ابرابزار
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''زندگی'''}}؛ زیست و حیات جانداران.
{{درشت|'''زندگی'''}}؛ زیست و حیات جانداران.


زندگی، مفهومی پیچیده است که در حوزه‌های دانشی گوناگون، به شکل‌های متفاوتی معنا می‌شود. روانشناسان بر این باورند که معنای زندگی، با نحوهٔ نگرش و افکار هر کسی در ارتباط است.
زندگی، (به عربی: حیات) مفهومی پیچیده است که در حوزه‌های دانشی گوناگون، به شکل‌های متفاوتی معنا می‌شود. روانشناسان بر این باورند که معنای زندگی، با نحوهٔ نگرش و افکار هر کسی در ارتباط است.


== مفهوم‌شناسی ==
== مفهوم‌شناسی ==
زندگی، حیات، زنده بودن، زیست، مدت عمر و هستی، واژگانی در برابر مردگی و ممات هستند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/زندگی دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ زندگی، وب‌سایت واژه‌یاب.]</ref> زندگی، جنبه‌ای از هستی است که فرایندها، اَعمال و واکنش‌ها شامل تولیدمثل و متابولیسم<ref>عبارتی است که برای توضیح تمام واکنش‌های شیمایی دخیل در حفظ وضعیت زندگی سلول‌ها و ارگانیزم استفاده می‌شود.</ref> را در بر می‌گیرد. متخصصان بر این باورند که تفاوت زندگی و مرگ در این است که فرد باید در زندگی برای رشد فیزیکی و آگاهانهٔ خود تلاش کرده و با مرگ، این تولیدمثل و آگاهی متوقف می‌شود. گروهی دیگر نیز زندگی را نوعی سازمان شیمیایی معرفی کرده‌اند که خود تکثیر شده و از ویژگی‌های تکامل‌یافته عبور کرده و در نهایت به‌صورتی رمزگذاری شده در DNA موجود است. برخی، زندگی را دنباله‌ای از تجربه‌های فیزیکی و ادراکی معرفی کرده‌اند که تجربه‌های شخصی را شکل می‌دهد. آنها بر این باورند که زندگی یک رشته از موفقیت‌ها، شکست‌ها، اکتشافات، معضل‌ها، چالش‌ها، خستگی‌ها، غم‌ها، ناامیدی‌ها، قدردانی‌ها، دادن و دریافت فضیلت‌ها، همدلی‌ها، صلح و واکنش‌های ما به انواع انگیزه‌ها (مانند لمس، عشق و دوستی) است.<ref>[https://honarfardi.com/public-skills/routine/what-is-life/#:~:text=زندگی%20جنبه%20ای%20از%20هستی، و%20آگاهیش%20متوقف%20می%20شود. «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی.]</ref>
زندگی، حیات، زنده بودن، زیست، مدت عمر و هستی، واژگانی در برابر مردگی و ممات هستند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/زندگی دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژۀ زندگی، وب‌سایت واژه‌یاب.]</ref> واژه عربی آن حیات، به معنای زندگانی و زنده شدن است. حیات اسم مصدر از ریشه «حیّ» و در مقابل موت و ممات است.<ref>[https://lib.eshia.ir/40718/2/122/%22(حي)%22 قزوینی، معجم مقاییس اللغه، 1399ق، ج2، ص 122.]</ref> در اصطلاح به نیرویی گفته می‌شود که موجب بروز حس و تحرک در موجودات زنده شده و با آن خود را از نقص به کمال می‌رسانند.<ref>زمخشری، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، 1342ش، قسم ۲، ص۶۳۸.</ref> زندگی، جنبه‌ای از هستی است که فرایندها، اَعمال و واکنش‌ها شامل تولیدمثل و متابولیسم<ref>عبارتی است که برای توضیح تمام واکنش‌های شیمایی دخیل در حفظ وضعیت زندگی سلول‌ها و ارگانیزم استفاده می‌شود.</ref> را در بر می‌گیرد. متخصصان بر این باورند که تفاوت زندگی و مرگ در این است که فرد باید در زندگی برای رشد فیزیکی و آگاهانهٔ خود تلاش کرده و با مرگ، این تولیدمثل و آگاهی متوقف می‌شود. گروهی دیگر نیز زندگی را نوعی سازمان شیمیایی معرفی کرده‌اند که خود تکثیر شده و از ویژگی‌های تکامل‌یافته عبور کرده و در نهایت به‌صورتی رمزگذاری شده در DNA موجود است. برخی، زندگی را دنباله‌ای از تجربه‌های فیزیکی و ادراکی معرفی کرده‌اند که تجربه‌های شخصی را شکل می‌دهد. آنها بر این باورند که زندگی یک رشته از موفقیت‌ها، شکست‌ها، اکتشافات، معضل‌ها، چالش‌ها، خستگی‌ها، غم‌ها، ناامیدی‌ها، قدردانی‌ها، دادن و دریافت فضیلت‌ها، همدلی‌ها، صلح و واکنش‌های ما به انواع انگیزه‌ها (مانند لمس، عشق و دوستی) است.<ref>[https://honarfardi.com/public-skills/routine/what-is-life/#:~:text=زندگی%20جنبه%20ای%20از%20هستی، و%20آگاهیش%20متوقف%20می%20شود. «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی.]</ref>


