پیش‌نویس:عالمان و مبارزان افغانستان: تفاوت میان نسخه‌ها

جز حمید گلزار صفحهٔ قیام مردم هزاره را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به پیش‌نویس:عالمان و مبارزان افغانستان منتقل کرد
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''سید‌حسین عالم،'''</big> از علما و مؤسسین مدارس دینی در شمال افغانستان.
'''<big>سید محمد‌کاظم بلبل</big>'''؛ شاعر آیینی و فعال دینی افغانستان.
 
سید‌حسین عالم، نقش مهمی در پرورش عالمان دینی و گسترش مدارس دینی در افغانستان داشته است.
==از کودکی تا جوانی==
سید‌حسین در 1245ش در روستایی از ولایت [[سرپل]] افغانستان متولد شد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1401ش، ص43.</ref> او پس از تحصیلات ابتدایی به فراگیری [[آموزش علوم دینی در افغانستان|علوم دینی]] روی آورد  و برای ادامۀ تحصیل، عازم [[مشهد]] شد و در مدرسۀ بالاسر در کنار حرم امام رضا اقامت گزید.<ref>ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص197.</ref>  او در مدت چهارده سال تحصیلات دینی خود را در [[حوزه علمیه مشهد|حوزۀ علمیۀ مشهد]] کامل کرد.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ج1، 1383ش، ص311. </ref>
 
==ویژگی‌های شخصیتی==
سید‌حسین عالم برای زدودن غبار از چهرۀ مذهب [[شیعه]] می‌کوشید و برای رسیدن به این هدف به مناطق بسیاری مسافرت کرده و مردم را با احکام شرعی آشنا می‌کرد. آموزش قرائت [[نماز]]، واجبات، مطهرات، [[اصول دین|اصول]] و [[فروع دین]] بخش عمده‌ای از این فعالیت‌ها بود که با [[صبر]] و تحمل به صورت چهره‌به‌چهره توسط عالم انجام می‌شد و روش آموزشی او بعدها بسیار رواج یافت.<ref>داودی ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ج2، 1379ش، ص315؛ ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص204. داودی ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ج2، 1379ش، ص333. 
</ref>
 
==فعالیت علمی و فرهنگی==
سید‌حسین عالم در 1275ش با استقبال مردم به بلخاب بازگشت.<ref>سجادی، جامعه‌شناسی سیاسی افغانستان، 1380ش، ص98؛ ریاضی هروی، عین‌الوقایع، 1372ش، ص99.</ref>  بازگشت او به کشور مصادف با دوره‌ای بود که عبدالرحمن با استفاده از گرفتن فتوای تکفیر شیعیان از تعدادی علمای اهل‌سنت و ممنوعیت اعمال مذهبی آنها، حدود 60 درصد از جمعیت شیعۀ افغانستان را نابود کرده بود.<ref>ریاضی هروی، عین‌الوقایع، 1372ش، ص226؛ سجادی، جامعه‌شناسی سیاسی افغانستان، 1380ش، ص99.</ref>  بسیاری از علمای دینی به قتل رسیده و مدارس و [[مسجد|مساجد]] شیعیان تخریب شده بود و حجم زیادی از [[قوم هزاره]] و شیعه به کشورهای همسایه آواره شده بودند.<ref>سجادی، جامعه‌شناسی سیاسی افغانستان، 1380ش، ص99؛ ریاضی هروی، عین‌الوقایع، 1372ش، ص226.</ref> تلاش حاکمیت برای تغییر مذهب مردم، موجب روی آوردن [[شیعیان افغانستان]] به تقیه شده بود.<ref>حسینی، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، 1395ش، ص130.</ref> 
 
