بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:


== پیشینه دینی ==
== پیشینه دینی ==
محمد (صلی الله علیه و آله)، [[یکتاپرست]] و پیرو [[آیین حنیف]] بوده است.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص250.</ref>
پیامبر، [[یکتاپرست]] و پیرو [[آیین حنیف]] بوده است.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص250.</ref>


== سیمای محمد در قرآن ==
== سیمای محمد در قرآن ==
[[خداوند]] پیامبرش را در [[قرآن]] با این اوصاف معرفی کرده است: لیّن و نرمخو و مدارا کننده،<ref>سوره آل‌عمران، آیه 159.</ref> نسبت به هدایت بندگان خدا حریص و آرزومند،<ref>سوره توبه، آیه 128.</ref> دارای اخلاق نیکوی کریمانه،<ref>سوره مائده، آیه 13؛ سوره زخرف، آیه 89؛ سوره قلم، آیه 4.</ref> گوش شنوا برای مخالف و موافق،<ref>سوره توبه، آیه 61.</ref> نه تنها از تقصیرات دیگران درمی‌گذرد، بلکه حتی به ملامت آنها هم نمی‌پردازد.<ref>سوره حجر، آیه 85.</ref> با فروتنی در قبال دیگران، بال رأفت و رحمت خود را بر سرشان می‌گستراند.<ref>سوره حجر، آیه 88؛ سوره شعراء، آیه 215.</ref> اهل مشورت در امور مختلف سیاسی و نظامی با دیگران،<ref>سوره آل‌عمران، آیه 159.</ref> دارای فراخی سینه و سعه صدر،<ref>سوره إنشراح، آیه 1.</ref> صبور و شکیبا در برابر گفتار ناپسند و کردار ناشایست دیگران،<ref>سوره طه، آیه 130؛ سوره معارج، آیه 5؛ سوره مزمل، آیه 10.</ref> وجودش آمیخته با شرم و حیا،<ref>سوره أحزاب، آیه 53.</ref> گفتارش برآمده از [[وحی]] و عاری از هوی،<ref>سوره نجم، آیه 3ـ4.</ref> در همه حال اتّکالش به [[خدا]]،<ref>سوره کهف، آیه 23.</ref> خاکسار و متواضع<ref>سوره کهف، آیه 110.</ref> و الگویی نیکو برای دیگران است.<ref>سوره أحزاب، آیه 21.</ref>
[[خداوند]] پیامبرش را در [[قرآن]] با این اوصاف معرفی کرده است: لیّن و نرمخو و مدارا کننده،<ref>سوره آل‌عمران، آیه 159.</ref> نسبت به هدایت بندگان خدا حریص و آرزومند،<ref>سوره توبه، آیه 128.</ref> دارای اخلاق نیکوی کریمانه،<ref>سوره مائده، آیه 13؛ سوره زخرف، آیه 89؛ سوره قلم، آیه 4.</ref> گوش شنوا برای مخالف و موافق،<ref>سوره توبه، آیه 61.</ref> نه تنها از تقصیرات دیگران درمی‌گذرد، بلکه حتی به ملامت آنها هم نمی‌پردازد.<ref>سوره حجر، آیه 85.</ref> با [[فروتنی]] در قبال دیگران، بال رأفت و رحمت خود را بر سرشان می‌گستراند.<ref>سوره حجر، آیه 88؛ سوره شعراء، آیه 215.</ref> اهل [[مشورت]] در امور مختلف سیاسی و نظامی با دیگران،<ref>سوره آل‌عمران، آیه 159.</ref> دارای فراخی سینه و [[سعه صدر]]،<ref>سوره إنشراح، آیه 1.</ref> [[صبور]] و شکیبا در برابر گفتار ناپسند و کردار ناشایست دیگران،<ref>سوره طه، آیه 130؛ سوره معارج، آیه 5؛ سوره مزمل، آیه 10.</ref> وجودش آمیخته با شرم و [[حیا]]،<ref>سوره أحزاب، آیه 53.</ref> گفتارش برآمده از [[وحی]] و عاری از هوی،<ref>سوره نجم، آیه 3ـ4.</ref> در همه حال امیدش به [[خدا]]،<ref>سوره کهف، آیه 23.</ref> خاکسار و [[متواضع]]<ref>سوره کهف، آیه 110.</ref> و الگویی نیکو برای دیگران است.<ref>سوره أحزاب، آیه 21.</ref>


== ویژگی‌های اخلاقی ==
== ویژگی‌های اخلاقی ==
محمد (صلی الله علیه و آله) اوقات خود را به سه بخش تقسیم می‌کرد، بخشی برای عبادت خداوند، بخشی برای [[خانواده]] و بخشی برای خود که آن را نیز بین مردم تقسیم کرده بود.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص260.</ref> رسیدگی به احوال نیازمندان و رفع نیاز مستمندان، انس با مردم و احوال‌پرسی از آنان، بزرگ‌داشت بزرگان قبایل و انتصاب آنان به عنوان والیان ولایات، پای‌بندی به قاعده تشویق و تحسین ـ تقبیح و تحذیر، میانه‌روی در امور و پرهیز از افراط و تفریط،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص19.</ref> گذشتن از حقوق شخصی خود و پافشاری بر حقوق اجتماعی و حدود الهی،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص20، 24، 30، 38، 43 و 48.</ref> نرمش در امور شخصی و صلابت در مسائل اصولی،<ref>مطهری، سیری در سیره نبوی، 1384ش، ص206 و 208.</ref> خاکساری و تواضع و قائل نشدن جایگاه ویژه برای خود،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص54.</ref> همگان را به یک چشم دیدن و تفاوت قائل نشدن،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص20.</ref> آرام سخن گفتن، آبروی کسی را نبردن و لغزش دیگران را بازگو نکردن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص55.</ref> خوش‌رو و خوش‌اخلاق بودن و بدزبان و خشن و عیبجو و چاپلوس نبودن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص54 و 60.</ref> پرهیز از جدال و مراء و پرحرفی و اجتناب از بیان مطالب بی‌فایده،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص21 و 46.</ref> کسی را سرزنش نکردن و لغزش و عیب دیگران را رصد و دنبال ننمودن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص54 و 55.</ref> سخن کسی را در صورتی که از حد انصاف تجاوز نکند، تا پایان یافتن آن قطع نکردن، شکیبایی بر ناملایمات و بی‌نزاکتی‌ها، انجام امور فردی و شخصی خود و محول نکردن آن به دیگران، دیرخشم بودن و زود خشنود شدن، همواره آراسته بودن و اهتمام به امر نظافت، سودمندترین مردم نسبت به آنان،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص21ـ34.</ref> سبقت در سلام دادن نسبت به کوچک و بزرگ با تأسی به دستور قرآن،<ref>سوره نساء، آیه 86.</ref> پاسخ سلام را کامل‌تر دادن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص64.</ref> نگاه یکسان به دیگران هنگام صحبت کردن،<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص259.</ref> شوخی و مطایبه با مردم و فراهم آوردن انبساط خاطر آنان، مواجهه کلامی به میزان عقل و فهم و درک مخاطب، راستگویی و امانتداری،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص37ـ44.</ref> دشنام ندادن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص60.</ref> همواره متبسم بودن،<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص260.</ref> متین، مردم‌دار و [[مهمان‌نواز]]، یاری‌رسان به ضعفا و اهل [[صله رحم]] بود و در میان قریش به «امین» مشهور بود.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص249.</ref> شعار محمد (صلی الله علیه و آله) این بود که من برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شده‌ام.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص249 و 258.</ref>
پیامبر اوقات خود را به سه بخش تقسیم می‌کرد، بخشی برای [[عبادت]] خداوند، بخشی برای [[خانواده]] و بخشی برای خود که آن را نیز بین مردم تقسیم کرده بود.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص260.</ref> رسیدگی به احوال نیازمندان و رفع نیاز مستمندان، انس با مردم و احوال‌پرسی از آنان، بزرگ‌داشت بزرگان قبایل و انتصاب آنان به عنوان والیان ولایات، پای‌بندی به قاعده تشویق و تحسین ـ تقبیح و تحذیر، میانه‌روی در امور و پرهیز از افراط و تفریط،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص19.</ref> گذشتن از حقوق شخصی خود و پافشاری بر حقوق اجتماعی و حدود الهی،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص20، 24، 30، 38، 43 و 48.</ref> نرمش در امور شخصی و صلابت در مسائل اصولی،<ref>مطهری، سیری در سیره نبوی، 1384ش، ص206 و 208.</ref> خاکساری و تواضع و قائل نشدن جایگاه ویژه برای خود،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص54.</ref> همگان را به یک چشم دیدن و تفاوت قائل نشدن،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص20.</ref> آرام سخن گفتن، آبروی کسی را نبردن و لغزش دیگران را بازگو نکردن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص55.</ref> خوش‌رو و خوش‌اخلاق بودن و بدزبان و خشن و عیبجو و چاپلوس نبودن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص54 و 60.</ref> پرهیز از جدال و مراء و پرحرفی و اجتناب از بیان مطالب بی‌فایده،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص21 و 46.</ref> کسی را سرزنش نکردن و لغزش و عیب دیگران را رصد و دنبال ننمودن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص54 و 55.</ref> سخن کسی را در صورتی که از حد انصاف تجاوز نکند، تا پایان یافتن آن قطع نکردن، شکیبایی بر ناملایمات و بی‌نزاکتی‌ها، انجام امور فردی و شخصی خود و محول نکردن آن به دیگران، دیرخشم بودن و زود خشنود شدن، همواره آراسته بودن و اهتمام به امر [[نظافت]]، سودمندترین مردم نسبت به آنان،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص21ـ34.</ref> سبقت در سلام دادن نسبت به کوچک و بزرگ با تأسی به دستور قرآن،<ref>سوره نساء، آیه 86.</ref> پاسخ سلام را کامل‌تر دادن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص64.</ref> نگاه یکسان به دیگران هنگام صحبت کردن،<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص259.</ref> شوخی و مطایبه با مردم و فراهم آوردن انبساط خاطر آنان، مواجهه کلامی به میزان عقل و فهم و درک مخاطب، [[راستگویی]] و [[امانتداری]]،<ref>طباطبایی، سنن النبی، 1385ش، ص37ـ44.</ref> دشنام ندادن،<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص60.</ref> همواره متبسم بودن،<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص260.</ref> متین، مردم‌دار و [[مهمان‌نواز]]، یاری‌رسان به ضعفا و اهل [[صله رحم]] بود و در میان [[قریش]] به «امین» مشهور بود.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص249.</ref> شعار پیامبر این بود که من برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شده‌ام.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص249 و 258.</ref>


== زندگی خانوادگی ==
== زندگی خانوادگی ==
خط ۳۱: خط ۳۱:
== شیوه‌های راهبردی در فرماندهی جنگ ==
== شیوه‌های راهبردی در فرماندهی جنگ ==
* رعایت اصول اخلاقی و انسانی؛ نظیر عدم مبادرت به جنگ در [[ماه‌های حرام]]،<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص465-466.</ref> منع شبیخون به دشمن و پرهیز از کشتن زنان و کودکان در جنگ.<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص56-57.</ref>
* رعایت اصول اخلاقی و انسانی؛ نظیر عدم مبادرت به جنگ در [[ماه‌های حرام]]،<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص465-466.</ref> منع شبیخون به دشمن و پرهیز از کشتن زنان و کودکان در جنگ.<ref>قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج1، ص56-57.</ref>
* رعایت تاکتیک‌های جنگی؛ نظیر نحوه گزینش، چیدمان و آرایش جنگی نیروها، جنگ تن به تن، مشورت با نخبگان و کارشناسان و همچنین استفاده از رجز و شعار در جنگ‌ها برای تهییج سپاه.
* رعایت تاکتیک‌های جنگی؛ نظیر نحوه گزینش، چیدمان و آرایش جنگی نیروها، جنگ تن به تن، [[مشورت]] با نخبگان و کارشناسان و همچنین استفاده از رجز و شعار در جنگ‌ها برای تهییج سپاه.
* پای‌بندی به معاهدات حتی در شرایط جنگی؛ نظیر برگرداندن کودکان از میدان جنگ به مدینه.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص475ـ483.</ref>
* پای‌بندی به معاهدات حتی در شرایط جنگی؛ نظیر برگرداندن کودکان از میدان جنگ به مدینه.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص475ـ483.</ref>


خط ۳۷: خط ۳۷:
* پیمان حدیبیه؛ به عنوان انعطاف حکومت در هنگام ضرورت و اقتضای شرایط؛
* پیمان حدیبیه؛ به عنوان انعطاف حکومت در هنگام ضرورت و اقتضای شرایط؛
* تنزیل و ابلاغ آیات تشریعی؛ به‌عنوان ضوابط زیست فردی و جمعی و اجتماعی؛
* تنزیل و ابلاغ آیات تشریعی؛ به‌عنوان ضوابط زیست فردی و جمعی و اجتماعی؛
* تدوین چارجوب نظام سیاسی ـ اجتماعی برای حکومت مدینه؛
* تدوین چارجوب نظام سیاسی ـ اجتماعی برای حکومت [[مدینه]]؛
* رعایت [[جوانمردی]] در اوج قدرت؛ مانند بخشش سران مکه در روز [[فتح مکه]]؛
* رعایت [[جوانمردی]] در اوج قدرت؛ مانند بخشش سران [[مکه]] در روز [[فتح مکه]]؛
* نامه‌نگاری به سران ممالک و امپراطوری‌ها و دعوت آنان به [[اسلام]]؛ که نشان از قدرت استدلال و قوت منطق عقلی [[اسلام]] داشت؛
* نامه‌نگاری به سران ممالک و امپراطوری‌ها و دعوت آنان به اسلام؛ که نشان از قدرت استدلال و قوت منطق عقلی اسلام داشت؛
* آینده‌نگری برای حکومت نوپای اسلامی با تعیین جانشین برای خود در روز [[عید غدیر|غدیر]]؛<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص579ـ677.</ref>
* آینده‌نگری برای حکومت نوپای اسلامی با تعیین جانشین برای خود در روز [[عید غدیر|غدیر]]؛<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص579ـ677.</ref>
* مشورت با مردم؛<ref>سوره آل‌عمران، آیه 159؛ سوره شوری، آیه 38.</ref> تا ضمن شخصیت دادن به پیروان خود و [[مسلمانان]]، جانشینانش نیز گمان نکنند مافوق مردم هستند و وظیفه‌شان دستور دادن و وظیفه مردم نیز اطاعت کردن است!<ref>مطهری، سیری در سیره نبوی، 1384ش، ص213.</ref>
* [[مشورت]] با مردم؛<ref>سوره آل‌عمران، آیه 159؛ سوره شوری، آیه 38.</ref> تا ضمن شخصیت دادن به پیروان خود و [[مسلمانان]]، جانشینانش نیز گمان نکنند مافوق مردم هستند و وظیفه‌شان دستور دادن و وظیفه مردم نیز اطاعت کردن است!<ref>مطهری، سیری در سیره نبوی، 1384ش، ص213.</ref>


== اصول ترویج و تبلیغ آموزه‌های اسلام ==
== اصول ترویج و تبلیغ آموزه‌های اسلام ==
* اول، هدایت فکری مردم به [[یکتاپرستی]] از طریق استدلال و تقویت روح تفکر و تعمق در مردم؛ این شیوه در دوران سیزده ساله [[مکه]] و دوران ده ساله [[مدینه]] (دوره سرایا و غزوات) دنبال شد و با دعوت مردم به حکمت و موعظه و جدال احسن،<ref>سوره نحل، آیه 125.</ref> مخاطب را به تأمل و تدبر وامی‌داشت.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص447-449.</ref>