== معنای زندگی ==
== معنای زندگی ==
بسیاری از متفکران و صاحب‌نظران در طول تاریخ، در پی پاسخ دادن به این سؤال بوده‌اند که «آیا زندگی معنا دارد؟». در نهایت، عده‌ای آن را راز دانسته یا سؤالی بدون پاسخ معرفی کرده‌اند.<ref>علی‌زمانی، «معنای معنای زندگی»، 1386ش، ص64.</ref> گروهی دیگر نیز در پی پاسخ به این سؤال به روش‌های متفاوتی برآمده‌اند.
بسیاری از متفکران و صاحب‌نظران در طول تاریخ، در پی پاسخ دادن به این سؤال بوده‌اند که «آیا زندگی معنا دارد؟». در نهایت، عده‌ای آن را راز دانسته یا سؤالی بدون پاسخ معرفی کرده‌اند.<ref>علی‌زمانی، «معنای معنای زندگی»، 1386ش، ص64.</ref> گروهی دیگر نیز در پی پاسخ به این سؤال به روش‌های متفاوتی برآمده‌اند. امروزه، گرایش به بی‌معنایی در زندگی، نسبت به دوران سنتی، بیشتر است. انسان مدرن، از یک طرف درگیر پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی شده و از سوی دیگر با گسترش دیدگاه‌های سکولاریستی و حذف مهم‌ترین نماد دنیای کهن، یعنی دین از زندگی، بی‌معنایی را با تمام وجود خود حس می‌کند. برخی از متفکران، همچون ویکتور فرانکل، با برپایی مکتب معنادرمانی در راستای درمان نابسامانی‌های روانی، پیدا کردن هدف (معنا) در زندگی انسان امروزی را درمان‌بخش بسیاری از بیماری‌های روانی رایج می‌دانند.<ref>ملکیان، «تاریخ فلسفهٔ غرب»، ج4، 1379ش، ص185.</ref> فرانکل بر این باور است که معنای زندگی شامل ۳ معنا است: هدف زندگی؛ ارزش زندگی؛ و کارکرد مثبت زندگی. او، با تمییز نهادن میان معنای لحظه‌ای و نهایی زندگی، بر باور به خداوند تأکید داشته و آن را اساسی‌ترین رمز معناداری زندگی می‌داند.<ref>قربانی، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، 1388ش، ص35-57.</ref>
امروزه، گرایش به بی‌معنایی در زندگی، نسبت به دوران سنتی، بیشتر است. انسان مدرن، از یک طرف درگیر پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی شده و از سوی دیگر با گسترش دیدگاه‌های سکولاریستی و حذف مهم‌ترین نماد دنیای کهن، یعنی دین از زندگی، بی‌معنایی را با تمام وجود خود حس می‌کند. برخی از متفکران، همچون ویکتور فرانکل، با برپایی مکتب معنادرمانی در راستای درمان نابسامانی‌های روانی، پیدا کردن هدف (معنا) در زندگی انسان امروزی را درمان‌بخش بسیاری از بیماری‌های روانی رایج می‌دانند.<ref>ملکیان، «تاریخ فلسفهٔ غرب»، ج4، 1379ش، ص185.</ref> فرانکل بر این باور است که معنای زندگی شامل ۳ معنا است:
# هدف زندگی؛
# ارزش زندگی؛
# کارکرد مثبت زندگی.
او، با تمییز نهادن میان معنای لحظه‌ای و نهایی زندگی، بر باور به خداوند تأکید داشته و آن را اساسی‌ترین رمز معناداری زندگی می‌داند.<ref>قربانی، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، 1388ش، ص35-57.</ref>