عالم در این شرایط، در مناطق کوهستانی و دوردست بلخاب از جمله روستاهای تَل‌عاشقان و وَشت به تدریس و [[تربیت]] شاگردان پرداخت  و یک مدرسۀ علوم دینی را در شمال کشور در سال 1275ش در منطقه وشت پایه‌گذاری کرد.<ref>حسینی، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، 1395ش، ص130.</ref> با تاسیس مدرسه [[دین|دینی]] و فعالیت عالم، علاقه‌مندان به تحصیل علوم دینی از بلخاب و دیگر مناطق شمال در وشت گرد آمدند. با آگاه‌شدن عوامل دولت از بازگشت عالم، او به ولسوالی یکاولنگ ولایت [[بامیان]] رفت و در روستای کَلیکان به مدت دو سال مشغول تعلیم و تدریس شد. افراد زیادی برای علم آموزی نزد وی آمدند. عالم بعد از دو سال با درخواست بزرگان بلخاب به منطقه برگشت و در سال 1284ش در روستای «دَهن‌شِرد» اولین مدرسۀ علمیۀ رسمی بلخاب را تأسیس کرد و خود در آن مدرسه مشغول به تدریس شد. خبر تأسیس مدرسۀ دهن‌شرد به مناطق مختلف رسید و افراد زیادی برای فراگیری علوم دینی به آن مدرسه شتافتند. این مدرسه به‌عنوان یک حوزۀ پربار مطرح و به یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های تعلیم و تربیت علوم اسلامی در افغانستان تبدیل شد.<ref>ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص201.</ref>
 
عالم در کنار ادارۀ مدرسه و تدریس مستمر با هدف تربیت شاگردان آگاه برای ترویج معارف اهل‌بیت و هدایت مردم، به آموزش معارف اسلامی و تعالیم [[اهل‌بیت]] و به‌خصوص احکام شرعی در بین توده‌های مردم اهتمام جدی داشت و با توجه به تلاش دولت برای تغییر مذهب شیعه و گرایش مردم به [[تقیه]]، آموزش دینی مردم را از وظایف جدی علما می‌دانست.<ref>ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص201</ref>  او با همین هدف به مناطق مختلف شمال افغانستان سفر می‌کرد و علاوه‌بر آموزش مردم تلاش می‌کرد در حد توان [[مسجد|مساجد]] و تکیه‌خانه‌ها را احیا و زمینه را برای تأسیس مراکز علوم دینی فراهم کند.<ref>12. داودی ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ج2، 1379ش، ص315 ؛ ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص204.</ref>  در همین راستا او مدرسۀ علوم دینی چهارکنت را در ولایت [[بلخ]] و مدرسۀ علوم دینی سرولنگ را در سرپل تأسیس کرد. عالم در ساخت و احیای مساجد و [[تکیه|تکیه‌خانه‌های]] برخی از مناطق نیز نقش فعالی داشت.<ref>احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1395ش، ص137؛ حسن‌زاده، آشنایی با حوزه‌های علمیه شیعیان در افغانستان، 1390ش، ص149، رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1401ش، ص21 و 22؛ ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص203.</ref>
 
==مسئولیت‌ها==
عالم از ابتدا مسئولیت مدرسۀ علوم دینی وشت را به عهده داشت و بعد از تأسیس مدرسۀ علوم دینی عالمیه در روستای دهن‌شرد، تا آخر عمر مسئولیت آن مدرسه و همچنین مسئولیت امور دینی و [[تبلیغ دینی|تبلیغی]] را در بلخاب به دوش داشت.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1401ش، ص21، 22 و 43.</ref>
 
==شاگردان==
[[شیخ سلطان ترکستانی]]، سید محمد‌حسن رئیس یکه‌ولنگی (مجتهد و بانی مدرسۀ علوم دینی در آن منطقه)، سید ابوالقاسم  بلخی، محمدامین افشار کابلی، قربانعلی وحیدی جاغوری، سید احمد غزنوی و عزیزالله غزنوی برخی از شاگردان عالم هستند که به درجه اجتهاد و زعامت دینی مردم رسیدند. برخی دیگر از شاگردان عالم در تأسیس مدارس علوم دینی و برخی دیگر در تدریس موفقیت داشته‌اند: مانند حاج میرزا حسین (مدیر مدرسۀ سرولنگ سرپل)، شیخ سخیداد کمجی (بانی مدرسۀ کمج دره‌صوف)، موسی سیاه‌دره (بانی مدرسۀ در یکه‌ولنگ)، سید اسماعیل نجفی سچک، حاج سید شاه علی‌عطاء نجفی، سید یحیی کربلایی هزارخانه، حاج سید کاظم نجفی کرسنگی و غلامحسن آخوند پدردار.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ج1، 1383ش، ص316 و رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1401ش، ص22.</ref>
 
