ایران در دوران قاجاریه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
<big>'''ایران در دوران قاجاریه؛'''</big> دورهای از تاریخ ایران با حاکمیت دودمان قاجار، همراه با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که زمینهساز گذار از نظام سنتی به ساختارهای نوین شد. | <big>'''ایران در دوران قاجاریه؛'''</big> دورهای از تاریخ ایران با حاکمیت دودمان قاجار، همراه با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که زمینهساز گذار از نظام سنتی به ساختارهای نوین شد. | ||
ایران در دوره قاجار با حفظ ظاهر حکومت متمرکز، شاهد تحولات متعددی در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود. در این دوره، نفوذ قدرتهای خارجی و آشنایی با تمدن غرب، به شکلگیری آگاهیهای نوین در میان نخبگان انجامید و مفاهیمی چون وطن، ملت و قانون، بهتدریج در گفتمان سیاسی جای گرفت و هویت ملی را از چارچوب صرفاً سنتی به سوی بازتعریف مدرن سوق داد. جامعه قاجار ساختاری طبقاتی داشت و روحانیون با نفوذ گسترده، نقش مؤثری در عرصههای اجتماعی و سیاسی ایفا میکردند؛ تودههای مردم نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، سبک زندگی خاص خود را دنبال میکردند و زنان نیز با وجود محدودیتهای مرسوم در جامعۀ سنتی، در برخی طبقات به آموزش و آگاهی دست یافتند. نظام سیاسی مبتنی بر ساختار شاهانه و دیوانسالاری بود که در دورههایی با تلاشهای اصلاحی همراه شد، هرچند این اقدامات با موانعی روبهرو گردید. اقتصاد بر پایه کشاورزی، دامداری و صنایع دستی استوار بود و ورود بانکهای خارجی، تحولاتی در نظام پولی و تجاری ایجاد کرد. فرهنگ و هنر با تأثیرپذیری از غرب، در معماری، نقاشی، پوشاک، تفریحات و آموزش، دچار دگرگونی شد و نهایتاً تحولات فکری و اجتماعی، به شکلگیری جنبش مشروطه انجامید. | |||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
پس از سقوط حکومت صفویه، ایران دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد که تا برآمدن قاجاریه ادامه یافت. از دیدگاه پژوهشگران، حکومتهای کمدوام افشاریه و زندیه علیرغم تلاشهایی که برای بازگرداندن ثبات انجام دادند، بهدلیل فقدان مشروعیت پایدار و درگیریهای داخلی، نتوانستند امنیت و انسجام ملی را به ایران بازگردانند و کشور را درگیر جنگهای پیدرپی و ناامنی ساختند. به باور صاحبنظران، این دوره از تاریخ ایران که با واگرایی ملی، تخریب بنیانهای اقتصادی و تعطیلی مراکز علمی همراه بود، زمینهساز ضعف ساختاری و عقبماندگی کشور شد و ایران با شرایطی ضعیف پا به قرن نوزدهم و دوران حکومت قاجاریه گذارد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Seminar/View/80430/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-(1210-1135%D9%87%D9%82-1797-1723%D9%85) جعفری، «بررسی و تحلیل بحران های تأثیرگذار اجتماعی و اقتصادی در ایران از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.]</ref> | |||
=== | ==جامعه== | ||
=== جمعیت === | |||
برآوردهای جمعیتی ایران در اواخر دورۀ قاجار بهدلیل دشواری شمارش جمعیت ایلی و فقدان آمار دقیق، با نوسانهای گسترده (۵ تا ۱۰ میلیون نفر) همراه بود. با وجود قحطیهای ادواری و بیماریهای واگیردارمانند وبا و طاعون، جمعیت کشور روندی افزایشی داشت و نسبت جمعیت شهری از ۱۰ به ۲۵ درصد رسید، در حالی که سهم جمعیت ایلی از ۵۰ به ۲۵ درصد کاهش یافت.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/1078627-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%AE%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «برآوردهای جمعیتی در اواخر عهد قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> بخش عمدهٔ جمعیت ایران را روستانشینان تشکیل میدادند که تمرکز آنها در نواحی حاصلخیزی چون آذربایجان، خراسان و مناطق شمالی کشور بیشتر بود. پراکندگی جمعیت روستایی تابع عواملی چون دسترسی به آب، زمین حاصلخیز، امنیت نسبی و نظام مالکیت بود و روستا برای بخش بزرگی از جمعیت، بهویژه در دورههای ناامنی شهری و بحرانهای سیاسی، بهعنوان پناهگاه معیشتی و زیستی عمل میکرد.<ref>[https://www.ibna.ir/news/546608/%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%81%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «ستون فقرات ایران عصر قاجار»، خبرگزاری ایبنا.]</ref> | |||
=== قشربندی === | |||
جامعهٔ دورهٔ قاجار، جامعهای کثرتگرا بود که از گروههای گوناگون با منزلتهای متفاوت اجتماعی تشکیل میشد. در این جامعه، روابط خویشاوندی بسیار نیرومند و نظام خانوادهٔ گسترده بر آن چیره بود. این پیوندهای خویشاوندی، با وجود تفاوتهای طبقاتی، حلقهای از ارتباطات را میان طیف وسیعی از افراد پدید میآورد. در چنین ساختاری، هر گروه بر اساس شغل، ثروت، نسب یا جایگاه مذهبی، سبک زندگی، پوشش، آداب و معاشرت خاص خود را داشت و از دیگری بازشناخته میشد. محققان مهمترین این گروهها از حیث جایگاه اجتماعی و ویژگیهای زیستی هر یک را در معرفی کردهند:<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/751912/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۸.]</ref> | |||
'''روحانیون''' | |||
در رأس روحانیون، سرآمدانی قرار داشتند که در زهد و تقوی، الگو و مرجع مردم در امور دنیوی و اخروی بودند و گاهی برای دوری از دستگاه و دربار به عتبات مهاجرت میکردند. در هر شهر، مسجدی متعلق به روحانی خاصی بود که علاوهبر اقامۀ نماز، به رفع مشکلات مذهبی مردم، رسیدگی به طلاب، موقوفات و سایر عواید میپرداخت و درآمد آنها نیز از همین طریق تأمین میشد. مراجع تقلید صاحب نفوذ و قدرت معنوی بودند و در تمام شئون مذهبی، سیاسی و اجتماعی دخالت تام داشتند و در جریانات سیاسی و اداری نقش رهبر را ایفا میکردند. نقش آنها در بسیاری از وقایع، از جمله لغو قراردادها یا جریان [[نهضت مشروطه]]، بسیار پررنگ و مؤثر بود. در کنار این گروه، روحانیون و وعاظ سطح پایینتری نیز وجود داشتند که در مساجد به امامت جماعت و وعظ میپرداختند و گاهی بهدلیل سطحینگری و آلودگی به خرافات، در کنار حکومت به اجرای اوامر آنها نیز کمک میکردند.<ref>آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۶۲ش، ص۴۳۰-۴۳۵.</ref> | |||
=== | ==== طبقه مرفه و نزدیکان دربار ==== | ||
این گروه که جزء طبقه حاکم محسوب میشدند، شامل صدراعظم، وزراء و چهرههای سیاسی عالیرتبه بودند که اغلب از میان خانوادههای اعیان و اشراف شهرهای مختلف به تهران آمده بودند. بهطور معمول یکی از افراد این خانوادهها دارای شغل دولتی بود و سایر افراد از طریق او تقاضاهای خود را به دولت میرساندند. این پستها اغلب بدون در نظر گرفتن لیاقت و سن، به افراد داده میشد و بهصورت موروثی درمیآمد. القاب خاصی مانند «صاحب دیوان»، «مستوفی الممالک» و «منشی الممالک» از سوی شاه به این طبقه اعطا میشد. ازدواج در این طبقه بیشتر درونگروهی بود و ثروتمندان علاوهبر زنان دائمی، زنان موقت نیز داشتند. فرزندان این طبقه تا سن ۶-۷ سالگی توسط دایه و لله نگهداری میشدند و سپس در مکتبخانههای منازل خود، علاوهبر قرآن، نهجالبلاغه، صرف و نحو عربی، گلستان، ناسخالتواریخ و دیوان شعرای دیگر را فرا میگرفتند.<ref>تاجبجش، تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، ۱۳۷۷ش، ص۴۲۳.</ref> | |||
=== | ==== شاهزادگان ==== | ||
در | چگونگی روابط شاهزادگان با شاه، بر اساس پیشینهٔ خانوادگی مادر، دستآوردهای شخص خود او، ترتیب تولد یا عامل ارشدیت تعریف میشد. آنها در کودکی آموزشهای مختلف از جمله ریاضی، شعر، علم اخلاق و سیاست را فرا میگرفتند. برخی از آنها به زبانهای متعددی نظیر [[زبان عربی|عربی]]، فرانسه و انگلیسی نیز تسلط داشتند.<ref>فرهادمیرزا، سفرنامه فرهاد میرزا، 1366ش، ص115.</ref> | ||
==== اشراف و اعیان ==== | |||
اشراف و اعیان هر شهر کسانی بودند که یا بهدلیل داشتن ثروت یا به علت نزدیکبودن موروثی به دستگاه حاکمه یا بر اثر خدمات قابلتوجه به دولت به کسب لقب نایل شده بودند و این القاب نیز مانند اصل اشرافیت در [[خانواده|خانوادهٔ]] آنها موروثی بود. سبک زندگی و طرز لباس و نوع معتقدات این گروه با اصناف و صاحبان حرفه از جهات گوناگون متمایز بود.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.</ref> | |||
==== مالکان بزرگ ==== | |||
طبقهٔ ملاکان بزرگ که بیشتر اوقات سال را در شهرها به سر میبردند هم قدرت مالی داشتند و هم سلطهٔ فرمانروایی بر رعیتهای ساکن املاک خود. آنها با تقدیم هدیه به شاه، نخستوزیر و درباریان در امور سیاسی و اداری کشور نیز دخالت و از نیروهای انتظامی کشور برای حفظ ثروت و سلطهٔ اجتماعی خود استفاده میکردند و گاهی این نیروها را در راه سرکوب رعیت و غصب اموال خردهمالکان بهکار میبردند. در این طبقه نیز آداب و مراسم عقد و [[ازدواج]]، رفتوآمد و معاشرت مانند گروههای دیگر محدود و مخصوص به افراد همین طبقه بود.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص361.</ref> | |||
== | ==== بازرگانان ==== | ||
در | در این دوره مشاغل میان خانوادههای هر صنف و گروه، ارثی بوده و سبک زندگی اصناف و گروهها نیز از یکدیگر متمایز بود. برای مثال، بازرگانان عمامهٔ شیرشکری یا مندیل یا کلاه پوست بخارایی به سر میگذاشتند. قبا، لبادهٔ بلند و عبای نایینی اعلا میپوشیدند و با طمأنینه راه میرفتند. [[خانه|خانههای]] وسیع و بزرگ داشتند و اتاق پذیرایی خود را با پشتیهای ساختهشده از قالیچههای زیبا و نفیس میآراستند. در مقابل، افراد گروههایی مانند [[بقالی|بقال]]، عطار و سبزیفروش، کلاه نمدی به سر میگذاشتند. لباس آنها بیشتر از متقال مشکی یا سورمهای بود و شال پهن به کمر میبستند. قبای کوتاه بدون چاک میپوشیدند و بیشتر بهجای عبا، از کلیجهٔ پوستی در [[زمستان]] استفاده میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.</ref> | ||
== | ===روشنفکران=== | ||
در اواخر دورهٔ قاجاریه، طبقهٔ جدیدی به وجود آمد که در آثار برخی از پژوهشگران به نام «روشنفکران نوپا» توصیف شده است. این گروه بهصورت غالب از دیوانسالاران، نویسندگان، مورخان، جغرافیدانان، نسبشناسان، منجمان، پزشکان، و شاعران تشکیل میشد که گذران زندگی آنها به حفظ ارتباط نزدیک با صاحبمنصبان دولتی بستگی داشت.<ref>اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.</ref> | |||
=== | ==== فنسالاران ==== | ||
با ورود ارزشهای فرهنگ غربی در اواخر دورهٔ قاجار و اعزام [[دانشجو|دانشجویان]] به اروپا، ایجاد [[مدرسه|مدارس]] جدید، [[مسافرت]] به خارج و حضور اروپاییان در شهرهای بزرگ، طبقه فنسالار شروع به بالیدن کرد. فارغالتحصیلان مدارس خارجی و دارالفنون و مدرسهٔ علوم سیاسی، هستهٔ طبقهٔ جدید از افراد متخصص را تشکیل داد که نقش مهمی در بهروز کردن نظام اداری دولت و نیروهای ارتش ایفا کرد.<ref>اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.</ref> | |||
=== | ==== گروهها و اصناف ==== | ||
طبقات پایین جامعه که اکثریت مردم را شامل میشد، به دو گروه ممتاز دهنشین و شهرنشین تقسیم میشد که گروه شهرنشین در داخل کادر خود از گروهها و اصناف معین تشکیل و هر گروه و صنف برحسب شغل و حرفهٔ خود مشخص شده بود. گروههای دهنشین با جمعیت عشایر در حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدادند که به گفتهٔ محققان در شرایط ناشی از رژیم ظالمانهٔ ارباب و رعیتی [[زندگی]] میکردند. در شهرها گروهبندی بر حسب حرفه و پیشه صورت میگرفت. جمعیت شهری مرکب بود از گروههای پیشهوران و اصناف گوناگون مانند نانوا، قصاب، بقال، عطار، سبزیفروش، بزاز و گروههای حرفهای مانند [[خیاطی|خیاط]]، قناد، نجار، حلبساز، دباغ، رنگرز، [[بنایی|بنا]] و [[معماری ایرانی|معمار]].<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.</ref> | |||
=== | ==== لوتیها ==== | ||
لوتیها که در همه شهرهای ایران دیده میشدند از دیگر گروههای بیطبقه جامعه آن دوره بودند. آنان کار و کاسبی معینی نداشتند و سربار دیگران بودند و با آنکه طفیلی محله خود محسوب میشدند، از هیچگونه گردنکلفتی هم دریغ نمیورزیدند. آنها از صبح تا شام در حالی که کلاه نمدی خود را به حالت کج روی سر داشتند، دکمههای پیراهن را باز میگذاشتند و دستی بر قمه داشتند و مست و هوشیار در کوچه و خیابان پرسه میزدند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/267772/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%AA%D8%A7-%D9%84%D9%88%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | |||
==== غلامان و کنیزان ==== | |||
در عصر [[قاجاریه|قاجار]]، بخشی از گروه مستخدمان را که در خانة ثروتمندان کار میکردند کنیزان، غلامان و خواجگان تشکیل میدادند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خریدوفروش آنها از طریق [[خلیج فارس]] صورت میگرفت. سفیدپوستان که از قومیتهای مختلف بودند، از راه تجارت یا اسارت در جنگها تأمین میشدند. بهصورت غالب، رفتاری که با این طبقه میشد، مورد قبول همگان و در جامعه پذیرفتهشده بود. کنیزان یا بهعنوان زن صیغهای یا دائمی وارد حرمسراها میشدند یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی میپرداختند. غلامان نیز در زمینههای مختلف نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی، آبیاری و ماهیگیری به کار گرفته میشدند و درصورت داشتن توانایی و کاردانی به مناصب بالای اداری و نظامی نیز دست مییافتند.<ref>زرگرینژاد و علیپور، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، 1388ش، ص1.</ref> | |||
=== | ==== گروههای بیطبقه ==== | ||
در این دوره گروههایی در جامعهٔ شهری وجود داشت که طبقهٔ اجتماعی و اقتصادی مشخصی نداشتند؛ متکدیان، دراویش، مطربها و دلقکها از جمله این افراد «بیطبقه» بودند. دروایش و متکدیان از جامعه تغذیه میکردند. مطربها صاحب درآمد بودند، اما بهدلیل دید تحقیرآمیز جامعه به آنها، با گدایان در یک ردیف قرار میگرفتند. علت دید تحقیرآمیز به مطربها این بود که نواختن آلات [[موسیقی]] مقبولیت و مشروعیت اجتماعی نداشت، تا جایی که اشراف و اصیلزادگان آن را عیب میدانستند؛ همچنین مطربها چندان پایبند به قیود مذهبی و عرفی جامعه نبودند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/267772/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%AA%D8%A7-%D9%84%D9%88%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | |||
=== خانواده === | |||
* خانواده در دوره قاجار عمدتاً ساختاری گسترده داشت و خانواده اصلی معمولاً با فرزندان مذکر و همسرانشان بهصورت جمعی زندگی میکردند. | |||
* ساختار خانه بهگونهای طراحی میشد که هم امکان زندگی گروهی و هم استقلال نسبی هر خانواده را فراهم آورد. | |||
* خانوادهها شامل خدمتکاران، نوکران، بستگان دور و مهمانان نیز میشدند و جمعیت آنها همواره در نوسان بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/154633/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی.]</ref> | |||
* تشکیل خانواده با خواستگاری آغاز میشد که اغلب از طریق زنان واسطه انجام میگرفت و انتخاب همسر بر اساس نظر والدین صورت میپذیرفت. | |||
* پس از توافق اولیه، خانواده داماد به خانه عروس میرفت و درباره مسائل مالی از جمله شیربها و جهیزیه گفتوگو میکرد. | |||
* مراسم نامزدی و عقد در روزی خوشیمن برگزار میشد و عقدنامه صرفاً توسط عاقد امضا میگردید. | |||
* مهریه در این دوره اهمیت یافت و خانوادهها ترجیح میدادند بهجای شیربهای نقد، مهر دختر را افزایش دهند. | |||
* ازدواجهای دائم رایجترین شکل ازدواج بود، اما چندهمسری، ازدواج موقت (صیغه) و طلاق نیز وجود داشت. در جامعه مردسالار آن دوره، زنان نفوذ چندانی نداشتند و اغلب مطیع شوهر یا پدر خود بودند. | |||
* طلاق بهصورت رجعی و قطعی انجام میشد و فرزندان در همه موارد نزد پدر باقی میماندند.<ref>''' '''[https://sid.ir/paper/828533/fa#downloadbottom داوودی و ابطحی «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.]</ref> | |||
=== | === جایگاه زنان === | ||
{{اصلی|زن در دوره قاجار}} | |||
سبک زندگی زنان بهصورت کلی نسبت به مردان در دورهٔ قاجار تفاوت داشت. برخی از محققان از تنزل موقعیت زنان در عرصههای مختلف زندگی سخن گفته و مصادیقی مانند محدویت فرصتهای شغلی برای زنان، دشواری و محدویت تردد آنها در فضای عمومی، محدودیت اماکن تفریحی، ازدواجهای اجباری در سنین پایین را ذکر کردهاند. در کنار آن شرایط نگرش زنستیزانه و ادراک زنان از خود در تثبیت ساختارهای مردسالارانه را مؤثر دانستهاند.<ref>علیزاد بیرجندی، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، 1399ش، ص125.</ref> | |||
همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایینتر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوامبخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوتهای چشمگیری داشت. آموختن [[موسیقی]]، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگارههای نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگینامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان میدهد.<ref>تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، 1361ش، ص13.</ref> | |||
در دوره | |||
=== | ==سیاست == | ||
</ref> | === نظام حکومتی و تمرکز قدرت === | ||
در دورهٔ قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و تمام جزئیات حکومتی مانند تصمیمهای سیاسی مهم و عزل و نصبها را بدون محدودیت انجام میداد. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی، در ردهٔ دوم قدرت سیاسی بودند.<ref>مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.</ref> در این روزگار شرایط سیاسی و اجتماعی کشور به گونهای بود که مردم ایران هیچ تضمینی برای جان، مال و ناموس خود در برابر دستگاه استبدادی شاه نداشتند. اکثر مردم در فقر و نادانی به سر میبردند که در ادبیات آن روزگار ازجمله اشعار «آیینهٔ عبرت» از [[محمدتقی بهار|ملکالشعرای بهار]] و خاطرات آن دوره بازتاب پیدا کرده است. تاریخنگاران از استبداد و ستم شاهان در حق مردم سخن گفتهاند.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ۱۳۷۸ش، ص13-14.</ref> سلاطین قاجار همهٔ زمینهای ایران را ملک خود میدانستند؛ شاه حق داشت هر نوع زمینی را به هر یک از هواداران خود بدهد و هیچکس جرئت اظهار نظر در برابر او را نداشت. اگر کسی مخالفت میکرد خون او هدر بود.<ref>لمبتون، ایران عصر قاجار، ۱۳۷۵ش، ص71-72.</ref> امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جایجای کشور پراکنده بودند، با لقبهای مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه میآورد، همهکاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز میدانستند.<ref>مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.</ref> | |||
=== | === نظام اداری === | ||
نظام اداری قاجار در ابتدا با اقتباس از تشکیلات صفویه سامان یافت و با تثبیت حکومت، بهتدریج گسترش یافت. در دوره فتحعلیشاه، مناصب کلیدی چون صدراعظم، مستوفیالممالک، منشیالممالک و صاحبدیوان شکل گرفتند و اداره امور کشور را بر عهده داشتند. از اوایل این دوره، نخستین وزارتخانهها به تقليد از غرب تأسیس شدند که وزارت امور خارجه (۱۲۳۹ق) اولین آنها بود و بهتدریج وزارتهای مالیه، داخله و فوائد عامه نیز ایجاد شدند. در دوره ناصری، تشکیلات اداری با ایجاد وزارتخانههای جدید مانند علوم و تلگراف، انطباعات و دارالترجمه، تجارت و فلاحت گسترش یافت، هرچند وزارت عدلیه تا پیش از مشروطه ساختار منسجمی نیافت و امور قضایی بهطور عمده بر اساس شرع و عرف اداره میشد.<ref>[https://www.tebyan.net/news/244735/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.]</ref> | |||
=== | === نظام حقوقی و قضایی === | ||
در ابتدای دوران قاجاریه، مرجع رسمی قانون و اطمینان قضایی برای رسیدگی دعواها و اختلافات مردم وجود نداشت. اختلافات خانوادگی بهوسیلهٔ علمای دین و گاهی از طریق کدخدامنشی، بزرگان محله یا شهر حل و فصل میشد؛<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.</ref> اما در زمان ناصرالدین شاه ساختاری حقوقی به نام عدلیه و دیوانخانه شکل گرفت. بعد از آن نیز دعاوی حقوقی از سوی روحانیون و مجتهدین رسیدگی میشد و دعاوی غیرحقوقی از طرف مقامات دولتی مورد رسیدگی قرار میگرفت. در شهرستانها نیز امور حقوقی را علما و امور جزایی و انتظامی را حکومتها حل و فصل میکردند. رئیس دیوانخانه از طرف شاه منصوب میشد.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اقتصاد-36/1081764-نظام-قضایی-دوره-قاجار «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد.]</ref> | |||
=== | === روابط خارجی و نفوذ بیگانگان === | ||
در دوران قاجاریه، بیگانگان بهخصوص انگلیس و روسیه بر فرهنگ و سیاست کشور سلطه پیدا کردند و امتیازهای اقتصادی زیادی را به دست گرفتند؛ برای مثال امتیاز ایجاد [[راهآهن ایران|راهآهن]]، خطهای تلگراف، کشتیرانی در رودخانههای ایران، بهرهبرداری از معدنها و جنگلهای کشور، آبیاری و حق تقدم در امتیاز بانک، احداث جاده و ایجاد کارخانه، از جمله امتیازهایی بود که حاکمان تنها در یک قرارداد به «بارون جولیوس دورویتر» سرمایهدار یهودی تبعهٔ انگلیس و صاحب خبرگزاری رویترز دادند. واگذاری امتیاز تنباکو به یک شرکت انگلیسی در زمان ناصرالدین شاه از دیگر قراردادها بود که با فتوای مشهور «میرزای شیرازی» لغو شد و در تاریخ بهعنوان یک حرکت انقلابی به ثبت رسید.<ref>مزینانی، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، 1393ش، ص۴۸.</ref>÷ | |||
== | ==دین== | ||
=== | === هویت دینی و نظارت روحانیان بر سیاست === | ||
در دوران قاجار، برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، روحانیان بهتدریج به مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی تبدیل شدند. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح میساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از نفوذ فوقالعادهای برخوردار بودند؛ بهگونهای که مردم پیش از مراجعه به دستگاه قضایی، به قرآن و فتاوای ایشان مراجعه میکردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان با وجود آنکه بهصراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، بهعنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل میکردند و دولتمردان بهدلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج تودهها، ناگزیر به پذیرش نظرات ایشان بودند.<ref>[https://www.rjnsq.ir/article_96739_c3bfe1482f41063ec17701dbfab7167f.pdf هاشمی و ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.]</ref> | |||
=== احیای فقه سیاسی شیعه === | |||
شاهان قاجار برای کسب مشروعیت سیاسی به همکاری با علما روی آوردند و زمینه را برای احیای فقه سیاسی شیعه فراهم کردند. علمای دین نیز با هدف صیانت از دین و حمایت از مردم، در حوزهٔ فرهنگ دینی و شعائر مذهبی بهطور فعال حضور یافتند و بر حاکمیت سبک زندگی مؤمنانه نظارت داشتند.<ref>شریفی شکوه، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، 1397ش، ص128-129.</ref> | |||
=== | === دین و معنویت در رفتار شاهان === | ||
شاهان قاجار در ابتدا به دین و مذهب شیعه توجه داشتند و با علما رابطهٔ خوبی برقرار کردند؛ مبارزه با بابیت، احترام به آیینهای مذهبی و شرکت در مراسم محرم، از جمله عواملی بود که مخالفت جدی مردم و روحانیت را برنمیانگیخت. اما با فاصلهگرفتن تدریجی شاهان از دینداری، نارضایتی عمومی افزایش یافت و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.<ref>دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.</ref> | |||
=== | === دین در فرهنگ عمومی === | ||
آموزههای اسلام و تشیع، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم را تشکیل میداد و شعائری چون روضهخوانی، تعزیه و سوگواری محرم، همبستگی اجتماعی را استحکام میبخشید. با این حال، خرافاتی مانند دعا نویسی، طلسم و اعتقاد به جادو نیز در میان مردم رواج داشت.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.</ref> | |||
=== | === اخلاق و تربیت اسلامی === | ||
حاکمیت شریعت در دوره قاجار، به شکلگیری فضایل اخلاقی در جامعه انجامید و تربیت خانوادگی بر پایهٔ آموزش احکام شرعی، عبادات، پاکدامنی و پرهیز از محرماتی چون شراب و قمار استوار بود. خانوادهها با تشویق فرزندان به ازدواج بههنگام بلوغ، میکوشیدند آنان را از انحراف اخلاقی مصون دارند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.</ref> | |||
=== | === اقلیتهای دینی === | ||
در دوره قاجار، اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) تشکیل میدادند و تعصبات مذهبی سبب میشد که اقلیتهای دینی از جمله یهودیان، ارامنه و آشوریان، در هر شهر به محلات خاص خود محدود شوند و امکان سکونت در محلات مسلماننشین را نداشته باشند. همچنین برخی مشاغل مانند تهیه و فروش مسکرات که در چارچوب احکام شرعی برای مسلمانان مجاز نبود، عمدتاً به اقلیتهای دینی واگذار میشد و آنان در بسیاری از شهرها، پایینترین جایگاه اجتماعی را به خود اختصاص داده بودند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۳۷۷-۳۷۸.</ref> | |||
=== | ==فرهنگ == | ||
=== | === زندگی روزمره === | ||
در | زندگی روزمره در دوره قاجار با ویژگیهای خاصی در سبد مصرف خانوار، آداب مذهبی و شیوهٔ تغذیه همراه بود. خانههای ایرانی با وجود اتاقهای متعدد، کاربردهای چندمنظوره داشتند و نشستن بر روی زمین (روی فرش و پشتی) و غذا خوردن بر روی سفره، از سنتهای رایج آن دوران بود. اثاثیه خانهها بسیار مختصر و شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور بود و از میز و صندلی خبری نبود؛ روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش با کرسی در اندرونی و منقل در بیرونی تأمین میشد. غذاهای اصلی شامل برنج (بهصورت پلو، چلو و آش)، سبزیجات، میوه و لبنیات بود و قاشق و چنگال معمول نبود و غذا با دست صرف میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/751912/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰-۱۱]</ref> | ||
=== | === تغذیه و مصرف خانوار === | ||
در | سبد مصرف خانوار در دوره قاجار بازتابی از شیوهٔ زندگی سنتی بود. نان که بهصورت تازه و روزانه از نانواییهای محلی تهیه میشد، قلم اصلی تغذیه بود و بهجای قاشق و چنگال نیز از آن استفاده میکردند. وعدهٔ صبحانه شامل چای شیرین، نان و پنیر بود؛ ناهار معمولاً آش یا آبگوشت و گاهی چلوخورش؛ و شام مفصلترین وعده با انواع پلو، خورش، کوکو و دلمه صرف میشد. گوشت گوسفند در طبقات مرفه و گوشت بز در طبقات پایینتر مصرف میشد. میوه، سبزی و لبنیات بهصورت روزانه یا فصلی تهیه میشد و از فروشندگان دورهگرد نیز خریداری میگردید. در تابستان، خانوادهها با تهیهٔ مربا، ترشی، رب و خشککردن گیاهان، مایحتاج زمستان را ذخیره میکردند. خرید مایحتاج در طبقات بالا توسط ناظر یا مرد خانه و در طبقات کارگر نیز بهطور عمده بر عهدهٔ مردان بود، هرچند فروشندگان دورهگرد کالاها را به در خانه میآوردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/751912/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۲۱-۲۲.]</ref> | ||
=== | === جشنها === | ||
ایرانیان در دوران قاجاریه، جشنهای ذیل را برگزار میکردند: | |||
* جشنهای مذهبی در [[عید قربان]]، [[عید فطر]]، [[عید غدیرخم]]،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2143688/مطالعه-تطبیقی-مراسم-و-اعیاد-ملی-و-مذهبی-نزد-مذهب-شیعه-در-دربار-صفوی-و-قاجار-و-مقایسه-انها-با-رسوم-اهل-تسنن پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۷-۲۱۲۳.]</ref> [[نیمه شعبان]]<ref>[https://www.hamshahrionline.ir/news/747241/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86 «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین]</ref> و ولادت [[امام رضا]]؛<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/178900/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7(%D8%B9)-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی،] </ref> | |||
* .جشنهای ملی و باستانی مانند [[چهارشنبهسوری|چهارشنبهسور]]<nowiki/>[[چهارشنبهسوری|ی]] و [[جشن نوروز]]<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/213867 «خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.]</ref> | |||
=== | ==== سوگواریهای مذهبی ==== | ||
محققان دوران قاجار را نقطه عطفی در تحول و گسترش آیینهای عزاداری برای امام حسین میدانند. از دیدگاه آنان، در این دوره، عزاداری از شکلی نیمهرسمی و وابسته به حمایتهای حکومتی در دورههای پیشین، به پدیدهای کاملاً مردمی و نهادینه شده تبدیل شد که همهٔ طبقات اجتماعی، از شاه و درباریان تا مردم عادی و حتی زنان، در آن مشارکت داشتند. به اعتقاد پژوهشگران، از مهمترین ویژگیهای عزاداری در این دوره میتوان به حضور گستردهٔ زنان در مجالس، توسعهٔ زمانی عزاداری فراتر از دههٔ محرم، شکلگیری هیئتهای منظم و تکیههای شهری و نیز رواج گستردهٔ تعزیه به عنوان نمایشی مذهبی و مردمی اشاره کرد. همچنین، به نظر آنان، مجالس عزاداری در این دوره کارکردی دوگانه یافتند و افزون بر جنبهٔ مذهبی، به بستری برای طرح مسائل سیاسی، از جمله در جریان نهضت مشروطه، تبدیل شدند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/46093/%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%89-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 نرگسی، «عزادارى در عصر قاجار» 1385ش، پرتال جامع علوم انسانی.]</ref> | |||
=== | === پوشاک === | ||
در | {{اصلی|پوشاک دوره قاجار}} | ||
پوشاک در دوره قاجار یکی از مهمترین ابزارهای بازنمایی تمایزات طبقاتی و موقعیت اجتماعی به شمار میرفت. اقشار مرفه و اشراف با استفاده از پارچههای گرانبهایی چون ترمه کشمیر، اطلس و ابریشم، و نیز تزیینات فلزی و جواهرات، شکوه و اعتبار خود را به نمایش میگذاشتند، در حالی که طبقات فرودست به دلیل محدودیت مالی، به پوشاکی ساده، ارزان و بادوام از جنس کرباس، کتان و نمد بسنده میکردند. این تفاوت در تمامی اجزای پوشش از کلاه و شالکمر و کمربند گرفته تا قبا، سرداری، جبه، کلیجه و شلوار به وضوح دیده میشد. افزون بر جنس و رنگ، نوع، اندازه، شکل و نحوهی آرایش لباس نیز نمایانگر جایگاه و منزلت فرد در سلسلهمراتب اجتماعی بود، بهگونهای که از روی پوشاک هر شخص، میتوان به شغل، طبقه و حتی میزان نفوذ سیاسی او پی برد.<ref>[https://jhs.modares.ac.ir/article_23008.html پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، 1402ش، ص۱۲۲-۱۳۷.] | |||
</ref> | |||
=== | === تفریحات === | ||
در این دوره | تفریحات و سرگرمیهای مردم ایران در دوره قاجار، تا میانههای این عصر، شباهت بسیار به دوره صفوی داشت و بیشتر جنبههای جمعی و گروهی داشت. بازیهایی مانند کبوتربازی، خروسبازی، جنگ حیوانات، تختهنرد، شطرنج، نقالی و شاهنامهخوانی در قهوهخانهها و چایخانهها رواج داشت و جوانان اوقات فراغت خود را در کنار یکدیگر میگذراندند. از دوره ناصرالدینشاه به بعد، با تأثیرپذیری از سفرهای شاهان به اروپا، تفریحات جدیدی مانند باغوحش، سینما، کافه و تئاتر به ایران وارد شد که ابتدا در میان طبقات فرادست و روشنفکران رواج یافت. با وجود این، ورزشهای سنتی مانند کشتی در زورخانهها، همچنان در میان جوانان طبقات پایینتر جایگاه خود را حفظ کرد. در اواخر دوره قاجار و همزمان با گسترش شهرنشینی و ساخت راههای ارتباطی، سفر به عنوان یکی از مهمترین تفریحات، بهویژه سفر به مناطق شمالی کشور، رواج یافت و مفهوم اوقات فراغت، بیش از پیش به سبک زندگی مدرن گره خورد.<ref>[http://www.cgie.org.ir/fa/news/50621/%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85---%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C رحیمی، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی.]</ref> | ||
=== | === معماری === | ||
معماری خانههای دوره قاجار، بهویژه در طبقات مرفه، بر اساس تفکیک فضای زنان و مردان شکل گرفته بود. خانهها از دو بخش اصلی اندرونی (ویژهٔ زنان و محارم) و بیرونی (ویژهٔ مردان و مهمانان) تشکیل میشدند. ورودی خانه به راهروی باریکی باز میشد که به فضایی هشتگوش به نام «دهلیز» میرسید و از آنجا دو در، یکی به بیرونی و دیگری به اندرونی، راه داشت. نقشهٔ هر دو بخش مشابه بود: حیاطی چهارگوش با حوضی در وسط که برای وضو و مصارف روزانه استفاده میشد، و ساختمانهایی در سه طرف حیاط که هر یک شامل اتاقهای متعدد، انبار و گاهی اتاق خدمتکاران بود. یکی از ساختمانها، ساختمان اصلی اندرون بود که زنان در آن از مهمانان پذیرایی میکردند. در طبقات پایینتر، بهجای دو بخش مجزا، از پرده یا وسیلهٔ جداکننده برای تفکیک فضای مردان و زنان استفاده میشد و گاه چند خانواده در یک فضا زندگی میکردند. | |||
اتاقها کاربردهای چندگانه داشتند؛ از نشستن و پذیرایی تا خوابیدن و صرف غذا. اثاثیهٔ خانهها بسیار مختصر بود و شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور میشد و از میز و صندلی استفاده نمیشد. روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش در اندرونی با کرسی و در بیرونی با منقل تأمین میگردید. آشپزخانهٔ اصلی در اندرونی قرار داشت و ادارهٔ آن بر عهدهٔ زنان بود. همچنین حمامهای خصوصی در خانههای مرفه و حمامهای عمومی در محلهها برای رعایت طهارت مذهبی استفاده میشدند. آب مصرفی از طریق جویها یا قناتها تأمین و در آبانبارها ذخیره میشد و آب آشامیدنی را سقاها یا از چاههای خصوصی تهیه میکردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/751912/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۸-۲۱.]</ref> | |||