== راهکارهای معنادار کردن زندگی ==
متفکران بر این باورند که معنا را از سه طریق می‌توان در زندگی یافت: با انجام کاری شایسته؛ با درک ارزش روحی؛ و با پذیرش رنج.<ref>فرانکل، «انسان در جستوجوی معنا»، 1354ش، ص69.</ref> این سه شیوه در برخی از تعابیر مفسران با عناوین دیگری نیز مطرح شده است:<ref>قربانی، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، 1388ش، ص35-57.</ref>
متفکران بر این باورند که معنا را از سه طریق می‌توان در زندگی یافت:
# با انجام کاری شایسته؛
# با درک ارزش روحی؛
# با پذیرش رنج.<ref>فرانکل، «انسان در جستوجوی معنا»، 1354ش، ص69.</ref>
این سه شیوه در برخی از تعابیر مفسران با عناوین دیگری نیز مطرح شده است:
# ارزش‌های خلاق؛ خلاقیت و پدیدآوردن مانند خلاقیت در هنر، موسیقی و ابداع و اختراع.
# ارزش‌های خلاق؛ خلاقیت و پدیدآوردن مانند خلاقیت در هنر، موسیقی و ابداع و اختراع.
# ارزش‌های تجربه‌ای؛ تجربه کردن مهم‌ترین ویژگی این نوع از ارزش‌ها است که مهم‌ترین نمونهٔ آن را «عشق» می‌دانند. عشق از جمله مواردی است که می‌تواند به زندگی انسان معنا ببخشد.
# ارزش‌های تجربه‌ای؛ تجربه کردن مهم‌ترین ویژگی این نوع از ارزش‌ها است که مهم‌ترین نمونهٔ آن را «عشق» می‌دانند. عشق از جمله مواردی است که می‌تواند به زندگی انسان معنا ببخشد.
# ارزش‌های نگرشی؛ این گروه از ارزش‌ها، به طرز تلقی و نگرش انسان اشاره دارد که مواردی از جمله فضیلت، شجاعت، حس انسانی، نیکی و خیرخواهی را شامل می‌شود.<ref>قربانی، «معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل»، 1388ش، ص35-57.</ref>
# ارزش‌های نگرشی؛ این گروه از ارزش‌ها، به طرز تلقی و نگرش انسان اشاره دارد که مواردی از جمله فضیلت، شجاعت، حس انسانی، نیکی و خیرخواهی را شامل می‌شود.


== کیفیت زندگی ==
== کیفیت زندگی ==
بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، کیفیت زندگی به‌معنای درک افراد از موقعیت خود در زندگی در متن فرهنگ و سیستم‌های ارزشی است که در آن زندگی کرده و در رابطه با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی‌های خود او تعریف می‌شود. کیفیت زندگی به‌معنای احساس و درک فرد از خوب زیستن است.<ref>[https://raihanmed.ir/کیفیت-زندگی-چیست-و-چگونه-آن-را-افزایش-ده/ «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعۀ توانبخشی و پزشکی.]</ref>
بر اساس تعریف [[سازمان جهانی بهداشت]]، کیفیت زندگی به‌معنای درک افراد از موقعیت خود در زندگی در متن [[فرهنگ]] و سیستم‌های ارزشی است که در آن زندگی کرده و در رابطه با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی‌های خود او تعریف می‌شود. کیفیت زندگی به‌معنای احساس و درک فرد از خوب زیستن است.<ref>[https://raihanmed.ir/کیفیت-زندگی-چیست-و-چگونه-آن-را-افزایش-ده/ «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعۀ توانبخشی و پزشکی.]</ref> کارشناسان علم روان‌شناسی، بر این باورند که برای افزایش کیفیت زندگی باید اقدامات زیر را انجام داد:<ref>[https://honarfardi.com/public-skills/routine/what-is-life/#:~:text=زندگی%20جنبه%20ای%20از%20هستی، و%20آگاهیش%20متوقف%20می%20شود. «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی.]</ref><ref>[https://raihanmed.ir/کیفیت-زندگی-چیست-و-چگونه-آن-را-افزایش-ده/ «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعۀ توانبخشی و پزشکی.]</ref>
 
