جز ویکی سازی و تمیزکاری |
جز تمیزکاری |
||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
گیلیکان در این نظریه علت عدم رسیدن زنان به درک کاملی از بلوغ اخلاقی را نه به دلیل ضعف آنها بلکه تحت این عنوان مطرح کرد که اساسا زنان از نظام اخلاقی متفاوتی از مردان پیروی می کنند. ارزشهای اخلاقی، مراحل رشد و پیشرفت اخلاقی و حتی استدلال اخلاقی آنها متفاوت از مردان است؛ لذا نادرست است که زنان را مطابق اخلاقیات مردانه بسنجیم و از آنها چنین انتظاری داشته باشیم. گیلیکان ادعا نمود در حالیکه زنان از تنهایی هراس دارند مردان باهم بودن را خطرناک میدانند. زنان اغلب معضلات اخلاقی را تعارض وظایف میدانند تا تعارض حقوق و سعی میکنند این تعارضها را بگونهای حل نمایند که شبکهی روابط مستحکم بماند. بعلاوه زنان بیش از مردان به اصول کلی و انتزاعی بها نمیدهند ولی سعی میکنند تصمیمات اخلاقیشان بر مبنای عاطفه و موقعیت باشد. وی نهایتا دو نوع اخلاق را معرفی کرد که یکی اخلاق معطوف به عدالت یا عدالتگرا و دیگری اخلاق معطوف به مسئولیت که اولی مردانه و دیگری زنانه است. | گیلیکان در این نظریه علت عدم رسیدن زنان به درک کاملی از بلوغ اخلاقی را نه به دلیل ضعف آنها بلکه تحت این عنوان مطرح کرد که اساسا زنان از نظام اخلاقی متفاوتی از مردان پیروی می کنند. ارزشهای اخلاقی، مراحل رشد و پیشرفت اخلاقی و حتی استدلال اخلاقی آنها متفاوت از مردان است؛ لذا نادرست است که زنان را مطابق اخلاقیات مردانه بسنجیم و از آنها چنین انتظاری داشته باشیم. گیلیکان ادعا نمود در حالیکه زنان از تنهایی هراس دارند مردان باهم بودن را خطرناک میدانند. زنان اغلب معضلات اخلاقی را تعارض وظایف میدانند تا تعارض حقوق و سعی میکنند این تعارضها را بگونهای حل نمایند که شبکهی روابط مستحکم بماند. بعلاوه زنان بیش از مردان به اصول کلی و انتزاعی بها نمیدهند ولی سعی میکنند تصمیمات اخلاقیشان بر مبنای عاطفه و موقعیت باشد. وی نهایتا دو نوع اخلاق را معرفی کرد که یکی اخلاق معطوف به عدالت یا عدالتگرا و دیگری اخلاق معطوف به مسئولیت که اولی مردانه و دیگری زنانه است. | ||
گیلیگان در کتاب خود در صدایی متفاوت اخلاق خود را درباره نظریه مراقبت به عنوان جایگزینی برای رویکرد سلسله مراتبی و اصولی لارنس کهلبرگ به اخلاق ارائه کرد. بر خلاف کهلبرگ، که ادعا می کرد دختران، و بنابراین زنان، به طور کلی توانایی های اخلاقی خود را در بالاترین سطح توسعه ندادهاند، گیلیگان استدلال می کند که زنان به مسائل اخلاقی متفاوت از مردان نگاه می کنند. | گیلیگان در کتاب خود در صدایی متفاوت اخلاق خود را درباره نظریه مراقبت به عنوان جایگزینی برای رویکرد سلسله مراتبی و اصولی لارنس کهلبرگ به اخلاق ارائه کرد. بر خلاف کهلبرگ، که ادعا می کرد دختران، و بنابراین زنان، به طور کلی توانایی های اخلاقی خود را در بالاترین سطح توسعه ندادهاند، گیلیگان استدلال می کند که زنان به مسائل اخلاقی متفاوت از مردان نگاه می کنند.به گفته گیلیگان، دیدگاه های اخلاقی زنان حول درک مسئولیتها و روابط است در حالی که دیدگاه های اخلاقی مردان در عوض درک درک عدالت اخلاقی است که با حقوق و قوانین مرتبط است. زنان همچنین تمایل دارند مسائل اخلاقی را بعنوان مشکلی در تعارض مسئولیت ها بدانند تا حقوق رقیب. بنابراین در حالی که زنان وضعیت را بیشتر متنی و روایی می دانند، مردان وضعیت را رسمی تر و انتزاعی تر تعریف می کنند. گیلیگان در مقاله خود در سال 2011 درباره "در صدایی متفاوت" می گوید: "او تمایزی برای درک اخلاق مراقبت به وجود آورده است. در چارچوب پدرسالارانه، مراقبت یک اخلاق زنانه است. در چارچوب دموکراتیک ، مراقبت یک اخلاق انسانی است. اخلاق فمینیستی مراقبت صدای متفاوتی در فرهنگ مردسالارانه است زیرا عقل را با احساسات، ذهن با بدن، خود با روابط، مردان با زنان، و مقاومت در برابر شکاف هایی که نظم پدرسالارانه را حفظ می کند، پیوند می زند. او رویکردهای مختلف اخلاقی را "اخلاق مراقبت" و "اخلاق عدالت" می نامد و آنها را اساساً ناسازگار می داند. | ||
== نقد دیدگاه گیلیگان == | == نقد دیدگاه گیلیگان == | ||