برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:سید (1).jpg|جایگزین=سادات تشیع و تسنن سیستان و بلوچستان|بندانگشتی|گردهمایی سادات تشیع و تسنن سیستان و بلوچستان ۱۳۹۷ش]]
{{درشت|'''سید'''}}؛ عنوان احترام‌آمیز به فردی که با خاندان پیامبر ارتباط نَسَبی دارد.
{{درشت|'''سید'''}}؛ عنوان احترام‌آمیز به فردی که با خاندان پیامبر ارتباط نَسَبی دارد.


«سید» واژه‌ای عربی به‌معنای آقا و سرور است و به کسانی گفته می‌شود که از نسل هاشم بن عبد مناف، جد [[حضرت محمد|پیامبر]]، باشند. سادات در طول تاریخ از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند و در فرهنگ ایرانی، با لباس سبز یا عمامهٔ سیاه قابل شناسایی هستند. شاخه‌های اصلی سادات شامل هاشمی، محمدی، حسنی، حسینی، موسوی و رضوی می‌شوند. از نظر احکام اسلامی، سادات مشمول برخی امتیازات مالی مانند خمس هستند و در نماز جماعت ارجحیت دارند. احترام و ارج نهادن به سادات در فرهنگ مردم نیز رایج است؛ دیدار با آنان در مناسبت‌ها، تقدیم [[هدیه|هدایا]] و [[ذکر]] [[صلوات]]، نشانه جایگاه والای آن‌هاست و نقش اجتماعی و معنوی مهمی در جامعه دارند.
«سید» واژه‌ای عربی به‌معنای آقا و سرور است و به کسانی گفته می‌شود که از نسل [[هاشم بن عبد مناف]]، جد [[حضرت محمد|پیامبر]]، باشند. سادات در طول تاریخ از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند و در فرهنگ ایرانی، با لباس سبز یا عمامهٔ سیاه قابل شناسایی هستند. شاخه‌های اصلی سادات شامل هاشمی، محمدی، حسنی، حسینی، موسوی و رضوی می‌شوند. از نظر احکام اسلامی، سادات مشمول برخی امتیازات مالی مانند [[خمس]] هستند و در [[نماز جماعت]] ارجحیت دارند. احترام و ارج نهادن به سادات در فرهنگ مردم نیز رایج است؛ دیدار با آنان در مناسبت‌ها، تقدیم [[هدیه|هدایا]] و [[ذکر]] [[صلوات]]، نشانه جایگاه والای آن‌هاست و نقش اجتماعی و معنوی مهمی در جامعه دارند.


== واژه‌شناسی سید ==
== واژه‌شناسی سید ==
سید، واژه‌ای [[زبان عربی|عربی]] به‌معنی آقا و سرور است.<ref>[https://vajehyab.com/moein/سید معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سید.]</ref> این واژه از قدیم تاکنون به کسانی نسبت داده می‌شود که محترم شمرده شوند. سید به افرادی گفته می‌شود که از طرف [[پدر]] از نسل هاشم بن عبد مناف (جد پیامبر) باشند.<ref>یزدی، عروةالوثقی، ۱۴۱۴ق، ج۲، کتاب خمس، فصل ۲، مسئله ۳.</ref> در آیات [[قرآن]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۳۹؛ سوره یوسف، آیه ۲۵؛ سوره احزاب، آیه ۶۷.</ref> و روایات<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/411 کلینی، الاصول من الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۴۱۱.]</ref> نیز سید در این معنی به‌کار رفته است. در [[ایران]] نیز این واژه از احترام بالایی برخوردار است.<ref>مدرسی، خاکسار و اهل حق، ۱۳۵۸ش، ص۱۴۵.</ref>
سید، واژه‌ای [[زبان عربی|عربی]] به‌معنی آقا و سرور است.<ref>[https://vajehyab.com/moein/سید معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه سید.]</ref> این واژه از قدیم تاکنون به کسانی نسبت داده می‌شود که محترم شمرده شوند. سید به افرادی گفته می‌شود که از طرف [[پدر]] از [[نسل هاشم بن عبد مناف]] (جد [[حضرت محمد|پیامبر]]) باشند.<ref>یزدی، عروةالوثقی، ۱۴۱۴ق، ج۲، کتاب خمس، فصل ۲، مسئله ۳.</ref> در آیات [[قرآن]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۳۹؛ سوره یوسف، آیه ۲۵؛ سوره احزاب، آیه ۶۷.</ref> و روایات<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/411 کلینی، الاصول من الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۴۱۱.]</ref> نیز سید در این معنی به‌کار رفته است. در [[ایران]] نیز این واژه از احترام بالایی برخوردار است.<ref>مدرسی، خاکسار و اهل حق، ۱۳۵۸ش، ص۱۴۵.</ref>


