جز تمیزکاری
جز ویکی سازی و تمیزکاری
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۸: خط ۲۸:


===مد و فشن===
===مد و فشن===
{{اصلی|مدگرایی}}
مُد و فشن مهم‌ترین پدیدۀ عصر حاضر است که با روح جوانان و نوجوانان درهم تنیده و خاستگاه آن القائات پیام‌های رسانه‌ای است. مُد و فشن تنها شامل پوشش متداول حجاب نمی‌شود، بلکه تمامی شئون زندگی انسانی را پوشش داده و بر آن تأثیر گذاشته است، اما آنچه در فضای فکری جامعه بیشتر نمود یافته، در حوزۀ لباس و پوشاک، آرایش چهره و چینش ابزار و وسایل زندگی جدید است. به‌ باور غالب کارشناسان، آنچه سبب اهمیت مد و فشن در جامعۀ اسلامی شود، تأثیرپذیری فرهنگی از کشورهای دیگر است که رسانه‌ها آن را بازتاب می‌دهند. به‌طور نمونه زمانی روسری لبنانی در جامعه فراگیر شده بود و همه از آن استفاده می‌کردند و دلیل شیوع آن این بود که گره‌زدن روسری برای خیلی از زنان محجبه مشکل بود و استفاده از سوزن روسری که در الگوی لبنانی آن وجود داشت، این مشکل را رفع کرده بود.<ref>میرزایی، «ارتباطات رسانه‌ای بر حوزۀ حجاب زنان کشورهای اسلامی مؤثر است»، خبرگزاری مهر.</ref>  یا زمانی [[چادر ملی|چادرهای آستین‌دار]] رواج یافته بود و دلیل آن راحتی بود که خانم‌های چادری می‌توانستند با حفظ چادر کارهای روزمره مانند رانندگی را نیز انجام دهند.<ref>«چادرعربی آستین دار و عبایی، یک پوشش اسلامی و تن‌پوش زیبا»، وب‌سایت حریران.</ref>
مُد و فشن مهم‌ترین پدیدۀ عصر حاضر است که با روح جوانان و نوجوانان درهم تنیده و خاستگاه آن القائات پیام‌های رسانه‌ای است. مُد و فشن تنها شامل پوشش متداول حجاب نمی‌شود، بلکه تمامی شئون زندگی انسانی را پوشش داده و بر آن تأثیر گذاشته است، اما آنچه در فضای فکری جامعه بیشتر نمود یافته، در حوزۀ لباس و پوشاک، آرایش چهره و چینش ابزار و وسایل زندگی جدید است. به‌ باور غالب کارشناسان، آنچه سبب اهمیت مد و فشن در جامعۀ اسلامی شود، تأثیرپذیری فرهنگی از کشورهای دیگر است که رسانه‌ها آن را بازتاب می‌دهند. به‌طور نمونه زمانی روسری لبنانی در جامعه فراگیر شده بود و همه از آن استفاده می‌کردند و دلیل شیوع آن این بود که گره‌زدن روسری برای خیلی از زنان محجبه مشکل بود و استفاده از سوزن روسری که در الگوی لبنانی آن وجود داشت، این مشکل را رفع کرده بود.<ref>میرزایی، «ارتباطات رسانه‌ای بر حوزۀ حجاب زنان کشورهای اسلامی مؤثر است»، خبرگزاری مهر.</ref>  یا زمانی [[چادر ملی|چادرهای آستین‌دار]] رواج یافته بود و دلیل آن راحتی بود که خانم‌های چادری می‌توانستند با حفظ چادر کارهای روزمره مانند رانندگی را نیز انجام دهند.<ref>«چادرعربی آستین دار و عبایی، یک پوشش اسلامی و تن‌پوش زیبا»، وب‌سایت حریران.</ref>


