برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''خانواده دموکراتیک؛'''}} نوعی از خانواده بر مبنای نادیده گرفتن تفاوتهای جنسیتی در مدیریت خانواده. | {{درشت|'''خانواده دموکراتیک؛'''}} نوعی از خانواده بر مبنای نادیده گرفتن تفاوتهای جنسیتی در مدیریت خانواده. | ||
| خط ۷: | خط ۶: | ||
== مفهومشناسی خانواده دموکراتیک == | == مفهومشناسی خانواده دموکراتیک == | ||
محققان در تبیین مفهوم خانوادهٔ دموکراتیک، آن را در تقابل با مفهومشناسی و توصیف ویژگیهای «خانوادهٔ استبدادی» و «خانوادهٔ اخلاقی» (اسلامی) مطرح کردهاند تا درک بهتری حاصل شود؛ خانوادهٔ استبدادی ریشه در فرهنگ قبیلهای دارد و بهدلیل مواجههٔ قبایل با طبیعت خشن و جنگهای مستمر، «زورمداری» بنیادیترین عامل برای ارزشگذاریهای اجتماعی محسوب میشود. بر مبنای این فرهنگ، نهاد [[خانواده]] بهشکل استبدادی «[[مردسالاری|مردسالار]]» ساخت مییابد که در آن مرد نماد قدرت خانوادگی بوده و زن ناگزیر از اطاعت شوهر است.<ref>عنبرسوز، زن در ایران باستان، 1389ش، ص188.</ref> | محققان در تبیین مفهوم خانوادهٔ دموکراتیک، آن را در تقابل با مفهومشناسی و توصیف ویژگیهای «خانوادهٔ استبدادی» و «خانوادهٔ اخلاقی» (اسلامی) مطرح کردهاند تا درک بهتری حاصل شود؛ خانوادهٔ استبدادی ریشه در فرهنگ قبیلهای دارد و بهدلیل مواجههٔ قبایل با طبیعت خشن و جنگهای مستمر، «زورمداری» بنیادیترین عامل برای ارزشگذاریهای اجتماعی محسوب میشود. بر مبنای این فرهنگ، نهاد [[خانواده]] بهشکل استبدادی «[[مردسالاری|مردسالار]]» ساخت مییابد که در آن مرد نماد قدرت خانوادگی بوده و زن ناگزیر از اطاعت شوهر است.<ref>عنبرسوز، زن در ایران باستان، 1389ش، ص188.</ref> | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۶: | ||
== مبنای نظری خانوادهٔ دموکراتیک == | == مبنای نظری خانوادهٔ دموکراتیک == | ||
پژوهشگران معتقدند که خانوادهٔ دموکراتیک، بر مبنای نظری انکار تفاوتهای مرد و زن (تفاوت جنسیتی) استوار است؛ [[مردسالاری]] در کنار نژادپرستی و اشرافیتگرایی، از ویژگیهای مهم تاریخ غرب بوده و باعث شده است که در غرب مدرن واکنشهای تند علیه این تبعیضها شکل بگیرد و مساواتطلبی تبدیل به خواست عمومی شود. در کنار جنبشهای فراگیر اجتماعی، جریانهای [[فمینیسم|فمینیستی]] نیز با شعار برابری جنسیتی به وجود آمد.<ref>محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص92.</ref> | پژوهشگران معتقدند که خانوادهٔ دموکراتیک، بر مبنای نظری انکار تفاوتهای مرد و زن (تفاوت جنسیتی) استوار است؛ [[مردسالاری]] در کنار نژادپرستی و اشرافیتگرایی، از ویژگیهای مهم تاریخ غرب بوده و باعث شده است که در غرب مدرن واکنشهای تند علیه این تبعیضها شکل بگیرد و مساواتطلبی تبدیل به خواست عمومی شود. در کنار جنبشهای فراگیر اجتماعی، جریانهای [[فمینیسم|فمینیستی]] نیز با شعار برابری جنسیتی به وجود آمد.<ref>محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص92.</ref> | ||
| خط ۳۰: | خط ۲۷: | ||
== هویت زن در خانوادهٔ دموکراتیک == | == هویت زن در خانوادهٔ دموکراتیک == | ||
