(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴:
خط ۴:
به امانت دادن بخشی از دارایی به دیگران، از جمله مناسبات [[زندگی]] اجتماعی با کارکردهای بسیار است. در مقابل، تلاش برای حفظ آنچه به امانت در اختیار فرد قرار گرفته، به استمرار این فضیلت اخلاقی در جامعه، یاری میرساند. استواری جامعه و [[خانواده]] در گرو این فضیلت اخلاقی دانسته شده است.
به امانت دادن بخشی از دارایی به دیگران، از جمله مناسبات [[زندگی]] اجتماعی با کارکردهای بسیار است. در مقابل، تلاش برای حفظ آنچه به امانت در اختیار فرد قرار گرفته، به استمرار این فضیلت اخلاقی در جامعه، یاری میرساند. استواری جامعه و [[خانواده]] در گرو این فضیلت اخلاقی دانسته شده است.
==مفهومشناسی امانت داری==
==مفهومشناسی امانتداری==
واژهٔ امانت بهمعنای راستی و ضد خیانت،<ref>دهخدا، لغتنامه، ذیل واژهٔ امانت.</ref> در اصطلاح بهمعنای دارایی یا جنسی است که مالک یا شارع در اختیار فرد میگذارد.<ref>انصاری، الموسوعه الفقهیه المسیره، 1424ق، ص105-106.</ref> هرگاه کسی، چیزی را از دیگری به امانت بگیرد تا پس از برطرف شدن نیاز، آن را بازگرداند، در فرهنگ [[مسلمانان]] و [[فقه اسلامی|فقه]] اسلامی، «عاریه» نامیده میشود.<ref>شهید ثانی، الروضه البهیه، بیتا، ج4، ص255.</ref> تفاوت عاریه با امانت آن است که در عاریه، مال به جهت استفاده در اختیار فرد قرار میگیرد ولی در امانت، شخص بدون اجازهٔ صاحب مال حق تصرف در مال را ندارد؛<ref>[https://www.makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=40194&mid=250988 «تفاوت عاریه با امانت»، پایگاه اطلاعرسانی آیتالله العظمی مکارم شیرازی.]</ref> اما در هر دو صورت، شخص باید در حفظ مال غیر که نزد او است، کوشا باشد که به این حالت، امانتداری گفته میشود.
واژهٔ امانت بهمعنای راستی و ضد خیانت،<ref>دهخدا، لغتنامه، ذیل واژهٔ امانت.</ref> در اصطلاح بهمعنای دارایی یا جنسی است که مالک یا شارع در اختیار فرد میگذارد.<ref>انصاری، الموسوعه الفقهیه المسیره، 1424ق، ص105-106.</ref> هرگاه کسی، چیزی را از دیگری به امانت بگیرد تا پس از برطرف شدن نیاز، آن را بازگرداند، در فرهنگ [[مسلمانان]] و [[فقه اسلامی|فقه]] اسلامی، «عاریه» نامیده میشود.<ref>شهید ثانی، الروضه البهیه، بیتا، ج4، ص255.</ref> تفاوت عاریه با امانت آن است که در عاریه، مال به جهت استفاده در اختیار فرد قرار میگیرد ولی در امانت، شخص بدون اجازهٔ صاحب مال حق تصرف در مال را ندارد؛<ref>[https://www.makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=40194&mid=250988 «تفاوت عاریه با امانت»، پایگاه اطلاعرسانی آیتالله العظمی مکارم شیرازی.]</ref> اما در هر دو صورت، شخص باید در حفظ مال غیر که نزد او است، کوشا باشد که به این حالت، امانتداری گفته میشود.
نسخهٔ کنونی تا ۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۱
حاج حسن نعلچگر - امانت داریحاج حسن نعلچگر ۴۵ سال است چشمبهراه صاحب دوچرخهای مانده که روزی مقابل مغازهاش گذاشته شد
امانتداری؛ تلاش برای نگهداری از دارایی دیگری که در اختیار فرد قرار گرفته است.
به امانت دادن بخشی از دارایی به دیگران، از جمله مناسبات زندگی اجتماعی با کارکردهای بسیار است. در مقابل، تلاش برای حفظ آنچه به امانت در اختیار فرد قرار گرفته، به استمرار این فضیلت اخلاقی در جامعه، یاری میرساند. استواری جامعه و خانواده در گرو این فضیلت اخلاقی دانسته شده است.