خط ۴۱: خط ۴۲:
سازندگان پیام‌های رسانه‌ای، سوژه‌های ذهنی افراد را از طریق ایجاد تغییر در معادلات ذهنی آنان می‌سازند و منتظر نمی‌نشینند تا افراد جامعه به‌دنیای سلایق رسانه‌ای سفر کنند، بلکه آنها سلایق خود را وارد دنیای ذهنی افراد جامعه می‌سازند. از آنجا که به‌طور غالب میزان رویارویی مخاطبان با پیام‌های رسانه‌ای، برنامه‌ریزی شده نیست، آنها نمی‌توانند معادلات ذهنی خود را در تقابل با محتوای پیام‌های رسانه‌ای، مدیریت کنند و به‌تدریج، با ذایقۀ رسانه‌ای خو می‌گیرند.<ref>جیمز پاتر، دبلیو، بازشناسی رسانه‌های جمعی با رویکرد سواد رسانه‌ای، 1391ش، ص357-350.</ref>
سازندگان پیام‌های رسانه‌ای، سوژه‌های ذهنی افراد را از طریق ایجاد تغییر در معادلات ذهنی آنان می‌سازند و منتظر نمی‌نشینند تا افراد جامعه به‌دنیای سلایق رسانه‌ای سفر کنند، بلکه آنها سلایق خود را وارد دنیای ذهنی افراد جامعه می‌سازند. از آنجا که به‌طور غالب میزان رویارویی مخاطبان با پیام‌های رسانه‌ای، برنامه‌ریزی شده نیست، آنها نمی‌توانند معادلات ذهنی خود را در تقابل با محتوای پیام‌های رسانه‌ای، مدیریت کنند و به‌تدریج، با ذایقۀ رسانه‌ای خو می‌گیرند.<ref>جیمز پاتر، دبلیو، بازشناسی رسانه‌های جمعی با رویکرد سواد رسانه‌ای، 1391ش، ص357-350.</ref>


===2. قصه‌پردازی===  
===قصه‌پردازی===  
رسانه‌های الکترونیکی با استفاده از رنگ‌های مختلف و جلوه‌های حیرت‌آور در پیام‌های خود ذهن مخاطبان خود را طراحی نموده و مطابق ذوق آنها داستان زندگی را روایت می‌کنند و در قالب این داستان‌سرایی، به مخاطبان خود القاء می‌کنند که راجع به چه چیزی فکر کنند و چگونه فکر کنند.<ref>«قصه‌گویی یكی از ابزارهای قدرتمند رسانه‌ای برای ذائقه‌سازی است»، وب‌سایت هشتگ گفت‌وگو.</ref>  
رسانه‌های الکترونیکی با استفاده از رنگ‌های مختلف و جلوه‌های حیرت‌آور در پیام‌های خود ذهن مخاطبان خود را طراحی نموده و مطابق ذوق آنها داستان زندگی را روایت می‌کنند و در قالب این داستان‌سرایی، به مخاطبان خود القاء می‌کنند که راجع به چه چیزی فکر کنند و چگونه فکر کنند.<ref>«قصه‌گویی یكی از ابزارهای قدرتمند رسانه‌ای برای ذائقه‌سازی است»، وب‌سایت هشتگ گفت‌وگو.</ref>
===3. هم‌ذات‌پنداری===
 
===هم‌ذات‌پنداری===
رسانه‌های الکترونیکی با استفاده از ژانرهای کودک و نوجوان مانند کارتون، انمیشن و بازی‌های رایانه‌ای، هم‌ذات‌پنداری را در میان مخاطبان خود ایجاد می‌کند. فیلم‌ها و کارتون‌های تخیلی، به‌گونه‌ای واقعیت‌سازی می‌کنند که مخاطبان خود را در میان قهرمانان داستان و بازیگران فیلم پیدا کنند و از این طریق، با قهرمانان فیلم و داستان‌پردازی آن، هم‌ذات‌پنداری نماید. هم‌ذات‌پنداری مخاطبان، مهم‌ترین روش ذایقه‌سازی رسانه‌ای محسوب می‌شود.<ref> واسعی، «آرزوهای ذهنی و همذات پنداری در سینما»، همشهری آنلاین</ref>
رسانه‌های الکترونیکی با استفاده از ژانرهای کودک و نوجوان مانند کارتون، انمیشن و بازی‌های رایانه‌ای، هم‌ذات‌پنداری را در میان مخاطبان خود ایجاد می‌کند. فیلم‌ها و کارتون‌های تخیلی، به‌گونه‌ای واقعیت‌سازی می‌کنند که مخاطبان خود را در میان قهرمانان داستان و بازیگران فیلم پیدا کنند و از این طریق، با قهرمانان فیلم و داستان‌پردازی آن، هم‌ذات‌پنداری نماید. هم‌ذات‌پنداری مخاطبان، مهم‌ترین روش ذایقه‌سازی رسانه‌ای محسوب می‌شود.<ref> واسعی، «آرزوهای ذهنی و همذات پنداری در سینما»، همشهری آنلاین</ref>
==پیامدها==
==پیامدها==