== افزایش کیفیت زندگی ==
کارشناسان علم روان‌شناسی، بر این باورند که برای افزایش کیفیت زندگی باید اقدامات زیر را انجام داد:
# سخت نگرفتن زندگی؛
# سخت نگرفتن زندگی؛
# شاد بودن؛
# شاد بودن؛
خط ۳۷: خط ۲۴:
# عشق ورزیدن؛
# عشق ورزیدن؛
# کمک به دیگران بدون چشم‌داشت؛
# کمک به دیگران بدون چشم‌داشت؛
# بخشیدن دیگران؛<ref>[https://honarfardi.com/public-skills/routine/what-is-life/#:~:text=زندگی%20جنبه%20ای%20از%20هستی، و%20آگاهیش%20متوقف%20می%20شود. «زندگی چیست؟»، وب‌سایت هنر فردی.]</ref>
# بخشیدن دیگران؛
# خوش‌بین بودن؛
# خوش‌بین بودن؛
# رو راست بودن با خود؛
# رو راست بودن با خود؛
# حضور در اجتماع.<ref>[https://raihanmed.ir/کیفیت-زندگی-چیست-و-چگونه-آن-را-افزایش-ده/ «کیفیت زندگی چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟»، وب‌سایت مجموعۀ توانبخشی و پزشکی.]</ref>
# حضور در اجتماع.


== زندگی در ادبیات فارسی ==
== در فرهنگ و ادبیات ==
=== ادبیات فارسی ===
واژهٔ زندگی، از دیرباز در ادبیات فارسی‌زبانان حضور داشته است؛ برای مثال، ناصرخسرو در شعر خود گفته است:<ref>[https://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh223 ناصرخسرو، دیوان اشعار، قصاید، قصیدۀ شمارۀ 223، وب‌سایت گنجور.]</ref>{{سخ}}
واژهٔ زندگی، از دیرباز در ادبیات فارسی‌زبانان حضور داشته است؛ برای مثال، ناصرخسرو در شعر خود گفته است:<ref>[https://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh223 ناصرخسرو، دیوان اشعار، قصاید، قصیدۀ شمارۀ 223، وب‌سایت گنجور.]</ref>{{سخ}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
خط ۵۷: خط ۴۵:
  {{پایان نستعلیق}}
  {{پایان نستعلیق}}


'''{{درشت|حیات در قرآن و حدیث}}'''؛ زندگی دنیوی و اخروی مطرح شده در آیات و روایات اسلامی.
== در اسلام ==
{{سخ}}
=== در قرآن ===
حیات، به معنای زندگانی و زنده شدن است. حیات اسم مصدر از ریشه «حیّ» و در مقابل موت و ممات است.<ref>[https://lib.eshia.ir/40718/2/122/%22(حي)%22 قزوینی، معجم مقاییس اللغه، 1399ق، ج2، ص 122.]</ref>
در اصطلاح به نیرویی گفته می‌شود که موجب بروز حس و تحرک در موجودات زنده شده و با آن خود را از نقص به کمال می‌رسانند.<ref>زمخشری، پیشرو ادب یا مقدمة الادب، 1342ش، قسم ۲، ص۶۳۸.</ref>
 
