بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۹۰: | خط ۱۹۰: | ||
== اقتصاد و معیشت == | == اقتصاد و معیشت == | ||
=== کشاورزی === | === کشاورزی === | ||
[[پرونده:هخامنشیان5.jpg|جایگزین=بازسازی باغهای پاسارگاد|بندانگشتی|بازسازی باغهای پاسارگاد که تقسیمبندی چهاربخشی آن را نشان میدهد؛ الگویی که بعدها به یکی از ویژگیهای اساسی بسیاری از باغهای ایرانی تبدیل شد.]] | |||
مقدسشمردن کشاورزی در باور زرتشتی، زمین را به بستر اصلی [[معیشت]] تبدیل کرده بود. در عین حال همگان بهطور یکسان به آن دسترسی نداشتند و ساختار مالکیت ارضی هخامنشیان چندلایه و شامل املاک سلطنتی، اشرافی، نظامیان و آزاد میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان [[کشاورزی]] را برای [[امنیت غذایی]] و [[مالیات]] مهم میدانستند و آبادکنندهٔ زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف میکردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.]</ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمانپور، «فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref> | مقدسشمردن کشاورزی در باور زرتشتی، زمین را به بستر اصلی [[معیشت]] تبدیل کرده بود. در عین حال همگان بهطور یکسان به آن دسترسی نداشتند و ساختار مالکیت ارضی هخامنشیان چندلایه و شامل املاک سلطنتی، اشرافی، نظامیان و آزاد میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان [[کشاورزی]] را برای [[امنیت غذایی]] و [[مالیات]] مهم میدانستند و آبادکنندهٔ زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف میکردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.]</ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمانپور، «فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref> | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۰۲: | ||
=== مالیات === | === مالیات === | ||
[[پرونده:هخامنشیان4.jpg|جایگزین=نقشبرجسته تخت جمشید|بندانگشتی|نقشبرجستهای از افرادی که هدایایی را برای پادشاه ایرانی در تخت جمشید میآورد]] | |||
در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین میشد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپیهای مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره میرسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref> واژهٔ باجی در کتیبهها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته میشد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان بهعنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> مالیاتها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت میشد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینههای اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> | در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین میشد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپیهای مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره میرسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref> واژهٔ باجی در کتیبهها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته میشد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان بهعنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> مالیاتها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت میشد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینههای اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> | ||
| خط ۲۰۹: | خط ۲۱۱: | ||
=== جایگاه اجتماعی زنان === | === جایگاه اجتماعی زنان === | ||
[[پرونده:هخامنشیان6.jpg|جایگزین=زنان سوار در نگارهای از داسکیلیون (ارگیلی هخامنشی)|بندانگشتی|زنان سوار در نگارهای از داسکیلیون (ارگیلی هخامنشی)]] | |||
