جز ویکی سازی و تمیزکاری
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:آرایش۲.jpg|جایگزین=آرایش عروس در زمان قاجار|بندانگشتی|آرایش عروس در [[قاجاریه|زمان قاجار]]]]
'''{{درشت|آرایش}}'''؛ آراستن چهره، مو و اندام‌ها با رنگ و زیورهای گوناگون.
'''{{درشت|آرایش}}'''؛ آراستن چهره، مو و اندام‌ها با رنگ و زیورهای گوناگون.


خط ۸: خط ۷:


==آرایش در ایران باستان==
==آرایش در ایران باستان==
ایرانیان از هزاران سال پیش، زیورهای سنگی، فلزی و استخوانی را برای [[آرایش زن|آرایش]] به‌کار می‌بردند. اصلاح ریش مردان به‌شکل مربع، بستن موی سر از پشت با نوار، بالا آوردن موی سر با نیم‌تاج، استفاده از کلاه‌گیس، مواد آرایشی و جواهرات در دوره [[مادها]] مرسوم بوده است. تاج، دست‌بند، گردن‌بند زرین و مهره‌های شیشه‌ای نیز از زیورهای آن روزگار بوده است.<ref>گیرشمن، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، 1346ش، ص264.</ref> در دوران هخامنشی، زنان موی بافته‌شده خود را پشت‌سر جمع می‌کردند و سر را با تاج و توری می‌آراستند.<ref>بروسیوس، زنان هخامنشی، 1381ش، ص116-117.</ref> در این دوره پیشه [[آرایشگری زنانه|آرایشگری]]، جایگاه اجتماعی داشته است.<ref>بریان، امپراتوری هخامنشی، 1381ش، ج1، ص347.</ref>
ایرانیان از هزاران سال پیش، زیورهای سنگی، فلزی و استخوانی را برای [[آرایش زن|آرایش]] به‌کار می‌بردند. اصلاح ریش مردان به‌شکل مربع، بستن موی سر از پشت با نوار، بالا آوردن موی سر با نیم‌تاج، استفاده از [[کلاه‌گیس]]، مواد آرایشی و جواهرات در دوره [[مادها]] مرسوم بوده است. تاج، دست‌بند، [[گردن‌بند]] زرین و مهره‌های شیشه‌ای نیز از زیورهای آن روزگار بوده است.<ref>گیرشمن، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، 1346ش، ص264.</ref> در دوران [[هخامنشیان]]، زنان موی بافته‌شده خود را پشت‌سر جمع می‌کردند و سر را با تاج و توری می‌آراستند.<ref>بروسیوس، زنان هخامنشی، 1381ش، ص116-117.</ref> در این دوره پیشه [[آرایشگری زنانه|آرایشگری]]، جایگاه اجتماعی داشته است.<ref>بریان، امپراتوری هخامنشی، 1381ش، ج1، ص347.</ref>


==آرایش ایرانیان در دوره اسلامی==
==آرایش ایرانیان در دوره اسلامی==
[[پرونده:آرایش.jpg|جایگزین=لوازم آرایش در زمان قاجار|بندانگشتی|لوازم آرایش در [[قاجاریه|زمان قاجار]]]]
حضور [[اسلام]] در جامعه ایرانی نقطه عطفی بود که ایرانیان را به درآمیختن آداب و سنت‌های دیرین خود با آموزه‌های اسلامی سوق داد. سفارش [[قرآن]] به آراستگی<ref>سوره أعراف، آیه 26 و 32.</ref> و تأکید [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] بر خوشبویی<ref>کلینی، فروع کافی، 1367ش، ج5، ص496.</ref> و زیبندگی ظاهر،<ref>شیخ صدوق، الخصال، 1362، ج1، ص242.