بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۱۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{بیان شبهه}}
یکی از مباحث تاریخی که در زمینه خلقت و آفرینش انسان مطرح است، چگونگی خلقت زن در ابتدای آفرینش است. در این راستا برخی ادیان قائل به خلقت زن از باقیمانده گل [[مرد]] یا از دنده چپ [[مرد]] شده‌اند. این دیدگاه منجر به ایجاد شبهه در خصوص فروتری خلقت زن نسبت به [[مرد]] گردیده است. این داستان در سه دین زرتشت، مسیحیت و یهودیت به عنوان ادیانی که به الهی بودن رسمیت یافته اند، قابل پیگیری است.
{{پایان سوال}}
==خلقت [[زن]] در قرآن==
در راهیابی به پاسخ این پرسش که: آیا در قرآن کریم خلقت [[زن]] طفیلی خلقت [[مرد]] و از دنده چپ اوست؟ ذکر چند نکته لازم است.


* '''مطلب اول''': در قرآن کریم هیچ آیه‌ای که در مورد خلقت [[زن]] از دنده چپ [[مرد]] صراحت یا حتی ظهور داشته باشد وجود ندارد. واژگانی که در قران کریم منشا خلقت انسان و بشر را توضیح می‌دهد عبارتند از: ماء،  طین، تراب، طین لازب، ماء مهین، ماء دافق، نطفه، نطفه امشاج، صلصال من حما مسنون، صلصال کالفخار، علق. در این آیات از ضمیر جمع، بشر، انسان، ناس، انس استفاده شده است. انسان و بشر هر دو اسم [[جنس]] است . ناس اسم جمع است و انس نیز بر مجموع انسان‌ها اطلاق می‌شود. همه این واژگان فارغ از جنسیت و در برگیرنده [[زن]] و [[مرد]] است. <ref> . محمد تقی مصباح یزدی. معارف قرآن. قم. موسسه در راه حق. 1368.  ص 327</ref>
یکی از مباحث تاریخی که در زمینه خلقت و آفرینش انسان مطرح است، چگونگی خلقت زن در ابتدای آفرینش است. در این راستا برخی ادیان قائل به خلقت زن از باقیمانده گل مرد یا از دنده چپ مرد شده‌اند. این دیدگاه منجر به ایجاد شبهه در خصوص فروتری خلقت زن نسبت به مرد گردیده است. این داستان در سه دین [[زرتشت]]، [[مسیحیت]] و [[یهودیت]] به عنوان ادیانی که به الهی بودن رسمیت یافته اند، قابل پیگیری است.
 
==خلقت زن در قرآن==
در راهیابی به پاسخ این پرسش که: آیا در [[قرآن]] خلقت [[زن]] طفیلی خلقت مرد و از دنده چپ اوست؟ ذکر چند نکته لازم است.
 
* '''مطلب اول''': در قرآن هیچ آیه‌ای که در مورد خلقت زن از دنده چپ مرد صراحت یا حتی ظهور داشته باشد وجود ندارد. واژگانی که در قران منشا خلقت انسان و بشر را توضیح می‌دهد عبارتند از: ماء،  طین، تراب، طین لازب، ماء مهین، ماء دافق، نطفه، نطفه امشاج، صلصال من حما مسنون، صلصال کالفخار، علق. در این آیات از ضمیر جمع، بشر، انسان، ناس، انس استفاده شده است. انسان و بشر هر دو اسم [[جنس]] است . ناس اسم جمع است و انس نیز بر مجموع انسان‌ها اطلاق می‌شود. همه این واژگان فارغ از جنسیت و در برگیرنده [[زن]] و مرد است.<ref>.محمد تقی مصباح یزدی. معارف قرآن. قم. موسسه در راه حق. 1368.  ص 327</ref>


بنابراین تک تک آیاتی که در برگیرنده موارد فوق هستند به عنوان منشا خلقت [[زنان]] و [[مردان]] قابل استناد است.
بنابراین تک تک آیاتی که در برگیرنده موارد فوق هستند به عنوان منشا خلقت [[زنان]] و مردان قابل استناد است.


* '''مطلب دوم:''' خداوند متعال در سوره فاطر می‌فرماید:
* '''مطلب دوم:''' خداوند در [[سوره فاطر]] می‌فرماید:
{{قرآن بزرگ|وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجا؛''' خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‏‌اى سپس شما را بصورت زوج‌هايى قرار داد. |سوره=فاطر| آیه=11}}.
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجا؛''' خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‏‌اى سپس شما را بصورت زوج‌هايى قرار داد.سوره فاطر آیه۱۱.


در این آیه خلقت همه انسان‌ها در مرحله اول به خاک و در مرحله دوم به نطفه نسبت داده می‌شود. '''جنسیت انسان‌ها بعد از شکل‌گیری نطفه مطرح می‌شود.''' <ref> . الميزان في تفسير القرآن، ج‏17، ص: 2</ref>
در این آیه خلقت همه انسان‌ها در مرحله اول به خاک و در مرحله دوم به نطفه نسبت داده می‌شود. '''جنسیت انسان‌ها بعد از شکل‌گیری نطفه مطرح می‌شود.''' <ref>.الميزان في تفسير القرآن، ج‏17، ص:2</ref>


