پرش به محتوا

پیش‌نویس:سامانیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
صفحه‌ای تازه حاوی «'''سامانیان'''؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم ه.ق. سامانیان از خاندان‌های حکومتگر ایرانی در سده‌های سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''سامانیان'''؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم ه.ق.
'''سامانیان'''؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم ه.ق.<ref group="دیدگاه">در برخی قسمت‌ها اطلاعات مربوط به اقتصاد، شهرها، ساختار اداری و تحولات سیاسی در هم آمیخته‌اند. مثلاً بخارا هم در بحث قلمرو، هم در تاریخ حکومت و هم در اقتصاد ظاهر می‌شود. بخارا و سمرقند به‌عنوان مراکز سیاسی و اقتصادی اهمیت زیادی دارند، اما مطالب مربوط به آنها باید سازمان‌دهی شود تا از تکرار جلوگیری شود. آیا چنین امکانی نیست؟</ref><ref group="دیدگاه">یکبار مقاله رو کامل مرور کنید و از تکرار و توضیحات غیرضروری بکاهید.</ref><ref group="دیدگاه">متن اصلی این مقاله نهایتا باید در 3000 کلمه تدارک شود. که با توجه به نکات قبلی و بعدی به سهولت قابل انجام است.</ref>


سامانیان از خاندان‌های حکومتگر ایرانی در سده‌های سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا در چارچوب نظام خلافت عباسی و حکومت طاهریان شکل گرفت و سپس به حکومتی موروثی با مرکزیت بخارا تبدیل شد. قلمرو سامانیان در دوره‌های مختلف، بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر، خراسان و گاه نواحی شرقی و شمالی ایران را دربر می‌گرفت. ساختار حکومت آنان بر امارت، دیوان‌سالاری، حکومت‌های ایالتی و سازمان نظامی استوار بود. در کنار فعالیت‌های سیاسی و نظامی، شهرهایی چون بخارا، سمرقند، نیشابور، مرو، بلخ و هرات از مراکز مهم اقتصادی، علمی و فرهنگی این دوره بودند. گسترش کاربرد فارسی دری در شعر، نثر، ترجمه و تألیف، از تحولات فرهنگی این دوره به‌شمار می‌رود. حکومت مرکزی سامانیان در بخارا در سال ۳۸۹ق پایان یافت، هرچند کوشش برای احیای حکومت این خاندان تا سال ۳۹۵ق ادامه داشت.
سامانیان از خاندان‌های حکومتگر ایرانی در سده‌های سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا در چارچوب نظام خلافت عباسی و حکومت طاهریان شکل گرفت و سپس به حکومتی موروثی با مرکزیت بخارا تبدیل شد. قلمرو سامانیان در دوره‌های مختلف، بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر، خراسان و گاه نواحی شرقی و شمالی ایران را دربر می‌گرفت. ساختار حکومت آنان بر امارت، دیوان‌سالاری، حکومت‌های ایالتی و سازمان نظامی استوار بود. در کنار فعالیت‌های سیاسی و نظامی، شهرهایی چون بخارا، سمرقند، نیشابور، مرو، بلخ و هرات از مراکز مهم اقتصادی، علمی و فرهنگی این دوره بودند. گسترش کاربرد فارسی دری در شعر، نثر، ترجمه و تألیف، از تحولات فرهنگی این دوره به‌شمار می‌رود. حکومت مرکزی سامانیان در بخارا در سال ۳۸۹ق پایان یافت، هرچند کوشش برای احیای حکومت این خاندان تا سال ۳۹۵ق ادامه داشت.