</ref> برای ایرانیان جذاب بود. خضاب کردن، شانه‌زدن موها و معطر کردن آن با روغن و [[عطر|عطرهای]] خوشبو، پوشیدن جامه سپید برای زیبایی و پاکیزگی، [[آراستگی شوهر]] و زیور بستن زن برای شوهر، از سفارش‌های اسلام است که به تدریج بر سبک زندگی ایرانیان اثر گذاشت. در دوره میانه از تاریخ ایران اسلامی، داشتن زلف‌های سیاه انبوه و ابروان کمانی و رنگین کردن انگشتان با [[حنا]] و آویختن زیورها و تعویذهای آغشته به عنبر و مشک مرسوم بود.<ref>ارجانی، سمک عیار، 1356ش، ج1، ص22.</ref> گزارش‌های تاریخی به استعمال فزاینده عطر و مواد آرایشی در این دوره اشاره کرده‌اند.<ref>بیانی، زن در ایران عصر مغول، 1352ش، ص70.</ref> بازار پررونق جواهرفروشان [[تبریز]] و علاقه فراوان زنان به خرید [[طلا]] و جواهر در سفرنامه ابن‌بطوطه مورد توجه قرار گرفته است.<ref>ابن‌بطوطه، رحله، 1417ق، ج2، ص76.</ref>
حضور [[اسلام]] در جامعه ایرانی نقطه عطفی بود که ایرانیان را به درآمیختن آداب و سنت‌های دیرین خود با آموزه‌های اسلامی سوق داد. سفارش [[قرآن]] به آراستگی<ref>سوره أعراف، آیه 26 و 32.</ref> و تأکید [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] بر خوشبویی<ref>کلینی، فروع کافی، 1367ش، ج5، ص496.</ref> و زیبندگی ظاهر،<ref>شیخ صدوق، الخصال، 1362، ج1، ص242.</ref> برای ایرانیان جذاب بود. خضاب کردن، شانه‌زدن موها و معطر کردن آن با روغن و [[عطر|عطرهای]] خوشبو، پوشیدن جامه سپید برای زیبایی و پاکیزگی، [[آراستگی شوهر]] و زیور بستن زن برای شوهر، از سفارش‌های اسلام است که به تدریج بر سبک زندگی ایرانیان اثر گذاشت. در دوره میانه از تاریخ ایران اسلامی، داشتن زلف‌های سیاه انبوه و ابروان کمانی و رنگین کردن انگشتان با [[حنا]] و آویختن زیورها و تعویذهای آغشته به عنبر و مشک مرسوم بود.<ref>ارجانی، سمک عیار، 1356ش، ج1، ص22.</ref> گزارش‌های تاریخی به استعمال فزاینده عطر و مواد آرایشی در این دوره اشاره کرده‌اند.<ref>بیانی، زن در ایران عصر مغول، 1352ش، ص70.</ref> بازار پررونق جواهرفروشان [[تبریز]] و علاقه فراوان زنان به خرید [[طلا]] و جواهر در سفرنامه ابن‌بطوطه مورد توجه قرار گرفته است.<ref>ابن‌بطوطه، رحله، 1417ق، ج2، ص76.</ref>


خط ۲۴: خط ۲۲:
*'''حنا''': برگ‌های خشک‌شده [[حنا]] از نخستین مواد طبیعی است که بشر برای آرایش به‌کار گرفته است. برگ‌های ساییده‌شدهٔ حنا را با آب می‌آمیزند و خمیر به‌دست آمده را بر دست و پا و سر و ریش می‌بندند.<ref>نفیسی، فرهنگ، ۱۳۱۸ش، ذیل واژه حنا.</ref> به‌جز رنگین‌کردن موی و دست‌وپا یا سرانگشتان، گاهی زنان با حنا نقش‌هایی بر دست‌وپا می‌بستند که به آن '''نگار''' می‌گفتند. با سفارش‌های [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] دربارهٔ حنابستن و آراستگی تن و جسم، استعمال حنا میان ایرانیان به‌ویژه هنگام جشن‌ها و آیین‌های شادمانی کاربرد بیشتری پیدا کرد. حنابستن پیش از وصال معشوق به‌عنوان یک نماد و استعاره نیز در فرهنگ ایرانیان کاربرد دارد و آشکارترین مصداق آن، رزمندگان [[مسلمان]] است که آراسته و حنابسته به میدان [[جنگ]] می‌رفتند.<ref>[https://defapress.ir/fa/news/281296/رزمندگان-در-شب-عملیات-حنابندان-راه-می‌انداختند قنبریان، «رزمندگان در شب عملیات، حنابندان راه می‌انداختند»، در خبرگزاری دفاع مقدس.]</ref>