=== | === هنر === | ||
در | هنر در دوره قاجار که ریشه در سنتهای زندیه داشت، در دوران فتحعلیشاه با مکتب پیکرنگاری درباری به شکوفایی رسید و با تأکید بر شکوه سلطنتی، تصاویری آرمانی از شاه و درباریان ارائه داد. از اواسط دوره ناصری، با بازگشت نقاشان تحصیلکرده در اروپا مانند ابوالحسن غفاری (صنیعالملک) و محمد غفاری (کمالالملک)، سبکهای جدیدی با نگاه واقعگرایانه و طبیعتنگاری وارد نقاشی ایران شد. هنرهای کاربردی مانند نقاشی لاکی بر روی قلمدانها و جلدهای کتاب، و نیز نقاشی روی شیشه و میناکاری، در این دوره رونق یافت و تلفیقی از نقوش سنتی و تأثیرات غربی را به نمایش گذاشت. نقاشی قهوهخانهای نیز بهعنوان هنری مردمی، با مضامین حماسی شاهنامه و مذهبی، در فضای قهوهخانهها رواج یافت و هویتی مستقل از هنر درباری یافت.<ref>[https://marmolakechagh.blogfa.com/post/2 «هنر در دورۀ قاجاریه»، وبلاگ تاریخ ما.] </ref> در این دوره، فناوریهای نوینی چون لیتوگرافی و عکاسی نیز با حمایت ناصرالدینشاه و تأسیس دارالفنون، بهعنوان ابزارهای نوین تصویرگری و مستندسازی وارد عرصه هنر شدند و عکاسان بهتدریج جایگزین نقاشان حکومتی شدند. سرانجام، کمالالملک با بنیانگذاری مدرسه صنایع مستظرفه در سال ۱۳۲۹ق، تحولی بنیادین در نقاشی ایران ایجاد کرد و آن را به سوی طبیعتنگاری و بازنمایی زندگی روزمره سوق داد.<ref>[http://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-31/740447-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> | ||
=== | === زبان رسمی و گویشها === | ||
در | بر اساس روایت سفرنامهنویسان خارجی، زبان فارسی در این در ایران دروان قاجار با تنوع گویشی و زبانی چشمگیری همراه بوده است. زبان دربار در ابتدای دوره قاجار ترکی بود و از دوره ناصرالدینشاه به بعد، فارسی جایگاه رسمی یافت. مناطق مختلف ایران از جمله خراسان، کرانههای دریای خزر، مناطق کردنشین، لرستان، بختیاری و کرمانشاه دارای گویشهای ویژهای بودند که برخی از آنها ریشه در زبانهای باستانی چون پهلوی و اوستا داشتند. گویشهای لکی، قهرودی، دری یزدی و نطنزی در زمرهٔ زبانهای بازمانده از فارسی میانه محسوب میشدند، در حالی که گویشهای کردی و لکی کمتر از سایر گویشها از ترکی تأثیر پذیرفته بودند. بیشترین تنوع گویشی در منطقه مازندران مشاهده شد و گویش براهویی در سیستان با زبان هندی آمیخته بود. همچنین زبانهای غیرایرانی مانند عربی، ارمنی، گرجی، عبری و نسطوری در بخشهایی از ایران رواج داشتند و فارسی بر زبانهای اروپایی بهویژه انگلیسی تأثیر گذاشته بود.<ref>[https://zaban.guilan.ac.ir/article_7417.html شکاریان و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجههای ایران باتوجه به اطلاعات ارائهشده در سفرنامههای خارجی عصر قاجار»، ۱۴۰۲ش، ص۵۳-۵۴.]</ref> | ||
=== | === نثر فارسی === | ||
پژوهشگران دوران قاجار را سرآغاز تحول نثر فارسی و نقطهٔ شروع ادبیات معاصر میدانند. به باور آنها پیش از دورهٔ قاجار، از نثر فارسی برای بیان موضوعات تاریخی، [[اخلاق|اخلاقی]]، فلسفی و برخی از رشتههای علوم استفاده میشد؛ اما در این دوره این دامنه گسترش یافت و زمینههای دیگری از جمله سیاست، علوم جدید و انتقادهای اجتماعی را نیز شامل میشد. محققان سیر تحول ادبیات عصر قاجار را به سه دورهٔ مهم تقسیم کردهاند: | |||
* | * دورهٔ رکود: در این دوره که از شروع سلطنت قاجار تا اواخر حکومت محمدشاه را در بر میگیرد، شامل هیچ نوآوری نیست و با دورههای قبل تفاوتی ندارد. | ||
* | * دورهٔ تحول: از اواخر حکومت محمدشاه تا دوران سلطنت ناصرالدین شاه، نویسندگان ایرانی با روزنامهنویسی، نمایشنامهنویسی و صنعت ترجمه آشنا شدند؛ آثار رماننویسان غربی ترجمه شد و ایرانیان نیز به رماننویسی روی آوردند. همچنین سفرنامهنویسی و خاطرهنویسی در این دوره رونق فراوان یافت. | ||
* دورهٔ هویتیابی: از سلطنت مظفرالدین شاه تا انقلاب مشروطه و پایان حکومت قاجار، انواع نثر فارسی رونق یافت و نویسندگان سعی کردند هویت ایرانی را وارد کارهای خود کنند و فقط به تقلید از نویسندگان غرب نپردازند. همچنین موضوعات و مفاهیمی از فرهنگ غرب مانند آزادی، دموکراسی، پارلمان و مردم به آثار نویسندگان راه پیدا کرد و آثار سیاسی و اجتماعی بیسابقهای پدید آمد.<ref>حاجی آقابابایی، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، 1400ش، ص25-28.</ref> | |||
* | * ادبیات عامیانه: ادبیات عامیانه (فولکلوریک) در دورهٔ قاجار بین مردم کوچه و بازار رایج بود و خوانندگان، نوازندگان و مقلدان دورهگرد در [[مراسم عروسی|عروسیها]] و [[ختنهسوران|ختنهسورانها]] و مجالس [[شادی]] ایرانیان و بزمهای خصوصی میخواندند. به نظر پژوهشگران در ادبیات عامیانه، بیشتر، تحولات و تغیرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی الهامبخش سرایندگان بوده است؛ در این اشعار بهصورت جدی یا کنایه و طنز، هزل و هجو، خشم عمومی ملی نهفته بود.<ref>والنتین، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، 1382ش، ص2.</ref> | ||
* ادبیات بیداری: در اواخر عصر قاجار بهخصوص دوران انقلاب مشروطه، نویسندگان و شاعران ایرانی از ادبیات تملقگویانهٔ دوران قاجار فاصله گرفتند و آثار خود را مجالی برای بروز خواست تودههای محروم ایرانی برای رسیدن به آزادی از استبداد و [[مردمسالاری دینی]] قرار دادند که به «ادبیات بیداری» مشهور شده است. در این نوع ادبیات، اندیشههای نوین مانند ستیز با استبداد، تشویق به استقلال و خودکفایی، وطن دوستی، آزادیخواهی از یوغ استبداد شاهی، دفاع از حقوق کارگر ستمدیده و دیگر مسائل خاص اجتماعی شکل گرفت.<ref>[https://khorasannews.com/Newspaper/MobileBlock?NewspaperBlockID=621948 «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامۀ خراسان.]</ref> | |||
== | == آموزش == | ||
=== مکتبخانه === | |||
در دوره قاجار، نظام آموزش و پرورش ایران عمدتاً بر پایهٔ مکتبخانهها استوار بود که زیر نظر حوزههای علمیه اداره میشد. این مراکز آموزشی که ریشه در سنتهای دیرین اسلامی داشتند، در مساجد، دکانها یا منازل مکتبداران دایر بودند و کودکان از پنج تا هفت سالگی، آموزش خود را با یادگیری حروف الفبا و سورههای کوچک قرآن آغاز میکردند. برنامهٔ درسی شامل خواندن قرآن، کتابهایی چون گلستان سعدی، نصاب الصبیان، صرف و نحو عربی و گاهی سیاق (حساب) بود و آموزش به شیوهٔ حفظ و تکرار و با روشی کاملاً انفرادی صورت میگرفت. تنبیه بدنی (چوب و فلک) از روشهای رایج در این مکتبخانهها بود که در کنار محاسن آن (مانند آموزش اخلاق و اعتقادات دینی)، به نفرت کودکان از تحصیل و گریز از مدرسه میانجامید. همچنین دختران، بهویژه در طبقات پایین، از آموزش رسمی محروم بودند و تنها شمار اندکی از آنان در مکتبخانههای مختلط یا خصوصی حضور مییافتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1681808/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84 نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۵-۲۰۸.]</ref> | |||
=== | === مکتبخانههای خصوصی === | ||
در کنار مکتبخانههای عمومی، مکتبخانههای خصوصی ویژهٔ اعیان، اشراف و روحانیون طراز اول وجود داشت که کودکان آنان از حضور در مکتبخانههای عمومی معاف بودند. معلمان این مکتبخانهها که غالباً از طلاب و روحانیون بودند، در منزل اعیان به تدریس میپرداختند یا در بخش بیرونی خانهٔ صاحبخانه سکونت داشتند و علاوهبر آموزش، از حقوق و مزایای بیشتری نیز برخوردار بودند. برنامهٔ درسی این مکتبخانهها تفاوت چندانی با مکتبخانههای عمومی نداشت، اما کیفیت آموزش (بهویژه در خطاطی) بالاتر بود و تنبیه بدنی در آنها با شدت کمتری اعمال میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1681808/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84 نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۲-۲۲۵.]</ref> | |||
=== | === مدارس جدید === | ||
از اواسط دورهٔ قاجار، بهدنبال آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب، نظام مکتبخانهای مورد انتقاد شدید روشنفکران، نویسندگان و برخی روزنامهها قرار گرفت. انتقادات عمدتاً بر روشهای خشن آموزشی، عدم توجه به ویژگیهای جسمی و روانی کودکان، کیفیت نامناسب محیط آموزشی، و نبود تناسب محتوای درسی با نیازهای روز جامعه متمرکز بود. این نارضایتیها، همراه با اعزام نخستین محصلان ایرانی به اروپا (از ۱۸۱۰م) و سپس تأسیس دارالفنون، زمینههای شکلگیری مدارس جدید به سبک غربی را در اواخر دوره قاجار فراهم کرد. مدارس جدید که با الگوبرداری از نظام آموزشی اروپا تأسیس شدند، برنامههای درسی گستردهتری شامل علوم جدید، جغرافیا، حساب، و آموزش دختران را در دستور کار قرار دادند. با تصویب قانون اساسی معارف در ۱۲۹۰ش، گامهای نخستین برای ساماندهی نظام آموزشی نوین در ایران برداشته شد، هرچند این تحولات تا پایان دوره قاجار همچنان در مراحل ابتدایی خود باقی ماند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1681808/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84 نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۸-۲۴۲.]</ref> | |||
=== | === آموزش عالی === | ||
در دوره قاجار، آموزش عالی ایران با تأسیس دارالفنون در ۱۲۶۸ق<ref>محمودآبادی، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه»، 1391ش، ص۳۷–۳۸.</ref> و سپس ایجاد مدارس عالی دولتی مانند مدرسه همایون اصفهان و مدرسه فیوضات تبریز، گامهای نخستین خود را برداشت. سرانجام در ۱۲۷۲ق نخستین وزارت علوم تشکیل شد و در ۱۳۲۸ق قانون اداری وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به تصویب رسید که نظارت بر تمامی مدارس و تعلیمات عالی کشور را به این وزارتخانه سپرد و بدینترتیب، نظام آموزش عالی در ایران ساختاری متمرکز و رسمی یافت.<ref>[https://pasokh.org/fa/Question/View/9687/%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%AA-%D9%88%E2%80%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%DA%86%D9%87- «نهاد تعليم و تربيت و آموزش در عصر قاجار چگونه و تحت نظر چه نهادي بود.»، وبسایت اندیشه قم.]</ref> | |||
=== | ===وضعیت علمی=== | ||
'''تبادل علمی با غرب:''' حاکمان قاجاری برای جبران شکستهای پیدرپی، نابسامانی و عقبماندگی در این دوره، علاوهبر تماسهای سیاسی، مراودههای علمی را میان [[ایران]] و اروپا تشدید کردند و از این طریق راههایی را بهمنظور آشنایی ایرانیان با عناصر تمدنی و علوم غرب ایجاد کردند که اعزام هیئتهای مستشاری نظامی به ایران و اعزام محصلین ایرانی به اروپا را میتوان از جمله راههای انتقال علوم جدید دانست؛ اما بر خلاف تصور، این کار سبب پیشرفت علمی نشد.<ref>اکبری وشناسی آذری، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، 1388ش، ص28.</ref> | |||
'''علوم عقلی و فلسفه:''' در این دوره مباحث فلسفی گرچه به اندازه دورهٔ [[صفویه]] رواج نداشت، اما چراغ مباحث فلسفی نیز روشن ماند که بهعنوان نمونه میتوان از فیلسوف بزرگ جهان اسلام ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲–۱۲۸۹ق) و میرزا ابوالحسن جلوه (۱۲۳۸–۱۳۱۴ق) نام برد که هر دو آثار زیادی تألیف کرده و بر اسفار اربعهٔ ملاصدرا شرح نوشتهاند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص381.</ref> | |||
'''علوم اجتماعی:''' از میان علوم گوناگون اجتماعی، فن تاریخنویسی بهدلیل دلبستگی قاجاریه به ثبت حوادث، سلطنت و فرمانروایی خود رونق پیدا کرد و کتب زیادی در این فن نوشته شد. لسانالملک، رضاقلیخان و محمدحسن خان صنیعالدوله از جمله تاریخنگاران این دوره هستند که وقایع را بر وفق مراد شاهان نوشتهاند و از خطاها و ظلم آنها چشمپوشی کردهاند؛ اما تاریخنگاران دیگر مانند میرزاجعفر، حقایقی را که گروه اول پردهپوشی کردهاند، فاش ساختهاند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.</ref> | |||
'''علم جغرافیا:''' علم جغرافیا پیش از تأسیس دارالفنون چندان مورد توجه نبود، اما پس از آن که رشتهٔ جغرافیا، نقشهکشی و مهندسی در این مرکز علمی زیر نظر معلمین اروپایی تأسیس و حس کنجکاوی دانشجویان نسبت به اوضاع کشورهای دیگر بیدار شد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.</ref> | |||
== | == اقتصاد == | ||
==== | ====کشاورزی و منابع آبی==== | ||
نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار، ساختار سنتی داشت و زیربنای آن را کشاورزی و دامداری تشکیل میداد. به تخمین پژوهشگران حدود هفتاد درصد جمعیت ایران از کشاورزان (دهنشین و چادرنشین) تشکیل میشد که مهمترین و مشخصترین طبقهٔ مولد ثروت کشور بود، اما در شرایط خاص ناشی از نظام اربابرعیتی، استعداد تولید به کار نمیافتاد. غلات مانند گندم، جو، ارزن، [[برنج]]، [[پنبه]]، توتون، تنباکو، حبوبات و محصولات صیفی و میوه و [[خشخاش]] با کاشت آبی و دیمی به دست میآمد. از منابع طبیعی روییدنی، محصولات جنگلی، کتیرا و انواع دیگر صمغ نباتی فراهم میشد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.</ref> | نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار، ساختار سنتی داشت و زیربنای آن را کشاورزی و دامداری تشکیل میداد. به تخمین پژوهشگران حدود هفتاد درصد جمعیت ایران از کشاورزان (دهنشین و چادرنشین) تشکیل میشد که مهمترین و مشخصترین طبقهٔ مولد ثروت کشور بود، اما در شرایط خاص ناشی از نظام اربابرعیتی، استعداد تولید به کار نمیافتاد. غلات مانند گندم، جو، ارزن، [[برنج]]، [[پنبه]]، توتون، تنباکو، حبوبات و محصولات صیفی و میوه و [[خشخاش]] با کاشت آبی و دیمی به دست میآمد. از منابع طبیعی روییدنی، محصولات جنگلی، کتیرا و انواع دیگر صمغ نباتی فراهم میشد.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.</ref> استفاده از قنات بهعنوان یکی از کهنترین روشهای استحصال آب زیرزمینی، در این دوره همچنان رایج بود و حفر و نگهداری قنوات نیازمند هزینههای سنگین و گاه دخالت مستقیم دولت بود. در دورهٔ صدارت حاجی میرزا آقاسی (دوره محمدشاه)، توجه بیشتری به آبادانی روستاها، حفر قنوات و تغییر مسیر رودخانه کرج به تهران صورت گرفت، اما در دورههای جنگزده یا با بیتوجهی دولت، تأسیسات آبی و کشاورزی آسیب میدیدند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/4018710-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> | ||
====دامپروری==== | ====دامپروری==== | ||
دامداری از دیگر پایههای نظام اقتصاد سنتی در این دوره بود. نگهداری و پرورش گاو، گاومیش، گوسفند، بز، اسب، استر، [[خر|الاغ]]، شتر و پرورش مرغان خانگی رواج داشت. ایلات و عشایر فارس، آذربایجان و [[خراسان]] مهمترین تولیدکنندهٔ محصولات حیوانی مانند [[پشم]]، پوست، گوشت و لبنیات بودند و به مقتضای فصل و به علت کثرت گلههای خود در محدودهٔ معینی تغییر مکان میدادند تا همیشه از چراگاه طبیعی برای تغذیهٔ دامها استفاده کنند. کشاورزان و دامداران از منابع مهم درآمد دولت محسوب میشدند و طبق فهرستهای معین مالیات بسیار سنگین پرداخت میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.</ref> | دامداری از دیگر پایههای نظام اقتصاد سنتی در این دوره بود. نگهداری و پرورش گاو، گاومیش، گوسفند، بز، اسب، استر، [[خر|الاغ]]، شتر و پرورش مرغان خانگی رواج داشت. ایلات و عشایر فارس، آذربایجان و [[خراسان]] مهمترین تولیدکنندهٔ محصولات حیوانی مانند [[پشم]]، پوست، گوشت و لبنیات بودند و به مقتضای فصل و به علت کثرت گلههای خود در محدودهٔ معینی تغییر مکان میدادند تا همیشه از چراگاه طبیعی برای تغذیهٔ دامها استفاده کنند. کشاورزان و دامداران از منابع مهم درآمد دولت محسوب میشدند و طبق فهرستهای معین مالیات بسیار سنگین پرداخت میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.</ref> | ||
=== صادرات === | |||
محصولات کشاورزی و دامی، ستون اصلی صادرات ایران را تشکیل میدادند. پنبه، تنباکو، برنج، ابریشم، خشکبار، پوست، پشم، تریاک و صمغ از مهمترین اقلام صادراتی بودند که به کشورهایی چون هند، عثمانی، مصر و کشورهای اروپایی ارسال میشدند. همچنین قالی و قالیچههای پشمی، صنایع دستی و برخی مواد معدنی و رنگی نیز در زمرهٔ صادرات قرار داشتند. با این حال، افزایش صادرات مواد غذایی گاه به کمبود داخلی و بروز قحطی میانجامید. در کنار محصولات کشاورزی، صادرات قالی، صنایع دستی و معدنی نیز رواج داشت. با این حال، بهدلیل ضعف صنعت داخلی، بیشتر کالاهای مصرفی و سرمایهای از کشورهای اروپایی وارد میشد. بازرگانان خارجی، بهویژه انگلیسیها، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی ایران و ارائه گزارش به مقامات خود، در جهت تأمین منافع ملی خویش گام برمیداشتند. جان ملکم در گزارشی به منابعی چون ابریشم، پشم کرمان، آهن، مس، قلع و غلات بهعنوان اقلام مهم اقتصادی ایران اشاره کرده است.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/4018710-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> | |||
