جز ویکی سازی |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''خانه'''</big>؛ بنایی برای سکونت و زندگی انسان بهویژه اعضای یک خانواده.<br> | <big>'''خانه'''</big>؛ بنایی برای سکونت و زندگی انسان بهویژه اعضای یک خانواده.<br> | ||
خانه، منزل، بیت (در زبان عربی) جایی است که آدمی در آن [[زندگی]] میکند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه خانه، سایت واژهیاب.]</ref> برخی خانه را فضای خصوصی زندگی انسان معنا کردهاند.<ref> [https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> واژه خانه در زبان فارسی پهلوی بهصورت «خانَک» و در ایرانِ قدیم نیز به «آهَنه»<ref>معین، حاشیه بر ج۲ برهان قاطع، 1361ش، ص۷۰۸، حاشیۀ۲.</ref> و «سرا» معروف بوده است.<ref>پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۵۳. </ref> این واژه، در گذشته، بهمعنای اتاق بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> فرهنگ نفیسی، مترادفهایی همچون سرا، اطاق / اتاق، منزل، بیت، مسکن، مقام، عمارت، حولی، مکان، چادر، خیمه، خرگاه، سراپرده و شامیانه را نیز برای خانه معرفی کرده است.<ref>نفیسی، فرهنگ، ۱۳۴۳ش، ذیل واژه خانه.</ref> | خانه، منزل، بیت (در [[زبان عربی]]) جایی است که آدمی در آن [[زندگی]] میکند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه خانه، سایت واژهیاب.]</ref> برخی خانه را فضای خصوصی زندگی انسان معنا کردهاند.<ref> [https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> واژه خانه در [[زبان فارسی]] پهلوی بهصورت «خانَک» و در ایرانِ قدیم نیز به «آهَنه»<ref>معین، حاشیه بر ج۲ برهان قاطع، 1361ش، ص۷۰۸، حاشیۀ۲.</ref> و «سرا» معروف بوده است.<ref>پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۵۳. </ref> این واژه، در گذشته، بهمعنای اتاق بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> فرهنگ نفیسی، مترادفهایی همچون سرا، اطاق / اتاق، منزل، بیت، مسکن، مقام، عمارت، حولی، مکان، چادر، خیمه، خرگاه، سراپرده و شامیانه را نیز برای خانه معرفی کرده است.<ref>نفیسی، فرهنگ، ۱۳۴۳ش، ذیل واژه خانه.</ref> برخی، واژۀ خانه را بهصورت پسوند مکان نیز به کار میبرند. افراد، با استفاده از این پسوند، در کنار اسم اشخاص، اسم مصدر، اسم اشیا و نیز صفت، اسم مکان میسازند؛ مانند بُتخانه (بُت + خانه). برخی از زبانشناسان، کاربرد واژه خانه در جایگاه پسوند را نادرست دانسته و آن را تنها یک اسم میدانند.<ref>محمودی بختیاری، «تکواژ خانه و عملکرد معنایی آن در ساخت واژۀ زبان فارسی»، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۳-۱۹۰.</ref> | ||
برخی، واژۀ خانه را بهصورت پسوند مکان نیز به کار میبرند. افراد، با استفاده از این پسوند، در کنار اسم اشخاص، اسم مصدر، اسم اشیا و نیز صفت، اسم مکان میسازند؛ مانند بُتخانه (بُت + خانه). برخی از زبانشناسان، کاربرد واژه خانه در جایگاه پسوند را نادرست دانسته و آن را تنها یک اسم میدانند.<ref>محمودی بختیاری، «تکواژ خانه و عملکرد معنایی آن در ساخت واژۀ زبان فارسی»، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۳-۱۹۰.</ref> | |||
==ابعاد فرهنگی خانه== | ==ابعاد فرهنگی خانه== | ||