==درگذشت==
سیدحسین عالم در 1310ش بعد از سفر [[حج]] و بازدید از حوزه‌های علمیه عراق و ایران به زادگاه خود بازگشت و در 1314ش در همان محل درگذشت. بدن او را در روستای پای‌زیارت میرسید مراد بلخاب دفن کردند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ج1، 1383ش، ص316.</ref>
 
==پانویس==
{{پانویس}}
 
==منابع==
* احمدی‌نژاد، سیدحسن، سیمای بلخاب، قم، مجمع ذخائر اسلامی، اول، 1395ش. 
* حسن‌زاده، غ. علی، آشنایی با حوزه‌های علمیه شیعیان در افغانستان، قم، دارالتفسیر، 1390ش.
* حسینی، سیدآقاحسن، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1395ش.
* داودی ناصری، عبدالمجید، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1379ش.
* رحمانی ولوی، مهدی، تاریخ علمای بلخ، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی،  1383ش. 
* رهیاب (بلخی)، حسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، قم، صبح امید دانش، 1401ش.
* ریاضی هروی، محمد‌یوسف، عین‌الوقایع، تهران، آموزش انقلاب اسلامی، 1372ش. 
* سجادی، سید عبدالقیوم، جامعه‌شناسی سیاسی افغانستان، قم، بوستان کتاب، 1380ش. 
* ضیایی، محمد‌رضا، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1396ش.
 