====صنایع==== | ====صنایع==== | ||
| خط ۱۸۹: | خط ۱۹۸: | ||
=== معادن === | === معادن === | ||
با وجود معادن غنی در | با وجود معادن غنی در دورۀ قاجار، بهدلیل فقدان دانش فنی و نبود زیرساختهای مناسب، استخراج معادن بهطور عمده در دست خارجیان بود و سهم ناچیزی در اقتصاد داخلی داشت. تولید شمشیرهای مرغوب (دمشقی) در شیراز و مشهد و نیز ساخت اسلحههای آتشین در کارگاههای اصفهان، شیراز و تهران، از جمله صنایع محدودی بودند که تا حدودی رونق داشتند. با این حال، تنها سرب و لاجورد به مقدار زیاد و با کیفیت مطلوب تولید میشدند و بقیه فلزات مورد نیاز از خارج وارد میگردید.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3884246-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 «صنایعدستی دوره قاجار»، تاریخ درج مطلب: وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.]</ref> | ||
=== نظام پولی و بانکی === | |||
در دوره قاجار، نظام پولی ایران مبتنی بر سکههای طلا و نقره (با واحدهایی چون قران، تومان و شاهی) بود که ضرب غیرمتمرکز آن در شهرهای مختلف، بینظمی و نوسانات شدیدی را به اقتصاد کشور تحمیل میکرد. با تأسیس بانک شاهنشاهی (۱۳۰۶ق) و بانک استقراضی روس (۱۳۰۸ق)، بانکداری نوین وارد ایران شد و این دو بانک با رقابت بر سر اعطای وام و تسهیل مبادلات تجاری، اگرچه گامهایی در جهت تسریع دادوستد برداشتند، اما به نظر پژوهشگران در عمل به ابزاری برای نفوذ اقتصادی انگلستان و روسیه و وابستگی بیشتر ایران به قدرتهای خارجی تبدیل شدند.<ref>[https://www.hfrjournal.ir/article_84449.html حسنی، «درآمدی تحلیلی بر: پول، پیدایش بانکها و تأثیر آن بر اقتصاد و تجارت در عصر قاجار (با تکیه بر فعالیتهای بانکداری روس و انگلیس در ایران»، ۱۳۹۰ش، ص۷۵.]</ref> | |||
== | == زیرساختها == | ||
=== | === راهداری و حمل و نقل === | ||
در | راههای ارتباطی ایران در زمان قاجار، از نوع جادههای ارابهرو، سوارهرو و پیادهرو بود. این راهها را در درجۀ اول برای حمل و نقل مرسولات پستی ساخته بودند. مرسولات به وسیلهٔ گاریهای روباز چهار اسبه در جادههای ارابهرو و بهوسیلهٔ پیکهای سوار در راههای سوارهرو حملونقل میشد. در کورهراههای فرعی پیکهای پیاده این وظیفه را انجام میدادند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.</ref> | ||
وسایل نقلیه عبارت بود از گاریهای چهارچرخ که برای حمل مالالتجاره و محصولات پستی به کار برده میشد. مسافرین نیز در فواصل کوتاه از گاری برای [[مسافرت]] استفاده میکردند. چارپایان مانند قاطر، [[شتر]] و الاغ در هر شهر به اقتضای وضع بازار به تعداد کافی در دسترس بازرگانان بود. «ماکریها» یعنی دارندگان چارپایان مخصوص حمل و نقل، با نرخ معین کالای تجاری را از شهری به شهر دیگر میبردند. بهدلیل دوری آبادیها و شهرها از یکدیگر، راهها بهصورت معمول ناامن بود و بههمین دلیل مکاریها برای حفظ اموال و امانات مردم عدهای مسلح با کاروان خود همراه میکردند.<ref>شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378-380.</ref> | |||
با وجود این، اندیشهٔ احداث راهآهن از اوایل سلطنت ناصرالدینشاه و بهویژه از دورهٔ صدارت امیرکبیر، همواره مورد توجه دولتمردان بود، اما رقابت روسیه و انگلستان بر سر منافع خود در ایران و نیز کمبود منابع مالی، مانع از تحقق آن میشد. تا پیش از دورهٔ پهلوی، چندین خطآهن کوتاه با کاربرد عمدتاً نظامی یا محلی ساخته شد که از آن میان میتوان به راهآهن تهران ـ حضرت عبدالعظیم (۱۲۶۶ش)، راهآهن محمودآباد ـ آمل (اواخر دورهٔ ناصری)، راهآهن بوشهر ـ برازجان (۱۲۸۵ش) و راهآهن جلفا ـ تبریز (۱۲۹۵ش) اشاره کرد.<ref>[https://historydocuments.ir/?page=post&id=3774 «نگاهی به تاریخ احداث راهآهن سراسری ایران از دوره قاجار تا پهلوی اول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.]</ref> | |||
=== | === بهداشت و درمان === | ||
از | بهداشت فردی و عمومی در دورۀ قاجار، بهویژه در نیمهٔ نخست این دوران، در سطح مطلوبی قرار نداشت. حمامهای عمومی با وجود کارکرد بهداشتی، از کیفیت مناسبی برخوردار نبودند و فقر، نبود آگاهی کافی و باورهای سنتی، موجب بیتوجهی به نظافت فردی شده بود. وضعیت شهرها از نظر کوچهها، محلات، آب آشامیدنی و دفع فاضلاب نیز نامطلوب بود و آلودگی محیط، شیوع بیماریها را افزایش میداد. از اواسط دورهٔ ناصری، دولت سیاستهایی را برای بهبود بهداشت عمومی در پیش گرفت که شامل ارتقای آگاهی عمومی، تأسیس نهادهایی مانند نظمیه و بلدیه، قانونگذاری در حوزهٔ نظافت شهری و نظارت بر اصناف مرتبط با سلامت میشد. در حوزهٔ درمان نیز اقداماتی نظیر تأسیس بیمارستانهای دولتی و خارجی، مریضخانهها، جایگاههای امدادی، مؤسسهٔ انستیتو پاستور و ادارهٔ صحیهٔ عمومی انجام گرفت. همچنین واکسیناسیون عمومی، قرنطینه و صدور مجوزهای رسمی برای مشاغل پزشکی و قابلگی، از دیگر اقدامات دولت قاجار در جهت ساماندهی نظام سلامت بود. با وجود کاستیها، این اقدامات زمینهساز شکلگیری نهادهای مدرن بهداشتی و درمانی در ایران شد.<ref>[https://jis.ut.ac.ir/article_89823.html «عالمی و علیمحمد، وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.]</ref> | ||
=== | === تأمین آب === | ||
یکی از چالشهای اساسی زندگی روزمره، تأمین آب آشامیدنی و بهداشتی بود. آب شهر از طریق قناتها و جویها تأمین و در آبانبارهای عمومی یا خصوصی ذخیره میشد. در محلات، شخصی به نام «میراب» مسئول تقسیم عادلانهٔ آب میان خانهها بود و سهم هر خانه بر اساس نوبتبندی مشخص تعیین میشد. در اواخر دورهٔ قاجار، سقاها آب آشامیدنی را در مشکها به در خانهها میآوردند و میفروختند. خانوادههای مرفه بهطور معمول اً از چاه یا قنات اختصاصی خود بهرهمند بودند. آبانبارها همچنین بهعنوان محلی خنک برای نگهداری مواد غذایی فاسدشدنی استفاده میشدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/751912/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1 مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۸-۲۱.]</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۲۲۲: | خط ۲۲۲: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
*آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمهٔ احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نی، ۱۳۷۸ش. | {{آغاز منابع}} | ||
*آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲ش. | * آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمهٔ احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نی، ۱۳۷۸ش. | ||
*«آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ش. | * آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲ش. | ||
*«ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامهٔ خراسان، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۲ش. | * «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ش. | ||
*«اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ش. | * «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامهٔ خراسان، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۲ش. | ||
*اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش. | * «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ش. | ||
* | * اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش. | ||
*اکبری، محمدعلی وشناسیآذری، لاله، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش. | * افشاری، کیانوش و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، شمارۀ ۶۶، ۱۴۰۱ش. | ||
* | * «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آبان ۱۴۰۲ش. | ||
* پوربختیار، غفار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، مجلۀ جامعهشناسی تاریخی، شماره 1، شهریور | * اکبری، محمدعلی وشناسیآذری، لاله، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش. | ||
* «برآوردهای جمعیتی در اواخر عهد قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۹ آبان ۱۳۹۵ش. | |||
* پوربختیار، غفار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، مجلۀ جامعهشناسی تاریخی، شماره 1، شهریور ۱۴۰۲ش. | |||
* پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، سال ۱، شماره ۳، ۱۴۰۲ش. | * پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، سال ۱، شماره ۳، ۱۴۰۲ش. | ||
* تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۱ش. | |||
*تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۱ش. | |||
* تاجبجش، احمد،تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، شیراز، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۷ش. | * تاجبجش، احمد،تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، شیراز، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۷ش. | ||
* «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا، تاریخ بازدید: ۸ تیر ۱۴۰۵ش. | * «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا، تاریخ بازدید: ۸ تیر ۱۴۰۵ش. | ||
*«تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ش | * «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ش. | ||
*حاجی آقابابایی، محمدرضا، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، تهران، مهراندیش، ۱۴۰۰ش. | * «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ش. | ||
*«خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۰ تیر ۱۴۰۵ش. | * حاجی آقابابایی، محمدرضا، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، تهران، مهراندیش، ۱۴۰۰ش. | ||
*داوودی، سمانه و ابطحی علیرضا، «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش. | * جعفری، علیاکبر، «بررسی و تحلیل بحران های تأثیرگذار اجتماعی و اقتصادی در ایران از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ش. | ||
*دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، مجلهٔ جامعهشناسی سیاسی جهان اسلام، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۱ش | * حسنی، سید رحمان، «درآمدی تحلیلی بر: پول، پیدایش بانکها و تأثیر آن بر اقتصاد و تجارت در عصر قاجار (با تکیه بر فعالیتهای بانکداری روس و انگلیس در ایران»، مجلۀ تاریخ روابط خارجی، شماره ۴۸، ۱۳۹۰ش. | ||
* «خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۰ تیر ۱۴۰۵ش. | |||
*رحیمی، پرستو، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۲ تیر ۱۳۹۴ش. | * داوودی، سمانه و ابطحی علیرضا، «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش. | ||
*«روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ش. | * دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، مجلهٔ جامعهشناسی سیاسی جهان اسلام، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۱ش. | ||
*زرگرینژاد، غلامحسین و علیپور، نرگس، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، مجلهٔ پژوهشهای تاریخی، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۲، مرداد ۱۳۸۸ش. | * رحیمی، پرستو، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۲ تیر ۱۳۹۴ش. | ||
* | * «روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ش. | ||
*شریفی شکوه، زینب، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، مجلهٔ فرهنگ پژوهش، شمارهٔ ۳۳، بهار ۱۳۹۷ش. | * زرگرینژاد، غلامحسین و علیپور، نرگس، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، مجلهٔ پژوهشهای تاریخی، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۲، مرداد ۱۳۸۸ش. | ||
* | * «ستون فقرات ایران عصر قاجار»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ش. | ||
*شمیم، علیاصغر، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، تهران، بهزاد، ۱۳۸۷ش. | * شریفی شکوه، زینب، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، مجلهٔ فرهنگ پژوهش، شمارهٔ ۳۳، بهار ۱۳۹۷ش. | ||
*«صنایعدستی دوره قاجار»، | * شکاریان، محمدعلی و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجههای ایران باتوجه به اطلاعات ارائهشده در سفرنامههای خارجی عصر قاجار»، مجلۀ زبان فارس و گویشهای ایرانی، شماره ۱۵، ۱۴۰۲ش. | ||
* | * شمیم، علیاصغر، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، تهران، بهزاد، ۱۳۸۷ش. | ||
*علیزاد بیرجندی، زهرا، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، مجلهٔ جستارهای تاریخیهٔ سال یازدهم، شمارهٔ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش. | * «صنایعدستی دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش. | ||
*فرهاد میرزا، معتمدالدوله، سفرنامهٔ فرهاد میرزا، تهران، توس، ۱۳۶۶ش. | * عالمی، خدیجه و فاطمه، علیمحمد، «وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی، شمارۀ ۱، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲. | ||
*لمبتون، آ.ک. س، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، مشهد، جاودانخرد، ۱۳۷۵ش. | * علیزاد بیرجندی، زهرا، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، مجلهٔ جستارهای تاریخیهٔ سال یازدهم، شمارهٔ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش. | ||
*محمودآبادی، مهدیه، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه، ۱۲۶۸ تا ۱۳۱۵ق»، مجلهٔ تاریخپژوهی، شمارهٔ ۵۱، ۱۳۹۱ش. | * فرهاد میرزا، معتمدالدوله، سفرنامهٔ فرهاد میرزا، تهران، توس، ۱۳۶۶ش. | ||
*مدرسی، علی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، تهران، هزاران، ۱۳۷۴ش. | * لمبتون، آ.ک. س، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، مشهد، جاودانخرد، ۱۳۷۵ش. | ||
*مزینانی، محمدصادق، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، قم، مؤسسهٔ کتابشناسی شیعه، ۱۳۹۳ش. | * محمودآبادی، مهدیه، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه، ۱۲۶۸ تا ۱۳۱۵ق»، مجلهٔ تاریخپژوهی، شمارهٔ ۵۱، ۱۳۹۱ش. | ||
*مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، تهران، زوار، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ش. | * مدرسی، علی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، تهران، هزاران، ۱۳۷۴ش. | ||
* | * مزینانی، محمدصادق، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، قم، مؤسسهٔ کتابشناسی شیعه، ۱۳۹۳ش. | ||
*نرگسی، رمضان، «عزادارى در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ در آیینه پژوهش، شمارۀ ۹، | * مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، تهران، زوار، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ش. | ||
*«نظام قضایی دورهٔ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ش. | * مهدوی، شیرین، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، مجلۀ فرهنگ و مردم، شماره ۳۵ و ۳۶، ۱۳۸۹ش. | ||
*«نظام طبقاتی دورهٔ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ آذر ۱۴۰۱ش. | * نرگسی، رمضان، «عزادارى در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ در آیینه پژوهش، شمارۀ ۹، 1385ش. | ||
*والنتین، ژوکوفسکی، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۲ش | * نصیری، مهدی، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، مجلۀ حوزه، شماره ۲۵، ۱۳۸۷ش. | ||
* «نظام قضایی دورهٔ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ش. | |||
* «نظام طبقاتی دورهٔ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ آذر ۱۴۰۱ش. | |||
* «نگاهی به تاریخ احداث راهآهن سراسری ایران از دوره قاجار تا پهلوی اول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اسفند ۱۴۰۱ش. | |||
* «نهاد تعليم و تربيت و آموزش در عصر قاجار چگونه و تحت نظر چه نهادي بود.»، وبسایت اندیشه قم، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش. | |||
* والنتین، ژوکوفسکی، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۲ش. | |||
* هاشمی، سید ضیاء و ایمانی خوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، مجلۀ مطالعات ملی، شمارۀ ۶۷، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲. | * هاشمی، سید ضیاء و ایمانی خوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، مجلۀ مطالعات ملی، شمارۀ ۶۷، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲. | ||
{{پایان منابع}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۲
ایران در دوران قاجاریه؛ دورهای از تاریخ ایران با حاکمیت دودمان قاجار، همراه با تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که زمینهساز گذار از نظام سنتی به ساختارهای نوین شد.