*'''حنا''': برگ‌های خشک‌شده [[حنا]] از نخستین مواد طبیعی است که بشر برای آرایش به‌کار گرفته است. برگ‌های ساییده‌شدهٔ حنا را با آب می‌آمیزند و خمیر به‌دست آمده را بر دست و پا و سر و ریش می‌بندند.<ref>نفیسی، فرهنگ، ۱۳۱۸ش، ذیل واژه حنا.</ref> به‌جز رنگین‌کردن موی و دست‌وپا یا سرانگشتان، گاهی زنان با حنا نقش‌هایی بر دست‌وپا می‌بستند که به آن '''نگار''' می‌گفتند. با سفارش‌های [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] دربارهٔ حنابستن و آراستگی تن و جسم، استعمال حنا میان ایرانیان به‌ویژه هنگام جشن‌ها و آیین‌های شادمانی کاربرد بیشتری پیدا کرد. حنابستن پیش از وصال معشوق به‌عنوان یک نماد و استعاره نیز در فرهنگ ایرانیان کاربرد دارد و آشکارترین مصداق آن، رزمندگان [[مسلمان]] است که آراسته و حنابسته به میدان [[جنگ]] می‌رفتند.<ref>[https://defapress.ir/fa/news/281296/رزمندگان-در-شب-عملیات-حنابندان-راه-می‌انداختند قنبریان، «رزمندگان در شب عملیات، حنابندان راه می‌انداختند»، در خبرگزاری دفاع مقدس.]</ref>
*'''وَسمه''': گیاهی از تیره صلیبیان است که برگی شبیه گیاه «مورد» دارد. برگ‌ها یا میوه این گیاه دارای ماده رنگینی است که آن را پس از خشک شدن می‌سایند و گرد آن را در وسمه‌جوش می‌جوشانند. محلول غلیظ و سیاه به‌دست آمده را برای سیاه و پرپشت کردن ابروی زنان و سر و ریش مردان به‌کار می‌برند. زنان در [[تهران]] قدیم برای آنکه وسمه بهتر رنگ بدهد و ابرو را سیاه‌تر و درخشان‌تر کند، داخل [[صابون]] مخصوص «برگردان» را خالی می‌کردند و جوشاندهٔ وسمه را در آن می‌ریختند و با ابزار مخصوص، وسمه را بر ابرو می‌کشیدند.<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۱ش، ج4، ص311-312.</ref>
*'''وَسمه''': گیاهی از تیره صلیبیان است که برگی شبیه گیاه «مورد» دارد. برگ‌ها یا میوه این گیاه دارای ماده رنگینی است که آن را پس از خشک شدن می‌سایند و گرد آن را در وسمه‌جوش می‌جوشانند. محلول غلیظ و سیاه به‌دست آمده را برای سیاه و پرپشت کردن ابروی زنان و سر و ریش مردان به‌کار می‌برند. زنان در [[تهران]] قدیم برای آنکه وسمه بهتر رنگ بدهد و ابرو را سیاه‌تر و درخشان‌تر کند، داخل [[صابون]] مخصوص «برگردان» را خالی می‌کردند و جوشاندهٔ وسمه را در آن می‌ریختند و با ابزار مخصوص، وسمه را بر ابرو می‌کشیدند.<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۱ش، ج4، ص311-312.</ref>
*[[پرونده:آرایش۱.jpg|جایگزین=سرمه از مواد آرایشی|بندانگشتی|سرمه از مواد آرایشی]]'''سرمه''': ماده‌ای دارویی است که هم برای تقویت روشنی چشم و هم برای خودآرایی به‌کار می‌رود. گرد سرمه را در ظرف‌های موسوم به سرمه‌دان می‌ریختند که صنعتگران آنها را از جنس مس، نقره، [[برنج]] یا چوب می‌ساختند و روی آنها شکل‌های زیبایی قلم‌زنی می‌کردند. سرمه‌دان‌های پارچه‌ای از جنس مخمل یا [[ترمه]] نیز وجود داشت که روی آن‌ها [[سوزن‌دوزی]]، ملیله‌دوزی، مرواریددوزی و منجوق‌دوزی می‌کردند. سرمه را به‌کمک ابزاری به‌نام میل سرمه به چشم می‌کشیدند و لبه‌های درونی پلک و پشت پلک و مژگان را با آن سیاه می‌کردند. میل سرمه را معمولاً از عاج، فلز یا چوب می‌ساختند و سر آن را مرصع می‌کردند.<ref>سمسار، «آرایش و هنر»، ۱۳۴۲ش، ش۱۶، ص39-43.</ref>
