جز ویکی سازی |
جز ویکی سازی |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''سلجوقیان'''</big>؛ از سلسله حکومتهای اسلامی در ایران. | <big>'''سلجوقیان'''</big>؛ از سلسله حکومتهای اسلامی در ایران. | ||
سلجوقیان، بعد از عصر طلایی اسلام، بزرگترین و وسیعترین امپراطوری را ایجاد کردند و برای اولینبار بعد از ساسانیان، مرزهای ایران را تا دریای مدیترانه بسط دادند. سلجوقیان بعد از نیم قرن اقتدار، بهدلیل نزاعهای داخلی به بخشهای مختلف سلجوقیان | سلجوقیان، بعد از عصر طلایی اسلام، بزرگترین و وسیعترین امپراطوری را ایجاد کردند و برای اولینبار بعد از ساسانیان، مرزهای ایران را تا دریای مدیترانه بسط دادند. سلجوقیان بعد از نیم قرن اقتدار، بهدلیل نزاعهای داخلی به بخشهای مختلف سلجوقیان [[خراسان]]، عراق، [[کرمان (استان)|کرمان]] و روم تجزیه شدند. در دورۀ سلجوقان، هنر، معماری و ادبیات فارسی گسترش پیدا کرد و گاهشمار ایرانی به نام جلالی ابداع شد و مراکز علمی به نام نظامیه گسترش یافت. | ||
==نامگذاری== | ==نامگذاری== | ||
سلجوقیان یا سلاجقه، سلسلۀ حکومتیِ ترکتباری بود که با نام سلجوق بن دقماق، جد بنیانگذاران خود، مشهور شدند. این سلسله، دومین سلسلۀ حکومتی ترکتبار در ایران بود. سلجوقیان بعد از شکست غزنویان (اولین سلسلۀ حکومتیِ ترکتبار در ایران) در نبرد داندانقان در سال 431ق توسط طغرل اولین سلطان و بنیانگذار آن تأسیس شد.<ref> سامانی، «سلجوقیان»، بیتا، ص545.</ref> | سلجوقیان یا سلاجقه، سلسلۀ حکومتیِ ترکتباری بود که با نام سلجوق بن دقماق، جد بنیانگذاران خود، مشهور شدند. این سلسله، دومین سلسلۀ حکومتی ترکتبار در ایران بود. سلجوقیان بعد از شکست غزنویان (اولین سلسلۀ حکومتیِ ترکتبار در ایران) در نبرد داندانقان در سال 431ق توسط طغرل اولین سلطان و بنیانگذار آن تأسیس شد.<ref> سامانی، «سلجوقیان»، بیتا، ص545.</ref> | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
===3. جایگاه عالمان دینی=== | ===3. جایگاه عالمان دینی=== | ||
علما در دوران سلجوقیان جایگاه بالایی داشتند و علاوهبر امور دیوانی مثل محتسب، قاضی و خطیب، بعضا ریاست شهرها را نیز به عهده داشند. خاندانهای آلصاعد و خجند از علمای سنیمذهب و نقبا و سادات از خاندانهای علوی و حسنی در همدان، خراسان و عراق از نفوذ زیادی برخوردار بودند.<ref> خلیفه، «سلجوقیان؛ اوضاع اقتصادی و اجتماعی»، بیتا، ص162.</ref> | علما در دوران سلجوقیان جایگاه بالایی داشتند و علاوهبر امور دیوانی مثل محتسب، قاضی و خطیب، بعضا ریاست شهرها را نیز به عهده داشند. خاندانهای آلصاعد و خجند از علمای سنیمذهب و نقبا و سادات از خاندانهای علوی و حسنی در همدان، [[خراسان]] و عراق از نفوذ زیادی برخوردار بودند.<ref> خلیفه، «سلجوقیان؛ اوضاع اقتصادی و اجتماعی»، بیتا، ص162.</ref> | ||
==دستآوردهای علمی== | ==دستآوردهای علمی== | ||
