| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
| زیرنویس تصویر = مراسم نوروزخوانی برای استقبال بهار در ساری | | زیرنویس تصویر = مراسم نوروزخوانی برای استقبال بهار در ساری | ||
| image_alt =مراسم نوروزخوانی برای استقبال بهار در ساری | | image_alt =مراسم نوروزخوانی برای استقبال بهار در ساری | ||
| فایل پادکست = | | فایل پادکست =فرهنگ.ogg | ||
| حجم فایلپادکست = | | حجم فایلپادکست =۸/۹۹ | ||
| تاریخ پادکست = | | تاریخ پادکست =۹-۴-۱۴۰۵ | ||
| زیرنویس عنوان = | | زیرنویس عنوان = | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
'''{{درشت|فرهنگ؛}}''' شیوهٔ زندگی مبتنی بر مجموعهای از باورها، ارزشها، هنجارها و نمادهای مشترک در یک جامعه یا گروه اجتماعی. | '''{{درشت|فرهنگ؛}}''' شیوهٔ زندگی مبتنی بر مجموعهای از باورها، ارزشها، هنجارها و نمادهای مشترک در یک جامعه یا گروه اجتماعی. | ||
فرهنگ (به انگلیسی: Culture، به عربی: ثقافة)، مجموعهای درهمتنیده از باورها، ارزشها، هنجارها، دانشها، هنرها، مهارتها، قانون، آدابورسوم و نمادهای مشترک است که شیوهٔ زندگی در یک [[جامعه]] و نظام معرفتی، هویتی و رفتاری انسانها را شکل میدهد. این پدیدهٔ برساختهٔ بشری، امری غریزی نیست، بلکه از طریق فرایند یادگیری و [[جامعهپذیری]] از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و پدیدهای همواره پویا و تحولپذیر است. فرهنگ بهدلیل گستردگی و چندلایهبودن، با رهیافتهای توصیفی، نمادین، تاریخی، تکوینی، ساختاری و روانی، واکاوی میشود. در اندیشهٔ متفکران مسلمان، فرهنگ بیشتر با مفاهیمی چون تهذیب نفس، انسانسازی، حیات متعالی و هدایتگری دین پیوند خورده است. امروزه علاوهبر کارکردهای بنیادین نظیر [[همبستگی اجتماعی]] و پاسخ به نیازهای اجتماعی، مفاهیمی چون [[اقتصاد فرهنگ]] و [[صنعت فرهنگ]] و بهویژه [[صنایع فرهنگی خلاق]]، نشاندهندهٔ نقش کلیدی فرهنگ در تعیین منزلت طبقاتی، بازتولید قدرت و اقتصاد جوامع مدرن است. | فرهنگ (به انگلیسی: Culture، به عربی: ثقافة)، مجموعهای درهمتنیده از باورها، ارزشها، هنجارها، دانشها، هنرها، مهارتها، قانون، آدابورسوم و نمادهای مشترک است که شیوهٔ زندگی در یک [[جامعه]] و نظام معرفتی، هویتی و رفتاری انسانها را شکل میدهد. این پدیدهٔ برساختهٔ بشری، امری غریزی نیست، بلکه از طریق فرایند یادگیری و [[جامعهپذیری]] از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و پدیدهای همواره پویا و تحولپذیر است. فرهنگ بهدلیل گستردگی و چندلایهبودن، با رهیافتهای توصیفی، نمادین، تاریخی، تکوینی، ساختاری و روانی، واکاوی میشود. در اندیشهٔ متفکران مسلمان، فرهنگ بیشتر با مفاهیمی چون تهذیب نفس، انسانسازی، حیات متعالی و هدایتگری دین پیوند خورده است. امروزه علاوهبر کارکردهای بنیادین نظیر [[همبستگی اجتماعی]] و پاسخ به نیازهای اجتماعی، مفاهیمی چون [[اقتصاد فرهنگ]] و [[صنعت فرهنگ]] و بهویژه [[صنایع فرهنگی خلاق]]، نشاندهندهٔ نقش کلیدی فرهنگ در تعیین منزلت طبقاتی، بازتولید قدرت و اقتصاد جوامع مدرن است. نظریههای مختلف نیز این پدیده را از حیث ماهیت، اسلوب تحلیل، تطور تاریخی، نسبت دیالکتیکی با جامعه و همچنین نقدهای پسااستعماری تبیین کردهاند. | ||
== تعریف فرهنگ == | == تعریف فرهنگ == | ||
واژهٔ فرهنگ از دورهٔ پارسی میانه وارد ادبیات ایرانزمین شده<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> و بر وزن و همسان «فرهنج»، به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغت، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغتنامه، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> فرهنگ در متون کلاسیک و [[زبان فارسی]] در این معانی به کار رفته است: فضایل اخلاقی و خلقوخوی نیکو،<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، ص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref> دانش، تربیت و یادگیری،<ref>روحالامینی، زمینه فرهنگشناسی، ۱۳۹۴ش، ص۱۲؛ ابنسینا، ظفرنامه، بیتا، ص۱۰؛ جامی، هفت اورنگ، 1366ش، ج۲، ص۴۷۸؛ سجاسی، فرائد السلوک، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۵؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۱ش، ص۳۲۰.