اینکه نحوه خلقت همه انسان‌ها از خاک چه نحوی بوده است ؟ آیا انسان‌ها در دو عالم مجزا (مثل عالم ذر و عالم دنیا) دوگونه خلقت از خاک و خلقت از نطفه را تجربه کرده‌اند؟ در این صورت خلقت هرکدام از [[زنان]] و [[مردان]] در عالم ذر به چه ترتیبی و از چه منشائی بوده است؟ یا اینکه خلقت همه انسان‌ها غیر از آدم و حوا از نطفه بوده و به لحاظ خلقت آدم و حوا که از خاک بوده است خلقت از خاک به همه انسان‌ها نسبت داده شده است؟ یا اینکه هنگام خلقت آدم و حوا از خاک، همه انسان‌های دیگر هم به صورت اجمالی خلق شده‌اند و در عالم دنیا به صورت تفصیلی از نطفه خارج می‌شوند؟ یا منظور از خلقت از خاک این است که نطفه همه انسان‌ها از مواد مغذی خاک سرچشمه می‌گیرد؟ و... احتمالاتی است که به وسیله مفسران مطرح شده و هردسته از مفسران مویدهایی از آیات و روایات را برای ادعای خود مطرح می‌کنند. <ref>  . برای دیدن اقوال مختلف و استدلال‌های ایشان مراجعه کنید به: الميزان في تفسير القرآن، ج‏17، ص: 25 ذیل آیه 11 سوره فاطر. و همان ؛ ج‏8، ص: 306 ذیل آیه 172 سوره اعراف.</ref>'''به هر تقدیر در مورد خلقت [[زن]] و [[مرد]] یا آدم و حوا هیچ آیه‌ای که صراحت یا حتی ظهور در خلقت حوا از بدن حضرت آدم یا خلقت [[زن]] از دنده چپ [[مرد]] داشته باشد وجود ندارد.'''  
اینکه نحوه خلقت همه انسان‌ها از خاک چه نحوی بوده است؟ آیا انسان‌ها در دو عالم مجزا (مثل [[عالم ذر]] و عالم دنیا) دوگونه خلقت از خاک و خلقت از نطفه را تجربه کرده‌اند؟ در این صورت خلقت هرکدام از [[زنان]] و مردان در عالم ذر به چه ترتیبی و از چه منشائی بوده است؟ یا اینکه خلقت همه انسان‌ها غیر از [[آدم]] و [[حوا]] از نطفه بوده و به لحاظ خلقت آدم و حوا که از خاک بوده است خلقت از خاک به همه انسان‌ها نسبت داده شده است؟ یا اینکه هنگام خلقت آدم و حوا از خاک، همه انسان‌های دیگر هم به صورت اجمالی خلق شده‌اند و در عالم دنیا به صورت تفصیلی از نطفه خارج می‌شوند؟ یا منظور از خلقت از خاک این است که نطفه همه انسان‌ها از مواد مغذی خاک سرچشمه می‌گیرد؟ و... احتمالاتی است که به وسیله مفسران مطرح شده و هردسته از مفسران مویدهایی از آیات و روایات را برای ادعای خود مطرح می‌کنند. <ref>  . برای دیدن اقوال مختلف و استدلال‌های ایشان مراجعه کنید به: الميزان في تفسير القرآن، ج‏17، ص: 25 ذیل آیه 11 سوره فاطر. و همان ؛ ج‏8، ص: 306 ذیل آیه 172 سوره اعراف.</ref>'''به هر تقدیر در مورد خلقت [[زن]] و مرد یا آدم و حوا هیچ آیه‌ای که صراحت یا حتی ظهور در خلقت حوا از بدن حضرت آدم یا خلقت [[زن]] از دنده چپ مرد داشته باشد وجود ندارد.'''  


* '''مطلب سوم:''' در مورد خلقت آدم و حوا مفسران به چندین آیه استدلال می‌کنند:
* '''مطلب سوم:''' در مورد خلقت آدم و حوا مفسران به چندین آیه استدلال می‌کنند:


-{{قرآن بزرگ| يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً |سوره=نسا|آیه=1}}
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً (آیه ۱ [[سوره نساء]])


- {{قرآن بزرگ| هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها... |سوره=الأعراف |آیه= 189  }}
هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها.(آیه ۱۸۹ [[سوره الأعراف]])


- {{قرآن بزرگ| خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها ...؛ |سوره=الزمر| آیه=6 }}
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها (آیه ۶ [[سوره الزمر]])


افزون بر این سه آیه 21 سوره روم، 72 سوره نحل و 11 سوره شوری نیز سیاقی شبیه همین آیات دارند. <ref> . المیزان فی تفسیر القران. ج 4 ص136</ref>
افزون بر این سه آیه ۲۱ [[سوره روم]]، ۷۲ [[سوره نحل]] و ۱۱ [[سوره شوری]] نیز سیاقی شبیه همین آیات دارند. <ref> . المیزان فی تفسیر القران. ج 4 ص136</ref>


همان گونه که در مطلب [[زن و خطابات قرآنی]] توضیح داده شده؛ مدلول خطاب «کم» در آیات مذکور فارغ از [[جنسیت]] و در برگیرنده همه [[زنان]] و [[مردان]] است. خطاب «الناس» نیز به همین سان مویدی بر شمول خطاب است. زوج نیز واژه ای فارغ از [[جنسیت]] و به معنای جفت است.  بنابراین  خداوند در این آیات همه انسان‌ها اعم از [[زن]] و [[مرد]] (الناس، کم) را خطاب قرار داده و تصریح می‌کند که اولاً، منشا خلقت همه آنها «نفس واحده» است.  
همان گونه که در مطلب [[زن و خطابات قرآنی]] توضیح داده شده؛ مدلول خطاب «کم» در آیات مذکور فارغ از جنسیت و در برگیرنده همه [[زنان]] و مردان است. خطاب «الناس» نیز به همین سان مویدی بر شمول خطاب است. زوج نیز واژه ای فارغ از جنسیت و به معنای جفت است.  بنابراین  خداوند در این آیات همه انسان‌ها اعم از [[زن]] و [[مرد]] (الناس، کم) را خطاب قرار داده و تصریح می‌کند که اولاً، منشا خلقت همه آنها «نفس واحده» است.  


ثانیاً، زوج هرکس ([[زن]] یا [[مرد]])، نیز از همان نفس خودش است.
ثانیاً، زوج هرکس ([[زن]] یا مرد)، نیز از همان نفس خودش است.


حتی اگر فرض کنیم که خطاب در این آیات فقط به [[مردان]] است باز هم ارجاع زوج به نفس واحده و جریان اصل «من انفسکم» زمینه هرگونه داوری در مورد فروتری و فراتری [[زن]] یا [[مرد]] را منتفی می‌کند. در این آیات ضمن اشاره به برخی از کارکردهای [[زوجیت]] جای هرگونه تفاخر و استکبار که مستند به منشا خلقت مادی باشد را منتفی اعلام می‌کند و بر لزوم تقوا اصرار می‌ورزد.
حتی اگر فرض کنیم که خطاب در این آیات فقط به مردان است باز هم ارجاع زوج به نفس واحده و جریان اصل «من انفسکم» زمینه هرگونه داوری در مورد فروتری و فراتری [[زن]] یا مرد را منتفی می‌کند. در این آیات ضمن اشاره به برخی از کارکردهای زوجیت جای هرگونه [[تفاخر]] و استکبار که مستند به منشا خلقت مادی باشد را منتفی اعلام می‌کند و بر لزوم تقوا اصرار می‌ورزد.