ایران در دوره قاجار با حفظ ظاهر حکومت متمرکز، شاهد تحولات متعددی در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بود. در این دوره، نفوذ قدرتهای خارجی و آشنایی با تمدن غرب، به شکلگیری آگاهیهای نوین در میان نخبگان انجامید و مفاهیمی چون وطن، ملت و قانون، بهتدریج در گفتمان سیاسی جای گرفت و هویت ملی را از چارچوب صرفاً سنتی به سوی بازتعریف مدرن سوق داد. جامعه قاجار ساختاری طبقاتی داشت و روحانیون با نفوذ گسترده، نقش مؤثری در عرصههای اجتماعی و سیاسی ایفا میکردند؛ تودههای مردم نیز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، سبک زندگی خاص خود را دنبال میکردند و زنان نیز با وجود محدودیتهای مرسوم در جامعۀ سنتی، در برخی طبقات به آموزش و آگاهی دست یافتند. نظام سیاسی مبتنی بر ساختار شاهانه و دیوانسالاری بود که در دورههایی با تلاشهای اصلاحی همراه شد، هرچند این اقدامات با موانعی روبهرو گردید. اقتصاد بر پایه کشاورزی، دامداری و صنایع دستی استوار بود و ورود بانکهای خارجی، تحولاتی در نظام پولی و تجاری ایجاد کرد. فرهنگ و هنر با تأثیرپذیری از غرب، در معماری، نقاشی، پوشاک، تفریحات و آموزش، دچار دگرگونی شد و نهایتاً تحولات فکری و اجتماعی، به شکلگیری جنبش مشروطه انجامید.
پیشینه
پس از سقوط حکومت صفویه، ایران دورهای از پراکندگی سیاسی و ناپایداری را تجربه کرد که تا برآمدن قاجاریه ادامه یافت. از دیدگاه پژوهشگران، حکومتهای کمدوام افشاریه و زندیه علیرغم تلاشهایی که برای بازگرداندن ثبات انجام دادند، بهدلیل فقدان مشروعیت پایدار و درگیریهای داخلی، نتوانستند امنیت و انسجام ملی را به ایران بازگردانند و کشور را درگیر جنگهای پیدرپی و ناامنی ساختند. به باور صاحبنظران، این دوره از تاریخ ایران که با واگرایی ملی، تخریب بنیانهای اقتصادی و تعطیلی مراکز علمی همراه بود، زمینهساز ضعف ساختاری و عقبماندگی کشور شد و ایران با شرایطی ضعیف پا به قرن نوزدهم و دوران حکومت قاجاریه گذارد.[۱]
جامعه
جمعیت
برآوردهای جمعیتی ایران در اواخر دورۀ قاجار بهدلیل دشواری شمارش جمعیت ایلی و فقدان آمار دقیق، با نوسانهای گسترده (۵ تا ۱۰ میلیون نفر) همراه بود. با وجود قحطیهای ادواری و بیماریهای واگیردارمانند وبا و طاعون، جمعیت کشور روندی افزایشی داشت و نسبت جمعیت شهری از ۱۰ به ۲۵ درصد رسید، در حالی که سهم جمعیت ایلی از ۵۰ به ۲۵ درصد کاهش یافت.[۲] بخش عمدهٔ جمعیت ایران را روستانشینان تشکیل میدادند که تمرکز آنها در نواحی حاصلخیزی چون آذربایجان، خراسان و مناطق شمالی کشور بیشتر بود. پراکندگی جمعیت روستایی تابع عواملی چون دسترسی به آب، زمین حاصلخیز، امنیت نسبی و نظام مالکیت بود و روستا برای بخش بزرگی از جمعیت، بهویژه در دورههای ناامنی شهری و بحرانهای سیاسی، بهعنوان پناهگاه معیشتی و زیستی عمل میکرد.[۳]
قشربندی
جامعهٔ دورهٔ قاجار، جامعهای کثرتگرا بود که از گروههای گوناگون با منزلتهای متفاوت اجتماعی تشکیل میشد. در این جامعه، روابط خویشاوندی بسیار نیرومند و نظام خانوادهٔ گسترده بر آن چیره بود. این پیوندهای خویشاوندی، با وجود تفاوتهای طبقاتی، حلقهای از ارتباطات را میان طیف وسیعی از افراد پدید میآورد. در چنین ساختاری، هر گروه بر اساس شغل، ثروت، نسب یا جایگاه مذهبی، سبک زندگی، پوشش، آداب و معاشرت خاص خود را داشت و از دیگری بازشناخته میشد. محققان مهمترین این گروهها از حیث جایگاه اجتماعی و ویژگیهای زیستی هر یک را در معرفی کردهند:[۴]
روحانیون
در رأس روحانیون، سرآمدانی قرار داشتند که در زهد و تقوی، الگو و مرجع مردم در امور دنیوی و اخروی بودند و گاهی برای دوری از دستگاه و دربار به عتبات مهاجرت میکردند. در هر شهر، مسجدی متعلق به روحانی خاصی بود که علاوهبر اقامۀ نماز، به رفع مشکلات مذهبی مردم، رسیدگی به طلاب، موقوفات و سایر عواید میپرداخت و درآمد آنها نیز از همین طریق تأمین میشد. مراجع تقلید صاحب نفوذ و قدرت معنوی بودند و در تمام شئون مذهبی، سیاسی و اجتماعی دخالت تام داشتند و در جریانات سیاسی و اداری نقش رهبر را ایفا میکردند. نقش آنها در بسیاری از وقایع، از جمله لغو قراردادها یا جریان نهضت مشروطه، بسیار پررنگ و مؤثر بود. در کنار این گروه، روحانیون و وعاظ سطح پایینتری نیز وجود داشتند که در مساجد به امامت جماعت و وعظ میپرداختند و گاهی بهدلیل سطحینگری و آلودگی به خرافات، در کنار حکومت به اجرای اوامر آنها نیز کمک میکردند.[۵]
طبقه مرفه و نزدیکان دربار
این گروه که جزء طبقه حاکم محسوب میشدند، شامل صدراعظم، وزراء و چهرههای سیاسی عالیرتبه بودند که اغلب از میان خانوادههای اعیان و اشراف شهرهای مختلف به تهران آمده بودند. بهطور معمول یکی از افراد این خانوادهها دارای شغل دولتی بود و سایر افراد از طریق او تقاضاهای خود را به دولت میرساندند. این پستها اغلب بدون در نظر گرفتن لیاقت و سن، به افراد داده میشد و بهصورت موروثی درمیآمد. القاب خاصی مانند «صاحب دیوان»، «مستوفی الممالک» و «منشی الممالک» از سوی شاه به این طبقه اعطا میشد. ازدواج در این طبقه بیشتر درونگروهی بود و ثروتمندان علاوهبر زنان دائمی، زنان موقت نیز داشتند. فرزندان این طبقه تا سن ۶-۷ سالگی توسط دایه و لله نگهداری میشدند و سپس در مکتبخانههای منازل خود، علاوهبر قرآن، نهجالبلاغه، صرف و نحو عربی، گلستان، ناسخالتواریخ و دیوان شعرای دیگر را فرا میگرفتند.[۶]
شاهزادگان
چگونگی روابط شاهزادگان با شاه، بر اساس پیشینهٔ خانوادگی مادر، دستآوردهای شخص خود او، ترتیب تولد یا عامل ارشدیت تعریف میشد. آنها در کودکی آموزشهای مختلف از جمله ریاضی، شعر، علم اخلاق و سیاست را فرا میگرفتند. برخی از آنها به زبانهای متعددی نظیر عربی، فرانسه و انگلیسی نیز تسلط داشتند.[۷]
اشراف و اعیان
اشراف و اعیان هر شهر کسانی بودند که یا بهدلیل داشتن ثروت یا به علت نزدیکبودن موروثی به دستگاه حاکمه یا بر اثر خدمات قابلتوجه به دولت به کسب لقب نایل شده بودند و این القاب نیز مانند اصل اشرافیت در خانوادهٔ آنها موروثی بود. سبک زندگی و طرز لباس و نوع معتقدات این گروه با اصناف و صاحبان حرفه از جهات گوناگون متمایز بود.[۸]
مالکان بزرگ
طبقهٔ ملاکان بزرگ که بیشتر اوقات سال را در شهرها به سر میبردند هم قدرت مالی داشتند و هم سلطهٔ فرمانروایی بر رعیتهای ساکن املاک خود. آنها با تقدیم هدیه به شاه، نخستوزیر و درباریان در امور سیاسی و اداری کشور نیز دخالت و از نیروهای انتظامی کشور برای حفظ ثروت و سلطهٔ اجتماعی خود استفاده میکردند و گاهی این نیروها را در راه سرکوب رعیت و غصب اموال خردهمالکان بهکار میبردند. در این طبقه نیز آداب و مراسم عقد و ازدواج، رفتوآمد و معاشرت مانند گروههای دیگر محدود و مخصوص به افراد همین طبقه بود.[۹]
بازرگانان
در این دوره مشاغل میان خانوادههای هر صنف و گروه، ارثی بوده و سبک زندگی اصناف و گروهها نیز از یکدیگر متمایز بود. برای مثال، بازرگانان عمامهٔ شیرشکری یا مندیل یا کلاه پوست بخارایی به سر میگذاشتند. قبا، لبادهٔ بلند و عبای نایینی اعلا میپوشیدند و با طمأنینه راه میرفتند. خانههای وسیع و بزرگ داشتند و اتاق پذیرایی خود را با پشتیهای ساختهشده از قالیچههای زیبا و نفیس میآراستند. در مقابل، افراد گروههایی مانند بقال، عطار و سبزیفروش، کلاه نمدی به سر میگذاشتند. لباس آنها بیشتر از متقال مشکی یا سورمهای بود و شال پهن به کمر میبستند. قبای کوتاه بدون چاک میپوشیدند و بیشتر بهجای عبا، از کلیجهٔ پوستی در زمستان استفاده میکردند.[۱۰]
روشنفکران
در اواخر دورهٔ قاجاریه، طبقهٔ جدیدی به وجود آمد که در آثار برخی از پژوهشگران به نام «روشنفکران نوپا» توصیف شده است. این گروه بهصورت غالب از دیوانسالاران، نویسندگان، مورخان، جغرافیدانان، نسبشناسان، منجمان، پزشکان، و شاعران تشکیل میشد که گذران زندگی آنها به حفظ ارتباط نزدیک با صاحبمنصبان دولتی بستگی داشت.[۱۱]
فنسالاران
با ورود ارزشهای فرهنگ غربی در اواخر دورهٔ قاجار و اعزام دانشجویان به اروپا، ایجاد مدارس جدید، مسافرت به خارج و حضور اروپاییان در شهرهای بزرگ، طبقه فنسالار شروع به بالیدن کرد. فارغالتحصیلان مدارس خارجی و دارالفنون و مدرسهٔ علوم سیاسی، هستهٔ طبقهٔ جدید از افراد متخصص را تشکیل داد که نقش مهمی در بهروز کردن نظام اداری دولت و نیروهای ارتش ایفا کرد.[۱۲]
گروهها و اصناف
طبقات پایین جامعه که اکثریت مردم را شامل میشد، به دو گروه ممتاز دهنشین و شهرنشین تقسیم میشد که گروه شهرنشین در داخل کادر خود از گروهها و اصناف معین تشکیل و هر گروه و صنف برحسب شغل و حرفهٔ خود مشخص شده بود. گروههای دهنشین با جمعیت عشایر در حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدادند که به گفتهٔ محققان در شرایط ناشی از رژیم ظالمانهٔ ارباب و رعیتی زندگی میکردند. در شهرها گروهبندی بر حسب حرفه و پیشه صورت میگرفت. جمعیت شهری مرکب بود از گروههای پیشهوران و اصناف گوناگون مانند نانوا، قصاب، بقال، عطار، سبزیفروش، بزاز و گروههای حرفهای مانند خیاط، قناد، نجار، حلبساز، دباغ، رنگرز، بنا و معمار.[۱۳]
لوتیها
لوتیها که در همه شهرهای ایران دیده میشدند از دیگر گروههای بیطبقه جامعه آن دوره بودند. آنان کار و کاسبی معینی نداشتند و سربار دیگران بودند و با آنکه طفیلی محله خود محسوب میشدند، از هیچگونه گردنکلفتی هم دریغ نمیورزیدند. آنها از صبح تا شام در حالی که کلاه نمدی خود را به حالت کج روی سر داشتند، دکمههای پیراهن را باز میگذاشتند و دستی بر قمه داشتند و مست و هوشیار در کوچه و خیابان پرسه میزدند.[۱۴]
غلامان و کنیزان
در عصر قاجار، بخشی از گروه مستخدمان را که در خانة ثروتمندان کار میکردند کنیزان، غلامان و خواجگان تشکیل میدادند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خریدوفروش آنها از طریق خلیج فارس صورت میگرفت. سفیدپوستان که از قومیتهای مختلف بودند، از راه تجارت یا اسارت در جنگها تأمین میشدند. بهصورت غالب، رفتاری که با این طبقه میشد، مورد قبول همگان و در جامعه پذیرفتهشده بود. کنیزان یا بهعنوان زن صیغهای یا دائمی وارد حرمسراها میشدند یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی میپرداختند. غلامان نیز در زمینههای مختلف نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی، آبیاری و ماهیگیری به کار گرفته میشدند و درصورت داشتن توانایی و کاردانی به مناصب بالای اداری و نظامی نیز دست مییافتند.[۱۵]
گروههای بیطبقه
در این دوره گروههایی در جامعهٔ شهری وجود داشت که طبقهٔ اجتماعی و اقتصادی مشخصی نداشتند؛ متکدیان، دراویش، مطربها و دلقکها از جمله این افراد «بیطبقه» بودند. دروایش و متکدیان از جامعه تغذیه میکردند. مطربها صاحب درآمد بودند، اما بهدلیل دید تحقیرآمیز جامعه به آنها، با گدایان در یک ردیف قرار میگرفتند. علت دید تحقیرآمیز به مطربها این بود که نواختن آلات موسیقی مقبولیت و مشروعیت اجتماعی نداشت، تا جایی که اشراف و اصیلزادگان آن را عیب میدانستند؛ همچنین مطربها چندان پایبند به قیود مذهبی و عرفی جامعه نبودند.[۱۶]
خانواده
- خانواده در دوره قاجار عمدتاً ساختاری گسترده داشت و خانواده اصلی معمولاً با فرزندان مذکر و همسرانشان بهصورت جمعی زندگی میکردند.
- ساختار خانه بهگونهای طراحی میشد که هم امکان زندگی گروهی و هم استقلال نسبی هر خانواده را فراهم آورد.
- خانوادهها شامل خدمتکاران، نوکران، بستگان دور و مهمانان نیز میشدند و جمعیت آنها همواره در نوسان بود.[۱۷]
- تشکیل خانواده با خواستگاری آغاز میشد که اغلب از طریق زنان واسطه انجام میگرفت و انتخاب همسر بر اساس نظر والدین صورت میپذیرفت.
- پس از توافق اولیه، خانواده داماد به خانه عروس میرفت و درباره مسائل مالی از جمله شیربها و جهیزیه گفتوگو میکرد.
- مراسم نامزدی و عقد در روزی خوشیمن برگزار میشد و عقدنامه صرفاً توسط عاقد امضا میگردید.
- مهریه در این دوره اهمیت یافت و خانوادهها ترجیح میدادند بهجای شیربهای نقد، مهر دختر را افزایش دهند.
- ازدواجهای دائم رایجترین شکل ازدواج بود، اما چندهمسری، ازدواج موقت (صیغه) و طلاق نیز وجود داشت. در جامعه مردسالار آن دوره، زنان نفوذ چندانی نداشتند و اغلب مطیع شوهر یا پدر خود بودند.