برخلاف روایت یونانی و بر اساس منابع موجود، [[زن در دوره هخامنشیان|زنان در دوران هخامنشیان]] از استقلال اقتصادی برخوردار و ملکهها دارای املاک و کارگاههای اختصاصی بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/creator/559498/فاطمه_کاملی?keyword=amestris کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1443908 افخمی، زینیزاده جدی و حسینینیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.]</ref> ملکههایی چون ایردبمه و ایرتَشدونَه دارای املاک، کارگاه و کارگزار اختصاصی بودند.<ref>اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه…»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳–۸۵؛ کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص۲، ۹–۱۰؛ افخمی، زینیزاده جدی و حسینینیا، «مطالعه جایگاه زن…»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵</ref> زنان عادی با فعالیت در مشاغل گوناگونی مانند بافندگی و زرگری، دستمزد دریافت میکردند و زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و دامداری مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1981641 حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.]</ref> جامعهٔ هخامنشی به [[فرزندآوری]] و [[زایمان]] نگرش مثبت و مقدس داشتند و واژهٔ تَکدودوم را برای آن به کار میبردند.<ref>یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷–۱۵۸.</ref> در زمینهٔ خانواده و سلامت مادران هم قوانین حمایتی، وجود داشت. از جمله پس از زایمان، مادر تا پنج ماه [[مرخصی زایمان|مرخصی]] با حقوق دریافت میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲]؛ [https://www.sid.ir/paper/238715/fa یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.]</ref> | برخلاف روایت یونانی و بر اساس منابع موجود، [[زن در دوره هخامنشیان|زنان در دوران هخامنشیان]] از استقلال اقتصادی برخوردار و ملکهها دارای املاک و کارگاههای اختصاصی بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه...»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳-۸۵؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/creator/559498/فاطمه_کاملی?keyword=amestris کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص2، ۹-۱۰؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1443908 افخمی، زینیزاده جدی و حسینینیا، «مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و ...»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵.]</ref> ملکههایی چون ایردبمه و ایرتَشدونَه دارای املاک، کارگاه و کارگزار اختصاصی بودند.<ref>اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه…»، ۱۴۰۴ش، ص۸۳–۸۵؛ کاملی، «زنان پشت پرده و زنان پیش رو»، ۱۴۰۰ش، ص۲، ۹–۱۰؛ افخمی، زینیزاده جدی و حسینینیا، «مطالعه جایگاه زن…»، ۱۳۹۷ش، ص۵۳۵</ref> زنان عادی با فعالیت در مشاغل گوناگونی مانند بافندگی و زرگری، دستمزد دریافت میکردند و زنان طبقات فرودست نیز در کشاورزی و دامداری مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1981641 حسینی بجدنی و جمالی، «مشارکت اقتصادی زنان غیر درباری در عصر هخامنشی ...»، ۱۴۰۰ش، ص۷۶-۸۹]؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2030016 احمدی براورسان، «عقاید و سبک زندگی مردم در دورۀ هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۳۰.]</ref> جامعهٔ هخامنشی به [[فرزندآوری]] و [[زایمان]] نگرش مثبت و مقدس داشتند و واژهٔ تَکدودوم را برای آن به کار میبردند.<ref>یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷–۱۵۸.</ref> در زمینهٔ خانواده و سلامت مادران هم قوانین حمایتی، وجود داشت. از جمله پس از زایمان، مادر تا پنج ماه [[مرخصی زایمان|مرخصی]] با حقوق دریافت میکرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2340757 اسکندری و بادامچی، «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، ۱۴۰۴ش، ص۹۲]؛ [https://www.sid.ir/paper/238715/fa یارمحمدی و دیگران، «حقوق پزشکی زنان در ایران باستان»، ۲۰۱۳م، ص۱۵۷-۱۵۸.]</ref> | ||
| خط ۲۱۶: | خط ۲۱۹: | ||
== فرهنگ و آیین == | == فرهنگ و آیین == | ||
=== دین === | === دین === | ||
[[پرونده:هخامنشیان7.jpg|جایگزین=نقش برجسته اهورا مزدا در تخت جمشید|بندانگشتی|نقش برجسته اهورا مزدا در تخت جمشید]] | |||
برخی، دین رسمی هخامنشیان را [[آیین زرتشت]] میدانند و برخی دیگر، آنان را به مذهب قدیم آریاییها پایبند میشمارند. [[اهورامزدا]] در کتیبهها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبهها دیده نمیشود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نامهای [[میترا]] و [[آناهیتا]] نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شدهاند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.]