== معرفی ==
== معرفی ==
سامانیان از حکومت‌های مهم خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم هجری بودند و '''بخارا''' مرکز اصلی حکومت آنان به شمار می‌رفت. دوره حکومت متمرکز خاندان با امارت اسماعیل بن احمد از ۲۷۹ق تثبیت شد و فرمان امارت ماوراءالنهر نیز از سوی خلافت عباسی برای او صادر گردید.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=121|ج=}}</ref>  با شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، قلمرو سامانیان به خراسان گسترش یافت و نواحی دیگری چون گرگان و طبرستان نیز در دوره‌هایی زیر نفوذ آنان قرار گرفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>323-325</bdi></ref> در رأس حکومت، امیر سامانی قرار داشت و اداره امور از طریق دستگاه دربار و دیوان‌های متعدد صورت می‌گرفت. نرشخی از دیوان وزیر، مستوفی، صاحب شرط، برید، مشرف، محتسب، اوقاف و قضا در مجموعه اداری بخارا نام برده است.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=31|ج=}}</ref>  وزیران و دبیران خاندان‌هایی چون '''جیهانی و بلعمی''' در اداره حکومت سامانی نقش داشتند و بخارا محل استقرار دستگاه اداری و دربار امیران بود.دربار سامانی همچنین محل حضور شاعران و اهل ادب بود؛ رودکی در روزگار نصر بن احمد با دربار سامانی ارتباط داشت و روایت مشهور بازگشت نصر از هرات به بخارا نیز در ''چهار مقاله'' آمده است.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنظامی عروضی سمرقندی1375|نظامی عروضی سمرقندی، ''چهارمقاله'']]، <bdi>۵۳-۵۴</bdi>.</ref> در قلمرو آنان زبان فارسی دری در تألیف و شعر گسترش یافت و آثاری از شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان در محیط فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر پدید آمد.در نیمه دوم سده چهارم هجری، افزایش قدرت فرماندهان نظامی، رقابت‌های داخلی و گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر با کاهش قلمرو سامانیان همراه شد. در ۳۸۹ق، قراخانیان وارد بخارا شدند و عبدالملک بن نوح، آخرین امیر مستقر سامانی، به دست آنان گرفتار شد؛ با این رویداد حکومت مرکزی سامانیان در بخارا پایان یافت.<ref>{{پک|مؤلف ناشناس|1318|ک=مجمل التواریخ والقصص|زبان=|ج=|ص=388}}</ref>
سامانیان از حکومت‌های مهم خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم هجری بودند و '''بخارا'''<ref group="دیدگاه">کلمات زیادی در کل متن پررنگ شده است. وجه آن چیست؟ اگر به نظرتان میتوانند مقاله مستقل داشته باشد؛ باید لینک داخلی درج شود.</ref> مرکز اصلی حکومت آنان به شمار می‌رفت. دوره حکومت متمرکز خاندان با امارت اسماعیل بن احمد از ۲۷۹ق تثبیت شد و فرمان امارت ماوراءالنهر نیز از سوی خلافت عباسی برای او صادر گردید.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=121|ج=}}</ref>  با شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، قلمرو سامانیان به خراسان گسترش یافت و نواحی دیگری چون گرگان و طبرستان نیز در دوره‌هایی زیر نفوذ آنان قرار گرفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>323-325</bdi></ref> در رأس حکومت، امیر سامانی قرار داشت و اداره امور از طریق دستگاه دربار و دیوان‌های متعدد صورت می‌گرفت. نرشخی از دیوان وزیر، مستوفی، صاحب شرط، برید، مشرف، محتسب، اوقاف و قضا در مجموعه اداری بخارا نام برده است.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=31|ج=}}</ref>  وزیران و دبیران خاندان‌هایی چون '''جیهانی و بلعمی''' در اداره حکومت سامانی نقش داشتند و بخارا محل استقرار دستگاه اداری و دربار امیران بود.دربار سامانی همچنین محل حضور شاعران و اهل ادب بود؛ رودکی در روزگار نصر بن احمد با دربار سامانی ارتباط داشت و روایت مشهور بازگشت نصر از هرات به بخارا نیز در ''چهار مقاله'' آمده است.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنظامی عروضی سمرقندی1375|نظامی عروضی سمرقندی، ''چهارمقاله'']]، <bdi>۵۳-۵۴</bdi>.</ref> در قلمرو آنان زبان فارسی دری در تألیف و شعر گسترش یافت و آثاری از شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان در محیط فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر پدید آمد.در نیمه دوم سده چهارم هجری، افزایش قدرت فرماندهان نظامی، رقابت‌های داخلی و گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر با کاهش قلمرو سامانیان همراه شد. در ۳۸۹ق، قراخانیان وارد بخارا شدند و عبدالملک بن نوح، آخرین امیر مستقر سامانی، به دست آنان گرفتار شد؛ با این رویداد حکومت مرکزی سامانیان در بخارا پایان یافت.<ref>{{پک|مؤلف ناشناس|1318|ک=مجمل التواریخ والقصص|زبان=|ج=|ص=388}}</ref>