مفهومشناسی امانتداری
واژهٔ امانت بهمعنای راستی و ضد خیانت،[۱] در اصطلاح بهمعنای دارایی یا جنسی است که مالک یا شارع در اختیار فرد میگذارد.[۲] هرگاه کسی، چیزی را از دیگری به امانت بگیرد تا پس از برطرف شدن نیاز، آن را بازگرداند، در فرهنگ مسلمانان و فقه اسلامی، «عاریه» نامیده میشود.[۳] تفاوت عاریه با امانت آن است که در عاریه، مال به جهت استفاده در اختیار فرد قرار میگیرد ولی در امانت، شخص بدون اجازهٔ صاحب مال حق تصرف در مال را ندارد؛[۴] اما در هر دو صورت، شخص باید در حفظ مال غیر که نزد او است، کوشا باشد که به این حالت، امانتداری گفته میشود.
امانتداری در آموزههای اسلام
امانتداری نقش بسزایی در سلامت روابط اجتماعی دارد.[۵]اسلام، امانتداری را در جایگاه بالایی از مراتب ایمان دانسته،[۶]مسلمانان را به امانتداری فرمان داده[۷] و از امانتشکنی نهی کرده است.[۸]پیامبر اسلام امانتداری را معیار شناخت انسان دیندار[۹] و امانتشکنی را از نشانههای منافق[۱۰] میداند. امام صادق نیز از شخص امانتدار با عنوان شریک مال مردم یاد میکند.[۱۱]
اقسام امانتداری
امانتداری مانند دیگر مفاهیم اجتماعی از معنایی فراگیر برخوردار است و علاوه بر امانت مالی، شامل مسئولیتها، سرمایههای انسانی و فرهنگی، میراث تاریخی و خود انسان میشود.[۱۲] در فرهنگ قرآن، علاوه بر توجه به ضرورت امانتداری و حرمت امانتشکنی انسان نسبت به همنوعان، به موارد زیر نیز توجه شده است:
امانتهای خداوند؛[۱۳] مانند فرایض الهی[۱۴] و نیز پیمانی که هر انسانی در ازل با خداوند بسته است.[۱۵]
امانتهای پیامبر؛[۱۶] مفسران، امانتهای پیامبر را با قرآن و عترت پیامبر خدا، تطبیق کردهاند.[۱۷]
امانتداری انسان نسبت به خود؛[۱۸] مطابق مبانی اسلامی انسان مالک مطلق روح، ذهن و جسم خود نیست، بلکه اینها امانتی است که از سوی خداوند بهعنوان مالک حقیقی به او اعطا شده است و باید در مسیر نیل به اهدافی بهکار گرفته شود که خداوند برای زندگی او تعیین کرده است. از این رو، سفارش شده است که در حق خود خیانت نکند و خیانت به خود بهمعنای محروم ساختن خود از حقوق مسلم و لذات شرعی و معنوی است؛[۱۹] همچنین امانت داری بهمعنای حفظ عزّت و آبروی خود است.[۲۰] در منابع دینی پذیرش مسئولیتهای بیش از توان، طمع کردن، حفظنکردن اسرار شخصی، تنبلی، سستی و گناه مصادیق خیانت به خود شمرده شدهاند.[۲۱]امانت داریخیاطی که نیمقرن است پارچه کتوشلوار مشتری ناشناس را به امانت نگاه داشته است
امانتداری نسبت به دیگران؛ مانند کسانی که انسان با آنها تعامل و ارتباط دارد.[۲۲]
با توجه به رویکرد اجتماعی دین اسلام، حفظ امانت در حقوق اجتماعی نیز مورد تأکید قرآن بوده است. از این حیث، امانتداری سرمایههای جمعی نیز شامل دو دسته میشود:
امانتهای مادی
شامل اموال عمومی، بیتالمال و منابع طبیعی که باید بهخوبی محافظت شوند.[۲۳] از این منظر، حتی اموال شخصی افراد نیز بخشی از ثروت عمومی جامعه است که بهعنوان امانت خداوند، باید بهدرستی مصرف شود.[۲۴]
امانتهای معنوی
مراد از امانتهای معنوی، مسئولیتهای انسان نسبت به خود و دیگران است؛ مانند اهمیت دادن به حفظ جان خود و تندرستی دیگران،[۲۵] حفظ اعتبار و آبرو،[۲۶] حفظ اسرار،[۲۷] عهد و پیمان[۲۸] و مشورت.[۲۹]
