زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== نامگذاری قوم هزاره == | == نامگذاری قوم هزاره == | ||
واژهٔ | واژهٔ هزاره در زبان فارسی بهمعنای هزار است. برخی محققان دلیل نامگذاری این قوم به هزاره را سکونت آنها در مناطقی دانستهاند که هزاران چشمهٔ [[آب]] خوشگوار و هزاران نهر آب، هزاران دره و هزاران کوه دارد. برخی مورخان، نام قوم هزاره را نشاندهندهٔ بزرگی و جمعیت فراوان این قوم دانستهاند تا جایی که این مردم، به ازای [[مالیات]] سالانه، هزار سوارکار در اختیار قشون شاهی قرار دادند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1373ش، ج1، ص146.</ref> در دایرةالمعارف آمریکانا، ذیل واژهٔ هزاره، عنوان «خزاره» آمده که به [[دریای خزر]] اشاره دارد. در دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز قوم هزاره به مردمی اطلاق شده که در مناطق ولگا و حواشی [[قفقاز]] زندگی میکردهاند و بنابراین، دریای خزر در این نامگذاری تأثیرگذار محسوب میشود.<ref>خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.</ref> | ||
محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه | محمدیونس طغیان ساکایی، استاد [[دانشگاه کابل]]، برای تبیین واژهٔ هزاره به باور آریاییها اشاره میکند؛ آریاییها بر این عقیدهاند که خداوند برای بندگان خود هفت کشور خلق کرده که یکی از آنها «اَرِزَهی» نام داشت. در [[اوستا]]، به این کشور ششبار اشاره شده و معنای آن کشتزار و چراگاه است. مردم برخی مناطق هزاره در [[گویش هزارگی]] خود را «اَزرَه» مینامند و کارشناسان «اَزرَه» را تغییریافتهٔ واژهٔ «اَرِزَه» دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی سرزمین کنونی هزارهها همخوانی دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref> | ||
== پیشینه و خاستگاه تباری قوم هزاره == | == پیشینه و خاستگاه تباری قوم هزاره == | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
=== دیدگاه بومیبودن هزارهها === | === دیدگاه بومیبودن هزارهها === | ||
محققان برای اثبات نظریهٔ بومیبودن هزارهها در افغانستان به دو دسته از شواهد، استدلال کردهاند: | محققان برای اثبات نظریهٔ بومیبودن هزارهها در [[افغانستان]] به دو دسته از شواهد، استدلال کردهاند: | ||
* '''شواهد زبانشناختی''': مطالعات زبانشناختی نشان میدهد که هزارهها از اقوام بومی افغانستان محسوب میشوند. برای مثال پژوهشهای جی.پی. فریره، محقق فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارشهای کوئیتوس کورتیوس، مورخ یونانی، حاکی از حضور این قوم در افغانستان از دورهٔ اسکندر مقدونی است. [[عبدالحی حبیبی]]، این نظریه را با ارائهٔ شواهد زبانشناختی تقویت میکند. وی با بررسی منابع تاریخی مینویسد که نام هزاره محدود به مرکز افغانستان نبوده و به مردمان مناطق گستردهتری از ماهوبون تا کشمیر اطلاق میشده است. از سوی دیگر گویش هزارگی دارای ریشههای هندو_ایرانی است و ارتباطی با زبانهای مغولی یا تاتاری ندارد. گزارشهای سیاحان چینی مانند هیوان تسونگ از حضور هزارهها با نامهای محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. تحلیل واژهشناختی نشان میدهد که اصطلاح هزاره، ریشه در زبانهای باستانی منطقه دارد و از واژهٔ آریایی خوشدل، مشتق شده است، نه از اصطلاح نظامی مغولی مینگ. مطالعات تطبیقی زبانشناسی نیز هیچگونه ارتباط سیستماتیک بین گویش هزارگی و زبان مغولی را تأیید نمیکند. همچنین حضور هزارهها در آن سوی رود سند که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند، نظریهٔ بازماندگان مغول را رد میکند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref> | |||
* '''شواهد زبانشناختی''': مطالعات زبانشناختی نشان میدهد که هزارهها از اقوام بومی افغانستان محسوب میشوند. برای مثال پژوهشهای جی.پی. فریره، محقق فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارشهای کوئیتوس کورتیوس، مورخ یونانی، حاکی از حضور این قوم در افغانستان از دورهٔ اسکندر مقدونی است. عبدالحی | * '''شواهد باستانشناختی و مردمشناختی''': سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، با بررسی شواهد باستانشناختی و مردمشناختی معتقد است که هزارهها از دیرباز در منطقهٔ هزارهجات بهعنوان یکی از کانونهای مهم تمدنی در قلب [[آسیا]]، نقش ایفا کردهاند. هویت کنونی هزارهها محصول تعامل پیچیدهٔ این عوامل تاریخی و جغرافیایی بوده که در طول قرون متمادی شکل گرفته است. ترکیب منحصربهفرد عناصر مختلف قومی و فرهنگی در این منطقه، همراه با شرایط خاص جغرافیایی هزارهجات که نوعی انزوای نسبی را ایجاد کرده، به شکلگیری هویت متمایز این قوم انجامیده است. | ||
# شواهد باستانشناسی در [[بامیان]] و سایر مناطق هزارهجات نشان میدهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد. این موضوع بهویژه در [[نقاشی]]های دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) بهروشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریانهای [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت. | |||
* '''شواهد باستانشناختی و مردمشناختی''': سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، با بررسی شواهد باستانشناختی و مردمشناختی معتقد است که هزارهها از دیرباز در | |||
# شواهد باستانشناسی در بامیان و سایر مناطق هزارهجات نشان میدهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد. این موضوع بهویژه در [[نقاشی]]های دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) بهروشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریانهای [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت. | |||
# دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلیها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب میشود. این حکومت که ویژگیهای قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشتههای [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند. | # دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلیها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب میشود. این حکومت که ویژگیهای قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشتههای [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند. | ||
# تحولات | # تحولات تاریخی شامل دورهٔ طولانی حکمرانی سلسلههای ترک آسیای مرکزی است که نزدیک به هزار سال بر این مناطق تسلط داشتند. این دوران تأثیرات زبانی و اجتماعی عمیقی برجای گذاشت که در گویش و برخی عناصر فرهنگی هزارههای امروزی قابل ردیابی است. | ||
# منابع ادبی و تاریخی از جمله [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]]، موقعیت استراتژیک این منطقه را بهعنوان پل ارتباطی بین تمدنهای ایرانی، هندی و آسیای مرکزی توصیف میکنند. این موقعیت ویژهٔ جغرافیایی موجب شده است که هزارهجات در طول تاریخ، پذیرای جریانهای مختلف فرهنگی و قومی باشند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref> | # منابع ادبی و تاریخی از جمله [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]]، موقعیت استراتژیک این منطقه را بهعنوان پل ارتباطی بین تمدنهای ایرانی، هندی و آسیای مرکزی توصیف میکنند. این موقعیت ویژهٔ جغرافیایی موجب شده است که هزارهجات در طول تاریخ، پذیرای جریانهای مختلف فرهنگی و قومی باشند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref> | ||
=== نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان === | === نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان === | ||
عدهای با استناد به ویژگیهای ظاهری و شیوههای رزمی، هزارهها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغولها دانستهاند. برای مثال جان.سی. گریفیتز، در این زمینه مینویسد که ویژگیهای ظاهری مغولی و روشهای نظامی هزارهها، آنها را از نسل چنگیزخان نشان میدهد.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزارهها را به کوچ ایل نیکودر (شاهزاده جغتایی) مرتبط میدانند. بعضی هزارهها را آمیزهای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی میداند و به وجود واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارد. برخی نیز هزارهها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، [[قوم پشتون|پشتون]] و [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]] تصور میکنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی، ظاهری، مذهبی و آدابورسوم، هزارهها با هیچیک از این گروهها شباهت کامل ندارند. عدهای هم هزارهها و [[قوم ایماق|ایماقها]] را در اصل یک قوم میدانند که پس از گرایش به اسلام از هم جدا شدهاند، بهطوری که ایماقها پیرو مذهب حنفی و هزارهها پیرو مذهب [[شیعه]] شدند، در حالی که آدابورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref> | عدهای با استناد به ویژگیهای ظاهری و شیوههای رزمی، هزارهها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغولها دانستهاند. برای مثال جان. سی. گریفیتز، در این زمینه مینویسد که ویژگیهای ظاهری مغولی و روشهای نظامی هزارهها، آنها را از نسل چنگیزخان نشان میدهد.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزارهها را به کوچ ایل نیکودر (شاهزاده جغتایی) مرتبط میدانند. بعضی هزارهها را آمیزهای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی میداند و به وجود واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارد. برخی نیز هزارهها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، [[قوم پشتون|پشتون]] و [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]] تصور میکنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی، ظاهری، مذهبی و آدابورسوم، هزارهها با هیچیک از این گروهها شباهت کامل ندارند. عدهای هم هزارهها و [[قوم ایماق|ایماقها]] را در اصل یک قوم میدانند که پس از گرایش به [[اسلام]] از هم جدا شدهاند، بهطوری که ایماقها پیرو مذهب حنفی و هزارهها پیرو مذهب [[شیعه]] شدند، در حالی که آدابورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref> | ||
==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان ==== | ==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان ==== | ||
به باور بسیاری از محققان دیگر از جمله سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، | به باور بسیاری از محققان دیگر از جمله سیدعسکر موسوی نویسندهٔ کتاب هزارههای افغانستان، فرضیهٔ مغولیبودن هزارهها با تردیدهای جدی مواجه بوده و فاقد مستندات محکم تاریخی است. این نظریه بهطور عمده بر اساس فرضیات و مشابهتهای ظاهری استوار است. موسوی دلایل متعددی بر بطلان این فرضیه میآورد: | ||
# نیروهای چنگیز پس از فتوحات به [[وطن]] اصلی خود بازمیگشتند و بهصورت انبوه در مناطق فتح شده ساکن نمیشدند. | |||
# نیروهای چنگیز پس از فتوحات به [[وطن]] اصلی خود بازمیگشتند و بهصورت انبوه در مناطق فتح شده ساکن نمیشدند. | # مغولان برای اسکان، مناطق حاصلخیزتر را ترجیح میدادند نه نواحی کوهستانی و صعبالعبور هزارهجات را. | ||
# مغولان برای اسکان، مناطق حاصلخیزتر را ترجیح میدادند نه نواحی کوهستانی و صعبالعبور هزارهجات را. | # در افغانستان گروههای کوچکی با عنوان مغول وجود دارند که از هزارهها متمایز هستند. | ||
# در افغانستان گروههای کوچکی با عنوان مغول وجود دارند که از هزارهها متمایز هستند. | # هیچ هزارهای به زبان مغولی تکلم نمیکند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد. | ||
# هیچ هزارهای به زبان مغولی تکلم نمیکند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد. | # هیچ سند معتبری وجود ندارد که ثابت کند چنگیز یا فرماندهان وی دستور اسکان در هزارهجات را صادر کردهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص63-65.</ref> | ||
# هیچ سند معتبری وجود ندارد که ثابت کند چنگیز یا فرماندهان وی دستور اسکان در هزارهجات را صادر کردهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص63-65.</ref> | |||
همچنین استقرار اقوام جدید در یک منطقه معمولاً با درگیریهای خونین و نابودی ساکنان بومی همراه است، حال آنکه در متون تاریخی دورهٔ چنگیز و هلاکو اشارهای به چنین رویدادهایی در هزارهجات نشده است. عبدالحی حبیبی در مقالهای (۱۳۴۱ش)، با استناد به شواهد تاریخی، هزارهها را دارای پیشینهای بسیار کهنتر از دورهٔ مغول میداند، حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنههای کشمیر نیز گروههایی با نام هزاره حضور داشتهاند، در حالی چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص64.</ref> | همچنین استقرار اقوام جدید در یک منطقه معمولاً با درگیریهای خونین و نابودی ساکنان بومی همراه است، حال آنکه در متون تاریخی دورهٔ چنگیز و هلاکو اشارهای به چنین رویدادهایی در هزارهجات نشده است. عبدالحی حبیبی در مقالهای (۱۳۴۱ش)، با استناد به شواهد تاریخی، هزارهها را دارای پیشینهای بسیار کهنتر از دورهٔ مغول میداند، حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنههای کشمیر نیز گروههایی با نام هزاره حضور داشتهاند، در حالی چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص64.</ref> | ||
| خط ۴۲: | خط ۳۹: | ||
=== دوره پیش از ۱۸۹۳م === | === دوره پیش از ۱۸۹۳م === | ||
منطقهٔ هزارجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب [[بلخ]] و از غرب [[کابل]] تا [[زابلستان]] و شرق [[هرات]] امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگرفتن در مسیر [[جاده ابریشم| | منطقهٔ هزارجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب [[بلخ]] و از غرب [[کابل]] تا [[زابلستان]] و شرق [[هرات]] امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگرفتن در مسیر [[جاده ابریشم|جادهٔ ابریشم]] از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ [[خراسان بزرگ]]، این ناحیه با عنوان غرجستان شناخته میشد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان میدانند. اصطلاح هزارهجات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰میلادی)، رواج یافته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref>[[پرونده:Hazara men from villages near Ghazni, 1840 (2).jpg|جایگزین=مردان هزاره ۱۸۴۰ (میلادی) - شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون|بندانگشتی|مردان هزاره در حدود ۱۸۴۰ (میلادی) از روستاهای نزدیک شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون]] | ||
قلمرو هزارهها در این دوره شامل مناطق وسیعی بود که بر اساس منابع، ولایتهای میدان وردک، [[غزنی]]، بخشهای وسیعی از [[ارزگان]]، [[زابل افغانستان|زابل]]، [[قندهار]]، هلمند تا مرز هرات، [[نیمروز]] و بخشهایی از [[بادغیس]]، فراه، [[بامیان]]، [[دایکندی]]، [[غور]]، پروان، [[بغلان]]، [[سمنگان]]، [[بلخ]] و [[سرپل]] را در بر میگرفت.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند مرزهای تاریخی هزارهجات تا مناطق بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داشته است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | قلمرو هزارهها در این دوره شامل مناطق وسیعی بود که بر اساس منابع، ولایتهای میدان وردک، [[غزنی]]، بخشهای وسیعی از [[ارزگان]]، [[زابل افغانستان|زابل]]، [[قندهار]]، هلمند تا مرز هرات، [[نیمروز]] و بخشهایی از [[بادغیس]]، فراه، [[بامیان]]، [[دایکندی]]، [[غور]]، پروان، [[بغلان]]، [[سمنگان]]، [[بلخ]] و [[سرپل]] را در بر میگرفت.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند مرزهای تاریخی هزارهجات تا مناطق بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داشته است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۰: | ||
سکونتگاه قوم هزاره که امروزه با نام مناطق هزارجات شناخته میشود، دارای آبوهوای سردسیر با زمستانهای طولانی و بارشهای سنگین برف است.<ref name=":0">[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DKAD3TxD7VKE&ved=2ahUKEwjSppSl_7yGAxVnzwIHHZjeEJcQwqsBegQIEhAG&usg=AOvVaw1a1t-d0QAWBx0wEtNWRPgO «ولسوالی جاغوری و 18 بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب.]</ref> این مناطق از مراتع غنی و چراگاههای مناسب برای دامداری برخوردار است.<ref name=":1">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص122-123.</ref> در هزارهجات، [[جنگل]] وجود ندارد و مردم با پرورش درختان [[چنار]]، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در صنعت نجاری، ساختوساز و سوخت، تأمین میکنند. در مناطق هزارهنشین، گونههای مختلف گیاهی وجود دارد. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر، موفق به جمعآوری ۲۱۱ گونهٔ گیاهی و سبزیجات در مناطق مختلف هزارهجات شده و آنها را در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.<ref name=":2">تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.</ref> | سکونتگاه قوم هزاره که امروزه با نام مناطق هزارجات شناخته میشود، دارای آبوهوای سردسیر با زمستانهای طولانی و بارشهای سنگین برف است.<ref name=":0">[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DKAD3TxD7VKE&ved=2ahUKEwjSppSl_7yGAxVnzwIHHZjeEJcQwqsBegQIEhAG&usg=AOvVaw1a1t-d0QAWBx0wEtNWRPgO «ولسوالی جاغوری و 18 بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب.]</ref> این مناطق از مراتع غنی و چراگاههای مناسب برای دامداری برخوردار است.<ref name=":1">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص122-123.</ref> در هزارهجات، [[جنگل]] وجود ندارد و مردم با پرورش درختان [[چنار]]، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در صنعت نجاری، ساختوساز و سوخت، تأمین میکنند. در مناطق هزارهنشین، گونههای مختلف گیاهی وجود دارد. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر، موفق به جمعآوری ۲۱۱ گونهٔ گیاهی و سبزیجات در مناطق مختلف هزارهجات شده و آنها را در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.<ref name=":2">تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.</ref> | ||
منطقهٔ هزارهجات، | منطقهٔ هزارهجات، سرچشمهٔ اصلی رودخانههای کابل (گذرگاه اونی)، ارغنداب (منطقهٔ سنگماشه)، هیرمند (حوزهٔ غوربند)، هریرود (نواحی لعل و سرجنگل)، مرغاب، [[بلخاب]] و کندز است. این ویژگی، موقعیت استراتژیک این منطقه را در تأمین منابع آب شیرین کشور افغانستان تثبیت کرده است.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص27-34.</ref> سلسله کوههای بابا، معروفترین کوههای هزارهجات، از بامیان تا ۲۰۰کیلومتری به سمت غرب ادامه یافته و به سلسلههای سفیدکوه و سیاهکوه متصل میشوند و از سمت شمال به تیربند ترکستان اتصال یافته است. هزارهجات دارای چندین رشتهکوه دیگر مانند سنگ شانده، کوهدامن، پس کوه، کوه پیتاب، کوه هزاردره، کوههای حاجیگک، کوه درزهدرختان و کوههای بند امیر است<ref name=":9">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص114-118.</ref> که برخی از آنها در [[ادبیات شفاهی]]، هنرهای دستی و نقاشیهای این مردم مورد ستایش قرار گرفته است.<ref name=":10">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> | ||
هزارجات از ذخایر معدنی غنی برخوردار است و معادن گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ در این نواحی وجود دارد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص127-128.</ref> بزرگترین معدن آهن در حاجی واقع در مرز بهسود و بامیان و بزرگترین منابع ذغالسنگ در بامیان، درهصوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص104.</ref> | هزارجات از ذخایر معدنی غنی برخوردار است و معادن گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ در این نواحی وجود دارد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص127-128.</ref> بزرگترین معدن آهن در حاجی واقع در مرز بهسود و بامیان و بزرگترین منابع ذغالسنگ در بامیان، درهصوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص104.</ref> | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۷: | ||
میراث فرهنگی و تاریخی ملموس چون قلعهها و [[بودای دره ککرک|مجسمههای بودا]]، [[شهر ضحاک]] و شهر غلغله در بامیان و شهر بربر و قلعهٔ معروف به [[قلعه چهلبرج|چهل برج]] که بیش از ۳۰۰برج دارد، در ولسوالی/ شهرستان [[یکهولنگ]] به ثبت رسیده است. دو کتیبهٔ هفتالایت [[ارزگان]] که در۱۹۵۳م توسط پروفسور بیوار کشف شد، از دیگر جاذبههای تاریخی هزارستان است. کافرقلعه، دژ سنگی در ۱۰مایلی ترینکوت، نیز حائز اهمیت است که در ۵مایلی آن سنگنوشتههایی به چشم میخورد که تصاویر بز کوهی را به تصویر کشیده است. همچنین، بیوار در ۱۹۶۲م نقاشیهای روی صخرهٔ سنگی در ولسوالی [[جاغوری]] را کشف کرد که در آن بزهای کوهی و در گوشهای از آن دو مرد در حال مبارزه، به تصویر درآمدهاند. تپهٔ مقبرهای در منطقهٔ اجرستان زابل، که هزارههای محلی آن را شاهقورغان یا تپهٔ سلطنتی مینامند،<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> [[مناره جام|منار جام]] ولایت غور و مناطق باستانی اطراف آن، از جمله میراثهای فرهنگی و تمدنی هزارستان بهشمار میآیند.<ref name=":22">[https://www.beytoote.com/iran/ancient/minaret-01jam.html «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته.]</ref> | میراث فرهنگی و تاریخی ملموس چون قلعهها و [[بودای دره ککرک|مجسمههای بودا]]، [[شهر ضحاک]] و شهر غلغله در بامیان و شهر بربر و قلعهٔ معروف به [[قلعه چهلبرج|چهل برج]] که بیش از ۳۰۰برج دارد، در ولسوالی/ شهرستان [[یکهولنگ]] به ثبت رسیده است. دو کتیبهٔ هفتالایت [[ارزگان]] که در۱۹۵۳م توسط پروفسور بیوار کشف شد، از دیگر جاذبههای تاریخی هزارستان است. کافرقلعه، دژ سنگی در ۱۰مایلی ترینکوت، نیز حائز اهمیت است که در ۵مایلی آن سنگنوشتههایی به چشم میخورد که تصاویر بز کوهی را به تصویر کشیده است. همچنین، بیوار در ۱۹۶۲م نقاشیهای روی صخرهٔ سنگی در ولسوالی [[جاغوری]] را کشف کرد که در آن بزهای کوهی و در گوشهای از آن دو مرد در حال مبارزه، به تصویر درآمدهاند. تپهٔ مقبرهای در منطقهٔ اجرستان زابل، که هزارههای محلی آن را شاهقورغان یا تپهٔ سلطنتی مینامند،<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> [[مناره جام|منار جام]] ولایت غور و مناطق باستانی اطراف آن، از جمله میراثهای فرهنگی و تمدنی هزارستان بهشمار میآیند.<ref name=":22">[https://www.beytoote.com/iran/ancient/minaret-01jam.html «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته.]</ref> | ||
بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، در منطقهای کوهستانی و در فاصلهٔ ۲۰کیلومتری | بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، در منطقهای کوهستانی و در فاصلهٔ ۲۰کیلومتری یکهاولنگ و ۸۰کیلومتری مرکز بامیان واقع شده است. این مجموعه متشکل از پنج دریاچهٔ کوچک با نامهای بند هیبت (بند امیر)، بند قنبر، بند غلامان، بند ذوالفقار و بند پنیر است که بزرگترین آنها بند هیبت نام دارد. بر اساس باورهای محلی، این مکان از تقدس خاصی برخوردار است و گفته میشود امام علی برای مهار جریان آب دره در این مکان حاضر شده و نماز خوانده است. بههمین دلیل، این محل به قدمگاه حضرت علی، شهرت یافته و زائران در بنای قدیمی مجاور آن به عبادت و نیایش میپردازند. آب دریاچههای بند امیر که صاف، خنک و شیرین است، از طریق دیوارههای طبیعی بهصورت [[آبشار]] به پایین سرازیر میشود و منبع اصلی تغذیهٔ رودخانهٔ یکهاولنگ محسوب میشود. اطراف این مجموعه را کوههای بلند و بههمپیوسته احاطه کردهاند و دریاچههای آن مملو از ماهیهای گوناگون است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص266.</ref> تپهٔ اژدها در بامیان، دریاچهٔ آب ایستادهٔ ناور و کوه عروس (بلندترین قلهٔ رشتهکوههای بابا) از دیگر مناظر طبیعی هزارجات محسوب میشود.<ref name=":23">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> | ||
سنگخانه در کوهبرون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه<ref name=":24">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> و غار منتهگک در یکهاولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، غار فریدون (در شاهنامه نیز از آن یاد شده) در شهیدان بامیان، از شگفتیهای مناطق هزارجات است که هرکدام دارای افسانههای زیادی در میان مردم منطقه است.<ref name=":25">[https://8am.media/fa/incredible-ice-caves-kazan-in-bamian/ «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> | سنگخانه در کوهبرون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه<ref name=":24">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> و غار منتهگک در یکهاولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، غار فریدون (در شاهنامه نیز از آن یاد شده) در شهیدان بامیان، از شگفتیهای مناطق هزارجات است که هرکدام دارای افسانههای زیادی در میان مردم منطقه است.<ref name=":25">[https://8am.media/fa/incredible-ice-caves-kazan-in-bamian/ «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۳: | ||
== جمعیت هزارهها == | == جمعیت هزارهها == | ||
[[پرونده:Faiz Muhammad Kateb Hazara.jpg|جایگزین=فیضمحمد کاتب - نویسنده - تاریخنگار|بندانگشتی|فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار|250x250پیکسل]] | [[پرونده:Faiz Muhammad Kateb Hazara.jpg|جایگزین=فیضمحمد کاتب - نویسنده - تاریخنگار|بندانگشتی|فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار|250x250پیکسل]] | ||
بررسی [[جمعیت]] هزارهها در افغانستان با چالشهای روششناختی مواجه است، چون تاکنون سرشماری علمی و دقیقی با معیارهای بینالمللی در این زمینه انجام نشده است. تمامی دادههای موجود بر اساس برآوردها و تخمینهای پژوهشگران ارائه شدهاند که بهطور طبیعی با محدودیتهای روششناختی همراه است. برای مثال، [[فیضمحمد کاتب هزاره|فیضمحمد کاتب]] در ۱۳۰۶ش، جمعیت هزارهها را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده است.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل | بررسی [[جمعیت]] هزارهها در افغانستان با چالشهای روششناختی مواجه است، چون تاکنون سرشماری علمی و دقیقی با معیارهای بینالمللی در این زمینه انجام نشده است. تمامی دادههای موجود بر اساس برآوردها و تخمینهای پژوهشگران ارائه شدهاند که بهطور طبیعی با محدودیتهای روششناختی همراه است. برای مثال، [[فیضمحمد کاتب هزاره|فیضمحمد کاتب]] در ۱۳۰۶ش، جمعیت هزارهها را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده است.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، جمعیت هزارهها را ۳میلیون برآورد کرده<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش با احتساب جمعیت مهاجران این قوم در [[ایران]] و پاکستان، رقم کلی را حدود ۴ میلیون نفر دانسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بر اساس تخمین [[بصیراحمد دولتآبادی]]، هزارهها با احتساب هزارههای اسماعیلی و اهل تسنن، حدود ۳۰درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند. با این حال، از آنجا که آمار دقیقی از جمعیت هزارهها در سطح جهان در دسترس نیست، این تخمینها بهعنوان یک برآورد کلی محسوب میشود.<ref>دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref> | ||
== قوم هزاره پس از دوران عبدالرحمان خان == | == قوم هزاره پس از دوران عبدالرحمان خان == | ||
دوران حکومت عبدالرحمان | دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱)، از یکی از سختترین دورههای تاریخی برای قوم هزارهٔ افغانستان محسوب شده است. عبدالرحمان با اعلام جهاد علیه هزارهها، حملات نظامی گستردهای را علیه این قوم سازماندهی کرد که پیامدهای زیادی در پی داشت. در این دوره، سیاستهای نژادپرستانه و سیستم [[بردهداری]] بهصورت سازمانیافته علیه هزارهها اعمال شد. پس از قتلعام گستردهٔ هزارهها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای رسمی بردهفروشی در کابل و قندهار تأسیس شد که در آن زنان و کودکان هزاره بهعنوان کنیز و غلام به فروش میرسیدند. مردان هزاره نیز به کارهای شاقه و بیگاری گماشته میشدند. بردگان هزاره از حقوق انسانی محروم بودند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در خِلال سالهای ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، پس از روی کار آمدن | در خِلال سالهای ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، پس از روی کار آمدن عبدالرحمان، هزارههای افغانستان که مدتها تحت فشار حکومت مرکزی و کشتار، تخریب، غصب اموال و به بردگیبردن بخشی از ساکنان خود بودند، بر ضد حکومت افغانستان قیام کردند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> با به قدرت رسیدن [[امانالله]] در ۱۹۱۹م، تحولات مهمی رخ داد. در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو بردهداری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم بهصورت رسمی ممنوع اعلام شد. هرچند این اقدامات بهصورت رسمی به بردهداری پایان داد، اما آثار عمیق اجتماعی و اقتصادی آن تا دههها بعد در ساختار افغانستان باقی ماند. طبق روایت پژوهشگران، دورهٔ عبدالرحمان نشاندهندهٔ سیاستهای سیستماتیک، علیه هزارهها بهعنوان یک قوم و مذهب خاص است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
=== انزوای سیاسی و مهاجرت اجباری (تا ۱۳۵۷ش) === | === انزوای سیاسی و مهاجرت اجباری (تا ۱۳۵۷ش) === | ||
قیام هزارهها در برابر | قیام هزارهها در برابر تبعیض سیتماتیک عبدالرحمان، بعد از دو سال توسط حکومت مرکزی سرکوب شد و هزارهها به مدت یکسده تا روی کار آمدن دولت حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۵۷ش، در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیتهای اقتصادی بودند. در این مدت، بسیاری از مردم هزاره که مورد کشتار بیرحمانهٔ حکومتها قرار گرفته بودند به کشورهای همجوار مانند [[ایران]]، [[پاکستان]]، [[هند]]، [[عراق]]، [[سوریه]] و مناطقی از روسیهٔ تزاری [[مهاجرت]] کردند. هزارههایی که به کشورهای ازبکستان، ترکمنستان، [[تاجیکستان]]، قزاقستان و داغستان مهاجرت کرده بودند، بهدلیل شباهتهای نژادی و ظاهری، پس از مدتی، بهصورت کامل با مردم آن مناطق یکی شده و زبان و هویت قومی خود را از دست دادند. اما هزارههایی که به ایران، پاکستان و سایر کشورها مهاجرت کرده بودند از نظر نژادی و ظاهری متفاوت بوده و در نتیجه به حفظ فرهنگ، زبان و هویت قومی خود پایبند بودند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> | ||
در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزارههای-کویته/ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> | در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزارههای-کویته/ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> | ||
=== تحولات | === تحولات دورهٔ حزب خلق و پرچم و جنگ داخلی === | ||
هزارههای افغانستان، بهدلیل کاهش قدرت دولتی و برخی آزادیهای بهدست آمده در پی | هزارههای افغانستان، بهدلیل کاهش قدرت دولتی و برخی آزادیهای بهدست آمده در پی جهاد مسلحانه علیه دولت حزب خلق و پرچم تلاش کردند همچون سایر اقوام در افغانستان به حقخواهی و حضور در عرصههای سیاسی افغانستان روی آورند. پس از آغاز [[جهاد مردم افغانستان]] در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، علاوهبر داخل افغانستان، برخی از روحانیون هزارهٔ شیعه در ایران به تشکیل احزاب متعدد جهادی روی آوردند. این گروهها، در مناطق هزارهجات، [[حوزهه علمیه|حوزههای علمیه]] راه انداخته و جادههای خامه بین مناطق کشیدند. در دههٔ ۱۳۶۰ش، جهاد در افغانستان سراسری شد. در این دوره، مردم هزاره نیز وارد جهاد شدند. هزارهها تلاش کردند، علاوه بر آزادسازی مناطق خود، با تأسیس یک حزب قدرتمند به جنگهای حزبی در مناطق خود خاتمه بخشیده و جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت نمایند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> | ||
=== تشکیل حزب وحدت اسلامی و مقاومت غرب کابل === | === تشکیل حزب وحدت اسلامی و مقاومت غرب کابل === | ||
در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، حزب وحدت اسلامی افغانستان را راهاندازی کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان بهخصوص مردم هزاره در سیاستهای ملی کشور افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref> مبارزات حزب وحدت و نیروهای آنها در دفاع از حقوق جامعهٔ [[شیعه]] و مردم هزاره در افغانستان به مقاومت غرب کابل، شهرت یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> | در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، [[حزب وحدت اسلامی]] افغانستان را راهاندازی کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان بهخصوص مردم هزاره در سیاستهای ملی کشور افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref> مبارزات حزب وحدت اسلامی و نیروهای آنها در دفاع از حقوق جامعهٔ [[شیعه]] و مردم هزاره در افغانستان به مقاومت غرب کابل، شهرت یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> شهیدشدن عبدالعلی مزاری توسط طالبان در ۲۲ حوت/ [[اسفند]] ۱۳۷۳ش، مردم هزاره را بهشدت متأثر کرد. آنها، در سالهای پیاپی و در شهرهای مختلفی مورد قتلعام و [[نسلکشی]] توسط طالبان قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> | ||
=== وضعیت هزارهها در نظام جمهوری اسلامی افغانستان و حاکمیت طالبان === | === وضعیت هزارهها در نظام جمهوری اسلامی افغانستان و حاکمیت طالبان === | ||
پس از سقوط طالبان در سال ۱۳۸۰، قانون اساسی نو در افغانستان تدوین و نظام جمهوری اسلامی افغانستان مستقر شد. در این مقطع مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسیهای قابل توجهی را بدستبیاورند. در حکومت، حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت دوم ریاستجمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. هرچند، قوانین جدید در افغانستان، حکایت از حقوق برابر برای تمام اقوام در این کشور داشت، اما قوم هزاره همچنان در بیستسال حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، مورد تبعیض و هجوم حملات انتحاری بوده و سالیانه، صدها تن از این مردم، در پی حملات متعددی کشته میشدند. برخی سازمانهای غیردولتی (NGO)، گزارشهایی از بدترشدن وضعیت [[حقوق شهروندی]] مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها را در نیمهٔ اول حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، ارائه دادهاند<ref>Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.</ref> که این حملات در نیمهٔ دوم دورهٔ جمهوریت شدت یافته بود. در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از [[مرداد]] ۱۴۰۰ش، هزارهها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیضهای بسیاری قرار گرفتهاند. | |||
هرچند، قوانین جدید در افغانستان، حکایت از حقوق برابر برای تمام اقوام در این کشور داشت، اما قوم هزاره همچنان در بیستسال حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، مورد هجوم | |||
== گروهبندی و ساختار اجتماعی هزارهها == | == گروهبندی و ساختار اجتماعی هزارهها == | ||
قوم هزاره اعم از شیعه، سنّی و اسماعیلی از طوایف مختلف تشکیل شده است. تعدادی از این طوایف با پیشوند دی یا دای مشهور است و برخی دیگر بهعنوان طوایف مستقل یاد میشوند. [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|کاظم یزدانی]]، ۲۲ دای را برای هزارهها میشمارد که عبارتند از: [[دایکلان]]، [[دایزنگی]]، [[دایچوپان]]، دایختا، [[دایپولاد]]، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، [[دایکندی]]، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1390ش، ص276-282.</ref> | |||
[[مرکز بهسود|بهسود]]، [[جاغوری]]، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، برخی دیگر از طوایف مستقل و مشهور هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | [[مرکز بهسود|بهسود]]، [[جاغوری]]، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، برخی دیگر از طوایف مستقل و مشهور هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | ||
محققان ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را این گونه معرفی کردهاند: | محققان ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را این گونه معرفی کردهاند: | ||
* '''خانواده:''' [[خانواده]] کوچکترین واحد اجتماعی در | * '''خانواده:''' [[خانواده]] کوچکترین واحد اجتماعی در جامعهٔ هزاره است و به سه نوعی [[خانواده هستهای|هستهای]]، [[خانواده گسترده|گسترده]] و [[خانواده مرکب|مرکب]] تقسیم میشود. | ||
* '''تُول:''' چند خانواده با هم یک واحد بزرگتر به نام تول را تشکیل میدهند. هر تول یک رئیس به نام ملک دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانوادهها است. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی بهعنوان رئیس تول شناخته میشود. | * '''تُول:''' چند خانواده با هم یک واحد بزرگتر به نام تول را تشکیل میدهند. هر تول یک رئیس به نام ملک دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانوادهها است. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی بهعنوان رئیس تول شناخته میشود. | ||
* '''طایفه:''' چند تول یک طایفه را تشکیل میدهند که واحد پیچیدهتری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گستردهتری دارد. هر طایفه یک رئیس به نام ارباب یا خان دارد که بهطور معمول ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانوادهها را ایفا میکند. | * '''طایفه:''' چند تول یک طایفه را تشکیل میدهند که واحد پیچیدهتری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گستردهتری دارد. هر طایفه یک رئیس به نام ارباب یا خان دارد که بهطور معمول ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانوادهها را ایفا میکند. | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۹۶: | ||
== فرهنگ هزارهها == | == فرهنگ هزارهها == | ||
فرهنگ هزارهها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربهفرد این قوم را شکل میدهد. مذهب | فرهنگ هزارهها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربهفرد این قوم را شکل میدهد. مذهب شیعهٔ اثنیعشری بهعنوان بخش اصلی هویت آنها، همراه با اقلیتهای اسماعیلی و سنی، تنوع مذهبی این جامعه را نشان میدهد. [[هنر اسلامی]] بخش مهمی از هنر هزارهها را به خود اختصاص داده است. لهجهٔ هزارگی و ادبیات شفاهی از ضربالمثلها تا ترانههای آیینی، میراث زبانی آنان را بهعنوان بخشی از زبان فارسی دری حفظ کرده است. صنایع دستی مانند [[سوزندوزی]]، مسگری و نجاری و غذاهای سنتی منعکسکنندهٔ تعامل با طبیعت و خلاقیت هنری آنها است. [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارهها]] با سازهای اصیل مانند دمبوره و ترانههای مختلف، روایتی از شادیها و رنجهای تاریخی این قوم است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۱۵۶–۱۸۹.</ref> | ||
=== دین و مذهب قوم هزاره === | === دین و مذهب قوم هزاره === | ||
مردم هزاره [[مسلمان]] بوده و از نظر مذهبی به سه گروه عمده تقسیم میشوند: اکثریت آنان شیعهٔ دوازدهامامی هستند، گروهی پیرو مذهب اسماعیلیه هستند و بخشی نیز از مذهب اهل تسنن پیروی میکنند. این تنوع مذهبی در بستر تاریخی و جغرافیایی خاص منطقه شکل گرفته و همواره بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی این قوم محسوب شده است. گرایش اصلی هزارهها به تشیع اثنیعشری، نقشی | مردم هزاره [[مسلمان]] بوده و از نظر مذهبی به سه گروه عمده تقسیم میشوند: اکثریت آنان شیعهٔ دوازدهامامی هستند، گروهی پیرو مذهب اسماعیلیه هستند و بخشی نیز از مذهب اهل تسنن پیروی میکنند. این تنوع مذهبی در بستر تاریخی و جغرافیایی خاص منطقه شکل گرفته و همواره بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی این قوم محسوب شده است. گرایش اصلی هزارهها به تشیع اثنیعشری، نقشی تعیینکننده در شکلگیری مناسبات اجتماعی و سیاسی آنان داشته است. با این حال، وجود پیروان سایر مذاهب اسلامی نیز پیچیدگی و غنای فرهنگی این جامعه را نشان میدهد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص110-119.</ref> | ||
==== هزارههای امامیه ==== | ==== هزارههای امامیه ==== | ||
بیشتر هزارهها شیعهٔ دوازدهامامی هستند و تشیع بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ هزارهها تثبیت شده است. هزارههای شیعه که پیکرهٔ اصلی شیعیان افغانستان را تشکیل میدهند، در طول تاریخ با محرومیت از حقوق مذهبی و اجتماعی مواجه بودهاند، اما با کوششهای افرادی چون [[فیضمحمد کاتب هزاره]]، [[سید اسماعیل بلخی]] و [[عبدالعلی مزاری]]، گامهای مهمی در راه احقاق حقوق مذهبی خود برداشتند.<ref>[https://bonyadesaba.com/بابه-مزاری/330-شهید-مزاری-و-اهتمام-به-رسمیت-دادن-مذهب-جعفری.html اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا.]</ref> در | بیشتر هزارهها شیعهٔ دوازدهامامی هستند و تشیع بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ هزارهها تثبیت شده است. هزارههای شیعه که پیکرهٔ اصلی شیعیان افغانستان را تشکیل میدهند، در طول تاریخ با محرومیت از حقوق مذهبی و اجتماعی مواجه بودهاند، اما با کوششهای افرادی چون [[فیضمحمد کاتب هزاره]]، [[سید اسماعیل بلخی]] و [[عبدالعلی مزاری]]، گامهای مهمی در راه احقاق حقوق مذهبی خود برداشتند.<ref>[https://bonyadesaba.com/بابه-مزاری/330-شهید-مزاری-و-اهتمام-به-رسمیت-دادن-مذهب-جعفری.html اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا.]</ref> در نتیجهٔ این تلاشها شیعه بهعنوان یک مذهب رسمی برای اولینبار در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، بهرسمیت شناخته شد.<ref>[http://moj.gov.af/fa/page/legal-frameworks/168329941684 «قانون اساسی سابق افغانستان»، وبسایت وزارت عدلیه.]</ref> | ||
دربارهٔ چگونگی گرایش هزارهها به تشیع، پنج دیدگاه اصلی وجود دارد: | دربارهٔ چگونگی گرایش هزارهها به تشیع، پنج دیدگاه اصلی وجود دارد: | ||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۰۸: | ||
# نظریهٔ غالب، گرایش هزارهها به تشیع را در [[صفویه|عصر صفوی]] (قرن ۱۵–۱۶م) و بهویژه در دوران شاهعباس میداند. صفویه با رسمیکردن تشیع در ایران، تبلیغ این مذهب در مناطق همجوار از جمله هزارهجات را تشویق کردند. | # نظریهٔ غالب، گرایش هزارهها به تشیع را در [[صفویه|عصر صفوی]] (قرن ۱۵–۱۶م) و بهویژه در دوران شاهعباس میداند. صفویه با رسمیکردن تشیع در ایران، تبلیغ این مذهب در مناطق همجوار از جمله هزارهجات را تشویق کردند. | ||
# آغاز گرایش هزارهها به تشیع به دورهٔ [[ایلخانان]] مغول (قرون ۱۲–۱۴م) بازمیگردد. غازان خان و جانشینان وی مانند اولجایتو و ابوسعید، با حمایت از شیعیان و ساخت [[زیارت در فرهنگ شیعه|زیارتگاهه]]<nowiki/>[[زیارت در فرهنگ شیعه|ا]]، زمینهساز این تح<nowiki/>ول بودند. | # آغاز گرایش هزارهها به تشیع به دورهٔ [[ایلخانان]] مغول (قرون ۱۲–۱۴م) بازمیگردد. غازان خان و جانشینان وی مانند اولجایتو و ابوسعید، با حمایت از شیعیان و ساخت [[زیارت در فرهنگ شیعه|زیارتگاهه]]<nowiki/>[[زیارت در فرهنگ شیعه|ا]]، زمینهساز این تح<nowiki/>ول بودند. | ||
# گرایش هزارهها به مذهب شیعه را فرآیندی تدریجی و چندمرحلهای میداند. بر اساس این دیدگاه، نخستین نشانههای تشیع در میان هزارهها به دوران پیش از مغول بازمیگردد؛ زمانی که شیعیان تحت فشار حکومتهای اموی و عباسی به مناطق شرقی از جمله افغانستان [[مهاجرت]] کردند. نقطهٔ عطف این تحول در دورهٔ [[ایلخانان]] مغول بهویژه در زمان غازانخان و ابوسعید رخ داد که با حمایت از شیعیان و احداث زیارتگاهها، بستر مناسبی برای گسترش تشیع فراهم آوردند. دورهٔ صفویه، | # گرایش هزارهها به مذهب شیعه را فرآیندی تدریجی و چندمرحلهای میداند. بر اساس این دیدگاه، نخستین نشانههای تشیع در میان هزارهها به دوران پیش از مغول بازمیگردد؛ زمانی که شیعیان تحت فشار حکومتهای اموی و عباسی به مناطق شرقی از جمله افغانستان [[مهاجرت]] کردند. نقطهٔ عطف این تحول در دورهٔ [[ایلخانان]] مغول بهویژه در زمان غازانخان و ابوسعید رخ داد که با حمایت از شیعیان و احداث زیارتگاهها، بستر مناسبی برای گسترش تشیع فراهم آوردند. دورهٔ صفویه، مرحلهٔ تکمیلی این فرایند محسوب میشود. هنگامی که شاهعباس صفوی تشیع را بهعنوان مذهب رسمی ایران تثبیت کرد، این تأثیر به مناطق همجوار از جمله هزارهجات نیز گسترش یافت. در این دوره، تشیع از حالت یک جنبش مذهبیِ صِرف خارج و به نیروی سیاسی سازمانیافتهای تبدیل شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص109-115.</ref> | ||
# دیدگاه پنجم که مورد پذیرش خود هزارهها هست؛ گرایش مردم منطقهٔ [[غور]] (هزارهجات کنونی) به مذهب تشیع و پیروی از [[اهلبیت]] پیامبر را به دوران حکومت [[امام علی]] نسبت میدهد. در این دوره، ساکنان این ناحیه به اسلام گرویدند و امام علی با ارسال پرچم و منشور حکومتی، حاکم محلی غور را در مقام خود تثبیت کرد.<ref>ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بیتا، ص119-120.</ref> | # دیدگاه پنجم که مورد پذیرش خود هزارهها هست؛ گرایش مردم منطقهٔ [[غور]] (هزارهجات کنونی) به مذهب تشیع و پیروی از [[اهلبیت]] پیامبر را به دوران حکومت [[امام علی]] نسبت میدهد. در این دوره، ساکنان این ناحیه به اسلام گرویدند و امام علی با ارسال پرچم و منشور حکومتی، حاکم محلی غور را در مقام خود تثبیت کرد.<ref>ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بیتا، ص119-120.</ref> | ||
==== هزارههای اسماعیلی ==== | ==== هزارههای اسماعیلی ==== | ||
[[هزارههای اسماعیلیه]]، یک اقلیت را تشکیل میدهند و خود نیز به فرقههای کوچکتری تقسیم شدهاند. گفته میشود گسترش اسماعیلیه از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد. از ۱۰۵۲م این مذهب توسط [[ناصرخسرو]] شاعر و دانشمند، آشکارا در بلخ تبلیغ میشد. ناصرخسرو پس از خوابی که در [[جوزجان]] دید، به زیارت [[مسجدالحرام]] رفت و هفتسال در آنجا ماند. او پس از بازگشت، بهدلیل ایمانش به مذهب اسماعیلیه توسط رهبر مذهبی اسماعیلیه در زمان خلیفهٔ فاطمی | [[هزارههای اسماعیلیه]]، یک اقلیت را تشکیل میدهند و خود نیز به فرقههای کوچکتری تقسیم شدهاند. گفته میشود گسترش اسماعیلیه از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد. از ۱۰۵۲م این مذهب توسط [[ناصرخسرو]] شاعر و دانشمند، آشکارا در بلخ تبلیغ میشد. ناصرخسرو پس از خوابی که در [[جوزجان]] دید، به زیارت [[مسجدالحرام]] رفت و هفتسال در آنجا ماند. او پس از بازگشت، بهدلیل ایمانش به مذهب اسماعیلیه توسط رهبر مذهبی اسماعیلیه در زمان خلیفهٔ فاطمی المستنصر، بهعنوان حجت معرفی شد و برای ترویج این مذهب به خراسان فرستاده شد. اما روحانیون سنی او را بهعنوان یک شیعه طرد کردند. وی سپس توسط فرمانروایان [[سلجوقیان|سلجوقی]] وادار به تبعید شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص112-115.</ref> | ||
بهدلیل عدم وجود آمار دقیق، برخی جمعیت هزارههای اسماعیلی را ۳درصد از کل جمعیت افغانستان برآورد کردهاند. | بهدلیل عدم وجود آمار دقیق، برخی جمعیت هزارههای اسماعیلی را ۳درصد از کل جمعیت افغانستان برآورد کردهاند. اسماعیلیان افغانستان که هزارههای اسماعیلی را نیز دربر میگیرد در ولایات بدخشان، کابل، بامیان، میدان وردک، پروان، بغلان، سمنگان و زابل حضور دارند. هزارههای اسماعیلیه همواره بهدلیل تفاوت نژادی و مذهبی مورد خشم و سرکوب حاکمان افغانستان بودهاند. آنها از سوی شیعیان امامیه نیز در گذشته مورد بیمهری قرار گرفتهاند. اما در سالهای اخیر روابط میان این دو گرایش شیعی تقویت شده است. در زمان غزنویان و غوریان با نفوذ فقهای اهلسنت به دربار حاکمان، فتوای ارتداد و قتلعام آنها را صادر میکردند. بیشترین سرکوب هزارههای اسماعیلی همزمان با سرکوب شیعیان اثنیعشری در زمان حاکمیت عبدالرحمان اتفاق افتاد.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/51974/اسماعیلیه-در-افغانستان خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی].</ref> | ||
==== هزارههای اهلسنت ==== | ==== هزارههای اهلسنت ==== | ||
[[هزارههای اهلسنت]] بخشی از جامعهٔ هزاره | [[هزارههای اهلسنت|هزارههای اهلسنت،]] بخشی از جامعهٔ هزاره هستند که بهطور عمده پس از سرکوبهای گسترده در دورهٔ عبدالرحمان خان و حکومتهای پیشین به مذهب تسنن گرایش یافتند. این تغییر مذهب بیشتر تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی صورت گرفت و بسیاری از آنها برای حفظ جان و موقعیت اجتماعی خود، هویت هزارگی را کتمان کردند. تمرکز اصلی هزارههای سنی در ولایتهای شمالی و شمالشرقی افغانستان ([[بغلان]]، [[قندوز]] و [[بدخشان]]) است. شریعتی، نویسندهٔ کتاب هزارههای اهلسنت، جمعیت هزارههای سنی را ۴میلیون نفر تخمین زده است که در برخی مناطق از جمله ولایت بغلان، تا ۶۵درصد جمعیت محلی را تشکیل میدهند.<ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 شریعتی سحر، «کتاب: هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز.]</ref> این گروهها اغلب به [[فارسی دری]] با لهجهٔ محلی صحبت میکنند.<ref>[http://jaghori1.com/2020/09/10/هزاره-های-اهل-سنت-ولایت-بدخشان/ بدخشی، «هزارههای اهلسنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاعرسانی جاغوری.]</ref> | ||
هزارههای سنی در طول تاریخ خود با مسائل پیچیدهای | هزارههای سنی در طول تاریخ خود با مسائل پیچیدهای روبهرو بودهاند که [[تقیه]] و پنهانکردن هویت قومی برای اجتناب از تبعیض، عدم پذیرش کامل توسط جوامع [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]] و [[قوم پشتون|پشتون]]، بحران هویت دوگانه (قومی هزارگی و مذهبی سنی) برخی از این مشکلات بوده است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.]</ref> هزارههای اهلسنت پس از ۲۰۰۱م که فضای سیاسی جدید بهوجود آمد، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند. آنها در این راستا به تأسیس شورای سراسری هزارههای اهلسنت، انتشار کتابها و پژوهشهای تخصصی و تشکیل شورای هزارههای افغانستان با مشارکت همهٔ مذاهب هزاره، همت گماردند.<ref>«[https://www.panjshirnews.com/news/694/شورای-جدید-هزاره-های-افغانستان-رهبری اعلام موجودیت شورای سراسری هزارهها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.]</ref> در حالحاضر هزارههای اهلسنت بهعنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی در افغانستان عمل میکنند. بازگشت تدریجی به هویت قومی و همزیستی مذهبی، از ویژگیهای بارز این گروه در سالهای اخیر است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.]</ref> | ||
=== زبان و ادبیات === | === زبان و ادبیات === | ||
زبان | زبان هزارهها، فارسی دری با گویش هزارگی بوده که بهعنوان یکی از مهمترین عناصر هویتی جامعهٔ هزارههای افغانستان و موضوع چندبعدی در مطالعات زبانشناختی مطرح است. محققان گویش هزارگی را از اصیلترین شاخههای فارسی دری و میراث زبانی کهنی میدانند که پیوند عمیقی با زبان اوستایی و فارسی باستان دارد. بهنظر آنها این گویش نهتنها عنصری کلیدی در هویت فرهنگی و قومی هزارهها محسوب میشود، بلکه بهدلیل حفظ ویژگیهای آوایی، دستوری و واژگانی کهن، پنجرهای بهسوی زبانهای باستانی منطقه است. شواهد زبانشناختی نشان میدهد که هزارگی ریشه در حوزهٔ تمدنی ایرانویج دارد و بازماندهٔ گویشهای شرق فلات ایران است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/12809/درّ-اوستایی-در-صدف-لهجه-هزارگی «درّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | ||
کارشناسان، گویش هزارگی را در دو بُعد اساسی بررسی میکنند: نخست، روابط بینازبانی آن با زبانهای همجوار و تأثیرپذیریهای تاریخی و دوم، ویژگیهای منحصربهفرد و ساختار درونی آن. پژوهشها نشان میدهد که گویش هزارگی از واژگان مغولی و ترکی نیز میزبانی میکند و در قالبی منسجم و دارای سنت گفتاری خاص شکل گرفته اما فاقد سنت نوشتاری است. در طول تاریخ، تمامی آثار تولیدی این جامعه به [[زبان فارسی|زبانهای فارسی]]، [[زبان عربی|عربی]] و در سالهای اخیر به زبانهای اروپایی بوده است. از منظر زبانشناسی، هزارگی بهعنوان یک گویش یا لهجه، طبقهبندی میشود تا یک زبان مستقل. محققانی چون دولینگ (۱۹۷۳م) و شهرستانی (۱۹۸۱م) نیز بر این دیدگاه تأکید داشتهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-120.</ref> | |||
در گویش هزارگی، علاوهبر ۳۲حرف زبان فارسی، دو واج «ٹ» و «ڈ» نیز تلفظ میشود که ریشه در زبان اویستا و پارسی کهن دارد. این دو واج نوشته نمیشود اما بسامد و اهمیت آوایی بسیار بالایی دارد و در زبان اردو و انگلیسی نیز این دو واج، یافت میشود. واج «ٹ» در هزارگی، شبیه تلفظ «ت» در فارسی است اما با | در گویش هزارگی، علاوهبر ۳۲حرف زبان فارسی، دو واج «ٹ» و «ڈ» نیز تلفظ میشود که ریشه در زبان اویستا و پارسی کهن دارد. این دو واج نوشته نمیشود اما بسامد و اهمیت آوایی بسیار بالایی دارد و در زبان اردو و انگلیسی نیز این دو واج، یافت میشود. واج «ٹ» در هزارگی، شبیه تلفظ «ت» در فارسی است اما با چسپیدن کامل زبان به سقف دهان و تولید صدای انفجاری سنگین، شدت صوتی آن بسیار بیشتر است، در حالی که «ت» در فارسی، تلفظ ملایمتری دارد. همچنین واج «ڈ» در هزارگی، شبیه «د» در فارسی اما با لرزش بیشتر زبان و صدای غلیظتر است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.</ref> برخی محققان وجود این واجها در گویش هزارگی را نشان پیوند لهجهٔ هزارگی با پارسی معیار و زبان اویستایی میدانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=18304 «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
==== ادبیات عامیانه (فولکلور) ==== | ==== ادبیات عامیانه (فولکلور) ==== | ||
ادبیات هزارهها بهعنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگیهای | ادبیات هزارهها بهعنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگیهای خاصی است که بهطور عمده ماهیت شفاهی و عامیانه دارد. این ادبیات دربرگیرندهٔ گونههای مختلفی است که هر یک کارکرد خاصی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره ایفا میکنند. برای مثال شعر و ترانه بهعنوان مهمترین بخش ادبیات هزارگی شناخته میشود که حالتی غنایی و احساسی دارد. این اشعار در مناسبتهای مختلفی همچون [[مراسم عروسی|عروسیها]]، اعیاد دینی، [[جشن]]ها و سوگواریها اجرا میشوند. | ||
ترانههای هزارگی به دو | ترانههای هزارگی به دو دستهٔ کلی تقسیم میشوند: ترانههای بدون [[موسیقی]] شامل دیدو یا بولبی (آوازهای عاشقانه) و [[مخته]] (نوحههای سوگواری که ریشه در جنگهای تاریخی دارد) و ترانههای موزون شامل [[دوبیتی]]، [[چهاربیتی]] و [[غزل]]. قالبهای شعری در ادبیات فولکوریک هزارگی از تنوع قابل توجهی برخوردار است. دوبیتی بهعنوان کوتاهترین و سادهترین قالب شعری، چهاربیتی با ساختار پیچیدهتر و غزل بهعنوان قالبی عاشقانه و مفصلتر شناخته میشوند. همچنین لالاییها (لُلَّی) بهعنوان گونهای خاص از شعر، نقش مهمی در فرهنگ عمومی دارند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-124.</ref> | ||
ادبیات شفاهی هزارهها بهدلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بخش شامل داستانها، قصهها و بهویژه [[ضربالمثل]]های حکیمانه میشود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان میدهد. ضربالمثلهای هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ادبیات شفاهی هزارهها بهدلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بخش شامل داستانها، قصهها و بهویژه [[ضربالمثل]]های حکیمانه میشود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان میدهد. ضربالمثلهای هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ||
در ساختار روایی ادبیات عامیانه هزاره، الگوی مشخصی از تقابل نیروهای خیر و شر قابل مشاهده است که بهطور معمول با مداخلهٔ عوامل ماورایی یا شخصیتهای مقدس به نفع طرف مثبت پایان میپذیرد. در این میان، امام علی بهعنوان نماد عدالت در باورهای مذهبی این قوم جایگاه ویژهای دارد و در قالب نجاتدهندهای با قدرت خارقالعاده ظاهر میشود. داستان بند امیر بهعنوان یکی از مهمترین روایتهای فولکلوریک هزارهها، نمونهای بارز از این ساختار روایی است. این داستان دربرگیرندهٔ مضامین اجتماعی و تاریخی است که با زبان نمادین بیان شده است. | در ساختار روایی ادبیات عامیانه هزاره، الگوی مشخصی از تقابل نیروهای خیر و شر قابل مشاهده است که بهطور معمول با مداخلهٔ عوامل ماورایی یا شخصیتهای مقدس به نفع طرف مثبت پایان میپذیرد. در این میان، [[علی بن ابی طالب|امام علی]] بهعنوان نماد عدالت در باورهای مذهبی این قوم جایگاه ویژهای دارد و در قالب نجاتدهندهای با قدرت خارقالعاده ظاهر میشود. داستان بند امیر بهعنوان یکی از مهمترین روایتهای فولکلوریک هزارهها، نمونهای بارز از این ساختار روایی است. این داستان دربرگیرندهٔ مضامین اجتماعی و تاریخی است که با زبان نمادین بیان شده است. این روایتها نشان میدهد که فولکلور هزارهها علاوهبر جنبههای سرگرمکننده، کارکرد مهمی در انتقال ارزشهای فرهنگی و حفظ هویت جمعی داشته است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.</ref> | ||
میراث مکتوب مردم هزاره اگرچه محدود است، اما شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی از جمله [[شاهنامه]]، [[حمله خوانی|حملهٔ حیدری]]، [[دیوان حافظ]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و [[بوستان (کتاب)|بوستان]] [[سعدی شیرازی|سعدی]] میشود که نشاندهندهٔ پیوند عمیق فرهنگی هزارهها با ادبیات فارسی است. این ویژگیها در کنار هم، ادبیات هزارهها را بهعنوان گنجینهای غنی از [[فرهنگ شفاهی]] و سنتی معرفی میکنند که نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی این قوم داشته است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | میراث مکتوب مردم هزاره اگرچه محدود است، اما شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی از جمله [[شاهنامه]]، [[حمله خوانی|حملهٔ حیدری]]، [[دیوان حافظ]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و [[بوستان (کتاب)|بوستان]] [[سعدی شیرازی|سعدی]] میشود که نشاندهندهٔ پیوند عمیق فرهنگی هزارهها با [[ادبیات فارسی]] است. این ویژگیها در کنار هم، ادبیات هزارهها را بهعنوان گنجینهای غنی از [[فرهنگ شفاهی]] و سنتی معرفی میکنند که نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی این قوم داشته است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ||
=== غذاهای سنتی === | === غذاهای سنتی === | ||
[[پرونده:481503604 122176556594255570 5428364760378612894 n.jpg|جایگزین=قَبُورداغ|بندانگشتی|قَبُورداغ]] | [[پرونده:481503604 122176556594255570 5428364760378612894 n.jpg|جایگزین=قَبُورداغ|بندانگشتی|قَبُورداغ]] | ||
فرهنگ غذایی هزارهها بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت قومی آنها، بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنتهای دیرین این | فرهنگ غذایی هزارهها بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت قومی آنها، بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنتهای دیرین این مردم است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصلها، مناسبتهای مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2016/03/19/نوروز-در-دایکندی-با-پختن-حلوای-سرخ-جشن-گ/ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته میشود»، آژانس خبری پژواک.]</ref> | ||
غذاهای هزارگی در گذشته بهطور عمده مبتنی بر محصولات کشاورزی و دامداری شامل | غذاهای هزارگی در گذشته بهطور عمده مبتنی بر محصولات کشاورزی و دامداری شامل [[غلات]]، گوشت، [[لبنیات]] و [[سبزیجات]] بود و در حالحاضر تحتتأثیر تعاملات فرهنگی با جوامع دیگر و [[فرهنگ جهانی]]، دچار تغییر شده است. | ||
* '''نانها:''' شامل پَنجَهکَش،<ref>[https://chishi.ir/8118-nan-panje-kesh/ «طرز تهیۀ نان پنجهکش»، وبسایت چیشی.]</ref> تِیکِیاُویتُو،<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3D8D68EZG_z2Q&ved=2ahUKEwi95vLw_52FAxXuRPEDHXKSCXIQtwJ6BAgdEAI&usg=AOvVaw3XvQ3Ja2sWZ7K7L3V2kxMh «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وبسایت یوتیوب.]</ref> فَتیرمال و خَمرِی میشود که هر یک ویژگیهای منحصر به فردی دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | * '''نانها:''' شامل پَنجَهکَش،<ref>[https://chishi.ir/8118-nan-panje-kesh/ «طرز تهیۀ نان پنجهکش»، وبسایت چیشی.]</ref> تِیکِیاُویتُو،<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3D8D68EZG_z2Q&ved=2ahUKEwi95vLw_52FAxXuRPEDHXKSCXIQtwJ6BAgdEAI&usg=AOvVaw3XvQ3Ja2sWZ7K7L3V2kxMh «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وبسایت یوتیوب.]</ref> فَتیرمال و خَمرِی میشود که هر یک ویژگیهای منحصر به فردی دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | ||
* '''غذاهای گوشتی:''' مانند [[قدید|قَدِید]] (گوشت نمکسود شده)،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص202.</ref> قَبُورداغ (گوشت پخته در روغن حیوانی)، [[گوشت کوچه|گوشتکوچه]] | * '''غذاهای گوشتی:''' مانند [[قدید|قَدِید]] (گوشت نمکسود شده)،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص202.</ref> قَبُورداغ (گوشت پخته در روغن حیوانی)، [[گوشت کوچه|گوشتکوچه]] و شوربا (آبگوشت سنتی) که در مراسم خاص تهیه میشوند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | ||
* '''غذاهای آردی:''' شامل حلواهای متنوع ( | * '''غذاهای آردی:''' شامل حلواهای متنوع (سُوجی و سپیدک)، اُگره (ترکیب آرد و آب جوش) و چوبجوش (نان روغنی) که هر یک در مناسبتهای ویژه کاربرد دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | ||
* '''غذاهای لبنی:''' مانند نانبُوتَه (ترکیب نان و دوغ)، دوغسُوز (آش دوغ) و شیربرنج که نشاندهندهٔ خلاقیت در استفاده از فرآوردههای شیری است.<ref>[http://bazmeandishah.blogfa.com/post/120 غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛][https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.].</ref> | * '''غذاهای لبنی:''' مانند نانبُوتَه (ترکیب نان و دوغ)، دوغسُوز (آش دوغ) و شیربرنج که نشاندهندهٔ خلاقیت در استفاده از فرآوردههای شیری است.<ref>[http://bazmeandishah.blogfa.com/post/120 غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛][https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.].</ref> | ||
* '''غذاهای گیاهی:''' شامل پیرکی (نوعی نان سبزیدار)،<ref>[http://0797525627.blogfa.com/post/38 امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.]</ref> [[بولانی]] (شبیه پیرکی اما سرخشده)<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3Du6gLVLnujYQ&ved=2ahUKEwjxk5T5q6uFAxWpS_EDHdlaCJQQtwJ6BAgWEAI&usg=AOvVaw0yB9FJnnLrzK_E1U_iblJH «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وبسایت یوتیوب.]</ref> و روشهای متنوع پخت [[سیب زمینی|سیبزمینی]] که از غذاهای محبوب در مناطق کوهستانی است.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DUxR5RviND6c&ved=2ahUKEwjojeHyh6aFAxVl9QIHHefwA9wQtwJ6BAgXEAI&usg=AOvVaw32sp8W7HhY-KL_V1FIDPk6 «خوردن کچالوی تندوری در | * '''غذاهای گیاهی:''' شامل پیرکی (نوعی نان سبزیدار)،<ref>[http://0797525627.blogfa.com/post/38 امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.]</ref> [[بولانی]] (شبیه پیرکی اما سرخشده)<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3Du6gLVLnujYQ&ved=2ahUKEwjxk5T5q6uFAxWpS_EDHdlaCJQQtwJ6BAgWEAI&usg=AOvVaw0yB9FJnnLrzK_E1U_iblJH «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وبسایت یوتیوب.]</ref> و روشهای متنوع پخت [[سیب زمینی|سیبزمینی]] که از غذاهای محبوب در مناطق کوهستانی است.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DUxR5RviND6c&ved=2ahUKEwjojeHyh6aFAxVl9QIHHefwA9wQtwJ6BAgXEAI&usg=AOvVaw32sp8W7HhY-KL_V1FIDPk6 «خوردن کچالوی تندوری در بامیان»، چینل دیگدان و تنور.]</ref> | ||
* '''غذاهای | * '''غذاهای حبوباتی:''' مانند دلده و کوچه که در فصل سرما مصرف میشوند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | ||
=== موسیقی هزارهها === | === موسیقی هزارهها === | ||
پژوهشگران، [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارگی]] را بخشی از حوزهٔ گستردهٔ موسیقی خراسان بزرگ میدانند که دارای مقامها و دستگاههای مختلف بوده<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> و اصالت بسیاری از این مقامها حفظ شده است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> تاریخپژوهان معتقدند که مقام | پژوهشگران، [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارگی]] را بخشی از حوزهٔ گستردهٔ موسیقی خراسان بزرگ میدانند که دارای مقامها و دستگاههای مختلف بوده<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> و اصالت بسیاری از این مقامها حفظ شده است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> تاریخپژوهان معتقدند که مقام مَخته، طی قیام مردم هزاره علیه عبدالرحمان و قتلعام این مردم، بهوجود آمده است. موسیقی هزارگی طی دهههای شصت و هفتاد قرن ۱۴ش، رشد بیشتری پیدا کرد و خوانندگان هزاره توانستند آثار زیادی از موسیقی هزارگی در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان ثبت کنند.<ref>[https://radionowruz.com/take-a-look-at-millennial-music/ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وبسایت رادیو نوروز.]</ref> | ||
پس از کودتای | پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی میان مردم هزاره، برای بیداری و افزایش آگاهی سیاسی، مورد استفاده قرار گرفت<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-126.</ref> و در همین دوره، موسیقی مقاومت هزارهها رونق یافت شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> چهار دهه [[جنگ]] و مهاجرت تأثیر منفی بر موسیقی محلی مردم هزاره گذاشت،<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> اما در دههٔ هشتاد و نود شمسی تعداد زیادی از نسل جوان به موسیقی محلی روی آوردند و در سالهای اخیر، جشنوارهٔ موسیقی محلی در بامیان، استان مرکز هزارهها، برگزار شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> در فرهنگ مردم هزاره، [[موسیقیدرمانی|موسیقی]] و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره، نوازندگان و آوازخوانان ویژهای دارند.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> سبکهای موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن رفت میگویند،<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.</ref> بهتناسب آیینها، مراسم و سنتهای شادی و غم مردم هزاره بهوجود آمده<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> و ترانههای آن سینه به سینه انتقال یافته است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.</ref> | ||
در فرهنگ مردم هزاره، [[موسیقیدرمانی|موسیقی]] و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ | |||
==== نقش زنان در موسیقی هزاره ==== | ==== نقش زنان در موسیقی هزاره ==== | ||
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی | بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده میشود، توسط زنان سروده شده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص125-126.</ref> از نظر کارشناسان، این سرودههای زنان هزاره افکار، ارزشها و خواستهای انسانی آنها را به نمایش میگذارد. زنان در این سرودهها از سنتهای نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو میکنند. محتوای ترانههای زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از [[ازدواج در افغانستان|ازدواج]]، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی [[پدر]]، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی میشوند. زنان هزاره بیشتر این ترانهها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره میخوانند. برخی زنان از جمله [[آبه میرزا]] (دلآرام آغَی)، نقش مهمی در گسترش موسیقی محلی داشتهاند.<ref>[http://machyd.blogfa.com/post/136 ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزارهها»، وبلاگ مِچید.]</ref> | ||
==== سازهای موسیقی هزارگی ==== | ==== سازهای موسیقی هزارگی ==== | ||
# [[دمبوره]]؛ این وسیله از پرکاربردترین | # '''[[دمبوره]]'''؛ این وسیله از پرکاربردترین ابزار موسیقی سنتی هزارهها و دارای دو تار است و از کاسه که در گویش محلی به آن کسقاغ میگویند، دسته، تهسری که به آن گلو نیز میگویند، گوشکها که در آن تارها را میپیچند، خرک که تارها را از روی کاسه، بلند نگه میدارد و دَمچی که در لبهٔ پایین کاسه قرار دارد و یک سر تارها به آن وصل است، تشکیل میشود. | ||
# غیژک/ | # '''غیژک/ قیچک'''، واژهٔ ترکی و بهمعنای آوازی با گریه است. [[غیژک]] در کشورهای مختلف وجود دارد، اما در افغانستان به همان شکل بومی باقی مانده که دارای دو تار است و از اجزای دسته در حدود ۸۵سانتیمتر، کاسه از جنس فلز، گوشک که تارها را توسط آن کوک میکند و یک خرک که تارها روی آن سوار است، تشکیل شده است. غیژک با کمانچه نواخته میشود. | ||
# [[چنگ]]، از جمله سازهایی محسوب میشود که در ادبیات کلاسیک فارسی از آن زیاد یاد شده است. این ساز کوچک فلزی در میان دو دندان جلو قرار میگیرد؛ نوازنده با یک دست گرفته و با دست دیگر آن را به صدا میآورد. حین نواختن آن، باید مرتب نفس کشید و صدای زیر و بم آن به باز و بسته کردن لبها ارتباط دارد. یک چنگ فقط صدای یک نوت موسیقی را دارا | # '''[[چنگ]]'''، از جمله سازهایی محسوب میشود که در ادبیات کلاسیک فارسی از آن زیاد یاد شده است. این ساز کوچک فلزی در میان دو دندان جلو قرار میگیرد؛ نوازنده با یک دست گرفته و با دست دیگر آن را به صدا میآورد. حین نواختن آن، باید مرتب نفس کشید و صدای زیر و بم آن به باز و بسته کردن لبها ارتباط دارد. یک چنگ فقط صدای یک نوت موسیقی را دارا است. | ||
# دف/ دایره/ | # '''دف/ دایره/ دَریه'''، دارای چنبر چوبی است که روی آن پوست بز یا گوسفند کشیده میشود. بر اساس منابع تاریخی در دوران آریاییها در [[جشن نوروز]] و تحویل سال نواخته میشده و در موسیقی مردم هزاره کاربرد زیادی دارد. | ||
# زیربغلی/ | # '''زیربغلی/ تمبک'''، از جمله سازهای کوبهای و دارای صدای زیر است و در بسیاری از نقاط افغانستان، نوازندگان از آن استفاده میکنند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص15-18.</ref> | ||
# [[نی]]، از جمله سازهایی بوده که در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره از جایگاهی برخوردار است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> | # [[نی]]، از جمله سازهایی بوده که در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره از جایگاهی برخوردار است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> | ||
==== گونههای موسیقی مردم هزاره ==== | ==== گونههای موسیقی مردم هزاره ==== | ||
در فرهنگ مردم هزاره | در فرهنگ مردم هزاره به تناسب آیینهای فرهنگی، گونههای مختلف موسیقی وجود دارد که هر کدام به بخشی از زندگی این مردم مربوط میشود و کارشناسان در یک تقسیمبندی کلی آن را به انواع زیر تقسیم کردهاند: | ||
* '''لالایی''' (لُلَّی): ترانهای که زنان هزاره در هنگام خواباندن | * '''لالایی''' (لُلَّی): ترانهای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز میخوانند. از نظر کارشناسان چیزی که ترانهٔ لالایی مادر هزاره را از لالایی دیگر مادران جدا میکند، محتوای آن است. [[لالایی]] مادر هزاره بیشتر حکایت جنگهایی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و از درد و رنجی که متوجه او و کودک است شکوه میکند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/09/27/post-127/تأملی-بر-شعر-عامیانه-هزاره-گی «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> گاهی مادر آروزهای آینده را برای فرزند خود در قالب ترانه ترسیم میکند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.</ref> | ||
* '''مخته''' (مویه): ترانهای که در سوگواریهای مردم هزاره خوانده میشود. مخته علاوهبر اندوه عمیقی که بازتاب میدهد، از ویژگیهای روحی و جسمانی | * '''مخته''' (مویه): ترانهای که در سوگواریهای مردم هزاره خوانده میشود. مخته علاوهبر اندوه عمیقی که بازتاب میدهد، از ویژگیهای روحی و جسمانی قهرمان، حکایت میکند. اشعار مخته بیشتر بهصورت بداهه است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> مخته بهطور معمول با نام یکی از افراد است مانند مختههای فیضمحمد (فیضو)، غلامحسن و [[مخته گلمامد|گلمحمد]] (گلمامد). مخته در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده میشد؛<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121-122.</ref> اما امروزه برخی آوازخوانان مرد آن را همراه با دمبوره و ساز میخوانند.<ref>[https://www.google.com/search?q=مخته+هزارگی&client=firefox-b-e&sca_esv=fba0bcd70528a2c8&sxsrf=ACQVn0-lWpNXwapbM1KvY5orZ9XhO6Pcfw%3A1711109714835&ei=Unb9ZeC9MsL97_UPx6eyoAY&ved=0ahUKEwjgruW17IeFAxXC_rsIHceT «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وبسایت یوتیوب.]</ref> | ||
* '''آخُوچِی''': این ترانه بدون ساز در مراسم خواستگاری مردم هزاره توسط دو خانم بهطور معمول مادر داماد و عروس، بهصورت پرسش و پاسخ و خواستههای دوطرف اجرا میشود. آخوچی به نوعی رقص نیز گفته میشود که در | * '''آخُوچِی''': این ترانه بدون ساز در مراسم خواستگاری مردم هزاره توسط دو خانم بهطور معمول مادر داماد و عروس، بهصورت پرسش و پاسخ و خواستههای دوطرف اجرا میشود. آخوچی به نوعی رقص نیز گفته میشود که در مراسم عروسی توسط [[دختر|دختران]] [[جوانی|جوان]] از نزدیکان داماد و عروس اجرا میشود. ترانهٔ آغَی نگار از نمونههای این ترانه است. در این رقص، آوازاخوانان زن با همراهی [[دایره (ساز)|دایره]]، واژههای موزون اما بیمفهوم مانند آخوتو، آخوچی، آخوا، آخوچی–یک خانه، دو درگه، تو در مه، مه در تو را میسرایند. از نظر کارشناسان، این واژهها بیشتر بهخاطر قافیهسازی، انتخاب میشود. | ||
* '''اَلخُومپُوفی''': نوعی رقص و آوازخوانی در جشن عروسی است که زنان با نشستن و برخاستن اجرا میکنند. اجراکنندگان از یک گوشه به گوشهٔ دیگر پریده و صدایی از گلوی خود بیرون میآورند. آنها در جریان | * '''اَلخُومپُوفی''': نوعی رقص و آوازخوانی در جشن عروسی است که زنان با نشستن و برخاستن اجرا میکنند. اجراکنندگان از یک گوشه به گوشهٔ دیگر پریده و صدایی از گلوی خود بیرون میآورند. آنها در جریان رقص، گوشههای [[چادر]] یا دو دستمالی که در دست دارند را تکان داده، با تولید صدای پوف پوف توسط لبهای خود، آواز میخوانند. | ||
* '''غُمبُر''': نوعی دیگر از آوای زنانه است که هنگام رسیدن عروس و داماد، با پاشیدن گندم، ارزن و [[سبزی]] پیش قدمهای آنها، دو خانم از نزدیکان داماد آوای غمبر را همراه با رقص اجرا میکنند. | * '''غُمبُر''': نوعی دیگر از آوای زنانه است که هنگام رسیدن عروس و داماد، با پاشیدن گندم، ارزن و [[سبزی]] پیش قدمهای آنها، دو خانم از نزدیکان داماد آوای غمبر را همراه با رقص اجرا میکنند. | ||
* '''پِیشپُو''': نوعی ترانهٔ بانوان هزاره بوده که با پایکوبی همراه است. در فرهنگ هزاره وقتی عروس وارد خرگاه زنانه میشود، بانوان دو گوشهٔ چادر خود را در دست گرفته، با حرکتهای حسابشده و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما، روشن شده خرگاه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو/شمس و قمر زیبای ما، خانه رسید دلخواه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو» را میخوانند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.</ref> | * '''پِیشپُو''': نوعی ترانهٔ بانوان هزاره بوده که با پایکوبی همراه است. در فرهنگ هزاره وقتی عروس وارد خرگاه زنانه میشود، بانوان دو گوشهٔ چادر خود را در دست گرفته، با حرکتهای حسابشده و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما، روشن شده خرگاه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو/شمس و قمر زیبای ما، خانه رسید دلخواه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو» را میخوانند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.</ref> | ||
* '''دَیدُو''' | * '''دَیدُو/ دُویِی:''' از قدیمیترین روشهای آوازخوانی در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره بوده، اما امروزه رو به فراموشی است. دویی با آواز کشیده، بدون ساز، گاهی بهصورت تکصدا و گاهی دوتایی خوانده میشود و به اجرا کنندهٔ این سبک دوییگر میگویند. شعرهای این آهنگ دارای محتوای مختلف عاشقانه، نیایشی، [[منقبتخوانی]] و داستانی مانند [[شاهنامهخوانی]]، [[مثنویخوانی]] و داستانهای مذهبی است. دوییگران نیایشی را [[مداح]] میگویند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص19-20.</ref> دوییگر بیشتر مرد است و اما گاهی دویی عاشقانه توسط زنان در محافل و گردهماییهای زنانه اجرا میشود.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> دویی عاشقانه رایجترین آهنگ در محافل خوشی مردم هزاره و یکی از آهنگهای دلخواه چوپانها بوده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121.</ref> مردان هزاره، هنگام کار بهخصوص کارهای جمعی [[کارآوا]] را با این سبک اجرا میکنند که معروفترین آن ترانهٔ الله دوست، است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
* '''بُولبِی''': بیشتر بهمعنای سرودن عاشقانه است که در مناطق مختلف هزارهنشین با سبکهای متفاوت و بیشتر روی دوبیتی اجرا میشود. امروز ترانهٔ بولبی تکصدا خوانده میشود، اما در گذشته در بخش پایانی [[دوبیتی]]، دو سرایندهٔ | * '''بُولبِی''': بیشتر بهمعنای سرودن عاشقانه است که در مناطق مختلف هزارهنشین با سبکهای متفاوت و بیشتر روی دوبیتی اجرا میشود. امروز ترانهٔ بولبی تکصدا خوانده میشود، اما در گذشته در بخش پایانی [[دوبیتی]]، دو سرایندهٔ دیگر، آوازخوان اصلی را همراهی میکردند. بولبی توسط مردان و زنان در محافل شادی و جشنوارهها با دمبوره بهصورت فردی و گروهی اجرا میشود.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.</ref> در گذشته چوپانها این سبک را با نی اجرا میکردند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
* '''موسیقی مقاومت''': پژوهشگران سرآغاز موسیقی مقاومت مردم هزاره را دههٔ هفتاد قرن ۲۰م میدانند. سرور سرخوش از هنر موسیقی و دمبوره برای بیداری سیاسی | * '''موسیقی مقاومت''': پژوهشگران سرآغاز موسیقی مقاومت مردم هزاره را دههٔ هفتاد قرن ۲۰م میدانند. سرور سرخوش از هنر موسیقی و دمبوره برای بیداری سیاسی قوم هزاره و بیان رنج تاریخی این مردم استفاده کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> بههمین دلیل برخی وی را پدر موسیقی مقاومت مردم هزاره میدانند. با هجوم شوروی جنبهٔ ایستادگی صورت آشکارتر پیدا کرد و از این جهت مردم آهنگهای او را آهنگ انقلابی نامیدند. این مسیر توسط برادر وی، [[داوود سرخوش]]، در عالم مهاجرت ادامه پیدا کرد.<ref>[http://zia2009.blogfa.com/post/29 «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.]</ref> سرور سرخوش میخواند: «ای جوانان هزاره شاد باش- بعد از این یا مرگ یا آزاد باش».<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | ||
* '''موسیقی مهاجرت''': این نوع موسیقی تجلیگر رنج و دردهای ناشی از راندهشدن هزارهها از زادگاهشان و غصب سرزمین آنها، مانند ارزگان، است. این نوع موسیقی بهطور خاص احساس تلخی و ناراحتی ناشی از دوری از سرزمین اجدادی را روایت میکند. همچنین موسیقی مهاجرت هزارهها بهعنوان یک | * '''موسیقی مهاجرت''': این نوع موسیقی تجلیگر رنج و دردهای ناشی از راندهشدن هزارهها از زادگاهشان و غصب سرزمین آنها، مانند ارزگان، است. این نوع موسیقی بهطور خاص احساس تلخی و ناراحتی ناشی از دوری از سرزمین اجدادی را روایت میکند. همچنین موسیقی مهاجرت هزارهها بهعنوان یک وسیلهٔ ابراز احساسات عمیق و درد دوری از وطن شناخته میشود. این نوع موسیقی، روایتگر تجارب تلخ و شیرین مهاجرانی است که در جستجوی امنیت و هویت جدید در کشورهای مختلف دنیا، با چالشهای فراوانی مواجهاند. بسیاری از ترانههای داوود سرخوش از جمله آهنگ [[سرزمین من|سرزمین]]، نشاندهندهٔ [[احساس تنهایی]] و حس وابستگی برای سرزمین مادری است.<ref>«آشنایی با خوانندههای افغانستان؛ داوود سرخوش»، وبسایت آیفیلم2.</ref> | ||
* '''موسیقی جدید''': پس از مهاجرت گسترده و طولانی مردم هزاره، آشنایی نسل جدید با فرهنگ موسیقایی جامعهٔ میزبان، سبب شده است که برخی هنرمندان جدید، موسیقی محلی را با موسیقی کشورهای همسایه و غربی تلفیق کنند. این هنرمندان به جای ابزار موسیقی محلی از ابزار موسیقی مدرن و هندی، ایرانی و تاجیکستانی بهره میگیرند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | * '''موسیقی جدید''': پس از مهاجرت گسترده و طولانی مردم هزاره، آشنایی نسل جدید با فرهنگ موسیقایی جامعهٔ میزبان، سبب شده است که برخی هنرمندان جدید، موسیقی محلی را با موسیقی کشورهای همسایه و غربی تلفیق کنند. این هنرمندان به جای ابزار موسیقی محلی از ابزار موسیقی مدرن و هندی، ایرانی و تاجیکستانی بهره میگیرند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
==== جشنوارهٔ دمبوره ==== | ==== جشنوارهٔ دمبوره ==== | ||
[[پرونده:موسیقی-هزاره.jpg|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره]] | [[پرونده:موسیقی-هزاره.jpg|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره]] | ||
در ۱۳۹۶ش برای نخستینبار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را | در ۱۳۹۶ش برای نخستینبار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را زنده نگهداشتن موسیقی اصیل محلی، رونق [[گردشگری]] و ایجاد همدلی میان مردم افغانستان عنوان کردهاند.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | ||
=== آداب و رسوم هزارهها === | === آداب و رسوم هزارهها === | ||
==== جشنهای مذهبی ==== | ==== جشنهای مذهبی ==== | ||
* '''عید فطر''': [[عید فطر]] | * '''عید فطر''': هزارهها همگام با دیگر مسلمانان، [[عید فطر]] را با شور و [[شادی]] برگزار میکنند. آنها در سه روز تعطیلی رسمی این عید به [[دید و بازدید]] یکدیگر میروند. | ||
* '''عید قربان''': | * '''عید قربان''': در میان هزارههای افغانستان، [[عید قربان]] با شکوه برگزار میشود. مردم این مناسبت دینی را به یکدیگر تبریک میگویند و به دید و بازدید میپردازند. | ||
* '''عید غدیر''': هزارههای شیعه این روز را گرامی میدارند و در برخی مناطق به برگزاری مراسم و سخنرانی در مدح پیامبر و خاندان وی میپردازند. جشنهای ولادت امامان شیعه نیز در | * '''[[عید غدیر]]''': هزارههای شیعه این روز را گرامی میدارند و در برخی مناطق به برگزاری مراسم و سخنرانی در مدح [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] و خاندان وی میپردازند. جشنهای ولادت امامان شیعه نیز در مساجد و تکایا برگزار میشود ولی در همهٔ مناطق مرسوم نیست.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.</ref> | ||
* '''عید مردگان''': آیین عید مردگان در فرهنگ هزارهها، که ریشه در باورهای ایران باستان دارد، امروز در قالب مناسبتهای اسلامی مانند شبهای پایانی [[ماه رمضان در افغانستان|رمضان]] و [[ذی حجه|ذیالحجه]] برگزار میشود. این مراسم شامل پختن [[حلوای سرخ]]، روشنکردن پلته (فتیله یا شمع) و اجرای رسم | * '''عید مردگان''': آیین عید مردگان در فرهنگ هزارهها، که ریشه در باورهای ایران باستان دارد، امروز در قالب مناسبتهای اسلامی مانند شبهای پایانی [[ماه رمضان در افغانستان|رمضان]] و [[ذی حجه|ذیالحجه]] برگزار میشود. این مراسم شامل پختن [[حلوای سرخ]]، روشنکردن پلته (فتیله یا شمع) و اجرای رسم خوشبوی با روغن مسکه همراه با [[دعا]] برای ارواح درگذشتگان است. مشابهتهای این آیین با اساطیر کهن، بهویژه نقش جمشید بهعنوان شاه مردگان در متون ریگودا و اوستا، نشان از تداوم فرهنگی دارد. این رسم علاوهبر جنبههای مذهبی، کارکرد اجتماعی در حفظ انسجام گروهی و انتقال حافظهٔ جمعی دارد. تطبیق این سنت قبل از اسلام با مناسک اسلامی، بیانگر توانایی فرهنگ هزارهها در تلفیق سنتهای کهن با نظامهای اعتقادی جدید است.<ref>[https://www.farhangpress.af/عید-مردگان/ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.]</ref> | ||
==== جشنهای ملی ==== | ==== جشنهای ملی ==== | ||
* '''جشن نوروز:''' آیین [[جشن نوروز]] برای هزارهها آغاز سال نو هجری شمسی است که بهعنوان یک جشن باستانی به پایان زمستان و آغاز زیباییهای بهار اشاره دارد. نوروز در افغانستان (بهغیر از دوران طالبان) با تعطیلات رسمی همراه بوده و مراسمی شبیه به عید فطر و قربان دارد. در شهرها، مردم به دید و بازدید هم میروند و در روستاها، برنامهها بیشتر اجتماعی و پرمصرف است. برافراشتن پرچم شاه ولایت در [[زیارتگاه سخی]] در کابل و [[روضه سخی]] در [[مزارشریف|مزار شریف]] اهمیت ویژهای دارد و به مراسمی با عظمت برای هزارهها تبدیل میشود. | * '''جشن نوروز:''' آیین [[جشن نوروز]] برای هزارهها آغاز سال نو هجری شمسی است که بهعنوان یک جشن باستانی به پایان زمستان و آغاز زیباییهای بهار اشاره دارد. نوروز در افغانستان (بهغیر از دوران طالبان) با تعطیلات رسمی همراه بوده و مراسمی شبیه به عید فطر و قربان دارد. در شهرها، مردم به دید و بازدید هم میروند و در روستاها، برنامهها بیشتر اجتماعی و پرمصرف است. برافراشتن پرچم شاه ولایت در [[زیارتگاه سخی]] در کابل و [[روضه سخی]] در [[مزارشریف|مزار شریف]] اهمیت ویژهای دارد و به مراسمی با عظمت برای هزارهها تبدیل میشود. | ||
* '''چهارشنبهسوری:''' [[چهارشنبه سوری|چهارشنبهسوری]] جشن باستانی است که در آخرین | * '''چهارشنبهسوری:''' [[چهارشنبه سوری|چهارشنبهسوری]] جشن باستانی است که در آخرین چهارشنبهٔ سال (اسفند/حوت) در کشورهای فارسیزبان مانند ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود. مردم در این روز به دامن طبیعت میروند، آتش روشن کرده و برخی از روی آن میپرند. این رسم بهعنوان میراثی از [[آیین زرتشت|زرتشتیان]] محسوب میشود. در افغانستان، هزارهها بهدلیل وابستگی مذهبی این جشن را بهویژه در آخرین چهارشنبهٔ ماه [[صفر]] برگزار میکنند و به آن جنبهٔ مذهبی دادهاند. در این مراسم، به جای پریدن از روی آتش، غذاهای محلی مانند [[دلده]]، تهیه میکنند.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48-50.</ref> | ||
==== آداب و رسوم ازدواج ==== | ==== آداب و رسوم ازدواج ==== | ||
قوم هزاره از قوانین ازدواج اسلامی پیروی میکند. ازدواج بین محارم (خویشاوندان نزدیک) ممنوع است، اما ازدواج بین فرزندان عموها و داییها نهتنها مجاز بلکه مطلوب محسوب میشود. بهترین نوع [[ازدواج]]، وصلت بین دخترعمو و پسرعمو است. آیین ازدواج در فرهنگ هزارهها با تشریفات و آدابورسوم خاصی همراه است. نخست هیئت خواستگاری متشکل از بزرگان و بستگان داماد با هدایایی به منزل [[عروس]] میروند. پس از مذاکرات رسمی و توافق اولیه، [[مراسم نامزدی]] (خویشیگری) برگزار میشود که در آن خانوادهها به تبادل هدایا و لباس میپردازند. مرحلهٔ بعد شامل پرداخت [[شیربها]] (گلهگیری) از سوی [[داماد]] است. [[جشن عروسی]] (طوی) از مهمترین آیینهای شادی و اجتماعی در میان هزارهها است که چندین روز ادامه دارد و شامل بازیهای محلی، آداب و رسوم سنتی و مسابقات [[سوارکاری]] و [[تیراندازی]] میشود. در تمام این مراسم، موسیقی با سازهای اصیل و شعرهای محلی اجرا میشود. این سنتها نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و اهمیت پیوند خانوادگی در قوم هزاره است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۸۲–۲۸۴.</ref> | |||
# '''انواع ازدواج:''' شامل سه نوع ازدواج مبادلهای/ [[سرآلیش]]، یعنی مبادلهٔ دو خواهر بین دو مرد یا ازدواج دو برادر با دو خواهر، ازدواج با زنبرادر متوفی برای نگهداری از فرزندان برادر مرحوم و ازدواج قبیلهای (در گذشته مرسوم بود و در حال حاضر کمتر شده است)، میشود. | |||
آیین ازدواج در فرهنگ هزارهها با تشریفات و آدابورسوم خاصی همراه است. نخست هیئت خواستگاری متشکل از بزرگان و بستگان داماد با هدایایی به منزل عروس میروند. پس از مذاکرات رسمی و توافق اولیه، مراسم نامزدی (خویشیگری) برگزار میشود که در آن خانوادهها به تبادل هدایا و لباس میپردازند. | |||
# '''انواع ازدواج:''' شامل سه نوع ازدواج مبادلهای/ [[سرآلیش]]، یعنی | |||
# '''تعدد زوجات:''' [[چند همسری مردان]] در میان هزارهها اگرچه از نظر دینی جایز است اما بهدلیل شرایط اقتصادی نامساعد و هزینههای سنگین عروسی، بهطور معمول [[تکهمسری]] رواج دارد. دلایل چندهمسری نیز شامل: [[ناباروری]] زن اول، بیماری زن اول، تمایل به فرزندان بیشتر، تمایل مرد به همراهی چند زن و موقعیت سیاسی و اجتماعی مرد میشود. | # '''تعدد زوجات:''' [[چند همسری مردان]] در میان هزارهها اگرچه از نظر دینی جایز است اما بهدلیل شرایط اقتصادی نامساعد و هزینههای سنگین عروسی، بهطور معمول [[تکهمسری]] رواج دارد. دلایل چندهمسری نیز شامل: [[ناباروری]] زن اول، بیماری زن اول، تمایل به فرزندان بیشتر، تمایل مرد به همراهی چند زن و موقعیت سیاسی و اجتماعی مرد میشود. | ||
# '''معیارهای انتخاب همسر:''' برای انتخاب | # '''معیارهای انتخاب همسر:''' برای انتخاب عروس، معیارهای زیر در نظر گرفته میشود: اصالت خانوادگی، [[عفت]]، مهارت در کارهای [[خانه]]، [[زیبایی]] ظاهری، آگاهی از مسائل مذهبی و موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خانوادهٔ وی. | ||
# '''هزینههای ازدواج:''' هزینههای مراحل مختلف مانند [[خواستگاری]]، [[شیرینیخوران|شیرینیخوری]]، عیدی و عروسی | # '''هزینههای ازدواج:''' هزینههای مراحل مختلف مانند [[خواستگاری]]، [[شیرینیخوران|شیرینیخوری]]، [[عیدی]] و عروسی بهعهدهٔ خانوادهٔ داماد است، اما شیربها از مخارج مهم ازدواج محسوب میشود. تهیهٔ [[جهیزیه]] از دیگر هزینههای ازدواج است. در برخی موارد، مرد میتواند شیربها را بهصورت کامل برای خانوادهٔ عروس پرداخت کند. | ||
# '''چالشها:''' ازدواج دختران جوان با مردان میانسال و | # '''چالشها:''' ازدواج دختران جوان با مردان میانسال و مسن بهدلیل وضع مالی، مشکلات ناشی از تعدد زوجات و رقابت بین همسران، فشارهای اجتماعی و اقتصادی برای پرداخت شیربها از جمله چالشهای ازدواج در میان هزارهها است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص511-523.</ref> | ||
==== طلاق ==== | ==== طلاق ==== | ||
در | در قوم هزاره، [[طلاق]] بر مبنای [[فقه اسلامی]] انجام میشود. اگرچه هم زنان و هم مردان، حق طلاق دارند، اما زنان بسیار کم از این حق استفاده میکنند. این مسئله دلایل مختلفی دارد که مهمترین آنها نگاه منفی جامعه به طلاق بوده و آن را عملی ناپسند میداند که موجب از دستدادن موقعیت اجتماعی فرد میشود. همچنین طلاق سبب بدنامی خانوادهها شده و از آنجا که زنان بهطور معمول وابستگی اقتصادی به شوهران خود دارند، تمایلی به این کار نشان نمیدهند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص522-523.</ref> | ||
==== آیین سوگواری ==== | ==== آیین سوگواری ==== | ||
[[پرونده:قوم هزاره۹.jpg|جایگزین=مراسم علمگردانی در غزنی|بندانگشتی|مراسم علمگردانی در غزنی]] | [[پرونده:قوم هزاره۹.jpg|جایگزین=مراسم علمگردانی در غزنی|بندانگشتی|مراسم علمگردانی در غزنی]] | ||
* آیین [[عزاداری]] در فرهنگ هزارهها بهویژ هزارههای شیعه بازتابی از [[ایمان]] و همبستگی اجتماعی آنها بوده و جایگاه ویژهای در سبک زندگی آنها دارد و بهعنوان یکی از ارکان مهم فرهنگ مذهبی هزارهها شناخته میشود. این آیینها که بهطور عمده در مناسبتهای مهم مذهبی مانند ایام [[محرم]]، [[صفر]]، [[اربعین]] حسینی و سالگرد [[شهادت]] ائمهٔ شیعه برگزار میشود، از غنای معنوی و اجتماعی عمیقی برخوردار است. | |||
* در ایام محرم و بهویژه در روز [[عاشورا]]، جامعهٔ هزاره با تعطیل کردن فعالیتهای روزمره، بهصورت گسترده به برگزاری مراسم سوگواری میپردازد. [[حسینیه]]ها و تکایا که بهعنوان کانونهای اصلی این مراسم محسوب میشوند، میزبان هزاران نفر از عزاداران هستند. در این مراسم، سنت [[نذری|نذردادن]] از اهمیت خاصی برخوردار است و خانوادهها با [[ذبح اسلامی|ذبح]] [[گوسفند]] و گاو و توزیع غذا میان عزاداران، بهعنوان [[نذری]]، در این سنت دیرینه مشارکت میکنند. | |||
* مراسم سوگواری شامل مناسبتهایی چون مجالس [[ترحیم]] و [[جمعه خوانی|جمعهخوانی]] نیز میشود. در مراسم ترحیم، پس از انجام [[آیین تدفین|آیین تکفین]]، مراسم [[فاتحهخوانی]] و [[نماز میت]] در اماکن مذهبی برگزار میشود. کارکرد اجتماعی این مناسک ابراز همدردی و تقویت روابط اجتماعی است. | |||
* مراسم بهطور معمول با ذکر [[صلوات]] آغاز شده و سپس با برنامههایی همچون شعرخوانی، [[ختم قرآن]]، مداحی، منبر و سخنرانی مذهبی ادامه مییابد. پذیرایی از شرکتکنندگان نیز بخش جداییناپذیر این مراسم محسوب میشود که نشاندهندهٔ [[مهمان نوازی|مهماننوازی]] و [[همیاری]] در فرهنگ هزارهها است. | |||
* آیینهای سوگواری بازتابی از هویت فرهنگی و تاریخی قوم هزاره است و بهعنوان عاملی برای تقویت [[همبستگی اجتماعی]] و حفظ انسجام جامعه عمل میکنند. در طول تاریخ، این مراسم عامل مهم حفظ هویت فرهنگی هزارهها در برابر چالشهای مختلف بوده است و در حالحاضر نیز بهعنوان بخش زنده و پویایی از فرهنگ این جامعه باقی مانده است.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص50-56.</ref> | |||
=== رسانهها و مراکز علمی === | === رسانهها و مراکز علمی === | ||
در دوران نظام جمهوری افغانستان، شماری از رسانههای اختصاصی توسط شخصیتها و نهادهای متعلق به | در دوران نظام جمهوری افغانستان، شماری از رسانههای اختصاصی توسط شخصیتها و نهادهای متعلق به قوم هزاره تأسیس شد که نقش مهمی در انعکاس صدای این قوم و توسعهٔ فرهنگی و سیاسی افغانستان داشتند. با روی کار آمدن حکومت طالبان، فعالیت بسیاری از این رسانهها با محدودیتهای جدی مواجه شده و کمرونق شده است. | ||
==== رسانهها ==== | ==== رسانهها ==== | ||
# تلویزیون | # تلویزیون نگاه، به دستور [[محمدکریم خلیلی]]، معاون دوم رئیسجمهور وقت و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان تأسیس شد و تحت مدیریت عالم خلیلی، فعالیت میکرد.<ref>[https://tarikhi.com/article/71309/ «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزۀ علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وبسایت پژوهشهای تاریخی.]</ref> | ||
# | # تلویزیون تمدن که توسط [[محمدآصف محسنی]] از علمای شناخته شدهٔ افغانستان، در کابل بنیانگذاری شده بود، با پوشش سراسری از طریق ماهواره برنامههای دینی پخش میکند. | ||
# [[ | # تلویزیون راهفردا، به مدیریت [[محمد محقق]]، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، در کابل فعالیت ۲۴ ساعته دارد.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref> | ||
# تلویزیون کوثر نیز بهعنوان شبکهٔ مذهبی توسط [[نوراحمد تقدسی]] از عالمان دینی برجستهٔ افغانستان، تأسیس شده و از بهار ۱۳۸۸ش در کابل شروع به کار کرده بود. | |||
# تلویزیون کوثر نیز بهعنوان شبکهٔ مذهبی توسط نوراحمد تقدسی از عالمان دینی برجستهٔ افغانستان، تأسیس شده و از بهار ۱۳۸۸ش در کابل شروع به کار کرده بود. | |||
# در میان رسانههای محلی، تلویزیون بامیان بهصورت خصوصی توسط نقی احسانی در مرکز این ولایت راهاندازی شده بود. | # در میان رسانههای محلی، تلویزیون بامیان بهصورت خصوصی توسط نقی احسانی در مرکز این ولایت راهاندازی شده بود. | ||
# در بخش رادیوها نیز رادیو راه فردا و رادیو نگاه بهعنوان رسانههای همراه تلویزیونهای همنام خود فعالیت میکردند. | # در بخش رادیوها نیز رادیو راه فردا و رادیو نگاه بهعنوان رسانههای همراه تلویزیونهای همنام خود فعالیت میکردند. | ||
# رادیو بامیان و رادیو دایکندی که توسط مؤسسه انترنیوز بهعنوان رسانههای مستقل و غیردولتی راهاندازی شده بودند و همچنین رادیو جاغوری در | # رادیو بامیان و رادیو دایکندی که توسط مؤسسه انترنیوز بهعنوان رسانههای مستقل و غیردولتی راهاندازی شده بودند و همچنین رادیو جاغوری در منطقهٔ سنگماشه، از دیگر رسانههای فعال در مناطق هزارهنشین در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان بودند که هماکنون با شرایط دشواری برای ادامهٔ فعالیت، مواجه هستند.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref> | ||
==== مراکز علمی ==== | ==== مراکز علمی ==== | ||
[[پرونده:Rahnaward University....1.jpg|جایگزین=دانشگاه رهنورد مزار شریف|بندانگشتی|دانشگاه رهنورد مزار شریف]] | [[پرونده:Rahnaward University....1.jpg|جایگزین=دانشگاه رهنورد مزار شریف|بندانگشتی|دانشگاه رهنورد مزار شریف]] | ||
در | در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان، قوم هزاره با تأسیس مراکز علمی و دانشگاههای معتبر خصوصی، نقش بیبدیلی در توسعهٔ فرهنگی و نوسازی نظام اداری کشور ایفا کرد. از جمله این نهادهای علمی در کابل عبارتند از: دانشگاه کاتب، دانشگاه ابنسینا، دانشگاه خاتمالنبیین، دانشگاه گوهرشاد، دانشگاه غرجستان، دانشگاه رابعه بلخی، مؤسسهٔ تحصیلات عالی علامه و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ابوریحان، دانشگاه رهنورد در [[مزار شریف]]، [[دانشگاه بامیان]] و مؤسسهٔ تحصیلات عالی بامیکا در بامیان و مؤسسهٔ تحصیلات عالی ناصر خسرو در دایکندی از مهمترین مراکز علمی در ولایات هستند که به همت فرهیختگان و دانشآموختگان هزاره پایهگذاری شدند. | ||
این مراکز علمی به کانونهای مهم تجمع روشنفکران و پرورش نخبگان علمی کشور تبدیل شدند. شایان ذکر است که شمار قابل توجهی از مقامات و مدیران ارشد حکومت جمهوری اسلامی افغانستان، تحصیلات عالی خود را در این دانشگاهها سپری کردهاند. در سطح آموزشهای پیشدانشگاهی نیز، مراکز آموزشی هزارهها در [[غرب کابل]] تأثیر تعیینکنندهای در نتایج آزمونهای سراسری دانشگاههای دولتی داشتند. از جمله این مراکز میتوان به لیسهٔ عبدالرحیم شهید، لیسه معرفت، مرکز آموزشی کاج، مرکز آموزشی موعود و مرکز آموزشی کوثر دانش، اشاره کرد. برخی از این مراکز آموزشی، هدف حملات تروریستی قرار گرفتند که علاوهبر تلفات جانی ضربهای به روند توسعهٔ علمی کشور محسوب میشود. با این وجود، این نهادهای آموزشی همچنان به ایفای نقش مهم خود در تربیت نیروهای متخصص و کارآمد برای خدمت به افغانستان ادامه میدهند.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «هزارهها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | |||
=== بازیهای محلی قوم هزاره === | === بازیهای محلی قوم هزاره === | ||
پژوهشگران، بازیهای محلی هزارهها را گنجینهای غنی از فرهنگ، هنر و هویت جمعی این قوم میدانند که در طول قرنها شکل گرفته و باورها، ارزشها و سبک زندگی اجتماعی آنها را بازتاب میدهد. در هر یک از این بازیها، لایههای عمیقی از فلسفهٔ زندگی، ارتباط با طبیعت و نظام اجتماعی مردم هزاره قابل مشاهده است. مدارک باستانشناسی نشان میدهد که این بازیها قدمتی به درازای تاریخ این سرزمین دارد؛ نقوش بر روی سفالهای مناطق بامیان و جاغوری صحنههایی از بازیهای گروهی را به تصویر کشیده است که شباهت نزدیکی با بازیهای امروزی دارد. این پیوند تاریخی بر تداوم فرهنگی این مردم تأکید دارد، هرچند در دهههای اخیر، بر اثر تغییر سبک زندگی، شهرنشینی و نفوذ فرهنگ مدرن، بسیاری از این بازیها در معرض فراموشی قرار گرفته است. ابزارهای مورد استفاده در این بازیها بهطور عمده، طبیعی و بومی بوده و نشاندهندهٔ خلاقیت و سازگاری با [[محیط زیست]] است. این بازیها علاوهبر جنبهٔ سرگرمکنندگی، نقش آموزشی و تربیتی در انتقال [[مهارت زندگی|مهارتهای زندگی]]، همکاری گروهی و حل مسئله دارد. بههمین دلیل پژوهشگران حفظ و احیای آنها را بهمثابهٔ پاسداری از تاریخ، فرهنگ و هویت جمعی مردم هزاره میدانند و در جهان مدرن، پاسداشت این میراث فرهنگی میتواند تنوع فرهنگی و غنای اجتماعی را تضمین کند.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | |||
برخی از بازیهای مشهور مردم هزاره ممکن است در مناطق مختلف هزارهنشین با نامهای متفاوت و با کمی تفاوت در قوانین و روش اجرا انجام شود، اما در اصل و ماهیت مشترک | برخی از بازیهای مشهور مردم هزاره ممکن است در مناطق مختلف هزارهنشین با نامهای متفاوت و با کمی تفاوت در قوانین و روش اجرا انجام شود، اما در اصل و ماهیت مشترک است. همچنین، برخی از این بازیها در میان اقوام دیگر افغانستان نیز رواج دارد و نشاندهندهٔ پیوند فرهنگی میان اقوام مختلف این سرزمین است. | ||
# '''توپ بازی (توپ دنده):''' یک بازی گروهی پرتحرک در فضای باز با دو تیمِ حداقل ۶ نفره که با توپ پشمی و چوب انجام میشود. بازیکنان باید توپ را با چوب بزنند و گروه مقابل سعی درگرفتن آن دارد. این بازی ترکیبی از مهارت، سرعت و کار گروهی است. | # '''توپ بازی (توپ دنده):''' یک بازی گروهی پرتحرک در فضای باز با دو تیمِ حداقل ۶ نفره که با توپ پشمی و چوب انجام میشود. بازیکنان باید توپ را با چوب بزنند و گروه مقابل سعی درگرفتن آن دارد. این بازی ترکیبی از مهارت، سرعت و کار گروهی است. | ||
# '''تاشه بازی''': یک بازی استراتژیک دو تیم ۶ نفره که در آن یک گروه شیئی را پنهان میکند. گروه دیگر باید با | # '''تاشه بازی''': یک بازی استراتژیک دو تیم ۶ نفره که در آن یک گروه شیئی را پنهان میکند. گروه دیگر باید با حدسزدن، مکان آن را پیدا کند و در صورت عدم موفقیت، مجازات میشوند. این بازی به دقت و هوش بازیکنان نیاز دارد. | ||
# '''گرگ و گوسپند:''' بازی نمادین در دایره که گرگ خارج از دایره سعی میکند به گوسفند داخل حمله کند. بازیکنان داخل دایره با همکاری هم از گوسفند محافظت میکنند. این بازی همکاری گروهی و سرعت عمل را تقویت میکند. | # '''گرگ و گوسپند:''' بازی نمادین در دایره که گرگ خارج از دایره سعی میکند به گوسفند داخل حمله کند. بازیکنان داخل دایره با همکاری هم از گوسفند محافظت میکنند. این بازی همکاری گروهی و سرعت عمل را تقویت میکند. | ||
# '''سنگ چوقو:''' بازی مهارتی با ریگهای کوچک که دقت و تمرکز میطلبد. بازیکنان ریگها را به هوا پرتاب کرده و باید آنها را به شیوهٔ خاصی بگیرند. حرکات ظریف دست و هماهنگی چشم و دست در این بازی اهمیت دارد. | # '''سنگ چوقو:''' بازی مهارتی با ریگهای کوچک که دقت و تمرکز میطلبد. بازیکنان ریگها را به هوا پرتاب کرده و باید آنها را به شیوهٔ خاصی بگیرند. حرکات ظریف دست و هماهنگی چشم و دست در این بازی اهمیت دارد. | ||
# '''چم تشکی (چشم پوتوکان):''' بازی | # '''چم تشکی (چشم پوتوکان):''' بازی پنهانکاری که در آن یک گروه چشمبندی میشود. گروه دیگر مخفی میشود و گروه چشمبسته باید آنها را پیدا کند. این بازی به تقویت حواس و جهتیابی کمک میکند. | ||
# '''قطار بازی:''' بازی فکری شبیه دوز که روی زمین انجام میشود. بازیکنان با چیدن ریگ و چوب کوچک یا | # '''قطار بازی:''' بازی فکری شبیه دوز که روی زمین انجام میشود. بازیکنان با چیدن ریگ و چوب کوچک یا هستهٔ زردآلو سعی میکنند سه مهرهٔ خود را در یک ردیف قرار دهند. این بازی استراتژی و پیشبینی حرکات حریف را تقویت میکند. | ||
# '''هشت خین بازی:''' بازی پرشی روی مربعهای کشیده شده که بازیکن باید سنگی را با یک پا هدایت کند. تعادل و کنترل بدن در این بازی اهمیت ویژهای دارد. خانههای | # '''هشت خین بازی:''' بازی پرشی روی مربعهای کشیده شده که بازیکن باید سنگی را با یک پا هدایت کند. تعادل و کنترل بدن در این بازی اهمیت ویژهای دارد. خانههای مختلف، نامهای خاصی مانند [[بهشت]] و دوزخ دارند. | ||
# '''لنگی پشتی (کشتی):''' نوعی | # '''لنگی پشتی (کشتی):''' نوعی کُشتی سنتی که روی یک پا انجام میشود. بازیکنان باید با حفظ تعادل، حریف را از پای درآورند. این بازی به قدرت پاها و تعادل بدن نیاز دارد و بهطور معمول در طبیعت انجام میشود. | ||
# '''چارمغز بازی (گردو بازی):''' بازی پرتاب گردو | # '''چارمغز بازی (گردو بازی):''' بازی پرتاب گردو بهسمت هدفی مشخص که دقت و قدرت پرتاب، میطلبد. انواع مختلفی دارد و بهطور معمول با گردوهای تازه انجام میشود. بازیکنان با تکنیکهای خاصی گردوها را پرتاب میکنند. | ||
# '''ترکی (شب بازی):''' بازی گروهی شبانه با پرتاب کلاه که بازیکنان باید در تاریکی آن را پیدا کنند. این بازی به شجاعت و توانایی جهتیابی در تاریکی نیاز دارد که با شادی و هیجان همراه است. | # '''ترکی (شب بازی):''' بازی گروهی شبانه با پرتاب کلاه که بازیکنان باید در تاریکی آن را پیدا کنند. این بازی به شجاعت و توانایی جهتیابی در تاریکی نیاز دارد که با شادی و هیجان همراه است. | ||
# '''چو بازی (بازی با چوب):''' بازی مهارتی با چوبهای بلند و کوتاه که بازیکنان باید ضربات دقیقی بزنند. قدرت و دقت ضربه در این بازی اهمیت زیادی دارد. مسافت | # '''چو بازی (بازی با چوب):''' بازی مهارتی با چوبهای بلند و کوتاه که بازیکنان باید ضربات دقیقی بزنند. قدرت و دقت ضربه در این بازی اهمیت زیادی دارد. مسافت طیشده توسط چوب کوچک اندازهگیری میشود. | ||
# '''پشتی بازی:''' بازی آکروباتیک که به انعطاف بدن نیاز دارد. یک گروه خم میشود و گروه دیگر از روی آنها پشتک میزند. این بازی به هماهنگی گروهی و جسارت نیاز دارد و تا حد تحمل ادامه مییابد. | # '''پشتی بازی:''' بازی آکروباتیک که به انعطاف بدن نیاز دارد. یک گروه خم میشود و گروه دیگر از روی آنها پشتک میزند. این بازی به هماهنگی گروهی و جسارت نیاز دارد و تا حد تحمل ادامه مییابد. | ||
# '''تشکی بازی:''' بازی سرعتی با تکه چوب که حواس بازیکنان را میسنجد. بازیکنان باید به موقع واکنش نشان دهند و چوب را بگیرند. سرعت عمل و تمرکز در این بازی بسیار مهم است و با شادی همراه است. | # '''تشکی بازی:''' بازی سرعتی با تکه چوب که حواس بازیکنان را میسنجد. بازیکنان باید به موقع واکنش نشان دهند و چوب را بگیرند. سرعت عمل و تمرکز در این بازی بسیار مهم است و با شادی همراه است. | ||
# '''بازی سه پرش:''' | # '''بازی سه پرش:''' مسابقهٔ پرشهای بلند بین دو گروه که بازیکنان باید بیشترین مسافت را طی کنند. قدرت پاها و تکنیک پرش در این بازی تعیینکننده است. گروه برنده حق سواری گرفتن دارد. | ||
# '''کوله دبه و کفش دبه:''' بازی ساده با پرتاب کفش و زدن آن با سنگ که دقت و محاسبه نیرو نیاز دارد. بازیکنان باید هدفگیری دقیقی داشته باشند. بهطور معمول بین دو نفر انجام میشود. | # '''کوله دبه و کفش دبه:''' بازی ساده با پرتاب کفش و زدن آن با سنگ که دقت و محاسبه نیرو نیاز دارد. بازیکنان باید هدفگیری دقیقی داشته باشند. بهطور معمول بین دو نفر انجام میشود. | ||
# '''تشله بازی (تیله بازی):''' بازی کلاسیک تیله با حفرههای کوچک که دقت دست و محاسبه زاویه نیاز دارد. بازیکنان باید تیلهها را به داخل حفرهها بیندازند. انواع مختلفی دارد و به مهارت بالا نیاز دارد. | # '''تشله بازی (تیله بازی):''' بازی کلاسیک تیله با حفرههای کوچک که دقت دست و محاسبه زاویه نیاز دارد. بازیکنان باید تیلهها را به داخل حفرهها بیندازند. انواع مختلفی دارد و به مهارت بالا نیاز دارد. | ||
# ''' | # '''هفتسنگ بازی:''' بازی پرتاب توپ بهسمت هفت سنگ چیده شده که هماهنگی تیمی میطلبد. یک گروه سنگها را میزند و گروه مقابل بازیکنان را هدف میگیرد. استراتژی و دقت در این بازی مهم است. | ||
# '''ارسنی (توپ بازی):''' بازی پرتاب توپ به بازیکنان وسط زمین که سرعت عمل و چابکی نیاز دارد. گروه وسط باید از برخورد توپ فرار کند. گرفتن توپ در هوا امتیاز محسوب میشود. | # '''ارسنی (توپ بازی):''' بازی پرتاب توپ به بازیکنان وسط زمین که سرعت عمل و چابکی نیاز دارد. گروه وسط باید از برخورد توپ فرار کند. گرفتن توپ در هوا امتیاز محسوب میشود. | ||
# ''' | # '''طنابکشی:''' مسابقهٔ قدرت بین دو تیم که طناب را میکشند. تیمی که حریف را از خط مرکزی عبور دهد، برنده است. قدرت بدنی و هماهنگی تیمی در این بازی مهم است. این بازی بهطور معمول در مراسم خاص انجام میشود. | ||
# ''' | # '''شاهدزد بازی:''' بازی نقشآفرینی با کبریت که بازیکنان نقشهای مختلف میگیرند. شاه دستور میدهد و دزد مجازات میشود. این بازی به تخیل و خلاقیت بازیکنان کمک میکند و انواع مختلفی دارد. | ||
# '''سوختم بازی:''' بازی گروهی پرتحرک در دایره که بازیکنان باید از گرگ فرار کنند. گرگ با | # '''سوختم بازی:''' بازی گروهی پرتحرک در دایره که بازیکنان باید از گرگ فرار کنند. گرگ با لیلی کردن بهدنبال آنها میدود و هر کس را لمس کند، میسوزد و بازی تا زمانی ادامه مییابد که همه بسوزند. | ||
# '''چم پوتک بازی:''' بازی حدس و گمان با بستن چشم یک بازیکن شروع میشود. بازیکن چشم بسته باید تشخیص دهد چه کسی او را زده است. این بازی به تقویت حواس غیر از بینایی کمک میکند. | # '''چم پوتک بازی:''' بازی حدس و گمان با بستن چشم یک بازیکن شروع میشود. بازیکن چشم بسته باید تشخیص دهد چه کسی او را زده است. این بازی به تقویت حواس غیر از بینایی کمک میکند. | ||
# '''شیر و بز:''' بازی استراتژیک شبیه شطرنج روی زمین که شیرها سعی میکنند بزها را بگیرند. بزها باید شیرها را محاصره کنند. این بازی به تفکر و برنامهریزی نیاز دارد. | # '''شیر و بز:''' بازی استراتژیک شبیه شطرنج روی زمین که شیرها سعی میکنند بزها را بگیرند. بزها باید شیرها را محاصره کنند. این بازی به تفکر و برنامهریزی نیاز دارد. | ||
# '''دستمال پشتی:''' بازی کلاسیک دایرهای که گرگ دستمال را پشت بازیکنان میاندازد. اگر بازیکن | # '''دستمال پشتی:''' بازی کلاسیک دایرهای که گرگ دستمال را پشت بازیکنان میاندازد. اگر بازیکن بفهمد، باید گرگ را دنبال کند. این بازی به دقت و سرعت واکنش نیاز دارد. | ||
# '''تق و جفت:''' بازی ساده با هستههای میوه که حدس زدن تعداد آنها است. بازیکن باید تشخیص | # '''تق و جفت:''' بازی ساده با هستههای میوه که حدس زدن تعداد آنها است. بازیکن باید تشخیص دهد، تعداد زوج است یا فرد. این بازی به توانایی خواندن ذهن حریف نیاز دارد. | ||
# '''بیری بیری بازی:''' بازی نمایشی عروس و داماد که کودکان اجرا میکنند | # '''بیری بیری بازی:''' بازی نمایشی عروس و داماد که کودکان اجرا میکنند و با آوازهای خاص مراسم عروسی را بازسازی میکنند. این بازی خلاقیت و کار گروهی را تقویت میکند. | ||
# ''' | # '''خالهبازی:''' بازی نقشآفرینی دختران با عروسکهای پارچهای. آنها نقش مادران و زنان خانواده را بازی میکنند و این بازی به تقویت مهارتهای اجتماعی آنها کمک میکند. | ||
# '''نوور (سد آب کوچک):''' بازی پسران با آب و خاک که | # '''نوور (سد آب کوچک):''' بازی پسران با آب و خاک که جویهای کوچک میسازند. بچهها با بیلچههای کوچک سد ساخته و مسیر آب را تغییر میدهند. این بازی اصول اولیهٔ کشاورزی و مهندسی آب را آموزش میدهد. | ||
# '''خانه خانه بازی:''' بازی ساخت و ساز کودکان با سنگ و چوب و گل. خانههای کوچک میسازند و زندگی روزمره را شبیهسازی میکنند. این بازی تخیل و مهارتهای دستی را تقویت میکند. | # '''خانه خانه بازی:''' بازی ساخت و ساز کودکان با سنگ و چوب و گل. خانههای کوچک میسازند و زندگی روزمره را شبیهسازی میکنند. این بازی تخیل و مهارتهای دستی را تقویت میکند. | ||
# '''بجول یا شیغی بازی:''' بازی با استخوان قوزک پای گوسفند که انواع | # '''بجول یا شیغی بازی:''' بازی با استخوان قوزک پای گوسفند که انواع مختلفی دارد. بازیکنان باید استخوانها را از فاصلهٔ مشخص بزنند. دقت و مهارت پرتاب در این بازی مهم است. | ||
# '''نشانه زنی (اُشَد):''' | # '''نشانه زنی (اُشَد):''' مسابقهٔ تیراندازی با تفنگ، بین دو گروه. هر گروه سعی میکند به هدفی در دوردست اصابت کند. این بازی به تمرکز و مهارت تیراندازی نیاز دارد. | ||
# '''خر بیار خروار ببر:''' بازی آبی که یک گروه در آب میماند و گروه دیگر با شعر آنها را فرا میخواند. اگر اشتباه پاسخ دهند بازنده میشوند. این بازی حافظه و سرعت واکنش را تقویت میکند. | # '''خر بیار خروار ببر:''' بازی آبی که یک گروه در آب میماند و گروه دیگر با شعر آنها را فرا میخواند. اگر اشتباه پاسخ دهند بازنده میشوند. این بازی حافظه و سرعت واکنش را تقویت میکند. | ||
# '''جناغ بازی:''' بازی با استخوان جناغ مرغ که دو نفر آن را میشکنند. بهطور معمول شرطهای کوچکی میبندند که برای سرگرمی ساده در جمعهای کوچک است. | # '''جناغ بازی:''' بازی با استخوان جناغ مرغ که دو نفر آن را میشکنند. بهطور معمول شرطهای کوچکی میبندند که برای سرگرمی ساده در جمعهای کوچک است. | ||
# '''سنگیرک:''' مسابقهٔ نشانهزنی با سنگ بین دو گروه که بیشتر در روزهای بیکاری یا مناسبتهای اجتماعی انجام میشود. | # '''سنگیرک:''' مسابقهٔ نشانهزنی با سنگ بین دو گروه که بیشتر در روزهای بیکاری یا مناسبتهای اجتماعی انجام میشود. | ||
# '''دایره بازی:''' بازی دفاع از منطقه که یک گروه از | # '''دایره بازی:''' بازی دفاع از منطقه که یک گروه از دایرهٔ خود محافظت میکند. گروه مهاجم سعی میکند وارد دایره شود. سرعت و هماهنگی تیمی در این بازی مهم است. | ||
# '''سنگ اندازی:''' مسابقهٔ قدرت که بازیکنان یک سنگ بهنسبت بزرگ را با توافق انتخاب و پرتاب میکنند. هر کس سنگ را دورتر پرتاب | # '''سنگ اندازی:''' مسابقهٔ قدرت که بازیکنان یک سنگ بهنسبت بزرگ را با توافق انتخاب و پرتاب میکنند. هر کس سنگ را دورتر پرتاب کند، برنده است. قدرت بدنی بالا در این بازی ضروری است. | ||
# '''کورمشت بازی:''' بازی حدسزدن شیء پنهان در دست حریف. بازیکنان باید با توجه به حرکات و زبان بدن حدس بزنند. توانایی خواندن زبان بدن را تقویت میکند. | # '''کورمشت بازی:''' بازی حدسزدن شیء پنهان در دست حریف. بازیکنان باید با توجه به حرکات و زبان بدن حدس بزنند. توانایی خواندن زبان بدن را تقویت میکند. | ||
# '''علم بازی:''' بازی گرفتن پرچم بین دو گروه که قدرت و سرعت نیاز دارد. هر گروه از پرچم خود دفاع میکند. استراتژی و کار گروهی در این بازی مهم است. | # '''علم بازی:''' بازی گرفتن پرچم بین دو گروه که قدرت و سرعت نیاز دارد. هر گروه از پرچم خود دفاع میکند. استراتژی و کار گروهی در این بازی مهم است. | ||
# '''سرگرگی بازی:''' بازی نمادین مردان پس از شکار گرگ. سر گرگ را به روستای دیگر میبرند و چالش میدهند. به شجاعت و مهارتهای شکار مربوط است. این بازی در قدیم مرسوم بود و امروزه منسوخ شده است. | # '''سرگرگی بازی:''' بازی نمادین مردان پس از شکار گرگ. سر گرگ را به روستای دیگر میبرند و چالش میدهند. به شجاعت و مهارتهای شکار مربوط است. این بازی در قدیم مرسوم بود و امروزه منسوخ شده است. | ||
# ''' | # '''تیروکمان بازی:''' مسابقهٔ تیراندازی سنتی با کمانهای دستساز. تیر بازیکنان باید به هدفهای مختلف اصابت کند. تمرکز و مهارت بالا نیاز دارد. | ||
# '''چرخ چرخ بازی:''' بازی دویدن و چرخیدن دور دایره برای گرفتن دستمال. بازیکنان باید همزمان با | # '''چرخ چرخ بازی:''' بازی دویدن و چرخیدن دور دایره برای گرفتن دستمال. بازیکنان باید همزمان با چرخش، دستمال را بگیرند. استقامت و سرعت در این بازی مهم است. | ||
# '''حیوان بازی:''' بازی حدسزدن حیوانی که یک بازیکن تقلید میکند. دیگران باید با توجه به حرکات و صداها حدس بزنند. این بازی برای تقویت مهارتهای مشاهده است. | # '''حیوان بازی:''' بازی حدسزدن حیوانی که یک بازیکن تقلید میکند. دیگران باید با توجه به حرکات و صداها حدس بزنند. این بازی برای تقویت مهارتهای مشاهده است. | ||
# '''بازی چار قدم:''' بازی پرتاب چوب و دویدن که قدرت و سرعت نیاز دارد. بازیکنان باید چوب را در هوا بگیرند یا مسافت را بدوند. ترکیبی از مهارتهای مختلف است. | # '''بازی چار قدم:''' بازی پرتاب چوب و دویدن که قدرت و سرعت نیاز دارد. بازیکنان باید چوب را در هوا بگیرند یا مسافت را بدوند. ترکیبی از مهارتهای مختلف است. | ||
# '''پیرگ بازی:''' بازی نمایشی در مراسم شادی که یک نفر نقش پیرمرد را بازی میکند و با حرکات خندهدار جمعیت را میخنداند. این بازی مهارتهای نمایشی را تقویت میکند. | # '''پیرگ بازی:''' بازی نمایشی در مراسم شادی که یک نفر نقش پیرمرد را بازی میکند و با حرکات خندهدار جمعیت را میخنداند. این بازی مهارتهای نمایشی را تقویت میکند. | ||
# '''بازی گوش خر:''' بازی فکری شبیه شطرنج روی زمین که مهرههای حریف باید گرفته شود. تفکر استراتژیک در این بازی مهم است. این بازی به حرکات خاصی نیاز دارد. | # '''بازی گوش خر:''' بازی فکری شبیه شطرنج روی زمین که مهرههای حریف باید گرفته شود. تفکر استراتژیک در این بازی مهم است. این بازی به حرکات خاصی نیاز دارد. | ||
# '''زنبور آسی بازی:''' بازی | # '''زنبور آسی بازی:''' بازی دستهجمعی با حرکات دست و شعر. بازیکنان باید هماهنگ با شعر حرکات را انجام دهند. این بازی به هماهنگی و سرعت واکنش نیاز دارد. | ||
# '''آکو باکو بازی:''' بازی انگشتی با شعرهای خاص که در زمان مشخص انگشت حرکت داده میشود. دقت و هماهنگی چشم و دست در این بازی بسیار مهم است.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | # '''آکو باکو بازی:''' بازی انگشتی با شعرهای خاص که در زمان مشخص انگشت حرکت داده میشود. دقت و هماهنگی چشم و دست در این بازی بسیار مهم است.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | ||
# '''اَوچِیرتکبازی:''' بازی آبپاشی با ساقهٔ بلدرغو که با کشیدن و فشاردادن چوب، آب را به بیرون میپاشد و با صدای خاصی همراه است. این بازی به هماهنگی حرکتی و مهارت دستورزی کمک میکند.<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.</ref>[[پرونده:487301942 2359292867773198 2018349192033262534 n.jpg|جایگزین=لخشک روی سُرجه|بندانگشتی|لخشک روی سُرجه]] | # '''اَوچِیرتکبازی:''' بازی آبپاشی با ساقهٔ بلدرغو که با کشیدن و فشاردادن چوب، آب را به بیرون میپاشد و با صدای خاصی همراه است. این بازی به هماهنگی حرکتی و مهارت دستورزی کمک میکند.<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.</ref>[[پرونده:487301942 2359292867773198 2018349192033262534 n.jpg|جایگزین=لخشک روی سُرجه|بندانگشتی|لخشک روی سُرجه]] | ||
# '''لخشک روی سُرجه:''' یک بازی زمستانی سنتی که بهطور معمول در اواخر فصل سرما و نزدیک بهار انجام میشود و بیشتر بین کودکان، نوجوانان و جوانان محبوبیت دارد. در این بازی، کودکان با استفاده از تختههای چوبی یا وسایل مشابه بر روی شیبهای پوشیده از برف سفت | # '''لخشک روی سُرجه:''' یک بازی زمستانی سنتی که بهطور معمول در اواخر فصل سرما و نزدیک بهار انجام میشود و بیشتر بین کودکان، نوجوانان و جوانان محبوبیت دارد. در این بازی، کودکان با استفاده از تختههای چوبی یا وسایل مشابه بر روی شیبهای پوشیده از برف سفت که بر اثر تابش خورشید در روز و سرمای شدید در شب، مانند یخ سفت شده است و در گویش محلی به آن سُرجه میگویند، سُر میخورند. این فعالیت که شباهت زیادی به اسکی روی برف دارد، به مهارت در حفظ تعادل و کنترل سرعت نیاز دارد.<ref>[https://kabulestan.com/مکان-ها/شهر-باستانی-بامیان/ «ولایت باستانی بامیان»، وبسایت کابلستان.]</ref> | ||
==== ویژگیهای مهم بازیهای هزارگی ==== | ==== ویژگیهای مهم بازیهای هزارگی ==== | ||
بازیهای هزارگی بهطور عموم ماهیت گروهی و جمعی دارد و بهصورت معمول بین دو یا چند تیم انجام میشود. این بازیها بیشتر در فضای باز اجرا میشود و نیاز به تحرک بدنی بالایی دارد. ابزارهای ساده و در دسترس مانند سنگ، چوب، توپ پشمی و اشیاء طبیعی در این بازیها | بازیهای هزارگی بهطور عموم ماهیت گروهی و جمعی دارد و بهصورت معمول بین دو یا چند تیم انجام میشود. این بازیها بیشتر در فضای باز اجرا میشود و نیاز به تحرک بدنی بالایی دارد. ابزارهای ساده و در دسترس مانند سنگ، چوب، توپ پشمی و اشیاء طبیعی در این بازیها بهکار میرود. بسیاری از این بازیها بر پایهٔ رقابت و مسابقه طراحی شده است و قوانین مشخصی دارد. برخی از بازیها مانند شیر و بز و قطار بازی، از جنبهٔ استراتژیک و فکری برخوردار بوده و شبیه به شطرنج است. در مقابل، بازیهایی مانند توپبازی و طنابکشی بیشتر بر قدرت بدنی و هماهنگی گروهی تأکید دارند. مهارتهای فردی مانند دقت، تمرکز و چابکی در بازیهایی مانند سنگچوقو و تشلهبازی، اهمیت ویژهای دارد. برخی بازیها مانند چم تشکی و دستمال پشتی بر تقویت حواس پنجگانه و هوشیاری بازیکنان تمرکز دارد. | ||
بازیهای هزارگی اغلب با آواز، شعر و حرکات موزون همراه بوده که نشاندهندهٔ پیوند عمیق آنها با فرهنگ و ادبیات شفاهی است. برخی بازیها مانند بیری بیری و پیرگبازی، جنبهٔ نمایشی و آیینی دارد و مناسبات اجتماعی و فرهنگی را بازتاب میدهد. این بازیها بهطور معمول با توافق جمعی شروع و پایان | بازیهای هزارگی اغلب با آواز، شعر و حرکات موزون همراه بوده که نشاندهندهٔ پیوند عمیق آنها با فرهنگ و ادبیات شفاهی است. برخی بازیها مانند بیری بیری و پیرگبازی، جنبهٔ نمایشی و آیینی دارد و مناسبات اجتماعی و فرهنگی را بازتاب میدهد. این بازیها بهطور معمول با توافق جمعی شروع و پایان یافته و گاه برنده و بازندهٔ مشخصی ندارند. بسیاری از آنها بهصورت خودجوش و بدون نیاز به ابزارهای خاصی طراحی شده است. بازیهای هزارگی علاوهبر جنبهٔ سرگرمی، کارکرد آموزشی داشته و مهارتهای زندگی، کار گروهی و حل مسئله را تقویت میکند. برخی بازیها مانند گرگ و گوسفند و دایرهبازی، مفاهیم دفاع و حمله را در قالب بازی آموزش میدهد. بازیهای فصلی نیز در میان هزارهها رواج داشته که با شرایط آب و هوایی و مشاغل فصلی هماهنگ است.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> | ||
=== پوشاک سنتی قوم هزاره === | === پوشاک سنتی قوم هزاره === | ||
| خط ۳۱۳: | خط ۲۹۶: | ||
==== پوشاک سنتی مردان هزاره ==== | ==== پوشاک سنتی مردان هزاره ==== | ||
لباس سنتی مردان هزاره از چند بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام کارکرد خاص خود را دارد. پیراهن بلند و گشاد که بهطور معمول از | لباس سنتی مردان هزاره از چند بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام کارکرد خاص خود را دارد. پیراهن بلند و گشاد که بهطور معمول از پارچهٔ پنبهای تهیه میشود و در دو نوع بدون یقه و یقهدار وجود دارد. شلوار گشاد که از کمر تا مچ پا را میپوشاند و بهجای کش از نخ ضخیم (ایزاربند) برای محکمکردن آن استفاده میشود. جلیقه یا واسکت، روی پیراهن پوشیده میشود که در مناطق مختلف ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای هوای سردتر، جاکت و کت به این مجموعه اضافه میشود.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.</ref> | ||
برک، بهعنوان یکی از اجزای اصلی پوشاک مردان هزاره، از پشم برههای خاص | برک، بهعنوان یکی از اجزای اصلی پوشاک مردان هزاره، از پشم برههای خاص منطقهٔ هزارستان تهیه میشود و ویژگیهای منحصر به فردی دارد. این لباس نرم و ضخیم، علاوهبر مقاومت در برابر رطوبت و خاصیت گرمابخشی بالا، بهدلیل خواص درمانی خود در تسکین دردهای عضلانی و مفاصل، شناخته شده است. مردان هزاره بهطور معمول برک را همراه با پیراهنهای بلند و گشاد از جنس پنبه یا کتان و تنبانهای راحت میپوشند و سرپوش آنها شامل کلاههای نمدی، عمامههای سنتی یا دستارهای محلی است. امروزه با وجود تغییرات در سبک پوشش، برک همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی و اجتماعی مردان هزاره در مراسم مهم و زندگی روزمره کاربرد دارد، هرچند کاهش تولید برک اصیل، گرانی مواد اولیه و کمبود استادکاران ماهر از چالشهای حفظ این میراث ارزشمند بهشمار میرود.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | ||
==== پوشاک سنتی زنان هزاره ==== | ==== پوشاک سنتی زنان هزاره ==== | ||
لباس زنان هزاره | لباس زنان هزاره تجلیگاه هنر، فرهنگ و هویت این قوم است که با دقت و ظرافت خاصی طراحی و دوخته میشود. این پوشش سنتی از اجزای متعددی تشکیل شده که هر کدام ویژگیهای منحصر به فردی دارند و در کنار هم مجموعهای کامل و چشمنواز را ایجاد میکنند. | ||
* '''پیراهن بلند (پیرو)''': پیراهن اصلی زنان هزاره که به آن | * '''پیراهن بلند (پیرو)''': پیراهن اصلی زنان هزاره که به آن پیرو میگویند، بلند و تا ساق پا است. این پیراهن دارای یقهای بسته و آستینهایی بسیار گشاد است که آزادی حرکت کامل را فراهم میکند. دو مدل اصلی از این پیراهن وجود دارد: نوع اول دارای چاکهای کناری است که از پهلوها بهسمت پایین باز شده و روی دامن قرار میگیرد، و نوع دوم که بهصورت دایرهای معروف به گل دوخته میشود و بدون چاک است. جنس این پیراهنها بسته به وضعیت اقتصادی خانواده از پنبهٔ ساده تا ابریشم گلدار مرغوب متفاوت است. در نمونههای مجلسی و ویژهٔ مراسم، بخش پیشسینه با پولکدوزیهای ظریف و پرکار تزئین میشود که نشانگر مهارت فوقالعادهٔ زنان هزاره در هنرهای دستی است. | ||
* '''دامن چندلایه''': پوشش پایینتنه از یک سیستم | * '''دامن چندلایه''': پوشش پایینتنه از یک سیستم چندلایهٔ هوشمند تشکیل شده است. لایهٔ زیرین که به آن تنبان میگویند، از جنس چیت گلدار و رنگارنگ با قیمت مناسب دوخته میشود. روی این لایه، دامن اصلی از مخمل، زری یا تورهای نفیس و گرانقیمت پوشیده میشود. حاشیهٔ پایین دامنهای رویی با نخهای رنگین، حریری و گاه نخهای سیمین و زرین بهصورت دستی دوخته میشود. این لایهبندی نهتنها به زیبایی بصری میافزاید، بلکه کارکرد عملی در محافظت از لباس زیر و تنظیم دمای بدن در فصول مختلف دارد. | ||
* '''جلیقه (وسکت)''': وسکت بهعنوان | * '''جلیقه (وسکت)''': وسکت بهعنوان لایهٔ رویی از مخمل یا زری گلدار دوخته میشود. نقوش طبیعی مانند درختان سرو، گلهای محلی و پرندگان با ظرافت خاصی بر روی آن دوخته میشوند. در مراسم عروسی، این جلیقهها با سکههای نقرهای قدیمی معروف به سکههای شاهی، تزئین میشدند که امروزه با سکههای معمولی جایگزین شده است. هر سکه با بندهای ظریفی به جلیقه متصل میشود تا با حرکت عروس، صدای دلنشینی ایجاد کند. این سکهها علاوهبر کارکرد تزئینی، نشانهای از برکت و ثروت خانواده نیز محسوب میشوند. | ||
* [[پرونده:قوم هزاره۷.jpg|جایگزین=لباس زنان هزاره|بندانگشتی|لباس زنان هزاره]]'''سرپوش''': زنان هزاره از سرپوشهای سنتی | * [[پرونده:قوم هزاره۷.jpg|جایگزین=لباس زنان هزاره|بندانگشتی|لباس زنان هزاره]]'''سرپوش''': زنان هزاره از سرپوشهای سنتی متنوعی استفاده میکردند که امروزه کمتر رواج دارد. یکی از این سرپوشها، کلاه سَرغُوچ بود که از چند قطعه پارچهٔ مرغوب دوخته میشود و موها درون قسمت پشتی آن که به دم و آویزه معروف است، جمع میشود. دختران جوان روی چارقد، تور یا زری، سهگوش بزرگی میاندازند که با سنجاقی زیر گلو محکم میشود. دستمال کلاغیرنگ از پیشانی تا پشت سر گره میخورد و بخشی از آن بهصورت آزاد آویزان میماند. زنان مسنتر موهای پشت سر را میبافند، در حالی که دختران جوان، موها را بهصورت افشان رها میکنند یا از وسط میبندند. | ||
* '''زیورآلات''': زیورآلات | * '''زیورآلات''': زیورآلات نقرهای، بخش جداییناپذیر پوشش سنتی زنان هزاره است. برای مثال پیکی (نیمدایرهٔ پیشانی) با منگولههای زرین، طوق و جودانه (گردنبندهای چندطبقه با آویزهای سلسلهوار)، بالی و سلسله (نوارهای تزئینی گوش و پیشانی) و تیقی چیغی (حمایل مزین به سکه) از جملهٔ این زیورآلات محسوب میشوند. هر یک از این قطعات علاوه بر کارکرد تزئینی، معانی نمادین خاصی دارند و اغلب بهعنوان جهیزیه و سرمایهٔ خانواده محسوب میشوند. [[انگشتر]]ها و [[گوشواره]]ها بهطور معمول از [[نقره]] ساخته میشوند و با سنگهایی مانند [[عقیق]]، [[فیروزه]] و [[لاجورد]] تزیین میشوند. | ||
===== تفاوتهای نسلی و موقعیتی ===== | ===== تفاوتهای نسلی و موقعیتی ===== | ||
پوشش زنان مسن با رنگهای تیره و طرحهای ساده از لباس زنان جوان با رنگهای شاد و طرحهای پرنقشونگار متمایز میشود. لاته (چادر محلی) | پوشش زنان مسن با رنگهای تیره و طرحهای ساده از لباس زنان جوان با رنگهای شاد و طرحهای پرنقشونگار متمایز میشود. لاته (چادر محلی) بهعنوان پوشش روزمره استفاده میشود، در حالیکه چادرهای تزئینی برای مراسم خاص، نگهداری میشوند. امروزه گرچه برخی دختران جوان به پوشش مدرن مانند [[مانتو]] و شلوار روی آوردهاند، اما این پوشش سنتی در مناطق روستایی همچنان بهعنوان نماد هویت فرهنگی حفظ شده است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | ||
=== روز فرهنگ هزارگی === | === روز فرهنگ هزارگی === | ||
[[پرونده:قوم هزاره.jpg|جایگزین= دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی|بندانگشتی|دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی]] | [[پرونده:قوم هزاره.jpg|جایگزین= دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی|بندانگشتی|دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی]] | ||
۲۹ [[اردیبهشت]]، بهمنظور پاسداشت از هویت فرهنگی و تاریخی قوم هزاره و با هدف حفظ و ترویج عناصر فرهنگی شامل زبان، پوشش سنتی، هنرهای دستی، موسیقی و آداب اجتماعی آنها، روز فرهنگ هزارگی نامگذاری شده است. برخی | ۲۹ [[اردیبهشت]]، بهمنظور پاسداشت از هویت فرهنگی و تاریخی قوم هزاره و با هدف حفظ و ترویج عناصر فرهنگی شامل زبان، پوشش سنتی، هنرهای دستی، موسیقی و آداب اجتماعی آنها، روز فرهنگ هزارگی نامگذاری شده است. برخی نویسندگان هزاره این روز را نماد هویت جامعهای توصیف میکنند که دربرگیرندهٔ ارزشهای اصیل اجتماعی، مبارزات تاریخی برای عدالت، پاسداشت زبان و ادب فارسی، تعهد به دانشاندوزی و پیشرفت و مقاومت در برابر تبعیضهای ساختاری است.<ref name=":5">[http://www.dailyafghanistan.com/entertainment_detail.php?post_id=156528 «استقبال گسترده از روز فرهنگ هزارگی در کشور»، وبسایت رزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
== اقتصاد و معیشت قوم هزاره == | == اقتصاد و معیشت قوم هزاره == | ||
هزارهها از ۳۰۰ قبل از میلاد تا | هزارهها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی بهدلیل زندگی در کنار خط تجاری [[راه ابریشم]] بیشتر به [[تجارت]] یا خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مشغول بودند<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> و صنعتکاران برجستهای داشتند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ [[غزنویان]] و [[غوریان]] که مناطق هزارهنشین، [[غرجستان]] نامیده میشد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزارهها در برابر عبدالرحمان، جنگهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیتهای اقتصادی مردم هزاره محدود به کشاورزی، [[دامداری]] و [[صنایع سنتی]]، در حد نیاز محلی و امرار معیشت شود. پس از شکست قیام در ۱۸۹۳م که به قتلعام، بردگی و آوارگی این مردم انجامید، بخش عظیمی از زمینهای کشاورزی و علفچرهای آنها غصب شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> پس از کودتای ۱۹۷۸م جهاد و مهاجرت در اشتغال و معیشت مردم هزاره تغییراتی بهوجود آورد، چنانچه پس از به وجودآمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش و برگشت مهاجرین تحصیلکردهٔ هزاره و همچنین خشکسالیهای دوامدار، مشاغل سنتی هزارهها از رونق بازماند و مردم هزاره در پی فرصتهای جدید برآمدند؛<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> اما پژوهشها نشان میدهند که هنوز در برخی مناطق هزارهنشین، ۸۶درصد فعالیت اقتصادی را [[اقتصاد کشاورزی افغانستان|کشاورزی]] و [[باغداری]] تشکیل میدهد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.]</ref> | ||
محیط کاری مردم هزاره بهطور معمول خانوادگی است؛ زن، مرد و کودکان خانواده بهطور معمول در کارهای کشاورزی و دامداری سهم دارند.<ref>[https://mail.yjc.ir/fa/news/5714295/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B5-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA% «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.]</ref> در گذشته تلاش بر این بود که کودکان در کنار خانواده به شغل پدری مشغول باشند،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143-148.</ref> اما پس از تغییر نظام اجتماعی و تحول در اشتغال مردم هزاره بهویژه سالهای اخیر، فرزندان هزاره تلاش میکنند در جایی کار کنند که در کنار کسب درآمد، حرفهای نیز بیاموزند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref> | === کار در فرهنگ هزارهها === | ||
[[ضربالمثل]]های عامیانهٔ این مردم مانند «ازره روزی خوره از سنگ پیدا مونه» (هزاره روزی خود را از سنگ پیدا میکند)، بیانگر جایگاه کار است.<ref>[http://sadeghrohani.blogfa.com/post/85 «ضربالمثلهای هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره.]</ref> در فرهنگ هزاره، کار نوعی [[عبادت]] و بیکاری، [[گناه]] محسوب میشود. ضربالمثل «از آدم بیکار خدا بیزار» نشان این تلقی است.<ref>«[https://www.dideo.tv/v/yt/zGlTOe5gbow/فلم-هزارگی-جدید-از-آدم-بی-کار-خدا-بیزار-%23-فلم از آدم بیکار خدا بیزار»، وبسایت دیدئو.]</ref> این ویژگی سبب شده که اقتصاد مردم هزاره چند بار از مرحلهٔ نابودی، دوباره ترمیم و سر پا شود. مردم هزاره تلاش میکنند که [[کودک|کودکان]] خود را پرکار [[تربیت]] کنند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref> محیط کاری مردم هزاره بهطور معمول خانوادگی است؛ زن، مرد و کودکان خانواده بهطور معمول در کارهای کشاورزی و دامداری سهم دارند.<ref>[https://mail.yjc.ir/fa/news/5714295/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B5-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA% «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.]</ref> در گذشته تلاش بر این بود که کودکان در کنار خانواده به شغل پدری مشغول باشند،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143-148.</ref> اما پس از تغییر نظام اجتماعی و تحول در اشتغال مردم هزاره بهویژه سالهای اخیر، فرزندان هزاره تلاش میکنند در جایی کار کنند که در کنار کسب درآمد، حرفهای نیز بیاموزند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref> | |||
=== کشاورزی | === کشاورزی قوم هزاره === | ||
در گذشته زمینهای کشاورزی در اختیار فئودالهای هزاره بوده و کشاورزان طبق سنت، روی زمین آنها کار میکردند. اما بعد از تغییر نظام اجتماعی در میان هزارهها، بهرغم کمبود زمینهای کشاورزی و محرومیت شدید، این مردم شناخت خوبی از زمینهای خود پیدا کرده و بهبهترین شکل از آن استفاده میکنند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.</ref> | |||
کشاورزان هزاره تا قبل از ۱۳۸۱ش از روش و ابزار سنتی استفاده میکردند. قُلبه (شخم) و [[خرمنکوبی]] بهوسیلهٔ گاو و گاهی [[خر|الاغ]] انجام میشد. دِرو توسط انسان و جداکردن دانه از کاه از طریق غربال صورت میگرفت و در تمام فرایند کشاورزی هزارهها، نیروی انسانی (زن و مرد) نقش عمده را داشتند،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص140-141.</ref> اما در سالهای اخیر ابزارهای ماشینی وارد کشاورزی مردم هزاره شده که بهدلیل کمبود زمین، آن را بهصرفه نمیدانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> تحقیقات نشان میدهد که از سال ۱۳۸۱ش به بعد، مردم منطقه و برخی از مؤسسات تلاش کردند که کشاورزی مدرن را در منطقه رایج کنند.<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref> | کشاورزان هزاره تا قبل از ۱۳۸۱ش از روش و ابزار سنتی استفاده میکردند. قُلبه (شخم) و [[خرمنکوبی]] بهوسیلهٔ گاو و گاهی [[خر|الاغ]] انجام میشد. دِرو توسط انسان و جداکردن دانه از کاه از طریق غربال صورت میگرفت و در تمام فرایند کشاورزی هزارهها، نیروی انسانی (زن و مرد) نقش عمده را داشتند،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص140-141.</ref> اما در سالهای اخیر ابزارهای ماشینی وارد کشاورزی مردم هزاره شده که بهدلیل کمبود زمین، آن را بهصرفه نمیدانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> تحقیقات نشان میدهد که از سال ۱۳۸۱ش به بعد، مردم منطقه و برخی از مؤسسات تلاش کردند که کشاورزی مدرن را در منطقه رایج کنند.<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref> | ||
در مناطق هزارهها دو نوع زمین کشاورزی وجود | در مناطق هزارهها دو نوع زمین کشاورزی وجود دارد؛ للمی (دیم) که در زمین خشک شخم زده میشود و با [[آب]] برف و [[باران خواهی|باران]] محصول میدهد و زمین آبی که منبع مشخص آب مانند رودخانه، کاریز و [[چشمه]]، دارد.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص77-79.</ref> بیشتر کشاورزی مردم هزاره تکفصل است که در فصل خزان، ماههای میزان و عقرب ([[مهر]] و [[آبان]]) و فصل [[بهار]] ماههای حمل و ثور ([[فروردین]] و [[اردیبهشت]]) کاشته میشود ولی برداشت آن بستگی به اقلیم و نوع محصول دارد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref> | ||
محصولات کشاورزی هزاره را گندم، جو، جواری (ذرت)، مُشُنگ (نخودفرنگی)، عدس، باقُلی، کُلول (ماشک)، شَخَل و رِشقه (یونجه) تشکیل میدهد، اما در یک قرن اخیر سبزیجات و | محصولات کشاورزی هزاره را گندم، جو، جواری (ذرت)، مُشُنگ (نخودفرنگی)، عدس، باقُلی، کُلول (ماشک)، شَخَل و رِشقه (یونجه) تشکیل میدهد، اما در یک قرن اخیر سبزیجات و میوههایی چون زردک (هویج)، [[شلغم]]، کچالو (سیبزمینی)، بادرنگ ([[خیار]])، بادنجان رومی (گوجه)، پیاز، [[خربزه]] و تربز (هندوانه) وارد کشاورزی مردم هزاره شده است. همچنین کشاورزان هزاره، گیاهان روغنی مانند شَرشَم (شلغم روغنی)، مسور (کاجره) و [[کنجد|کُنجد]] که بیشتر روغن آنها برای روشن کردن چراغ استفاده میشد، میکاشتند. گفته میشود که در برخی مناطق گرمتر هزارهها [[برنج]] نیز میکارند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص138-139.</ref> امروزه در مناطق هزارهنشین سبزیجات کلم، گلپی (گلکلم) کاهو، مرچ (فلفل)، گندنه (تره)، ملی (تربچه)<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref> و تنباکو کاشته میشود.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=5091 حکیمی، «بخشی از تاریخ دره ترکمن»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در سالهای اخیر تولید سبزیجات گلخانهای میان هزارهها رایج شده که تعداد زیادی از زنان و مردان به آن اشتغال دارند.<ref>[https://8am.media/fa/distribution-of-dozens-of-vegetable-greenhouses-for-daikundi-women/ طاهری، «توزیع دهها گلخانۀ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وبسایت رونامۀ 8صبح.]</ref> | ||
==== باغداری ==== | ==== باغداری ==== | ||
در گذشته مردم هزاره بیشتر درختان غیرمثمر در اطراف نهرها و جویبارها میکاشتند که از چوب آن برای سوخت، ساخت سازههای چوبی و گاهی فروش استفاده میکردند. این مردم در مناطق | در گذشته مردم هزاره بیشتر درختان غیرمثمر در اطراف نهرها و جویبارها میکاشتند که از چوب آن برای سوخت، ساخت سازههای چوبی و گاهی فروش استفاده میکردند. این مردم در مناطق گرمسیر درخت [[انگور]]، [[انار]]، مالته (پرتقال)، انجیر، چهارمغز (گردو) بهصورت سنتی میکاشتند؛<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص75.</ref> اما امروزه باغداری مدرن در بیشتر مناطق رایج شده و در اکثر مناطق [[سیب]]، انواع زردآلو، [[بادام]]، شفتالو (هلو)، آلو، ناک (گلابی) و انواع [[توت]]، کاشته میشود و شهرت بالایی دارد. تحقیقات نشان میدهد که امروزه اکثر معیشت مردم ولایت دایکندی (استان هزارهنشین) به محصولات [[بادام]] وابسته است.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref> | ||
=== دامداری در هزارجات === | === دامداری در هزارجات === | ||
پژوهشگران معتقدند که تا قبل از ۱۸۹۰م، دامداری یکی از منابع عمدهٔ درآمد اقتصادی مردم هزاره بود. در آن دوران فئودالهای دایزنگی و یکهاولنگ بیش از ۶۹۰۰۰ رأس اسب برای سوارهنظام خود داشتند. هرچند امروزه نیز دامداری یک منبع درآمد این مردم است، اما رونق گذشته را ندارد. مردم هزاره حیواناتی مانند گوسفند، بز، گاو و [[شتر]] را برای بهرهوری از گوشت، پشم، پوست و [[شیر]] آن نگهداری میکنند. از نظر کارشناسان، از گذشته تا امروز مناطق هزارهنشین عمدهترین منطقهٔ تأمینکنندهٔ گوشت و روغن حیوانی مانند روغن زرد ( | پژوهشگران معتقدند که تا قبل از ۱۸۹۰م، دامداری یکی از منابع عمدهٔ درآمد اقتصادی مردم هزاره بود. در آن دوران فئودالهای دایزنگی و یکهاولنگ بیش از ۶۹۰۰۰ رأس اسب برای سوارهنظام خود داشتند. هرچند امروزه نیز دامداری یک منبع درآمد این مردم است، اما رونق گذشته را ندارد. مردم هزاره حیواناتی مانند گوسفند، بز، گاو و [[شتر]] را برای بهرهوری از گوشت، پشم، پوست و [[شیر]] آن نگهداری میکنند. از نظر کارشناسان، از گذشته تا امروز مناطق هزارهنشین عمدهترین منطقهٔ تأمینکنندهٔ گوشت و روغن حیوانی مانند روغن زرد (حرارتدادن کره) و روغن دنبه (آبکردن دنبهٔ گوسفند) در افغانستان است. در گذشته مردم هزاره بیشترین و مرغوبترین چرم را تولید میکردند. [[دوغ]] و [[کشک]] مناطق هزارهنشین که در زبان محلی ارچی و قُروت گفته میشود، در افغانستان شهرتی خاص دارد. مردم هزاره از اسب، الاغ، قاطر، شتر<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref> و گاو نر برای سوارکاری، حملونقل و انجام کارهای کشاورزی استفاده میکنند. در گذشته در مناطق هزاره علاوهبر آسیابهای آبی و بادی، آسیابهایی وجود داشت که توسط شتر، قاطر، الاغ و گاو میچرخید.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص141-143.</ref> بر اساس آماری که از سوی وزارت اقتصاد ارائه شده، امروزه ۳۶درصد فعالیت اقتصادی ولایت بامیان را دامداری پوشش میدهد. در مناطق هزارهنشین بهدلیل زمستان طولانی، دامداری کار دشواری است. مردم هزاره در فصلهای بهار و تابستان دامهای خود را به چراگاهها میبرند؛ اما برای تغذیهٔ زمستان آنها، گیاهان کوهی اطراف جویبارها و چمنزارها را گردآوری کرده و بعد از خشکشدن، همراه با کاه محصولات کشاورزی، ذخیره میکنند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=69 شهرستانی، «آذوقۀ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | ||
در مناطق هزارهنشین بهدلیل زمستان طولانی، دامداری کار دشواری است. مردم هزاره در فصلهای بهار و تابستان دامهای خود را به چراگاهها میبرند؛ اما برای تغذیهٔ زمستان آنها، گیاهان | |||
==== مرغداری و زنبورداری ==== | ==== مرغداری و زنبورداری ==== | ||
در | در دو دههٔ گذشته، صنعت مرغداری در میان هزارهها رواج یافته و طبق گزارشها در سالهای اخیر ولایت بامیان در تولید مرغ گوشتی به خودکفایی نزدیک شده است.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/377011 «بامیان در تولید گوشت مرغ خود کفا شد»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> در این بخش زنان با همکاری مؤسسات بینالمللی و نهادهای دولتی سهم قابل ملاحظهای دارند.<ref>[https://mail.gov.af/index.php/dr/توزیع-یکهزار-فارم-مرغداری-خانهگی-به-بان «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانهگی به بانوان بامیان»، وبسایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری.]</ref> یکی از مشاغل جدیدی که زن و مرد هزاره به آن اشتغال دارند، [[زنبورداری]] است. [[عسل]] این مناطق با توجه به جغرافیای کوهستانی و تنوع گیاهی، از کیفیت بالایی برخوردار است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2015/12/02/عسل-داخلى-در-باميان-جايگزين-عسل-خارجى-ش/ «عسل داخلی در بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک.]</ref> | ||
=== معدنکاری در هزارجات === | === معدنکاری در هزارجات === | ||
بر اساس تحقیقات، در قرن | بر اساس تحقیقات، در قرن نوزدهم میلادی، مردم هزاره سنگ آهن و گوگرد را بهشکل ابتدایی استخراج کرده و برای نیازهای محلی، ابزار کار و اسلحه میساختند و همیشه تلاش میکردند که از دید دیگران مخفی بماند. در مناطق هزارهنشین معادن بزرگ زغالسنگ وجود دارد. از نظر کارشناسان، افغانستان برای تولید زغالسنگ (دومین صنعت بزرگ کشور) به مناطق هزاره وابسته است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص145-146.</ref> امروزه تعداد زیادی از این مردم به استخراج، غربال، بارگیری و حملونقل زغالسنگ مشغول هستند. طبق گزارشها معدنچیان، روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت در تونلهای خطرناک و بدون وسایل ایمنی و فنی مشغول به کارند.<ref>[https://kelkein.com/12496/معادن-در-افغانستان4-زغال-سنگ-از-گذشته-س/ «معادن در افغانستان (4): زغال سنگ از گذشته سیاه تا آینده روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال سنگ»، وبسایت کلکین.]</ref> بر اساس گزارشها در برخی مناطق هزارهنشین مواد ساختمانی مانند سنگ و ریگ جغل (شن) نیز استخراج میشود.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص27.]</ref> | ||
=== تجارت در قوم هزاره === | === تجارت در قوم هزاره === | ||
تحقیقات نشان میدهد که در دورهٔ بربرستان مردم این مناطق بیشتر به کار تجارتی و خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مانند فروش و کرایهدادن مرکبهای بارکش، محل اقامت (کاروانسرا)، تهیهٔ علوفه و غذا، تأمین نیروی امنیتی، پاسداری و راهنما، اشتغال داشتند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> اما پس از این | تحقیقات نشان میدهد که در دورهٔ بربرستان مردم این مناطق بیشتر به کار تجارتی و خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مانند فروش و کرایهدادن مرکبهای بارکش، محل اقامت (کاروانسرا)، تهیهٔ علوفه و غذا، تأمین نیروی امنیتی، پاسداری و راهنما، اشتغال داشتند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> اما پس از این دوره، تجارت رونق خود را از دست میدهد و تنها هزارههایی به معاملات تجارتی میپرداختند که در مسیر کاروانهای تجارتی یا در مرزهای مناطق هزارهنشین حضور داشتند. مبادلات مردم هزاره کالا در مقابل کالا بود. از نظر کارشناسان مردم هزاره تولید اضافی را فقط بهمنظور تهیهٔ ضرورتهای زندگی انجام میدادند و از این جهت به تجارت احساس نیاز نمیکردند. | ||
طبق پژوهشهای انجامشده، در اواخر قرن ۱۹م، قیمت تمام کالاهای وارداتی مناطق هزارهها در یکسال بیشتر از ۱۰هزار روپیهٔ (واحد پول افغانی) نمیشد. تاجران هزاره، حیوانات، فرآوردههای حیوانی و دستبافتهای هزارگی را به شهرهای [[کابل]]، [[قندهار]]، [[غزنی]]، [[هرات]]، [[بلخ]] و [[قندوز]] و گاهی به خارج از افغانستان امروزی (خراسان و جنوب آسیای مرکزی) میبردند و در | طبق پژوهشهای انجامشده، در اواخر قرن ۱۹م، قیمت تمام کالاهای وارداتی مناطق هزارهها در یکسال بیشتر از ۱۰هزار روپیهٔ (واحد پول افغانی) نمیشد. تاجران هزاره، حیوانات، فرآوردههای حیوانی و دستبافتهای هزارگی را به شهرهای [[کابل]]، [[قندهار]]، [[غزنی]]، [[هرات]]، [[بلخ]] و [[قندوز]] و گاهی به خارج از افغانستان امروزی (خراسان و جنوب آسیای مرکزی) میبردند و در عوض، پخته ([[پنبه]])، نمک، برنج اعلی، [[چای]]، بوره (شکر)، [[ابریشم]]، کاغذ، اسب، حبوبات و روغن نباتی میگرفتند. تاجران ایران، هندوستان و آسیای مرکزی و دیگر شهرهای افغانستان که وارد قلمرو هزارهها میشدند، نخ، سوزن، وسایل آرایشی و زیورآلات زنانه، تنباکو، اسلحه، پارچههای پنبهای و ابزار کشاورزی میآوردند. | ||
از نظر | از نظر پژوهشگران بیشتر تجارت مناطق هزاره به دست دیگران بود و معدود تاجر هزاره، اشخاصی بودند که بهقصد سیاحت یا تجارت به کشورهای دیگر رفته و در آنجا مجبور میشدند که به تاجر تابع و کممایه تبدیل شوند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص88-95.</ref> امروزه حضور خردهتاجران هزاره در شهرهای کوچک و بزرگ افغانستان پررنگتر از گذشته است، اما در عرصهٔ تجارت کلان نسبت به هر گروه قومی دیگر، حضوری کمرنگ دارند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=17420 «وضعیت فعلی هزارهها، چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
بخش دیگر دادوستد مردم هزاره با صحرانشینان کوچی بود که با استفاده از | بخش دیگر دادوستد مردم هزاره با صحرانشینان کوچی بود که با استفاده از زور، محصول زراعتی هزاره را با قیمت اندک پیشخرید میکردند و در صورت عدم تهیهٔ محصول، انسان هزاره مجبور به پرداخت قیمت بازار (چندبرابر قیمت پرداختی) میشد. در صورت عدمتوانایی، این محاسبهٔ ناعادلانه تداوم پیدا میکرد تا این که دامها و زمین کشاورزی آنها را تصاحب میکردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136.</ref> | ||
=== شغلهای شهری و رسمی | === شغلهای شهری و رسمی قوم هزاره === | ||
پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر | پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان، هزارهها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زندهماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالیگری (حمّالی) کراچیوانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شستورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کمکم به ساختمانسازی، [[خیاطی]]، رانندگی، لیلامی (فروش لباسهای دستدوم)، دستفروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانهها مشغول شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور مردم هزاره در بخشهای ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کمرنگ بوده است؛<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومۀ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند.]</ref> اما پس از رویکار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخشهای ملکی بهویژه آموزش، صحت و نظامی، افزایش یافت. همچنین زنان و مردان تحصیلکردهٔ هزاره با مؤسسات بینالمللی و بخش خصوصی همکاری داشتند.<ref>[https://tahlilroz.com/اجتماعی/the-hazara-community-in-the-taliban-regime/ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وبسایت تحلیل روز.]</ref> | ||
=== صنایع دستی قوم هزاره === | === صنایع دستی قوم هزاره === | ||
زنان نقش مهمی در تولید و حفظ [[صنایع دستی قوم هزاره]] دارند. طرحهای منحصربهفرد این صنایع، بازتابدهندهٔ تاریخ و فرهنگ هزارهها است که برای گردشگران جذابیت ویژهای دارد. امروزه بهدلیل نبود حامی و بازار، بخش زیادی از این هنرها در حال فراموشی است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزارهها بوده است. از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی، تولید صنایع سنتی بهویژه [[آهنگری]] در میان هزارهها رونق یافت. پس از شکست قیام ۱۸۹۳م در برابر عبدالرحمان، صنعتگران هزاره به مناطق دیگر تبعید شدند. در دورهٔ [[امانالله]] نیز فشارها ادامه یافت و هزارهها مجبور به بازگشت به تولیدات ابتدایی شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص222.</ref> در دو دههٔ اخیر، ورود کالاهای وارداتی و تغییر سبک زندگی، بسیاری از این صنایع را به حاشیه رانده است.<ref>[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> | |||
* '''سوزندوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و | * '''سوزندوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و تترون و برای لباس زنانه از پارچههای رنگارنگ شالشری استفاده میکنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامکدوزی با نخ ابریشمی خام، گرافدوزی با نخهای رنگی محلی و همچنین [[آیینهکاری]]، تاپهدوزی و [[سکهدوزی]] میشود. از این هنر برای تزئین لباسهای مردانه و زنانه، وسایل [[خانه]] مانند پرده و سفره/ دسترخوان، و همچنین [[هدیه|هدایای]] مراسم عروسی استفاده میشود. طرحهای [[سوزندوزی]] هزارهها شامل نقوش هندسی، گلها، طبیعت و گاهی حیوانات است که بهصورت تخیلی و بر اساس سلیقهٔ شخصی ایجاد میشوند. زنان هزاره علاوهبر تولید برای مصرف شخصی، این محصولات را برای فروش و کسب درآمد نیز تولید میکنند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | ||
* '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ | * '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی، فراوردههای مختلفی چون [[قالی بافی|قالی]]، [[گلیمبافی|گلیم]]، پارچه، [[جوال]]، خورجین، [[جوراب]]، دستکش، کلاه، شالگردن و ژاکت تولید میکنند. نمد و [[برک]] از دیگر فراوردههای بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خانها و ثروتمندان از آن استفاده میکردند. دستبافتهای هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگآمیزیشده با رنگهای گیاهی، بافته میشود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref> کرباس نوعی دیگر از دستبافتهای هزارگی است که از نخ پنبهای بافته میشد و از نظر محققان نخستین دستبافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده میکردند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقشهای اضافی، برش و رنگآمیزی، تزئین میکنند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref> | ||
* '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از | * '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از شاخهٔ درختان و نیهای حصیری به نام [[چیغ]] از دیگر هنرهای دستی این قوم است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | ||
* '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند [[ | * '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند انگشتر، [[گردنبند]]، [[دستبند]] و آویزهای [[زینت|زینتی]] میشود و در ادبیات عامیانهٔ این مردم بازتاب زیاد پیدا کرده است. زرگران از سنگهای قیمتی برای تزئین آثار خود استفاده میکنند. این زیورآلات بهویژه در مراسم عروسی و جهیزیه اهمیت ویژهای دارند.<ref>[http://shear-sapid.blogfa.com/post/148 شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب.]</ref> | ||
* '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با حکاکی و | * '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با [[حکاکی]] و تزئین همراه بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref> | ||
* '''چرمگری''': چرمگری از صنایع مهم هزارهها است که با اقتصاد دامپروری آنها پیوند دارد. این هنر شامل ساخت انواع پاپوشهای چرمی مانند چارُق و سوگول برای مردم عادی و چاموش برای ثروتمندان بوده است. در حالحاضر نیز دمپاییهای سنتی مانند | * '''چرمگری''': چرمگری از صنایع مهم هزارهها است که با اقتصاد دامپروری آنها پیوند دارد. این هنر شامل ساخت انواع پاپوشهای چرمی مانند چارُق و سوگول برای مردم عادی و چاموش برای ثروتمندان بوده است. در حالحاضر نیز دمپاییهای سنتی مانند چپلی کیروبَن (ترکیب چرم و لاستیک) و کِیرُو (با کف چوبی و بند چرمی)، میان مردم محبوبیت دارد.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> از چرم برای ساخت پوستین (کاپشن گرم از پوست حیوانات)، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک (ظرف نگهداری دوغ) استفاده میشود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143.</ref> | ||
* '''سفالگری''': در سفالگری هزارهها، زنان با مهارت خاصی از گل رس مخلوط با کاه و موی بز ظروفی مانند خُمره (قابلمه)، پیاله و کوزه میسازند. پس از آمادهسازی و خشکشدن، این ظروف در کورههای محلی بهنام | * '''سفالگری''': در سفالگری هزارهها، زنان با مهارت خاصی از گل رس مخلوط با کاه و موی بز ظروفی مانند خُمره (قابلمه)، پیاله و کوزه میسازند. پس از آمادهسازی و خشکشدن، این ظروف در کورههای محلی بهنام پاجَم/پَجَم، پخته میشوند. این فرایند سنتی نشاندهندهٔ تخصص و ظرافت کار هنرمندان هزاره است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
* '''مسگری''': مسگری یکی از صنایع دستی هزارهها است که با استفاده از وسایل سنتی، ظروفی مانند دیگ، چایجوش، پیاله و دیگر انواع ظرفها تولید | * '''مسگری''': مسگری یکی از صنایع دستی هزارهها است که با استفاده از وسایل سنتی، ظروفی مانند دیگ، چایجوش، پیاله و دیگر انواع ظرفها تولید میکنند. مسگران از مس استخراجشده از معادن محلی استفاده کرده و سطح محصولات را با قلائی، معروف به سفیدکاری، پوشش میدهند. | ||
* '''نجاری''': نجاری نیز از دیگر صنایع دستی هزارهها محسوب میشود که نجاران با ابزارهای سنتی، محصولات چوبی مانند اُرسی (پنجره)، دروازه، صندوق و وسایل | * '''نجاری''': نجاری نیز از دیگر صنایع دستی هزارهها محسوب میشود که نجاران با ابزارهای سنتی، محصولات چوبی مانند اُرسی (پنجره)، دروازه، صندوق و وسایل تزئینی میسازند. نجارهای هزاره آثار خود را با کندهکاری و نقاشی تزئین کرده و چوبهای مورد نیاز را از درختان محلی تهیه میکنند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
=== چالشهای اقتصادی | === چالشهای اقتصادی قوم هزاره === | ||
شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور [[کوچی]]ها،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص | شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور [[کوچی]]ها،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص از جمله چالشهای عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزارهنشین هستند.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.]</ref> | ||
به نظر کارشناسان [[برنامهریزی]] دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و معدنکاری در مناطق هزارهنشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد [[آسیبپذیری|آسیبپذیر]] بهویژه زنان به اشتغال،<ref>[http://handicraft142.parsiblog.com/Posts/1/ «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.]</ref> جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،<ref>[https://www.mizanonline.ir/fa/news/781115/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B1% «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان.]</ref> رشد صنعت گردشگری و [[توسعهٔ پایدار]] میشود.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13970320000361/ØµÙØ§Ûع-دستÛ-Ø§ÙØºØ§ÙستاÙ-ØµÙØ¹ØªÛ-بÙ-عظÙ
ت-ÛÚ©-ÙØ±Ù «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | |||
== قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها == | == قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها == | ||
تاریخ روابط هزارهها با حکومتهای مرکزی افغانستان نشاندهندهٔ دورهای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمانیافته است. پیش از حکومت عبدالرحمان، مناطق هزارهنشین تحت نظام ملوکالطوایفی اداره میشد و از استقلال داخلی برخوردار بود، اگرچه احمدشاه درانی و جانشینان وی بارها تلاش ناموفقی برای فتح این مناطق انجام | تاریخ روابط هزارهها با حکومتهای مرکزی افغانستان نشاندهندهٔ دورهای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمانیافته است. پیش از حکومت عبدالرحمان، مناطق هزارهنشین تحت نظام ملوکالطوایفی اداره میشد و از استقلال داخلی برخوردار بود، اگرچه احمدشاه درانی و جانشینان وی بارها تلاش ناموفقی برای فتح این مناطق انجام دادند. با تثبیت قدرت عبدالرحمان، سیاستهای سرکوبگرانهای شامل نظام مالیاتی ظالمانه مانند گرفتن نیمی از محصولات کشاورزی، مالیات بر دامداری و صنایع و حتی مالیات سرانه، محدودیتهای شغلی و ممنوعیت تصدی مناصب دولتی برای هزارهها اعمال شد. این دوره همچنین شاهد توهین به مقدسات مذهبی هزارهها، تحمیل [[فقه حنفی]] و محرومیت گستردهٔ آنها از حقوق سیاسی و اجتماعی بود. چنین شرایطی بهتدریج موجب شکلگیری قیام و جنبشهای اعتراضی شد که ریشه در ستم روزافزن مالیاتی، تبعیض مذهبی و محرومیت از حقوق اساسی داشت و در نهایت به ایجاد جنبش سیاسی و مقاومت هزارهها در چند مرحلهٔ تاریخی منجر شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-18.</ref> | ||
=== مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها === | === مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها === | ||
==== مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی ==== | ==== مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی ==== | ||
جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م بازمیگردد. این حرکت اعتراضی در ابتدا ماهیتی خودجوش و فاقد سازماندهی | جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م بازمیگردد. این حرکت اعتراضی در ابتدا ماهیتی خودجوش داشت و فاقد سازماندهی منسجمی بود و تنها در منطقهٔ شیخعلی از ساختاری بهنسبت منظم برخوردار بود. ساکنان درهٔ غوربند که بهطور عمده از هزارههای شیخعلی تشکیل میشدند، تا پیش از سالهای ۱۸۸۱–۱۸۸۲م علاوهبر تأمین امنیت منطقه، در مواقع ضروری نیروهای مسلح و تجهیزات در اختیار دولت مرکزی قرار میدادند. تنشها زمانی آغاز شد که دولت مرکزی برای اثبات وفاداری مردم، رهبران محلی از جمله سیدجعفر را بهعنوان گروگان به کابل منتقل کرد. این اقدام به همراه اختلافات فرقهای بین شیعیان و سنیهای منطقه و سیاستهای سرکوبگرانهٔ عبدالله خان، حاکم محلی، موجب شعلهورشدن نارضایتیها شد. در ۱۸۸۸م با بهرهگیری از اختلافات داخلی اسحاقخان با عبدالرحمان، برخی قبایل شیخعلی دست به قیام زدند، اما این حرکت بهدلیل تفرقهافکنیهای حکومت و مجازاتهای جمعی بهسرعت سرکوب شد. پیامد این قیام مردمی اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید بسیاری از ساکنان و اسکان کوچیهای پشتون در منطقه بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص166.</ref> اگرچه جنبش شیخعلی نتوانست به اهداف خود دست یابد، اما بهمثابهٔ نخستین مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در برابر حکومت عبدالرحمان، الهامبخش حرکتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص18.</ref> | ||
==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ==== | ==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ==== | ||
* '''اشغال نظامی و سیاستهای سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید نهتنها از ستم فئودالها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاستهای عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونتهای نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمعآوری اسلحه، مردم مورد شکنجههای بیرحمانه از جمله داغکردن با سنگهای داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگهای گرسنه قرار گرفتند. | |||
عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید | * '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر[[محمد عظیمبیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل جرگه اوقول، اتحاد بیسابقهای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزارهها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقبنشینی واداشت و حتی پایتخت را بهطور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکستهای نظامی ناامید شده بود، به سیاستهای مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای اهلسنت، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزارهها تبدیل کرد. این فتواها کوچیهای پشتون را برای تصرف زمینهای هزارهجات تحریک کرد و موجی از خشونتهای فرقهای را به راه انداخت. | ||
* '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود، از جمله؛ نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیلهای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخعلی با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروههای دیگر از جمله ازبکهای میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایهای برای مقاومتهای بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | |||
در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر محمد | |||
با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی | |||
=== مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار === | === مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار === | ||
قیام موسوم به | قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندمگُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کلهپولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بیبی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref> | ||
[[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی | [[ابراهیم گاو سوار]] با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعدههایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیکها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخستوزیر وقت)، بهطور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گستردهتر میان گروههای عدالتخواه، از جمله تلاشهای بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.</ref> | ||
=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت | === مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) === | ||
با رویکار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم روبهرو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونتآمیز حکومت با معترضان، بهویژه علیه اقلیتهای قومی و مذهبی مانند هزارهها، موجب تشدید ناآرامیها شد. هزارهها که سالها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند. | |||
==== قیامهای مردمی | ==== قیامهای مردمی تحت عنوان جهاد ==== | ||
نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت | نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت وقت در ۲۷ بهمن/ دلو ۱۳۵۷ از سوی هزارهها در درهصوف یکی از ولسوالیهای [[سمنگان]] با تصرف معادن [[زغالسنگ]] آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم درهصوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتلعام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و کمکم به خیزش سراسری تبدیل شد. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم [[دایکندی]] نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزارهجات بهجز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت. بهمنظور رهبری قیامها و ادارهٔ مناطق آزاد شده، [[شورای اتفاق|شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان]]، تشکیل شد. در این مقطع اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزارهها و شیعیان در [[کابل]] که یکی از بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
==== | ==== دستاوردهای جهاد هزارهها ==== | ||
در | حضور هزارهها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزارهها شد و مفاهیمی مانند هویت قومی، خودمختاری، عدالت اجتماعی و استقلال افغانستان را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیلهای جای خود را به نهادهای مدرنتر مانند احزاب و سازمانهای سیاسی داد. حکومت حزب دموکراتیک خلق و مخصوصاً در زمان حکومت شاخه پرچم، برخلاف گذشته، با حذف برخی تبعیضهای قومی و مذهبی، فرصتهایی برای مشارکت هزارهها در عرصههای سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزارهها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیتیافتن حقوق این قوم محسوب میشد. هزارهها برای نخستینبار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند نخستوزیری و معاونت دولت، دست یافتند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | ||
=== مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) === | |||
هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت [[نجیبالله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری [[گفتمان عدالتخواهی]] به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزارهها و شیعیان افغانستان بود. | |||
=== مرحلهٔ پنجم؛ | |||
هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط | |||
==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ==== | ||
مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. | مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود. عبدالعلی مزاری، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135.</ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266.</ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان، تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.</ref> | ||
- | |||
مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.</ref> | |||
=== مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان === | === مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان === | ||
در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو | در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو جبههٔ اصلی متمرکز بود. | ||
در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان | در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان بهعنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکهولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال بهطول انجامید، با وجود محاصرهٔ اقتصادی و نظامی سنگین طالبان، موفق شد موجودیت سیاسی و نظامی جامعهٔ هزاره را حفظ کند. درگیریهای شدید در مناطق پنجاب، ورس، بهسود و کوهستان، نمونههای بارزی از این پایداری بهشمار میروند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص627-630.</ref> بامیان برای بار اول در تاریخ ۲۲ سنبله/ [[شهریور]] ۱۳۷۷ش بهدست طالبان سقوط کرد. در تاریخ ۱۹ جدی/ [[دی]] ۳۷۹ش طالبان، پس از شکست دادن مجدد نیروهای حزب وحدت اسلامی در بامیان به کشتار جمعی غیرنظامیان در ولسوالی یکهولنگ اقدم کردند. سازمان عفو بینالملل در گزارشی، شمار قربانیان را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرد.<ref>[https://www.afintl.com/202501086321 «سالگرد قتلعام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در | در جبههٔ شمالی، دره صوف سمنگان و بلخاب [[سرپل]] به نماد مقاومت و محل استقرار نیروهای حزب وحدت اسلامی تحت فرماندهی محمد محقق تبدیل شد. این منطقه بهعنوان تنها بخش از شمال افغانستان که طالبان هرگز نتوانستند آن را به کنترل کامل درآورند، نقش حیاتی در تجدید قوای جبههٔ مقاومت شمال ایفا کرد.<ref>[https://www.aparat.com/v/S81XN «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات.]</ref> | ||
این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی | این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی جامعهٔ هزاره، هستهٔ اولیهٔ ائتلاف ضد طالبان را تشکیل داد و زیرساختهای لازم برای عملیاتهای بعدی را فراهم آورد.<ref>طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.</ref> پایداری هزارهها در این دوره، مانع اصلی تسلط کامل طالبان بر افغانستان شد و نقش تعیینکنندهای در سقوط نهایی این گروه و شکلگیری نظام سیاسی جدید پس از سال ۲۰۰۱م ایفا کرد و ظرفیتهای سازمانی و رزمی جامعهٔ هزاره را به اثبات رساند و موقعیت آنان را در معادلات سیاسی افغانستان تقویت کرد.<ref>بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.</ref> | ||
=== مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم === | === مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم === | ||
بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی | بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی موجب حرکتهای اعتراضی هزارهها در برابر حکومت شد که از میان آنها دو حرکت اعتراضی توجه مردم افغانستان و جامعهٔ جهانی را به خود جلب کرد. این حرکات اعتراضی بهنام جنبش تبسم و جنبش روشنایی معروف شد: | ||
==== قتل فجیع شکریه تبسم ==== | ==== قتل فجیع شکریه تبسم ==== | ||
«[[شکریه تبسم]]»، دختربچهٔ بیگناه هزاره، همراه با شش هموطنش در ۷ [[مهر]] ۱۳۹۴ش در منطقهٔ رَسنَه از توابع ولسوالی گیلان ولایت [[غزنی]] توسط گروهی مسلح ربوده شدند.<ref>[https://8am.media/sikhs-and-hindus-a-minority-with-a-lot-of-suffering/ محمدی، «سیکها و هندوها؛ اقلیتی با کولهباری از رنج»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> ربایندگان، این هفت نفر را در ۱۶ [[آبان]]/ عقرب ۱۳۹۴ش، سربریدند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40492 «پیکرهای هفت مسافر در جاغوری به خاک سپرده شد»، وبسایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> این اقدام، خشم عمومی را برانگیخت و موجی از اعتراضات را در سراسری افغانستان و جهان بهدنبال داشت که به جنبش تبسم معروف شد. | |||
==== واکنشهای گسترده ==== | ==== واکنشهای گسترده ==== | ||
مردم افغانستان بهویژه هزارهها در واکنش به این فاجعه، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش بهصورت خودجوش و میلیونی در خیابانهای کابل و دیگر شهرها تجمع کردند. در کابل، معترضان مسیری بیش از ۱۰کیلومتر از غرب شهر تا دروازههای ارگ ریاست جمهوری را پیاده پیمودند.<ref>[http://chendavol.blogfa.com/post/434 دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول]</ref> این حرکت، به بزرگترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان تبدیل شد که خواستار عدالت برای قربانیان و پایان بخشیدن به خشونتهای قومی بود.<ref>لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفتهنامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.</ref> | مردم افغانستان بهویژه هزارهها در واکنش به این فاجعه، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش بهصورت خودجوش و میلیونی در خیابانهای کابل و دیگر شهرها تجمع کردند. در کابل، معترضان مسیری بیش از ۱۰کیلومتر از غرب شهر تا دروازههای ارگ ریاست جمهوری را پیاده پیمودند.<ref>[http://chendavol.blogfa.com/post/434 دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول]</ref> این حرکت، به بزرگترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان تبدیل شد که خواستار عدالت برای قربانیان و پایان بخشیدن به خشونتهای قومی بود.<ref>لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفتهنامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.</ref> | ||
# '''موضع مقامات:''' اشرف رئیسجمهور افغانستان با برگزاری جلسهای فوقالعاده، این جنایت را محکوم و | # '''موضع مقامات:''' اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان با برگزاری جلسهای فوقالعاده، این جنایت را محکوم و وعدهٔ پیگیری جدی داد.<ref>مشل نوف، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، هفتهنامهٔ راه ابریشم، 1395، ص2.</ref> [[پارلمان افغانستان]] نیز با صدور بیانیهای، عاملان این حادثه را دشمن تمام اقوام افغانستان خواند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40426 «واکنشها به سربریدن هفت گروگان شکار توطیه نشوید»، وبسایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> سازمان ملل متحد از طریق دفتر یوناما در کابل، این رویداد را بهعنوان جُرم جنگی محکوم کرد.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/118899/یوناما-قتل-هفت-غیر-نظامی-ولایت-زابل-محکوم «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان.]</ref> | ||
# '''بازتابهای فرهنگی و اجتماعی:''' این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر افغانستان گذاشت. شاعران و نویسندگان با خلق آثار متعدد، درد مشترک مردم را به تصویر کشیدند. شعر بشیر رحیمی با مطلع «چگونه شمع برای تو میتوان افروخت» از جمله ماندگارترین این آثار است.<ref>[https://web.archive.org/web/20180918012217/http://af.farsnews.com/social/news/13940820001061 «دلنوشتههای فعالان شبکههای اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.]</ref> در فضای مجازی نیز موجی از همبستگی شکل گرفت و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد. رسانههای داخلی و بینالمللی | # '''بازتابهای فرهنگی و اجتماعی:''' این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر افغانستان گذاشت. شاعران و نویسندگان با خلق آثار متعدد، درد مشترک مردم را به تصویر کشیدند. شعر بشیر رحیمی با مطلع «چگونه شمع برای تو میتوان افروخت» از جمله ماندگارترین این آثار شناخته شده است.<ref>[https://web.archive.org/web/20180918012217/http://af.farsnews.com/social/news/13940820001061 «دلنوشتههای فعالان شبکههای اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.]</ref> در [[فضای مجازی]] نیز موجی از همبستگی شکل گرفت و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد. رسانههای داخلی و بینالمللی بهصورت گسترده به این موضوع پرداختند.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/91945 «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار میشود»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> | ||
# '''یادبود و پیامدها:''' در روستای پاتوی | # '''یادبود و پیامدها:''' در روستای پاتوی ولسوالی جاغوری، زادگاه شکریه، بر مزار جانباختگان این حادثه، منار یادبودی با عکس هفت نفر ساخته شد. جنبش تبسم به نمادی پایدار از مظلومیت هزارهها، قدرت اعتراضات مدنی و مطالبهٔ عدالت اجتماعی در افغانستان تبدیل شد.<ref>[http://jaghori1.com/author/borhani/page/5/ برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وبسایت اطلاعرسانی جاغوری.]</ref> | ||
=== مرحلهٔ هشتم؛ جنبش روشنایی === | === مرحلهٔ هشتم؛ جنبش روشنایی === | ||
# در ۱۳۹۵ش دولت | # در ۱۳۹۵ش دولت افغانستان، برخلاف پیشنهاد کارشناسی شرکت آلمانی فیشنر، مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت از ترکمنستان به کابل را از سالنگ بهجای مسیر بامیان و میدان وردک تصویب کرد.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/214645 «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> این تصمیم که به حذف مناطق هزارهنشین از مسیر توسعه متهم شد، با اعتراضات گستردهای از سوی جامعهٔ مدنی، دانشگاهیان، احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمان مواجه شد. معترضان این اقدام را تبعیض سیستماتیک علیه هزارهها دانستند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | ||
# در ۲ مرداد | # در ۲ مرداد ۱۳۹۵ش، تظاهرات آرامی در غرب کابل برگزار شد. دولت با بستن مسیرهای اصلی، معترضان را بهسمت میدان دهمزنگ هدایت کرد. در پایان مراسم، هنگامی که شرکتکنندگان در حال برپایی چادرهای تحصن بودند، انفجار مهیبی توسط یک مهاجم انتحاری داعشی رخ داد که منجر به جان باختن بیش از ۹۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن از معترضان شد.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/1413520/ششمین-سالیاد-شهدای-جنبش-روشنایی؛-بزرگ/ «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> | ||
# سازمان ملل متحد (یوناما) این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص محکوم کرد. | # سازمان ملل متحد (یوناما) این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص معرفی و محکوم کرد. رئیسجمهور وقت روز ۳ مرداد را ماتم ملی اعلام و میدان دهمزنگ را به میدان شهدا تغییر نام داد.<ref>[https://khabarnama.net/blog/1395/05/02/president-ghani-declared-sunday-as-national-condolence-day-for-the-martyrs-of-the-attack/ «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وبسایت خبرنامه.]</ref> معترضان و خانوادههای شهدا، قصور دولت در تأمین امنیت را محکوم و خواستار تحقیقات بینالمللی شدند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | ||
# گلزار [[شهدای روشنایی]] در غرب کابل (پای کوه قوریغ) | # گلزار [[شهدای روشنایی]] در غرب کابل (پای کوه قوریغ) بهعنوان آرامگاه قربانیان حملهٔ تروریستی و نماد مقاومت طراحی شد. یادمان سنگی در مصلی شهید مزاری برای جانباختگان ناشناس ساخته شد.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> این رویداد در ادبیات، موسیقی و هنر بازتاب یافت.<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/06/01/1164610/فریاد-روشنایی-سروده-های-فارسی-زبانان-برای-شنبه-سیاه-کابل «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم.]</ref> | ||
# شهدای روشنایی به نماد مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق برابر در افغانستان تبدیل شدند | # شهدای روشنایی به نماد مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق برابر در افغانستان تبدیل شدند امروز، نام روشنایی، یادآور مقاومت مدنی هزارهها در برابر تبعیض و تلاش برای افغانستانی عادلانه است.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> | ||
== مهاجرت هزارهها == | == مهاجرت هزارهها == | ||
[[مهاجرت | [[مهاجرت قوم هزاره]] از مهمترین تحولات اجتماعی افغانستان معاصر بوده و ریشه در سیاستهای تبعیضآمیز دورهٔ عبدالرحمان دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۱۰۰.</ref> این روند که با نسلکشی و کوچ اجباری آغاز شد، در دورههای مختلف تاریخی از جمله [[حکومت دموکراتیک خلق]]، جنگهای داخلی و حاکمیت طالبان تداوم یافته است.<ref>عرفانی، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، 1388ش، ص23.</ref> | ||
=== عوامل مهاجرت هزارهها === | === عوامل مهاجرت هزارهها === | ||
علاوه بر نسلکشی و کوچ اجباری هزارهها توسط عبدالرحمان خان، مهمترین عوامل مهاجرت آنها عبارتند از: | |||
# اختناق شدید سیاسی و ایدئولوژیکی؛ حاکمان افغانستان از بدو تأسیس این کشور برای رسیدن به اهداف خود، بسیاری از آگاهان دینی و پیروان یک مذهب را نابود و حذف میکردند. | # اختناق شدید سیاسی و ایدئولوژیکی؛ حاکمان افغانستان از بدو تأسیس این کشور برای رسیدن به اهداف خود، بسیاری از آگاهان دینی و پیروان یک مذهب را نابود و حذف میکردند. همچنین حکومت حزب دموکراتیک خلق، مبارزهٔ شدیدی را با [[دین]] و آموزههای اسلامی، آغاز و نمادهای کمونیستی را جایگزین نمادهای اسلامی کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.</ref> در چنین جامعهای فرصت زندگی و دینداری از مردم سلب شده بود و نجاتیافتگان از کشتارهای رژیم کمونیستی، بهسمت کشورهای مختلف از جمله [[ایران]] [[مهاجرت]] کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.</ref> | ||
# حفظ مذهب؛ حضور ارتش شوروی در افغانستان سبب شد که جمع زیادی از هزارهها برای حفظ مذهب خود به کشورهای همسایه از جمله ایران مهاجرت کنند. همچنین در پی درگیرهایی که با بمباران شهرها و روستاهای زیادی مورد حمله قرار میگرفت، گروههای بیشتری از هزارهها بهخاطر از دست دادن فرصتهای زندگی خود راه مهاجرت را در پیش گرفتند.<ref>. طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.</ref> | # حفظ مذهب؛ حضور ارتش شوروی در افغانستان سبب شد که جمع زیادی از هزارهها برای حفظ مذهب خود به کشورهای همسایه از جمله ایران مهاجرت کنند. همچنین در پی درگیرهایی که با بمباران شهرها و روستاهای زیادی مورد حمله قرار میگرفت، گروههای بیشتری از هزارهها بهخاطر از دست دادن فرصتهای زندگی خود راه مهاجرت را در پیش گرفتند.<ref>. طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.</ref> | ||
# جنگ و فشارهای داخلی؛ در دورهٔ جنگهای داخلی و سلطهٔ طالبان، | # جنگ و فشارهای داخلی؛ در دورهٔ جنگهای داخلی و سلطهٔ طالبان، مهاجرت گروهی هزارهها، شدت گرفت. با درگیریهای داخلی که در دورهٔ مجاهدین آغاز شد، بیش از ۳۰ هزار کشته و ۵۰۰ هزار آواره بر جای گذاشت. هزارهها در دو مرحله روی کارآمدن گروه طالبان در افغانستان، برای زنده ماندن مجبور به مهاجرت شدند.<ref>. عرفانی، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، 1388ش، ص23.</ref> جابهجاییهای ناشی از ناامنی و تسلط گروههای افراطی و هجوم سیلآسای کوچیها در سالهای اخیر، برخی عوامل این نوع مهاجرت است.<ref>. احمدی رشاد، منزلت اجتماعی هزارهها، 1402ش، ص427.</ref> | ||
=== انواع و الگوهای مهاجرت === | === انواع و الگوهای مهاجرت === | ||
مهاجرت هزارهها در دو شکل | مهاجرت هزارهها در دو شکل عمدهٔ داخلی و خارجی صورت پذیرفته است. مهاجرت داخلی بهطور عمده شامل جابهجایی از مناطق مرکزی به شهرهای بزرگ بوده،<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص208.</ref> در حالی که مهاجرت خارجی به کشورهای همسایه و سپس به سایر نقاط جهان گسترش یافته است. موجهای مختلف مهاجرت از دورهٔ عبدالرحمان تاکنون، الگوهای متفاوتی داشته است که آخرین آن پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۴۰۰ش رخ داده است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، اینبار از افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref> | ||
=== پراکندگی جغرافیایی مهاجرت هزارهها === | === پراکندگی جغرافیایی مهاجرت هزارهها === | ||
هزارهها بهدلیل وضعیتسیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناپایدار افغانستان و احساس ناامنی به قارهها و کشورهای مختلف جهان، مهاجرت کرده و پراکندگی آن به شکل زیر است: کویتهٔ پاکستان بیش از یکمیلیون هزاره؛ [[ایران]] تا سال ۲۰۱۴م بیش از یکمیلیون؛ آلمان تا سال ۲۰۱۵م حدود ۴۰هزار؛ ترکیه تا سال ۲۰۱۶م، حدود ۴۶هزار؛ اتریش تا سال ۲۰۱۵م، حدود ۲۲هزار؛ استرالیا تا سال ۲۰۱۶م حدود ۲۲هزار (آنها سازمانی بهنام | هزارهها بهدلیل وضعیتسیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناپایدار افغانستان و احساس ناامنی به قارهها و کشورهای مختلف جهان، مهاجرت کرده و پراکندگی آن به شکل زیر است: کویتهٔ پاکستان بیش از یکمیلیون هزاره؛ [[ایران]] تا سال ۲۰۱۴م بیش از یکمیلیون؛ آلمان تا سال ۲۰۱۵م حدود ۴۰هزار؛ ترکیه تا سال ۲۰۱۶م، حدود ۴۶هزار؛ اتریش تا سال ۲۰۱۵م، حدود ۲۲هزار؛ استرالیا تا سال ۲۰۱۶م حدود ۲۲هزار (آنها سازمانی بهنام شورای هزارههای استرالیا، ایجاد کردهاند)؛ سوئد حدود ۵۰ هزار؛<ref>. ضیایی، هزارهها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.</ref> سوریه تا سال ۲۰۱۵م حدود ۱۴هزار؛ بریتانیا تا سال ۲۰۱۵م حدود ۱۲ هزار؛ ایالاتمتحده آمریکا حدود ۱۰هزار؛ هلند حدود ۹هزار؛ کانادا بیش از ۴هزار؛<ref>. محیالدین، عطارواله، ۲۰۰۳م، ص۷۸–۸۱.</ref> دانمارک تا سال ۲۰۱۵م بیش از ۵هزار.<ref>. ضیایی، هزارهها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.</ref> | ||
این آمار از توزیع و پراکندگی جمعیت هزارههای مهاجر در سراسر جهان تا ۲۰۱۶م است؛ اما بیشترین مهاجرت هزارهها در ۲۰۲۱م به بعد انجام شده است. پس از سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مهاجرت هزارهها بهسمت کشورهای همجوار، اروپا و آمریکا افزایش یافته است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، اینبار از افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref> | این آمار از توزیع و پراکندگی جمعیت هزارههای مهاجر در سراسر جهان تا ۲۰۱۶م است؛ اما بیشترین مهاجرت هزارهها در ۲۰۲۱م به بعد انجام شده است. پس از سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مهاجرت هزارهها بهسمت کشورهای همجوار، اروپا و آمریکا افزایش یافته است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، اینبار از افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref> | ||
=== پیامدها و تأثیرات اجتماعی-فرهنگی مهاجرت هزارهها === | === پیامدها و تأثیرات اجتماعی-فرهنگی مهاجرت هزارهها === | ||
مهاجرت هزارهها تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی این قوم داشته است. از | مهاجرت هزارهها تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی این قوم داشته است. از یکسو موجب رشد آگاهیهای سیاسی و اجتماعی شده و از سوی دیگر چالشهای هویتی جدیدی ایجاد کرده است. تحصیلات عالی، [[مشارکت اجتماعی زنان]] و شکلگیری نهادهای مدنی از دستاوردهای مثبت این مهاجرتها بوده، در حالی که گسست نسلی و تغییر در الگوهای فرهنگی از چالشهای پیش رو است. این تحولات هم بر قوم هزاره و هم بر کشور میزبان تأثیرات قابل توجهی گذاشته است.<ref>. عالمی، بررسی جامعهشناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، بیتا، ص219ِ؛ محرابی، وضعیت زنان در دورهٔ پس از طالبان، 1389ش، ج2، ص317؛ محمودیان، «مهاجرت افغانها به ایران: تغییر در ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، 1386ش، ص57ـ58.</ref> | ||
== هزارههای خارج از افغانستان == | == هزارههای خارج از افغانستان == | ||
=== هزارههای شبه قارهٔ هند === | === هزارههای شبه قارهٔ هند === | ||
پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش شمار قابل توجهی از هزارهها در مشاغل نظامی و تجاری در هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروههای بزرگی از هزارههای غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند. امروزه | پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش شمار قابل توجهی از هزارهها در مشاغل نظامی و تجاری در هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروههای بزرگی از هزارههای غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند. امروزه مردم هزاره در شهرهای مختلف پاکستان از جمله پاراچنار، کراچی، حیدرآباد و لورالایی پراکنده هستند. دولت پاکستان در ۱۹۶۲م بهطور رسمی هزارهها را بهعنوان یکی از اقوام این کشور بهرسمیت شناخت. از چهرههای شاخص هزاره در پاکستان میتوان به ژنرال محمدموسی (معروف به موسیخان هزاره) و قاضی فایز عیسی اشاره کرد که در ۲۰۲۳م به ریاست دادگاه عالی پاکستان منصوب شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص437-449.</ref> نیاکان قاضی عیسی از هزارههایی بودند که در دورهٔ عبدالرحمان به هند مهاجرت کرده بودند. هزارههای کویته از دهه ۱۹۸۰م تاکنون هدف حملات خشونتآمیز و تروریستی بودهاند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=124486 «بحران قتلهای هدفمند هزارهها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.]</ref> | ||
از چهرههای شاخص هزاره در پاکستان میتوان به ژنرال محمدموسی (معروف به موسیخان هزاره) و قاضی فایز عیسی اشاره کرد که در ۲۰۲۳م به ریاست دادگاه عالی پاکستان منصوب شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، | |||
=== هزارههای ایران === | === هزارههای ایران === | ||
حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمیگردد که گروههایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی زندیان و [[قاجاریه]] نیز نقش ایفا کردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، | حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمیگردد که گروههایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی [[زندیه|زندیان]] و [[قاجار|قاجاریه]] نیز نقش ایفا کردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> محمدیوسف خان هزاره (صولت السلطنه) از چهرههای برجستهٔ هزارههای ایران بود که در دورهٔ مشروطیت فعالیت داشت. دولت وقت ایران، وی را در ۱۳۱۱ش تبعید و املاکش را مصادره کرد. پس از سقوط رضاشاه، صولت السلطنه به [[خراسان]] بازگشت، اما درگیریهای وی با دولت منجر به لشکرکشی حکومت مرکزی و در نهایت قتل او در سال ۱۳۲۲ش شد.<ref>[https://www.karkhanedar.com/داستان-ناتمام-صولت-السلطنه-هزاره-خانِ/ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وبسایت کارخانهدار.]</ref> | ||
هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه | هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته میشد که بعدها به خاوری تغییر نام دادند. موجهای جدید مهاجرت هزارهها به ایران در دهههای ۱۳۵۰ش بهعنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حملهٔ شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش نان بربری، در ایران منجر شد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بربری?q=بربری دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.]</ref> | ||
بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران | |||
=== هزارههای عراق === | === هزارههای عراق === | ||
روابط هزارهها با عراق بهطور عمده از طریق [[حوزههای علمیه نجف]] و [[کربلا]] شکل گرفته است. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی از هزارهها برای کار در صنعت [[نفت]] به عراق مهاجرت کردند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، | روابط هزارهها با عراق بهطور عمده از طریق [[حوزههای علمیه نجف|حوزههای علمیهٔ نجف]] و [[کربلا]] شکل گرفته است. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی از هزارهها برای کار در صنعت [[نفت]] به عراق مهاجرت کردند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص235-237.</ref> این گروه ابتدا در منطقهٔ جُدَیده نجف سکنی گزیدند، اما پس از کودتای بعث و بهدلیل مشکلات مربوط به اسناد هویتی، بسیاری از آنها از عراق اخراج شدند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص437-449.</ref> | ||
=== هزارههای آسیای میانه === | === هزارههای آسیای میانه === | ||
پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل | پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری از جمله [[بخارا]] و [[سمرقند]] مهاجرت کردند. برخی از این مهاجران بعدها به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز به خدمت در ارتش تزاری درآمدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> | ||
== سبک زندگی هزارهها == | == سبک زندگی هزارهها == | ||
سبک زندگی هزارهها همچنان مبتنی بر سنتهای قومی و فرهنگ دینی است. این قوم با حفظ آدابورسوم خود، بهویژه در زمینههای مذهبی و فرهنگی، هویت خاصی ایجاد کردهاند. [[نهاد خانواده]] در جامعهٔ هزاره بهعنوان یکی از ارکان اساسی زندگی اجتماعی محسوب میشود. عقاید و ارزشهای دینی و فرهنگ قومی بهعنوان مبنای تعاملات خانوادگی و اجتماعی در نظر گرفته میشود. هزارهها خود را بهشدت به سنتهای خانواده و خویشاوندی پایبند میدانند و روابط میان اعضای خانواده، همواره تحت تأثیر آموزههای مذهبی و فرهنگی شکل میگیرد. بسیاری از مهاجران هزاره که به کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی و استرالیا مهاجرت کردهاند، به برگزاری مراسمهای سنتی همچون [[شب یلدا]] و بزرگداشت [[نوروز|عید نوروز]] ادامه میدهند و همچنین لباسهای قومی، نظیر لباس هزارگی را با افتخار بر تن میکنند. این مراسمهای فرهنگی و مذهبی به تقویت پیوندهای اجتماعی میان اعضای جامعهٔ هزاره کمک کرده و باعث حفظ فرهنگ و هویت آنان در محیطهای جدید شده است.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> | |||
بسیاری از مهاجران هزاره که به کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی و استرالیا مهاجرت کردهاند، به برگزاری مراسمهای سنتی همچون [[شب یلدا]] و بزرگداشت [[نوروز|عید نوروز]] ادامه میدهند و همچنین لباسهای قومی، نظیر لباس هزارگی را با افتخار بر تن میکنند. این مراسمهای فرهنگی و مذهبی به تقویت پیوندهای اجتماعی میان اعضای | |||
== مشاهیر قوم هزاره == | == مشاهیر قوم هزاره == | ||
| خط ۵۲۸: | خط ۴۷۸: | ||
=== روحانیون === | === روحانیون === | ||
[[پرونده:قوم هزاره۶.jpg|جایگزین=محمدهاشم صالحی|بندانگشتی|محمدهاشم صالحی]] | |||
# سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان. | |||
# محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم. | # محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم. | ||
# [[قربانعلی محقق کابلی|قربانعلی محقق کابلی]] - [[مرجع دینی|مرجع تقلید]] و استاد درس خارج در [[حوزه علمیه قم]]. | # [[قربانعلی محقق کابلی|قربانعلی محقق کابلی]] - [[مرجع دینی|مرجع تقلید]] و استاد درس خارج در [[حوزه علمیه قم]]. | ||
# [[محمد اسحاق فیاض|محمداسحاق فیاض]] - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف. | # [[محمد اسحاق فیاض|محمداسحاق فیاض]] - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف. | ||
# | # سید محمدسرور مشهور به واعظ بهسودی - عالم دینی برجسته و فعال فرهنگی-اجتماعی در افغانستان.<ref>بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۵.</ref> | ||
# محمدباقر فاضلی بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.<ref>[https://mfabbehsud.com/زندگینامه-حضرت-آیت-الله-العظمی-فاضلی/ «زندگینامه حضرت | # محمدباقر فاضلی بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.<ref>[https://mfabbehsud.com/زندگینامه-حضرت-آیت-الله-العظمی-فاضلی/ «زندگینامه حضرت آیتالله فاضلی بهسودی»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | ||
# محمدباقر موحدی نجفی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.<ref>ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج۲، ص265-267.</ref> | # محمدباقر موحدی نجفی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.<ref>ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج۲، ص265-267.</ref> | ||
# واعظزاده بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه کابل.<ref>[https://mfabbehsud.com/زندگی-نامه-آیت-الله-العظمی-واعظ-زاده-به/ «زندگینامه حضرت | # واعظزاده بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه کابل.<ref>[https://mfabbehsud.com/زندگی-نامه-آیت-الله-العظمی-واعظ-زاده-به/ «زندگینامه حضرت آیتالله واعظزاده بهسودی»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | ||
# محمدهاشم صالحی - معروف به مدرس، فقیه، استاد حوزه علمیه در کابل و رئیس فعلی شورای علمای شیعه افغانستان.<ref>ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳–۲۶۶.</ref> | # محمدهاشم صالحی - معروف به مدرس، فقیه، استاد حوزه علمیه در کابل و رئیس فعلی شورای علمای شیعه افغانستان.<ref>ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳–۲۶۶.</ref> | ||
| خط ۵۴۶: | خط ۴۹۵: | ||
# فتح محمدخان بهسودی - زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت. | # فتح محمدخان بهسودی - زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت. | ||
# [[ابراهیم گاو سوار|ابراهیمخان گاوسوار]] - رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هزاره در اعتراض به مالیات سنگین در حکومت ظاهرشاه. | # [[ابراهیم گاو سوار|ابراهیمخان گاوسوار]] - رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هزاره در اعتراض به مالیات سنگین در حکومت ظاهرشاه. | ||
# [[سید علی بهشتی ورسی|سیدعلی بهشتی]] - رهبر سیاسی و مذهبی و | # [[سید علی بهشتی ورسی|سیدعلی بهشتی]] - رهبر سیاسی و مذهبی و رئیس شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان. | ||
# سلطانعلی کشتمند - اقتصاددان، سیاستمدار بلندپایه و نخستوزیر | # [[سلطانعلی کشتمند]] - اقتصاددان، سیاستمدار بلندپایه و نخستوزیر در زمان حاکمیت شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق. | ||
# | # عبدالعلی مزاری - از چهرههای مشهور سیاسی و جهادی افغانستان و اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان. | ||
# محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان. | # محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان. | ||
# خداداد هزاره - | # خداداد هزاره - فرماندهٔ مشهور نظامی. | ||
# اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه. | # اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه. | ||
# محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان. | # محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان. | ||
# محمدحسین صادقی نیلی - بنیانگذار | # محمدحسین صادقی نیلی - یکی از بنیانگذار حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | ||
# | # محمدکریم خلیلی - سیاستمدار و رهبر فعلی حزب وحدت اسلامی افغانستان.<ref>شفایی، جریانشناسی تاریخ افغانستان معاصر، 1393ش، ص270-342.</ref> | ||
# محمد محقق - | # محمد محقق - رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=122974 «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وبسایت روزنامه افغانستان ما.]</ref> | ||
# سَروَر دانش - سیاستمدار، حقوقدان، معاون دوم پیشین ریاست | # سَروَر دانش - سیاستمدار، حقوقدان، معاون دوم پیشین ریاست جمهوری و رئیس حزب عدالت و آزادی افغانستان.<ref>[https://didpress.com/سرور-دانش-حزب-عدالت-و-آزادی-افغانستان/ «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید.]</ref> | ||
# محمد اکبری - از | # محمد اکبری - یکی از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و رئیس فعلی حزب حراست اسلامی افغانستان.<ref>[http://www.wolesi.website/pvd/showdoc.aspx?Id=3223سایت «استاد محمد اکبری»، وبسایت ولسیجرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان.]</ref> | ||
=== نویسندگان و مورخان === | === نویسندگان و مورخان === | ||
| خط ۵۶۴: | خط ۵۱۳: | ||
# احمد وحید پولادی - روحانی و نویسندهٔ تاریخ هزاره. | # احمد وحید پولادی - روحانی و نویسندهٔ تاریخ هزاره. | ||
# محمدعیسی غرجستانی - نویسنده و روزنامهنگار. | # محمدعیسی غرجستانی - نویسنده و روزنامهنگار. | ||
# [[اسماعیل مبلغ|محمد اسماعیل مبلغ]] - فیلسوف، نویسنده و نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در زمان ظاهر | # [[اسماعیل مبلغ|محمد اسماعیل مبلغ]] - فیلسوف، نویسنده و نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در زمان ظاهر شاه. | ||
# | # شاه علیاکبر شهرستانی - پروفسور ادبیات و هنر در دانشگاه کابل.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | ||
# [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|حاج کاظم یزدانی]]- تاریخنگار و نویسندهٔ تاریخ.<ref>[https://mfabbehsud.com/خلاصه-ای-از-زندگی-نامه-حاج-کاظم-یزدانی/ | # [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|حاج کاظم یزدانی]]- تاریخنگار و نویسندهٔ تاریخ.<ref>[https://mfabbehsud.com/خلاصه-ای-از-زندگی-نامه-حاج-کاظم-یزدانی/ «زندگینامه مختصر استاد حسینعلی (حاج کاظم یزدانی)»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | ||
# [[بصیراحمد دولتآبادی]] - فعال فرهنگی و نویسندهٔ سرشناش افغانستان.<ref>دانش، «نگاهی به ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی دولتآبادی»، 1402ش، ص9.</ref> | # [[بصیراحمد دولتآبادی]] - فعال فرهنگی و نویسندهٔ سرشناش افغانستان.<ref>دانش، «نگاهی به ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی دولتآبادی»، 1402ش، ص9.</ref> | ||
| خط ۵۷۴: | خط ۵۲۳: | ||
# امیرشاه حسینیار - استاد دانشگاه و متخصص جنگلداری. | # امیرشاه حسینیار - استاد دانشگاه و متخصص جنگلداری. | ||
# امیرشاه جاغوری - مهندس ساختمان و فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکایی.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | # امیرشاه جاغوری - مهندس ساختمان و فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکایی.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | ||
=== مشاهیر هزاره در پاکستان === | === مشاهیر هزاره در پاکستان === | ||
# سیدحسین سناتور - فعال سیاسی و نظامی. | # سیدحسین سناتور - فعال سیاسی و نظامی. | ||
# کاپیتان غلام محمد - فعال سیاسی و | # کاپیتان غلام محمد - فعال سیاسی و نمایندهٔ مجلس ملی پاکستان. | ||
# برکتعلی - افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان. | # برکتعلی - افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان. | ||
# شربتعلی چنگیری - مارشال نیروی هوایی پاکستان. | # شربتعلی چنگیری - مارشال نیروی هوایی پاکستان. | ||
# محمد | # محمد اسحاقخان - فعال سیاسی و نماینده مجلس پاکستان غربی. | ||
# خدانظر قنبری - نویسنده و فعال فرهنگی هزاره در بلوچستان | # خدانظر قنبری - نویسنده و فعال فرهنگی هزاره در بلوچستان. | ||
# محمداسحاق بیگ - قهرمان بدنسازی و دارندهٔ عنوان مرد پاکستان (1957).<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | # محمداسحاق بیگ - قهرمان بدنسازی و دارندهٔ عنوان مرد پاکستان (1957).<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | ||
| خط ۵۹۳: | خط ۵۳۷: | ||
# [[شیرین هزاره]] - دختر دلیر، مبارز و فرماندهٔ گروهی از زنان مقاوم بهنام [[چهل دختران هزاره|چهل دختران]]، در زمان عبدالرحمان خان در ارزگان.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=19362 زرتشت، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورۀ آزادی» وبسایت هزاره انترنشنال.]</ref> | # [[شیرین هزاره]] - دختر دلیر، مبارز و فرماندهٔ گروهی از زنان مقاوم بهنام [[چهل دختران هزاره|چهل دختران]]، در زمان عبدالرحمان خان در ارزگان.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=19362 زرتشت، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورۀ آزادی» وبسایت هزاره انترنشنال.]</ref> | ||
# [[حبیبه سرابی|{{درشت|حبیبه سرابی}}]] {{درشت|-}} سیاستمدار و نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان.<ref>[https://www.awna.af/1395/10/19/نخبگان-سیاسی-زن؛-۱۰-چهره-تاثیرگذار-بر-س/ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.]</ref> | # [[حبیبه سرابی|{{درشت|حبیبه سرابی}}]] {{درشت|-}} سیاستمدار و نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان.<ref>[https://www.awna.af/1395/10/19/نخبگان-سیاسی-زن؛-۱۰-چهره-تاثیرگذار-بر-س/ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.]</ref> | ||
# [[سیما سمر]] - پزشک، فعال حقوق بشر و نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری | # [[سیما سمر]] - پزشک، فعال حقوق بشر و نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان.<ref>[https://www.asriran.com/fa/news/139001/سیما-سمر-بار-دیگر-نامزد-جایزه-صلح-نوبل-شد «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وبسایت عصر ایران.]</ref> | ||
# شکردخت جعفری - دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان که با استفاده از مهرههای شیشهای ارزان قیمت، دقت درمان سرطان را تا ۵۰ درصد افزایش داد. | # شکردخت جعفری - دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان که با استفاده از مهرههای شیشهای ارزان قیمت، دقت درمان سرطان را تا ۵۰ درصد افزایش داد. برندهٔ جایزهٔ زنان نوآور بریتانیا در ۲۰۱۶م و پژوهشگر سابق دانشگاه ساری که اختراعش تحولی در روشهای پرتودرمانی ایجاد کرده است.<ref>[https://daikondi.blog.ir/1398/09/08/دختری-دایکندی-دستگاهی-برای-کمک-به-درمان-سرطان-اختراع-و-وارد-بازارکرد «دختری دایکندی: دستگاهی برای کمک به درمان سرطان اختراع و وارد بازارکرد»، پایگاه اطلاعرسانی دایکندی.]</ref> | ||
== نسلکشی هزارهها == | == نسلکشی هزارهها == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۴.jpg|جایگزین=تصاویر تعدادی از شهدای انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل|بندانگشتی|تصاویر تعدادی از شهدای انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل]] | [[پرونده:قوم هزاره۴.jpg|جایگزین=تصاویر تعدادی از شهدای انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل|بندانگشتی|تصاویر تعدادی از شهدای انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل]] | ||
قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که | قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتلعام کرده و بر اساس فرامین او، طی سالهای طولانی، مردم هزاره را بهعنوان برده خرید و فروش میکردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | ||
پس از | پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزارههای شیعه در ولایت مزارشریف هشدار دادند که یا [[مسلمان]] شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این ولایت کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکهاولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروههای هزاره، آمار کشتهها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کردهاند. | ||
همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه | همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگبارتری قرار گرفتهاند.<ref>[https://www.didarnews.ir/fa/news/112896/چرا-مردم-هزاره-در-افغانستان-از-نسل-کشی-هراس-دارند «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسلکشی هراس دارند؟»، وبسایت دیدار نیوز.]</ref> بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا، نسبت به کشتارهای هدفمند، طی این سالها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بینالمللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | ||
حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از: | حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از: | ||
# حمله و درگیری تعدادی از [[اهل سنت|اهلسنت]] با عزاداران در شهر هرات در روز عاشورای ۱۳۸۴ش. | # حمله و درگیری تعدادی از [[اهل سنت|اهلسنت]] با عزاداران در شهر هرات در روز عاشورای ۱۳۸۴ش. | ||
# انفجار بمب میان عزاداران روز | # انفجار بمب میان عزاداران روز عاشورا و به [[شهادت]] رسیدن تعداد زیادی در شهرهای [[کابل]] و مزار شریف، در ۱۳۹۰ش. | ||
# تیرباران ۱۴ مسافر هزاره، در مسیر فیروزکوه بهسمت کابل، در ۲۷ رمضان ۱۳۹۳ش. | # تیرباران ۱۴ مسافر هزاره، در مسیر فیروزکوه بهسمت کابل، در ۲۷ رمضان ۱۳۹۳ش. | ||
# انفجار دو بمب در میان اجتماع معترضین شیعیان هزاره، موسوم به جنبش | # انفجار دو بمب در میان اجتماع معترضین شیعیان هزاره، موسوم به جنبش روشنایی در کابل، در ۱۳۹۵ش. | ||
# انفجار [[مسجد]] باقرالعلوم در غرب کابل، در روز اربعین ۱۳۹۵ش. | # انفجار [[مسجد]] باقرالعلوم در غرب کابل، در روز اربعین ۱۳۹۵ش. | ||
# حملهٔ انتحاری به مسجد الزهرا، در دشت برچی کابل، در [[شب قدر]] ۱۳۹۶ش. | # حملهٔ انتحاری به مسجد الزهرا، در دشت برچی کابل، در [[شب قدر]] ۱۳۹۶ش. | ||
| خط ۶۱۴: | خط ۵۵۸: | ||
# حمله به روستای شیعهنشین میرزاولنگ و به شهادت رسیدن تعداد زیادی از مردم این روستا در ۱۳۹۶ش.<ref>[https://www.hawzahnews.com/news/422083/همه-چیز-درباره-جنایت-هولناک-میرزاولنگ-افغانستان «همه چیز دربارۀ جنایت هولناک میرزاولنگ افغانستان»، خبرگزاری رسمی حوزه.]</ref> | # حمله به روستای شیعهنشین میرزاولنگ و به شهادت رسیدن تعداد زیادی از مردم این روستا در ۱۳۹۶ش.<ref>[https://www.hawzahnews.com/news/422083/همه-چیز-درباره-جنایت-هولناک-میرزاولنگ-افغانستان «همه چیز دربارۀ جنایت هولناک میرزاولنگ افغانستان»، خبرگزاری رسمی حوزه.]</ref> | ||
# انفجار در مرکز آموزشی موعود، در سمت غرب کابل و کشته شدن ۴۸ دانش آموز در ۱۳۹۷ش. | # انفجار در مرکز آموزشی موعود، در سمت غرب کابل و کشته شدن ۴۸ دانش آموز در ۱۳۹۷ش. | ||
# حمله به مراسم سالگرد | # حمله به مراسم سالگرد عبدالعلی مزاری در مصلی شهید مزاری در غرب کابل در ۱۳۹۸ش. | ||
# حمله به بیمارستان زنان و کودکان در دشت برچی کابل و کشته شدن ۲۴ نفر در ۱۳۹۹ش. | # حمله به بیمارستان زنان و کودکان در دشت برچی کابل و کشته شدن ۲۴ نفر در ۱۳۹۹ش. | ||
# انفجار در مرکز آموزشی کوثر دانش در دشت برچی کابل و کشته و زخمی شدن ۱۰۰ نفر در ۱۳۹۹ش.<ref>[https://khabarnama.net/blog/2020/10/25/حکومت-طالبان-را-مسئول-این-حمله-خواند/ حسنی، «24 کشته و 57 زخمی در حمله انتحاری بر دانشآموزان کوثر دانش»، وبسایت خبرنامه.]</ref> | # انفجار در مرکز آموزشی کوثر دانش در دشت برچی کابل و کشته و زخمی شدن ۱۰۰ نفر در ۱۳۹۹ش.<ref>[https://khabarnama.net/blog/2020/10/25/حکومت-طالبان-را-مسئول-این-حمله-خواند/ حسنی، «24 کشته و 57 زخمی در حمله انتحاری بر دانشآموزان کوثر دانش»، وبسایت خبرنامه.]</ref> | ||
| خط ۶۲۱: | خط ۵۶۵: | ||
# انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانشآموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش. | # انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانشآموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش. | ||
در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، | در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | ||
== احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | == احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۳.jpg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | [[پرونده:قوم هزاره۳.jpg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | ||
پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان | پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> | ||
== احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | == احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | [[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | ||
فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در | فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمیگردد و در این قسمت به برخی از مهمترین احزاب و ائتلافهای هزارهها پرداخته میشود. | ||
=== حزب ارشاد === | === حزب ارشاد === | ||
سید اسماعیل بلخی از چهرههای برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت میکرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه میکرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref> بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات | سید اسماعیل بلخی از چهرههای برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت میکرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه میکرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref> بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات اتحاد سری یا ارشاد را با همکاری افرادی چون سیدعلی گوهر غوربندی و محمدابراهیم شهرستانی (معروف به گاوسوار) سازماندهی کرد. گرچه این تلاش به دلیل افشای نقشهٔ عملیاتی ناموفق بود و به دستگیری بلخی و یارانش منجر شد، اما گفتمان عدالتخواه او ادامه یافت.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.</ref> | ||
=== سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان === | === سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان === | ||
در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، | در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، سازمان جوانان اسلام به رهبری میر علیاصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل شد. تداوم این گفتمان عدالتخواه در دههٔ قانون اساسی، منجر به شکلگیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به مجاهدین مستضعفین افغانستان، شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نامهای پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا) و سازمان مجاهدین ملی (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامهٔ فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان سازمان مجاهدین مستضعفین، مبارزه میکرد. این سازمان به مبانی اسلامی متکی بود و در ابتدا پیرو امام خمینی و مروج آثار او بودند. گفته میشود که شش تا هفت نفر از اعضای این سازمان در لیست ۵۰۰۰ شهید سال ۱۳۵۸ش به جرم «خمینیسم» به شهادت رسیدند. این جریان تحت تأثیر آیتالله طالقانی و شریعتی بود و با حزب توده و مجاهدین خلق ایران ارتباطی نداشت، گرچه ادبیات آنها شباهتهایی با مجاهدین خلق ایران داشت که منجر به تغییر نام آنها شد. مفاهیمی چون توحید، جهاد، شهادت، عدالت و ایثار در تبیین دیدگاههای این جریان بهکار میرفت، اما ادبیات آنها کاملاً چپگرایانه بود که برخی را به نامیدن آنها بهعنوان جریان التقاطی، سوق داد.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.</ref> | ||
=== سازمان نصر === | === سازمان نصر === | ||
سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار | سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقهٔ اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامنعلی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی و آیتالله طالقانی بود، بهویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار میداد و گاهی به درگیریهای نظامی منجر میشد. | ||
فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما بهتدریج جنبهٔ سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیتهای سیاسی و نظامی است و بههمین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند پیام مستضعفین و حبلالله، اهمیت زیادی میدادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروههای روشنفکر شیعه در نحوهٔ مواجههٔ آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیتهای خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاههای فقهی امام خمینی را بهعنوان مرجع خود در امور عبادی، معاملاتی، سیاسی و مبارزاتی معیار قرار میدادند و به خط امامی معروف بودند. با این حال، کاملاً از تفاوتهای ماهوی جامعهٔ افغانستان و ایران و موانع تحقق کامل الگوی حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آگاه بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.</ref> | |||
=== شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان === | === شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان === | ||
شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب خلق | شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که بهعنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعهنشین هزاره در مرکز افغانستان عمل میکرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و مبارزهٔ مسلحانه بود، تحت رهبری سیدعلی بهشتی، شاگرد [[سید ابوالقاسم خویی]] قرار داشت. با این حال، شورا از نظر گفتمانی دچار تناقض بود؛ در حالی که داعیهٔ تشکیل یک حکومت فراگیر در مناطق هزارهنشین را داشت، فاقد یک گفتمان منظم فکری و حکومتی برای جذب تمام نیروهای جامعه هزاره و شیعه بود. این نقص منجر به افراطگرایی و منازعات داخلی شد، تا جایی که برخی جریانات مانند سازمان نصر، سپاه پاسداران جهاد اسلامی افغانستان (پیروان خط امام) و سازمان مجاهدین ملی را مسلمان نمیدانست و با آنها وارد جنگ مسلحانه شد. در نتیجه، این شورا بهدلیل انشعابات و درگیریهای داخلی، مشروعیت خود را در سال ۱۳۶۴ش از دست داد و تا زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ۱۳۶۸ش، در حد یک حزب باقی ماند.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.</ref> | ||
=== پاسداران جهاد اسلامی افغانستان === | === پاسداران جهاد اسلامی افغانستان === | ||
در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به | در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت میکرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، بهسرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه میکردند، زیرا معتقد بودند که تصفیهٔ این نیروها مقدم بر جهاد اصلی است. سپاه پاسداران با رویکرد جهادی و باورهای سنتی، فاقد بافتار حزبی منسجم بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.</ref> | ||
=== حرکت اسلامی افغانستان === | === حرکت اسلامی افغانستان === | ||
[[پرونده:قوم هزاره۲.jpg|جایگزین=حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان|بندانگشتی|حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان]] | [[پرونده:قوم هزاره۲.jpg|جایگزین=حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان|بندانگشتی|حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان]] | ||
حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتونهای شیعه و بخشی از هزارهها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروههای شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به | حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتونهای شیعه و بخشی از هزارهها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروههای شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به مبارزهٔ مسلحانه روی آورد. گرچه این حزب در ایران تأسیس شد، اما در دوران جهاد علیه شوروی، روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران نداشت و بیشتر مورد حمایت مالی و سیاسی پاکستان و حامیان غربی مجاهدین قرار میگرفت. | ||
تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و | تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و نظریهٔ سیاسی امام خمینی بود؛ رهبر آن خود را صاحب نظر و فتوا در این زمینه میدانست. اهداف گفتمانی این حزب شامل ایجاد جمهوری اسلامی بر اساس قرآن، سنت و عقل، برقراری نظام اقتصادی اسلامی، تأمین آزادی بر مبنای اسلام، رسمیت مذهب جعفری در کنار حنفی، رسمیت دو زبان پشتو و فارسی، برابری حقوق زنان و مردان، پایهگذاری سیاست خارجی بر اساس همزیستی مسالمتآمیز، تشکیل ارتش منظم ملی، حضور شیعیان در دولت و توزیع عادلانهٔ بیتالمال بود. حزب حرکت اسلامی نیز مانند سایر گروهها، فعالیتهای فرهنگی از جمله انتشار نشریات و ساخت حوزهٔ علمیه و پرورش طلاب را در دستور کار داشت و پس از پیروزی مجاهدین، با دولت اسلامی ربانی همکاری کرد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.</ref> | ||
=== حزب اسلامی رعد افغانستان === | === حزب اسلامی رعد افغانستان === | ||
در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکتهدان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت میکرد، سپس | در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکتهدان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت میکرد، سپس دامنهٔ فعالیت خود را گسترش داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.</ref> | ||
=== سازمان فلاح اسلامی افغانستان === | === سازمان فلاح اسلامی افغانستان === | ||
در ۱۳۵۹ش از شورای اتفاق جدا شد و بهصورت مستقل فعالیت خود را ادامه داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317. | در ۱۳۵۹ش از شورای اتفاق جدا شد و بهصورت مستقل فعالیت خود را ادامه داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.</ref> | ||
=== جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان === | === جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان === | ||
در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، | در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، اتحادیهٔ علما و نهضت روحانیت و جوان تشکیل شد؛ اما دوام چندانی نداشت.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.</ref> | ||
=== جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان === | === جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان === | ||
حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه | حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه نشریهٔ عاشورا را منتشر میکرد که پس از چهار شماره متوقف و جبهه نیز منحل شد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.</ref> | ||
=== ائتلاف چهارگانه === | === ائتلاف چهارگانه === | ||
در ۱۳۶۴ش از اتحاد | در ۱۳۶۴ش از اتحاد جبههٔ متحد انقلاب اسلامی، سازمان نصر افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و نهضت اسلامی افغانستان تشکیل شد. عبدالعلی مزاری سخنگوی این ائتلاف بود که عمر کوتاهی داشت و از هم پاشید.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.</ref> | ||
=== شورای ائتلاف اسلامی افغانستان === | === شورای ائتلاف اسلامی افغانستان === | ||
در ۱۳۶۵ش تشکیل و در بهار ۱۳۶۶ش اعلام موجودیت کرد. این شورا از هشت گروه شامل سازمان نصر افغانستان، جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان، حزبالله افغانستان، حرکت اسلامی افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان، سازمان نیروی اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان و دعوت اسلامی افغانستان تشکیل شده بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347. | در ۱۳۶۵ش تشکیل و در بهار ۱۳۶۶ش اعلام موجودیت کرد. این شورا از هشت گروه شامل سازمان نصر افغانستان، جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان، حزبالله افغانستان، حرکت اسلامی افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان، سازمان نیروی اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان و دعوت اسلامی افغانستان تشکیل شده بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.</ref> | ||
=== حزب وحدت اسلامی === | === حزب وحدت اسلامی === | ||
در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری | در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری بهعنوان اولین دبیرکل انتخاب شد. این حزب توانست کنترل مناطق شیعهنشین را بهدست گرفته و امنیت نسبی ایجاد کند. پس از شهادت عبدالعلی مزاری در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، محمدکریم خلیلی به رهبری رسید. حزب وحدت بعدها به شاخههای متعدد از جمله جناحهای خلیلی، محقق، اکبری و عرفانی تقسیم شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص473-478.</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۷۴۶: | خط ۶۶۳: | ||
* «تاریخچهٔ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ش. | * «تاریخچهٔ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ش. | ||
* «تأملی بر شعر عامیانهٔ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی، تاریخ بازدید: ۳ فروردین ۱۴۰۳ش. | * «تأملی بر شعر عامیانهٔ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی، تاریخ بازدید: ۳ فروردین ۱۴۰۳ش. | ||
* «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانهگی به بانوان بامیان»، وبسایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری، تاریخ درج مطلب: ۴ مرداد ۱۳۹۸ش. | * «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانهگی به بانوان بامیان»، وبسایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری، تاریخ درج مطلب: ۴ مرداد ۱۳۹۸ش. | ||
* تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، ترجمهٔ عزیز طغیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش. | * تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، ترجمهٔ عزیز طغیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش. | ||
| خط ۷۵۳: | خط ۶۶۹: | ||
* جعفری، محمود، «آب ایستاده ناور»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش. | * جعفری، محمود، «آب ایستاده ناور»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش. | ||
* «جلوههای درخشان یک تاریخ، بندامیر، طبیعت خاطرهانگیز اما فراموش شده افغانستان»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش. | * «جلوههای درخشان یک تاریخ، بندامیر، طبیعت خاطرهانگیز اما فراموش شده افغانستان»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش. | ||
* جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، بنیاد دانشنامه، ۱۳۹۹ش. | * جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، بنیاد دانشنامه، ۱۳۹۹ش. | ||
* جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بینالملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاسی)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش | * جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بینالملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاسی)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش | ||
| خط ۸۰۰: | خط ۷۱۵: | ||
* شریعتی سحر، حفیظالله، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش. | * شریعتی سحر، حفیظالله، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش. | ||
* شریعتی سحر، حفیظالله، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ش. | * شریعتی سحر، حفیظالله، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ش. | ||
* | * شریعتی سحر، حفیظالله، «کتاب هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز، بازدید: ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ش. | ||
* «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش. | * «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش. | ||
* «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش. | * «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش. | ||
| خط ۸۳۴: | خط ۷۴۹: | ||
* فرهنگ، میرصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، محمدوفایی، ۱۳۷۴ش. | * فرهنگ، میرصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، محمدوفایی، ۱۳۷۴ش. | ||
* «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۳۹۵ش. | * «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۳۹۵ش. | ||
* فصیحی، امانالله، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال شانزدهم، شماره ۱۵، تابستان ۱۴۰۳ش. | |||
* «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششدهٔ تاریخ افغانستان»، وبسایت پنچرهای برای شناخت افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۲ش. | * «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششدهٔ تاریخ افغانستان»، وبسایت پنچرهای برای شناخت افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۲ش. | ||
* فیاض مجاهد، آمنه، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش. | * فیاض مجاهد، آمنه، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش. | ||
| خط ۸۶۰: | خط ۷۷۶: | ||
* مددی، علی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۲ش. | * مددی، علی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۲ش. | ||
* مرادی، اسدالله، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ش. | * مرادی، اسدالله، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ش. | ||
* مزاری، عبدالعلی، احیای هویت، کابل، امیری، ۱۳۹۳ش. | |||
* مشل نوف، مجیب، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، ترجمهٔ عالمی کرمانی، هفتهنامهٔ راه ابریشم، شماره ۱۹، ۲۱ آبان ۱۳۹۵ش. | * مشل نوف، مجیب، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، ترجمهٔ عالمی کرمانی، هفتهنامهٔ راه ابریشم، شماره ۱۹، ۲۱ آبان ۱۳۹۵ش. | ||
* مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، تهران، کتابهای جیبی، ۱۳۷۴ش. | * مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، تهران، کتابهای جیبی، ۱۳۷۴ش. | ||