== قلمرو حکومتی ==
== قلمرو حکومتی ==
قلمرو سامانیان در دوره قدرت آنان شامل دو بخش اصلی '''ماوراءالنهر و خراسان''' بود و شهر '''بخارا''' پس از دوره اسماعیل بن احمد به مرکز سیاسی و اداری حکومت تبدیل شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=118-121|ج=}}</ref> هسته نخستین قدرت سامانیان در ماوراءالنهر شکل گرفت و شهرهایی چون بخارا، سمرقند، فرغانه، چاچ و اشروسنه از مراکز مهم این قلمرو بودند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref> در آغاز، فرزندان اسد بن سامان هر یک بر بخشی از نواحی ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند؛ نوح در سمرقند، احمد در فرغانه، یحیی در چاچ و اشروسنه و الیاس در هرات مستقر بودند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref>پس از قدرت‌یابی اسماعیل سامانی و شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، خراسان نیز به قلمرو سامانیان افزوده شد و شهرهایی مانند نیشابور، مرو، هرات و بلخ تحت فرمان آنان قرار گرفتند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>323-325</bdi></ref>جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، ماوراءالنهر و خراسان را از مناطق آباد و مهم اقتصادی جهان اسلام معرفی کرده‌اند. اصطخری و ابن‌حوقل از شهرهای بزرگ این ناحیه، راه‌های تجاری و رونق اقتصادی آن‌ها یاد کرده‌اند. <ref>{{پک|اصطخری|1340|ک=مسالک و ممالک|زبان=|ج=|ص=290-305}}</ref><ref>{{پک|ابن حوقل|1366|ک=صورة الارض|ص=415-425|ج=2|زبان=}}</ref>در اواخر دوره سامانی، با گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر، قلمرو این حکومت کاهش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ق با تصرف بخارا توسط قراخانیان و برکناری عبدالملک بن نوح، حکومت مرکزی سامانیان پایان یافت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFمؤلف ناشناس1318|مؤلف ناشناس، ''مجمل التواریخ والقصص'']]، <bdi>388</bdi>.</ref> هسته اصلی قلمرو سامانیان از '''ماوراءالنهر و خراسان''' تشکیل می‌شد. در ماوراءالنهر، بخارا و سمرقند مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی بودند و فرغانه، چاچ، اسپیجاب و نواحی پیرامون سیحون نیز در محدوده نفوذ سامانیان یا فرمانروایان تابع آنان قرار داشتند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>137-139</bdi></ref>بخارا در دوره اسماعیل بن احمد مرکز اصلی حکومت شد. ساختار شهری بخارا در دوره سامانی از ارگ، شهر محصور و ربض‌های داخلی و خارجی تشکیل می‌شد. بخش مهمی از فعالیت‌های اداری و تجاری از شهر قدیم به ربض انتقال یافت و کاخ سامانی، مسجد جامع و ساختمان دیوان‌ها در ناحیه میان شهر و ریگستان قرار داشتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref>در جنوب جیحون، خراسان با شهرهای '''نیشابور، مرو، هرات و بلخ''' مهم‌ترین بخش قلمرو سامانی بود. انتقال قطعی خراسان به حوزه سامانی پس از جنگ اسماعیل بن احمد و عمرو بن لیث صفاری در سال ۲۸۷ق صورت گرفت. عمرو در این نبرد شکست خورد و اسیر شد و پس از آن خلافت حکومت اسماعیل بر خراسان را پذیرفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>138-139</bdi></ref> در برخی دوره‌ها، اقتدار سامانیان به '''گرگان، طبرستان و ری''' نیز گسترش یافت، اما کنترل آنان بر این مناطق پایدار نبود. زیاریان، علویان، آل‌بویه و فرماندهان دیلمی در این نواحی از رقبای سامانیان بودند و مرز سیاسی غربی حکومت بر اثر این رقابت‌ها تغییر می‌کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>140-143</bdi></ref> در خوارزم، چغانیان، ختلان و گوزگان نیز خاندان‌های محلی با درجات متفاوتی از وابستگی به سامانیان حکومت می‌کردند. اداره این مناطق همیشه مستقیم نبود و حکومت مرکزی در مواردی با حفظ خاندان محلی، برتری سیاسی خود را از طریق دریافت مالیات، تأیید والی یا درخواست نیروی نظامی اعمال می‌کرد. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>148-150</bdi></ref>
قلمرو سامانیان در دوره قدرت آنان شامل دو بخش اصلی '''ماوراءالنهر و خراسان''' بود و شهر '''بخارا''' پس از دوره اسماعیل بن احمد به مرکز سیاسی و اداری حکومت تبدیل شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=118-121|ج=}}</ref> هسته نخستین قدرت سامانیان در ماوراءالنهر شکل گرفت و شهرهایی چون بخارا، سمرقند، فرغانه، چاچ و اشروسنه از مراکز مهم این قلمرو بودند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref> در آغاز، فرزندان اسد بن سامان هر یک بر بخشی از نواحی ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند؛ نوح در سمرقند، احمد در فرغانه، یحیی در چاچ و اشروسنه و الیاس در هرات مستقر بودند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref>پس از قدرت‌یابی اسماعیل سامانی و شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، خراسان نیز به قلمرو سامانیان افزوده شد و شهرهایی مانند نیشابور، مرو، هرات و بلخ تحت فرمان آنان قرار گرفتند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>323-325</bdi></ref>جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، ماوراءالنهر و خراسان را از مناطق آباد و مهم اقتصادی جهان اسلام معرفی کرده‌اند. اصطخری و ابن‌حوقل از شهرهای بزرگ این ناحیه، راه‌های تجاری و رونق اقتصادی آن‌ها یاد کرده‌اند. <ref>{{پک|اصطخری|1340|ک=مسالک و ممالک|زبان=|ج=|ص=290-305}}</ref><ref>{{پک|ابن حوقل|1366|ک=صورة الارض|ص=415-425|ج=2|زبان=}}</ref>در اواخر دوره سامانی، با گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر، قلمرو این حکومت کاهش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ق با تصرف بخارا توسط قراخانیان و برکناری عبدالملک بن نوح، حکومت مرکزی سامانیان پایان یافت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFمؤلف ناشناس1318|مؤلف ناشناس، ''مجمل التواریخ والقصص'']]، <bdi>388</bdi>.</ref> هسته اصلی قلمرو سامانیان از '''ماوراءالنهر و خراسان''' تشکیل می‌شد. در ماوراءالنهر، بخارا و سمرقند مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی بودند و فرغانه، چاچ، اسپیجاب و نواحی پیرامون سیحون نیز در محدوده نفوذ سامانیان یا فرمانروایان تابع آنان قرار داشتند. <ref name=":0">[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>137-139</bdi></ref>بخارا در دوره اسماعیل بن احمد مرکز اصلی حکومت شد. ساختار شهری بخارا در دوره سامانی از ارگ، شهر محصور و ربض‌های داخلی و خارجی تشکیل می‌شد. بخش مهمی از فعالیت‌های اداری و تجاری از شهر قدیم به ربض انتقال یافت و کاخ سامانی، مسجد جامع و ساختمان دیوان‌ها در ناحیه میان شهر و ریگستان قرار داشتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref>در جنوب جیحون، خراسان با شهرهای '''نیشابور، مرو، هرات و بلخ''' مهم‌ترین بخش قلمرو سامانی بود. انتقال قطعی خراسان به حوزه سامانی پس از جنگ اسماعیل بن احمد و عمرو بن لیث صفاری در سال ۲۸۷ق صورت گرفت. عمرو در این نبرد شکست خورد و اسیر شد و پس از آن خلافت حکومت اسماعیل بر خراسان را پذیرفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>138-139</bdi></ref> در برخی دوره‌ها، اقتدار سامانیان به '''گرگان، طبرستان و ری''' نیز گسترش یافت، اما کنترل آنان بر این مناطق پایدار نبود. زیاریان، علویان، آل‌بویه و فرماندهان دیلمی در این نواحی از رقبای سامانیان بودند و مرز سیاسی غربی حکومت بر اثر این رقابت‌ها تغییر می‌کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>140-143</bdi></ref> در خوارزم، چغانیان، ختلان و گوزگان نیز خاندان‌های محلی با درجات متفاوتی از وابستگی به سامانیان حکومت می‌کردند. اداره این مناطق همیشه مستقیم نبود و حکومت مرکزی در مواردی با حفظ خاندان محلی، برتری سیاسی خود را از طریق دریافت مالیات، تأیید والی یا درخواست نیروی نظامی اعمال می‌کرد. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>148-150</bdi></ref>