</ref> برخی محققان به این نتیجه رسیدهاند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشتهاند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجهٔ بعدی. آنها دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانستهاند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-پرتوی نوین بر دین هخامنشیانdf14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> از سوی دیگر، در الواح [[تخت جمشید]] نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده میشود. این نشان میدهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بینالنهرینی را پرستش میکردند.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی [[بلخ]] متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژهای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref> | برخی، دین رسمی هخامنشیان را [[آیین زرتشت]] میدانند و برخی دیگر، آنان را به مذهب قدیم آریاییها پایبند میشمارند. [[اهورامزدا]] در کتیبهها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبهها دیده نمیشود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نامهای [[میترا]] و [[آناهیتا]] نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شدهاند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.]</ref> برخی محققان به این نتیجه رسیدهاند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشتهاند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجهٔ بعدی. آنها دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانستهاند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-پرتوی نوین بر دین هخامنشیانdf14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> از سوی دیگر، در الواح [[تخت جمشید]] نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده میشود. این نشان میدهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بینالنهرینی را پرستش میکردند.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی [[بلخ]] متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژهای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref> | ||
| خط ۲۲۱: | خط ۲۲۵: | ||
در دوران هخامنشیان، مراکز علمی و کتابخانههای متعدد در سراسر قلمرو برپا بودند و به تولید و ثبت دانش در حوزههای [[پزشکی]]، [[نجوم]] و [[فلسفه]] میپرداختند، ازجمله کتابخانهٔ دژنیشت در تخت جمشید، شیپکان یا شیزیکان در [[آذربایجان]]، اَگَر در [[هگمتانه]]، مراکز ریشهر یا ریواردشیر و [[بلخ]] و دانشکدهٔ برسیا و دانشکدهٔ پزشکی سایَش.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۷۷، ۸۲-۸۳.]</ref> پزشکی نزد هخامنشیان از جایگاه ویژهای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه [[اوستا]]، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند و به تخصصهای کِرتپزشک، مَنتَرپزشک، دارپزشک، گیاهپزشک و تَنپزشک نقسیم کرده بودند. دانش پزشکی دوران هخامنشیان بر پایهٔ عناصر چهارگانهٔ [[آب]]، آتش، خاک و هوا استوار بود؛ نظریهای که بعدها در یونان به [[جالینوس]] نسبت داده شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۱-۸۲، ۸۵.]</ref> دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون کتریس نیز بود که پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هندوستان نگاشت. منجمان دربار هخامنشی نیز از جایگاه برجسته برخودار بودند و از ملل تابعهای چون بابلیها تشکیل شده بودند.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵–۷۶، ۶۸.</ref> اندیشهٔ بروج دوازدهگانهٔ سال و تقسیم جهان به هفت اقلیم بازماندهٔ آن دوران است.<ref name=":0">[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمههای دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref> | در دوران هخامنشیان، مراکز علمی و کتابخانههای متعدد در سراسر قلمرو برپا بودند و به تولید و ثبت دانش در حوزههای [[پزشکی]]، [[نجوم]] و [[فلسفه]] میپرداختند، ازجمله کتابخانهٔ دژنیشت در تخت جمشید، شیپکان یا شیزیکان در [[آذربایجان]]، اَگَر در [[هگمتانه]]، مراکز ریشهر یا ریواردشیر و [[بلخ]] و دانشکدهٔ برسیا و دانشکدهٔ پزشکی سایَش.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۴؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۷۷، ۸۲-۸۳.]</ref> پزشکی نزد هخامنشیان از جایگاه ویژهای برخوردار بود و متون مقدس زرتشتی، به ویژه [[اوستا]]، دانش پزشکی را با باورهای دینی درآمیخته بودند و به تخصصهای کِرتپزشک، مَنتَرپزشک، دارپزشک، گیاهپزشک و تَنپزشک نقسیم کرده بودند. دانش پزشکی دوران هخامنشیان بر پایهٔ عناصر چهارگانهٔ [[آب]]، آتش، خاک و هوا استوار بود؛ نظریهای که بعدها در یونان به [[جالینوس]] نسبت داده شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405 پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۱-۸۲، ۸۵.]