اینکه مراد از «نفس واحده» چیست و کیست؟ بین مفسرین اختلاف است. برخی مفسرین مراد از نفس واحده را حضرت آدم قلمداد کرده‌اند. در این صورت حضرت حوا از حضرت آدم خلق شده است.<ref> .اسماعیل بن عمر. تفسیر القران العظیم. بیروت. دارلمعرفه. 1416 ق. ج1. ص 448</ref> برخی مراد از نفس واحده را گوهر وجودی مشترک انسان یا حقیقت واحد انسانی (نوع انسانی) دانسته‌اند که حضرت آدم، نخستین مصداق و مصداق بارز آن است. در نتیجه همان‌گونه که آدم از نفس واحده آفریده شد، حوا نیز از همان نفس واحده آفریده شده است نه از حضرت آدم.<ref> . المیزان فی تفسیر القران. ج 4 ص 136و عبدالله جوادی آملی. تفسیر تسنیم. ج17. ص 88</ref> موید نظر هر دو دسته، روایاتی وجود دارد که در ادامه به تحلیل روایات خواهیم پرداخت.
اینکه مراد از «نفس واحده» چیست و کیست؟ بین مفسرین اختلاف است. برخی مفسرین مراد از نفس واحده را حضرت آدم قلمداد کرده‌اند. در این صورت حضرت حوا از حضرت آدم خلق شده است.<ref>.اسماعیل بن عمر. تفسیر القران العظیم. بیروت. دارلمعرفه. 1416 ق. ج1. ص 448</ref> برخی مراد از نفس واحده را گوهر وجودی مشترک انسان یا حقیقت واحد انسانی (نوع انسانی) دانسته‌اند که حضرت آدم، نخستین مصداق و مصداق بارز آن است. در نتیجه همان‌گونه که آدم از نفس واحده آفریده شد، حوا نیز از همان نفس واحده آفریده شده است نه از حضرت آدم.<ref> . المیزان فی تفسیر القران. ج 4 ص 136و عبدالله جوادی آملی. تفسیر تسنیم. ج17. ص 88</ref> موید نظر هر دو دسته، روایاتی وجود دارد که در ادامه به تحلیل روایات خواهیم پرداخت.


به نظر می‌رسد قول اخیر استحکام بیشتری دارد. مقصود مفسرین دسته اول با خطاب '''«خلقکم من آدم و خلق منها زوجها»'''، حاصل می‌گشت در صورتی که قرآن در این آیات بر «نفس واحده» تاکید و تصریح دارد. موارد استعمال نفس نشان می‌دهد که مراد از آن گوهر، ذات و واقعیت شی است. به عبارت دیگر «نفس» آن چیزی است که هویت شی به آن است. اگر منظور از «نفس واحده» حضرت آدم یا جنس مذکر باشد و حرف «من» هم تبعیضیه باشد، یعنی حضرت آدم کل و حضرت حوا جزئی از او خواهد بود. براین اساس مانند تبیین عهد عتیق اصل و فرع پیش می‌آید. در حالی که اگر اصل و فرع پیش بیاید مفهوم [[زوجیت]] به معنای مشابهت و قرینگی متعذر می‌شود و برخلاف سیاق آیه خواهد بود. در صورتی که اگر منظور از نفس واحده نوع انسانی یا گوهر مشترک انسان باشد که منشا هر کدام از [[زن]] و [[مرد]] است چنین محذوراتی مرتفع خواهد شد.
به نظر می‌رسد قول اخیر استحکام بیشتری دارد. مقصود مفسرین دسته اول با خطاب '''«خلقکم من آدم و خلق منها زوجها»'''، حاصل می‌گشت در صورتی که قرآن در این آیات بر «نفس واحده» تاکید و تصریح دارد. موارد استعمال نفس نشان می‌دهد که مراد از آن گوهر، ذات و واقعیت شی است. به عبارت دیگر «نفس» آن چیزی است که هویت شی به آن است. اگر منظور از «نفس واحده» حضرت آدم یا جنس مذکر باشد و حرف «من» هم تبعیضیه باشد، یعنی حضرت آدم کل و حضرت حوا جزئی از او خواهد بود. براین اساس مانند تبیین عهد عتیق اصل و فرع پیش می‌آید. در حالی که اگر اصل و فرع پیش بیاید مفهوم زوجیت به معنای مشابهت و قرینگی متعذر می‌شود و برخلاف سیاق آیه خواهد بود. در صورتی که اگر منظور از نفس واحده نوع انسانی یا گوهر مشترک انسان باشد که منشا هر کدام از [[زن]] و مرد است چنین محذوراتی مرتفع خواهد شد.


ممکن است این اشکال مطرح شود که؛ در صورتی که منظور از نفس واحده، گوهر مشترک وجودی باشد، مفهوم [[زوجیت]] محقق نمی‌شود. در پاسخ اشاره می‌کنیم که نفس واحده گوهر وجودی است که آدم مصداق آن است یعنی نفس واحده هم به گوهر مشترک اشاره دارد و هم به مصداق آن یعنی حضرت آدم. بنابراین فرض مفهوم [[زوجیت]] نیز اصلاح می‌شود.<ref group="پانویس"> باز ممکن است اشکال شود که در این صورت استعمال لفظ در اکثر از یک معنا لازم می‌آید، که از نظر اصولیون در مباحث الفاظ امری مذموم است. در پاسخ می‌گوییم که قبیح بودن استعمال لفظ در اکثر معنا در گزاره‌های شرعی و خطابی که وضوح و عدم اجمال آن مد نظر متکلم است قبیح است لکن در مورد مسائل هستی شناسانه و تبیین ابعاد پیچیده خلقت نه تنها چنین قباحتی وجود ندارد بلکه سیره عقلاست.</ref> یا آنکه اگر منظور از نفس واحده را نوع انسانی بدانیم نیز باز هم فرض مفهوم [[زوجیت]] محذوری در پی ندارد. <ref group="پانویس"> المیزان فی تفسیر القران. ج 4 ص 136. « و ظاهر الجمله اعنی قوله «و خلق منها زوجها» انها بیان لکون زوجها من نوعها بالتماثل و ان هولاء الافراد المبثوثین مرجعهم جمیعا الی فردین متماثلین متشابهین. فلفظه « من» نشوئیه... و نظیرها قوله «و من کل شی خلقنا زوجین» ، فما فی بعض التفاسیر: ان المراد بالایه کون زوج هذا النفس مشتقه منها و خلقها من بعضها وفاقا لما فی بعض الاخبار: ان الله خلق زوجه آدم من ضلع من اضلاعه، مما لا دلیل علیه من الایه.</ref>
ممکن است این اشکال مطرح شود که؛ در صورتی که منظور از نفس واحده، گوهر مشترک وجودی باشد، مفهوم زوجیت محقق نمی‌شود. در پاسخ اشاره می‌کنیم که نفس واحده گوهر وجودی است که آدم مصداق آن است یعنی نفس واحده هم به گوهر مشترک اشاره دارد و هم به مصداق آن یعنی حضرت آدم. بنابراین فرض مفهوم زوجیت نیز اصلاح می‌شود.<ref group="پانویس"> باز ممکن است اشکال شود که در این صورت استعمال لفظ در اکثر از یک معنا لازم می‌آید، که از نظر اصولیون در مباحث الفاظ امری مذموم است. در پاسخ می‌گوییم که قبیح بودن استعمال لفظ در اکثر معنا در گزاره‌های شرعی و خطابی که وضوح و عدم اجمال آن مد نظر متکلم است قبیح است لکن در مورد مسائل هستی شناسانه و تبیین ابعاد پیچیده خلقت نه تنها چنین قباحتی وجود ندارد بلکه سیره عقلاست.</ref> یا آنکه اگر منظور از نفس واحده را نوع انسانی بدانیم نیز باز هم فرض مفهوم زوجیت محذوری در پی ندارد. <ref group="پانویس"> المیزان فی تفسیر القران. ج 4 ص 136. « و ظاهر الجمله اعنی قوله «و خلق منها زوجها» انها بیان لکون زوجها من نوعها بالتماثل و ان هولاء الافراد المبثوثین مرجعهم جمیعا الی فردین متماثلین متشابهین. فلفظه « من» نشوئیه... و نظیرها قوله «و من کل شی خلقنا زوجین» ، فما فی بعض التفاسیر: ان المراد بالایه کون زوج هذا النفس مشتقه منها و خلقها من بعضها وفاقا لما فی بعض الاخبار: ان الله خلق زوجه آدم من ضلع من اضلاعه، مما لا دلیل علیه من الایه.</ref>