== پایگاه اجتماعی ==
== پایگاه اجتماعی ==
خاستگاه خاندان سامانی با '''طبقه دهقانان''' پیوند داشت. دهقانان در خراسان و ماوراءالنهر از مالکان و بزرگان محلی بودند و در اداره محلی، مالکیت زمین و انتقال برخی سنت‌های اداری و فرهنگی ایران پیش از اسلام نقش داشتند. منابع سامانیان را خود برخاسته از چنین محیطی معرفی می‌کنند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 136</ref> در مراحل استقرار سامانیان در بخارا، '''بزرگان شهری و عالمان دینی''' نیز در تحولات سیاسی حضور داشتند. نرشخی گزارش می‌کند که در جریان آشفتگی بخارا، گروهی از بزرگان و فقهای شهر برای برقراری نظم خواستار ورود اسماعیل بن احمد شدند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=94-96|ج=}}</ref> '''دبیران و کارگزاران دیوانی''' نیز از گروه‌های مهم در ساختار قدرت بودند. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی اعضای متعددی در دستگاه وزارت و دیوان داشتند و در اداره مالی، مکاتبات، سیاست ایالتی و روابط با فرماندهان نظامی فعالیت می‌کردند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>142-145</bdi></ref>در شهرهای قلمرو سامانی، '''بازرگانان، پیشه‌وران، صاحبان زمین و اصناف شهری''' از گروه‌های مهم اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آمدند. رونق بازارها، فعالیت کارگاه‌های تولیدی و گسترش مبادلات تجاری، به‌ویژه در شهرهایی چون بخارا و سمرقند، موجب اهمیت یافتن طبقات شهری مرتبط با تجارت و تولید شد. نرشخی در گزارش خود از بخارا، از بازارهای متعدد، دکان‌ها، اصناف و فعالیت گروه‌های مختلف اقتصادی شهر یاد کرده و از حضور بازرگانان در حیات شهری بخارا سخن گفته است.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=28-31|ج=}}</ref> همچنین جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز مهم تجارت منطقه‌ای معرفی کرده‌اند. اصطخری از شهرهایی مانند بخارا، سمرقند و فرغانه به‌عنوان مراکز آباد بازرگانی یاد کرده و به تولیدات شهری و مسیرهای تجاری این نواحی اشاره کرده است. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref>ابن حوقل نیز از رونق تجارت، رفت‌وآمد بازرگانان و اهمیت اقتصادی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر سخن گفته است.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2:‎ <bdi>415-425</bdi></ref> از سده چهارم هجری، '''غلامان و فرماندهان ترک''' نیز در ساختار قدرت سامانی جایگاهی روزافزون یافتند. آنان از دستگاه نظامی به مقام‌هایی مانند حاجبی، سپهسالاری و حکومت ایالات راه پیدا کردند و در دوره متأخر برخی از این فرماندهان در تعیین یا برکناری امیران مداخله می‌کردند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>342-344</bdi></ref>
خاستگاه خاندان سامانی با '''طبقه دهقانان''' پیوند داشت. دهقانان در خراسان و ماوراءالنهر از مالکان و بزرگان محلی بودند و در اداره محلی، مالکیت زمین و انتقال برخی سنت‌های اداری و فرهنگی ایران پیش از اسلام نقش داشتند. منابع سامانیان را خود برخاسته از چنین محیطی معرفی می‌کنند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 136</ref> در مراحل استقرار سامانیان در بخارا، '''بزرگان شهری و عالمان دینی''' نیز در تحولات سیاسی حضور داشتند. نرشخی گزارش می‌کند که در جریان آشفتگی بخارا، گروهی از بزرگان و فقهای شهر برای برقراری نظم خواستار ورود اسماعیل بن احمد شدند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=94-96|ج=}}</ref> '''دبیران و کارگزاران دیوانی''' نیز از گروه‌های مهم در ساختار قدرت بودند. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی اعضای متعددی در دستگاه وزارت و دیوان داشتند و در اداره مالی، مکاتبات، سیاست ایالتی و روابط با فرماندهان نظامی فعالیت می‌کردند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>142-145</bdi></ref>در شهرهای قلمرو سامانی، '''بازرگانان، پیشه‌وران، صاحبان زمین و اصناف شهری''' از گروه‌های مهم اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آمدند. رونق بازارها، فعالیت کارگاه‌های تولیدی و گسترش مبادلات تجاری، به‌ویژه در شهرهایی چون بخارا و سمرقند، موجب اهمیت یافتن طبقات شهری مرتبط با تجارت و تولید شد. نرشخی در گزارش خود از بخارا، از بازارهای متعدد، دکان‌ها، اصناف و فعالیت گروه‌های مختلف اقتصادی شهر یاد کرده و از حضور بازرگانان در حیات شهری بخارا سخن گفته است.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=28-31|ج=}}</ref> همچنین جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز مهم تجارت منطقه‌ای معرفی کرده‌اند. اصطخری از شهرهایی مانند بخارا، سمرقند و فرغانه به‌عنوان مراکز آباد بازرگانی یاد کرده و به تولیدات شهری و مسیرهای تجاری این نواحی اشاره کرده است. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref>ابن حوقل نیز از رونق تجارت، رفت‌وآمد بازرگانان و اهمیت اقتصادی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر سخن گفته است.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2:‎ <bdi>415-425</bdi></ref> از سده چهارم هجری، '''غلامان و فرماندهان ترک''' نیز در ساختار قدرت سامانی جایگاهی روزافزون یافتند. آنان از دستگاه نظامی به مقام‌هایی مانند حاجبی، سپهسالاری و حکومت ایالات راه پیدا کردند و در دوره متأخر برخی از این فرماندهان در تعیین یا برکناری امیران مداخله می‌کردند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>342-344</bdi></ref>


== پیشینه تاریخی ==
== پیشینه تاریخی<ref group="دیدگاه">خیلی شلوغ و پراکنده شده است. مخاطب عمومی حوصله و کشش خواندن این متن را ندارد.  
سامانیان نام خود را از '''سامان‌خداه'''، نیای شناخته‌شده این خاندان، گرفته‌اند. درباره محل سامان در منابع اختلاف وجود دارد. نرشخی سامان‌خداه را با بلخ مرتبط دانسته و نوشته است که او پس از خروج از بلخ به مرو و نزد اسد بن عبدالله قسری رفت و با حمایت وی دوباره به بلخ بازگشت. به نوشته نرشخی، لقب سامان‌خداه از آبادی‌ای به نام «سامان» گرفته شده بود که وی آن را بنا کرده بود.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81|ج=}}</ref> در مقابل، منهاج سراج جوزجانی سامان را ناحیه‌ای از نواحی سغد سمرقند دانسته و سامان‌خداه را رئیس آن ناحیه معرفی کرده است.<ref>{{پک|جوزجانی|1363|ک=طبقات ناصری|ص=201|ج=1}}</ref> منابع تاریخی اسلامی نسب سامانیان را به '''بهرام چوبین''' می‌رسانند. نرشخی سامان‌خداه را از فرزندان بهرام چوبین معرفی کرده است. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>۸۱</bdi>.</ref> گردیزی نیز نسب‌نامه‌ای مفصل برای سامانیان آورده و سامان‌خداه و نیاکان او را در نهایت به بهرام چوبین و خاندان‌های پیشین ایرانی منسوب کرده است.<ref>{{پک|گردیزی|1363|ک=زین الاخبار|ص=319-322|ج=}}</ref> ابوریحان بیرونی نیز در نسب سامانیان، سامان‌خداه را از طریق چند واسطه به بهرام چوبین می‌رساند.<ref>{{پک|بیرونی|1363|ک=آثارالباقیه عن القرون الخالیه|ص=63|ج=}}</ref> به گزارش نرشخی، سامان‌خداه در دوره حکومت '''اسد بن عبدالله قسری''' در خراسان اسلام آورد و به سبب دوستی با او، نام پسر خود را '''اسد''' نهاد. اسد، جد اسماعیل سامانی، چهار پسر به نام‌های نوح، احمد، یحیی و الیاس داشت. <ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81، 104|ج=}}</ref>نرشخی در ادامه گزارش می‌کند که فرزندان اسد در جریان شورش رافع بن لیث با دستگاه خلافت همکاری کردند و پس از استقرار مأمون، حکومت برخی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر به آنان واگذار شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref> در میان فرزندان اسد، نوح در سمرقند، احمد در بخشی از ماوراءالنهر و دیگر برادران در نواحی شرقی خراسان و فرارود صاحب منصب شدند. با درگذشت برادران، قدرت خاندان بیشتر در دست '''احمد بن اسد''' و فرزندان او متمرکز شد. پس از احمد، پسرش نصر بن احمد در سمرقند و برادر او، اسماعیل بن احمد، در بخارا قدرت یافتند. در ادامه، با مرگ نصر در ۲۷۹ق، اسماعیل ریاست خاندان را در اختیار گرفت و حکومت سامانیان با مرکزیت بخارا وارد مرحله تازه‌ای شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-118|ج=}}</ref> قدرت خاندان سامان در آغاز در چارچوب نظام سیاسی خلافت عباسی و سپس حکومت طاهریان شکل گرفت. نوح، احمد، یحیی و الیاس، فرزندان اسد، در اوایل سده سوم هجری بر بخش‌هایی از شرق خلافت حکومت داشتند. پس از مرگ نوح و یحیی، احمد بن اسد به مهم‌ترین عضو خاندان تبدیل شد و همه امیران بعدی سامانی از نسل او بودند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>136-137</bdi></ref>پس از سقوط طاهریان در خراسان در سال ۲۵۹ق و گسترش قدرت صفاریان، خلافت عباسی به سامانیان در ماوراءالنهر توجه بیشتری نشان داد. در سال ۲۶۱ق، معتمد عباسی نصر بن احمد را به‌عنوان حاکم ماوراءالنهر به رسمیت شناخت. این اقدام در برابر گسترش قدرت صفاریان نیز صورت گرفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>137</bdi>.</ref> اسماعیل ابتدا به نمایندگی از نصر در بخارا حکومت کرد، اما قدرت او به‌تدریج افزایش یافت. اختلاف دو برادر سرانجام به نبرد سال ۲۷۵ق انجامید و نصر شکست خورد؛ با این حال، اسماعیل مقام رسمی او را تا زمان مرگش در سال ۲۷۹ق حفظ کرد. پس از آن، اسماعیل بدون منازعه جدی جانشین وی شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>137-138</bdi>.</ref><ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=94-101|ج=}}</ref>


== امیران سامانی ==
علاوه بر آن برخی از این مطالب را نمیتوان پیشینه تاریخی داشت؛ این مطالب برخی مربوط به تبار و خاندان است و برخی مربوط به شکلگیری حکومت و تأسیس امارت.</ref> ==
سامانیان نام خود را از '''سامان‌خداه'''،<ref group="دیدگاه">'''سامان‌خداه درست است یا سامان‌خدا؟'''</ref> نیای شناخته‌شده این خاندان، گرفته‌اند. درباره محل سامان در منابع اختلاف وجود دارد. نرشخی سامان‌خداه را با بلخ مرتبط دانسته و نوشته است که او پس از خروج از بلخ به مرو و نزد اسد بن عبدالله قسری رفت و با حمایت وی دوباره به بلخ بازگشت. به نوشته نرشخی، لقب سامان‌خداه از آبادی‌ای به نام «سامان» گرفته شده بود که وی آن را بنا کرده بود.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81|ج=}}</ref>  در مقابل، منهاج سراج جوزجانی سامان را ناحیه‌ای از نواحی سغد سمرقند دانسته و سامان‌خداه را رئیس آن ناحیه معرفی کرده است.<ref>{{پک|جوزجانی|1363|ک=طبقات ناصری|ص=201|ج=1}}</ref> منابع تاریخی اسلامی نسب سامانیان را به '''بهرام چوبین''' می‌رسانند. نرشخی سامان‌خداه را از فرزندان بهرام چوبین معرفی کرده است. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>۸۱</bdi>.</ref> گردیزی نیز نسب‌نامه‌ای مفصل برای سامانیان آورده و سامان‌خداه و نیاکان او را در نهایت به بهرام چوبین و خاندان‌های پیشین ایرانی منسوب کرده است.<ref>{{پک|گردیزی|1363|ک=زین الاخبار|ص=319-322|ج=}}</ref> ابوریحان بیرونی نیز در نسب سامانیان، سامان‌خداه را از طریق چند واسطه به بهرام چوبین می‌رساند.<ref>{{پک|بیرونی|1363|ک=آثارالباقیه عن القرون الخالیه|ص=63|ج=}}</ref> به گزارش نرشخی، سامان‌خداه در دوره حکومت '''اسد بن عبدالله قسری''' در خراسان اسلام آورد و به سبب دوستی با او، نام پسر خود را '''اسد''' نهاد. اسد، جد اسماعیل سامانی، چهار پسر به نام‌های نوح، احمد، یحیی و الیاس داشت. <ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81، 104|ج=}}</ref>نرشخی در ادامه گزارش می‌کند که فرزندان اسد در جریان شورش رافع بن لیث با دستگاه خلافت همکاری کردند و پس از استقرار مأمون، حکومت برخی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر به آنان واگذار شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref> در میان فرزندان اسد، نوح در سمرقند، احمد در بخشی از ماوراءالنهر و دیگر برادران در نواحی شرقی خراسان و فرارود صاحب منصب شدند. با درگذشت برادران، قدرت خاندان بیشتر در دست '''احمد بن اسد''' و فرزندان او متمرکز شد. پس از احمد، پسرش نصر بن احمد در سمرقند و برادر او، اسماعیل بن احمد، در بخارا قدرت یافتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-118|ج=}}</ref>  قدرت خاندان سامان در آغاز در چارچوب نظام سیاسی خلافت عباسی و سپس حکومت طاهریان شکل گرفت. نوح، احمد، یحیی و الیاس، فرزندان اسد، در اوایل سده سوم هجری بر بخش‌هایی از شرق خلافت حکومت داشتند. پس از مرگ نوح و یحیی، احمد بن اسد به مهم‌ترین عضو خاندان تبدیل شد و همه امیران بعدی سامانی از نسل او بودند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>136-137</bdi></ref> پس از سقوط طاهریان در خراسان در سال ۲۵۹ق و گسترش قدرت صفاریان، خلافت عباسی به سامانیان در ماوراءالنهر توجه بیشتری نشان داد. در سال ۲۶۱ق، معتمد عباسی نصر بن احمد را به‌عنوان حاکم ماوراءالنهر به رسمیت شناخت. این اقدام در برابر گسترش قدرت صفاریان نیز صورت گرفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>137</bdi>.</ref>


=== نصر بن احمد بن اسد؛ حدود ۲۵۰ق–۲۷۹ق ===
== امیران سامانی<ref group="دیدگاه">روایت تاریخ سیاسی بیش از حد پرجزئیات است
نصر پس از مرگ پدرش احمد بن اسد در سمرقند قدرت یافت و به‌تدریج موقعیت برتر را در میان اعضای خاندان سامانی به دست آورد. خلیفه معتمد در سال ۲۶۱ق فرمان رسمی حکومت ماوراءالنهر را برای او صادر کرد (فرای، «سامانیان»، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۶–۱۳۷).


در سال ۲۶۰ق، نصر برادرش اسماعیل را برای اداره بخارا فرستاد. اسماعیل در بخارا قدرت یافت و اختلاف درباره درآمدها و حدود اختیارات دو برادر به برخورد نظامی انجامید. در سال ۲۷۵ق نصر شکست خورد و به دست اسماعیل اسیر شد؛ اما اسماعیل او را دوباره به سمرقند فرستاد و عنوان رسمی وی را حفظ کرد. نصر در سال ۲۷۹ق درگذشت (نرشخی، ''تاریخ بخارا''، ۱۳۶۳، صص. ۹۴–۱۰۱؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۷–۱۳۸). (Iranica Online)
به نظر می‌رسد بخش مربوط به فرمانروایان و دوره‌های حکومت آنان، به‌ویژه در شرح رویدادهای هر امیر، حجم زیادی از مقاله را گرفته است. در مقابل، موضوعاتی مانند ساختار دولت، جامعه، فرهنگ و جایگاه تاریخی سامانیان فشرده‌ترند. برای یک مقاله اصلی درباره «سامانیان»، شرح زندگی و اقدامات هر امیر نباید جایگاه بخش‌های تحلیلی‌تر را بگیرد؛ جزئیات مربوط به هر فرمانروا بهتر است به مقاله‌های مستقل منتقل یا خلاصه شوند.


== اسماعیل بن احمد؛ ۲۷۹ق–۲۹۵ق ==
کل این بخش در همان جدول پایانی منعکس شده است. نهایتا در یک بند کلیت امیران سامانی را گزارش کنید و بعد همان جدول را مستند کنید به منابعش.
اسماعیل از سال ۲۶۰ق اداره بخارا را در اختیار داشت و پس از مرگ نصر در سال ۲۷۹ق فرمانروای اصلی سامانیان شد. در دوره او بخارا موقعیت خود را به‌عنوان مرکز سیاسی حکومت تثبیت کرد (باسورث، «اسماعیل بن احمد»، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۷–۱۳۹). (Iranica Online)


اسماعیل در سال ۲۸۰ق به '''طراز''' لشکر کشید و اقتدار سامانی را در بخشی از مرزهای شمال‌شرق ماوراءالنهر گسترش داد. این لشکرکشی بخشی از سیاست نظامی سامانیان در برابر نیروهای ترک آن سوی مرزها بود (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۳۸؛ باسورث، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷).
نکته مهم: در همان جدول، میتوانید بخش اقدامات را خیلی کم، بسط بدهید و هر فرد را در دو خط گزارش کنید.</ref> ==


مهم‌ترین رویداد نظامی حکومت او جنگ با '''عمرو بن لیث صفاری''' بود. در سال ۲۸۷ق عمرو در نزدیکی بلخ شکست خورد و به اسارت درآمد. پس از این واقعه، خراسان در حوزه سامانی قرار گرفت و خلافت نیز حکومت اسماعیل را بر آن به رسمیت شناخت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۸–۱۴۰؛ باسورث، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷). (Iranica Online)
=== نصر بن احمد بن اسد سامانی (۲۵۰ـ۲۷۹ق) ===
نصر بن احمد بن اسد، فرزند ارشد احمد بن اسد سامانی بود که پس از مرگ پدر در سال ۲۵۰ق، اداره سمرقند و بخش‌هایی از ماوراءالنهر را در دست گرفت. در سال ۲۶۱ق، خلیفه عباسی '''المعتمد''' فرمان حکومت ماوراءالنهر را برای نصر صادر کرد و از این زمان، امارت سامانیان با تأیید رسمی خلافت عباسی شکل سیاسی مشخص‌تری یافت.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref> مرکز حکومت نصر بن احمد '''سمرقند''' بود. او پس از دریافت فرمان خلافت، اداره نواحی مختلف ماوراءالنهر را سامان داد و برادر خود '''اسماعیل بن احمد''' را به حکومت بخارا منصوب کرد. در این دوره، هنوز حکومت سامانیان به صورت یک دولت متمرکز مستقل نبود، بلکه در چارچوب نظام خلافت عباسی و پس از دوره طاهریان فعالیت می‌کرد؛ با این حال، اداره عملی ماوراءالنهر در اختیار خاندان سامانی قرار داشت.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-106|ج=}}</ref> از مهم‌ترین مسائل سیاسی دوره نصر، '''رقابت‌های درون خاندان سامانی و تلاش برای تثبیت قدرت در ماوراءالنهر''' بود. عموی او اسحاق بن احمد بن اسد و برخی دیگر از خاندان سامانی، در مقاطعی با حکومت نصر مخالفت کردند. همچنین برخی فرماندهان و خاندان‌های محلی در ماوراءالنهر تلاش داشتند نفوذ خود را حفظ کنند. نصر توانست با مقابله با این مخالفت‌ها، موقعیت خود را در سمرقند تثبیت کند. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>319-322</bdi></ref> در روابط خارجی، حکومت نصر بن احمد در دوره‌ای قرار داشت که '''قدرت طاهریان در خراسان رو به افول بود و صفاریان در حال گسترش نفوذ خود بودند'''. پس از سقوط طاهریان به دست یعقوب لیث صفاری، خلافت عباسی برای حفظ نفوذ خود در شرق جهان اسلام، حکومت ماوراءالنهر را به نصر واگذار کرد. این اقدام، موقعیت خاندان سامانی را در برابر صفاریان تقویت کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>319-322</bdi></ref> از نظر اداری، دوره نصر مرحله شکل‌گیری نخستین ساختار حکومتی سامانیان بود. اداره شهرهای مهم ماوراءالنهر، استفاده از کارگزاران محلی و ارتباط با دستگاه خلافت، پایه‌های حکومت بعدی سامانیان را فراهم کرد. هرچند منابع درباره اقدامات اقتصادی و فرهنگی مشخص دوره او گزارش‌های گسترده‌ای ارائه نمی‌کنند، اما تثبیت امنیت سیاسی در ماوراءالنهر زمینه رشد شهری و اقتصادی دوره‌های بعدی سامانی را فراهم کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref> نصر بن احمد در سال ۲۷۹ق درگذشت و پس از او برادرش '''اسماعیل بن احمد''' حکومت را در دست گرفت. اسماعیل با انتقال مرکز قدرت به بخارا و گسترش قلمرو سامانیان، مرحله جدیدی از تاریخ این خاندان را آغاز کرد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=118-121|ج=}}</ref>


اسماعیل رابطه رسمی با خلافت عباسی را حفظ کرد؛ نام خلیفه در خطبه و سکه باقی ماند، اما دستگاه سامانی اداره مالی، اداری و نظامی قلمرو خود را به‌طور مستقیم انجام می‌داد. فرای تصریح می‌کند که برای پرداخت منظم خراج سالانه سامانیان به بغداد شواهد روشنی وجود ندارد، هرچند هدایا به دربار خلافت فرستاده می‌شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰؛ رحمتی، «مناسبات سیاسی سامانیان با خلافت عباسی»، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸). (SID.ir)
=== اسماعیل بن احمد؛ ۲۷۹ق–۲۹۵ق ===
اسماعیل بن احمد سامانی (ابوإبراهیم اسماعیل بن احمد بن اسد) از مهم‌ترین امیران خاندان سامانی و بنیان‌گذار مرحله قدرت‌یابی گسترده این حکومت در خراسان و ماوراءالنهر بود. پیش از رسیدن به حکومت مستقل، اسماعیل از سوی برادرش نصر بن احمد به حکومت بخارا منصوب شده بود. روابط میان دو برادر در ابتدا تابع ساختار خانوادگی حکومت سامانی بود، اما اختلاف آنان بر سر نحوه اداره قلمرو سرانجام به درگیری انجامید. اسماعیل پس از پیروزی بر نصر، او را به سمرقند بازگرداند و پس از مرگ نصر در سال ۲۷۹ق، حکومت سراسر ماوراءالنهر را در اختیار گرفت.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=115-118|ج=}}</ref>