در ساختار فرهنگی مردم ایران، خانه، یک فضای خصوصی است که یک خانواده در آن زندگی میکند. در طراحی و ساخت خانهها نیز اصل محرمیت برای افراد خانواده در نظر گرفته میشود تا اعضای خانواده از دید نامحرم محفوظ بمانند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> کارشناسان بر این باورند که خانۀ ایرانی، یکی از پیچیدهترین پدیدههای فرهنگی است که با نکات و مسائل بسیاری همچون محیطزیست، ساختار زندگی، معیارهای اجتماعی، بنیادهای خانوادگی، سنتها، عقاید، باورها و حیات مذهبی آدمی در ارتباط است. این رابطۀ تنگاتنگ، در طول زمان، شکل گرفته، تکامل یافته و هالهای از قداست نیز بر اطراف آن کشیده شده است.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱۴۳-۱۴۴ و ۱۶۸.</ref> | در ساختار فرهنگی مردم ایران، خانه، یک فضای خصوصی است که یک خانواده در آن زندگی میکند. در طراحی و ساخت خانهها نیز اصل محرمیت برای افراد [[خانواده]] در نظر گرفته میشود تا اعضای خانواده از دید نامحرم محفوظ بمانند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> کارشناسان بر این باورند که خانۀ ایرانی، یکی از پیچیدهترین پدیدههای فرهنگی است که با نکات و مسائل بسیاری همچون محیطزیست، ساختار زندگی، معیارهای اجتماعی، بنیادهای خانوادگی، سنتها، عقاید، باورها و حیات مذهبی آدمی در ارتباط است. این رابطۀ تنگاتنگ، در طول زمان، شکل گرفته، تکامل یافته و هالهای از قداست نیز بر اطراف آن کشیده شده است.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱۴۳-۱۴۴ و ۱۶۸.</ref> | ||
==ابعاد دینی خانه== | ==ابعاد دینی خانه== | ||
گروهی از پژوهشگران، خانه را محل آشنایی بیواسطه با جهان؛ مکانی برای صورت گرفتن زندگی روزمره،<ref>کریستیان نوربرگ ـ شولتس، مفهوم سکونت: به سوی معماری تمثیلی، 1381ش، ص141.</ref> مرکز دنیای شخصی انسان و مرکز هستی آدمی معرفی کردهاند؛ مانند خانۀ کعبه برای مسلمانان در مرکز عالم.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص333-334.</ref> بسیاری از فلاسفه و پژوهشگران، شکل خانه را نهتنها متأثر از عوامل اقلیمی، بلکه متأثر از عناصری همچون درک انسان از جهان، حیات، فرهنگ، باورهای مذهبی و شیوههای ارتباطجمعی او میدانند.<ref>ایماس رَپوپورت، «خاستگاههای فرهنگی معماری»، 1382ش، ص68-74.</ref> از این منظر، دین و مذهب، همواره یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر معماری خانهها بوده است. در ایران باستان، فضای اصلی خانه بر محور شرقی غربی قرار میگرفت. دلیل این کار، نمازخواندن زردشتیان به سمت نور خورشید بوده است.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص۱۴-۱۵.</ref> از منظر عرفان اسلامی نیز خانه، فضایی کیفی است که گوهر آدمی در آن جای میگیرد. این فضا، با عالم کیهانی نیز در پیوند است. بر همین اساس، هر کدام از اجزای خانه، هویتی نمادین دارند. برای مثال، کف خانههای اسلامی، همواره بهصورت برآمده طراحی میشد و کفشها همیشه در آستانه، پیش از پای نهادن روی فرشها، درآورده میشدند. فضای خانههای اسلامی، همواره از اشیا اضافی پاک هستند تا انرژی مثبت موجود در اتاق که متأثر از نقشونگار قالی و مفهوم باغ است، خدشهدار نشود. درب به مفهوم گذرگاه و نشانۀ انتقال به فضایی دیگر است. حیاط داخلی در خانههای اسلامی، نمادی از [[بهشت]] و باطن پوشیده و مستور آن است. بههمین ترتیب، زندگی خانوادگی از حیات اجتماعی جدا میشود.