حال به بررسی دقیق‌تر آیه می‌پردازیم:  
حال به بررسی دقیق‌تر آیه می‌پردازیم:  
 
يَـأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْس وَاحِدَة وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَآءً»«اى مردم! از پروردگارتان پروا كنيد؛ آن كه همه شما را از يك شخص آفريد و از او همسرش را بيافريد و از آن دو، مردان و [[زنان]] بسيارى را [روى زمين] پراكنده ساخت»(آیه ۱ [[سوره نساء]])
{{قرآن بزرگ| يَـأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْس وَاحِدَة وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَآءً»«اى مردم! از پروردگارتان پروا كنيد؛ آن كه همه شما را از يك شخص آفريد و از او [[همسر]]ش را بيافريد و از آن دو، [[مردان]] و [[زنان]] بسيارى را [روى زمين ] پراكنده ساخت»|سوره= نساء|آیه= 1}}


== بررسی آیه==
== بررسی آیه==
خط ۶۱: خط ۶۰:
بنابراين نه تنها در اين آيه نقش [[زن]] ناديده گرفته نشده است، بلكه با صراحت و روشنى تمام، بعد از بيان خاستگاه خلقت آدم و حوّا و گسترش نسل انسانى توسط [[زن]] و [[مرد]]، در ذيل آيه ضمن اشاره به «[[ارحام]]» به نقش ممتاز [[زن]] در توليد نسل تأكيد مى‌‏ورزد چون «[[ارحام]]» اشخاصى هستند كه از طريق «رحم»، به يكديگر مرتبط مى‌‏باشند كه در فارسى به آن خويشاوند مى‌‏گوييم. بنابراين هم از دلالت انفرادى آيه اول نساء و هم از دلالت مجموعى آيات مشابه به دست مى‌‏آيد كه هرگز قرآن نقش [[زن]] را در گسترش نسل بشر ناديده نگرفته است.
بنابراين نه تنها در اين آيه نقش [[زن]] ناديده گرفته نشده است، بلكه با صراحت و روشنى تمام، بعد از بيان خاستگاه خلقت آدم و حوّا و گسترش نسل انسانى توسط [[زن]] و [[مرد]]، در ذيل آيه ضمن اشاره به «[[ارحام]]» به نقش ممتاز [[زن]] در توليد نسل تأكيد مى‌‏ورزد چون «[[ارحام]]» اشخاصى هستند كه از طريق «رحم»، به يكديگر مرتبط مى‌‏باشند كه در فارسى به آن خويشاوند مى‌‏گوييم. بنابراين هم از دلالت انفرادى آيه اول نساء و هم از دلالت مجموعى آيات مشابه به دست مى‌‏آيد كه هرگز قرآن نقش [[زن]] را در گسترش نسل بشر ناديده نگرفته است.


== خلقت [[زن]] در روایات==
== خلقت زن در روایات==
در مورد شبهه فوق، مطالبی نیز در روایات آمده است که ذیلا آن را بررسی و تبیین می‌کنیم:
در مورد شبهه فوق، مطالبی نیز در روایات آمده است که ذیلا آن را بررسی و تبیین می‌کنیم:


خط ۶۸: خط ۶۷:
به هر تقدیر پاسخ این شبهه را در ضمن چند مطلب پی‌گیری می‌کنیم:
به هر تقدیر پاسخ این شبهه را در ضمن چند مطلب پی‌گیری می‌کنیم:


===منشا خلقت حوا در روایات ===
===منشا خلقت حوا در روایات===
اگرچه در قرآن هیچ آیه‌ای در مورد خلقت حضرت حوا از دنده چپ حضرت آدم وجود ندارد لکن، داستان خلقت حوا از دنده چپ آدم، در متون مقدس یهودی و مسیحی شهرت دارد و در برخی روایات اسلامی نیز به آن پرداخته شده است. اعتقاد به خلقت حوا از دنده چپ آدم در بین روایات و منابع اهل تسنن شهرت دارد.
در متون روایی شیعه با دو دسته روایت در مورد منشا خلقت حوا روبرو هستیم. باوجود چندین روایت که خلقت حضرت حوا را به گونه‌ای مستقل و بدیع از همان گلی که حضرت آدم سرشته شد تبیین می‌کند لکن برخی احادیث نیز مطرح است که خلقت حوا را از دنده چپ حضرت آدم قلمداد  کرده‌اند.  دسته اول، بالغ بر بیست روایت در منابع روایی شیعه وجود دارد  که صراحتاً خلقت حوا را از دنده چپ آدم تبیین می‌کند. <ref>  .برای دیدن روایات و منابع و ترجمه آنها مراجعه کنید به : شخصیت و حقوق زن در اسلام، مهدی مهریزی. ص 43-48</ref> در بین آنها روایات صحیح نیز وجود دارد. به چند نمونه اشاره می‌کنیم:


اگرچه در قرآن کریم هیچ آیه‌ای در مورد خلقت حضرت حوا از دنده چپ حضرت آدم وجود ندارد لکن، داستان خلقت حوا از دنده چپ آدم، در متون مقدس یهودی و مسیحی شهرت دارد و در برخی روایات اسلامی نیز به آن پرداخته شده است. اعتقاد به خلقت حوا از دنده چپ آدم در بین روایات و منابع اهل تسنن شهرت دارد.  
- در روایت صحیحی راوی از قول امام جعفر صادق علیه السلام می‌گوید: امام علی علیه السلام برای تعیین [[ارث]] افراد خنثی دنده‌های آنان را می‌شمرد. اگر یک دنده کمتر از [[زنان]] داشت به او ارث مردان می‌داد زیرا مرد یک دنده کمتر از [[زن]] دارد. علت ان نیز این است که حوا از دنده چپ آدم خلق شد، لذا مرد یک دنده کمتر دارد. <ref> . عاملی. وسائل الشیعه. ص 567 ح 4</ref>


در متون روایی شیعه با دو دسته روایت در مورد منشا خلقت حوا روبرو هستیم. باوجود چندین روایت که خلقت حضرت حوا را به گونه‌ای مستقل و بدیع از همان گلی که حضرت آدم سرشته شد تبیین می‌کند لکن برخی احادیث نیز مطرح است که خلقت حوا را از دنده چپ حضرت آدم قلمداد  کرده‌اند. دسته اول، بالغ بر بیست روایت در منابع روایی شیعه وجود دارد  که صراحتاً خلقت حوا را از دنده چپ آدم تبیین می‌کند. <ref>  .برای دیدن روایات و منابع و ترجمه آنها مراجعه کنید به : [[شخصیت و حقوق زن در اسلام]]، مهدی مهریزی. ص 43-48</ref> در بین آنها روایات صحیح نیز وجود دارد. به چند نمونه اشاره می‌کنیم:
- در روایت مفصل و صحیح دیگری از امام باقر علیه السلام آمده است: وقتی شريح قاضى در مجلس قضاء بود، [[زن]]ى نزد او آمد، و گفت: آنچه مردان و [[زنان]] دارند من به تنهائى دارم. شريح گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره بر وضع مجراى ادرار قضاوت می‌كند، [[زن]] گفت: من با هر دو ادرار می‌كنم و هر دو يك وقت آرام می‌گيرند. شريح گفت: بخدا قسم من چيزى عجيب‏تر از اين نشنيده‌‏ام! [[زن]] گفت: در اين ميان چيزى عجيب‏تر وجود دارد، شريح گفت: آن چيست؟ [[زن]] گفت: شوهرم با من مجامعت كرده، و من از او فرزندى آورده‌ام، و من با كنيز خود مجامعت كرده‏‌ام و او از من فرزندى آورده است، در اين هنگام شريح از سر تعجب دست‌ها را بر هم زد، و آنگاه به نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد، و گفت: يا أمير المؤمنين قضيه‏‌اى بر من عرضه شده است كه عجيب‌تر از آن نشنيده‏‌ام، سپس داستان آن [[زن]] را گزارش كرد، امير المؤمنين در اين باره از او سؤال كرد، [[زن]] گفت: داستان همان گونه است كه او گفت. فرمود: شوهر تو كيست؟ گفت: فلان شخص. پس امير كسى از پى او فرستاد، و او را فراخواند، و گفت: آيا اين [[زن]] را می‌شناسى؟ گفت: آرى او [[همسر]] منست، پس در باره اظهارات [[زن]] از او جويا شد، و او گفت: واقع امر همين است، على عليه السلام به آن مرد فرمود: راستى را كه تو از سوار شونده بر شير جسورترى كه با او مقاربت می‌كنى! سپس قنبر را فرمود: آن [[زن]] را با [[زن]]ى ديگر درون حجره‌‏اى ببر، و دنده‌هايش را بشمار. پس شوهر آن [[زن]] گفت: يا امير المؤمنين، من مردى را بر او امين نمی‌شمارم، و بزنى بر او اطمينان ندارم. پس على عليه السلام فرمود: تا «دينار خصى» را كه مردى از صالحان مردم كوفه و مورد وثوق بود حاضر كردند، پس او را فرمود: اى دينار، اين [[زن]] را به حجره‌‏اى درآور و جامه‌هايش را بدر آور، و او را بفرماى تا لنگى بر ميان بندد، و آنگاه دنده‏‌هايش را بشمار، دينار چنين كرد، و دنده‏‌هايش هفده عدد بود، نه دنده در سمت راست، و هشت در سمت چپ، پس على عليه السلام جامه مردان و كلاه و [[نعلين]] به او پوشاند، و رداء بدوشش بيفكند، و او را به جمع مردان پيوست. پس شوهرش گفت: يا امير المؤمنين دخترعمويم را كه از من فرزند آورده بجمع مردان مى‌‏پيوندى؟ پس على عليه السلام فرمود: من حكم خداى عز و جل را بر او راندم، زيرا خداى تعالى حواء را از آخرين دنده چپ آدم آفريده است، و دنده‌‏هاى مردان نقصان دارد و دنده‌‏هاى [[زنان]] كاملست. <ref>.سند روایت صحیح است. عَاصِمُ بْنُ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع. من لا يحضره الفقيه ،ج‏4 ،ص : 326</ref>


- در روایت صحیحی راوی از قول امام جعفر صادق علیه السلام می‌گوید: امام علی علیه السلام برای تعیین [[ارث]] افراد خنثی دنده‌های آنان را می‌شمرد. اگر یک دنده کمتر از [[زنان]] داشت به او ارث مردان می‌داد زیرا [[مرد]] یک دنده کمتر از [[زن]] دارد. علت ان نیز این است که حوا از دنده چپ آدم خلق شد، لذا [[مرد]] یک دنده کمتر دارد. <ref> . عاملی. وسائل الشیعه. ص 567 ح 4</ref>
- در روایت مفصل دیگری آمده است که امیرالمومنین علی علیه السلام در مورد [[زن]] (خنثی) که با کنیز شوهرش هم‌بستر شده بود و از او فرزندی حاصل شده بود اینگونه حکم کرد: این زن را به خانه‌ای ببرید و لباسش را در آورید و دنده‌های دو طرفش را شماره کنید. آنا چنین کردند و گفتند طرف راست دوازده دنده و طرف چپ یازده دنده دارد. علی علیه السلام فرمود الله اکبر آرایشگری را فراخوانید و موهایش را کوتاه کرد. آنگاه حضرت لباس و کفش مردان بر او پوشانید و او را در شمار مردان نهاد. شوهرش اعتراض کرد که همسرم که دخترعموی من بود به مردان ملحق ساختی؟! بر اساس چه مبنایی چنین حکم کردی؟ حضرت فرمود: این را از پدرم آدم به دست اورده‌ام . حوا از دنده آدم آفریده شد از این رو دنده‌های مرد یک دنده کمتر از زن است. و دنده‌های آن شخص به تعداد دنده‌های مرد بود پس فرمان داد و بیرون رانده شدند. <ref>  سند روایت صحیح است. شیخ صدوق بإسناده عن علي بن الحسن عن محمد الكاتب عن علي بن عبد الله بن معاوية بن ميسرة بن شريح عن أبيه عن ميسرة بن شريح ؛ وسائل الشيعة / ج‏26 باب حكم الخنثى المشكل الذي لم يتبين أمره بالعلامات المذكورة . ص :285</ref>
 