* اول، هدایت فکری مردم به [[یکتاپرستی]] از طریق استدلال و تقویت روح تفکر و تعمق در مردم؛ این شیوه در دوران سیزده ساله [[مکه]] و دوران ده ساله [[مدینه]] (دوره [[سرایا]] و [[غزوات]]) دنبال شد و با دعوت مردم به [[حکمت]] و [[موعظه]] و جدال احسن،<ref>سوره نحل، آیه 125.</ref> مخاطب را به تأمل و تدبر وامی‌داشت.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص447-449.</ref>
* دوم، اصل [[مدارا]] و برخورد مسالمت‌آمیز؛ نظیر صلح حدیبیه با کفار و مشرکین؛<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص450-451.</ref>
* دوم، اصل [[مدارا]] و برخورد مسالمت‌آمیز؛ نظیر صلح حدیبیه با کفار و مشرکین؛<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص450-451.</ref>
* سوم، سیاست تألیف قلوب،<ref>سوره توبه، آیه 60.</ref> که نوعی نرمش در برابر مشرکان است تا دل‌های آنان به سمت اسلام گرایش پیدا کند.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص450.</ref>
* سوم، سیاست تألیف قلوب،<ref>سوره توبه، آیه 60.</ref> که نوعی نرمش در برابر مشرکان است تا دل‌های آنان به سمت اسلام گرایش پیدا کند.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص450.</ref>
* چهارم، بهره‌مندی از جنگ برای نشر دعوت اسلامی و نیل به آرامش در سایه همزیستی پس از جنگ. در [[اسلام]]، اصولی‌ترین اصل، تحقق صلح و امنیت مردم است تا با رفع موارد اختلافی، [[جامعه مسلمان]] را به ساحل آرامش برساند که تنها در سایه تعالیم اسلام محقق می‌شود و آن هم بر پایه ایمان به خدا و رسولش امکان‌پذیر است.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص451ـ454.</ref> با این اوصاف، در [[اسلام]]، جنگ به علل پنجگانه تجویز شده است: دفاع در برابر کسانی که به جنگ [[مسلمانان]] آمده‌اند،<ref>سوره بقره، آیه 190.</ref> از بین بردن فتنه‌گری‌ها،<ref>سوره بقره، آیه 193.</ref> دفاع از مستضعفان در برابر مستکبران،<ref>سوره نساء، آیه 75.</ref> نقض پیمان توسط دشمنان و هم‌پیمانان<ref>سوره توبه، آیه 12-13.</ref> و از بین بردن شرک.<ref>سوره توبه، آیه 1 و 5.</ref>
* چهارم، بهره‌مندی از جنگ برای نشر دعوت اسلامی و نیل به آرامش در سایه همزیستی پس از جنگ. در [[اسلام]]، اصولی‌ترین اصل، تحقق صلح و امنیت مردم است تا با رفع موارد اختلافی، جامعه [[مسلمان]] را به ساحل آرامش برساند که تنها در سایه تعالیم اسلام محقق می‌شود و آن هم بر پایه ایمان به خدا و رسولش امکان‌پذیر است.<ref>جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، 1383ش، ج1، ص451ـ454.</ref> با این اوصاف، در [[اسلام]]، جنگ به علل پنجگانه تجویز شده است: دفاع در برابر کسانی که به جنگ [[مسلمانان]] آمده‌اند،<ref>سوره بقره، آیه 190.</ref> از بین بردن فتنه‌گری‌ها،<ref>سوره بقره، آیه 193.</ref> دفاع از مستضعفان در برابر مستکبران،<ref>سوره نساء، آیه 75.</ref> نقض پیمان توسط دشمنان و هم‌پیمانان<ref>سوره توبه، آیه 12-13.</ref> و از بین بردن شرک.<ref>سوره توبه، آیه 1 و 5.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==