</ref> مهارت و توانمندیهای عملی،<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، بخش ۷۴، وبسایت گنجور؛] دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج3، ص۱۶۲۲؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپنامه''، بخش ۹۰، وبسایت گنجور؛] اصفهانی، تحفة الملوک، 1382ش، ص۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391ش، ص۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷؛ طهرانی، دستورالاعقاب، ۱۳۷۶ش، ص۸۶.</ref> کیاست و فراست<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghete2/sh147 سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وبسایت گنجور؛] مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۹، بیت ۲۷۴؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، گرشاسپنامه، بخش ۹۰، وبسایت گنجور.]</ref> و | واژهٔ فرهنگ از دورهٔ پارسی میانه وارد ادبیات ایرانزمین شده<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357ش، ص18.</ref> و بر وزن و همسان «فرهنج»، به معنای علم، دانش، خرد، ادب، بزرگی و سنجیدگی، کتاب لغت، نام مادر کیکاووس، شاخه درختی که در زمین ریشه دوانده و سرچشمه آب (دهن فرهنج) یا سر کاریز است.<ref>برهان، برهان قاطع، 1362، ج3، ص1480-1481، ذیل واژه فرهنج و فرهنگ؛ دهخدا، لغتنامه، 1377، ص، 17132 و 17133، ذیل واژه فرهنگ و فرهنگی.</ref> فرهنگ در متون کلاسیک و [[زبان فارسی]] در این معانی به کار رفته است: فضایل اخلاقی و خلقوخوی نیکو،<ref>میرفخرایی، بررسی دینکرد ششم، 1392ش، ص115 و 175؛ بیهقی، تاریخ بیهق، 1361ش، ص4؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه مثنوی معنوی، 1392ش، دفتر اول، ص 77؛ سنایی، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، 1387ش، ص103؛ جامی، مثنوی هفت اورنگ، 1366ش، ج2، ص478، بیت 1275.</ref> دانش، تربیت و یادگیری،<ref>روحالامینی، زمینه فرهنگشناسی، ۱۳۹۴ش، ص۱۲؛ ابنسینا، ظفرنامه، بیتا، ص۱۰؛ جامی، هفت اورنگ، 1366ش، ج۲، ص۴۷۸؛ سجاسی، فرائد السلوک، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۵؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۵۶، بیت ۳۱۰۶۸ و ص۱۰۷۲، بیت ۳۸۸۸۰؛ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۱ش، ص۳۲۰.</ref> مهارت و توانمندیهای عملی،<ref>[https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh74 نظامی گنجوی، ''کلیات خمسه''، خسرو و شیرین، بخش ۷۴، وبسایت گنجور؛] دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۸۳ش، ج3، ص۱۶۲۲؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، ''گرشاسپنامه''، بخش ۹۰، وبسایت گنجور؛] اصفهانی، تحفة الملوک، 1382ش، ص۵؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391ش، ص۲۶۲، بیت ۳۱۸۱، ص۶۴۸، بیت ۱۳۸۰ و ص۸۸۸، بیت ۳۸۳۲؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۸۹۴، بیت ۳۲۴۲۷؛ طهرانی، دستورالاعقاب، ۱۳۷۶ش، ص۸۶.</ref> کیاست و فراست<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghete2/sh147 سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وبسایت گنجور؛] مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نرمافزار شاهنامه فردوسی، 1392ش، ص۹، بیت ۲۷۴؛ [https://ganjoor.net/asadi/garshaspname/sh90 اسدی طوسی، گرشاسپنامه، بخش ۹۰، وبسایت گنجور.]</ref> و [[آداب]]، منش و رسوم نخبگان و طبقات درباری.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۹؛ [https://ganjoor.net/zahiri/sendbad/sh5 ظهیری سمرقندی، سندبادنامه، بخش ۵، وبسایت گنجور؛] کوسج، برزونامه (بخش کهن)، ۱۳۸۷ش، ص۹۶–۹۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، 1391، ص۸۴۱، ابیات ۲۴۷۲–۲۴۷۳ و ۸۴۳، ابیات ۲۵۲۵–۲۵۲۷.</ref> | ||
