به‌دلیل تقدیم، تأخیر، ناسخ، منسوخ، اجمال و تفصیل در آیات، پیامبر اکرم از همان آغاز به شرح و توضیح آیات قرآن پرداخت.<ref>ابن‌خلدون، مقدمه‌ ابن‌‌خلدون، ص438-439.</ref> به اعتقاد زرکشی، اعراب در زمان نزول آیات با سؤال کردن از پیامبر به باطن و ظرایف آیات دست می‌یافتند؛ این ویژگی‌ها به همراه نامأنوس بودن برخی از الفاظ قرآن و فاصله زمانی تدریجی با روزگار نزول آیات،<ref>الراغب، مقدمه جامع ‌التفاسیر، 1405ق، ص47-48.</ref> ضرورت تفسیر را بیشتر کرده است.<ref>معرفت، التفسیر و المفسرون، 1426ق، ج1، ص17-18. </ref>   
قرآن به [[زبان عربی]] نازل شده است، اما به دلیل اشتمال آن بر معارف اعتقادی و احکام و همچنین به‌دلیل تقدیم، تأخیر، ناسخ، منسوخ، اجمال و تفصیل در آیات، پیامبر اکرم از همان آغاز به شرح و توضیح آیات قرآن پرداخت.<ref>ابن‌خلدون، مقدمه‌ ابن‌‌خلدون، ص438-439.</ref> به اعتقاد زرکشی، اعراب در زمان نزول آیات با سؤال کردن از پیامبر به باطن و ظرایف آیات دست می‌یافتند؛ این ویژگی‌ها به همراه نامأنوس بودن برخی از الفاظ قرآن و فاصله زمانی تدریجی با روزگار نزول آیات،<ref>الراغب، مقدمه جامع ‌التفاسیر، 1405ق، ص47-48.</ref> ضرورت تفسیر را بیشتر کرده است.<ref>معرفت، التفسیر و المفسرون، 1426ق، ج1، ص17-18. </ref>   
==مبانی تفسیر==
==مبانی تفسیر==
تفسیر قرآن بر اصول موضوعه و باورهایی استوار است که اصل امکان و جواز تفسیر یا کیفیت و روش و اصول و قواعد تفسیر را مورد توجه قرار داده و به آنها جهت می‌دهد.<ref>رجبی، روش‌شناسی‌ تفسیرقرآن، 1379ش،  ص3. </ref> رویکردها، روش‌ها و گرایش‌های تفسیری نیز متأثر از مبانی تفسیر است.<ref>مؤدب، مبانی‌ تفسیر قرآن، 1386ش،  ص25.</ref> انواع مبانی تفسیر عبارت‌اند از:  
تفسیر قرآن بر اصول موضوعه و باورهایی استوار است که اصل امکان و جواز تفسیر یا کیفیت و روش و اصول و قواعد تفسیر را مورد توجه قرار داده و به آنها جهت می‌دهد.<ref>رجبی، روش‌شناسی‌ تفسیرقرآن، 1379ش،  ص3. </ref> رویکردها، روش‌ها و گرایش‌های تفسیری نیز متأثر از مبانی تفسیر است.<ref>مؤدب، مبانی‌ تفسیر قرآن، 1386ش،  ص25.</ref> انواع مبانی تفسیر عبارت‌اند از:  
خط ۱۵: خط ۴۵:


==آداب و شرایط تفسیر==
==آداب و شرایط تفسیر==
با هدف کاهش خطای مفسر، مجموعه‌ای از آداب و شرایط برای تفسیر، تعیین شده است.<ref>الحکیم، تفسیر سورة‌ الحمد، 1420ق، ص32.</ref> این چاره‌جویی، ریشه در روایاتی دارد که از تفسیر قرآن بدون علم،<ref>البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، 1415ق، ج1، ص39-47.</ref> و بدون آگاهی از ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید<ref>البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن ، 1415ق، ج1، ص39-47.</ref> و بدون مراجعه به روایات<ref>البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن ،  1415ق، ج1، ص39-47.</ref> نهی کرده‌اند. از جمله این آداب و شرایط می‌توان به شرایط نفسی و شرایط علمی، که خود شامل علم لغت، علم صرف و نحو، علوم بلاغی (معانی، بیان، بدیع)، علوم قرآن، علوم حدیث، فقه و اصول فقه می‌شود، اشاره کرد.<ref>الزرکشی، البرهان فی‌علوم‌ القرآن، 1376ق، ج2، صص153-156 و 173-174.</ref>   