[[نظامالملک طوسی]] وزیر سلجوقی سلسله مدارسی را به نام نظامیه در بغداد و سراسر قلمرو سلجوقی تأسیس کرد و علمای بهنامی مثل ابوحامد غزالی و امام الحرمین جوینی را بهعنوان مدرس در آنها گماشت.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص87 و 88.</ref> به گواه گزارشهای تاریخی، در دوران سلجوقی، در هر شهر حداقل یک مدرسه و یک کتابخانۀ عمومی وجود داشت؛ ضمن اینکه اکثر دانشمندان و درباریان هر کدام کتابخانههای شخصی نیز داشتند. علاوهبر این، [[مساجد]] نیز اکثرا دارای کتابخانه بودند. در این عصر، تنها در یکی از کتابخانههای وقفی در شهر مرو بیش از دوازده هزار جلد کتاب وجود داشته است.<ref> اسلامنیا، «دوران سلجوقیان عصر طلایی ایران و اوج تمدن اسلامی»، وبسایت نوگرا.</ref> | [[نظامالملک طوسی]] وزیر سلجوقی سلسله مدارسی را به نام نظامیه در بغداد و سراسر قلمرو سلجوقی تأسیس کرد و علمای بهنامی مثل ابوحامد غزالی و امام الحرمین جوینی را بهعنوان مدرس در آنها گماشت.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص87 و 88.</ref> به گواه گزارشهای تاریخی، در دوران سلجوقی، در هر شهر حداقل یک مدرسه و یک کتابخانۀ عمومی وجود داشت؛ ضمن اینکه اکثر دانشمندان و درباریان هر کدام کتابخانههای شخصی نیز داشتند. علاوهبر این، [[مساجد]] نیز اکثرا دارای کتابخانه بودند. در این عصر، تنها در یکی از کتابخانههای وقفی در شهر مرو بیش از دوازده هزار جلد کتاب وجود داشته است.<ref> اسلامنیا، «دوران سلجوقیان عصر طلایی ایران و اوج تمدن اسلامی»، وبسایت نوگرا.</ref> | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
در زمان سلجوقیان دو جاده برای تجارت بینالمللی احداث شد، جادۀ اولی مسیر شمال- جنوب بود و از طبس به جیرفت و سواحل [[دریای خزر]] کاروانهای تجاری را انتقال میداد. جادۀ دوم در مسیر جادۀ ابریشم قرار داشت و به نحوی شرق- غرب بود که از طبس به [[کرمان (شهر)|کرمان]]، اصفهان، آذربایجان، منطقۀ ولگا و آناتولی متصل بود.<ref> خلیفه، «سلجوقیان؛ اوضاع اقتصادی و اجتماعی»، بیتا، ص162.</ref> همچنین بعد از انتقال پایتخت از ری به اصفهان در دورۀ ملکشاه و اتخاذ تدابیر اقتصادی چون اصلاح امور مالیاتی، رشد زراعت و دامداری، حمایت از پیشهها و صنایع، ایجاد کاروانسراهای متعدد، اصلاح قوانین گمرکی و سرازیر شدن مالیات از سراسر قلمرو، اصفهان از نظر اقتصادی و رفاه رشد چشمگیری یافت.<ref> زمانی و علیزادهمقدم، «بررسی وضعیت اقتصادی اصفهان در دورۀ سلجوقی»، 1396ش، ص150.</ref> | در زمان سلجوقیان دو جاده برای تجارت بینالمللی احداث شد، جادۀ اولی مسیر شمال- جنوب بود و از طبس به جیرفت و سواحل [[دریای خزر]] کاروانهای تجاری را انتقال میداد. جادۀ دوم در مسیر جادۀ ابریشم قرار داشت و به نحوی شرق- غرب بود که از طبس به [[کرمان (شهر)|کرمان]]، اصفهان، آذربایجان، منطقۀ ولگا و آناتولی متصل بود.<ref> خلیفه، «سلجوقیان؛ اوضاع اقتصادی و اجتماعی»، بیتا، ص162.</ref> همچنین بعد از انتقال پایتخت از ری به اصفهان در دورۀ ملکشاه و اتخاذ تدابیر اقتصادی چون اصلاح امور مالیاتی، رشد زراعت و دامداری، حمایت از پیشهها و صنایع، ایجاد کاروانسراهای متعدد، اصلاح قوانین گمرکی و سرازیر شدن مالیات از سراسر قلمرو، اصفهان از نظر اقتصادی و رفاه رشد چشمگیری یافت.<ref> زمانی و علیزادهمقدم، «بررسی وضعیت اقتصادی اصفهان در دورۀ سلجوقی»، 1396ش، ص150.</ref> | ||
