ایجاد لینک داخلی
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:ادبیات شفاهی (1).jpg|جایگزین=لالایی مادر|بندانگشتی|لالایی زن بختیاری برای کودک‌اش در گهواره سنتی]]
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر            =
| زیرنویس تصویر    =لالایی زن بختیاری برای کودک‌اش در گهواره سنتی
| image_alt        =لالایی مادر
| فایل پادکست      =ادبیات شفاهی.ogg 
| حجم فایلپادکست    =9/88 
| تاریخ پادکست      =18-3-1405 
| زیرنویس عنوان    = 
 
| عنوان اصلی        =
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =
 
| نخستین کاربرد    =
| ریشه واژه        =
| مرتبط با          =
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =
| آثار مرتبط        =
}}
{{درشت|'''ادبیات شفاهی'''}}؛ ادبیاتی عامیانه که سینه به سینه در طول تاریخ، منتقل می‌شود.
{{درشت|'''ادبیات شفاهی'''}}؛ ادبیاتی عامیانه که سینه به سینه در طول تاریخ، منتقل می‌شود.


خط ۸: خط ۳۷:


== پیشینه ادبیات شفاهی ==
== پیشینه ادبیات شفاهی ==
[[پرونده:ادبیات شفاهی (2).jpg|جایگزین=لوح گلی نو-آشوری. حماسه گیلگمش|بندانگشتی|لوح گلی نو-آشوری. حماسه گیلگمش، لوح ۱۱: داستان سیل. معروف به «لوح سیل» از کتابخانه آشوربانیپال، قرن هفتم پیش از میلاد.]]
ادبیات شفاهی، قدمتی بسیار بیش‌تر از ادبیات تألیفی دارد. انسان‌ها، هزاران سال پیش از اختراع خط، توانایی سخن گفتن و در نتیجه داستان‌سرایی، [[افسانه|افسانه‌سرایی]]، خیال‌پردازی و خاطره‌گویی را داشته‌اند. بخش زیادی از افسانه‌ها و مَثَل‌های رایج میان مردم، تاریخی پیش از اختراع خط دارند و از راه زبان، به نسل‌های بعدی منتقل شده‌اند.
ادبیات شفاهی، قدمتی بسیار بیش‌تر از ادبیات تألیفی دارد. انسان‌ها، هزاران سال پیش از اختراع خط، توانایی سخن گفتن و در نتیجه داستان‌سرایی، [[افسانه|افسانه‌سرایی]]، خیال‌پردازی و خاطره‌گویی را داشته‌اند. بخش زیادی از افسانه‌ها و مَثَل‌های رایج میان مردم، تاریخی پیش از اختراع خط دارند و از راه زبان، به نسل‌های بعدی منتقل شده‌اند.


خط ۴۵: خط ۷۳:


=== سرگرم‌کنندگی ===
=== سرگرم‌کنندگی ===
[[پرونده:شب_نشینی_(3).jpg|جایگزین=شب‌نشینی-کرسی-شب یلدا|بندانگشتی|شب‌نشینی در شب یلدا دور کرسی]]
یکی دیگر از ویژگی‌های ادبیات شفاهی، سرگرم کردن و ایجاد نشاط در میان مخاطبین است. نقل افسانه‌ها و روایات، خواندن آوازهای محلی در [[شب‌نشینی]]‌ها،<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۷۹ش، ص۶۵–۷۰.</ref> اجرای بازی‌های نمایشی و نقل [[چیستان]] و لطیفه‌های گوناگون<ref>انجوی شیرازی، گذری و نظری در فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۶۲–۶۳.</ref> به‌منظور ایجاد سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت افراد بوده است. پژوهشگران حوزهٔ [[روان‌شناسی]] [[کودک]]، بر این باورند که آموزش کودکان از طریق افسانه‌سرایی و قصه‌گویی بسیار کارآمدتر است؛ زیرا، این کار در حین سرگرم کردن کودک، نکاتی آموزنده را به او یادآور می‌شود.<ref>بتلهایم، کودکان به قصه نیاز دارند، ۱۳۸۴ش، ص۱۵.
یکی دیگر از ویژگی‌های ادبیات شفاهی، سرگرم کردن و ایجاد نشاط در میان مخاطبین است. نقل افسانه‌ها و روایات، خواندن آوازهای محلی در [[شب‌نشینی]]‌ها،<ref>انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان، ج1، ۱۳۷۹ش، ص۶۵–۷۰.</ref> اجرای بازی‌های نمایشی و نقل [[چیستان]] و لطیفه‌های گوناگون<ref>انجوی شیرازی، گذری و نظری در فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۶۲–۶۳.</ref> به‌منظور ایجاد سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت افراد بوده است. پژوهشگران حوزهٔ [[روان‌شناسی]] [[کودک]]، بر این باورند که آموزش کودکان از طریق افسانه‌سرایی و قصه‌گویی بسیار کارآمدتر است؛ زیرا، این کار در حین سرگرم کردن کودک، نکاتی آموزنده را به او یادآور می‌شود.<ref>بتلهایم، کودکان به قصه نیاز دارند، ۱۳۸۴ش، ص۱۵.


خط ۵۸: خط ۸۵:


==== اسطوره ====
==== اسطوره ====
[[پرونده:اسفندیار.jpg|جایگزین=نبرد اسفندیار با گرگ‌ها در جریان هفت خوان|بندانگشتی|نبرد اسفندیار با گرگ‌ها در جریان هفت خوان]]
بنا بر پژوهش‌های صورت‌گرفته، اسطوره، شامل باورهای مقدس انسان در مرحلهٔ خاصی از تحولات اجتماعی است.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۷1.</ref> این باورهای مقدس نیز چگونگی ایجاد یک چیز و آغازِ بودن آن را توصیف می‌کنند که تحت تأثیر عوامل مافوق طبیعی هستند.<ref>الیاده، افسانه و واقعیت، ۱۳۶۷ش، ص۱۱.</ref> برخی از پژوهشگران، با تحلیل اسطوره‌ها، به عقاید و ساختار فرهنگی و طبقاتی اقوام مختلف دست می‌یابند.<ref>رحمانی، افسانه‌های دری، ۱۳۷۴ش، ص۹۳–۹۴.</ref>
بنا بر پژوهش‌های صورت‌گرفته، اسطوره، شامل باورهای مقدس انسان در مرحلهٔ خاصی از تحولات اجتماعی است.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۷1.</ref> این باورهای مقدس نیز چگونگی ایجاد یک چیز و آغازِ بودن آن را توصیف می‌کنند که تحت تأثیر عوامل مافوق طبیعی هستند.<ref>الیاده، افسانه و واقعیت، ۱۳۶۷ش، ص۱۱.</ref> برخی از پژوهشگران، با تحلیل اسطوره‌ها، به عقاید و ساختار فرهنگی و طبقاتی اقوام مختلف دست می‌یابند.<ref>رحمانی، افسانه‌های دری، ۱۳۷۴ش، ص۹۳–۹۴.</ref>


خط ۷۱: خط ۹۷:


=== ادبیات نمایشی ===
=== ادبیات نمایشی ===
[[پرونده:نقالی.jpg|جایگزین=نقالی مرشد محمد احدی در جشنواره گل و گلاب اشراق اردیبهشت ۱۴۰۲ش|بندانگشتی|نقالی مرشد محمد احدی در جشنواره گل و گلاب اشراق اردیبهشت ۱۴۰۲ش]]
==== نقالی ====
==== نقالی ====
از نظر هنری، [[نقالی]]، نوعی نمایش تک‌نفره است که در آن، نقال هم داستان را روایت می‌کند و هم به‌جای تک‌تک شخصیت‌ها، ایفای نقش می‌کند. این واژه، که ریشه‌ای عربی دارد، به‌معنی بسیار نقل‌کننده، جابه‌جا کننده و قابل حمل است.<ref>قیم، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۳۵.</ref> به عقیدهٔ گروهی از پژوهشگران، نقالی، بخشی از یک پدیدهٔ وسیع‌تر به‌نام «داستان‌گزاری» است<ref>صفا، «اشاره‌ای کوتاه به داستان‌گزاران و داستان‌گزاری تا دوران صفویه»، ۱۳۶۸ش، ص۴۶۳.</ref> که قدمتی طولانی داشته و در منابع مکتوب بسیاری از دوران ایران باستان و پس از [[اسلام]]، به این طیف از ادبیات نمایشی اشاره شده است. امروزه، نقالی، تنها در برخی از قهوه‌خانه‌های کهن و جشنواره‌ها اجرا می‌شود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳؛ خلج، تاریخچهٔ نمایش در باختران، ۱۳۶۴ش، ص۶۱.</ref>
از نظر هنری، [[نقالی]]، نوعی نمایش تک‌نفره است که در آن، نقال هم داستان را روایت می‌کند و هم به‌جای تک‌تک شخصیت‌ها، ایفای نقش می‌کند. این واژه، که ریشه‌ای عربی دارد، به‌معنی بسیار نقل‌کننده، جابه‌جا کننده و قابل حمل است.<ref>قیم، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۳۵.</ref> به عقیدهٔ گروهی از پژوهشگران، نقالی، بخشی از یک پدیدهٔ وسیع‌تر به‌نام «داستان‌گزاری» است<ref>صفا، «اشاره‌ای کوتاه به داستان‌گزاران و داستان‌گزاری تا دوران صفویه»، ۱۳۶۸ش، ص۴۶۳.</ref> که قدمتی طولانی داشته و در منابع مکتوب بسیاری از دوران ایران باستان و پس از [[اسلام]]، به این طیف از ادبیات نمایشی اشاره شده است. امروزه، نقالی، تنها در برخی از قهوه‌خانه‌های کهن و جشنواره‌ها اجرا می‌شود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳؛ خلج، تاریخچهٔ نمایش در باختران، ۱۳۶۴ش، ص۶۱.</ref>


==== پرده‌خوانی ====
==== پرده‌خوانی ====
[[پرونده:نقالی_(1).jpg|جایگزین=پرده‌خوانی روز عاشورا در خراسان شمالی-نقالی عاشورا|بندانگشتی|آیین پرده‌خوانی روز عاشورا؛ خراسان شمالی]]
[[پرده‌خوانی]] در حقیقت، نوعی قصه‌خوانی است که در آن از پرده‌ای مصور به‌منظور اجرای داستان یا حکایت استفاده می‌شود. از این نوع ادبیات نمایشی، با نام‌های «پرده‌داری»، «شمایل‌گردانی» و «پرده‌گردانی» نیز یاد می‌شود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳.
[[پرده‌خوانی]] در حقیقت، نوعی قصه‌خوانی است که در آن از پرده‌ای مصور به‌منظور اجرای داستان یا حکایت استفاده می‌شود. از این نوع ادبیات نمایشی، با نام‌های «پرده‌داری»، «شمایل‌گردانی» و «پرده‌گردانی» نیز یاد می‌شود.<ref>بیضایی، نمایش در ایران، ۱۳۴۴ش، ص۷۳.


خط ۸۹: خط ۱۱۲:


==== روضه‌خوانی ====
==== روضه‌خوانی ====
[[پرونده:روضه_خوانی۳.jpg|جایگزین=روضه‌خوانی مرحوم کوثری در حسینیه جماران|بندانگشتی|روضه‌خوانی مرحوم کوثری در حسینیه جماران]]
این نوع از ادبیات نمایشی، شکل خاصی از نقل مصائب اولیای [[دین]] و به‌ویژه [[شهادت]] [[امام حسین]]، بر بالای منبر است که با احساساتی معنوی بیان می‌شود و مخاطبین را متأثر می‌کند. قدمت [[روضه‌خوانی]]، به‌شکل امروزی آن، به دوران [[صفویه|صفویان]] برمی‌گردد و ریشه‌های آن را می‌توان در کتاب «روضة الشهدا» [[ملاحسین واعظ کاشفی|واعظ کاشفی]] جست‌وجو کرد.<ref>چلکوفسکی، «روضة الشهدا و هنرهای نمایشی در ایران»، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۱.</ref>
این نوع از ادبیات نمایشی، شکل خاصی از نقل مصائب اولیای [[دین]] و به‌ویژه [[شهادت]] [[امام حسین]]، بر بالای منبر است که با احساساتی معنوی بیان می‌شود و مخاطبین را متأثر می‌کند. قدمت [[روضه‌خوانی]]، به‌شکل امروزی آن، به دوران [[صفویه|صفویان]] برمی‌گردد و ریشه‌های آن را می‌توان در کتاب «روضة الشهدا» [[ملاحسین واعظ کاشفی|واعظ کاشفی]] جست‌وجو کرد.<ref>چلکوفسکی، «روضة الشهدا و هنرهای نمایشی در ایران»، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۱.</ref>


خط ۹۵: خط ۱۱۷:


==== چاووش‌خوانی ====
==== چاووش‌خوانی ====
[[پرونده:چاووش_(2).jpg|جایگزین=چاووشی‌خوانی-چاووش|بندانگشتی|300x300پیکسل|یک چاووش درحال چاووشی‌خوانی]]
این کلمه که ریشه در زبان ترکی دارد با معانی مختلفی در [[زبان فارسی]] به‌کار می‌رود. در منابع کهن، مانند برهان قاطع و فرهنگ آنندراج، چاووش‌خوان، به‌معنای پیشاهنگ کاروان آمده است. همین معنی نیز در میان مردم رایج‌تر است و [[چاووش (چاوش)|چاووش‌خوان]] به فردی گفته می‌شود که اعلام‌کننده سفر به عتبات عالیات بوده و مردم را به پیوستن به گروه‌های زیارتی دعوت می‌کند.<ref>انجوی شیرازی، بازی‌های نمایشی، ۱۳۵۲ش، ص۱۴.</ref>
این کلمه که ریشه در زبان ترکی دارد با معانی مختلفی در [[زبان فارسی]] به‌کار می‌رود. در منابع کهن، مانند برهان قاطع و فرهنگ آنندراج، چاووش‌خوان، به‌معنای پیشاهنگ کاروان آمده است. همین معنی نیز در میان مردم رایج‌تر است و [[چاووش (چاوش)|چاووش‌خوان]] به فردی گفته می‌شود که اعلام‌کننده سفر به عتبات عالیات بوده و مردم را به پیوستن به گروه‌های زیارتی دعوت می‌کند.<ref>انجوی شیرازی، بازی‌های نمایشی، ۱۳۵۲ش، ص۱۴.</ref>


خط ۱۱۳: خط ۱۳۴:


==== شعرخوانی ====
==== شعرخوانی ====
[[پرونده:گروه موسیقی عاشیقل.jpg|جایگزین=گروه موسیقی عاشیقلر. تله کابین تبریز. نوروز ۱۳۹۰.|بندانگشتی|گروه موسیقی عاشیقلر. تله کابین تبریز. نوروز ۱۳۹۰ش]]
این نوع از ادبیات شفاهی، نوعی داستان‌گویی منظوم است که در آن از ادوات موسیقی نیز استفاده می‌شود. این داستان‌ها، مضامینی همچون عشق، وقایع تاریخی، جنگ‌های قبیله‌ای، داستان‌های مذهبی و داستان‌های حاوی پند و اندرز را شامل می‌شود. به این‌گونه داستان‌گویی‌ها «شائر (شاعر)» نیز می‌گویند.
این نوع از ادبیات شفاهی، نوعی داستان‌گویی منظوم است که در آن از ادوات موسیقی نیز استفاده می‌شود. این داستان‌ها، مضامینی همچون عشق، وقایع تاریخی، جنگ‌های قبیله‌ای، داستان‌های مذهبی و داستان‌های حاوی پند و اندرز را شامل می‌شود. به این‌گونه داستان‌گویی‌ها «شائر (شاعر)» نیز می‌گویند.