- طلاق بهصورت رجعی و قطعی انجام میشد و فرزندان در همه موارد نزد پدر باقی میماندند.[۱۸]
جایگاه زنان
سبک زندگی زنان بهصورت کلی نسبت به مردان در دورهٔ قاجار تفاوت داشت. برخی از محققان از تنزل موقعیت زنان در عرصههای مختلف زندگی سخن گفته و مصادیقی مانند محدویت فرصتهای شغلی برای زنان، دشواری و محدویت تردد آنها در فضای عمومی، محدودیت اماکن تفریحی، ازدواجهای اجباری در سنین پایین را ذکر کردهاند. در کنار آن شرایط نگرش زنستیزانه و ادراک زنان از خود در تثبیت ساختارهای مردسالارانه را مؤثر دانستهاند.[۱۹]
همچنین زنان نسبت به مردان دارای سواد کمتر، پایگاه اجتماعی پایینتر و در مناسبات قدرت، شرکت ناچیز داشتند که در قوامبخشی سبک زندگی آنها در این دوره اثرگذار بود. اما در جامعه سنتی ایران نوع تفریحات، پوشش و حتی وجوه ذهنی الگوهای زندگی زنان طبقات فرادست با سایر اقشار زنان تفاوتهای چشمگیری داشت. آموختن موسیقی، زبان فرانسه، تاریخ، فلسفه و ادبیات و گرایش به انگارههای نوین اجتماعی و سیاسی مانند تساوی حقوق زنان و مردان، برداشتن نقاب و روبند، گرایش به مشروطه که در زندگینامه «تاج السلطنه» دختر ناصرالدین شاه نقل شده، این تفاوت را نشان میدهد.[۲۰]
سیاست
نظام حکومتی و تمرکز قدرت
در دورهٔ قاجاریه، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و تمام جزئیات حکومتی مانند تصمیمهای سیاسی مهم و عزل و نصبها را بدون محدودیت انجام میداد. شاهزادگان، درباریان، رؤسای ایلات بزرگ و حکام محلی، در ردهٔ دوم قدرت سیاسی بودند.[۲۱] در این روزگار شرایط سیاسی و اجتماعی کشور به گونهای بود که مردم ایران هیچ تضمینی برای جان، مال و ناموس خود در برابر دستگاه استبدادی شاه نداشتند. اکثر مردم در فقر و نادانی به سر میبردند که در ادبیات آن روزگار ازجمله اشعار «آیینهٔ عبرت» از ملکالشعرای بهار و خاطرات آن دوره بازتاب پیدا کرده است. تاریخنگاران از استبداد و ستم شاهان در حق مردم سخن گفتهاند.[۲۲] سلاطین قاجار همهٔ زمینهای ایران را ملک خود میدانستند؛ شاه حق داشت هر نوع زمینی را به هر یک از هواداران خود بدهد و هیچکس جرئت اظهار نظر در برابر او را نداشت. اگر کسی مخالفت میکرد خون او هدر بود.[۲۳] امیران و حاکمان محلی نیز که بیشتر آنها از فرزندان و بستگان شاه و در جایجای کشور پراکنده بودند، با لقبهای مختلف که برای آنان شخصیت و منزلت اجتماعی به همراه میآورد، همهکاره بودند و هر گونه ستم را برای خود مجاز میدانستند.[۲۴]
نظام اداری
نظام اداری قاجار در ابتدا با اقتباس از تشکیلات صفویه سامان یافت و با تثبیت حکومت، بهتدریج گسترش یافت. در دوره فتحعلیشاه، مناصب کلیدی چون صدراعظم، مستوفیالممالک، منشیالممالک و صاحبدیوان شکل گرفتند و اداره امور کشور را بر عهده داشتند. از اوایل این دوره، نخستین وزارتخانهها به تقليد از غرب تأسیس شدند که وزارت امور خارجه (۱۲۳۹ق) اولین آنها بود و بهتدریج وزارتهای مالیه، داخله و فوائد عامه نیز ایجاد شدند. در دوره ناصری، تشکیلات اداری با ایجاد وزارتخانههای جدید مانند علوم و تلگراف، انطباعات و دارالترجمه، تجارت و فلاحت گسترش یافت، هرچند وزارت عدلیه تا پیش از مشروطه ساختار منسجمی نیافت و امور قضایی بهطور عمده بر اساس شرع و عرف اداره میشد.[۲۵]
نظام حقوقی و قضایی
در ابتدای دوران قاجاریه، مرجع رسمی قانون و اطمینان قضایی برای رسیدگی دعواها و اختلافات مردم وجود نداشت. اختلافات خانوادگی بهوسیلهٔ علمای دین و گاهی از طریق کدخدامنشی، بزرگان محله یا شهر حل و فصل میشد؛[۲۶] اما در زمان ناصرالدین شاه ساختاری حقوقی به نام عدلیه و دیوانخانه شکل گرفت. بعد از آن نیز دعاوی حقوقی از سوی روحانیون و مجتهدین رسیدگی میشد و دعاوی غیرحقوقی از طرف مقامات دولتی مورد رسیدگی قرار میگرفت. در شهرستانها نیز امور حقوقی را علما و امور جزایی و انتظامی را حکومتها حل و فصل میکردند. رئیس دیوانخانه از طرف شاه منصوب میشد.[۲۷]
روابط خارجی و نفوذ بیگانگان
در دوران قاجاریه، بیگانگان بهخصوص انگلیس و روسیه بر فرهنگ و سیاست کشور سلطه پیدا کردند و امتیازهای اقتصادی زیادی را به دست گرفتند؛ برای مثال امتیاز ایجاد راهآهن، خطهای تلگراف، کشتیرانی در رودخانههای ایران، بهرهبرداری از معدنها و جنگلهای کشور، آبیاری و حق تقدم در امتیاز بانک، احداث جاده و ایجاد کارخانه، از جمله امتیازهایی بود که حاکمان تنها در یک قرارداد به «بارون جولیوس دورویتر» سرمایهدار یهودی تبعهٔ انگلیس و صاحب خبرگزاری رویترز دادند. واگذاری امتیاز تنباکو به یک شرکت انگلیسی در زمان ناصرالدین شاه از دیگر قراردادها بود که با فتوای مشهور «میرزای شیرازی» لغو شد و در تاریخ بهعنوان یک حرکت انقلابی به ثبت رسید.[۲۸]÷
دین
هویت دینی و نظارت روحانیان بر سیاست
در دوران قاجار، برخلاف صفویه که دین و سیاست در شخص شاه تلفیق یافته بود، روحانیان بهتدریج به مرجع اصلی هویت دینی و ناظر بر مشروعیت سیاسی تبدیل شدند. از نگاه ناظران خارجی، ایرانیان مسائل مذهبی را در همه مجامع مطرح میساختند و روحانیان در امور خانوادگی و اجتماعی از نفوذ فوقالعادهای برخوردار بودند؛ بهگونهای که مردم پیش از مراجعه به دستگاه قضایی، به قرآن و فتاوای ایشان مراجعه میکردند. پژوهشگران بر این باورند که روحانیان با وجود آنکه بهصراحت خواهان تصدی فرمانروایی نبودند، بهعنوان نهاد نظارتی بر عملکرد حکومت عمل میکردند و دولتمردان بهدلیل نفوذ اجتماعی و توانایی آنان در بسیج تودهها، ناگزیر به پذیرش نظرات ایشان بودند.[۲۹]
احیای فقه سیاسی شیعه
شاهان قاجار برای کسب مشروعیت سیاسی به همکاری با علما روی آوردند و زمینه را برای احیای فقه سیاسی شیعه فراهم کردند. علمای دین نیز با هدف صیانت از دین و حمایت از مردم، در حوزهٔ فرهنگ دینی و شعائر مذهبی بهطور فعال حضور یافتند و بر حاکمیت سبک زندگی مؤمنانه نظارت داشتند.[۳۰]
دین و معنویت در رفتار شاهان
شاهان قاجار در ابتدا به دین و مذهب شیعه توجه داشتند و با علما رابطهٔ خوبی برقرار کردند؛ مبارزه با بابیت، احترام به آیینهای مذهبی و شرکت در مراسم محرم، از جمله عواملی بود که مخالفت جدی مردم و روحانیت را برنمیانگیخت. اما با فاصلهگرفتن تدریجی شاهان از دینداری، نارضایتی عمومی افزایش یافت و ناکارآمدی دربار بیشتر شد.[۳۱]
دین در فرهنگ عمومی
آموزههای اسلام و تشیع، زیربنای اعتقادی و رفتاری اکثر مردم را تشکیل میداد و شعائری چون روضهخوانی، تعزیه و سوگواری محرم، همبستگی اجتماعی را استحکام میبخشید. با این حال، خرافاتی مانند دعا نویسی، طلسم و اعتقاد به جادو نیز در میان مردم رواج داشت.[۳۲]
اخلاق و تربیت اسلامی
حاکمیت شریعت در دوره قاجار، به شکلگیری فضایل اخلاقی در جامعه انجامید و تربیت خانوادگی بر پایهٔ آموزش احکام شرعی، عبادات، پاکدامنی و پرهیز از محرماتی چون شراب و قمار استوار بود. خانوادهها با تشویق فرزندان به ازدواج بههنگام بلوغ، میکوشیدند آنان را از انحراف اخلاقی مصون دارند.[۳۳]
اقلیتهای دینی
در دوره قاجار، اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) تشکیل میدادند و تعصبات مذهبی سبب میشد که اقلیتهای دینی از جمله یهودیان، ارامنه و آشوریان، در هر شهر به محلات خاص خود محدود شوند و امکان سکونت در محلات مسلماننشین را نداشته باشند. همچنین برخی مشاغل مانند تهیه و فروش مسکرات که در چارچوب احکام شرعی برای مسلمانان مجاز نبود، عمدتاً به اقلیتهای دینی واگذار میشد و آنان در بسیاری از شهرها، پایینترین جایگاه اجتماعی را به خود اختصاص داده بودند.[۳۴]
فرهنگ
زندگی روزمره
زندگی روزمره در دوره قاجار با ویژگیهای خاصی در سبد مصرف خانوار، آداب مذهبی و شیوهٔ تغذیه همراه بود. خانههای ایرانی با وجود اتاقهای متعدد، کاربردهای چندمنظوره داشتند و نشستن بر روی زمین (روی فرش و پشتی) و غذا خوردن بر روی سفره، از سنتهای رایج آن دوران بود. اثاثیه خانهها بسیار مختصر و شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور بود و از میز و صندلی خبری نبود؛ روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش با کرسی در اندرونی و منقل در بیرونی تأمین میشد. غذاهای اصلی شامل برنج (بهصورت پلو، چلو و آش)، سبزیجات، میوه و لبنیات بود و قاشق و چنگال معمول نبود و غذا با دست صرف میشد.[۳۵]
تغذیه و مصرف خانوار
سبد مصرف خانوار در دوره قاجار بازتابی از شیوهٔ زندگی سنتی بود. نان که بهصورت تازه و روزانه از نانواییهای محلی تهیه میشد، قلم اصلی تغذیه بود و بهجای قاشق و چنگال نیز از آن استفاده میکردند. وعدهٔ صبحانه شامل چای شیرین، نان و پنیر بود؛ ناهار معمولاً آش یا آبگوشت و گاهی چلوخورش؛ و شام مفصلترین وعده با انواع پلو، خورش، کوکو و دلمه صرف میشد. گوشت گوسفند در طبقات مرفه و گوشت بز در طبقات پایینتر مصرف میشد. میوه، سبزی و لبنیات بهصورت روزانه یا فصلی تهیه میشد و از فروشندگان دورهگرد نیز خریداری میگردید. در تابستان، خانوادهها با تهیهٔ مربا، ترشی، رب و خشککردن گیاهان، مایحتاج زمستان را ذخیره میکردند. خرید مایحتاج در طبقات بالا توسط ناظر یا مرد خانه و در طبقات کارگر نیز بهطور عمده بر عهدهٔ مردان بود، هرچند فروشندگان دورهگرد کالاها را به در خانه میآوردند.[۳۶]
جشنها
ایرانیان در دوران قاجاریه، جشنهای ذیل را برگزار میکردند:
- جشنهای مذهبی در عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،[۳۷] نیمه شعبان[۳۸] و ولادت امام رضا؛[۳۹]
- .جشنهای ملی و باستانی مانند چهارشنبهسوری و جشن نوروز[۴۰]
سوگواریهای مذهبی
محققان دوران قاجار را نقطه عطفی در تحول و گسترش آیینهای عزاداری برای امام حسین میدانند. از دیدگاه آنان، در این دوره، عزاداری از شکلی نیمهرسمی و وابسته به حمایتهای حکومتی در دورههای پیشین، به پدیدهای کاملاً مردمی و نهادینه شده تبدیل شد که همهٔ طبقات اجتماعی، از شاه و درباریان تا مردم عادی و حتی زنان، در آن مشارکت داشتند. به اعتقاد پژوهشگران، از مهمترین ویژگیهای عزاداری در این دوره میتوان به حضور گستردهٔ زنان در مجالس، توسعهٔ زمانی عزاداری فراتر از دههٔ محرم، شکلگیری هیئتهای منظم و تکیههای شهری و نیز رواج گستردهٔ تعزیه به عنوان نمایشی مذهبی و مردمی اشاره کرد. همچنین، به نظر آنان، مجالس عزاداری در این دوره کارکردی دوگانه یافتند و افزون بر جنبهٔ مذهبی، به بستری برای طرح مسائل سیاسی، از جمله در جریان نهضت مشروطه، تبدیل شدند.[۴۱]
پوشاک
پوشاک در دوره قاجار یکی از مهمترین ابزارهای بازنمایی تمایزات طبقاتی و موقعیت اجتماعی به شمار میرفت. اقشار مرفه و اشراف با استفاده از پارچههای گرانبهایی چون ترمه کشمیر، اطلس و ابریشم، و نیز تزیینات فلزی و جواهرات، شکوه و اعتبار خود را به نمایش میگذاشتند، در حالی که طبقات فرودست به دلیل محدودیت مالی، به پوشاکی ساده، ارزان و بادوام از جنس کرباس، کتان و نمد بسنده میکردند. این تفاوت در تمامی اجزای پوشش از کلاه و شالکمر و کمربند گرفته تا قبا، سرداری، جبه، کلیجه و شلوار به وضوح دیده میشد. افزون بر جنس و رنگ، نوع، اندازه، شکل و نحوهی آرایش لباس نیز نمایانگر جایگاه و منزلت فرد در سلسلهمراتب اجتماعی بود، بهگونهای که از روی پوشاک هر شخص، میتوان به شغل، طبقه و حتی میزان نفوذ سیاسی او پی برد.[۴۲]
تفریحات
تفریحات و سرگرمیهای مردم ایران در دوره قاجار، تا میانههای این عصر، شباهت بسیار به دوره صفوی داشت و بیشتر جنبههای جمعی و گروهی داشت. بازیهایی مانند کبوتربازی، خروسبازی، جنگ حیوانات، تختهنرد، شطرنج، نقالی و شاهنامهخوانی در قهوهخانهها و چایخانهها رواج داشت و جوانان اوقات فراغت خود را در کنار یکدیگر میگذراندند. از دوره ناصرالدینشاه به بعد، با تأثیرپذیری از سفرهای شاهان به اروپا، تفریحات جدیدی مانند باغوحش، سینما، کافه و تئاتر به ایران وارد شد که ابتدا در میان طبقات فرادست و روشنفکران رواج یافت. با وجود این، ورزشهای سنتی مانند کشتی در زورخانهها، همچنان در میان جوانان طبقات پایینتر جایگاه خود را حفظ کرد. در اواخر دوره قاجار و همزمان با گسترش شهرنشینی و ساخت راههای ارتباطی، سفر به عنوان یکی از مهمترین تفریحات، بهویژه سفر به مناطق شمالی کشور، رواج یافت و مفهوم اوقات فراغت، بیش از پیش به سبک زندگی مدرن گره خورد.[۴۳]
معماری
معماری خانههای دوره قاجار، بهویژه در طبقات مرفه، بر اساس تفکیک فضای زنان و مردان شکل گرفته بود. خانهها از دو بخش اصلی اندرونی (ویژهٔ زنان و محارم) و بیرونی (ویژهٔ مردان و مهمانان) تشکیل میشدند. ورودی خانه به راهروی باریکی باز میشد که به فضایی هشتگوش به نام «دهلیز» میرسید و از آنجا دو در، یکی به بیرونی و دیگری به اندرونی، راه داشت. نقشهٔ هر دو بخش مشابه بود: حیاطی چهارگوش با حوضی در وسط که برای وضو و مصارف روزانه استفاده میشد، و ساختمانهایی در سه طرف حیاط که هر یک شامل اتاقهای متعدد، انبار و گاهی اتاق خدمتکاران بود. یکی از ساختمانها، ساختمان اصلی اندرون بود که زنان در آن از مهمانان پذیرایی میکردند. در طبقات پایینتر، بهجای دو بخش مجزا، از پرده یا وسیلهٔ جداکننده برای تفکیک فضای مردان و زنان استفاده میشد و گاه چند خانواده در یک فضا زندگی میکردند.