- در روایت مفصل و صحیح دیگری از امام باقر علیه السلام آمده است: وقتی شريح قاضى در مجلس قضاء بود، [[زن]]ى نزد او آمد، و گفت: آنچه [[مردان]] و [[زنان]] دارند من به تنهائى دارم. شريح گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره بر وضع مجراى ادرار قضاوت می‌كند، [[زن]] گفت: من با هر دو ادرار می‌كنم و هر دو يك وقت آرام می‌گيرند. شريح گفت: بخدا قسم من چيزى عجيب‏تر از اين نشنيده‌‏ام! [[زن]] گفت: در اين ميان چيزى عجيب‏تر وجود دارد، شريح گفت: آن چيست؟ [[زن]] گفت: شوهرم با من مجامعت كرده، و من از او فرزندى آورده‌ام، و من با كنيز خود مجامعت كرده‏‌ام و او از من فرزندى آورده است، در اين هنگام شريح از سر تعجب دست‌ها را بر هم زد، و آنگاه به نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد، و گفت: يا أمير المؤمنين قضيه‏‌اى بر من عرضه شده است كه عجيب‌تر از آن نشنيده‏‌ام، سپس داستان آن [[زن]] را گزارش كرد، امير المؤمنين عليه السلام در اين باره از او سؤال كرد، [[زن]] گفت: داستان همان گونه است كه او گفت. فرمود: شوهر تو كيست؟ گفت: فلان شخص. پس امير عليه السلام كسى از پى او فرستاد، و او را فراخواند، و گفت: آيا اين [[زن]] را می‌شناسى؟ گفت: آرى او [[همسر]] منست، پس در باره اظهارات [[زن]] از او جويا شد، و او گفت: واقع امر همين است، على عليه السلام به آن [[مرد]] فرمود: راستى را كه تو از سوار شونده بر شير جسورترى كه با او مقاربت می‌كنى! سپس قنبر را فرمود: آن [[زن]] را با [[زن]]ى ديگر درون حجره‌‏اى ببر، و دنده‌هايش را بشمار. پس شوهر آن [[زن]] گفت: يا امير المؤمنين، من [[مرد]]ى را بر او امين نمی‌شمارم، و بزنى بر او اطمينان ندارم. پس على عليه السلام فرمود: تا «دينار خصى» را كه [[مرد]]ى از صالحان مردم كوفه و مورد وثوق بود حاضر كردند، پس او را فرمود: اى دينار، اين [[زن]] را به حجره‌‏اى درآور و جامه‌هايش را بدر آور، و او را بفرماى تا لنگى بر ميان بندد، و آنگاه دنده‏‌هايش را بشمار، دينار چنين كرد، و دنده‏‌هايش هفده عدد بود، نه دنده در سمت راست، و هشت در سمت چپ، پس على عليه السلام جامه [[مردان]] و كلاه و نعلين به او پوشاند، و رداء بدوشش بيفكند، و او را به جمع [[مردان]] پيوست. پس شوهرش گفت: يا امير المؤمنين دخترعمويم را كه از من فرزند آورده بجمع [[مردان]] مى‌‏پيوندى؟ پس على عليه السلام فرمود: من حكم خداى عز و جل را بر او راندم، زيرا خداى تعالى حواء را از آخرين دنده چپ آدم آفريده است، و دنده‌‏هاى [[مردان]] نقصان دارد و دنده‌‏هاى [[زنان]] كاملست. <ref>  .سند روایت صحیح است. عَاصِمُ بْنُ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع. من لا يحضره الفقيه ،ج‏4 ،ص : 326</ref>
 
- در روایت مفصل دیگری آمده است که امیرالمومنین علی علیه السلام در مورد [[زن]] (خنثی) که با کنیز شوهرش هم‌بستر شده بود و از او فرزندی حاصل شده بود اینگونه حکم کرد: این [[زن]] را به خانه‌ای ببرید و لباسش را در آورید و دنده‌های دو طرفش را شماره کنید. آنا چنین کردند و گفتند طرف راست دوازده دنده و طرف چپ یازده دنده دارد. علی علیه السلام فرمود الله اکبر آرایشگری را فراخوانید و موهایش را کوتاه کرد. آنگاه حضرت لباس و کفش [[مردان]] بر او پوشانید و او را در شمار [[مردان]] نهاد. شوهرش اعتراض کرد که [[همسر]]م که دخترعموی من بود به [[مردان]] ملحق ساختی؟! بر اساس چه مبنایی چنین حکم کردی؟ حضرت فرمود: این را از پدرم آدم به دست اورده‌ام . حوا از دنده آدم آفریده شد از این رو دنده‌های مرد یک دنده کمتر از [[زن]] است. و دنده‌های آن شخص به تعداد دنده‌های [[مرد]] بود پس فرمان داد و بیرون رانده شدند. <ref>  سند روایت صحیح است. شیخ صدوق بإسناده عن علي بن الحسن عن محمد الكاتب عن علي بن عبد الله بن معاوية بن ميسرة بن شريح عن أبيه عن ميسرة بن شريح ؛ وسائل الشيعة / ج‏26 باب حكم الخنثى المشكل الذي لم يتبين أمره بالعلامات المذكورة . ص :285</ref>