**
'''<big>سید محمد‌کاظم بلبل</big>'''؛ شاعر آیینی و فعال دینی افغانستان.  


بلبل، بنیان‌گذار شعر آیینی و از فعالان مذهبی [[شیعه]] در قرن سیزده شمسی در افغانستان است. او هنگام سخنرانی در مناسبت‌های مختلف، از اشعار عربی و فارسی و نیز  از سروده‌های خود، استفاده می‌کرد.  
بلبل، بنیان‌گذار شعر آیینی و از فعالان مذهبی [[شیعه]] در قرن سیزده شمسی در افغانستان است. او هنگام سخنرانی در مناسبت‌های مختلف، از اشعار عربی و فارسی و نیز  از سروده‌های خود، استفاده می‌کرد.  
خط ۱۶۴: خط ۱۲۳:
سید‌نادر بحرالعلوم (واعظی) از علمای مبارز در شمال افغانستان بود که توسط دولت کمونیستی کشته شد.  
سید‌نادر بحرالعلوم (واعظی) از علمای مبارز در شمال افغانستان بود که توسط دولت کمونیستی کشته شد.  
==کودکی و نوجوانی==
==کودکی و نوجوانی==
سید‌نادر بحرالعلوم، مشهور به سید‌بحر، در سال 1316ش در روستای بُغَوی از توابع ولایت سرپل چشم به جهان گشود. سیدنادر در کودکی همراه [[خانواده]] به شهر مزارشریف کوچ کرد<ref>شفائی، زندانیان روحانیت تشیع افغانستان، 1368ش، ص62؛ فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص326. </ref>  و دروس مقدماتی را در آن‌جا فرا گرفت. او برای ادامۀ تحصیل علوم دینی به ولسوالی چهارکنت رفت و به‌مدت 5 سال برخی دروس دینی‌ را نزد شیخ سلطان ترکستانی و سید میرحسین مدرس آموخت.<ref>احمدی، «سید‌نادر بحرالعلوم افغانی»، در گلشن ابرار، 1387ش، ج 8، ص566. </ref>   
سید‌نادر بحرالعلوم، مشهور به سید‌بحر، در سال 1316ش در روستای بُغَوی از توابع ولایت سرپل چشم به جهان گشود. سیدنادر در کودکی همراه [[خانواده]] به شهر مزارشریف کوچ کرد<ref>شفائی، زندانیان روحانیت تشیع افغانستان، 1368ش، ص62؛ فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص326. </ref>  و دروس مقدماتی را در آن‌جا فرا گرفت. او برای ادامۀ تحصیل علوم دینی به ولسوالی چهارکنت رفت و به‌مدت 5 سال برخی دروس دینی‌ را نزد [[آموزش علوم دینی در افغانستان#محمدسلطان ترکستانی|شیخ سلطان ترکستانی]] و سید میرحسین مدرس آموخت.<ref>احمدی، «سید‌نادر بحرالعلوم افغانی»، در گلشن ابرار، 1387ش، ج 8، ص566. </ref>   
==جوانی و هجرت==
==جوانی و هجرت==
سیدبحر در سال 1337ش برای ادامۀ تحصیل علوم دینی راهی نجف شد و برخی دروس حوزوی را نزد شیخ صدرا بادکوبه‌اى، شیخ مجتبى لنکرانى و شیخ عباس قوچانى فرا گرفت. بحر دروس عالی حوزه علمیه را نزد سید‌محسن حکیم و آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئى و عرفان را نزد میرزا‌باقر زنجانی آموخت. سیدنادر بحر در سال 1354ش پس از حدود 16 سال اقامت در نجف، با اخذ وکالت‌نامۀ نمایندگی از برخی مراجع دینی، به مزار شریف بازگشت.<ref>احمدی، «سید‌نادر بحرالعلوم افغانی»، در گلشن ابرار، 1387ش، ج 8،ص568. </ref>  
سیدبحر در سال 1337ش برای ادامۀ تحصیل علوم دینی راهی نجف شد و برخی دروس حوزوی را نزد شیخ صدرا بادکوبه‌اى، شیخ مجتبى لنکرانى و شیخ عباس قوچانى فرا گرفت. بحر دروس عالی حوزه علمیه را نزد سید‌محسن حکیم و آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئى و عرفان را نزد میرزا‌باقر زنجانی آموخت. سیدنادر بحر در سال 1354ش پس از حدود 16 سال اقامت در نجف، با اخذ وکالت‌نامۀ نمایندگی از برخی مراجع دینی، به مزار شریف بازگشت.<ref>احمدی، «سید‌نادر بحرالعلوم افغانی»، در گلشن ابرار، 1387ش، ج 8،ص568. </ref>  
خط ۳۰۲: خط ۲۶۱:
* قاسمی، علی، «نامداران هزاره»، وبلاگ جاغوری زیبا، تاریخ درج مطلب: 19 دسامر2008م.
* قاسمی، علی، «نامداران هزاره»، وبلاگ جاغوری زیبا، تاریخ درج مطلب: 19 دسامر2008م.
* ناصری داوودی، عبدالمجید، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1390ش.
