زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{جعبه اطلاعات مفهوم | ||
| تصویر = آش ابودردا.jpg | |||
| زیرنویس تصویر = تصویری از آش ابودردا با تزیینات متنوع | |||
| image_alt =تصویری از آش ابودردا با تزیینات متنوع | |||
| فایل پادکست = | |||
| حجم فایلپادکست = | |||
| تاریخ پادکست = | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
آش ابودردا یک آش سنتی ایرانی است که | | عنوان اصلی = | ||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
{{درشت|'''آش ابودردا'''}}؛ نوعی آش که با نیت بهبود بیماران تهیه میشود. | |||
آش ابودردا یک [[آش]] سنتی ایرانی است که به نیت بهبود بیماری یا برآوردهشدن حاجت پخته میشود. این [[خوراکی|خوراک]] با نامهایی چون آش هفتدرد، آش مراد و آش سلامتی نیز شناخته شده و مواد آن شامل حبوبات متنوع، سبزی، رشته خمیر، [[کشک]] و گاهی گوشت و [[برنج]] است. ویژگی بارز آن ساخت آدمکهایی از خمیر به شکل بیمار و انداختن آنها در آش برای انتقال درد و ناخوشی است؛ پس از پخت، ابتدا آش، به بیمار داده شده و سپس میان همسایگان تقسیم میشود. این آش در مناسبتهایی مانند آخرین چهارشنبه [[ماه صفر]] یا روزهای [[ماه محرم|محرم]] و صفر پخته میشود. | |||
== معرفی == | == معرفی == | ||
اَبودَردا، نام یکی از یاران حضرت محمد است که سخنانی حکمتآمیز از او نقل شده است.<ref>ابنسعد، [https://lib.eshia.ir/40238/7/392/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7 الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۹۲].</ref> آش ابودردا اما در فرهنگ عامیانه برای بهبود بیماری و برآورده شدن حاجت پخته میشود.<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> مشابهت ظاهری دو واژهٔ «دردا» و «درد» موجب شده که مردم ابودردا را صاحب درد پنداشته و این آش را به او نسبت دهند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵؛ [https://vajehyab.com/dehkhoda/آش دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه آش.]</ref> دردا در عربی به معنی بدون دندان است.<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ذیل واژه درد.</ref> این خوراک را آش بیمار، آش [[امام زینالعابدین]]،<ref>بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲.</ref> آش عمودرد، آش عمودردا،<ref>برهان آزاد، «چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ص۵۵.</ref> آش مراد،<ref>هنری، آیینهای نوروزی، ۱۳۵۳ش، ص۴۲.</ref> آش سلامتی<ref>دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۲.</ref> و آش هودَرد (هفت درد) نیز میگویند. علت نامیدن آن به هفت درد، بهدلیل شفابخش انگاشتن این غذا در ۷ بیماری بوده است.<ref>حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.</ref> | |||
== مناسبتهای پخت == | == مناسبتهای پخت == | ||
آش ابودردا در مناسبتهای گوناگون، پخته میشود. تهرانیها در آخرین | آش ابودردا در مناسبتهای گوناگون، پخته میشود. تهرانیها در آخرین چهارشنبهٔ ماه صفر<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> یا آخرین چهارشنبه سال،<ref>بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲.</ref> مردم [[سروستان]] در [[استان فارس]]<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷–۱۲۸.</ref> و مردم خراسان در آخرین چهارشنبهٔ ماه صفر<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵.</ref> و مردم [[تربتحیدریه]] در یکی از چهارشنبههای سال آن را طبخ میکنند.<ref>دانشگر، فرهنگ واژههای رایج تربتحیدریه، ۱۳۷۴ش، ص۱۴.</ref> در [[کازرون]] این غذا در ماههای محرم و صفر طبخ میشود.<ref>حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.</ref> مردم افغانستان در روز سیزدهم ماه صفر آش ابودردا را طبخ میکنند.<ref>افغانینویس، لغات عامیانهٔ فارسی افغانستان، ذیل آش ابودردا.</ref> | ||
== مواد مورد نیاز == | == مواد مورد نیاز == | ||
مردم [[تهران]] در این آش از | مردم [[تهران]] در این آش از [[نخود]]، [[لوبیا]]، [[عدس]] و [[ماش]]<ref>دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۱۷.</ref> و در خراسان از نخود، عدس، ماش، لوبیای سفید، [[لوبیا چیتی|لوبیاچیتی]]، [[باقلا]] و مُلک (نوعی دانه بزرگتر از ماش)، استفاده میکنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵–۲۶.</ref> سبزی این آش شامل [[تره]]، [[جعفری (گیاه)|جعفری]] و [[اسفناج]] است. رشتهٔ خمیر آرد گندم، کشک و انواع [[ادویه]] از دیگر مواد مورد نیاز است. برخی از [[گوشت]] و [[برنج]] نیز در ابودردا استفاده میکنند.<ref>حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.</ref> در گذشته، معمولاً چند نفر در جلوی هفت خانه به [[قاشقزنی]] پرداخته و صاحبخانهها پول یا مواد مورد نیاز آش را به آنها میدادند. مواد اولیه باید از مغازههای رو به [[قبله]] خریداری میشد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶؛ بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲.</ref> در خراسان، هنگام طلوع آفتاب از هفت خانهای که فاطمه دارند، مواد اولیه تهیه میشد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵.</ref> | ||