<ref>بورکهارت، مبانی هنر اسلامی، 1386ش، ص148.</ref> در قرآن نیز به خانه و ویژگیهای آن اشاره شده است؛ برای مثال، در سوره نحل، خداوند خانه را محل سکون و آرامش معرفی کرده است. برخی از مفسران، این سکونت و آرامش را کانون خانواده تفسیر کردهاند.<ref>بهشتی، خانواده در قرآن، قم، 1386ش، ص39-40.</ref> | گروهی از پژوهشگران، خانه را محل آشنایی بیواسطه با جهان؛ مکانی برای صورت گرفتن زندگی روزمره،<ref>کریستیان نوربرگ ـ شولتس، مفهوم سکونت: به سوی معماری تمثیلی، 1381ش، ص141.</ref> مرکز دنیای شخصی انسان و مرکز هستی آدمی معرفی کردهاند؛ مانند خانۀ کعبه برای مسلمانان در مرکز عالم.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص333-334.</ref> بسیاری از فلاسفه و پژوهشگران، شکل خانه را نهتنها متأثر از عوامل اقلیمی، بلکه متأثر از عناصری همچون درک انسان از جهان، حیات، فرهنگ، باورهای مذهبی و شیوههای ارتباطجمعی او میدانند.<ref>ایماس رَپوپورت، «خاستگاههای فرهنگی معماری»، 1382ش، ص68-74.</ref> از این منظر، دین و مذهب، همواره یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر معماری خانهها بوده است. در ایران باستان، فضای اصلی خانه بر محور شرقی غربی قرار میگرفت. دلیل این کار، نمازخواندن زردشتیان به سمت نور خورشید بوده است.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص۱۴-۱۵.</ref> از منظر عرفان اسلامی نیز خانه، فضایی کیفی است که گوهر آدمی در آن جای میگیرد. این فضا، با عالم کیهانی نیز در پیوند است. بر همین اساس، هر کدام از اجزای خانه، هویتی نمادین دارند. برای مثال، کف خانههای اسلامی، همواره بهصورت برآمده طراحی میشد و کفشها همیشه در آستانه، پیش از پای نهادن روی فرشها، درآورده میشدند. فضای خانههای اسلامی، همواره از اشیا اضافی پاک هستند تا انرژی مثبت موجود در اتاق که متأثر از نقشونگار قالی و مفهوم باغ است، خدشهدار نشود. درب به مفهوم گذرگاه و نشانۀ انتقال به فضایی دیگر است. حیاط داخلی در خانههای اسلامی، نمادی از [[بهشت]] و باطن پوشیده و مستور آن است. بههمین ترتیب، زندگی خانوادگی از حیات اجتماعی جدا میشود.<ref>بورکهارت، مبانی هنر اسلامی، 1386ش، ص148.</ref> در قرآن نیز به خانه و ویژگیهای آن اشاره شده است؛ برای مثال، در سوره نحل، خداوند خانه را محل سکون و آرامش معرفی کرده است. برخی از مفسران، این سکونت و آرامش را کانون خانواده تفسیر کردهاند.<ref>بهشتی، خانواده در قرآن، قم، 1386ش، ص39-40.</ref> | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۰: | ||
==معماری خانه== | ==معماری خانه== | ||
===ایران باستان=== | ===ایران باستان=== | ||
نخستین خانههای کشف شده در تحقیقات باستانشناختی، در | نخستین خانههای کشف شده در تحقیقات باستانشناختی، در [[ایران]]، مربوط به کشفیات محوطۀ باستانی تپههای سیَلک کاشان است. این خانهها، کوچک، متراکم و فاقد [[حیاط]] بودهاند.<ref>مجیدزاده، «تپهقبرستان، یک مرکز صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران»، ۱۳۶۹ش، ص۴-۵.