</ref> دربار هخامنشی میزبان پزشکان یونانی چون کتریس نیز بود که پس از بازگشت از ایران، کتابی در تاریخ و جغرافیای ایران و هندوستان نگاشت. منجمان دربار هخامنشی نیز از جایگاه برجسته برخودار بودند و از ملل تابعهای چون بابلیها تشکیل شده بودند.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۵–۷۶، ۶۸.</ref> اندیشهٔ بروج دوازدهگانهٔ سال و تقسیم جهان به هفت اقلیم بازماندهٔ آن دوران است.<ref name=":0">[https://jflh.ut.ac.ir/article_28161_c20868f9ae40194979d4a37bb18ac499.pdf جعفری دهقی، «سرچشمههای دانش در عهد باستان... »، ۱۳۸۶ش، ص۳۱-۳۲، ۴۱.]</ref> | ||
=== هنر === | === هنر === | ||
[[پرونده:هخامنشیان8.jpg|جایگزین=آرامگاه کوروش بزرگ|بندانگشتی|آرامگاه کوروش بزرگ]] | |||
هنر دوران هخامنشی، هنری درباری و تلفیقی بود که از فرهنگهای ملتهای تابعهٔ امپراتوری اثر پذیرفته بود. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدیدآورده بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/تاثیر-هنر-ملل-تابعه-امپراتوری-هخامنشیان-بر-هنر-و-معماری-انها ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/هنر-معماری-هخامنشیان امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref> نقشهای برجسته، جانوران ترکیبی و جواهرات، بازتابدهندهٔ مفاهیم اساطیری و از ویژگیهای شاخص هنر هخامنشی است.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/مطالعه-تطبیقی-جانوران-ترکیبی-در-هنر-هخامنشیان-و-آشوریان-با-تأکید-بر-نقوش-برجسته-و-مهرها دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.]</ref> معماری، نماد اصلی هنر در دوران هخامنشیان است که با بهرهگیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref> نمونههای برجستهٔ این معماری، [[آرامگاه کوروش]] متأثر از سنن آناتولی<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref> و نیز ستونهای باریک و بلند [[پاسارگاد]] است که نشان از نقش سنگتراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژه، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی میشوند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.]</ref> [[کاخ آپادانا (شوش)|کاخ داریوش در شوش]] نیز با مشارکت ملل مختلف ساخته شده بود که شرح آن در [[کتیبه داریوش|کتیبهٔ داریوش]] موجود است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> اوج هنر معماری هخامنشیان در تخت جمشید دیده میشود؛ مجموعهای بر [[صفه تخت جمشید|صفهای سنگی]] با تالارهای ستوندار.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.]</ref> در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل محسوب میشود که هدف از ساخت آن ایجاد محلی برای گردهمآییهای تشریفاتی بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> تندیسها و نقوش برجستهٔ پلکانها نیز با اثرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنههای باجدهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش میدهند.<ref>امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.</ref> | هنر دوران هخامنشی، هنری درباری و تلفیقی بود که از فرهنگهای ملتهای تابعهٔ امپراتوری اثر پذیرفته بود. با این حال، هخامنشیان با گزینش و بازآفرینی این عناصر، سبکی یکدست و باشکوه پدیدآورده بودند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/988433/تاثیر-هنر-ملل-تابعه-امپراتوری-هخامنشیان-بر-هنر-و-معماری-انها ولایتی، «تأثیر هنر ملل تابعه امپراتوری هخامنشیان بر هنر و معماری آنها»، ۱۳۸۹ش، صص۸۷-۹۴؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/195463/هنر-معماری-هخامنشیان امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۵۶-۶۴.]</ref> نقشهای برجسته، جانوران ترکیبی و جواهرات، بازتابدهندهٔ مفاهیم اساطیری و از ویژگیهای شاخص هنر هخامنشی است.<ref>[https://2.189.160.148/fa/article/391374/مطالعه-تطبیقی-جانوران-ترکیبی-در-هنر-هخامنشیان-و-آشوریان-با-تأکید-بر-نقوش-برجسته-و-مهرها دادور و روزبهانی، «مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان ...»، ۱۳۹۵ش، ص۱۷-۲۱، ۲۸-۲۹.]</ref> معماری، نماد اصلی هنر در دوران هخامنشیان است که با بهرهگیری از هنر ملل تابعه و آمیختن آن با ذوق پارسی پدید آمده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۳.]