با هدف کاهش خطای مفسر، مجموعه‌ای از آداب و شرایط برای تفسیر، تعیین شده است.<ref>الحکیم، تفسیر سورة‌ الحمد، 1420ق، ص32.</ref> این چاره‌جویی، ریشه در روایاتی دارد که از تفسیر قرآن بدون علم،<ref>البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، 1415ق، ج1، ص39-47.</ref> و بدون آگاهی از ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید<ref>البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن ، 1415ق، ج1، ص39-47.</ref> و بدون مراجعه به روایات<ref>البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن ،  1415ق، ج1، ص39-47.</ref> نهی کرده‌اند. از جمله این آداب و شرایط می‌توان به شرایط نفسی و شرایط علمی، که خود شامل علم لغت، علم صرف و نحو، علوم بلاغی (معانی، بیان، بدیع)، [[علوم قرآن]]، [[علوم حدیث]]، [[فقه اسلامی|فقه]] و [[اصول فقه]] می‌شود، اشاره کرد.<ref>الزرکشی، البرهان فی‌علوم‌ القرآن، 1376ق، ج2، صص153-156 و 173-174.</ref>   
استفاده از منابع معتبر و مراعات قواعد تفسیر<ref>السبت، قواعد التفسیر، ج1، 1421ق، ص36-38.</ref> از دیگر شرایط ضروری برای تفسیر است.
استفاده از منابع معتبر و مراعات قواعد تفسیر<ref>السبت، قواعد التفسیر، ج1، 1421ق، ص36-38.</ref> از دیگر شرایط ضروری برای تفسیر است.
==منابع و ابزارهای تفسیر==
==منابع و ابزارهای تفسیر==
منابع تفسیر، مجموعه‌ای از معلومات عقلی، نقلی و تجربی است که با آیات قرآن مرتبط‌اند و برای فهم مقصود خداوند، به‌عنوان دلیل آورده می‌شوند. منابع نقلی عبارت‌اند از: قرآن‌، روایات، لغت و تاریخ. منابع عقلی نیز شامل بدیهیات و مقدمات عقلی قطعی است. منابع علمی نیز شامل علوم تجربی و انسانی است.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها، 1396ش، ص92.</ref> این منابع را زرکشی با عنوان «مآخذ تفسیر»<ref>الزرکشی، البرهان فی‌علوم‌القرآن، 1376ق، ج2، ص156.</ref> ذکر کرده و سیوطی آن‌ها را در الاتقان آورده است.<ref>السیوطی، الاتقان، 1416ق، ج2، ص472-475.</ref> قرآن پژوهان معاصر نیز با عنوان مصادر<ref>علی الصغیر، المبادی ‌العامه، 1420ق، ص59.</ref> و اصول تفسیر،<ref>الخویی، البیان، 1401ق، ص349.</ref> به این بحث پرداخته‌اند.  
منابع تفسیر، مجموعه‌ای از معلومات عقلی، نقلی و تجربی است که با آیات قرآن مرتبط‌اند و برای فهم مقصود خداوند، به‌عنوان دلیل آورده می‌شوند. منابع نقلی عبارت‌اند از: قرآن‌، روایات، لغت و تاریخ. منابع عقلی نیز شامل بدیهیات و مقدمات عقلی قطعی است. منابع علمی نیز شامل علوم تجربی و انسانی است.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها، 1396ش، ص92.</ref> این منابع را زرکشی با عنوان «مآخذ تفسیر»<ref>الزرکشی، البرهان فی‌علوم‌القرآن، 1376ق، ج2، ص156.</ref> ذکر کرده و سیوطی آن‌ها را در الاتقان آورده است.<ref>السیوطی، الاتقان، 1416ق، ج2، ص472-475.</ref> قرآن پژوهان معاصر نیز با عنوان مصادر<ref>علی الصغیر، المبادی ‌العامه، 1420ق، ص59.</ref> و اصول تفسیر،<ref>الخویی، البیان، 1401ق، ص349.</ref> به این بحث پرداخته‌اند.  