===1. ظرفیت‌سازی فرهنگی===
===ظرفیت‌سازی فرهنگی===
از آثار ذایقۀ رسانه‌ای، مواجهۀ مخاطبان با سلایق و فرهنگ‌های مختلف در جهان است که بازتاب دهندۀ مجاری مختلف فرهنگی در تمدن‌های گوناگون جهانی محسوب می‌شود. قدرت رسانه‌ها در ایجاد پیوندهای تمدنی و فرهنگی میان ملل مختلف دنیا خود یک ظرفیت فرهنگی است که از جهات متعدد می‌تواند مثبت تلقی ‌شود و جوامع مختلف انسانی می‌توانند در پرتو آن با هم گفتگو کنند.<ref>رشیدپور و آقاسی، «ظرفیت‌سازی فرهنگی عامل کلیدی در راستای توسعۀ سیاسی- فرهنگی»، 1390ش، ص133.</ref>  
از آثار ذایقۀ رسانه‌ای، مواجهۀ مخاطبان با سلایق و فرهنگ‌های مختلف در جهان است که بازتاب دهندۀ مجاری مختلف فرهنگی در تمدن‌های گوناگون جهانی محسوب می‌شود. قدرت رسانه‌ها در ایجاد پیوندهای تمدنی و فرهنگی میان ملل مختلف دنیا خود یک ظرفیت فرهنگی است که از جهات متعدد می‌تواند مثبت تلقی ‌شود و جوامع مختلف انسانی می‌توانند در پرتو آن با هم گفتگو کنند.<ref>رشیدپور و آقاسی، «ظرفیت‌سازی فرهنگی عامل کلیدی در راستای توسعۀ سیاسی- فرهنگی»، 1390ش، ص133.</ref>
===2. لیبرال‌منشی===
 
ذایقۀ رسانه‌ای، از خاستگاه تاریخی لیبرالیسم غربی برخوردار بوده و طبیعی است که نشانه‌های فرهنگی لیبرالسم در آن وجود دارد. این ویژگی ذایقۀ شهروندان را بی‌مبالات، سنت‌گریز و قداست‌ستیز بار می‌آورد. حجاب و عفاف در منظر آنان رنگ می‌بازد و جامعه کم‌کم از معنویت تهی می‌شود.<ref>معینی‌فر، «بررسی اثرات نظریۀ لیبرالیسم در حوزۀ خانواده»، وب‌سایت دیگران.</ref>  
===لیبرال‌منشی===
===3. واقعیت‌گریزی===
ذایقۀ رسانه‌ای، از خاستگاه تاریخی لیبرالیسم غربی برخوردار بوده و طبیعی است که نشانه‌های فرهنگی لیبرالسم در آن وجود دارد. این ویژگی ذایقۀ شهروندان را بی‌مبالات، سنت‌گریز و قداست‌ستیز بار می‌آورد. [[حجاب]] و [[عفت|عفاف]] در منظر آنان رنگ می‌بازد و جامعه کم‌کم از [[معنویت]] تهی می‌شود.<ref>معینی‌فر، «بررسی اثرات نظریۀ لیبرالیسم در حوزۀ خانواده»، وب‌سایت دیگران.</ref>
ذایقۀ رسانه‌ای، به‌میزان زیادی واقعیت‌گریز بوده که در آن ملاک وقایع، تصاویری است که روزانه از مجاری رسانه‌های الکترونیکی به‌خورد مردم داده می‌شود. مرجعیت رسانه‌ها سبب شده تا جهان‌بینی بصری سلطۀ بی‌بدیل داشته باشد؛ به‌طور مثال اغلب افرادی که جامعه امریکا را تنها از دریچۀ دوربین رسانه‌ها دیده‌اند باور نمی‌کنند که در آمریکا فقرایی هستند که شب‌ها گرسنه می‌خوابند؛ چنین تصویری در ذایقۀ رسانه‌ای جایگاه ندارد و واقعیت آن چیزی دانسته می‌شود که از دوربین رسانه‌ها دیده شده و آمریکا را سرزمین آرزوها معرفی کرده است.<ref>احمدی‌رشاد، دین رسانه‌ای، آثار و پیامدها؛ بررسی حضور مفاهیم دینی در رسانه‌های جمعی و الکترونیکی، 1395ش، ص81.</ref>  
 
