جز ویکی سازی |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''{{درشت|یکتاپرستی ایرانیان}}'''؛ پرستش خدای یگانه در ایران از دوران باستان تاکنون. | |||
'''{{درشت|یکتاپرستی ایرانیان}}'''؛ پرستش خدای یگانه در ایران از دوران باستان تاکنون. | |||
یکتاپرستی ایرانیان از گذشتههای دور با اثرپذیری از آموزههای وحیانی در فرهنگ آنها نهادینه شده است. تمدن ایرانی در ادوار مختلف تاریخی، همواره بر پایهٔ نظام معنایی [[توحید|توحیدی]] شکل گرفته است؛ هرچند در گذر زمان، یکتاپرستی با انحراف و انگارههای [[شرک|شرکآلود]] عجین شده و تمدنهای قدسی بهسوی تمدنهای دنیوی و عرفی سوق یافته است، اما در همین نقاط عطف تاریخی، احیای دین الهی و بازگشت به یکتاپرستی صورت گرفته و بار دیگر ایرانیان را به اوج شکوفایی تمدنی رسانده است. با پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان، آنها نقشی بیمانند در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی ایفا کردند. در پی افول تمدن اسلامی بهدلیل دور شدن [[مسلمان|مسلمانان]] از آموزههای اصیل اسلامی، ایرانیان با خوانش [[شیعه|شیعی]] از اسلام، بار دیگر توان تمدنسازی خود را در عصر [[صفویه|صفوی]] به اثبات رساندند که آثار مادی و معنوی آن تاکنون در جامعه و فرهنگ ایرانی پایدار است. از این منظر، یکتاپرستی ایرانیان در تمام امور زندگی آنان مانند مسائل اجتماعی، اقتصادی و بهویژه امور سیاسی حاکم بوده و اهمیت زیادی داشته است. | |||
==تاریخچه== | ==تاریخچه== | ||
ایرانیان از دوران باستان بر اساس [[فطرت]] توحیدی خود با خدای یگانه، آشنا بودند و یکتاپرستی همواره در ایران، وجود داشته است.<ref>[https://jhss.ut.ac.ir/article_56616.html سبزیانپور و صالحی، «بازتاب دیانت ایرانیان باستان در منابع عربی»، 1393ش، ص99.]</ref> در نخستین نسلهای جامعهٔ ایرانی از پادشاهانی مانند کیومرث و هوشنگ نام برده میشود<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/qmars/sh1 فردوسی، شاهنامه، کیومرث، وبسایت گنجور.]</ref> که دادگر و پرستشگر خدا بودهاند و برخی آنها را پیامبران صاحب شریعت دانستهاند. کتاب «جاودان خرد» در حکمت عملی که برجای مانده از دوران ایران باستان است، به آموزههای آسمانی هوشنگ منتسب میشد که در دورهٔ اسلامی، ابوعلی مسکویه (متوفای ۴۲۱ق) و [[شهابالدین یحیی سهروردی|شهابالدین سهروردی]] ((۵۴۹–۵۸۷ق) در آثار خود از آن بهره گرفتهاند. همچنین هوشنگ، مهمترین پادشاه سلسله پیشدادی است که در کتاب [[اوستا]]، پَرَذاتَ گفته میشد و در زبان [[فارسی دری|دری]] به پیشداد، تغییر کرده است. واژه پَرَذاتَ بهمعنای نخستین قانونگذار است. از این منظر، هئوشینگهه پرذات (هوشنگ پیشدادی) نخستین کسی است که به خواست اهورمزدا بر هفت اقلیم سلطنت یافت و بر آدمیان و دیوان فرمانروایی میکرد و بر کژیها میشورید و برای خداوند، قربانی میکرد.<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/detail/336151?title=هوشنگ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه هوشنگ.]</ref> پیشدادیان، نخستین سلسلهای است که در گذشتهٔ تاریخی ایران از آنها یاد شده و آنها بسیار پیش از کیانیان و ایلامیان و [[مادها]] میزیستند و یکتاپرستی را در جهان گسترانیدهاند. برخی پژوهشگران، دوران زیست کیومرث را به ۴۷۰۰ سال پیش از مسیح، بازگرداندهاند.<ref>درخشانی، دانشنامه کاشان: مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان، ج3، 1383ش، ص689.</ref> کیومرث، سرسلسلهٔ این دودمان، در [[شاهنامه]]، نخستین فرمانروا و در نوشتههای [[اوستا|اوستایی]] نخستین کسی است که از فرمان اهورامزدا پیروی کرده است. برخی تاریخنگاران با تکیه بر نوشتههای پهلوی، کیومرث را نخستین انسان و هوشنگ را نخستین فرمانروا میدانند.