*'''سرمه''': ماده‌ای دارویی است که هم برای تقویت روشنی چشم و هم برای خودآرایی به‌کار می‌رود. گرد سرمه را در ظرف‌های موسوم به سرمه‌دان می‌ریختند که صنعتگران آنها را از جنس مس، نقره، [[برنج]] یا چوب می‌ساختند و روی آنها شکل‌های زیبایی قلم‌زنی می‌کردند. سرمه‌دان‌های پارچه‌ای از جنس مخمل یا [[ترمه]] نیز وجود داشت که روی آن‌ها [[سوزن‌دوزی]]، ملیله‌دوزی، مرواریددوزی و منجوق‌دوزی می‌کردند. سرمه را به‌کمک ابزاری به‌نام میل سرمه به چشم می‌کشیدند و لبه‌های درونی پلک و پشت پلک و مژگان را با آن سیاه می‌کردند. میل سرمه را معمولاً از عاج، فلز یا چوب می‌ساختند و سر آن را مرصع می‌کردند.<ref>سمسار، «آرایش و هنر»، ۱۳۴۲ش، ش۱۶، ص39-43.</ref>
*'''سفیداب''': گرد سفیدی است از جنس فلز روی بود و زنان به‌جای پودرهای امروزی، برای سفید کردن چهره و پوشاندن ناهمواری‌های صورت از آن بهره می‌گرفتند. سفیداب را گاهی از قلع و سرب نیز به‌دست می‌آوردند.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=سفیدآب&f=dehkhoda دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه سفیداب].</ref> گرد سفیداب را در قوطی یا جعبه‌های فلزی مخصوصی که روی آن نقش‌های زیبا کنده‌کاری شده، و به «پودردان» معروف بود، نگه می‌داشتند.
*'''سفیداب''': گرد سفیدی است از جنس فلز روی بود و زنان به‌جای پودرهای امروزی، برای سفید کردن چهره و پوشاندن ناهمواری‌های صورت از آن بهره می‌گرفتند. سفیداب را گاهی از قلع و سرب نیز به‌دست می‌آوردند.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=سفیدآب&f=dehkhoda دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه سفیداب].</ref> گرد سفیداب را در قوطی یا جعبه‌های فلزی مخصوصی که روی آن نقش‌های زیبا کنده‌کاری شده، و به «پودردان» معروف بود، نگه می‌داشتند.
*'''سرخاب''': گرد سرخی است که زنان برای خوش‌رنگ ساختن چهره روی سفیداب بر گونه، چانه و لب‌ها می‌مالیدند. درگذشته سرخاب را به‌صورت صابون‌های خشک نیز می‌ساختند. زنان برای ساختن چهره‌ای طبیعی و خوش آب و رنگ با مهارت خاصی سرخاب را بر پوست صورت می‌مالیدند.<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۱ش، ج4، ص312-313.</ref>
*'''سرخاب''': گرد سرخی است که زنان برای خوش‌رنگ ساختن چهره روی سفیداب بر گونه، چانه و لب‌ها می‌مالیدند. درگذشته سرخاب را به‌صورت صابون‌های خشک نیز می‌ساختند. زنان برای ساختن چهره‌ای طبیعی و خوش آب و رنگ با مهارت خاصی سرخاب را بر پوست صورت می‌مالیدند.<ref>شهری، طهران قدیم، ۱۳۷۱ش، ج4، ص312-313.</ref>