* ناصری داوودی، عبدالمجید، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1390ش.
****
<big>'''سیدحیدر نجفی شمشیری،'''</big> فقیه و رهبر قیام مردمی در شمال افغانستان در دورۀ کلکانی.
سید محمد‌حیدر نجفی شمشیری، از عالمان شمال افغانستان بود که در دورۀ حبیب‌الله کلکانی (مشهور به بچۀ سَقَو) به رهبری او شیعیان شمال افغانستان  علیه ظلم و ستم حاکمان وقت قیام کرده و مناطق زیادی از جمله شهر مزارشریف (مرکز ولایات شمال) را تصرف کردند.
==تولد و نوجوانی==
سید محمد‌حیدر در سال 1250ش در قریۀ سرپل واقع در [[بلخاب]] متولد شد. پدر او سیدقاسم شاعر، پدربزرگ مادری سیداسماعیل بلخی، از مشهورترین شاعران بلخاب به‌شمار میرود. سید محمدحیدر در زادگاه خود با خواندن و نوشتن آشنا شد و سپس ادبیات و منطق را از عالمان بلخاب آموخت.<ref>حسینی، تاریخچۀ خاندان بلخی، 1397ش، ص128؛ رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش. ج 1، ص343. </ref>
==جوانی و تحصیلات==
شمشیری در 1270ش برای ادامۀ تحصیل علوم دینی از طریق بخارا (در کشور ازبکستان امروزی) راهی [[مشهد]] شد. شمشیری بعد از یک‌سال اقامت در مشهد عازم نجف در کشور عراق شد و مدت 21 سال در حوزۀ دینی آن شهر به تحصیل پرداخت. او در در نجف از اساتیدی همچون سیدعلی شاهرودی، سیدعلی طباطبایی، محمد‌حسین یزدی فیروز‌آبادی، سیدمهدی صدر، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی، سیداسماعیل صدر، شیخ محمد‌حسین کمپانی،  میرزا‌حسین نائینی و سید ضیاء‌الدین عراقی بهره گرفت و به درجۀ اجتهاد دست یافت.<ref>احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1395ش، ص128؛ رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش. ج 1، ص344. </ref>
==بازگشت به کشور==
شمشیری در 1291ش به خواست مردم افغانستان و تشویق علمای نجف، با اخذ وکالتنامۀ برخی از مراجع وقت از جمله سید محمدکاظم طباطبایی، سید ابوالحسن اصفهانی، محمدتقی راجی، میرزا‌حسین ناییی و سیدمهدی صدر به افغانستان بازگشت و در بلخاب مستقر شد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1401ش، ج2، ص57؛ رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش. ج 1، ص344.</ref>
==ویژگی‌های شخصیتی==
سیدمحمدحیدر نجفی از شجاعت و جرأت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. او برای مبارزه با حاکمان ظالم و کجروی‌های مذهبی در منطقه و نیز برای مبارزه با خوانین و کسانی که به احکام دینی عمل نمی‌کردند، همیشه شمشیری در کمر داشت و به‌همین دلیل به شمشیری معروف شد.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش. ج 1، ص349؛ حسینی قاسمی، شمشیر اسلام (نگاهی به زندگانی، شخصیت و قیام آیت¬الله سیدحیدر حسینی بلخی)، 1377 ش، ص48.  </ref>
==فعالیت‌ها==
بازگشت آیت‌الله شمشیری به کشور مصادف با حاکمیت حبیب‌الله خان فرزند امیر عبدالرحمان عامل تاراج و کشتار [[شیعه|شیعیان]] هزاره‌جات بود. گرچه در زمان حبیب‌الله آرامش به مناطق هزاره‌جات برگشته بود، اما آثار جنایات عبدالرحمان در منطقه مشهود بود. بسیاری از آوارگان به خانه‌های خود بازنگشته بودند. بسیاری از مناطق هزاره‌نشین در اختیار کوچی‌های پشتون قرار گرفته بود. هزاران نفر از مردم شیعه به‌عنوان برده در بازارهای داخلی و خارجی فروخته شده بودند. عناد و تعصب مذهبی در اوج بود و مردم شیعه به سختی زندگی می‌کردند. در چنین شرایطی شمشیری بعد از بازگشت به کشور تلاش‌های خود را به امور زیر معطوف کرد:
===تبلیغ===
با توجه به ممنوعیت پیروی از مذهب شیعه در دوره عبدالرحمان و رواج تقیه در بین مردم که بر اثر آن بخشی از مردم شیعه مذهب خود را فراموش کرده و اعمال مذهبی خود را به شیوۀ مذهب حنفی انجام می‌دادند، آیت‌الله شمشیری وظیفۀ اولیۀ خود را در آن دوره تبلیغ و ترویج مذهب تشیع می‌دانست.<ref>ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش. ص215. </ref>