== حیات در قرآن ==
واژه «حیات» در [[قرآن]] ۷۶ بار آمده است.<ref>عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، ۱۳۹۷ق، ذیل «ح ی ی».</ref> مفهوم حیات در قرآن شامل همه موجودات زنده می‌شود. در چندین آیه از قرآن، لفظ «حیّ» به خداوند نسبت داده شده است.<ref>سوره بقره، آیه 255؛ سوره آل عمران، آیه 2.</ref> واژه حیات در قرآن به چند معنا و مفهوم آمده است:
واژه «حیات» در [[قرآن]] ۷۶ بار آمده است.<ref>عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، ۱۳۹۷ق، ذیل «ح ی ی».</ref> مفهوم حیات در قرآن شامل همه موجودات زنده می‌شود. در چندین آیه از قرآن، لفظ «حیّ» به خداوند نسبت داده شده است.<ref>سوره بقره، آیه 255؛ سوره آل عمران، آیه 2.</ref> واژه حیات در قرآن به چند معنا و مفهوم آمده است:
{{سخ}}
# معنا و مفهومی که با معنای لغوی منطبق است. مثل واژه‌های «محیای؛ زندگی من»،<ref>سوره انعام، آیه 162.</ref> «احیاء؛ زندگان»،<ref>سوره مرسلات، آیه 26.</ref> «یستحیون؛ زنده نگه می‌داشتند».<ref>سوره بقره، آیه 49.</ref>
۱. معنا و مفهومی که با معنای لغوی منطبق است. مثل واژه‌های «محیای؛ زندگی من»،<ref>سوره انعام، آیه 162.</ref> «احیاء؛ زندگان»،<ref>سوره مرسلات، آیه 26.</ref> «یستحیون؛ زنده نگه می‌داشتند».<ref>سوره بقره، آیه 49.</ref>
# استعمال مجازی واژه حیات؛ مثل نسبت دادن آن به زمینِ مرده، که از آن، روییدن گیاهان اراده شده است.<ref>سوره بقره، آیه 164؛ سوره نحل، آیه 65.</ref>
{{سخ}}
# حیات معنوی و روحی؛ در برخی آیات پیروی از حق و [[ایمان]] عاملی حیات‌بخش برای هدایت انسان، در برابر کفر قلمداد شده است.<ref>سوره انعام، آیه 22؛ سوره انفال، آیه 24.</ref> مثل آیه ۱۲۲ سوره انعام و آیه ۲۴ سوره انفال. نسبت دادن حیات به مؤمنان و نسبت دادن موت به کافران در آیه ۲۲ سوره فاطر، از همین موارد است.<ref>سوره فاطر، آیه 22.</ref>
۲. استعمال مجازی واژه حیات؛ مثل نسبت دادن آن به زمینِ مرده، که از آن، روییدن گیاهان اراده شده است.<ref>سوره بقره، آیه 164؛ سوره نحل، آیه 65.</ref>
{{سخ}}
۳. حیات معنوی و روحی؛ در برخی آیات پیروی از حق و [[ایمان]] عاملی حیات‌بخش برای هدایت انسان، در برابر کفر قلمداد شده است.<ref>سوره انعام، آیه 22؛ سوره انفال، آیه 24.</ref> مثل آیه ۱۲۲ سوره انعام و آیه ۲۴ سوره انفال. نسبت دادن حیات به مؤمنان و نسبت دادن موت به کافران در آیه ۲۲ سوره فاطر، از همین موارد است.<ref>سوره فاطر، آیه 22.</ref>
 
== حیات طیبه ==
«حیات طیبه» تعبیری است که در آیه ۹۷ سوره نحل آمده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً»؛<ref>سوره نحل، آیه 16.</ref> که خداوند به مؤمنین می‌گوید اگر عمل صالح انجام دهند، به آنان زندگی پاک عطا می‌کند.
{{سخ}}
برخی از مفسرین حیات طیبه را در مقابل «معیشه ضنکا» که در آیه ۱۲۴ سوره طه آمده، می‌دانند.<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 124، سوره طه.</ref>
 
محل محقق شدن حیات طیبه، دنیا، برزخ و آخرت گفته شده است.<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 97، سوره نحل.</ref> در تفاسیر [[شیعه]]، منظور از حیات طیبه این امور بیان شده است: رزق حلال، [[قناعت]]، بهشت، سعادت، [[ایمان]] به خدا و طاعت و بندگی، چشیدن شیرینی بندگی خدا، توفیق بر طاعت الهی، بی‌نیازی از دیگران، روی‌آوردن به خدا، شناخت خدا و [[صداقت]] در برابر خدا.<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 97، سوره نحل.</ref>
 
[[علامه طباطبایی]] تفسیر متفاوتی از حیات طبیه را ارائه می‌دهد. ایشان برخی از مصادیق حیات طیبه در کلام مفسرین را نتیجهٔ آن می‌داند؛ مثل بهشت، [[سعادت]] و بی‌نیازی از خلق، و برخی را مقدمه رسیدن به حیات طیبه می‌داند. وی می‌گوید حیات طیبه به زندگی واقعی و جدیدی اشاره می‌کند که به مؤمنین افاضه شده و با زندگی عادی متفاوت است و از هرگونه خباثت و فسادی دور بوده و در عین حالی که از حیات عادی انسان جدا نیست، از مراتب بالای زندگی بشری است که برخی واجد آن حیات هستند.<ref>طباطبائی، المیزان، [بی‌تا]، ذیل سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>
 
== زندگی دنیا و زندگی آخرت ==
از نظر [[قرآن]] در دنیا حیات جاودانه معنا ندارد و این خواسته در دنیا موجب رسیدن به پوچی است.<ref>ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید، 1378ش، ج۱، ص۹۱ـ104.</ref> اما قرآن، حیات جاودانه را در زندگی پس از مرگ می‌داند که با عباراتی همچون «و إن الدارَ الاخره لَهِیَ الحَیَوان»<ref>سوره عنکبوت، آیه 64.</ref> و «دارُالقرار»<ref>سوره غافر، آیه 39.</ref> به آن اشاره کرده و بقای حیات اخروی را با عباراتی همچون «خیرٌ و ابقی»<ref>سوره اعلی، آیه 17.</ref> نشان می‌دهد.
 