دسته دوم، احادیثی در نقطه مقابل روایات دسته اول است که در برخی از این احادیث، مضمون روایات قبل به صراحت و گاه به شدت تکذیب شده است. در بین این روایات نیز معتبر و غیر معتبر وجود دارد.
دسته دوم، احادیثی در نقطه مقابل روایات دسته اول است که در برخی از این احادیث، مضمون روایات قبل به صراحت و گاه به شدت تکذیب شده است. در بین این روایات نیز معتبر و غیر معتبر وجود دارد.
خط ۱۱۵: خط ۱۱۲:
در مورد وجه استعاری این گزاره و آثار آن نیز در صورتی که بازنمایی‌های افراط‌گونه زبان شناسان فمینیستی یا پساساختارگرا را بپذیرم، اتهام استعاره‌گیری سرکوب‌گرانه از این عبارت متوجه دین و گزاره‌های دینی نیست بلکه ناظر بر شیوه عاریت‌گیری است که در فضای غیر اسلامی ایجاد شده است. اتفاقا بسیاری از گزاره‌های دینی دلالت گر عاریت‌گیری ارزشی از خلقت حوا از آدم است. اینکه آدم وقتی انسان شد، حوا از او خلق گردید، پس [[زن]] و [[مرد]] از یک جنس و یک گوهر هستند (خلقکم من نفس واحده). اینکه [[زن]] «دیگری» نیست ، بلکه پاره تن [[مرد]] است و بالعکس (بعضکم من بعض). یا حتی برخی استعاره‌هایی که وجه ارزشی این نحوه خلقت را به نفع [[زن]] پررنگ می‌کند. مثلاً در روایتی، از خلقت مرد از خاک استعاره دنیاطلبی [[مردان]] و خلقت [[زن]] از مرد استعاره موانست، دلبستگی و روحیه ارتباطی [[زن]] برداشت می‌شود. در روایت دیگری حوا را به معنای کسی که از انسان حی (آدم) نشات گرفته است در مقابل آدم که از گل بی‌جان یا به عبارت دیگر از لجن بدبو بوده است. در روایتی فرایند خلقت [[زن]] از پهلوی مرد را مبنای استدلال بر این نکته قرار می‌دهد که [[زن]] و [[مرد]] از نفس یکدیگرند، و [[زنان]] امانت خدا نزد [[مردان]]ند (انهن امانه الله عندکم)، نفع و ضررشان به یکدیگر گره خورده است (لایملکن لانفسهن نفعا و لاضرا فلاتضاروهن و لاتعضلوهن) و از همه مهم‌تر که هر دو عبد و کنیز خدایند (هذه امتی و انت عبدی) و هردو در صورت اطاعت و عبودیت خداوند بهترین مخلوق کرامت‌یافته اویند(ما خلقت خلقا فهو اکرم علی منکما اذا انتما عبدتمانی و اطعتمانی). <ref group="پانویس">البرهان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 348؛ قال جعفر بن محمد الصادق (عليهما السلام): «إن آدم (عليه السلام) رأى حواء في المنام، فلما انتبه، قال: يا رب، من هذه التي أنست بقربها؟ قال الله تعالى: هذه أمتي، و أنت عبدي، يا آدم، ما خلقت خلقا هو أكرم علي منكما، إذا أنتما عبدتماني و أطعتماني، و قد خلقت لكما دارا، و سميتها جنتي، فمن دخلها كان وليي حقا،و من لم يدخلها كان عدوي حقا. فقال آدم (عليه السلام): و لك يا رب، عدو و أنت رب السماوات؟ قال الله تعالى: يا آدم، لو شئت أجعل الخلق كلهم أوليائي لفعلت و لكني أفعل ما أشاء، و أحكم ما أريد. قال آدم (عليه السلام): يا رب، فهذه أمتك حواء قد رق لها قلبي، فلمن خلقتها؟ قال الله تعالى: خلقتها لك لتسكن الدنيا فلا تكن وحيدا في جنتي قال: فأنكحنيها يا رب. قال: أنكحتكها بشرط أن تعلمها مصالح ديني، و تشكرني عليها، فرضي آدم بذلك، فاجتمعت الملائكة، فأوحى الله تعالى إلى جبرئيل أن اخطب. فكان الولي رب العالمين، و الخطيب جبرئيل الأمين، و الشهود الملائكة المقربين، و الزوج آدم (عليه السلام) أبا النبيين، فتزوج آدم (عليه السلام) بحواء على الطاعة و التقى و العمل الصالح، فنثرت الملائكة عليهما من نثار الجنة».</ref>
در مورد وجه استعاری این گزاره و آثار آن نیز در صورتی که بازنمایی‌های افراط‌گونه زبان شناسان فمینیستی یا پساساختارگرا را بپذیرم، اتهام استعاره‌گیری سرکوب‌گرانه از این عبارت متوجه دین و گزاره‌های دینی نیست بلکه ناظر بر شیوه عاریت‌گیری است که در فضای غیر اسلامی ایجاد شده است. اتفاقا بسیاری از گزاره‌های دینی دلالت گر عاریت‌گیری ارزشی از خلقت حوا از آدم است. اینکه آدم وقتی انسان شد، حوا از او خلق گردید، پس [[زن]] و [[مرد]] از یک جنس و یک گوهر هستند (خلقکم من نفس واحده). اینکه [[زن]] «دیگری» نیست ، بلکه پاره تن [[مرد]] است و بالعکس (بعضکم من بعض). یا حتی برخی استعاره‌هایی که وجه ارزشی این نحوه خلقت را به نفع [[زن]] پررنگ می‌کند. مثلاً در روایتی، از خلقت مرد از خاک استعاره دنیاطلبی [[مردان]] و خلقت [[زن]] از مرد استعاره موانست، دلبستگی و روحیه ارتباطی [[زن]] برداشت می‌شود. در روایت دیگری حوا را به معنای کسی که از انسان حی (آدم) نشات گرفته است در مقابل آدم که از گل بی‌جان یا به عبارت دیگر از لجن بدبو بوده است. در روایتی فرایند خلقت [[زن]] از پهلوی مرد را مبنای استدلال بر این نکته قرار می‌دهد که [[زن]] و [[مرد]] از نفس یکدیگرند، و [[زنان]] امانت خدا نزد [[مردان]]ند (انهن امانه الله عندکم)، نفع و ضررشان به یکدیگر گره خورده است (لایملکن لانفسهن نفعا و لاضرا فلاتضاروهن و لاتعضلوهن) و از همه مهم‌تر که هر دو عبد و کنیز خدایند (هذه امتی و انت عبدی) و هردو در صورت اطاعت و عبودیت خداوند بهترین مخلوق کرامت‌یافته اویند(ما خلقت خلقا فهو اکرم علی منکما اذا انتما عبدتمانی و اطعتمانی). <ref group="پانویس">البرهان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 348؛ قال جعفر بن محمد الصادق (عليهما السلام): «إن آدم (عليه السلام) رأى حواء في المنام، فلما انتبه، قال: يا رب، من هذه التي أنست بقربها؟ قال الله تعالى: هذه أمتي، و أنت عبدي، يا آدم، ما خلقت خلقا هو أكرم علي منكما، إذا أنتما عبدتماني و أطعتماني، و قد خلقت لكما دارا، و سميتها جنتي، فمن دخلها كان وليي حقا،و من لم يدخلها كان عدوي حقا. فقال آدم (عليه السلام): و لك يا رب، عدو و أنت رب السماوات؟ قال الله تعالى: يا آدم، لو شئت أجعل الخلق كلهم أوليائي لفعلت و لكني أفعل ما أشاء، و أحكم ما أريد. قال آدم (عليه السلام): يا رب، فهذه أمتك حواء قد رق لها قلبي، فلمن خلقتها؟ قال الله تعالى: خلقتها لك لتسكن الدنيا فلا تكن وحيدا في جنتي قال: فأنكحنيها يا رب. قال: أنكحتكها بشرط أن تعلمها مصالح ديني، و تشكرني عليها، فرضي آدم بذلك، فاجتمعت الملائكة، فأوحى الله تعالى إلى جبرئيل أن اخطب. فكان الولي رب العالمين، و الخطيب جبرئيل الأمين، و الشهود الملائكة المقربين، و الزوج آدم (عليه السلام) أبا النبيين، فتزوج آدم (عليه السلام) بحواء على الطاعة و التقى و العمل الصالح، فنثرت الملائكة عليهما من نثار الجنة».</ref>