خط ۱۶۲: خط ۱۸۲:


==== بازی ====
==== بازی ====
[[پرونده:بازی محلی اتل متل توت مثل.jpg|جایگزین=بازی محلی اتل متل توت مثل|بندانگشتی|بازی محلی اتل متل توت مثل]]
این گونهٔ ادبیات شفاهی، که به‌صورت ترانه مطرح می‌شود، مخصوص کودکان دو سال به بالا است.<ref>قزل‌ایاغ، ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۸.</ref> هدف از این ترانه‌ها، که همراه با فعالیت و [[بازی]] است، مشارکت کودکان است. ترانه‌هایی مانند «لی لی لی حوضک» و «اَتَل مَتَل توت مَثَل» از این دسته هستند.
این گونهٔ ادبیات شفاهی، که به‌صورت ترانه مطرح می‌شود، مخصوص کودکان دو سال به بالا است.<ref>قزل‌ایاغ، ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۸.</ref> هدف از این ترانه‌ها، که همراه با فعالیت و [[بازی]] است، مشارکت کودکان است. ترانه‌هایی مانند «لی لی لی حوضک» و «اَتَل مَتَل توت مَثَل» از این دسته هستند.


خط ۲۳۹: خط ۲۵۸:


=== تأثیر زبان عربی و بازنویسی متون کهن ===
=== تأثیر زبان عربی و بازنویسی متون کهن ===
[[پرونده:ادبیات شفاهی (3).jpg|جایگزین=کتاب سندبادنامه-ظهیری سمرقندی|بندانگشتی|کتاب «سندبادنامه» اثر ظهیری سمرقندی]]
از دیگر تحولات آن دوران، رواج [[زبان عربی]] و افزایش نویسندگان عرب‌زبان بود.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۲، ۱۳۴۷ش، ص885.</ref> نویسندگان علاقه‌مند به زبان پارسی نیز در نوشته‌های خود از کلمات عربی استفاده می‌کردند.<ref>بهار، سبک‌شناسی، ج2، 1380ش، ص363.</ref> بسیاری از نویسندگان در این دوران، آثار موجود به [[زبان فارسی]] پهلوی را ناکارآمد و نیازمند بازنگری دانستند؛ برای مثال، ظهیری سمرقندی، کتاب «سندبادنامه» را از زبان پهلوی به فارسی دری درآورد و دلیل این کار را کیفیت پایین اثر از حیث زیباشناختی دانسته است.<ref>ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، ۱۳۸۱ش، ص86.</ref> برخی از نویسندگان، حتی نام متون اصلی را نیز تغییر داده‌اند.
از دیگر تحولات آن دوران، رواج [[زبان عربی]] و افزایش نویسندگان عرب‌زبان بود.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۲، ۱۳۴۷ش، ص885.</ref> نویسندگان علاقه‌مند به زبان پارسی نیز در نوشته‌های خود از کلمات عربی استفاده می‌کردند.<ref>بهار، سبک‌شناسی، ج2، 1380ش، ص363.</ref> بسیاری از نویسندگان در این دوران، آثار موجود به [[زبان فارسی]] پهلوی را ناکارآمد و نیازمند بازنگری دانستند؛ برای مثال، ظهیری سمرقندی، کتاب «سندبادنامه» را از زبان پهلوی به فارسی دری درآورد و دلیل این کار را کیفیت پایین اثر از حیث زیباشناختی دانسته است.<ref>ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، ۱۳۸۱ش، ص86.</ref> برخی از نویسندگان، حتی نام متون اصلی را نیز تغییر داده‌اند.