== شیوه پخت == | |||
حبوبات (نخود، لوبیا و عدس) از شب قبل خیس شده و جداگانه پخته میشوند. سپس پیاز داغ آماده شده و همراه با سبزی آش و زردچوبه به حبوبات اضافه میگردد. پس از پخت مواد، رشته آش و کشک در مراحل پایانی افزوده شده و آش مرتب هم زده میشود تا جا بیفتد. در پایان، نمک و فلفل تنظیم شده و آش با نعنا داغ، پیاز داغ و سیر داغ تزئین میشود.<ref>[https://blog.okcs.com/آش-ابودردا-غذاهای-سنتی-چهارشنبه-سوری/ «طرز تهیه آش ابودردا چهارشنبه سوری»، وبسایت کوروش.]</ref> | |||
== استفاده از آدمک خمیری == | == استفاده از آدمک خمیری == | ||
مردم با خمیر، آدمکهایی شبیه به فرد بیمار میساختند<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> و در این آش قرار میدادند. در شیراز این آدمک را عمودردا مینامند.<ref>برهان آزاد، «چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ص۵۵.</ref> سروستانیها آدمک خمیری را بدشکل میسازند.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷–۱۲۸.</ref> خراسانیها، شکم آدمک را پر از آجیل میکنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶ | [[پرونده:آش ابودردا۳.jpg|جایگزین=کودک در حال رهاسازی آدمک آش ابودردا در آب روان|بندانگشتی|تصویری از یک کودک در حال رهاسازی آدمک آش ابودردا در آب روان]] | ||
پس از ترکیب مواد با یکدیگر، مردم با خمیر، آدمکهایی شبیه به فرد بیمار میساختند<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> و در این آش قرار میدادند و پس از چند دقیقه از آن خارج میکنند. آنها آدمک را در کاسهای سفالی یا چوبی قرار داده<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶.</ref> و به آب روان میسپارند<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶–۲۷؛ فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۴.</ref> تا بلا و ناخوشی از خانه دور شود.<ref>بلوکباشی، «دیدگاهها و نگرشها در مردمشناسی»، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۰.</ref> پس از پخت آش، ابتدا آن را به فرد بیمار داده<ref>مصاحب، دایرةالمعارف فارسی، ذیل واژه ابودردا.</ref> و سپس میان اقوام و همسایگان تقسیم میکنند.<ref>دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۱۷.</ref> در کازرون، رسم بوده است که کاسهٔ خالی آش ناشسته با مقداری [[نبات]]، [[گردو]] و برگ سبز به صاحبخانه پس داده میشد.<ref>حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.</ref>در [[شیراز]] این آدمک را عمودردا مینامند.<ref>برهان آزاد، «چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ص۵۵.</ref> سروستانیها آدمک خمیری را بدشکل میسازند.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷–۱۲۸.</ref> خراسانیها، شکم آدمک را پر از [[آجیل]] میکنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶.</ref> | |||
== | == آش ابودردا در باور مردم == | ||
مردم باور دارند این آش، حاجتدهنده و [[بختگشایی|بختگشا]] است.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۴.</ref> برخی معتقدند هر کس دردی در عضوی داشته باشد، باید همان عضو آدمک خمیری را بخورد تا شفا یابد.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۵۷ش، ج۲، ص۵۱۳.</ref> در خراسان اگر فردی با خوردن این آش شفا مییافت، هرسال میبایست آش ابودردا پخته و میان مردم تقسیم میکرد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶–۲۷.</ref> | |||
== نگارخانه == | |||
<gallery widths="250" heights="250"> | |||
پرونده:آش ابودردا۱.jpg|جایگزین=نمونهای از آدمکهای آش ابودردا|بندانگشتی|نمونهای از آدمکهای آش ابودردا | |||
پرونده:آش ابودردا۲.jpg|جایگزین=دختران با کاسههایی از آش ابودردا |بندانگشتی|دختران با کاسههایی از آش ابودردا جهت توزیع میان همسایگان | |||
</gallery> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۲۹: | خط ۶۵: | ||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
* آشپزباشی، علیاکبر، سفره اطعمه، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ش. | * آشپزباشی، علیاکبر، سفره اطعمه، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ش. | ||
* ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیتا، بیروت، دارصادر. | |||
* ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۳۷۴ق. | * ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۳۷۴ق. | ||
* افغانینویس، عبدالله، لغات عامیانهٔ فارسی افغانستان، کابل، بلخ، ۱۳۶۹ش. | * افغانینویس، عبدالله، لغات عامیانهٔ فارسی افغانستان، کابل، بلخ، ۱۳۶۹ش. | ||