مناصب و مقامات دولتی امانت همگانی است که واگذاری آن به نااهل خیانت است. همچنانکه استفاده نادرست از آن نیز خیانت محسوب میشود.[۳۰]
اسرار عمومی مانند اسرار حکومت و جامعه، اطلاعات استراتژیک و هر نوع اطلاعی که سرمایه حیاتی یک کشور بهحساب میآید.[۳۱]
علم در اختیار انسان نیز امانت معنوی است و عدم نشر آن خیانت است.[۳۲]
حرمت، عزت، اقتدار، آبرو و حیثیت جامعه یک امانت جمعی و ملی است و دامنزدن به ناهنجاریهای اخلاقی و بیعفتی، از مصادیق خیانت به جامعه و عفت عمومی بهحساب میآید؛[۳۳] حفظ حرمت و منزلت رهبر جامعه نیز یک امانت است که همگان به محافظت از آن مأمور هستند.[۳۴]
عوامل گسترش و تقویت روحیهٔ امانتداری
بر اساس متون دینی اسلام، عوامل گسترش و نهادینهسازی امانتداری در جامعه عبارت است از: ایمان،[۳۵] پاداش[۳۶] و کیفر،[۳۷] نظارت[۳۸] و برخورد قاطع با خیانتکاران.[۳۹]
آثار امانتداری
از منظر پژوهشگران حوزهٔ دین، اگر امانتداری در جامعه بهدرستی اجرا شود آثار ذیل را بهدنبال خواهد داشت:
امانتداری در استواری جوامع بشری در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نقش بسزایی دارد و اگر امانتشکنی رخ دهد، اعتماد دوسویه جای خود را به پریشانی و نگرانی داده و شیرازهٔ زندگی اجتماعی مردم از هم خواهد پاشید.[۴۶] خیانت در امانتهای اجتماعی و دولتی، نکوهیدهتر از خیانت در امور فردی است.[۴۷] از جمله عوامل خیانت در امانت عبارتاند از: انحراف عقیده،[۴۸] مانند کفر،[۴۹]نفاق و[۵۰]شرک،[۵۱] حمایت از خیانتکاران،[۵۲] بدگمانی،[۵۳] نادانی و ناآگاهی،[۵۴]حسادت[۵۵] و افسردگی.[۵۶]
پیامدهای امانتشکنی
از جمله پیامدهای زیانبار امانتشکنی عبارتاند از: سستی دینباوری،[۵۷] خواری فرد امانتشکن،[۵۸] مورد لعنت خدا واقعشدن،[۵۹] شرمساری و ذلت،[۶۰] تنگدستی و انزوای اجتماعی،[۶۱] افزایش بیاعتمادی و کاهش سرمایه اجتماعی[۶۲] و افزایش گناه و سوءظن در جامعه.[۶۳]
راهکار دینی برای جلوگیری از خیانت در امانت
از منظر آموزههای اسلام، مهمترین راهکار برای جلوگیری از خیانت در امانت، الزام درونی و ضمانت بیرونی است. مهمترین الزام درونی ایمان به مبدأ و معاد و مهمترین الزام بیرونی اجرای عادلانهٔ قوانین در جامعه است.[۶۴]
رابطه تحکیم خانواده با امانتداری
حفظ نظام خانواده در دین اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. در قرآن کریم، مرد بهعنوان سرپرست خانواده و زن بهعنوان امانتدار حقوق، اسرار و اموال خانواده، معرفی شده است؛[۶۵] اما انگارهٔ حاکمیت مطلق شوهر در خانواده که زن را مسلوبالاختیار میپندارد، در تعارض با آموزههای دین بوده و آرامش را از افراد خانواده سلب میکند.
از منظر روانشناسی اسلامی، شوهرانی که از «منی» گذر کرده و بهجای حس مالکیت نسبت به همسر و فرزندان، خود را امانتدار این نعمتهای الهی بدانند، محیط خانوادگی بهتری را تجربه میکنند و زمینه را برای رشد و کمال اعضای خانواده فراهم میکنند.[۶۶] از این منظر، تغییر حس مالکیت به حس امانتداری، زندگی را زیباتر و معنویتر میکند.[۶۷]