اتاقها کاربردهای چندگانه داشتند؛ از نشستن و پذیرایی تا خوابیدن و صرف غذا. اثاثیهٔ خانهها بسیار مختصر بود و شامل قالی، تشک، پشتی، گنجه و سماور میشد و از میز و صندلی استفاده نمیشد. روشنایی با چراغ نفتی و گرمایش در اندرونی با کرسی و در بیرونی با منقل تأمین میگردید. آشپزخانهٔ اصلی در اندرونی قرار داشت و ادارهٔ آن بر عهدهٔ زنان بود. همچنین حمامهای خصوصی در خانههای مرفه و حمامهای عمومی در محلهها برای رعایت طهارت مذهبی استفاده میشدند. آب مصرفی از طریق جویها یا قناتها تأمین و در آبانبارها ذخیره میشد و آب آشامیدنی را سقاها یا از چاههای خصوصی تهیه میکردند.[۴۴]
هنر
هنر در دوره قاجار که ریشه در سنتهای زندیه داشت، در دوران فتحعلیشاه با مکتب پیکرنگاری درباری به شکوفایی رسید و با تأکید بر شکوه سلطنتی، تصاویری آرمانی از شاه و درباریان ارائه داد. از اواسط دوره ناصری، با بازگشت نقاشان تحصیلکرده در اروپا مانند ابوالحسن غفاری (صنیعالملک) و محمد غفاری (کمالالملک)، سبکهای جدیدی با نگاه واقعگرایانه و طبیعتنگاری وارد نقاشی ایران شد. هنرهای کاربردی مانند نقاشی لاکی بر روی قلمدانها و جلدهای کتاب، و نیز نقاشی روی شیشه و میناکاری، در این دوره رونق یافت و تلفیقی از نقوش سنتی و تأثیرات غربی را به نمایش گذاشت. نقاشی قهوهخانهای نیز بهعنوان هنری مردمی، با مضامین حماسی شاهنامه و مذهبی، در فضای قهوهخانهها رواج یافت و هویتی مستقل از هنر درباری یافت.[۴۵] در این دوره، فناوریهای نوینی چون لیتوگرافی و عکاسی نیز با حمایت ناصرالدینشاه و تأسیس دارالفنون، بهعنوان ابزارهای نوین تصویرگری و مستندسازی وارد عرصه هنر شدند و عکاسان بهتدریج جایگزین نقاشان حکومتی شدند. سرانجام، کمالالملک با بنیانگذاری مدرسه صنایع مستظرفه در سال ۱۳۲۹ق، تحولی بنیادین در نقاشی ایران ایجاد کرد و آن را به سوی طبیعتنگاری و بازنمایی زندگی روزمره سوق داد.[۴۶]
زبان رسمی و گویشها
بر اساس روایت سفرنامهنویسان خارجی، زبان فارسی در این در ایران دروان قاجار با تنوع گویشی و زبانی چشمگیری همراه بوده است. زبان دربار در ابتدای دوره قاجار ترکی بود و از دوره ناصرالدینشاه به بعد، فارسی جایگاه رسمی یافت. مناطق مختلف ایران از جمله خراسان، کرانههای دریای خزر، مناطق کردنشین، لرستان، بختیاری و کرمانشاه دارای گویشهای ویژهای بودند که برخی از آنها ریشه در زبانهای باستانی چون پهلوی و اوستا داشتند. گویشهای لکی، قهرودی، دری یزدی و نطنزی در زمرهٔ زبانهای بازمانده از فارسی میانه محسوب میشدند، در حالی که گویشهای کردی و لکی کمتر از سایر گویشها از ترکی تأثیر پذیرفته بودند. بیشترین تنوع گویشی در منطقه مازندران مشاهده شد و گویش براهویی در سیستان با زبان هندی آمیخته بود. همچنین زبانهای غیرایرانی مانند عربی، ارمنی، گرجی، عبری و نسطوری در بخشهایی از ایران رواج داشتند و فارسی بر زبانهای اروپایی بهویژه انگلیسی تأثیر گذاشته بود.[۴۷]
نثر فارسی
پژوهشگران دوران قاجار را سرآغاز تحول نثر فارسی و نقطهٔ شروع ادبیات معاصر میدانند. به باور آنها پیش از دورهٔ قاجار، از نثر فارسی برای بیان موضوعات تاریخی، اخلاقی، فلسفی و برخی از رشتههای علوم استفاده میشد؛ اما در این دوره این دامنه گسترش یافت و زمینههای دیگری از جمله سیاست، علوم جدید و انتقادهای اجتماعی را نیز شامل میشد. محققان سیر تحول ادبیات عصر قاجار را به سه دورهٔ مهم تقسیم کردهاند:
- دورهٔ رکود: در این دوره که از شروع سلطنت قاجار تا اواخر حکومت محمدشاه را در بر میگیرد، شامل هیچ نوآوری نیست و با دورههای قبل تفاوتی ندارد.
- دورهٔ تحول: از اواخر حکومت محمدشاه تا دوران سلطنت ناصرالدین شاه، نویسندگان ایرانی با روزنامهنویسی، نمایشنامهنویسی و صنعت ترجمه آشنا شدند؛ آثار رماننویسان غربی ترجمه شد و ایرانیان نیز به رماننویسی روی آوردند. همچنین سفرنامهنویسی و خاطرهنویسی در این دوره رونق فراوان یافت.
- دورهٔ هویتیابی: از سلطنت مظفرالدین شاه تا انقلاب مشروطه و پایان حکومت قاجار، انواع نثر فارسی رونق یافت و نویسندگان سعی کردند هویت ایرانی را وارد کارهای خود کنند و فقط به تقلید از نویسندگان غرب نپردازند. همچنین موضوعات و مفاهیمی از فرهنگ غرب مانند آزادی، دموکراسی، پارلمان و مردم به آثار نویسندگان راه پیدا کرد و آثار سیاسی و اجتماعی بیسابقهای پدید آمد.[۴۸]
- ادبیات عامیانه: ادبیات عامیانه (فولکلوریک) در دورهٔ قاجار بین مردم کوچه و بازار رایج بود و خوانندگان، نوازندگان و مقلدان دورهگرد در عروسیها و ختنهسورانها و مجالس شادی ایرانیان و بزمهای خصوصی میخواندند. به نظر پژوهشگران در ادبیات عامیانه، بیشتر، تحولات و تغیرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی الهامبخش سرایندگان بوده است؛ در این اشعار بهصورت جدی یا کنایه و طنز، هزل و هجو، خشم عمومی ملی نهفته بود.[۴۹]
- ادبیات بیداری: در اواخر عصر قاجار بهخصوص دوران انقلاب مشروطه، نویسندگان و شاعران ایرانی از ادبیات تملقگویانهٔ دوران قاجار فاصله گرفتند و آثار خود را مجالی برای بروز خواست تودههای محروم ایرانی برای رسیدن به آزادی از استبداد و مردمسالاری دینی قرار دادند که به «ادبیات بیداری» مشهور شده است. در این نوع ادبیات، اندیشههای نوین مانند ستیز با استبداد، تشویق به استقلال و خودکفایی، وطن دوستی، آزادیخواهی از یوغ استبداد شاهی، دفاع از حقوق کارگر ستمدیده و دیگر مسائل خاص اجتماعی شکل گرفت.[۵۰]
آموزش
مکتبخانه
در دوره قاجار، نظام آموزش و پرورش ایران عمدتاً بر پایهٔ مکتبخانهها استوار بود که زیر نظر حوزههای علمیه اداره میشد. این مراکز آموزشی که ریشه در سنتهای دیرین اسلامی داشتند، در مساجد، دکانها یا منازل مکتبداران دایر بودند و کودکان از پنج تا هفت سالگی، آموزش خود را با یادگیری حروف الفبا و سورههای کوچک قرآن آغاز میکردند. برنامهٔ درسی شامل خواندن قرآن، کتابهایی چون گلستان سعدی، نصاب الصبیان، صرف و نحو عربی و گاهی سیاق (حساب) بود و آموزش به شیوهٔ حفظ و تکرار و با روشی کاملاً انفرادی صورت میگرفت. تنبیه بدنی (چوب و فلک) از روشهای رایج در این مکتبخانهها بود که در کنار محاسن آن (مانند آموزش اخلاق و اعتقادات دینی)، به نفرت کودکان از تحصیل و گریز از مدرسه میانجامید. همچنین دختران، بهویژه در طبقات پایین، از آموزش رسمی محروم بودند و تنها شمار اندکی از آنان در مکتبخانههای مختلط یا خصوصی حضور مییافتند.[۵۱]
مکتبخانههای خصوصی
در کنار مکتبخانههای عمومی، مکتبخانههای خصوصی ویژهٔ اعیان، اشراف و روحانیون طراز اول وجود داشت که کودکان آنان از حضور در مکتبخانههای عمومی معاف بودند. معلمان این مکتبخانهها که غالباً از طلاب و روحانیون بودند، در منزل اعیان به تدریس میپرداختند یا در بخش بیرونی خانهٔ صاحبخانه سکونت داشتند و علاوهبر آموزش، از حقوق و مزایای بیشتری نیز برخوردار بودند. برنامهٔ درسی این مکتبخانهها تفاوت چندانی با مکتبخانههای عمومی نداشت، اما کیفیت آموزش (بهویژه در خطاطی) بالاتر بود و تنبیه بدنی در آنها با شدت کمتری اعمال میشد.[۵۲]
مدارس جدید
از اواسط دورهٔ قاجار، بهدنبال آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب، نظام مکتبخانهای مورد انتقاد شدید روشنفکران، نویسندگان و برخی روزنامهها قرار گرفت. انتقادات عمدتاً بر روشهای خشن آموزشی، عدم توجه به ویژگیهای جسمی و روانی کودکان، کیفیت نامناسب محیط آموزشی، و نبود تناسب محتوای درسی با نیازهای روز جامعه متمرکز بود. این نارضایتیها، همراه با اعزام نخستین محصلان ایرانی به اروپا (از ۱۸۱۰م) و سپس تأسیس دارالفنون، زمینههای شکلگیری مدارس جدید به سبک غربی را در اواخر دوره قاجار فراهم کرد. مدارس جدید که با الگوبرداری از نظام آموزشی اروپا تأسیس شدند، برنامههای درسی گستردهتری شامل علوم جدید، جغرافیا، حساب، و آموزش دختران را در دستور کار قرار دادند. با تصویب قانون اساسی معارف در ۱۲۹۰ش، گامهای نخستین برای ساماندهی نظام آموزشی نوین در ایران برداشته شد، هرچند این تحولات تا پایان دوره قاجار همچنان در مراحل ابتدایی خود باقی ماند.[۵۳]
آموزش عالی
در دوره قاجار، آموزش عالی ایران با تأسیس دارالفنون در ۱۲۶۸ق[۵۴] و سپس ایجاد مدارس عالی دولتی مانند مدرسه همایون اصفهان و مدرسه فیوضات تبریز، گامهای نخستین خود را برداشت. سرانجام در ۱۲۷۲ق نخستین وزارت علوم تشکیل شد و در ۱۳۲۸ق قانون اداری وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به تصویب رسید که نظارت بر تمامی مدارس و تعلیمات عالی کشور را به این وزارتخانه سپرد و بدینترتیب، نظام آموزش عالی در ایران ساختاری متمرکز و رسمی یافت.[۵۵]
وضعیت علمی
تبادل علمی با غرب: حاکمان قاجاری برای جبران شکستهای پیدرپی، نابسامانی و عقبماندگی در این دوره، علاوهبر تماسهای سیاسی، مراودههای علمی را میان ایران و اروپا تشدید کردند و از این طریق راههایی را بهمنظور آشنایی ایرانیان با عناصر تمدنی و علوم غرب ایجاد کردند که اعزام هیئتهای مستشاری نظامی به ایران و اعزام محصلین ایرانی به اروپا را میتوان از جمله راههای انتقال علوم جدید دانست؛ اما بر خلاف تصور، این کار سبب پیشرفت علمی نشد.[۵۶]
علوم عقلی و فلسفه: در این دوره مباحث فلسفی گرچه به اندازه دورهٔ صفویه رواج نداشت، اما چراغ مباحث فلسفی نیز روشن ماند که بهعنوان نمونه میتوان از فیلسوف بزرگ جهان اسلام ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲–۱۲۸۹ق) و میرزا ابوالحسن جلوه (۱۲۳۸–۱۳۱۴ق) نام برد که هر دو آثار زیادی تألیف کرده و بر اسفار اربعهٔ ملاصدرا شرح نوشتهاند.[۵۷]
علوم اجتماعی: از میان علوم گوناگون اجتماعی، فن تاریخنویسی بهدلیل دلبستگی قاجاریه به ثبت حوادث، سلطنت و فرمانروایی خود رونق پیدا کرد و کتب زیادی در این فن نوشته شد. لسانالملک، رضاقلیخان و محمدحسن خان صنیعالدوله از جمله تاریخنگاران این دوره هستند که وقایع را بر وفق مراد شاهان نوشتهاند و از خطاها و ظلم آنها چشمپوشی کردهاند؛ اما تاریخنگاران دیگر مانند میرزاجعفر، حقایقی را که گروه اول پردهپوشی کردهاند، فاش ساختهاند.[۵۸]
علم جغرافیا: علم جغرافیا پیش از تأسیس دارالفنون چندان مورد توجه نبود، اما پس از آن که رشتهٔ جغرافیا، نقشهکشی و مهندسی در این مرکز علمی زیر نظر معلمین اروپایی تأسیس و حس کنجکاوی دانشجویان نسبت به اوضاع کشورهای دیگر بیدار شد.[۵۹]
اقتصاد
کشاورزی و منابع آبی
نظام اقتصادی ایران در دوره قاجار، ساختار سنتی داشت و زیربنای آن را کشاورزی و دامداری تشکیل میداد. به تخمین پژوهشگران حدود هفتاد درصد جمعیت ایران از کشاورزان (دهنشین و چادرنشین) تشکیل میشد که مهمترین و مشخصترین طبقهٔ مولد ثروت کشور بود، اما در شرایط خاص ناشی از نظام اربابرعیتی، استعداد تولید به کار نمیافتاد. غلات مانند گندم، جو، ارزن، برنج، پنبه، توتون، تنباکو، حبوبات و محصولات صیفی و میوه و خشخاش با کاشت آبی و دیمی به دست میآمد. از منابع طبیعی روییدنی، محصولات جنگلی، کتیرا و انواع دیگر صمغ نباتی فراهم میشد.[۶۰] استفاده از قنات بهعنوان یکی از کهنترین روشهای استحصال آب زیرزمینی، در این دوره همچنان رایج بود و حفر و نگهداری قنوات نیازمند هزینههای سنگین و گاه دخالت مستقیم دولت بود. در دورهٔ صدارت حاجی میرزا آقاسی (دوره محمدشاه)، توجه بیشتری به آبادانی روستاها، حفر قنوات و تغییر مسیر رودخانه کرج به تهران صورت گرفت، اما در دورههای جنگزده یا با بیتوجهی دولت، تأسیسات آبی و کشاورزی آسیب میدیدند.[۶۱]
دامپروری
دامداری از دیگر پایههای نظام اقتصاد سنتی در این دوره بود. نگهداری و پرورش گاو، گاومیش، گوسفند، بز، اسب، استر، الاغ، شتر و پرورش مرغان خانگی رواج داشت. ایلات و عشایر فارس، آذربایجان و خراسان مهمترین تولیدکنندهٔ محصولات حیوانی مانند پشم، پوست، گوشت و لبنیات بودند و به مقتضای فصل و به علت کثرت گلههای خود در محدودهٔ معینی تغییر مکان میدادند تا همیشه از چراگاه طبیعی برای تغذیهٔ دامها استفاده کنند. کشاورزان و دامداران از منابع مهم درآمد دولت محسوب میشدند و طبق فهرستهای معین مالیات بسیار سنگین پرداخت میکردند.[۶۲]
صادرات
محصولات کشاورزی و دامی، ستون اصلی صادرات ایران را تشکیل میدادند. پنبه، تنباکو، برنج، ابریشم، خشکبار، پوست، پشم، تریاک و صمغ از مهمترین اقلام صادراتی بودند که به کشورهایی چون هند، عثمانی، مصر و کشورهای اروپایی ارسال میشدند. همچنین قالی و قالیچههای پشمی، صنایع دستی و برخی مواد معدنی و رنگی نیز در زمرهٔ صادرات قرار داشتند. با این حال، افزایش صادرات مواد غذایی گاه به کمبود داخلی و بروز قحطی میانجامید. در کنار محصولات کشاورزی، صادرات قالی، صنایع دستی و معدنی نیز رواج داشت. با این حال، بهدلیل ضعف صنعت داخلی، بیشتر کالاهای مصرفی و سرمایهای از کشورهای اروپایی وارد میشد. بازرگانان خارجی، بهویژه انگلیسیها، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی ایران و ارائه گزارش به مقامات خود، در جهت تأمین منافع ملی خویش گام برمیداشتند. جان ملکم در گزارشی به منابعی چون ابریشم، پشم کرمان، آهن، مس، قلع و غلات بهعنوان اقلام مهم اقتصادی ایران اشاره کرده است.[۶۳]
صنایع
بر اساس نوشتهٔ پژوهشگران، تولیدات صنعتی مانند محصولات کشاورزی بهصورت تقریبی تمام نیازمندیهای زندگی سادهٔ اکثریت جامعهٔ ایران را تأمین میکرد و جز موارد معدود، نیازی به کالاهای بیگانه نبود. صنایع این دوره عبارت بود از:
- بافندگی شامل بافت قالی، قالیچه، کرباس، متقال و شال، ترمهبافی، مخملبافی، عبابافی و موتابی. مواد اولیهٔ بافندگی مانند پنبه، پشم و ابریشم در داخل کشور تهیه و تمام محصولات صنایع نیز در ایران مصرف میشد. نمدمالی، قلمکارسازی، گیوهکشی و بافت تافته، جزء صنایع دستی بود.
- چرمسازی و پوست دوزی که در تهران و گرگان و همدان رواج داشت.
- صنایع فلزی ساده در حدود ذوب مس، سرب، نقره، طلا و آهن برای تهیه لوازم فلزی زندگی، آهنگری و حلبیسازی، قفلسازی، چاقوسازی و شمشیرگری.
- صنایع مربوط به چوب مانند ساختن قایق، بلم، کشتی کوچک که در بندر گز و خرمشهر رواج داشت. خراطی مخصوص تراش و صیقلدادن چوب ساختن ابزار مانند میانهٔ قلیان و دستهٔ چپق، چکش، مهرهٔ سماور، نجاری برای انواع در و پنجره و هرگونه ابزار چوبی.
- صنایع ظریفه مثل جواهرسازی، زرگری، نقرهکاری، منبتکاری، خاتمسازی و میناکاری.
- صنایع معدنی مانند آجرپزی و تهیهٔ آهک و گچ، سفالپزی و شیشهگری.
- صنایع روستایی که علاوهبر تهیه لبنیات و پشم خام شامل بافندگی دستی مانند جوراببافی و قالیبافی میشد.
- صنایع غذایی و دارویی شامل رشتههای گوناگون مانند نانوایی، قنادی، عصاری (کشیدن عصارهٔ گیاهان) تدارک گیاهان دارویی مانند گل گاوزبان، خاکشیر و زرشک سیاه.