[[قرآن]]، زندگی انسان در دنیا را با وصف «الحیاه الدنیا»<ref>سوره بقره، آیه 85 و 86.</ref> یاد می‌کند و مراحل آن را با شروع از خاک تا تشکیل نطفه، علقه، ولادت و در نهایت مرگ توصیف می‌کند.<ref>سوره حج، آیه 5.</ref> در برخی آیات همچون آیه ۹۶ سوره بقره و ۹۷ سوره طه نیز صرفاً با عبارت «حیوه» معنای زندگی دنیایی را اراده کرده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/41738/2/276 طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، [بی‌تا<nowiki>]</nowiki>، ج 2، ص 276.]</ref>


[[قرآن]]، زندگی انسان در آخرت را با وصف «الدار الاخره»<ref>سوره انعام، آیه 32.</ref> یعنی سرای زندگیِ آخرت، یاد می‌کند که بیش از ۶۰ بار در قرآن تکرار شده است.<ref>عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، ۱۳۹۷ق، ذیل «حیاة».</ref>
«حیات طیبه» تعبیری است که در آیه ۹۷ سوره نحل آمده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً»؛<ref>سوره نحل، آیه 16.</ref> که خداوند به مؤمنین می‌گوید اگر عمل صالح انجام دهند، به آنان زندگی پاک عطا می‌کند. برخی از مفسرین حیات طیبه را در مقابل «معیشه ضنکا» که در آیه ۱۲۴ سوره طه آمده، می‌دانند.<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 124، سوره طه.</ref> محل محقق شدن حیات طیبه، دنیا، برزخ و آخرت گفته شده است.<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 97، سوره نحل.</ref> در تفاسیر [[شیعه]]، منظور از حیات طیبه این امور بیان شده است: رزق حلال، [[قناعت]]، بهشت، سعادت، [[ایمان]] به خدا و طاعت و بندگی، چشیدن شیرینی بندگی خدا، توفیق بر طاعت الهی، بی‌نیازی از دیگران، روی‌آوردن به خدا، شناخت خدا و [[صداقت]] در برابر خدا.<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، [بی‌تا]، ذیل آیه 97، سوره نحل.</ref> [[علامه طباطبایی]] تفسیر متفاوتی از حیات طبیه را ارائه می‌دهد. ایشان برخی از مصادیق حیات طیبه در کلام مفسرین را نتیجهٔ آن می‌داند؛ مثل بهشت، [[سعادت]] و بی‌نیازی از خلق، و برخی را مقدمه رسیدن به حیات طیبه می‌داند. وی می‌گوید حیات طیبه به زندگی واقعی و جدیدی اشاره می‌کند که به مؤمنین افاضه شده و با زندگی عادی متفاوت است و از هرگونه خباثت و فسادی دور بوده و در عین حالی که از حیات عادی انسان جدا نیست، از مراتب بالای زندگی بشری است که برخی واجد آن حیات هستند.<ref>طباطبائی، المیزان، [بی‌تا]، ذیل سوره نحل، آیه ۹۷.</ref>