خط ۳۱: خط ۶۲:
# علوم حدیث.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها، 1396ش، ص100-107.</ref>
# علوم حدیث.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها، 1396ش، ص100-107.</ref>
==تاریخ پیدایش تفسیر==
==تاریخ پیدایش تفسیر==
پیامبر اکرم همزمان با نزول قرآن، آیاتی را که برای صحابه قابل فهم نبود، شرح می‌داد.<ref>ابن‌عاشور، التحریر والتنویر، [بی‌تا]، ج1، ص13. </ref> برجسته‌ترین شاگرد مدرسۀ تفسیر در این دوره، امام علی بود.<ref>الاندسی، المحرر الوجیز، 1413ق، ج1، ص41. </ref> پس از رسول خدا، صحابه، تفسیر را با نقل حدیث، دنبال کردند. تابعان نیز از صحابه یا از یکدیگر نقل می‌کردند. این مرحله تا پایان قرن اول هجری به طول انجامید.<ref>ذهبی، التفسیر والمفسرون، 1407ق، ج1، ص 145-147.</ref> در قرن دوم هجری و با تدوین تفسیر، کم‌کم تفسیر از حالت نقل مأثور خارج شد.<ref>معرفت، تفسیر و مفسران،  1373ش، ج2، ص9-11.</ref> امامان شیعه در این دوران، بیشترین نقش را در گسترش، تعمیق و نشر تفسیر قرآن داشتند و با ارائه روش صحیح در تفسیر قرآن<ref>العیاشی، تفسیر عیاشی، [بی‌تا]، ج1، ص17-18.</ref> از آسیب‌های آن، جلوگیری می‌کردند.<ref>کلینی، الکافی، 1375ش، ج8، ص311.</ref> در سده‌های اخیر با گسترش دانش و گوناگونی نیازهای بشر، تحولی بزرگ در شیوه‌ها و سبک‌های تفسیری ایجاد گردید و روش‌های جدیدی در تفسیر موضوعی پدیدار شد.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها،  1396ش، ص124.</ref> علامه طباطبایی (1281-1360ش) از مفسران معاصر است که با روش تفسیر قرآن به قرآن و با گرایش ادبی اجتماعی، کتاب «المیزان فی تفسیر القرآن» را تدوین کرد.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها،  1396ش، ص127.</ref>
[[حضرت محمد|پیامبر اکرم]] همزمان با نزول قرآن، آیاتی را که برای صحابه قابل فهم نبود، شرح می‌داد.<ref>ابن‌عاشور، التحریر والتنویر، [بی‌تا]، ج1، ص13. </ref> برجسته‌ترین شاگرد مدرسۀ تفسیر در این دوره، [[امام علی]] بود.<ref>الاندسی، المحرر الوجیز، 1413ق، ج1، ص41. </ref> پس از رسول خدا، [[صحابه]]، تفسیر را با نقل حدیث، دنبال کردند. [[تابعان]] نیز از صحابه یا از یکدیگر نقل می‌کردند. این مرحله تا پایان قرن اول هجری به طول انجامید.<ref>ذهبی، التفسیر والمفسرون، 1407ق، ج1، ص 145-147.</ref> در قرن دوم هجری و با تدوین تفسیر، کم‌کم تفسیر از حالت نقل مأثور خارج شد.<ref>معرفت، تفسیر و مفسران،  1373ش، ج2، ص9-11.</ref> [[امامان شیعه]] در این دوران، بیشترین نقش را در گسترش، تعمیق و نشر تفسیر قرآن داشتند و با ارائه روش صحیح در تفسیر قرآن<ref>العیاشی، تفسیر عیاشی، [بی‌تا]، ج1، ص17-18.</ref> از آسیب‌های آن، جلوگیری می‌کردند.<ref>کلینی، الکافی، 1375ش، ج8، ص311.