==سیاست== | ==سیاست== | ||
=== | ===دوران اقتدار=== | ||
سلجوقیان که در ماوراءالنهر برای بهدست آوردن چراگاه مناسب کوچیده بودند، ابتدا در اندیشۀ سیاست نبودند، اما همگام با تحولات محیطی در وادی سیاست افتادند و بهدلیل عصبیت خاص قبیلهای که مایۀ وحدت آنان بود و توانایی جنگی و همچنین جمعیت فراوان، به قدرت و حکومت دست یافتند.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص70.</ref> اولین اقدام سلجوقیان بعد از پیروزی نظامی بر غزنویان، ارسال نامه به خلیفۀ عباسی برای کسب مشروعیت دینی بود.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص77.</ref> ابتدای سلطنت سلجوقیان در سال 429ق با برتخت نشستن اولین سلطان سلجوقی طغرلبیگ در نیشابور بود و دوران سه سلطان اول سلجوقی، یعنی طغرلبیگ، آلپ ارسلان و ملکشاه اوج قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی سلجوقیان بوده است.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، 1387ش، ص54.</ref> | سلجوقیان که در ماوراءالنهر برای بهدست آوردن چراگاه مناسب کوچیده بودند، ابتدا در اندیشۀ سیاست نبودند، اما همگام با تحولات محیطی در وادی سیاست افتادند و بهدلیل عصبیت خاص قبیلهای که مایۀ وحدت آنان بود و توانایی جنگی و همچنین جمعیت فراوان، به قدرت و حکومت دست یافتند.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص70.</ref> اولین اقدام سلجوقیان بعد از پیروزی نظامی بر غزنویان، ارسال نامه به خلیفۀ عباسی برای کسب مشروعیت دینی بود.<ref> الهامی و دادور آلانق، «مدیریت ایدئولوژیک افکار عمومی در عصر سلجوقیان با تأکید بر مشروعیت»، 1395ش، ص77.</ref> ابتدای سلطنت سلجوقیان در سال 429ق با برتخت نشستن اولین سلطان سلجوقی طغرلبیگ در نیشابور بود و دوران سه سلطان اول سلجوقی، یعنی طغرلبیگ، آلپ ارسلان و ملکشاه اوج قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی سلجوقیان بوده است.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، 1387ش، ص54.</ref> | ||
=== دوران ضعف === | === دوران ضعف === | ||
پیدایش و گسترش اتابکان، اختلافات در موضوع جانشینی بهخصوص بین فرزندان ملکشاه سلجوقی، شکلگیری دولتهای کوچک مستقل سلجوقی مثل سلجوقیان کرمان و عراق، نزاع مداوم با غزنویان، بیدادگری نسبت به مردم، تنش و نزاع با خلفای عباسی و قدرتگیری تدریجی خوارزمشاهیان در شرق از عوامل ضعف و در نهایت زوال سلجوقیان بود.<ref> سلیمی و خادممسجدی، «برررسی افول قدرت و عوامل فروپاشی سلسلۀ سلجوقیان»، 1400ش، ص135.</ref> بعد از مرگ ملکشاه، میان فرزندان او اختلاف افتاد تا اینکه سلطان سنجر در [[خراسان]] اعلام استقلال کرد و عراق را به برادرزادههای خود سپرد.<ref> «آشنایی با امپراطوری سلجوقیان؛ از آغاز تا زوال»، وبسایت بیتوته.</ref> با مرگ سلطان سنجر آخرین سلطان قدرتمند سلجوقی در خراسان، ضعف سلجوقیان شتاب گرفت.