== جایگاه حیات دنیوی در قرآن ==
==== زندگی دنیوی و اخروی ====
[[قرآن]] در سوره حدید، زندگی دنیا را با تعبیرات تحقیرآمیزی یاد می‌کند. قرآن زندگی دنیا را نوعی بازیچه (لعب)، سرگرمی (لهو)، تجمل‌پرستی (زینه)، فخرفروشی (تفاخر)، محلی برای افزودن دارایی و فرزندان (تکاثر فی‌الاموال و الاولاد)، می‌داند.<ref>سوره حدید، آیه 20.</ref> قرآن در این آیه، با لحن تهدید و سرزنش به انسان هشدار می‌دهد که دنیا متاعش چیزی جز فریب نیست. در سوره توبه، کسانی که زندگی در سرای باقی را به زندگی دنیا فروخته‌اند سرزنش می‌کند و متاع دنیا در سرای باقی را اندک وصف می‌کند.<ref>سوره توبه، آیه 38.</ref> در سوره رعد نیز همین مفهوم بیان شده است.<ref>سوره رعد، آیه 26.</ref>
از نظر [[قرآن]] در دنیا حیات جاودانه معنا ندارد و این خواسته در دنیا موجب رسیدن به پوچی است.<ref>ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید، 1378ش، ج۱، ص۹۱ـ104.</ref> اما قرآن، حیات جاودانه را در زندگی پس از مرگ می‌داند که با عباراتی همچون «و إن الدارَ الاخره لَهِیَ الحَیَوان»<ref>سوره عنکبوت، آیه 64.</ref> و «دارُالقرار»<ref>سوره غافر، آیه 39.</ref> به آن اشاره کرده و بقای حیات اخروی را با عباراتی همچون «خیرٌ و ابقی» نشان می‌دهد.<ref>سوره اعلی، آیه 17.</ref> [[قرآن]]، زندگی انسان در دنیا را با وصف «الحیاه الدنیا»<ref>سوره بقره، آیه 85 و 86.</ref> یاد می‌کند و مراحل آن را با شروع از خاک تا تشکیل نطفه، علقه، ولادت و در نهایت مرگ توصیف می‌کند.<ref>سوره حج، آیه 5.</ref> در برخی آیات همچون آیه ۹۶ سوره بقره و ۹۷ سوره طه نیز صرفاً با عبارت «حیوه» معنای زندگی دنیایی را اراده کرده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/41738/2/276 <nowiki>طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، [بی‌تا]، ج 2، ص 276.</nowiki>]</ref>


== دل‌بستگی به زندگی دنیا در روایات ==
[[قرآن]]، زندگی انسان در آخرت را با وصف «الدار الاخره»<ref>سوره انعام، آیه 32.</ref> یعنی سرای زندگیِ آخرت، یاد می‌کند که بیش از ۶۰ بار در قرآن تکرار شده است.<ref>عبدالباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، ۱۳۹۷ق، ذیل «حیاة».</ref> [[قرآن]] در سوره حدید، زندگی دنیا را با تعبیرات تحقیرآمیزی یاد می‌کند. قرآن زندگی دنیا را نوعی بازیچه (لعب)، سرگرمی (لهو)، تجمل‌پرستی (زینه)، فخرفروشی (تفاخر)، محلی برای افزودن دارایی و فرزندان (تکاثر فی‌الاموال و الاولاد)، می‌داند.<ref>سوره حدید، آیه 20.</ref> قرآن در این آیه، با لحن تهدید و سرزنش به انسان هشدار می‌دهد که دنیا متاعش چیزی جز فریب نیست. در سوره توبه، کسانی که زندگی در سرای باقی را به زندگی دنیا فروخته‌اند سرزنش می‌کند و متاع دنیا در سرای باقی را اندک وصف می‌کند.<ref>سوره توبه، آیه 38.</ref> در سوره رعد نیز همین مفهوم بیان شده است.<ref>سوره رعد، آیه 26.</ref>
در کلام امامان [[شیعه]] نیز زندگی دنیا نکوهش شده است. اما این نکوهش مربوط به دل‌بستن به زندگی دنیا است. ایشان تصریح می‌کنند که دوست داشتن حیات دنیا و دل‌بستن به آن انسان را از توجه به آخرت و دست‌یابی به نعمت‌های آخرت بازمی‌دارد،<ref>[http://lib.eshia.ir/12667/1/150 آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۱۵۰.]</ref> بدین سبب انسان را به یاد مرگ توجه داده‌اند.<ref>[https://lib.eshia.ir/15339/1/293 ابن‌بابویه، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۳.]</ref>