</ref> مورخان، تاریخ ساخت این خانهها را به چهار هزار سال پیش از میلاد نسبت دادهاند. آنها بر این باورند که معماری این دوره، تغییرات بسیاری را به خود دیده است؛<ref>گیرشمن، سیلک کاشان، ۱۳۷۹ش، ج1، ص83.</ref> زیرا، اولین خانهها، کلبههایی ساخته شده از نی و شاخوبرگ درختان بودند که روی آنها را گِلاندود میکردند.<ref>گیرشمن، سیلک کاشان، ۱۳۷۹ش، ج1، ص78.</ref> پس از مدتی، چینه ها، جایگزین کلبههای کهن شدند. این خانهها، دارای دری بودند که بر روی پاشنه میچرخید.<ref>گیرشمن، سیلک کاشان، ۱۳۷۹ش، ج1، ص79-80.</ref> چینهها نیز پس از مدتی، جای خود را به خشتها دادند. | ||
===دورۀ اسلامی=== | ===دورۀ اسلامی=== | ||
در سدههای نخست حضور اسلام در ایران، جلال و شکوه خانههای سنتی ایرانی و معماری آنها، همواره مورد تحسین بوده است. در آن دوران، مصالح بیشتر خانههای شهری، از گِل بوده و بنای ساختمان نیز از سنگ و گچ ساخته میشد.<ref>اصطخری، مسالک الممالک، ۱۹۲۷م، ص123 و 126-127.</ref><br> | در سدههای نخست حضور اسلام در ایران، جلال و شکوه خانههای سنتی ایرانی و معماری آنها، همواره مورد تحسین بوده است. در آن دوران، مصالح بیشتر خانههای شهری، از گِل بوده و بنای ساختمان نیز از سنگ و گچ ساخته میشد.<ref>اصطخری، مسالک الممالک، ۱۹۲۷م، ص123 و 126-127.</ref><br> | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
===دورۀ مدرن=== | ===دورۀ مدرن=== | ||
امروزه، معماری ساختمان و طراحی خانهها، با تفاوتهایی بسیار همراه شده است. از جمله اماکن لازم در یک خانۀ مدرن میتوان به ورودی و راهروها، نشیمن و پذیرایی، آشپزخانه، غذاخوری، رختشویخانه، کتابخانه و اتاق کار، سرویس بهداشتی، پارکینگ و انبار، تأسیسات و موتورخانه اشاره کرد.<ref>[https://sepantaeng.com/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86/ «معماری ساختمان»، سایت هلیدنگ ساختمانی سپنتا.]</ref> معماری مدرن خانهها در ایران، تحت تأثیر فرهنگ غربی صورت گرفت و شروع این اثرپذیری از زمان حکومت پهلوی بوده است. با ورود فرهنگ غربی به ایران، نقشۀ خانهها تغییر کرد و استفاده از فضاهای باز مانند آشپزخانههای اوپن در ایران متداول شد. از دیگر آثار این دگرگونی میتوان به باریک شدن دیوارها، تحول مصالح مورد استفاده در ساختوساز (استفادۀ بیشتر از شیشه بهجای دیوار) و نامگذاری برخی فضاها بهصورت مدرن اشاره کرد. پژوهشگران، مهمترین اثر فرهنگ غربی بر خانههای ایرانی را تبدیل فضای درونگرای خانه به فضاهای برونگرا میدانند. آنها، خالیشدن خانهها از روح دینی، عدم هویتبخشی و انتقال ارزشها، فردی شدن خانهها، کوچکشدن خانوادهها را از دیگر آثار طراحیهای مدرن اعلام کردهاند.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1497477/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C «تأثیر فرهنگ غرب بر هویت معماری ایرانی»، سایت راسخون.]</ref> | امروزه، معماری ساختمان و طراحی خانهها، با تفاوتهایی بسیار همراه شده است. از جمله اماکن لازم در یک خانۀ مدرن میتوان به ورودی و راهروها، نشیمن و پذیرایی، آشپزخانه، غذاخوری، رختشویخانه، کتابخانه و اتاق کار، سرویس بهداشتی، پارکینگ و انبار، تأسیسات و موتورخانه اشاره کرد.<ref>[https://sepantaeng.com/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86/ «معماری ساختمان»، سایت هلیدنگ ساختمانی سپنتا.]