فرهنگ در زبان فارسی | تغییرات معنایی فرهنگ در زبان فارسی چنین گزارش شده است: در متون پارسی میانه، دلالت بر تعلیم و تربیت داشت.<ref>عریان، «خسرو قبادان و ریدکی»، ۱۳۶۱ش، ص۱۰۸۱؛ آذرپاد، ''دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی''، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۲–۱۲۳؛ آشوری، داریوش، ''تعریفها و مفهوم فرهنگ، 1357''، ص۱۸؛ مشکور، ''کارنامه اردشیر بابکان''، ۱۳۲۹ش، ص۵.</ref> در دورهٔ کلاسیک هویتی نخبگانی یافت.<ref>المعمری، «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۹؛ غزالی، ''نصیحة الملوک''، ۱۳۱۷ش، ص۶۵.</ref> از قرن یازدهم هجری با نامگذاری واژهنامهها همگانیتر شد.<ref>اصفهانی، ''جُنگ فرهنگ، ادب و تاریخ''، ۱۰۰۴ق؛ بهرامی، ''فرهنگ روستائی، یا دایرةالمعارف فلاحتی''، ۱۳۱۷ش.</ref> در سال ۱۳۱۷ش، با تأسیس وزارت فرهنگ، معادل آموزش و پرورش رسمی به کار رفت. در این زمان، معلمان را فرهنگیان گفتند.<ref>سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، شماره اسناد: ۹۵/۲۹۷/۳۰۸۶، ۲۹۷/۱۲۰۹۸ و ۲۹۷/۲۶۳۸۱؛ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، قانون توسعه معارف در ولایات، مصوب ۱۳۰۶ش؛ بنیهاشم، نواقص فرهنگ ما و راه اصلاح آن، ۱۳۴۰ش؛ کسروی، فرهنگ چیست؟، ۱۳۴۴ش، ص۳–۴؛ معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج2، 2538، ذیل واژه فرهنگ.</ref> با ورود علوم غربی، ابتدا معادل [[تمدن]] و سپس معادل اصطلاح جامعهشناختی Culture قرار گرفت.<ref>صدیق، ''یک سال در آمریکا: شرح مسافرت به امریکا و وضع تمدن و فرهنگ آن کشور''، ۱۳۲۱ش؛ محمدی، ''فرهنگ ایرانی و تأثیر آن در تمدن اسلام و عرب''، ۱۳۲۳ش، ص۱۰؛ گارودی، ''کمونیسم و رستاخیز فرهنگ''، ۱۳۲۶ش؛ حکمت، «ایران در فرهنگ جهان»، ۱۳۲۶ش، ص۱۱.</ref> پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب ۱۳۵۷ش]]، ادبیات رسمی رویکردی ارزشی به این واژه یافت و مفاهیمی چون [[تهاجم فرهنگی]] و [[امنیت فرهنگی]] محور سیاستگذاریها شد.<ref>اسلامی ندوشن، فرهنگ و شبهفرهنگ، ۱۳۵۴ش، ص۲۴؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ۱۳۵۹ش؛ زمانی و شفعی، «درآمدی بر رابطه امنیت و فرهنگ در عصر جهانی شدن»، 1386ش، ص17-18؛ شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، ۱۳۵۸ش.</ref> | ||
=== فرهنگ در زبان و ادبیات غربی === | === فرهنگ در زبان و ادبیات غربی === | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
== رویکردهای علمی به فرهنگ == | == رویکردهای علمی به فرهنگ == | ||
[[پرونده:فرهنگ۲.jpg|جایگزین=مراسم عروس برون|بندانگشتی|مراسم عروس برون، عکاس داود ایزدپناه]] | [[پرونده:فرهنگ۲.jpg|جایگزین=مراسم عروس برون|بندانگشتی|مراسم عروس برون، عکاس داود ایزدپناه]] | ||
فرهنگ در اصطلاحات علمی، معانی مختلفی دارد. دانشنامه بریتانیکا و دایرةالمعارف بینالمللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در رویکردهای جهانشمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقهبندی کردهاند.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۴–۵.</ref> در یک دستهبندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم | فرهنگ در اصطلاحات علمی، معانی مختلفی دارد. دانشنامه بریتانیکا و دایرةالمعارف بینالمللی علوم اجتماعی، این تعاریف را در رویکردهای جهانشمول، تکاملی، ساختاری و هنجاری طبقهبندی کردهاند.<ref>سلیمی، فرهنگگرایی، جهانیشدن و حقوق بشر، ۱۳۷۹ش، ص۴–۵.</ref> در یک دستهبندی دیگر، رویکردهای تعریف فرهنگ به هشت دسته تقسیم شدهاند:<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷؛ گوهریپور، «معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهانهای ممکن»، 1388ش، ص149-150.</ref> | ||
# '''رویکرد کلاسیک:''' فرهنگ، فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت میرسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷.</ref> فرهنگ از این منظر، به معنی ذهنیت بالنده اجتماع<ref>ویلیامز، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص۵۲.</ref> و شاخص رشد یک جامعه است.<ref>الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص۳۲.</ref> | # '''رویکرد کلاسیک:''' فرهنگ، فرایند گسترش استعدادهای بشری است که با فراگیری آثار پژوهشی و هنری به قابلیت میرسد.<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۷.