<ref>صفا، حماسهسرایی در ایران، 1379ش، ص396-401.</ref> | ایرانیان از دوران باستان بر اساس [[فطرت]] توحیدی خود با خدای یگانه، آشنا بودند و یکتاپرستی همواره در ایران، وجود داشته است.<ref>[https://jhss.ut.ac.ir/article_56616.html سبزیانپور و صالحی، «بازتاب دیانت ایرانیان باستان در منابع عربی»، 1393ش، ص99.]</ref> در نخستین نسلهای جامعهٔ ایرانی از پادشاهانی مانند کیومرث و هوشنگ نام برده میشود<ref>[https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/qmars/sh1 فردوسی، شاهنامه، کیومرث، وبسایت گنجور.]</ref> که دادگر و پرستشگر خدا بودهاند و برخی آنها را پیامبران صاحب شریعت دانستهاند. کتاب «جاودان خرد» در حکمت عملی که برجای مانده از دوران ایران باستان است، به آموزههای آسمانی هوشنگ منتسب میشد که در دورهٔ اسلامی، ابوعلی مسکویه (متوفای ۴۲۱ق) و [[شهابالدین یحیی سهروردی|شهابالدین سهروردی]] ((۵۴۹–۵۸۷ق) در آثار خود از آن بهره گرفتهاند. همچنین هوشنگ، مهمترین پادشاه سلسله پیشدادی است که در کتاب [[اوستا]]، پَرَذاتَ گفته میشد و در زبان [[فارسی دری|دری]] به پیشداد، تغییر کرده است. واژه پَرَذاتَ بهمعنای نخستین قانونگذار است. از این منظر، هئوشینگهه پرذات (هوشنگ پیشدادی) نخستین کسی است که به خواست اهورمزدا بر هفت اقلیم سلطنت یافت و بر آدمیان و دیوان فرمانروایی میکرد و بر کژیها میشورید و برای خداوند، قربانی میکرد.<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/detail/336151?title=هوشنگ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه هوشنگ.]</ref> پیشدادیان، نخستین سلسلهای است که در گذشتهٔ تاریخی ایران از آنها یاد شده و آنها بسیار پیش از کیانیان و ایلامیان و [[مادها]] میزیستند و یکتاپرستی را در جهان گسترانیدهاند. برخی پژوهشگران، دوران زیست کیومرث را به ۴۷۰۰ سال پیش از مسیح، بازگرداندهاند.<ref>درخشانی، دانشنامه کاشان: مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان، ج3، 1383ش، ص689.</ref> کیومرث، سرسلسلهٔ این دودمان، در [[شاهنامه]]، نخستین فرمانروا و در نوشتههای [[اوستا|اوستایی]] نخستین کسی است که از فرمان اهورامزدا پیروی کرده است. برخی تاریخنگاران با تکیه بر نوشتههای پهلوی، کیومرث را نخستین انسان و هوشنگ را نخستین فرمانروا میدانند.<ref>صفا، حماسهسرایی در ایران، 1379ش، ص396-401.</ref> | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
==دین الهی در ایران باستان== | ==دین الهی در ایران باستان== | ||
گسترش انگارهٔ یکتایی خدا و آموزهٔ نظام معنایی توحیدی میان ایرانیان به هوشنگ، از نخستین پادشاهان ایران باستان و نامآور در دانایی، دادگری و یزدانستایی،<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/detail/336151?title=هوشنگ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ هوشنگ.]</ref> نسبت داده شده است.<ref>مسکویه، الحکمة الخالدة، 1416ق، ص6.</ref> قاضی صاعد اندلسی، اندیشمند مسلمان سده پنجم هجری در اثر مبسوط خود پیرامون جوامع گوناگون بشر، به یکتاپرستی ایرانیان، تصریح کرده است و این باورِ مورخان را مورد اشاره قرار داده که ایرانیان ابتدا بر دیانت حضرت نوح بودند تا اینکه تهمورث،<ref group="یادداشت">تهمورس که در زبان | گسترش انگارهٔ یکتایی خدا و آموزهٔ نظام معنایی توحیدی میان ایرانیان به هوشنگ، از نخستین پادشاهان ایران باستان و نامآور در دانایی، دادگری و یزدانستایی،<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/detail/336151?title=هوشنگ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ هوشنگ.]</ref> نسبت داده شده است.