===تدریس===
بسیاری از عالمان و طلاب شیعه در دورۀ عبدالرحمان از بین رفته بودند و شمشیری تربیت طلاب علوم دینی را برای بیان معارف اهل‌بیت در بین مردم، از وظایف خود می‌دانست و شاگردان زیادی پرورش داد.<ref>حسینی، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، 1395ش، ص130. </ref>
===مناظره===
شمشیری با علاقه و تسلط زیادی که به منابع شیعه و اهل‌سنت داشت از مناظره به‌عنوان یک شیوۀ تبلیغی استفاده کرده و در مناطق مختلف با علما و روحانیون حنفی مناظره و آن‌ها رامغلوب می‌کرد.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش. ج 1، ص345 و 348.</ref>
===تأسیس مدرسۀ علوم دینی===
شمشیری مدرسۀ علوم دینی حیدریه را در 1307ش در قریه تلعاشقان بلخاب تأسیس کرد. این مدرسه تا امروز مورد استفادۀ طلاب قرار دارد.<ref>حسن‌زاده، آشنایی با حوزه‌های علمیه شیعیان در افغانستان، 1390ش. ص154.  </ref>
==رهبری قیام شمال==
با آغاز اصلاحات شاه [[امان‌الله|امان‌الله خان،]] مخالفت‌ها و شورش‌هایی در برخی مناطق کشور آغاز شد و در نهایت، پادشاه از کشور فرار کرد و در جدی/دی 1307ش حبیب‌الله کلکانی به قدرت رسید. از طرف دیگر نادرخان با حمایت انگلیس وارد کشور شد و مردم را به مبارزه با حکومت کلکانی دعوت کرد. در دورۀ حبیب‌الله کلکانی (1307-1308ش) هرج و مرج و بی‌قانونی در کشور حاکم شد. عده‌ای از فرصت استفاده کرده به تهدید جان و  مال و غارت اموال مردم دست زدند. جمعی دیگر به بهانۀ طرفداری شیعیان از امان‌الله خان، به عقده‌گشایی مذهبی و تجاوز به مناطق شیعیان روی آوردند. مردم شیعۀ شمال کشور که از دست غارت‌گران به تنگ آمده بودند، به علما رجوع کردند. در آن شرایط آیت‌الله سیدمحمدحیدر نجفی، شمشیر به‌ دست گرفت و فتوای مقابله با تجاوزگران را صادر کرد. پیرو آن فتوا، سپاهی از مردم بلخاب به فرماندهی صفدرخان باجگاهی آماده مقابله با دشمن شد. ساکنان برخی از قریه‌های سانچارک، مردم [[یکه‌ولنگ]] و لعل هم از مردم بلخاب حمایت کردند. سپاه صفدرخان با تصرف سانچارک، [[سرپل]]، شبرغان و مزارشریف با هدف تصرف ولایت [[بغلان]] به‌سمت تاشقرغان حرکت کرد، اما در مسیر راه گرفتار کمین دشمن شد و با شهادت فرمانده سپاه و جمعی از افراد،  بقیۀ افراد نیز پراکنده شدند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش. ج 1، ص347. </ref>
==درگذشت==
سید محمد‌حیدر نجفی شمشیری در سال 1316ش در بلخاب فوت کرد و بدن او در روستای میرسید مراد در کنار مزار اجدادش به خاک سپرده شد.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1401ش، ج2، ص57؛ حسینی قاسمی، شمشیر اسلام (نگاهی به زندگانی، شخصیت و قیام آیت¬الله سید حیدر حسینی بلخی)، 1377 ش، ص35. </ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* احمدی‌نژاد، سیدحسن، سیمای بلخاب، قم، مجمع ذخائر اسلامی، 1395ش.
* حسن‌زاده، غ. علی، آشنایی با حوزه‌های علمیه شیعیان در افغانستان، قم، دارالتفسیر، 1390ش. 
* حسینی، سیدمحمد، تاریخچه خاندان بلخی، 1397ش.
* حسینی قاسمی، سیدمحمد، شمشیر اسلام (نگاهی به زندگانی، شخصیت و قیام آیتالله سید حیدر حسینی بلخی)، قم، مؤلف، 1377ش. 
* حسینی، سیدآقاحسن، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1395ش.
* رحمانی ولوی، مهدی، تاریخ علمای بلخ، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی،  1383ش. 
* رهیاب (بلخی)، حسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، قم، صبح امید دانش، 1401ش.
* ضیایی، محمد‌رضا، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1396ش.