در فراشبند (در استان فارس)، واژهٔ آقا به‌جای سید به‌کار می‌رود.<ref>امیری، تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۲.</ref> واژهٔ میر مترادف با سید است؛ اما در بلوچستان این واژه را برای افرادی به‌کار می‌برند که نسب آن‌ها به حمزه (عموی پیامبر) می‌رسد.<ref>ناصری، فرهنگ مردم بلوچ، ۱۳۵۸ش، ص۴۵.</ref> برخی از لفظ شاه برای سیدهای والا مقام استفاده می‌کنند؛ به‌طور مثال شاه‌چراغ.<ref>امیری، تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند، ۱۳۸۲ش، ص۲۶۰.</ref> برای زنان سید دو واژهٔ خاتون<ref>نظری داشلی‌برون، مردم‌شناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۵۰.</ref> و بیگم نیز استفاده می‌شود.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بیگم دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بیگم.]</ref>
در فراشبند (در استان فارس)، واژهٔ آقا به‌جای سید به‌کار می‌رود.<ref>امیری، تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۲.</ref> واژهٔ میر مترادف با سید است؛ اما در بلوچستان این واژه را برای افرادی به‌کار می‌برند که نسب آن‌ها به حمزه (عموی پیامبر) می‌رسد.<ref>ناصری، فرهنگ مردم بلوچ، ۱۳۵۸ش، ص۴۵.</ref> برخی از لفظ شاه برای سیدهای والا مقام استفاده می‌کنند؛ به‌طور مثال شاه‌چراغ.<ref>امیری، تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند، ۱۳۸۲ش، ص۲۶۰.</ref> برای زنان سید دو واژهٔ خاتون<ref>نظری داشلی‌برون، مردم‌شناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۵۰.</ref> و بیگم نیز استفاده می‌شود.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بیگم دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه بیگم.]</ref>


== پیشینهٔ واژهٔ سید ==
== پیشینهٔ واژهٔ سید ==
[[پرونده:سید۳.jpg|جایگزین=نخستین گردهمایی سادات گلستان با عنوان «نسل ماندگار»|بندانگشتی|نخستین گردهمایی سادات گلستان با عنوان «نسل ماندگار»، شهرستان گرگان سال ۱۳۹۸ش]]
از قرن ۶ قمری از واژهٔ سید برای کسانی که از نوادگان [[حضرت محمد|پیامبر]] بودند استفاده می‌شد، اما [[شیخ طوسی]] (متوفی ۴۶۰ قمری) و نجاشی (متوفی ۴۵۰ قمری) از واژهٔ شریف استفاده می‌کردند. گاهی از واژهٔ سیدالشریف نیز استفاده می‌شد.<ref>روضاتی، جامع‌الانساب، ۱۳۳۵ش، ص۵–۳۴.</ref> در کتاب [[تاریخ بیهقی]]، فصلی با عنوان سادات بیهق قرار دارد که به نسل پیامبر اشاره کرده است.<ref>بیهقی، تاریخ بیهق، ۱۳۶۱ش، ص۵۴.</ref>
از قرن ۶ قمری از واژهٔ سید برای کسانی که از نوادگان پیامبر بودند استفاده می‌شد، اما [[نظام‌الملک طوسی|شیخ طوسی]] (متوفی ۴۶۰ قمری) و نجاشی (متوفی ۴۵۰ قمری) از واژهٔ شریف استفاده می‌کردند. گاهی از واژهٔ سیدالشریف نیز استفاده می‌شد.<ref>روضاتی، جامع‌الانساب، ۱۳۳۵ش، ص۵–۳۴.</ref> در کتاب [[تاریخ بیهقی]]، فصلی با عنوان سادات بیهق قرار دارد که به نسل پیامبر اشاره کرده است.<ref>بیهقی، تاریخ بیهق، ۱۳۶۱ش، ص۵۴.</ref>


== استفاده از لباس سبز ==
== استفاده از لباس سبز ==
خط ۱۷: خط ۱۵:


== شاخه‌های اصلی سادات ==
== شاخه‌های اصلی سادات ==
[[پرونده:سید۱.jpg|جایگزین=کتاب شجره نامه کامل سادات اثر سید حسین موسوی ابوسعیده|بندانگشتی|کتاب شجره نامه کامل سادات اثر سید حسین موسوی ابوسعیده]]
سادات به دو شاخهٔ کلی، تقسیم می‌شوند:
سادات به دو شاخهٔ کلی، تقسیم می‌شوند:
* '''سادات علوی''': نوادگان [[امام علی]] از طریق سه تن از پسران او، شامل:
* '''سادات علوی''': نوادگان [[امام علی]] از طریق سه تن از پسران او، شامل:
خط ۳۰: خط ۲۷:
# '''سادات حسینی''': از نسل [[امام حسین]]، که نسل آن‌ها عمدتاً از [[امام سجاد]] آمده است.
# '''سادات حسینی''': از نسل [[امام حسین]]، که نسل آن‌ها عمدتاً از [[امام سجاد]] آمده است.
# '''سادات موسوی''': از نسل [[امام موسی کاظم]].
# '''سادات موسوی''': از نسل [[امام موسی کاظم]].
# '''سادات رضوی''': از نسل محمد الاعرج، یکی از فرزندان امام محمدتقی.<ref>[https://fa.wikishia.net/view/سادات «سادات» در ویکی شیعه.]</ref>
# '''سادات رضوی''': از نسل محمد الاعرج، یکی از فرزندان [[امام محمد تقی]].<ref>[https://fa.wikishia.net/view/سادات «سادات» در ویکی شیعه.]</ref>
این شاخه‌ها به‌طور تاریخی و علمی دسته‌بندی شده‌اند و هر کدام شامل خاندان‌ها و گروه‌های خانوادگی مختلفی می‌شوند.
این شاخه‌ها به‌طور تاریخی و علمی دسته‌بندی شده‌اند و هر کدام شامل خاندان‌ها و گروه‌های خانوادگی مختلفی می‌شوند.


== استفاده از عمامهٔ سیاه ==
== استفاده از عمامهٔ سیاه ==
[[پرونده:سید.jpg|جایگزین=علامه سید محمدحسین طباطبائی مفسر و فیلسوف ایرانی|بندانگشتی|علامه سید محمدحسین طباطبائی مفسر و فیلسوف ایرانی]]
علما و روحانیون سادات از عمامهٔ سیاه استفاده می‌کنند. در روایات نقل شده است پیامبر زمانی‌که مکّه را فتح کرده و به [[مسجدالحرام]] وارد شد، عمامهٔ سیاه بر سر داشت<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۷۹، ح۱۰، باب ۳۰.</ref> و [[امام سجاد|امام زین‌العابدین]] نیز زمانی‌که وارد مسجد شد، عمّامه سیاه بر سر داشت.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۷۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۷۲؛ ابن کثیر، السیرة النبویة، ۲۰۰۶م، ج۴، ص۷۸.</ref> شاهان [[صفویه|صفوی]] عمامهٔ سیاه را نماد سادات قرار دادند تا به‌عنوان وارثان مظلومیت امام‌حسین همیشه عزادار او باشند.<ref>فقیهی، تاریخ جامع قم، ۱۳۷۸ش، ص۱۱۵.</ref>
علما و روحانیون سادات از عمامهٔ سیاه استفاده می‌کنند. در روایات نقل شده است پیامبر زمانی‌که مکّه را فتح کرده و به [[مسجدالحرام]] وارد شد، عمامهٔ سیاه بر سر داشت<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۷۹، ح۱۰، باب ۳۰.</ref> و [[امام سجاد|امام زین‌العابدین]] نیز زمانی‌که وارد مسجد شد، عمّامه سیاه بر سر داشت.<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۷۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۷۲؛ ابن کثیر، السیرة النبویة، ۲۰۰۶م، ج۴، ص۷۸.</ref> شاهان [[صفویه|صفوی]] عمامهٔ سیاه را نماد سادات قرار دادند تا به‌عنوان وارثان مظلومیت امام‌حسین همیشه عزادار او باشند.<ref>فقیهی، تاریخ جامع قم، ۱۳۷۸ش، ص۱۱۵.</ref>


خط ۴۳: خط ۳۹:


== سید در فرهنگ عامه ==
== سید در فرهنگ عامه ==
[[پرونده:سید۲.jpg|جایگزین=دیدار سادات در روز عید غدیر|بندانگشتی|دیدار سادات در روز عید غدیر و اهداء عیدی از سوی میزبان]]
احترام به سادات از دیرباز میان [[مسلمان|مسلمانان]] رایج بوده است.<ref>ادمندز، کردها ترکها عربها، ۱۳۶۷ش، ص۷۸.</ref>
احترام به سادات از دیرباز میان [[مسلمان|مسلمانان]] رایج بوده است.<ref>ادمندز، کردها ترکها عربها، ۱۳۶۷ش، ص۷۸.</ref>
* افراد سید، هنگام ورود به هرجا بر دیگران مقدم داشته می‌شوند که این سنت جهت حفظ شأن بالای آن‌ها است.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۹۹.</ref>
* افراد سید، هنگام ورود به هرجا بر دیگران مقدم داشته می‌شوند که این سنت جهت حفظ شأن بالای آن‌ها است.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۹۹.</ref>
* مردم شمال کشور [[عید نوروز]] خود را با دیدار سادات شروع می‌کنند.<ref>پاینده لنگرودی، آیین‌ها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۱۸.</ref>
* مردم شمال کشور عید [[نوروز]] خود را با دیدار سادات شروع می‌کنند.<ref>پاینده لنگرودی، آیین‌ها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۱۸.</ref>
* برخی معتقدند که هدف ذکر [[صلوات]] یادآوری مقام والای سادات است.<ref>باقریان موحد، کرامات سادات، ۱۳۷۹ش، ص۷۶.</ref>
* برخی معتقدند که هدف ذکر [[صلوات]] یادآوری مقام والای سادات است.<ref>باقریان موحد، کرامات سادات، ۱۳۷۹ش، ص۷۶.</ref>
* برخی در منازعات، سادات را واسطه قرار می‌دهند.<ref>امیری، تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند، ۱۳۸۲ش، ص۳۰۲.</ref>
* برخی در منازعات، سادات را واسطه قرار می‌دهند.<ref>امیری، تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند، ۱۳۸۲ش، ص۳۰۲.</ref>
خط ۵۲: خط ۴۷:
* مردم در [[مازندران|مازندارن]] معتقدند اگر سیدی به [[مشهد]] رفت نباید به او [[مشهدی]] گفت زیرا سید ارجحیت دارد.<ref>انصاری، ز مازندران شهر ما یاد باد، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۵.</ref>
* مردم در [[مازندران|مازندارن]] معتقدند اگر سیدی به [[مشهد]] رفت نباید به او [[مشهدی]] گفت زیرا سید ارجحیت دارد.<ref>انصاری، ز مازندران شهر ما یاد باد، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۵.</ref>


در روز [[عید غدیر|عید غدیر خم]]، سادات در شهر قم درب خانه‌های خود را می‌گشایند، مردم به دیدن آن‌ها رفته و سادات از آن‌ها پذیرایی می‌کنند و [[هدیه|هدیه‌ای]] نقدی یا غیرنقدی جهت شادباش این روز بزرگ به مردم می‌دهند. در برخی مناطق روستایی این شهر، سادات در [[مسجد|مساجد]] نشسته و مردم به دیدار آن‌ها می‌روند. آن‌ها هدایایی جهت احترام به سادات برای آن‌ها برده و این روز عزیز را به آن‌ها تبریک می‌گویند.<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/06/08/1815875/صله-رحم-خانواده-های-سادات-سنت-دیرینه-مردم-قم-در-روز-عید-غدیر «صله رحم خانواده‌های سادات؛ سنت دیرینه مردم قم در روز عید غدیر»، خبرگزاری تسنیم.]</ref>
در روز [[عید غدیر|عید غدیر خم]]، سادات در قم درب خانه‌های خود را می‌گشایند، مردم به دیدن آن‌ها رفته و سادات از آن‌ها پذیرایی می‌کنند و [[هدیه|هدیه‌ای]] نقدی یا غیرنقدی جهت شادباش این روز بزرگ به مردم می‌دهند. در برخی مناطق روستایی این شهر، سادات در [[مسجد|مساجد]] نشسته و مردم به دیدار آن‌ها می‌روند. آن‌ها هدایایی جهت احترام به سادات برای آن‌ها برده و این روز عزیز را به آن‌ها تبریک می‌گویند.<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/06/08/1815875/صله-رحم-خانواده-های-سادات-سنت-دیرینه-مردم-قم-در-روز-عید-غدیر «صله رحم خانواده‌های سادات؛ سنت دیرینه مردم قم در روز عید غدیر»، خبرگزاری تسنیم.]</ref>


مردم در اصطلاحات و [[ضرب‌المثل]] نیز از سید استفاده می‌کنند. «چیزی را که سید ببرد با چیزی که خدا ببرد یکی است».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۸۱۶.</ref> «مگر زلف سید و اولاد پیغمبر را بریده بودم؟».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۶۹۷.</ref>
مردم در اصطلاحات و [[ضرب‌المثل]] نیز از سید استفاده می‌کنند. «چیزی را که سید ببرد با چیزی که خدا ببرد یکی است».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۸۱۶.</ref> «مگر زلف سید و اولاد پیغمبر را بریده بودم؟».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۶۹۷.</ref>
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/سید»