</ref> فرهنگ از این منظر، به معنی ذهنیت بالنده اجتماع<ref>ویلیامز، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ۱۳۸۰ش، ص۵۲.</ref> و شاخص رشد یک جامعه است.<ref>الیوت، دربارهٔ فرهنگ، ۱۳۶۹ش، ص۳۲.</ref> | ||
# '''رویکرد توصیفی:''' فرهنگ یک کل نظاممند شامل باورها، آیینها و موضوعات مادی،<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۱.</ref> یا کلیت درهمتنیدهای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی بهعنوان عضو جامعه به دست میآورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۳۷.</ref> | # '''رویکرد توصیفی:''' فرهنگ یک کل نظاممند شامل باورها، آیینها و موضوعات مادی،<ref>تامپسون، ایدئولوژی و فرهنگ مدرن، ۱۳۷۸ش، ص۱۶۱.</ref> یا کلیت درهمتنیدهای است از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات و هرگونه توانایی که آدمی بهعنوان عضو جامعه به دست میآورد.<ref>آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ، ۱۳۵۷ش، ص۳۷.</ref> | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
== فرهنگپذیری و نهادهای انتقال فرهنگ == | == فرهنگپذیری و نهادهای انتقال فرهنگ == | ||
در علوم اجتماعی به فرایند یادگیری و درونیسازی عناصر فرهنگ، فرهنگپذیری میگویند. به ساختارها و مجاری منتقلکنندهٔ فرهنگ، '''ن'''هادهای فرهنگپذیرکننده میگویند.<ref>آکبرن و نیم کف، زمینه جامعهشناسی، 1380ش، ص170.</ref> [[خانواده]]، آموزش و پرورش، گروه همسالان، رسانههای جمعی و نهاد [[دین]] بهعنوان کانونهای فرهنگپذیری ذکر شده است.<ref>گیدنز، جامعهشناسی، 1381ش، ص103-107.</ref> | |||
== جامعهشناسی فرهنگ == | == جامعهشناسی فرهنگ == | ||
در مطالعات [[جامعهشناسی]] و [[انسانشناسی]]، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند: | در مطالعات [[جامعهشناسی]] و [[انسانشناسی]]، برای تحلیل دقیقتر پویاییها و تنوعات فرهنگی درون جوامع، مفاهیم پایهای زیر مورد توجه قرار میگیرند: | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
# نیاز به ارتباط و همزیستی که فرهنگ نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین و ایدئولوژی را برای پاسخ به آنها خلق میکند. | # نیاز به ارتباط و همزیستی که فرهنگ نهادهایی چون زبان، اخلاق، دین و ایدئولوژی را برای پاسخ به آنها خلق میکند. | ||
# نیازهای شناختی و عاطفی که با تأمین آنها، انسجام اجتماعی حفظ میشود.<ref>فکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی''، 1386ش، ص167-170.</ref> | # نیازهای شناختی و عاطفی که با تأمین آنها، انسجام اجتماعی حفظ میشود.<ref>فکوهی، ''تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی''، 1386ش، ص167-170.</ref> | ||
فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به عالیترین قوای ذهنی انسان میداند که او را از گیاه و حیوان متمایز میسازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ همبستگی اجتماعی محقق میشود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۱.</ref> | فردریک کاپلستون کارکرد فرهنگ را معطوف به عالیترین قوای ذهنی انسان میداند که او را از گیاه و حیوان متمایز میسازد. وی با تأکید بر سرشت اجتماعی فرهنگ، معتقد است رشد استعدادهای فردی و ارتقای ذوق و سلیقه، تنها در سایهٔ [[همبستگی اجتماعی]] محقق میشود.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۱.</ref> | ||
از منظر راهبردی و سیاستگذاری، فرهنگ دارای چند گونه کارکرد است: | از منظر راهبردی و سیاستگذاری، فرهنگ دارای چند گونه کارکرد است: | ||
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
== صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ == | == صنایع فرهنگی و اقتصاد فرهنگ == | ||
[[پرونده:فرهنگ۷.jpg|جایگزین=تصویری از نمای بیرونی سینما آزادی در تهران|بندانگشتی|تصویری از نمای بیرونی سینما آزادی در تهران]] | [[پرونده:فرهنگ۷.jpg|جایگزین=تصویری از نمای بیرونی سینما آزادی در تهران|بندانگشتی|تصویری از نمای بیرونی سینما آزادی در تهران]] | ||