</ref> نمونههای برجستهٔ این معماری، [[آرامگاه کوروش]] متأثر از سنن آناتولی<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۱۲.]</ref> و نیز ستونهای باریک و بلند [[پاسارگاد]] است که نشان از نقش سنگتراشان یونانی دارد، در عین حال به سبب تناسب ویژه، کاملاً هخامنشی و نوآورانه ارزیابی میشوند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۶۶.]</ref> [[کاخ آپادانا (شوش)|کاخ داریوش در شوش]] نیز با مشارکت ملل مختلف ساخته شده بود که شرح آن در [[کتیبه داریوش|کتیبهٔ داریوش]] موجود است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> اوج هنر معماری هخامنشیان در تخت جمشید دیده میشود؛ مجموعهای بر [[صفه تخت جمشید|صفهای سنگی]] با تالارهای ستوندار.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1119668 سید و بابایی توسکی، «بررسی سبک و اسلوب معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۷۵.]</ref> در معماری هخامنشی فضای داخلی تالارها اصل محسوب میشود که هدف از ساخت آن ایجاد محلی برای گردهمآییهای تشریفاتی بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/908751 استیرلن، «معماری دوره هخامنشیان»، ۱۳۷۵-۱۳۷۶ش، ص۱۲۱.]</ref> تندیسها و نقوش برجستهٔ پلکانها نیز با اثرپذیری از هنر آشور و مصر، صحنههای باجدهی اقوام گوناگون را با نظمی یکپارچه نمایش میدهند.<ref>امیری، «هنر معماری هخامنشیان»، ۱۳۸۶ش، ص۶۲.</ref> | ||
=== آیینها === | === آیینها === | ||
برپایهٔ گزارش هرودت، | [[پرونده:هخامنشیان10.jpg|جایگزین=معبد بردنشانده؛ نیایشگاه و آتشکده روباز ایرانیان در دوره هخامنشی|بندانگشتی|معبد بردنشانده؛ نیایشگاه و آتشکده روباز ایرانیان در دوره هخامنشی، در نزدیکی شهرستان مسجدسلیمان.]] | ||
برپایهٔ گزارش هرودت، پارسیان مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار میکردند. [[قربانی کردن|قربانیکردن حیوانات]] و نوشیدن جوشاندهٔ مقدس [[هوم]] نیز در مراسم دینی انجام میگرفت.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa#downloadbottom کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.] [https://sid.ir/paper/238538/fa مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیینها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211]</ref> اجرای این آیینها بر عهدهٔ طبقهٔ روحانی مغان بود که در الواح کشف شده، از آنان بهعنوان آتشبر یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازماندهی نهاد دینی در دوره هخامنشیان دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136228 حسینی سرابی و زرینکوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.]</ref> | |||
نقشبرجستههای به دست آمده از تخت جمشید، [[شوش]] و [[پاسارگاد]] صحنههای [[نیایش]] شاه در برابر [[آتشدان]] یا [[نماد حلقه بالدار]] را به تصویر میکشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیتهای تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت [[نخل]] و هلال ماه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/نمادشناسی-نقوش-مهرهای-هخامنشی-با-مضمون-ایینی خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref> | نقشبرجستههای به دست آمده از تخت جمشید، [[شوش]] و [[پاسارگاد]] صحنههای [[نیایش]] شاه در برابر [[آتشدان]] یا [[نماد حلقه بالدار]] را به تصویر میکشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیتهای تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت [[نخل]] و هلال ماه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/نمادشناسی-نقوش-مهرهای-هخامنشی-با-مضمون-ایینی خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref> | ||
| خط ۲۳۶: | خط ۲۴۲: | ||
=== پوشاک === | === پوشاک === | ||
[[پرونده:هخامنشیان9.jpg|جایگزین=سردیس شهدخت اتوسا در دوران هخامنشی|بندانگشتی|سردیس شهدخت اتوسا در دوران هخامنشی]] | |||