زندگی‌بخشی، انس‌گیری، آرامش‌بخشی از جمله دلالت‌های استعاری است که در برخی گزاره‌های دینی به آن اشاره شده است.
زندگی‌بخشی، انس‌گیری، آرامش‌بخشی از جمله دلالت‌های استعاری است که در برخی گزاره‌های دینی به آن اشاره شده است.


==نتیجه‌گیری==
==نتیجه‌گیری==
خط ۱۲۲: خط ۱۱۹:
البته بعضى از انديشمندان مسلمان اين نظر را مطرح كرده‌اند كه گزاره‌هاى اِخبارى دين در زمينه‌هاى علمى و تاريخى به دليل اينكه تعبّد در آنها راه ندارد فاقد حجيّت‌اند،<ref>الطباطبايى; الميزان فى تفسير القرآن; ج10، ص351.</ref>
البته بعضى از انديشمندان مسلمان اين نظر را مطرح كرده‌اند كه گزاره‌هاى اِخبارى دين در زمينه‌هاى علمى و تاريخى به دليل اينكه تعبّد در آنها راه ندارد فاقد حجيّت‌اند،<ref>الطباطبايى; الميزان فى تفسير القرآن; ج10، ص351.</ref>


==جستارهای وابسته==
* [[آفرینش زن در ادیان]]
==یادداشت==
==یادداشت==
{{پانویس|۲|گروه=پانویس|اندازه=ریز}}
{{پانویس|۲|گروه=پانویس|اندازه=ریز}}
==پانویس==
{{پانویس}}
++++++++++++++++++


<big>'''آفرینش زن در ادیان'''</big>؛
 
{{وجه تشابه}}
'''آفرینش زن در ادیان'''
یکی از مباحث تاریخی که در زمینه خلقت و آفرینش انسان مطرح است، چگونگی خلقت زن در ابتدای آفرینش است. در این راستا برخی ادیان قائل به خلقت زن از باقیمانده گل مرد یا از دنده چپ مرد شده‌اند. این دیدگاه منجر به ایجاد شبهه در خصوص فروتری خلقت زن نسبت به مرد گردیده است. این داستان در سه دین زرتشت ، مسیحیت و یهودیت به عنوان ادیانی که به الهی‌بودن رسمیت یافته‌اند، قابل پی‌گیری است.
یکی از مباحث تاریخی که در زمینه خلقت و آفرینش انسان مطرح است، چگونگی خلقت زن در ابتدای آفرینش است. در این راستا برخی ادیان قائل به خلقت زن از باقیمانده گل مرد یا از دنده چپ مرد شده‌اند. این دیدگاه منجر به ایجاد شبهه در خصوص فروتری خلقت زن نسبت به مرد گردیده است. این داستان در سه دین زرتشت ، مسیحیت و یهودیت به عنوان ادیانی که به الهی‌بودن رسمیت یافته‌اند، قابل پی‌گیری است.
{{پایان سوال}}
{{پایان سوال}}
عموماً در همه ادیانی که به داستان خلقت پدر و مادر بشر پرداخته‌اند، شیوه و جریان خلقت آنها را زمینه‌ساز تفاوت در [[هویت جنسیتی در اسلام|هویت]] و [[منزلت زن| منزلت]] و [[حقوق زن در اسلام|حقوق زن]] دانسته‌اند. بنابراین داستان خلقت نخستین زن و مرد و شیوه خلقت آنها حداقل به خاطر دلالت‌های نمادینی که نسبت به هویت، منزلت و حقوق زن و مرد پی‌ریزی می‌کند با اهمیت تلقی می‌شود.  
عموماً در همه ادیانی که به داستان خلقت پدر و مادر بشر پرداخته‌اند، شیوه و جریان خلقت آنها را زمینه‌ساز تفاوت در [[هویت جنسیتی در اسلام|هویت]] و [[منزلت زن| منزلت]] و [[حقوق زن در اسلام|حقوق زن]] دانسته‌اند. بنابراین داستان خلقت نخستین زن و مرد و شیوه خلقت آنها حداقل به خاطر دلالت‌های نمادینی که نسبت به هویت، منزلت و حقوق زن و مرد پی‌ریزی می‌کند با اهمیت تلقی می‌شود.
 
==خلقت انسان در زرتشت==
==خلقت انسان در زرتشت==
داستان خلقت اولین انسان در کتب مقدس زرتشتیان اندکی مبهم و پیچیده است. در اوستای موجود به عنوان کتاب اصلی مطالب چندانی در این زمینه وجود ندارد، ولی در دیگر کتب مقدس فرعی زرتشتیان مباحث متفاوتی در این زمینه مطرح شده است.
داستان خلقت اولین انسان در کتب مقدس زرتشتیان اندکی مبهم و پیچیده است. در اوستای موجود به عنوان کتاب اصلی مطالب چندانی در این زمینه وجود ندارد، ولی در دیگر کتب مقدس فرعی زرتشتیان مباحث متفاوتی در این زمینه مطرح شده است.
خط ۱۶۶: خط ۱۵۹:


اگر چه تقدم و تاخر در خلقت، یا خلقت حوا از آدم، یا حتی خلقت حوا از زوائد بدن آدم به خودی خود دلالتی ارزشی ندارد لکن به لحاظ برخی از آثاری که به این شیوه خلقت تحمیل شده است، به نظر می‌رسد [[زن]] در این تفسیر، شخصیتی فروتر نسبت به [[مرد]] دارد.
اگر چه تقدم و تاخر در خلقت، یا خلقت حوا از آدم، یا حتی خلقت حوا از زوائد بدن آدم به خودی خود دلالتی ارزشی ندارد لکن به لحاظ برخی از آثاری که به این شیوه خلقت تحمیل شده است، به نظر می‌رسد [[زن]] در این تفسیر، شخصیتی فروتر نسبت به [[مرد]] دارد.
==جستارهای وابسته==
* [[آفرینش زن در اسلام]]


==پانویس==
==پانویس==