روایات نیز دنیا را جایی برای عبور وصف می‌کنند که خداوند انسان را برای ماندن در آن خلق نکرده است و هدف عبور کردن از این دنیا و دست‌یافتن به زندگی جاویدان در آخرت است.<ref>[https://lib.eshia.ir/15139/1/76 الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، 1404ق، ج۱، ص۷۶.]</ref> [[پیامبر اسلام]] محبت دنیا و دل‌بستن به آن و ترس و کراهت از مرگ (که موجب عبور از دنیا و رسیدن به آخرت است) را موجب سستی [[مسلمانان]] تلقی کرده و نتیجه آن را شکست در برابر دشمنان وصف می‌کند.<ref>ابن‌حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، [بی‌تا]، ج۵، ص۲۷۸.</ref> [[امام صادق]] نیز دستیابی به حقیقت [[ایمان]] را در گرو دل‌نسبتن به زندگی دنیا و توجه به مرگ می‌داند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/8/253 کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۲۵۳.]</ref> این در حالی است که آرزوی مرگ در روایات ممنوع و مذموم وصف شده است.<ref>[http://lib.eshia.ir/11008/6/138/واله مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج۶، ص۱۳۸.]</ref>
=== در حدیث ===
{{سخ}}
در کلام امامان [[شیعه]] نیز زندگی دنیا نکوهش شده است. اما این نکوهش مربوط به دل‌بستن به زندگی دنیا است. ایشان تصریح می‌کنند که دوست داشتن حیات دنیا و دل‌بستن به آن انسان را از توجه به آخرت و دست‌یابی به نعمت‌های آخرت بازمی‌دارد،<ref>[http://lib.eshia.ir/12667/1/150 آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۱۵۰.]</ref> بدین سبب انسان را به یاد مرگ توجه داده‌اند.<ref>[https://lib.eshia.ir/15339/1/293 ابن‌بابویه، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۳.]</ref> روایات نیز دنیا را جایی برای عبور وصف می‌کنند که خداوند انسان را برای ماندن در آن خلق نکرده است و هدف عبور کردن از این دنیا و دست‌یافتن به زندگی جاویدان در آخرت است.<ref>[https://lib.eshia.ir/15139/1/76 الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، 1404ق، ج۱، ص۷۶.]</ref> [[پیامبر اسلام]] محبت دنیا و دل‌بستن به آن و ترس و کراهت از مرگ (که موجب عبور از دنیا و رسیدن به آخرت است) را موجب سستی [[مسلمانان]] تلقی کرده و نتیجه آن را شکست در برابر دشمنان وصف می‌کند.<ref>ابن‌حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، [بی‌تا]، ج۵، ص۲۷۸.</ref> [[امام صادق]] نیز دستیابی به حقیقت [[ایمان]] را در گرو دل‌نسبتن به زندگی دنیا و توجه به مرگ می‌داند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/8/253 کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۲۵۳.]</ref> این در حالی است که آرزوی مرگ در روایات ممنوع و مذموم وصف شده است.<ref>[http://lib.eshia.ir/11008/6/138/واله مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج۶، ص۱۳۸.]</ref> روایات [[شیعه]] نیز رسیدن به حیات واقعی را در دینداری دانسته<ref>[https://lib.eshia.ir/27035/1/296 شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی العباد، 1413ق، ج۱، ص۲۹۶.]</ref> و خالصانه یاد کردن خدا را نیز راهی برای رسیدن به برترین زندگی قلمداد کرده‌اند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/8/17 کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۱۷.]</ref>
روایات [[شیعه]] نیز رسیدن به حیات واقعی را در دینداری دانسته<ref>[https://lib.eshia.ir/27035/1/296 شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی العباد، 1413ق، ج۱، ص۲۹۶.]</ref> و خالصانه یاد کردن خدا را نیز راهی برای رسیدن به برترین زندگی قلمداد کرده‌اند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/8/17 کلینی، الکافی، 1407ق، ج۸، ص۱۷.]</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۱۰۱: خط ۶۶:


== منابع ==
== منابع ==
{{آغاز منابع}}
* قرآن کریم
* قرآن کریم
* ابن‌بابویه، محمد بن علی، الخصال، قم، چاپ علی‌اکبر غفاری، ۱۳۶۲ش.
* ابن‌بابویه، محمد بن علی، الخصال، قم، چاپ علی‌اکبر غفاری، ۱۳۶۲ش.
خط ۱۲۵: خط ۹۱:
* ملکیان، مصطفی، «تاریخ فلسفهٔ غرب»، انتشارات حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
* ملکیان، مصطفی، «تاریخ فلسفهٔ غرب»، انتشارات حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
* ناصرخسرو، دیوان اشعار، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۳ آذر ۱۴۰۱ش.
* ناصرخسرو، دیوان اشعار، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۳ آذر ۱۴۰۱ش.
{{پایان منابع}}
{{زندگی}}