به عقیدهٔ پژوهشگران جریان دموکراتیکشدن خانواده و انکار تفاوتهای جنسیتی در فرهنگ مدرن، زنان غربی را با هویت زنانگی بیگانه و جهان غرب را در ابعاد مختلف دچار مشکل کرد. برای مثال آزادی جنسی زنان در کنار مبارزه علیه ازدواج و [[نقش مادری]]، به کاهش نرخ [[زایمان]]، افزایش [[خانواده تکوالدی|خانوادههای تکوالدی]] و [[کودک|کودکان]] [[رابطه نامشروع|نامشروع]] کمک کرد.<ref>فاکس، «زنان و آینده خانواده، بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی»، 1381ش.</ref> | به عقیدهٔ پژوهشگران جریان دموکراتیکشدن خانواده و انکار تفاوتهای جنسیتی در فرهنگ مدرن، زنان غربی را با هویت زنانگی بیگانه و جهان غرب را در ابعاد مختلف دچار مشکل کرد. برای مثال آزادی جنسی زنان در کنار مبارزه علیه ازدواج و [[نقش مادری]]، به کاهش نرخ [[زایمان]]، افزایش [[خانواده تکوالدی|خانوادههای تکوالدی]] و [[کودک|کودکان]] [[رابطه نامشروع|نامشروع]] کمک کرد.<ref>فاکس، «زنان و آینده خانواده، بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی»، 1381ش.</ref> | ||
| خط ۵۳: | خط ۴۹: | ||
== پیامدهای اجتماعی خانوادهٔ دموکراتیک == | == پیامدهای اجتماعی خانوادهٔ دموکراتیک == | ||
=== تشدید منازعات خانوادگی === | === تشدید منازعات خانوادگی === | ||
به باور پژوهشگران یکی از پیامدهای خانوادهٔ دموکراتیک، تشدید منازعات خانوادگی است که ریشه در مناسبات طلبکارانه و حقوقمحوری در این نوع خانواده دارد. توقعات بالا و بر مبنای سود فردی، منازعات و در پی آن تنفر را در فضای خانواده وارد میکند. برای مثال زن، بدون توجه به محدودیتهای اقتصادی و غیر اقتصادی مرد، توقع دارد که مطالبات وی متناسب با فرهنگ [[چشم و همچشمی|چشموهمچشمی]] رایج میان این نوع خانوادهها تأمین شود. فرزندان نیز با ایجاد فشارهای روانی سعی دارند که والدین خود را تسلیم خواستههای [[مدگرایی|مُدگرایانه]] کند؛ هنگامی که این توقعات برآورده نشود، منازعات تشدید میشود.<ref>محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص99-100.</ref> | به باور پژوهشگران یکی از پیامدهای خانوادهٔ دموکراتیک، تشدید منازعات خانوادگی است که ریشه در مناسبات طلبکارانه و حقوقمحوری در این نوع خانواده دارد. توقعات بالا و بر مبنای سود فردی، منازعات و در پی آن تنفر را در فضای خانواده وارد میکند. برای مثال زن، بدون توجه به محدودیتهای اقتصادی و غیر اقتصادی مرد، توقع دارد که مطالبات وی متناسب با فرهنگ [[چشم و همچشمی|چشموهمچشمی]] رایج میان این نوع خانوادهها تأمین شود. فرزندان نیز با ایجاد فشارهای روانی سعی دارند که والدین خود را تسلیم خواستههای [[مدگرایی|مُدگرایانه]] کند؛ هنگامی که این توقعات برآورده نشود، منازعات تشدید میشود.<ref>محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص99-100.</ref> | ||
=== افزایش طلاق و کاهش جمعیت === | === افزایش طلاق و کاهش جمعیت === | ||
بر اساس تحقیقات پژوهشگران، از پیامدهای مهم مناسبات حاکم بر خانوادهٔ دموکراتیک، | {{اصلی|افزایش طلاق|کاهش جمعیت}} | ||
بر اساس تحقیقات پژوهشگران، از پیامدهای مهم مناسبات حاکم بر خانوادهٔ دموکراتیک، [[افزایش طلاق]] و [[کاهش جمعیت]] است؛ زنان و مردان امروزی وقتی ناسپاسی از همدیگر و از فرزندان خود میبینند، [[طلاق]] را بهترین گزینه در نظر گرفته و پرورش فرزند را عمل غیر منطقی تلقی میکنند. این نوع خانواده شعار «فرزند کمتر زندگی با لذتتر» را در افکار عمومی منطقی جلوه داده و تمایلات طبیعی مادرشدن و پدربودن را در انسان مدرنشده، سرکوب میکند. پژوهشگران یکی از عوامل افزایش طلاق در [[ایران]] را نیز گسترش تمایلات به خانوادهٔ دموکراتیک در جامعه میدانند. برای مثال میزان طلاقهای ثبت شده در ایران در ۱۳۷۵ش نسبت به ازدواجهای ثبت شده ۸/۷٪ بوده که این میزان در مهرماه ۱۳۹۱ش به ۱۶٫۳ درصد افزایش یافته است.<ref>محبی، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، 1402ش، ص100.</ref> | |||
=== افرایش بیخانمانی === | === افرایش بیخانمانی === | ||