[[پوشاک دوران هخامنشیان|پوشاک در دورهٔ هخامنشی]] افزون بر کارکرد پوشش، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و [[هویت ملی]] داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامهٔ درباری که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیدهاند و ردایی بلند و چیندار با آستینهای گشاد بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/508714/پوشاک-ایرانیان-در-دوران-هخامنشی-با-توجه-به-نقوش-تخت-جمشید-موضوعات-مربوط-به-کندیز-kandys-و-پوشاک-دیگر جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248100/جامه-های-پارسیان-در-دوره-ی-هخامنشیان-نقش-و-نگار-پارچه-های-هخامنشی ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> [[سرپوش دوران هخامنشی#سرپوش مردان|پوشش سر مردان]] انواع مختلفی داشت و رایجترین آنها کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را تیارا مینامیدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1861050 ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچهها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹]</ref> [[پوشاک دوران هخامنشیان#پوشاک بانوان|پوشاک زنان هخامنشی]] متأثر از زشت شمردن [[برهنگی]] و تننمایی، بهطور کلی بدنپوش بود. زنان جامهای بلند و گشاد بر تن میکردند و گاهی روسری یا چادری مستطیلشکل بر سر میانداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/743738 جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.]</ref> پارچههای رایج نیز شامل [[پشم]]، [[پنبه]] و [[کتان]] بود. در عین حال با [[ابریشم]] آشنایی داشتند، اما از [[نوغانداری|پرورش کرم ابریشم]] آگاه نبودند و نخهای ابریشمی را از طریق تجارت از [[چین]] و [[آسیای میانه]] وارد میکردند. | [[پوشاک دوران هخامنشیان|پوشاک در دورهٔ هخامنشی]] افزون بر کارکرد پوشش، نقشی مهم در بازنمایی جایگاه اجتماعی و [[هویت ملی]] داشت. مردان دو نوع پوشش اصلی داشتند. جامهٔ درباری که برخی پژوهشگران آن را «کندیز» نامیدهاند و ردایی بلند و چیندار با آستینهای گشاد بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/508714/پوشاک-ایرانیان-در-دوران-هخامنشی-با-توجه-به-نقوش-تخت-جمشید-موضوعات-مربوط-به-کندیز-kandys-و-پوشاک-دیگر جورجینا تامپسون؛ سیدین، مژگان، «پوشاک ایرانیان در دوران هخامنشی ...»، ۱۳۸۱ش، ص۳۸۳، ۳۸۵-۳۸۶؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248100/جامه-های-پارسیان-در-دوره-ی-هخامنشیان-نقش-و-نگار-پارچه-های-هخامنشی ذکاء، «جامه پارسیان در دوره هخامنشیان»، ۱۳۴۲ش، ص۱۴-۱۵.]</ref> [[سرپوش دوران هخامنشی#سرپوش مردان|پوشش سر مردان]] انواع مختلفی داشت و رایجترین آنها کلاهی نمدی یا چرمی بود که یونانیان آن را تیارا مینامیدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1861050 ذوالریاستین و روحانی، «مروری بر پارچهها، پوشاک، نقوش و نمادهای آنها در دوره هخامنشی»، ۱۴۰۰ش، ص۲۸-۲۹]</ref> [[پوشاک دوران هخامنشیان#پوشاک بانوان|پوشاک زنان هخامنشی]] متأثر از زشت شمردن [[برهنگی]] و تننمایی، بهطور کلی بدنپوش بود. زنان جامهای بلند و گشاد بر تن میکردند و گاهی روسری یا چادری مستطیلشکل بر سر میانداختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/743738 جلیلیان و فاطمی، «پوشش زنان در ایران باستان (مطالعه موردی دوره هخامنشیان)»، ۱۳۹۰ش، ص۳، ۱۵-۱۸.]</ref> پارچههای رایج نیز شامل [[پشم]]، [[پنبه]] و [[کتان]] بود. در عین حال با [[ابریشم]] آشنایی داشتند، اما از [[نوغانداری|پرورش کرم ابریشم]] آگاه نبودند و نخهای ابریشمی را از طریق تجارت از [[چین]] و [[آسیای میانه]] وارد میکردند. | ||
== امتداد فرهنگی و تمدنی == | == امتداد فرهنگی و تمدنی == | ||
ابعاد | ابعاد مختلف میراث تمدنی هخامنشیان مانند تقسیمات اداری و راههای شاهی، در دوره [[سلوکیان]] با درجات متفاوت، انعکاس و تداوم یافت.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۸. | ||
<span lang="en">Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168</span></ref> [[اشکانیان]] نیز از سنت هخامنشی در سکهزنی، لقبهای شاهنشاهی و آیینهای درباری بهره گرفتند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.</ref> [[ساسانیان]] هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتیشان را در کنار آرامگاههای هخامنشی بنا نهادند.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بیتا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.</ref> | <span lang="en">Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168</span></ref> [[اشکانیان]] نیز از سنت هخامنشی در سکهزنی، لقبهای شاهنشاهی و آیینهای درباری بهره گرفتند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.</ref> [[ساسانیان]] هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتیشان را در کنار آرامگاههای هخامنشی بنا نهادند.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بیتا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.</ref> | ||