<ref>مسکویه، الحکمة الخالدة، 1416ق، ص6.</ref> قاضی صاعد اندلسی، اندیشمند مسلمان سده پنجم هجری در اثر مبسوط خود پیرامون جوامع گوناگون بشر، به یکتاپرستی ایرانیان، تصریح کرده است و این باورِ مورخان را مورد اشاره قرار داده که ایرانیان ابتدا بر دیانت حضرت نوح بودند تا اینکه تهمورث،<ref group="یادداشت">تهمورس که در [[زبان عربی]]، طهمورث یا تهمورث خوانده میشود بهمعنای پهلوان زمین است که دهخدا در لغتنامه، او را پادشاه ریاضتکش پارسی و ملقب به دیوبند دانسته که نوهٔ هوشنگ و پدر جمشید جم بوده است. ([https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/detail/95764?title=تهمورس دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ تهمورس])</ref> سومین پادشاه ایرانیان، دیانت حنفا را پذیرفت و مردم را نیز به آن فراخواند.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/11709/التعریف-بطبقات-الأمم?pageNumber=161&viewType=pdf قاضی صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الأمم، 1376ش، ص161.]</ref> در چارچوب آموزه قرآنی که هر جامعهای را برخوردار از هدایتگر الهی دانسته است،<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/آیه_7_سوره_رعد سورۀ رعد، آیه 7.]</ref> [[شیخ صدوق]] در سخنی از [[حضرت محمد|پیامبر اکرم]] به پیامبر الهی در جامعهٔ ایرانی با نام داماسب و کتاب آسمانی او با نام جاماسب، اشاره کرده است که آموزههای این دین آسمانی در ۱۲ هزار قطعه پوست گاو، ثبت شده بود و پیامبر بر اساس این سابقه دینی و توحیدی ایرانیان به مسلمانان سفارش میکند که با ایشان همانند دیگر [[اهلکتاب]]، تعامل کنند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11021/2/53/جاماسب شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، 1413ق، ج2، ص53.]</ref> | ||
==جایگاه دیانت توحیدی در ایران باستان== | ==جایگاه دیانت توحیدی در ایران باستان== | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
==اهورامزدا== | ==اهورامزدا== | ||
ایرانیان باستان، خدا را با نامهای گوناگون میخواندند که از میان آنها، اهورامزدا شناختهتر بوده و یکتایی و قدرت کامل خدا را بیان میکرد. اهورامزدا در متون دینی گاتاها، مظهر خِرَد و آفرینندهٔ گیتی و مینو است و گیتی را از هستی خود شکل میدهد و بدین سبب، هستی از او جدا نیست؛ اما او مطلق و گیتی محدود است. اهورامزدا قائم به ذات است و جلوههایش قائم به او هستند و گوهر هستی با او شناخته میشود. پژوهشگران، پیشینهٔ باور ایرانیان به اهورا یا اسورای دانا را به دورانی بسیار پیشتر از زرتشت بازمیگردانند. از این منظر، زرتشت انحراف اعتقادی ایرانیان را اصلاح کرد و آنان را به یکتاپرستی بازگرداند و آنان را از باور به ایزدی که بزرگترین ایزدان بود بهسوی انگارهٔ یکتایی خدا، هدایت کرد.<ref>معین، مزدیسنا و ادب فارسی، 1355ش، ج1، ص57.</ref> واژهٔ اهورا در عصر پیش از زرتشت بهمعنای سرور بوده و مزدا بهمعنای همهچیزدان، زندگیبخش و صاحبخرد است.<ref>هیلنز، شناخت اساطیر ایرانی، 1385ش، ص69.</ref> زرتشت، ترکیب این دو واژهٔ آریایی را برای نام بردن از خدای یگانه ایرانیان، نهادینه کرد<ref>بنونیست، دین ایرانی بر پایه متنهای مهم یونانی، 1354ش، ص31-36.</ref> و نام اهورامزدا در کتیبههای هخامنشی نیز برای اشاره به پروردگار جان و خرد، ثبت شد. شاهان هخامنشی در این کتیبهها، همه کارهای بزرگ خود را از یاری و عنایت اهورامزدا یا اورمزد دانستهاند و او را یاریگرِ دادرس، خدای سرمدی که همواره شادی و آسایش را برای آدمی به ارمغان میآورد، عطاکننده سلطنت، بهترین مأمن، آفرینندهٔ [[آسمان]] و زمین، مدبر و پیروزیدهنده، هدایتگر و نور مطلق معرفی میکنند. [[داریوش]] در کنار اورمزد از بغان دیگر نام میبرد که با هم او را یاری کردهاند و خشایارشا نیز اورمزد و خدایان دیگر میستاید. اردشیر دوم در کتیبههای خود از اورمزد، میترا و [[آناهیتا]] نام میبرد. این در حالی است که محور اصلی در قدیمیترین بخش اوستا با نام گاتها یا گاتاها، یکتاپرستی و یکتاجویی است و باور به خدایان متعدد بهطور کامل ناپسند دانسته شده است.<ref>معین، مزدیسنا و ادب فارسی، 1355ش، ج1، ص198.</ref> اهورامزدا در گاهان بهعنوان خدایی یکتا، عاری از تجسیم و ترکیب، هستیبخش توانا، همهچیزدان، ازلی و ابدی، آفریننده همه چیز، [[پدر]]، سامان آفرینش (اشه)، عقل محض و سرچشمه همه خوبیها، تواناترین، دادگرترین، سازنده منش نیک، بخشنده خرد پاک و اندیشه روشن، رسایی و جاودانی، بخشاینده نیکیها و افزونیها، خدای نگاهدارنده، سلامتیبخش، مقدس، تولیدکننده ثروت، پادشاهی که به میل خود حکومت میکند، آزادمنش، کسی که نه فریب داده و نه فریب میخورد، حکیمترین حکما، تابان، پرشکوه، بزرگترین، بهترین، زیباترین، باثباتترین، کاملترین وسخیترین، خیر محض و خدای نیکی و خوبی، دوست و نیکاندیش، معرفی میشود. اهورامزدا در بخشهای متأخر اوستا، گاهی همراه با شش فروزه به نام امشاسپندان میآید که ابتدا جلوههای مزدای پاک و کارگزاران او معرفی میشوند،<ref>بهار، از اسطوره تا تاریخ، 1376ش، ص162.</ref> اما در گذر زمان تشخّص یافته و بهعنوان فرشتگان و وجودهایی مستقل از او تلقی شدهاند که هر یک در آفرینش نقشی خاص را ایفا میکنند.<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، 1347ش، ص482.</ref> در هرمزد یشت، اهورامزدای یکتا بیست نام یا ویژگی ممتاز خود را برمیشمرد که هر یک، بیانگر وجهی از وجود او هستند. در برخی یشتهای دیگر که ایزدان ستایش میشوند باز هم مرتبه اهورامزدا بهعنوان تنها خدای آفریننده حفظ شده است و ایزدان دیگر اغلب یا آفریده او یا در مرتبهای پایین تراز او بهعنوان کارگزاران امور عالم و نبرد با اهریمن، یاد شدهاند؛ اما در برخی یشتها، اهورامزدا بزرگترین ایزدان در کنار ایزدان دیگر است که زرتشت با یگانهپرستی مزدایی نام آنها را از ساحت دین خود دور کرده بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/130408/نام-های-خدا-در-اوستا-و-قرآن----ملیحه-شیرخدائی شیرخدایی، «نامهای خدا در اوستا و قرآن»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | ایرانیان باستان، خدا را با نامهای گوناگون میخواندند که از میان آنها، اهورامزدا شناختهتر بوده و یکتایی و قدرت کامل خدا را بیان میکرد. اهورامزدا در متون دینی گاتاها، مظهر خِرَد و آفرینندهٔ گیتی و مینو است و گیتی را از هستی خود شکل میدهد و بدین سبب، هستی از او جدا نیست؛ اما او مطلق و گیتی محدود است. اهورامزدا قائم به ذات است و جلوههایش قائم به او هستند و گوهر هستی با او شناخته میشود. پژوهشگران، پیشینهٔ باور ایرانیان به اهورا یا اسورای دانا را به دورانی بسیار پیشتر از زرتشت بازمیگردانند. از این منظر، زرتشت انحراف اعتقادی ایرانیان را اصلاح کرد و آنان را به یکتاپرستی بازگرداند و آنان را از باور به ایزدی که بزرگترین ایزدان بود بهسوی انگارهٔ یکتایی خدا، هدایت کرد.<ref>معین، مزدیسنا و ادب فارسی، 1355ش، ج1، ص57.</ref> واژهٔ اهورا در عصر پیش از زرتشت بهمعنای سرور بوده و مزدا بهمعنای همهچیزدان، زندگیبخش و صاحبخرد است.<ref>هیلنز، شناخت اساطیر ایرانی، 1385ش، ص69.</ref> زرتشت، ترکیب این دو واژهٔ آریایی را برای نام بردن از خدای یگانه ایرانیان، نهادینه کرد<ref>بنونیست، دین ایرانی بر پایه متنهای مهم یونانی، 1354ش، ص31-36.</ref> و نام اهورامزدا در کتیبههای هخامنشی نیز برای اشاره به پروردگار جان و خرد، ثبت شد. شاهان هخامنشی در این کتیبهها، همه کارهای بزرگ خود را از یاری و عنایت اهورامزدا یا اورمزد دانستهاند و او را یاریگرِ دادرس، خدای سرمدی که همواره شادی و آسایش را برای آدمی به ارمغان میآورد، عطاکننده سلطنت، بهترین مأمن، آفرینندهٔ [[آسمان]] و زمین، مدبر و پیروزیدهنده، هدایتگر و نور مطلق معرفی میکنند. [[داریوش]] در کنار اورمزد از بغان دیگر نام میبرد که با هم او را یاری کردهاند و خشایارشا نیز اورمزد و خدایان دیگر میستاید. اردشیر دوم در کتیبههای خود از اورمزد، میترا و [[آناهیتا]] نام میبرد. این در حالی است که محور اصلی در قدیمیترین بخش اوستا با نام گاتها یا گاتاها، یکتاپرستی و یکتاجویی است و باور به خدایان متعدد بهطور کامل ناپسند دانسته شده است.<ref>معین، مزدیسنا و ادب فارسی، 1355ش، ج1، ص198.</ref> اهورامزدا در گاهان بهعنوان خدایی یکتا، عاری از تجسیم و ترکیب، هستیبخش توانا، همهچیزدان، ازلی و ابدی، آفریننده همه چیز، [[پدر]]، سامان آفرینش (اشه)، عقل محض و سرچشمه همه خوبیها، تواناترین، دادگرترین، سازنده منش نیک، بخشنده خرد پاک و اندیشه روشن، رسایی و جاودانی، بخشاینده نیکیها و افزونیها، خدای نگاهدارنده، سلامتیبخش، مقدس، تولیدکننده ثروت، پادشاهی که به میل خود حکومت میکند، آزادمنش، کسی که نه فریب داده و نه فریب میخورد، حکیمترین حکما، تابان، پرشکوه، بزرگترین، بهترین، زیباترین، باثباتترین، کاملترین وسخیترین، خیر محض و خدای نیکی و خوبی، دوست و نیکاندیش، معرفی میشود. اهورامزدا در بخشهای متأخر اوستا، گاهی همراه با شش فروزه به نام امشاسپندان میآید که ابتدا جلوههای مزدای پاک و کارگزاران او معرفی میشوند،<ref>بهار، از اسطوره تا تاریخ، 1376ش، ص162.</ref> اما در گذر زمان تشخّص یافته و بهعنوان فرشتگان و وجودهایی مستقل از او تلقی شدهاند که هر یک در آفرینش نقشی خاص را ایفا میکنند.<ref>راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، 1347ش، ص482.</ref> در هرمزد یشت، اهورامزدای یکتا بیست نام یا ویژگی ممتاز خود را برمیشمرد که هر یک، بیانگر وجهی از وجود او هستند. در برخی یشتهای دیگر که ایزدان ستایش میشوند باز هم مرتبه اهورامزدا بهعنوان تنها خدای آفریننده حفظ شده است و ایزدان دیگر اغلب یا آفریده او یا در مرتبهای پایین تراز او بهعنوان کارگزاران امور عالم و نبرد با اهریمن، یاد شدهاند؛ اما در برخی یشتها، اهورامزدا بزرگترین ایزدان در کنار ایزدان دیگر است که زرتشت با یگانهپرستی مزدایی نام آنها را از ساحت دین خود دور کرده بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/130408/نام-های-خدا-در-اوستا-و-قرآن----ملیحه-شیرخدائی شیرخدایی، «نامهای خدا در اوستا و قرآن»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۷: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع == | ||
{{آغاز منابع}} | |||
*آشتیانی، سید جلالالدین، زرتشت: مزدیسنا و حکومت، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۱ش. | *آشتیانی، سید جلالالدین، زرتشت: مزدیسنا و حکومت، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۱ش. | ||
*آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، تهران، سمت، ۱۳۸۰ش. | *آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، تهران، سمت، ۱۳۸۰ش. | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۱۷: | ||
*وکیلی، هادی، تعامل اسلام و ایران در گستره تاریخ، قم، دفتر نشرمعارف، ۱۳۸۶ش. | *وکیلی، هادی، تعامل اسلام و ایران در گستره تاریخ، قم، دفتر نشرمعارف، ۱۳۸۶ش. | ||
*هیلنز، جان، شناخت اساطیر ایرانی، ترجمه ژاله آموزگار، تهران، چشمه، ۱۳۸۵ش. | *هیلنز، جان، شناخت اساطیر ایرانی، ترجمه ژاله آموزگار، تهران، چشمه، ۱۳۸۵ش. | ||
{{پایان منابع}} | |||