امروزه تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، شاخهٔ مستقلی به نام [[اقتصاد فرهنگ]] را شکل داده است تا نشان دهد که چگونه کالاها و خدمات فرهنگی نظیر [[سینما]]، نشر، [[هنر]] و [[رسانه (ارتباطات)|رسانه]]، علاوه بر کارکردهای معنایی و هویتی، به یکی از سودآورترین بخشهای اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/344552/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A4%D9%84%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D ناظمی اردکانی و صیادی، «بررسی وضعیت مؤلفههای اقتصاد فرهنگ در ایران»، 1393ش، ص193.]</ref> ریشهٔ فلسفی این | امروزه تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی، شاخهٔ مستقلی به نام [[اقتصاد فرهنگ]] را شکل داده است تا نشان دهد که چگونه کالاها و خدمات فرهنگی نظیر [[سینما]]، نشر، [[هنر]] و [[رسانه (ارتباطات)|رسانه]]، علاوه بر کارکردهای معنایی و هویتی، به یکی از سودآورترین بخشهای اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/344552/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A4%D9%84%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D ناظمی اردکانی و صیادی، «بررسی وضعیت مؤلفههای اقتصاد فرهنگ در ایران»، 1393ش، ص193.]</ref> ریشهٔ فلسفی این بحث به آرای [[ارسطو]] منتسب شده که به این موضوع ذیل عناوین صُنع و فِعل پرداخته است.<ref>ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، 1386ش، ص219-220.</ref> | ||
صنع یا خلق فرهنگی به تولید آثار و محصولات فرهنگی اشاره کرده است؛ مفهومی که امروزه از آن با تعابیری چون [[صنایع فرهنگی]]<ref>[https://sahebnews.ir/102206/صنایع-فرهنگی-چیست-؟.htm متقی، «صنایع فرهنگی چیست؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز.]</ref> و [[صنایع خلاق]] یاد میشود.<ref>[https://hatefcenter.org/fa/صنایع-خلاق-چیست/ «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق میگویند؟» وبسایت اندیشکده هاتف.]</ref> در دورهٔ معاصر، متفکران مکتب فرانکفورت نظیر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو با طرح اصطلاح [[صنعت فرهنگ]]، به نقد عصر روشنگری و نظام [[سرمایهداری]] پرداختند. آنها مدعی شدند که نظام سرمایهداری با بهرهگیری از ابزارها و تکنولوژیهای نوین و در قالب [[امپریالیسم فرهنگی]]، به تولید فرهنگ کاذب، تودهای و سرکوبگر میپردازد تا سلطهٔ خود را بر جوامع تثبیت کند.<ref>ریتزر، مبانی نظریهٔ جامعهشناختی معاصر و ریشههای کلاسیک آن، 1389ش، ص195-200.</ref> | صنع یا خلق فرهنگی به تولید آثار و محصولات فرهنگی اشاره کرده است؛ مفهومی که امروزه از آن با تعابیری چون [[صنایع فرهنگی]]<ref>[https://sahebnews.ir/102206/صنایع-فرهنگی-چیست-؟.htm متقی، «صنایع فرهنگی چیست؟»، پایگاه خبری صاحب نیوز.]</ref> و [[صنایع خلاق]] یاد میشود.<ref>[https://hatefcenter.org/fa/صنایع-خلاق-چیست/ «صنایع خلاق چیست و به چه صنایعی خلاق میگویند؟» وبسایت اندیشکده هاتف.]</ref> در دورهٔ معاصر، متفکران مکتب فرانکفورت نظیر ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو با طرح اصطلاح [[صنعت فرهنگ]]، به نقد عصر روشنگری و نظام [[سرمایهداری]] پرداختند. آنها مدعی شدند که نظام سرمایهداری با بهرهگیری از ابزارها و تکنولوژیهای نوین و در قالب [[امپریالیسم فرهنگی]]، به تولید فرهنگ کاذب، تودهای و سرکوبگر میپردازد تا سلطهٔ خود را بر جوامع تثبیت کند.<ref>ریتزر، مبانی نظریهٔ جامعهشناختی معاصر و ریشههای کلاسیک آن، 1389ش، ص195-200.</ref> | ||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