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54.</ref> | پیدایش و گسترش اتابکان، اختلافات در موضوع جانشینی بهخصوص بین فرزندان ملکشاه سلجوقی، شکلگیری دولتهای کوچک مستقل سلجوقی مثل سلجوقیان کرمان و عراق، نزاع مداوم با غزنویان، بیدادگری نسبت به مردم، تنش و نزاع با خلفای عباسی و قدرتگیری تدریجی خوارزمشاهیان در شرق از عوامل ضعف و در نهایت زوال سلجوقیان بود.<ref> سلیمی و خادممسجدی، «برررسی افول قدرت و عوامل فروپاشی سلسلۀ سلجوقیان»، 1400ش، ص135.</ref> بعد از مرگ ملکشاه، میان فرزندان او اختلاف افتاد تا اینکه سلطان سنجر در [[خراسان]] اعلام استقلال کرد و عراق را به برادرزادههای خود سپرد.<ref> «آشنایی با امپراطوری سلجوقیان؛ از آغاز تا زوال»، وبسایت بیتوته.</ref> با مرگ سلطان سنجر آخرین سلطان قدرتمند سلجوقی در خراسان، ضعف سلجوقیان شتاب گرفت.<ref> شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54.</ref> | ||
=== | === دوران زوال=== | ||
سلسلۀ سلاجقه با قتل طغرل سوم در سال 590ق سقوط کرد شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54. و جای خود را به خوارزمشاهیان داد.<ref> شرفی، «طغرل سوم سلجوقی و فروپاشی سلاجقۀ عراق»، 1385ش، ص114.</ref> سلاجقۀ کرمان که 150 سال تحت اختیار فرزندان قاورد پسر بزرگ چغریبیگ بهطور مستقل اداره میشد، در سال 580ق با تصرف کرمان به وسیلۀ ملک دینار و فرار آخرین سلطان کرمان یعنی محمدشاه منقرض شد.<ref> فخری، «سلجوقیان کرمان»، 1397ش، ص205 و 206.</ref> سلجوقیان روم که بعد از نبرد ملازگرد و فتح ازنیک در سال 467ق به وسیلۀ سلیمان بن قتلمش تأسیس شده بود،<ref> حسنزاده و طارم، «کارکرد راههای آناتولی در دورۀ سلاطین سلجوقی روم»، 1398ش، ص66.</ref> در سال 708ق با مرگ آخرین سلطان سلجوقی روم غیاثالدین مسعود دوم به پایان رسید و قلمرو آن تحت حاکمیت سلسلۀ ایلخانی درآمد.<ref> حسینی، «مناسبات سلجوقیان روم با مغولان»، 1383ش، ص25.</ref> | سلسلۀ سلاجقه با قتل طغرل سوم در سال 590ق سقوط کرد شمسالدین، «سلجوقیان؛ قدرتمند و دیرپا»، 1387ش، ص54. و جای خود را به خوارزمشاهیان داد.<ref> شرفی، «طغرل سوم سلجوقی و فروپاشی سلاجقۀ عراق»، 1385ش، ص114.</ref> سلاجقۀ کرمان که 150 سال تحت اختیار فرزندان قاورد پسر بزرگ چغریبیگ بهطور مستقل اداره میشد، در سال 580ق با تصرف کرمان به وسیلۀ ملک دینار و فرار آخرین سلطان کرمان یعنی محمدشاه منقرض شد.<ref> فخری، «سلجوقیان کرمان»، 1397ش، ص205 و 206.</ref> سلجوقیان روم که بعد از نبرد ملازگرد و فتح ازنیک در سال 467ق به وسیلۀ سلیمان بن قتلمش تأسیس شده بود،<ref> حسنزاده و طارم، «کارکرد راههای آناتولی در دورۀ سلاطین سلجوقی روم»، 1398ش، ص66.</ref> در سال 708ق با مرگ آخرین سلطان سلجوقی روم غیاثالدین مسعود دوم به پایان رسید و قلمرو آن تحت حاکمیت سلسلۀ ایلخانی درآمد.<ref> حسینی، «مناسبات سلجوقیان روم با مغولان»، 1383ش، ص25.</ref> | ||
==جلوههای تمدنی== | ==جلوههای تمدنی== | ||
===1. زبان و ادبیات=== | ===1. زبان و ادبیات=== | ||