</ref> معماری مدرن خانهها در ایران، تحت تأثیر فرهنگ غربی صورت گرفت و شروع این اثرپذیری از زمان حکومت پهلوی بوده است. با ورود فرهنگ غربی به ایران، نقشۀ خانهها تغییر کرد و استفاده از فضاهای باز مانند آشپزخانههای اوپن در ایران متداول شد. از دیگر آثار این دگرگونی میتوان به باریک شدن دیوارها، تحول مصالح مورد استفاده در ساختوساز (استفادۀ بیشتر از شیشه بهجای دیوار) و نامگذاری برخی فضاها بهصورت مدرن اشاره کرد. پژوهشگران، مهمترین اثر فرهنگ غربی بر خانههای ایرانی را تبدیل فضای درونگرای خانه به فضاهای برونگرا میدانند. آنها، خالیشدن خانهها از روح دینی، عدم هویتبخشی و انتقال ارزشها، فردی شدن خانهها، کوچکشدن خانوادهها را از دیگر آثار طراحیهای مدرن اعلام کردهاند.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1497477/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C «تأثیر فرهنگ غرب بر هویت معماری ایرانی»، سایت راسخون.]</ref> | ||
==طبقهبندی خانهها== | ==طبقهبندی خانهها == | ||
===موقعیت جغرافیایی=== | ===موقعیت جغرافیایی=== | ||
کارشناسان، خانههای سنتی ساختهشده در ایران را به سه گروه، شامل خانههای شهری، روستایی و عشایری تقسیم کردهاند. | کارشناسان، خانههای سنتی ساختهشده در ایران را به سه گروه، شامل خانههای شهری، روستایی و عشایری تقسیم کردهاند. | ||
# خانههای شهری: برخی از خانههای شهری که مختص دولتمردان و قدرتمندان بود، از معماری عالی و فضاهای متعددی برخوردار بوده است. این خانهها، بهدلیل داشتن سردرهای مجلل و آجری، به «سردر آجری» معروف بودند. در نقطۀ مقابل، خانههای شهری دیگری بودند که خاص اقشار کمدرآمد بوده و از معماری ساده و مصالح خشت و گلی برخوردار بودند که به «سردر خشتی» معروف شدند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج1، ص241.</ref> | # خانههای شهری: برخی از خانههای شهری که مختص دولتمردان و قدرتمندان بود، از معماری عالی و فضاهای متعددی برخوردار بوده است. این خانهها، بهدلیل داشتن سردرهای مجلل و آجری، به «سردر آجری» معروف بودند. در نقطۀ مقابل، خانههای شهری دیگری بودند که خاص اقشار کمدرآمد بوده و از معماری ساده و مصالح خشت و گلی برخوردار بودند که به «سردر خشتی» معروف شدند.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج1، ص241.</ref> | ||
# خانههای روستایی: خانه در روستا، ارتباطی تنگاتنگ با نوع معیشت مردم دارد. خانههای روستایی، فضاهای متعددی را برای مشاغلِ رایج در روستا مانند کشاورزی، دامداری، باغداری، صنایعدستی و تولیدات دیگر دارند. در بسیاری از این خانهها، فضایی مثل ایوان، کارکردهایی متفاوت و چندمنظوره دارد.<ref>حاجیابراهیم زرگر، درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۴-۱۰۶.</ref> در برخی از روستاهای ایران، مانند کندوان در آذربایجان، خانهها از جنس صخره و خاک هستند. بسیاری از خانهها نیز در دل کوهها کنده شدهاند.<ref>همایون، «روستای کندوان»، ۱۳۵۶ش، ص۱۵۷-۲۱۶.</ref> گاهی، خانههای روستاییان، بهمنظور ایمن ماندن از حملۀ مهاجمان، در درون یک قلعه ساخته میشدند.<ref>صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۴۶-۷۲.