متفکرانی چون [[مرتضی مطهری]]، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس [[تربیت]] دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ بهعنوان یک صنعت صرف را نقد میکنند.<ref>مطهری، ''یادداشتها''، 1379ش، ج۲، ص۸۹.</ref> فردریک کاپلستون استدلال میکند فرهنگی که عالیترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا بهعنوان عالیترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۵–۳۱۶ و ۱۳۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و اخلاق پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از [[اخلاق]] و [[دین]] در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی میشود؛ زیرا در تمدنهای کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار میشد.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۸–۳۲۰.</ref> | متفکرانی چون [[مرتضی مطهری]]، با تفکیک میان صنعت (ساختن ابزاری) و تربیت (شکوفا کردن استعدادها)، هدف فرهنگ را از جنس [[تربیت]] دانسته و نگاه مدرن به فرهنگ بهعنوان یک صنعت صرف را نقد میکنند.<ref>مطهری، ''یادداشتها''، 1379ش، ج۲، ص۸۹.</ref> فردریک کاپلستون استدلال میکند فرهنگی که عالیترین قوای ذهنی انسان را در ارتباط با شناخت خدا بهعنوان عالیترین موضوع نادیده بگیرد، فرهنگی ناقص و فرومایه است.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۵–۳۱۶ و ۱۳۱.</ref> در این دیدگاه، فرهنگ با قانون طبیعی و اخلاق پیوندی ناگسستنی دارد. جدایی فرهنگ از [[اخلاق]] و [[دین]] در دنیای مدرن، عامل اصلی انحطاط و تحقیر سرشت انسان معرفی میشود؛ زیرا در تمدنهای کهن، شکوفایی فرهنگی همواره در سایهٔ رعایت اخلاق و دین پدیدار میشد.<ref>کاپلستون، نیچه: فیلسوف فرهنگ، ۱۳۷۱ش، ص۳۱۸–۳۲۰.</ref> | ||
== نظریههای فرهنگ == | |||
نظریههای فرهنگ از منظرهای گوناگون دستهبندی شده است که از یک منظر عبارتند از: | |||
=== '''دستهبندی بر مبنای دریافت از ماهیت فرهنگ''' === | |||
نظریات ناظر به ماهیت فرهنگ به دوسته ذهنگرا و عینگرا تقسیم شده است. در نظریات ذهنگرایان ماهیت فرهنگ از سنخ معرفت است و شامل نظام باورها، ارزشها، هنجارها و نمادهای مشترکی میشود که کنشهای اجتماعی را هدایت میکند. نظریات کارکردگرایی مانند تالکوت پارسونز، روانشناسی اجتماعی و مکتب آنال فرانسه در این دسته قرار میگیرند. نظریات عینگرا فرهنگ را بهعنوان یک محصول یا شیء نمادین در نظر میگیرند که بر نقش عامل انسانی در تولید آن تأکید دارند؛ مانند نظریهپردازان مکتب فرانکفورت. در این نظریهها، محصولات فرهنگی به سه دسته تقسیم شدهاند: ۱. دانش اظهاری؛ محصولات تمامشده با موضوعیت فینفسه مانند هنر، دین و علم؛ ۲. دانش ابزاری یا فنی مانند انواع اطلاعات و تبلیغات و ۳. دانش طبیعی مانند گفتمانهای محاورهای و آداب رفتاری.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 60-63. </ref> | |||
=== '''دستهبندی بر اساس اسلوب نظری''' === | |||
تقسیم بندی نظریات از این منظر عبارتند از: در نظریات ذهنی فرهنگ مرکب از معنا و بیانگر تفسیر افراد از واقعیت است. از آنجا که عناصر فرهنگی برساختههایی ذهنیاند، محققان به مطالعه باورها، ارزشها، نگرشها و خلقیات میپردازند. منتقدان این دسته نظریات گفتهاند که این نظریات بنیانی عینی برای معنا در نظر نمیگیرند.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 67.</ref> نظریات ساختاری بر الگوها و روابط میان خود عناصر فرهنگ تأکید دارند. در این نظریات که کلود لوی استروس از بنیانگذاران آن است، فرهنگ بهعنوان یک هستی عینی و مستقل از ذهن تولیدکنندگان مطالعه میشود که دارای قواعد، حدود نمادین و الگوهای نظاممند است.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 71-72.</ref> در نظریات نمایشی فرهنگ جنبۀ ابزاریـنمادی ساختار اجتماعی است که پیامهای نهفته در روابط، ساختارهای اجتماعی و شعائر را به نمایش میگذارد. مشروعیت فرهنگ در این نظریات، به نظام اخلاقی حاکم متکی است و بهجای معانی ذهنی، بر الگوهای عینی و شرایط معنادار شدن نمادها تمرکز میشود.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 72-75.</ref> نظریات نهادی با پذیرش ابعاد ساختاری و نمایشی، بر بافتهای اجتماعی عینی، سازمانها، نهادها و توزیع منابع تأکید دارند و فرهنگ را در بستر ارتباط سازمانهای فرهنگی با دولت و کانونهای قدرت بررسی میکنند.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 75-77.</ref> | |||
=== '''دستهبندی برمبنای تحول تاریخی''' === | |||