- صنایع جدید بهصورت ابتدایی آن در انحصار دولت بود که شامل کارخانههای ضرب سکه، قورخانه، تسلیحات، بلورسازی، چینیسازی که بانی آن میرزا تقیخان امیرکبیر بود. صنعت چاپ نیز ابتدا در آذربایجان و سپس در تهران رواج یافت و چاپ سنگی به تدیج به چاپ سربی تبدیل شد و این در توسعهٔ سواد و بالابردن اطلاعات عمومی و سطح فکر مردم نقش مهم داشت.[۶۴]
معادن
با وجود معادن غنی در دورۀ قاجار، بهدلیل فقدان دانش فنی و نبود زیرساختهای مناسب، استخراج معادن بهطور عمده در دست خارجیان بود و سهم ناچیزی در اقتصاد داخلی داشت. تولید شمشیرهای مرغوب (دمشقی) در شیراز و مشهد و نیز ساخت اسلحههای آتشین در کارگاههای اصفهان، شیراز و تهران، از جمله صنایع محدودی بودند که تا حدودی رونق داشتند. با این حال، تنها سرب و لاجورد به مقدار زیاد و با کیفیت مطلوب تولید میشدند و بقیه فلزات مورد نیاز از خارج وارد میگردید.[۶۵]
نظام پولی و بانکی
در دوره قاجار، نظام پولی ایران مبتنی بر سکههای طلا و نقره (با واحدهایی چون قران، تومان و شاهی) بود که ضرب غیرمتمرکز آن در شهرهای مختلف، بینظمی و نوسانات شدیدی را به اقتصاد کشور تحمیل میکرد. با تأسیس بانک شاهنشاهی (۱۳۰۶ق) و بانک استقراضی روس (۱۳۰۸ق)، بانکداری نوین وارد ایران شد و این دو بانک با رقابت بر سر اعطای وام و تسهیل مبادلات تجاری، اگرچه گامهایی در جهت تسریع دادوستد برداشتند، اما به نظر پژوهشگران در عمل به ابزاری برای نفوذ اقتصادی انگلستان و روسیه و وابستگی بیشتر ایران به قدرتهای خارجی تبدیل شدند.[۶۶]
زیرساختها
راهداری و حمل و نقل
راههای ارتباطی ایران در زمان قاجار، از نوع جادههای ارابهرو، سوارهرو و پیادهرو بود. این راهها را در درجۀ اول برای حمل و نقل مرسولات پستی ساخته بودند. مرسولات به وسیلهٔ گاریهای روباز چهار اسبه در جادههای ارابهرو و بهوسیلهٔ پیکهای سوار در راههای سوارهرو حملونقل میشد. در کورهراههای فرعی پیکهای پیاده این وظیفه را انجام میدادند.[۶۷]
وسایل نقلیه عبارت بود از گاریهای چهارچرخ که برای حمل مالالتجاره و محصولات پستی به کار برده میشد. مسافرین نیز در فواصل کوتاه از گاری برای مسافرت استفاده میکردند. چارپایان مانند قاطر، شتر و الاغ در هر شهر به اقتضای وضع بازار به تعداد کافی در دسترس بازرگانان بود. «ماکریها» یعنی دارندگان چارپایان مخصوص حمل و نقل، با نرخ معین کالای تجاری را از شهری به شهر دیگر میبردند. بهدلیل دوری آبادیها و شهرها از یکدیگر، راهها بهصورت معمول ناامن بود و بههمین دلیل مکاریها برای حفظ اموال و امانات مردم عدهای مسلح با کاروان خود همراه میکردند.[۶۸]
با وجود این، اندیشهٔ احداث راهآهن از اوایل سلطنت ناصرالدینشاه و بهویژه از دورهٔ صدارت امیرکبیر، همواره مورد توجه دولتمردان بود، اما رقابت روسیه و انگلستان بر سر منافع خود در ایران و نیز کمبود منابع مالی، مانع از تحقق آن میشد. تا پیش از دورهٔ پهلوی، چندین خطآهن کوتاه با کاربرد عمدتاً نظامی یا محلی ساخته شد که از آن میان میتوان به راهآهن تهران ـ حضرت عبدالعظیم (۱۲۶۶ش)، راهآهن محمودآباد ـ آمل (اواخر دورهٔ ناصری)، راهآهن بوشهر ـ برازجان (۱۲۸۵ش) و راهآهن جلفا ـ تبریز (۱۲۹۵ش) اشاره کرد.[۶۹]
بهداشت و درمان
بهداشت فردی و عمومی در دورۀ قاجار، بهویژه در نیمهٔ نخست این دوران، در سطح مطلوبی قرار نداشت. حمامهای عمومی با وجود کارکرد بهداشتی، از کیفیت مناسبی برخوردار نبودند و فقر، نبود آگاهی کافی و باورهای سنتی، موجب بیتوجهی به نظافت فردی شده بود. وضعیت شهرها از نظر کوچهها، محلات، آب آشامیدنی و دفع فاضلاب نیز نامطلوب بود و آلودگی محیط، شیوع بیماریها را افزایش میداد. از اواسط دورهٔ ناصری، دولت سیاستهایی را برای بهبود بهداشت عمومی در پیش گرفت که شامل ارتقای آگاهی عمومی، تأسیس نهادهایی مانند نظمیه و بلدیه، قانونگذاری در حوزهٔ نظافت شهری و نظارت بر اصناف مرتبط با سلامت میشد. در حوزهٔ درمان نیز اقداماتی نظیر تأسیس بیمارستانهای دولتی و خارجی، مریضخانهها، جایگاههای امدادی، مؤسسهٔ انستیتو پاستور و ادارهٔ صحیهٔ عمومی انجام گرفت. همچنین واکسیناسیون عمومی، قرنطینه و صدور مجوزهای رسمی برای مشاغل پزشکی و قابلگی، از دیگر اقدامات دولت قاجار در جهت ساماندهی نظام سلامت بود. با وجود کاستیها، این اقدامات زمینهساز شکلگیری نهادهای مدرن بهداشتی و درمانی در ایران شد.[۷۰]
تأمین آب
یکی از چالشهای اساسی زندگی روزمره، تأمین آب آشامیدنی و بهداشتی بود. آب شهر از طریق قناتها و جویها تأمین و در آبانبارهای عمومی یا خصوصی ذخیره میشد. در محلات، شخصی به نام «میراب» مسئول تقسیم عادلانهٔ آب میان خانهها بود و سهم هر خانه بر اساس نوبتبندی مشخص تعیین میشد. در اواخر دورهٔ قاجار، سقاها آب آشامیدنی را در مشکها به در خانهها میآوردند و میفروختند. خانوادههای مرفه بهطور معمول اً از چاه یا قنات اختصاصی خود بهرهمند بودند. آبانبارها همچنین بهعنوان محلی خنک برای نگهداری مواد غذایی فاسدشدنی استفاده میشدند.[۷۱]
پانویس
- ↑ جعفری، «بررسی و تحلیل بحران های تأثیرگذار اجتماعی و اقتصادی در ایران از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ «برآوردهای جمعیتی در اواخر عهد قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ «ستون فقرات ایران عصر قاجار»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۸.
- ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۶۲ش، ص۴۳۰-۴۳۵.
- ↑ تاجبجش، تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، ۱۳۷۷ش، ص۴۲۳.
- ↑ فرهادمیرزا، سفرنامه فرهاد میرزا، 1366ش، ص115.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص361.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
- ↑ اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.
- ↑ اشرف و بنوعزیزی، طبقات اجتماعی؛ دولت و انقلاب در ایران، 1393ش، ص43-63.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص358-361.
- ↑ «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ زرگرینژاد و علیپور، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، 1388ش، ص1.
- ↑ «نظام طبقاتی دورۀ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی.
- ↑ داوودی و ابطحی «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.
- ↑ علیزاد بیرجندی، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، 1399ش، ص125.
- ↑ تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، 1361ش، ص13.
- ↑ مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، ۱۳۸۴ش، ج1، ص394.
- ↑ آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ۱۳۷۸ش، ص13-14.
- ↑ لمبتون، ایران عصر قاجار، ۱۳۷۵ش، ص71-72.
- ↑ مدرسی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، ۱۳۷۴ش، ج1، ص3-4.
- ↑ «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص356.
- ↑ «نظام قضایی دورۀ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد.
- ↑ مزینانی، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، 1393ش، ص۴۸.
- ↑ هاشمی و ایمانی خوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.
- ↑ شریفی شکوه، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، 1397ش، ص128-129.
- ↑ دهقانی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، 1401ش، ص204-205.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص357-358.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص354.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص۳۷۷-۳۷۸.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۰-۱۱
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۲۱-۲۲.
- ↑ پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۷-۲۱۲۳.
- ↑ «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین
- ↑ «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی،
- ↑ «خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ نرگسی، «عزادارى در عصر قاجار» 1385ش، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ پوربختیار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، 1402ش، ص۱۲۲-۱۳۷.
- ↑ رحیمی، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۸-۲۱.
- ↑ «هنر در دورۀ قاجاریه»، وبلاگ تاریخ ما.
- ↑ «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ شکاریان و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجههای ایران باتوجه به اطلاعات ارائهشده در سفرنامههای خارجی عصر قاجار»، ۱۴۰۲ش، ص۵۳-۵۴.
- ↑ حاجی آقابابایی، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، 1400ش، ص25-28.
- ↑ والنتین، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، 1382ش، ص2.
- ↑ «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامۀ خراسان.
- ↑ نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۵-۲۰۸.
- ↑ نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۲-۲۲۵.
- ↑ نصیری، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۸-۲۴۲.
- ↑ محمودآبادی، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه»، 1391ش، ص۳۷–۳۸.
- ↑ «نهاد تعليم و تربيت و آموزش در عصر قاجار چگونه و تحت نظر چه نهادي بود.»، وبسایت اندیشه قم.
- ↑ اکبری وشناسی آذری، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، 1388ش، ص28.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص381.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص384.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.
- ↑ «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص363-365.
- ↑ «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص265-367.
- ↑ «صنایعدستی دوره قاجار»، تاریخ درج مطلب: وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ حسنی، «درآمدی تحلیلی بر: پول، پیدایش بانکها و تأثیر آن بر اقتصاد و تجارت در عصر قاجار (با تکیه بر فعالیتهای بانکداری روس و انگلیس در ایران»، ۱۳۹۰ش، ص۷۵.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار، 1387ش، ص378-380.
- ↑ «نگاهی به تاریخ احداث راهآهن سراسری ایران از دوره قاجار تا پهلوی اول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ «عالمی و علیمحمد، وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.
- ↑ مهدوی، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، ۱۳۸۹ش، ص۱۸-۲۱.
منابع
- آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب؛ درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمهٔ احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نی، ۱۳۷۸ش.
- آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲ش.
- «آغاز تصویرگری مدرن در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ش.
- «ادبیات در عصر فریادهای در گلو مانده»، وبسایت روزنامهٔ خراسان، تاریخ بازدید: ۲۷ مهر ۱۴۰۲ش.
- «اسنادی از جشن میلاد امام رضا(ع) در دوره قاجار در مرکز اسناد آستان قدس رضوی»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ش.
- اشرف، احمد و بنوعزیزی، علی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمهٔ سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
- افشاری، کیانوش و دیگران، «تحول مفهوم هویت ملی در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، شمارۀ ۶۶، ۱۴۰۱ش.
- «اقتصاد در عصر قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آبان ۱۴۰۲ش.
- اکبری، محمدعلی وشناسیآذری، لاله، «نخستین آشناییهای ایرانیان با علوم جدید (عصر فتحعلی شاه قاجار)»، مجلهٔ مسکویه، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۸ش.
- «برآوردهای جمعیتی در اواخر عهد قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۹ آبان ۱۳۹۵ش.
- پوربختیار، غفار، «پوشاک و نقش آن در انعکاس تمایزات اجتماعی عصر قاجار براساس نظریۀ تمایز بوردیو»، مجلۀ جامعهشناسی تاریخی، شماره 1، شهریور ۱۴۰۲ش.
- پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، سال ۱، شماره ۳، ۱۴۰۲ش.
- تاجالسلطنه، خاطرات تاجالسلطنه، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، تاریخ ایران، ۱۳۶۱ش.
- تاجبجش، احمد،تاریخ تمدن و فرهنگ در دوره قاجار، شیراز، انتشارات نوید شیراز، ۱۳۷۷ش.
- «تحول نظام سیاسی ایران از صفویه تا قاجار»، وبسایت سیلیویکا، تاریخ بازدید: ۸ تیر ۱۴۰۵ش.
- «تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ش.
- «تصویری قدیمی از جشن نیمه شعبان در دوره قاجار | قاجارها نیمه شعبان را چگونه جشن میگرفتند؟»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ش.
- حاجی آقابابایی، محمدرضا، گونهشناسی نثر فارسی در عصر قاجار، تهران، مهراندیش، ۱۴۰۰ش.
- جعفری، علیاکبر، «بررسی و تحلیل بحران های تأثیرگذار اجتماعی و اقتصادی در ایران از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ش.
- حسنی، سید رحمان، «درآمدی تحلیلی بر: پول، پیدایش بانکها و تأثیر آن بر اقتصاد و تجارت در عصر قاجار (با تکیه بر فعالیتهای بانکداری روس و انگلیس در ایران»، مجلۀ تاریخ روابط خارجی، شماره ۴۸، ۱۳۹۰ش.
- «خارجیها کدام آیینهای نوروزی را تغییر دادند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۰ تیر ۱۴۰۵ش.
- داوودی، سمانه و ابطحی علیرضا، «بررسی خانواده و ازدواج در دوره قاجار با تکیه بر سفرنامه های خارجی»، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش.
- دهقانی، محمدمهدی و دیگران، «تحلیل ظهور و سقوط سلسله قاجاریه براساس نظریهٔ ابن خلدون»، مجلهٔ جامعهشناسی سیاسی جهان اسلام، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۱ش.
- رحیمی، پرستو، «تفریحات و سرگرمیهای ایرانیان از روزگار صفوی تا دوره پهلوی دوم »، وبسایت مرکز مطالعات ایرانی و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۲ تیر ۱۳۹۴ش.
- «روایتهایی از خانه و خانواده ایرانی در روزگار قاجار»، وبسایت مرکز مطالعات ایران و اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ش.
- زرگرینژاد، غلامحسین و علیپور، نرگس، «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار»، مجلهٔ پژوهشهای تاریخی، دورهٔ ۱، شمارهٔ ۲، مرداد ۱۳۸۸ش.
- «ستون فقرات ایران عصر قاجار»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ش.
- شریفی شکوه، زینب، «وضعیت فکری و فرهنگی ایران در عصر قاجار»، مجلهٔ فرهنگ پژوهش، شمارهٔ ۳۳، بهار ۱۳۹۷ش.
- شکاریان، محمدعلی و دیگران، «تحلیل وضعیت زبان، گویش و لهجههای ایران باتوجه به اطلاعات ارائهشده در سفرنامههای خارجی عصر قاجار»، مجلۀ زبان فارس و گویشهای ایرانی، شماره ۱۵، ۱۴۰۲ش.
- شمیم، علیاصغر، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)، تهران، بهزاد، ۱۳۸۷ش.
- «صنایعدستی دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
- عالمی، خدیجه و فاطمه، علیمحمد، «وضعیت بهداشت عمومی در عصر قاجار از نگاه سیاحان خارجی (1227-1304ش)»، مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی، شمارۀ ۱، ۱۴۰۱۴ش، ص۹۳-۱۰۲.
- علیزاد بیرجندی، زهرا، «عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زنگی در دورهٔ قاجار»، مجلهٔ جستارهای تاریخیهٔ سال یازدهم، شمارهٔ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
- فرهاد میرزا، معتمدالدوله، سفرنامهٔ فرهاد میرزا، تهران، توس، ۱۳۶۶ش.
- لمبتون، آ.ک. س، ایران عصر قاجار، ترجمه سیمین فصیحی، مشهد، جاودانخرد، ۱۳۷۵ش.
- محمودآبادی، مهدیه، «اصلاحات آموزشی از دارالفنون تا مدارس رشدیه، ۱۲۶۸ تا ۱۳۱۵ق»، مجلهٔ تاریخپژوهی، شمارهٔ ۵۱، ۱۳۹۱ش.
- مدرسی، علی، مرد روزگاران مدرس شهید نابغهٔ ملی ایران، تهران، هزاران، ۱۳۷۴ش.
- مزینانی، محمدصادق، سرگذشت، افکار و آثار آیتالله شهید سیدحسن مدرس، قم، مؤسسهٔ کتابشناسی شیعه، ۱۳۹۳ش.
- مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه، تهران، زوار، چاپ پنجم، ۱۳۸۴ش.
- مهدوی، شیرین، «فرهنگ و زندگی در عصر قاجار: زندگی روزمره در عهد قاجار مقاله»، مجلۀ فرهنگ و مردم، شماره ۳۵ و ۳۶، ۱۳۸۹ش.
- نرگسی، رمضان، «عزادارى در عصر قاجار»، مجلۀ تاریخ در آیینه پژوهش، شمارۀ ۹، 1385ش.
- نصیری، مهدی، «بررسى سیر تحولات نظام آموزشى مکتبخانهاى در دوره قاجار و پهلوى اول»، مجلۀ حوزه، شماره ۲۵، ۱۳۸۷ش.
- «نظام قضایی دورهٔ قاجار»، وبسایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ش.
- «نظام طبقاتی دورهٔ قاجار از اشراف تا لوتیها»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ آذر ۱۴۰۱ش.
- «نگاهی به تاریخ احداث راهآهن سراسری ایران از دوره قاجار تا پهلوی اول»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اسفند ۱۴۰۱ش.
- «نهاد تعليم و تربيت و آموزش در عصر قاجار چگونه و تحت نظر چه نهادي بود.»، وبسایت اندیشه قم، تاریخ بازدید: ۱۱ تیر ۱۴۰۵ش.
- والنتین، ژوکوفسکی، اشعار عامیانهٔ ایران (در عصر قاجاری)، تصحیح و توضیح عبدالحسین نوایی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۲ش.
- هاشمی، سید ضیاء و ایمانی خوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، مجلۀ مطالعات ملی، شمارۀ ۶۷، ۱۳۹۵ش، ص۹-۱۲.