===4. مادیگرایی===
===واقعیت‌گریزی===
ذایقۀ رسانه‌ای، ذایقۀ مادیگرا، دنیازده و منفعت‌جو است، دنیای آن پر زرق‌وبرق و لذت‌گرا بوده و جامعه را تابع بازار مصرف و کالا محور می‌سازد. تبلیغات اجناس لوکس و کالاهای پر زرق‌وبرق از رسانه‌های تصویری و شبکه‌های اجتماعی ذهن بینندگان را تشنۀ خرید کالا می‌سازد و تمام زندگی خانواده‌ها صرف خرید و فروش کالاهای پر زرق‌و‌برق و کامجویی‌های آن می‌شود و از مسئولیت‌های مهم اجتماعی فاصله می‌گیرند.<ref> نوروزی همایون، «تأثیر منفی رسانه‌ها بر جامعه»، خبرگزاری بسیج.</ref>  
ذایقۀ رسانه‌ای، به‌میزان زیادی واقعیت‌گریز بوده که در آن ملاک وقایع، تصاویری است که روزانه از مجاری رسانه‌های الکترونیکی به‌خورد مردم داده می‌شود. مرجعیت رسانه‌ها سبب شده تا جهان‌بینی بصری سلطۀ بی‌بدیل داشته باشد؛ به‌طور مثال اغلب افرادی که جامعه امریکا را تنها از دریچۀ دوربین رسانه‌ها دیده‌اند باور نمی‌کنند که در آمریکا فقرایی هستند که شب‌ها گرسنه می‌خوابند؛ چنین تصویری در ذایقۀ رسانه‌ای جایگاه ندارد و واقعیت آن چیزی دانسته می‌شود که از دوربین رسانه‌ها دیده شده و آمریکا را سرزمین آرزوها معرفی کرده است.<ref>احمدی‌رشاد، دین رسانه‌ای، آثار و پیامدها؛ بررسی حضور مفاهیم دینی در رسانه‌های جمعی و الکترونیکی، 1395ش، ص81.</ref>
===5. مصرف‌گرایی===
 
ذایقۀ رسانه‌ای، مصرف‌گرایی را ترویج می‌کند. حیات اقتصادی بازار تابع مصرف و تقاضا بوده و این ذایقه، طبیعت مصرف‌گرا دارد. به هر میزانی که مصرف بیشتر باشد، تقاضا نیز بیشتر می‌شود و تولید نیز افزایش می‌یابد و بدین‌ترتیب ذایقۀ رسانه‌ای، ذایقۀ مخاطبان رسانه‌ها را مصرفگرا و مشتری کالاهای لوکس روز به بار می‌آورد. بدین‌ترتیب، رسانه‌ها با تولید نیاز برای جامعه، ارزش‌های آن را از معنویت تهی و به سمت ارزش‌های مادی سوق می‌دهد و مصرف‌گرایی را ترویج می‌دهد.<ref>رفیع‌پور، وسائل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی، 1378ش، ص108-107.</ref>  
===مادیگرایی===
===6. کمرنگ‌شدن ارزش‌ها===
ذایقۀ رسانه‌ای، ذایقۀ مادیگرا، دنیازده و منفعت‌جو است، دنیای آن پر زرق‌وبرق و لذت‌گرا بوده و جامعه را تابع بازار مصرف و کالا محور می‌سازد. تبلیغات اجناس لوکس و کالاهای پر زرق‌وبرق از رسانه‌های تصویری و شبکه‌های اجتماعی ذهن بینندگان را تشنۀ خرید کالا می‌سازد و تمام زندگی خانواده‌ها صرف خرید و فروش کالاهای پر زرق‌و‌برق و کامجویی‌های آن می‌شود و از مسئولیت‌های مهم اجتماعی فاصله می‌گیرند.<ref> نوروزی همایون، «تأثیر منفی رسانه‌ها بر جامعه»، خبرگزاری بسیج.</ref>
در زندگی امروزی که در پرتو تکنولوژی مدرن، بسیار پیچیده و متحول دنبال می‌شود، ارزش‌های انسانی از زندگی رخت بر بسته و کمرنگ شده است. به‌همین دلیل «امید» و «اعتماد» در زندگی آدمیان کمتر وجود دارد، تا جایی‌که انسان‌ها به همدیگر دروغ می‌گویند، ظلم و ستم روا می‌دارند و به‌همدیگر آسیب می‌زنند. ازاین‌رو، آنها به سگ‌ها که وفاداراند، اعتماد می‌کنند ولی به هم‌نوعان خود اعتماد ندارند، یا حتی حیوانات جایگزین فرزند در خانواده‌ها شده است. جامعۀ انسانی به میزانی زیادی از وفاداری، خوش‌رفتاری، انسان‌دوستی و سایر ارزش‌های انسانی، خالی شده و انسان‌ها نیازهای عاطفی خود را از طریق حیوانات به‌ویژه سگ‌ها و گربه‌ها جبران می‌کنند.<ref>«چرا سگ بازی در جامعه مد شده است؟ / زنگ هشدار ویژه مسئولان اجتماعی»، خبرگزاری مهر.</ref>  
 