</ref> | # خانههای روستایی: خانه در روستا، ارتباطی تنگاتنگ با نوع معیشت مردم دارد. خانههای روستایی، فضاهای متعددی را برای مشاغلِ رایج در روستا مانند کشاورزی، دامداری، باغداری، صنایعدستی و تولیدات دیگر دارند. در بسیاری از این خانهها، فضایی مثل ایوان، کارکردهایی متفاوت و چندمنظوره دارد.<ref>حاجیابراهیم زرگر، درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۴-۱۰۶.</ref> در برخی از روستاهای ایران، مانند [[روستای کندوان|کندوان]] در آذربایجان، خانهها از جنس صخره و خاک هستند. بسیاری از خانهها نیز در دل کوهها کنده شدهاند.<ref>همایون، «روستای کندوان»، ۱۳۵۶ش، ص۱۵۷-۲۱۶.</ref> گاهی، خانههای روستاییان، بهمنظور ایمن ماندن از حملۀ مهاجمان، در درون یک قلعه ساخته میشدند.<ref>صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۴۶-۷۲.</ref> | ||
# خانههای عشایری: در جوامع عشایری، بهدلیل سبک زندگی آنها که کوچندگی است، خانهها از جنس سیاهچادر بوده تا به آسانی و همراه با خانواده منتقل شوند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | # خانههای عشایری: در جوامع عشایری، بهدلیل سبک زندگی آنها که کوچندگی است، خانهها از جنس سیاهچادر بوده تا به آسانی و همراه با خانواده منتقل شوند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | ||
===مصالح ساختمانی=== | ===مصالح ساختمانی=== | ||
تعامل پیچیدۀ خانه و محیطزیست در نقاط مختلف ایران، منجر به شکلگیری تمدنهای مختلفی شده است. برای مثال، تمدنِ مناطق جنگلی ایران را میتوان «تمدن چوب» نامید؛ زیرا بنیادِ ساخت خانهها و سایر فناوریهای سنتی از چوب است. «تمدن سنگ» در مناطق کوهستانی و «تمدن خاک» نیز در مناطق مرکزی ایران به وجود آمد.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱60-161.</ref> در برخی از مناطق دیگر مانند بلوچستان، اقلیم، نقش پررنگی در شکلگیری خانهها نداشته و خانهها از جنسهای مختلفی مانند سیاهچادر، خشت و گِل، آجر و خانههایی از نی و گل ساخته میشوند.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱59.</ref> | تعامل پیچیدۀ خانه و محیطزیست در نقاط مختلف ایران، منجر به شکلگیری تمدنهای مختلفی شده است. برای مثال، تمدنِ مناطق جنگلی ایران را میتوان «تمدن چوب» نامید؛ زیرا بنیادِ ساخت خانهها و سایر فناوریهای سنتی از چوب است. «تمدن سنگ» در مناطق کوهستانی و «تمدن خاک» نیز در مناطق مرکزی ایران به وجود آمد.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱60-161.</ref> در برخی از مناطق دیگر مانند بلوچستان، اقلیم، نقش پررنگی در شکلگیری خانهها نداشته و خانهها از جنسهای مختلفی مانند سیاهچادر، خشت و گِل، آجر و خانههایی از نی و گل ساخته میشوند.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱59.</ref> | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
مولانا نیز در اشعار خود، بارها به واژۀ خانه اشاره کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar3/sh96 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 96، سایت گنجور.]</ref><br> | [[مولانا]] نیز در اشعار خود، بارها به واژۀ خانه اشاره کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar3/sh96 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 96، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||