بر محور تاریخ نظریات فرهنگ به کلاسیک، نوکلاسیک و پساساختارگرا تقسیم شده است که محور اصلی بحث آنها رابطۀ سوژه و ابژه است. آرای افرادی چون کارل مارکس، ماکس وبر و امیل دورکیم نقطۀ مرکزی نظریات کلاسیک شمرده شده است که کانون توجه آنها بیگانگی انسان با محیط و تقابل دوآلیستی سوژه و ابژه ذکر شده است. دستاورد این سنت، تلاش برای تبیین فرهنگ ذهنی بر اساس ساختارهای عینی اجتماعی و در عین حال، بیاعتنایی به عناصر نهادی و رفتاری فرهنگ بیان شده است.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 83-92 و 95.</ref> محور اصلی بحث نوکلاسیکها، معنا و نمادگرایی است. متفکرانی چون کلیفورد گیرتز با رویکرد تفسیری خود نشان داد که واقعیتها برساختهای نمادین انسانی هستند و بدینترتیب بر دوگانۀ سوژه و ابژه فائق آمدند.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص96-101. </ref> پساساختارگرایی ادعای ساختارگرایان مبنی بر کشف معنای بنیادی از طریق الگوها را رد کرده و مسأله اساسی را ارتباط میداند. اندیشمندانی نظیر میشل فوکو بهجای بررسی ذهنیت و معنا، بر گفتمانها، حدومرزهای نمادین، سخن و الگوهای حاکم بر نمادها تمرکز میکنند.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 105-115.</ref> | |||
=== '''دستهبندی براساس ارتباط فرهنگ و جامعه''' === | |||
بررسی مناسبات دیالکتیکی میان جریانهای اجتماعی و نظامهای فرهنگی از مباحث بنیادین این حوزه است که عموماً حول معمای اولویت ماده (جامعه) یا ذهن (فرهنگ) شکل گرفته است.<ref>آشتیانی، جامعهشناسی شناخت، 1383ش، ص 47 و 92-93؛ رابرتسون، جهانی شدن: تئوریهای اجتماعی و فرهنگ جهانی، 1382ش، ص 92-93.</ref> مواضع نظری در این خصوص را میتوان در جدول زیر خلاصه کرد:<ref>های، در آمدي انتقادي بر تحليل سياسي، 1385ش، ص 328-333. </ref> | |||
{| class="wikitable" | |||
|'''موضع نظری''' | |||
|'''رویکرد به علیت تحولات اجتماعی''' | |||
|'''نمایندگان برجسته''' | |||
|- | |||
|'''ایدهآلیسم (ساده)''' | |||
|اولویتبخشی به عوامل ذهنی، افکار و تصورات. | |||
|پستمدرنها، تفسیرگرایان و شالودهشکنان | |||
|- | |||
|'''ماتریالیسم (ساده)''' | |||
|اولویتبخشی به عوامل مادی، ساختارها و منافع. | |||
|مارکسیستها، واقعگرایان و انتخاب عقلانی | |||
|- | |||
|'''سازهانگاری (دیالکتیکی)''' | |||
|تأکید بر اندرکنش و تعامل متقابل ذهن و ماده. | |||
|واقعگرایان انتقادی و نهادگرایان تاریخی | |||
|} | |||
در همین راستا، روبرت وسنو با طرح مفهوم «پیوند»، به بررسی راهها و سازوکارهایی میپردازد که اندیشهها تحت شرایط اجتماعی شکل گرفته و سپس مستقل میشوند. او در نظریۀ خود برای تبیین این پدیده از مفاهیمی چون «شرایط محیطی، بافتهای نهادی، زنجیرههای کنش»،<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 142-144.</ref> «تولید، انتخاب و نهادینهشدن»<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 146-149.</ref> و در نهایت «افق اجتماعی، قلمرو گفتمانی و کنش نمادین» بهره میبرد.<ref>وسنو، مبانی نظریه فرهنگی، 1399ش، ص 153-155.</ref> | |||
'''نظریات پسااستعماری فرهنگ''' | |||
این نظریات بر پیامدهای استعمار بر فرهنگ و هویت جوامع مستعمره تمرکز دارند. ادوارد سعید با اثر شرقشناسی به نقد بازنمایی شرق توسط گفتمانهای غربی پرداخت و هومی بابا با طرح ایدۀ فضای سوم، به تبیین هویتهای ترکیبی ناشی از تعامل فرهنگهای استعمارگر و مستعمره پرداخته است. استفاده از این نظریات در تحلیل سیاستگذاریهای فرهنگی مرتبط با حفظ فرهنگ بومی و مقابله با [[استعمار فرهنگی]] در کشورهایی با پیشینه تاریخی چون ایران، بسیار راهگشا شمرده شده است.<ref>شیرزادی، مطالعات پسااستعماری؛ نقد و ارزیابی دیدگاههای فانون، سعید و بابا، 1388ش، ص 125-150.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۶۹: | ||
* آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، ۱۳۹۱ش. | * آذرپاد پسر امید و آذر فرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد ششم: حکمت فرزانگان ساسانی، ترجمه از انگلیسی، فرشته آهنگری، تهران، صبا، ۱۳۹۱ش. | ||
* آذرتاش و آدرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، تهران، نی، ۱۳۷۹ش. | * آذرتاش و آدرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، تهران، نی، ۱۳۷۹ش. | ||
* آشتیانی، منوچهر، جامعهشناسی شناخت، تهران، قطره، 1383ش. | |||
* آشوری، داریوش، تعریفها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش. | * آشوری، داریوش، تعریفها و مفهوم فرهنگ، تهران، مرکز اسناد فرهنگی آسیا، ۱۳۵۷ش. | ||
* آگبرن، ویلیام و نیمکوف، مایر، زمینه جامعهشناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریانپور، تهران، گستره، ۱۳۸۰ش. | * آگبرن، ویلیام و نیمکوف، مایر، زمینه جامعهشناسی، ترجمه و اقتباس امیرحسین آریانپور، تهران، گستره، ۱۳۸۰ش. | ||
| خط ۱۷۶: | خط ۲۱۴: | ||
* ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ۱۳۹۷ش. | * ذوعلم، علی، فرهنگ ناب اسلامی: مبانی و الگوهای مفهومی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، ۱۳۹۷ش. | ||
* رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش. | * رابرتسون، یان، درآمدی بر جامعه، ترجمه حسین بهروان، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش. | ||
* رابرتسون، رونالد، جهانی شدن: تئوریهای اجتماعی و فرهنگ جهانی، ترجمه کمال پولادی، تهران، ثالث، ۱۳۸۲ش. | |||
* رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش. | * رجبزاده، احمد، «درآمد بر فرهنگ عمومی»، در فرهنگ و جامعه، تدوین بهروز گرانپایه، تهران، ۱۳۷۷ش. | ||
* رشاد، علیاکبر، «کارکردشناسی فرهنگ»، وبسایت ارتباط شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ش. | * رشاد، علیاکبر، «کارکردشناسی فرهنگ»، وبسایت ارتباط شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ش. | ||
| خط ۱۹۰: | خط ۲۲۹: | ||
* سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش. | * سعدی، مواعظ، قطعه ۱۴۷، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش. | ||
* سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش. | * سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حقیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش. | ||
* شیرزادی، رضا، مطالعات پسااستعماری؛ نقد و ارزیابی دیدگاههای فانون، سعید و بابا، فصلنامه مطالعات سیاسی، 1388ش، ۲(۵)، ۱۲۵-۱۵۰. | |||
* شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، ۱۳۵۸ش. | * شورای نویسندگان، فرهنگ و آموزش، شیراز، دانشگاه شیراز، کانون استادان مترقی، ۱۳۵۸ش. | ||
* صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش. | * صدر، سید موسی، «اسلام و فرهنگ قرن بیستم»، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال هشتم، شماره ۵، ۱۳۴۵ش. | ||
| خط ۲۳۶: | خط ۲۷۶: | ||
* نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسروو شیرین، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش. | * نظامی گنجوی، کلیات خمسه، خسروو شیرین، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ش. | ||
* نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعههای انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نی، ۱۳۸۰ش. | * نولان، پاتریک و لنسکی، گرهارد، جامعههای انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران، نی، ۱۳۸۰ش. | ||
* وسنو، روبرت، مبانی نظریه فرهنگی، ترجمهی مرتضی کریمی، تهران، علمی و فرهنگی، 1399ش. | |||
* ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش. | * ویلیامز، ریموند، «به سوی جامعهشناسی فرهنگ»، ترجمه علی مرتضویان، مجله ارغنون، ش۱۸، پاییز ۱۳۸۰ش. | ||
* ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علیاکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، ۱۳۹۸ش. | * ویلیامز، ریموند، فرهنگ و جامعه، ترجمه علیاکبر معصوم بیگی و نسترن موسوی، تهران، نگاه، ۱۳۹۸ش. | ||
* های، کالین، در آمدي انتقادي بر تحليل سياسي، ترجمه احمد گل محمدي، تهران، ني، 1385ش. | |||
* همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجتالله خدری غریبوند و ولیالله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش. | * همرسلی، مارتین، مفهوم فرهنگ (تاریخچه و ارزیابی)، ترجمه حجتالله خدری غریبوند و ولیالله نصیری، تهران، نقد فرهنگ، ۱۴۰۰ش. | ||
{{چپچین}} | {{چپچین}} | ||