===مصرف‌گرایی===
{{اصلی|مصرف گرایی}}
ذایقۀ رسانه‌ای، مصرف‌گرایی را ترویج می‌کند. حیات اقتصادی بازار تابع مصرف و تقاضا بوده و این ذایقه، طبیعت مصرف‌گرا دارد. به هر میزانی که مصرف بیشتر باشد، تقاضا نیز بیشتر می‌شود و تولید نیز افزایش می‌یابد و بدین‌ترتیب ذایقۀ رسانه‌ای، ذایقۀ مخاطبان رسانه‌ها را مصرفگرا و مشتری کالاهای لوکس روز به بار می‌آورد. بدین‌ترتیب، رسانه‌ها با تولید نیاز برای جامعه، ارزش‌های آن را از [[معنویت]] تهی و به سمت ارزش‌های مادی سوق می‌دهد و مصرف‌گرایی را ترویج می‌دهد.<ref>رفیع‌پور، وسائل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی، 1378ش، ص108-107.</ref>
 
===کمرنگ‌شدن ارزش‌ها===
در زندگی امروزی که در پرتو تکنولوژی مدرن، بسیار پیچیده و متحول دنبال می‌شود، ارزش‌های انسانی از زندگی رخت بر بسته و کمرنگ شده است. به‌همین دلیل «امید» و «اعتماد» در زندگی آدمیان کمتر وجود دارد، تا جایی‌که انسان‌ها به همدیگر دروغ می‌گویند، ظلم و ستم روا می‌دارند و به‌همدیگر آسیب می‌زنند. ازاین‌رو، آنها به سگ‌ها که وفاداراند، اعتماد می‌کنند ولی به هم‌نوعان خود اعتماد ندارند، یا حتی حیوانات جایگزین فرزند در خانواده‌ها شده است. جامعۀ انسانی به میزانی زیادی از وفاداری، خوش‌رفتاری، انسان‌دوستی و سایر ارزش‌های انسانی، خالی شده و انسان‌ها [[نیازهای عاطفی]] خود را از طریق حیوانات به‌ویژه سگ‌ها و گربه‌ها جبران می‌کنند.<ref>«چرا سگ بازی در جامعه مد شده است؟ / زنگ هشدار ویژه مسئولان اجتماعی»، خبرگزاری مهر.</ref>
 
===سطحی‌گرایی===
===سطحی‌گرایی===
از پیامدهای دیگر ذایقۀ رسانه‌ای، سطحی‌گرایی است به‌دلیل اینکه در پیام‌های رسانه‌ای همیشه کیفیّت قربانی کمیّت بوده است، رسانه‌ها اطلاعات انبوه تولید می‌کنند، ولی غالب آن از ژرفای کافی و سندیت لازم برخوردار نیستند. ازاین‌رو اگر قدرت رسانه‌ها، در جهت‌بخشیدن به افکار عمومی در نظر گرفته شود، از آثار مهم آن، ترویج سطحی‌گرایی محسوب می‌شود.<ref>رجبی فروتن، «سطحی‌نگری در رسانه‌ها»، پرتال جامع علوم انسانی.</ref>
از پیامدهای دیگر ذایقۀ رسانه‌ای، سطحی‌گرایی است به‌دلیل اینکه در پیام‌های رسانه‌ای همیشه کیفیّت قربانی کمیّت بوده است، رسانه‌ها اطلاعات انبوه تولید می‌کنند، ولی غالب آن از ژرفای کافی و سندیت لازم برخوردار نیستند. ازاین‌رو اگر قدرت رسانه‌ها، در جهت‌بخشیدن به افکار عمومی در نظر گرفته شود، از آثار مهم آن، ترویج سطحی‌گرایی محسوب می‌شود.<ref>رجبی فروتن، «سطحی‌نگری در رسانه‌ها»، پرتال جامع علوم انسانی.</ref>