</ref> در سده‌های اخیر با گسترش دانش و گوناگونی نیازهای بشر، تحولی بزرگ در شیوه‌ها و سبک‌های تفسیری ایجاد گردید و روش‌های جدیدی در تفسیر موضوعی پدیدار شد.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها،  1396ش، ص124.</ref> [[علامه طباطبایی]] (۱۲۸۱-۱۳۶۰ش) از مفسرانی است که با روش تفسیر قرآن به قرآن و با گرایش ادبی اجتماعی، کتاب [[المیزان فی تفسیر القرآن]] را تدوین کرد.<ref>انصاری، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روش‌ها وگرایش‌ها،  1396ش، ص127.</ref>
 
==اقسام  تفسیر==
==اقسام  تفسیر==
تفسیر قرآن به دو قسم ترتیبی و موضوعی تقسیم می‌شود؛ تفسیر ترتیبی، شیوه‌ای در تفسیر قرآن به ترتیب مصحف یا ترتیب نزول آیات است که از سورۀ فاتحه شروع و به ناس، ختم می‌شود. نخستین تفسیر ترتیبی پیوستۀ قرآن، معانی القرآن فراء است.<ref>معرفت، تفسیر و مفسران،  1373ش، ج2، ص11.</ref>  
تفسیر قرآن به دو قسم ترتیبی و موضوعی تقسیم می‌شود؛ تفسیر ترتیبی، شیوه‌ای در تفسیر قرآن به ترتیب مصحف یا ترتیب نزول آیات است که از [[سوره فاتحه]] شروع و به [[سوره ناس]]، ختم می‌شود. نخستین تفسیر ترتیبی پیوستۀ قرآن، معانی القرآن فراء است.<ref>معرفت، تفسیر و مفسران،  1373ش، ج2، ص11.</ref>  
در تفسیر موضوعی، به تفسیر آیات قرآن درباره موضوعی خاص، پرداخته می‌شود.<ref>صدر، المدرسه القرآنیه، 1421ق، ص23.</ref> علامه طباطبایی، پیشگام تفسیر موضوعی در شرق بوده است. او در المیزان، موضوعات فراوانی را با این رویکرد، بررسی کرده است.<ref>. طباطبایی،المیزان، 1393ق، ج1، صص157-186 و 270-276؛ ج2، ص260-287؛ ج6، ص86-104.</ref> مهم‌ترین آثار در تفسیر موضوعی، عبارت‌اند از: تفسیر موضوعی قرآن مجید از  عبدالله جوادی آملی، مفاهیم القرآن از جعفر سبحانی، پیام قرآن از  ناصر مکارم شیرازی.
در تفسیر موضوعی، به تفسیر آیات قرآن درباره موضوعی خاص، پرداخته می‌شود.<ref>صدر، المدرسه القرآنیه، 1421ق، ص23.</ref> علامه طباطبایی، پیشگام تفسیر موضوعی در شرق بوده است. او در المیزان، موضوعات فراوانی را با این رویکرد، بررسی کرده است.<ref>. طباطبایی،المیزان، 1393ق، ج1، صص157-186 و 270-276؛ ج2، ص260-287؛ ج6، ص86-104.</ref> مهم‌ترین آثار در تفسیر موضوعی، عبارت‌اند از: تفسیر موضوعی قرآن مجید از  [[عبدالله جوادی آملی]]، مفاهیم القرآن از [[جعفر سبحانی]]، پیام قرآن از  [[ناصر مکارم شیرازی]].
 
==روش‌ها  و گرایش‌ها در تفسیر==
==روش‌ها  و گرایش‌ها در تفسیر==
روش‌ تفسیر، به چگونگی کشف و استخراج معانی و مقاصد آیات قرآن بر اساس منابع و ابزار تفسیری، گفته می‌شود و دو قسم است:  
روش‌ تفسیر، به چگونگی کشف و استخراج معانی و مقاصد آیات قرآن بر اساس منابع و ابزار تفسیری، گفته می‌شود و دو قسم است: