نرگس علیپور (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|طاهریان؛}}نخستین حکومت ایرانی پس از حمله اعراب مسلمان. | {{درشت|طاهریان؛}} نخستین حکومت ایرانی پس از حمله اعراب مسلمان. | ||
طاهریان نخستین دودمان ایرانیتبار پس از استقرار خلافت عباسی بودند که از سال ۲۰۵ تا ۲۵۹ هجری قمری بر خراسان حکومت کردند. آنان با وجود وابستگی رسمی به خلفای عباسی، در عمل اداره سیاسی، مالی و نظامی خراسان را بهصورت نیمهمستقل در دست داشتند و حکومتشان آغاز احیای اقتدار سیاسی خاندانهای ایرانی در دوره اسلامی بهشمار میرود. | طاهریان نخستین دودمان ایرانیتبار پس از استقرار خلافت عباسی بودند که از سال ۲۰۵ تا ۲۵۹ هجری قمری بر خراسان حکومت کردند. آنان با وجود وابستگی رسمی به خلفای عباسی، در عمل اداره سیاسی، مالی و نظامی خراسان را بهصورت نیمهمستقل در دست داشتند و حکومتشان آغاز احیای اقتدار سیاسی خاندانهای ایرانی در دوره اسلامی بهشمار میرود. | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
=== ریشههای قومی و دودمانی === | === ریشههای قومی و دودمانی === | ||
نسب طاهریان در بیشتر منابع کهن و معتبر بهصورت طاهر بن حسین بن مصعب بن رزیق یا زریق بن ماهان ثبت شده است.<ref>{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=2}}</ref><ref name=":11">{{پک|Bosworth|2000|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=Ṭāhir b. al-Ḥusayn|کد=en|ص=103}}</ref><ref name=":6">{{پک|فرای|1363|ک=عصر زرین فرهنگ ایران|ص=205|ج=}}</ref><ref name=":7">{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|ص=61|ج=}}</ref> با این حال، دربارهی قومیت آنان میان مورخان معاصر اختلاف نظر وجود دارد. برخی پژوهشگران مانند کِنِدی، آنان را عربتبار و از موالی قبیلهی خزاعه دانستهاند،<ref>{{پک|Kennedy|2004|ک=The Prophet and the Age of the Caliphs|زبان=en|ج=|ص=150}}</ref>در حالی که باسورث تأکید دارد که | نسب طاهریان در بیشتر منابع کهن و معتبر بهصورت طاهر بن حسین بن مصعب بن رزیق یا زریق بن ماهان ثبت شده است.<ref>{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=2}}</ref><ref name=":11">{{پک|Bosworth|2000|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=Ṭāhir b. al-Ḥusayn|کد=en|ص=103}}</ref><ref name=":6">{{پک|فرای|1363|ک=عصر زرین فرهنگ ایران|ص=205|ج=}}</ref><ref name=":7">{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|ص=61|ج=}}</ref> با این حال، دربارهی قومیت آنان میان مورخان معاصر اختلاف نظر وجود دارد. برخی پژوهشگران مانند کِنِدی، آنان را عربتبار و از موالی قبیلهی خزاعه دانستهاند،<ref>{{پک|Kennedy|2004|ک=The Prophet and the Age of the Caliphs|زبان=en|ج=|ص=150}}</ref> در حالی که باسورث تأکید دارد که منابع بر ایرانی بودن قومی طاهریان اتفاق نظر دارند و آنان از دهقانان و بزرگان خراسان برخاسته بودند.<ref>{{پک|Bosworth|1975|ک=The Ṭāhirids and Ṣaffārids|زبان=en|ج=IV|ص=90}}</ref> التون دانیل نیز با اشاره به وابستگی آنان به قبیلهی خزاعه، بر ایرانی بودن آنان صحه میگذارد و نامهای کهن نیاکانشان را مؤید این ادعا میداند.<ref>{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=2}}</ref> | ||
بر پایهٔ گزارش برخی منابع، اعضای نخستین این خاندان از موالی قبیلهٔ خزاعه بودند.<ref>{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=2}}</ref>از سوی دیگر، روایات متأخرتری که در منابع سدههای بعدی راه یافته از جمله منهاج السراج جوزجانی در طبقات ناصری، نسب آنان را تا منوچهر، پادشاه اسطورهای ایران، میرساند.<ref name=":8">{{پک|جوزجانی|1363|ک=طبقات ناصری|ص=190|ج=1}}</ref>شماری از پژوهشگران این نسبنامه را برساخته و آن را محصول مناقشات شعوبیه و تلاش برخی خاندانهای ایرانی برای کسب مشروعیت در برابر اعراب دانستهاند.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|ص=61|ج=}}</ref>همچنین در برخی منابع آمده است که طاهر خود را با خاندانهای بزرگ خراسان دارای پیوند خویشاوندی و دوستی میدانست.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFاکبری1384|اکبری، ''تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام'']]، <bdi>۷۳</bdi>.</ref> | بر پایهٔ گزارش برخی منابع، اعضای نخستین این خاندان از موالی قبیلهٔ خزاعه بودند.<ref>{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=2}}</ref>از سوی دیگر، روایات متأخرتری که در منابع سدههای بعدی راه یافته از جمله منهاج السراج جوزجانی در طبقات ناصری، نسب آنان را تا منوچهر، پادشاه اسطورهای ایران، میرساند.<ref name=":8">{{پک|جوزجانی|1363|ک=طبقات ناصری|ص=190|ج=1}}</ref> شماری از پژوهشگران این نسبنامه را برساخته و آن را محصول مناقشات شعوبیه و تلاش برخی خاندانهای ایرانی برای کسب مشروعیت در برابر اعراب دانستهاند.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|ص=61|ج=}}</ref> همچنین در برخی منابع آمده است که طاهر خود را با خاندانهای بزرگ خراسان دارای پیوند خویشاوندی و دوستی میدانست.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFاکبری1384|اکبری، ''تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام'']]، <bdi>۷۳</bdi>.</ref> | ||
=== نیاکان برجسته === | === نیاکان برجسته === | ||
منابع تاریخی، نسب خاندان طاهریان را تا سه نسل پیش از طاهر ثبت کردهاند. رزیق بن اسعد جد طاهر، از موالی طلحة بن عبدالله خزاعی معروف به طلحهالطلحات بود. طلحهالطلحات در سالهای ۶۱ تا ۶۴ ق از سوی والیان اموی به حکومت سیستان منصوب شد و در همانجا درگذشت.<ref>{{پک|بی نام|1366|ک=تاریخ سیستان|ص=103-104|ج=}}</ref> عبدالله، پدر طلحهالطلحات، در جنگ جمل در سپاه عایشه با علی بن ابیطالب جنگید و کشته شد و خود طلحهالطلحات نیز از همراهان عایشه بود با این حال، برخی منابع متأخر برای فاصله گرفتن از این نسبت ناخوشایند، رزیق را مولای علی بن ابیطالب معرفی کردهاند.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFجوزجانی1363|جوزجانی، ''طبقات ناصری'']]، ۱: <bdi>۱۹۰</bdi>.</ref><ref>{{پک|بی نام|1366|ک=تاریخ سیستان|ص=172|ج=}}</ref> | منابع تاریخی، نسب خاندان طاهریان را تا سه نسل پیش از طاهر ثبت کردهاند. رزیق بن اسعد جد طاهر، از موالی طلحة بن عبدالله خزاعی معروف به طلحهالطلحات بود. طلحهالطلحات در سالهای ۶۱ تا ۶۴ ق از سوی والیان اموی به حکومت سیستان منصوب شد و در همانجا درگذشت.<ref>{{پک|بی نام|1366|ک=تاریخ سیستان|ص=103-104|ج=}}</ref> عبدالله، پدر طلحهالطلحات، در جنگ جمل در سپاه عایشه با علی بن ابیطالب جنگید و کشته شد و خود طلحهالطلحات نیز از همراهان عایشه بود با این حال، برخی منابع متأخر برای فاصله گرفتن از این نسبت ناخوشایند، رزیق را مولای<ref group="دیدگاه">موالی درست نیست؟</ref> علی بن ابیطالب معرفی کردهاند.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFجوزجانی1363|جوزجانی، ''طبقات ناصری'']]، ۱: <bdi>۱۹۰</bdi>.</ref><ref>{{پک|بی نام|1366|ک=تاریخ سیستان|ص=172|ج=}}</ref> | ||
پسر رزیق، مصعب بن رزیق، در جنبش دعوت عباسی نقشی محوری ایفا کرد. او بهعنوان دبیر سلیمان بن کثیر خزاعی، از رهبران دعوت عباسی در خراسان، فعالیت داشت و در زمرهی نقبای | پسر رزیق، مصعب بن رزیق، در جنبش دعوت عباسی نقشی محوری ایفا کرد. او بهعنوان دبیر سلیمان بن کثیر خزاعی، از رهبران دعوت عباسی در خراسان، فعالیت داشت و در زمرهی نقبای دوازدهگانۀ این جنبش قرار گرفت.<ref name=":9">{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=3}}</ref><ref>{{پک|اکبری|1384|ک=|ف=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|کد=|ص=75}}</ref> برادر مصعب، ابومنصور طلحه بن رزیق، نیز از نخستین هواداران دعوت عباسی بود و از نزدیکان ابومسلم خراسانی بهشمار میرفت.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFDaniel2000|Daniel, “TAHERIDS”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>3</bdi>.</ref> | ||
پس از پیروزی عباسیان، حکومت پوشنگ به مصعب واگذار شد و این منطقه تا چند نسل پایگاه قدرت خاندان طاهری باقی ماند.<ref name=":10">{{پک|ابن خلکان|1364|ک=|ف=وفیات الاعیان|کد=|ص=20|ج=2}}</ref> مصعب تا دوران خلافت مهدی عباسی (حک. ۱۵۸–۱۶۹ ق) در این سمت باقی ماند، اما در جریان شورش یوسف بن ابراهیم در سال ۱۶۰ قمری، از پوشنگ رانده شد.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFفرای1363|فرای، ''عصر زرین فرهنگ ایران'']]، <bdi>۲۰۵</bdi>.</ref> <ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFابن خلکان1364|ابن خلکان، «وفیات الاعیان»]]، 2: <bdi>20</bdi>.</ref>منابع تاریخی مصعب را مردی فصیح و ادیب معرفی کردهاند و سخنان حکمتآمیز متعددی از او نقل شده است.<ref>{{پک|ابن خلکان|1364|ک=|ف=وفیات الاعیان|کد=|ص=522|ج=3}}</ref> | پس از پیروزی عباسیان، حکومت پوشنگ به مصعب واگذار شد و این منطقه تا چند نسل پایگاه قدرت خاندان طاهری باقی ماند.<ref name=":10">{{پک|ابن خلکان|1364|ک=|ف=وفیات الاعیان|کد=|ص=20|ج=2}}</ref> مصعب تا دوران خلافت مهدی عباسی (حک. ۱۵۸–۱۶۹ ق) در این سمت باقی ماند، اما در جریان شورش یوسف بن ابراهیم در سال ۱۶۰ قمری، از پوشنگ رانده شد.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFفرای1363|فرای، ''عصر زرین فرهنگ ایران'']]، <bdi>۲۰۵</bdi>.</ref> <ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFابن خلکان1364|ابن خلکان، «وفیات الاعیان»]]، 2: <bdi>20</bdi>.</ref> منابع تاریخی مصعب را مردی فصیح و ادیب معرفی کردهاند و سخنان حکمتآمیز متعددی از او نقل شده است.<ref>{{پک|ابن خلکان|1364|ک=|ف=وفیات الاعیان|کد=|ص=522|ج=3}}</ref> | ||
حسین بن مصعب، پدر طاهر و فرزند مصعب، در اواخر سدهی دوم هجری از بزرگان و معتمدان خراسان بود. در سالهای پایانی خلافت هارونالرشید، هنگامی که علیبنعیسیبنماهان، والی | حسین بن مصعب، پدر طاهر و فرزند مصعب، در اواخر سدهی دوم هجری از بزرگان و معتمدان خراسان بود. در سالهای پایانی خلافت هارونالرشید، هنگامی که علیبنعیسیبنماهان، والی خراسان، بر آن دیار حکومت میکرد، حسین بن مصعب بهشدت مورد تحقیر و تهدید او قرار گرفت. بر اساس گزارش طبری، وی، حسین را «ملحد و پسر ملحد» و «دشمن اسلام» خواند و تهدید کرد که بهمحض گرفتن اجازه از خلیفه، او را خواهد کشت. سپس دستور داد تا حاجب او را بهزور از مجلس بیرون کند.<ref>{{پک|طبری|1967|ک=|ف=تاریخ الأمم و الملوک|کد=|ص=714-715|ج=8}}</ref><ref>{{پک|ابن اثیر|1965|ک=|ف=الکامل فی التاریخ|کد=|ص=203|ج=6}}</ref> حسین که از این رفتار وحشتزده شده بود، مستقیماً به مکه رفت و از هارونالرشید درخواست حمایت کرد. شکایت او که با گزارشهای دیگر از ستمهای علیبنعیسی همراه شد، سرانجام هارون را متقاعد ساخت که او را برکنار کند. پس از این واقعه، حسین بن مصعب که توسط علیبنعیسی از حکومت پوشنگ عزل شده بود، بار دیگر به حکومت پوشنگ منصوب شد.<ref>{{پک|نفیسی|1335|ک=|ف=تاریخ خاندان طاهری|کد=|ص=174|ج=1}}</ref> حسین بن مصعب در دوران اقامت مأمون در خراسان از نزدیکان دربار او بود و در سال ۱۹۹ق درگذشت. مأمون در تشییع جنازهی او حضور یافت و برای تسلیت، فرستادهای نزد طاهر بن حسین در عراق، اعزام کرد.<ref>{{پک|ابن خلکان|1364|ک=|ف=وفیات الاعیان|کد=|ص=523|ج=2}}</ref><ref>{{پک|ابن اثیر|1965|ک=الکامل فی التاریخ|زبان=|ج=6|ص=254}}</ref> طاهر بن حسین خود در سال ۱۵۹ق در پوشنگ زاده شد.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|زبان=|ج=|ص=79}}</ref> | ||
== نقش طاهر بن حسین در جنگ داخلی عباسیان == | == نقش طاهر بن حسین در جنگ داخلی عباسیان == | ||
=== | === هارونالرشید و بحران جانشینی === | ||
هارونالرشید در سالهای پایانی خلافت خود، برای پیشگیری از بحران پس از مرگش، سیستم پیچیدهای برای جانشینی طراحی کرد. بر اساس این عهدنامه که بر کعبه آویخته شد و به تمام ایالات ابلاغ گردید، پسر بزرگش، امین، جانشین بلافصل او میشد و پس از او، مأمون جانشین امین میگشت. همچنین قاسم، پسر سوم، جانشین مأمون تعیین شد.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|زبان=|ج=|ص=35-39}}</ref><ref>{{پک|مفتخری|زمانی|1395|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان|ص=145|ج=}}</ref> | هارونالرشید در سالهای پایانی خلافت خود، برای پیشگیری از بحران پس از مرگش، سیستم پیچیدهای برای جانشینی طراحی کرد. بر اساس این عهدنامه که بر کعبه آویخته شد و به تمام ایالات ابلاغ گردید، پسر بزرگش، امین، جانشین بلافصل او میشد و پس از او، مأمون جانشین امین میگشت. همچنین قاسم، پسر سوم، جانشین مأمون تعیین شد.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|زبان=|ج=|ص=35-39}}</ref><ref>{{پک|مفتخری|زمانی|1395|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان|ص=145|ج=}}</ref> | ||
با این حال، پس از مرگ هارون در سال | با این حال، پس از مرگ هارون در سال ۱۹۳ق، امین، مأمون را تحت فشار قرار داد. او ابتدا قاسم را از جانشینی عزل کرد و سپس مأمون را از خلافت برکنار نمود و پسر خردسال خود، موسی، را بهعنوان جانشین خویش اعلام کرد و نام او را در خطبهها جایگزین نام مأمون ساخت. مأمون در واکنش، همهی روابط خود را با بغداد قطع کرد و با تکیه بر حمایت بزرگان خراسان و سپاهیان ایرانی، به مقابله آشکار با برادرش برخاست.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|زبان=|ج=|ص=51-57}}</ref><ref>{{پک|زرین کوب|1363|ک=تاریخ ایران بعد از اسلام|زبان=|ج=|ص=497}}</ref> | ||
=== نبرد طاهر با علیبنعیسی === | === نبرد طاهر با علیبنعیسی === | ||
امین در سال ۱۹۵ ق، علیبنعیسیبنماهان را با سپاهی عظیم (گزارششده تا ۴۰,۰۰۰ تن) به جنگ با مأمون گسیل داشت.<ref>{{پک|طبری|1967|ک=تاریخ الأمم و الملوک|زبان=|ج=8|ص=797}}</ref><ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|زبان=|ج=|ص=81}}</ref> مأمون که در خراسان مستقر بود، پس از مشورت با وزیر خود فضل بن سهل، سپاهی کوچک از خراسانیان و ماوراءالنهر گرد آورد و فرماندهی آن را به طاهر بن حسین سپرد.<ref>{{پک|طبری|1967|ک=تاریخ الأمم و الملوک|زبان=|ج=8|ص=800}}</ref> | امین در سال ۱۹۵ ق، علیبنعیسیبنماهان را با سپاهی عظیم (گزارششده تا ۴۰,۰۰۰ تن) به جنگ با مأمون گسیل داشت.<ref>{{پک|طبری|1967|ک=تاریخ الأمم و الملوک|زبان=|ج=8|ص=797}}</ref><ref>{{پک|اکبری|1384|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|زبان=|ج=|ص=81}}</ref> مأمون که در خراسان مستقر بود، پس از مشورت با وزیر خود فضل بن سهل، سپاهی کوچک از خراسانیان و ماوراءالنهر گرد آورد و فرماندهی آن را به طاهر بن حسین سپرد.<ref>{{پک|طبری|1967|ک=تاریخ الأمم و الملوک|زبان=|ج=8|ص=800}}</ref> | ||
بهگفتهی منابع، طاهر با وجود ابراز نگرانی پدرش حسین | بهگفتهی منابع، طاهر با وجود ابراز نگرانی پدرش حسین دربارۀ ناتوانی او در برابر لشکر عظیم امین، با شور و شوق تمام فرماندهی را پذیرفت و اظهار داشت که «همیشه رهبری بهتر از دنبالهروی است».<ref name=":0">{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=7}}</ref> در نبرد ری که بهدرازا کشید، طاهر با تدبیر نظامی و شجاعت شخصی، علیبنعیسی را به نبردی تن به تن کشاند و با ضربتی دو دستی که کلاه خود و سر او را شکافت، او را از پای درآورد.<ref>{{پک|طبری|1967|ک=تاریخ الأمم و الملوک|ص=797-826|ج=8|زبان=ar}}</ref> این پیروزی، گرچه با سپاهی اندک (حدود ۴,۰۰۰ تن) بهدست آمد، اما اعتبار و جایگاه طاهر را بهشدت افزایش داد.<ref>[[پیشنویس:طاهریان#CITEREFDaniel2000|Daniel, “TAHERIDS”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>7</bdi>.</ref> سر علیبنعیسی برای مأمون ارسال شد و از آن پس، خراسانیان عملاً امین را خلعشده و مأمون را خلیفهی برحق میدانستند.<ref>{{پک|Daniel|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=TAHERIDS|کد=en|ص=7}} | ||
</ref> | </ref> | ||