اسماعیل در صفر سال ۲۹۵ق درگذشت و احمد بن اسماعیل جانشین او شد (باسورث، ۱۹۹۸، صص. ۶۳۶–۶۳۷).
==== اقدامات سیاسی و تثبیت حکومت ====
مهم‌ترین اقدام سیاسی اسماعیل، ایجاد تمرکز قدرت در ماوراءالنهر و تبدیل حکومت سامانی از یک امارت خانوادگی به یک حکومت منطقه‌ای بود. او با ایجاد مرکز سیاسی در بخارا و سامان دادن به روابط میان خاندان سامانی، دیوانیان و فرماندهان نظامی، پایه‌های حکومت مرکزی را تقویت کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>137-138</bdi>.</ref>


== احمد بن اسماعیل؛ ۲۹۵ق–۳۰۱ق ==
رابطه اسماعیل با خلافت عباسی بر اساس پذیرش رسمی جایگاه خلیفه و حفظ استقلال عملی حکومت سامانی شکل گرفت. پس از گسترش قدرت او، خلافت عباسی حکومت وی را در خراسان و ماوراءالنهر به رسمیت شناخت و اسماعیل در چارچوب نظام خلافت به عنوان امیر شرق جهان اسلام شناخته شد. <ref>{{پک|Bosworth|1998|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|کد=en|ص=636-637}}</ref>
احمد پیش از امارت مدتی در گرگان حکومت داشت. پس از مرگ اسماعیل، کنترل خراسان و ماوراءالنهر را به دست گرفت و در آغاز با برخی مدعیان داخلی، از جمله اسحاق بن احمد، روبه‌رو شد (گردیزی، ''زین‌الاخبار''، ۱۳۴۷، صص. ۱۴۷–۱۴۸؛ باسورث، «ابو نصر احمد»، ۱۹۸۳، صص. ۳۴۹–۳۵۰).


یکی از اقدامات مهم او مداخله در '''سیستان''' بود. در سال ۲۹۸ق مقتدر عباسی حکومت سیستان را به احمد واگذار کرد و سپاه سامانی به آن منطقه فرستاده شد. نیروهای سامانی در زرنج مستقر شدند، اما حکومت آنان در سیستان پایدار نماند و با شورش و مقاومت محلی روبه‌رو شد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۴۸–۱۵۰؛ باسورث، ۱۹۸۳، صص. ۳۴۹–۳۵۰).
==== جنگ با صفاریان و گسترش قلمرو ====
مهم‌ترین رویداد نظامی دوره اسماعیل، نبرد با '''عمرو بن لیث صفاری''' بود. پس از گسترش قدرت صفاریان در خراسان، عمرو لیث برای تصرف ماوراءالنهر وارد درگیری با سامانیان شد. این نبرد در سال ۲۸۷ق در نزدیکی بلخ رخ داد و با شکست سپاه صفاری و اسارت عمرو بن لیث پایان یافت. پس از این پیروزی، خراسان به قلمرو سامانیان افزوده شد و موقعیت سیاسی اسماعیل در شرق جهان اسلام تثبیت شد.<ref>{{پک|Bosworth|1998|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|کد=en|ص=636-637}}</ref>پس از شکست صفاریان، قلمرو سامانیان شامل بخش‌های مهمی از ماوراءالنهر و خراسان شد. این گسترش، جایگاه بخارا را به عنوان مرکز سیاسی و اقتصادی شرق ایران تقویت کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>139-140</bdi></ref>


احمد همچنین درگیر رقابت‌های سیاسی و نظامی نواحی طبرستان و گرگان بود. در سال ۳۰۱ق گروهی از غلامان دربار او را کشتند. نرشخی از گزارشی درباره تمایل احمد به کاربرد عربی در دیوان‌ها یاد می‌کند، اما این مسئله را نمی‌توان به‌عنوان تغییر دائمی نظام زبانی دستگاه اداری تلقی کرد (نرشخی، ''تاریخ بخارا''، ۱۳۶۳، صص. ۱۱۰–۱۱۱؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۱). (Iranica Online)
==== سیاست اداری و اقتصادی ====
در دوره اسماعیل، ساختار اداری سامانیان بر پایه سنت‌های دیوانی خراسان توسعه یافت. بخارا به مرکز استقرار دیوان‌ها و کارگزاران حکومتی تبدیل شد و نظام اداره شهر و قلمرو بر همکاری میان امیر، وزیران و دیوانیان استوار بود.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref>


== نصر بن احمد دوم؛ ۳۰۱ق–۳۳۱ق ==
از نظر اقتصادی، امنیت راه‌ها و ثبات سیاسی ایجادشده در دوره اسماعیل زمینه رشد تجارت و رونق شهرهای ماوراءالنهر را فراهم کرد. جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، بخارا و سمرقند را از مراکز مهم شهری و تجاری منطقه معرفی کرده‌اند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref>
نصر دوم در یازدهم جمادی‌الثانی سال ۳۰۱ق و در حدود هشت‌سالگی به حکومت رسید. در آغاز، وزیر او '''محمد بن احمد جیهانی''' و سپهسالار حمویه بن علی نقش اصلی را در اداره حکومت داشتند. خردسالی امیر موجب شورش چند تن از اعضای خاندان شد؛ اسحاق بن اسماعیل در سمرقند و منصور بن اسحاق در خراسان از جمله این مدعیان بودند (نرشخی، ۱۳۶۳، صص. ۱۱۱–۱۱۲؛ گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۰–۱۵۱). (Iranica Online)


تا سال ۳۰۵ق بخش عمده این شورش‌ها مهار شد. در حدود سال ۳۱۰ق نیز ابوالفضل بلعمی به وزارت رسید و دستگاه سیاسی از ثبات بیشتری برخوردار شد. در حدود سال ۳۱۸ق برادران نصر برای مدتی بخارا را تصرف کردند، اما بلعمی با ایجاد اختلاف میان مخالفان و استفاده از نیروهای وفادار، حکومت نصر را بازگرداند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۰–۱۵۳؛ نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۲). (Iranica Online)
==== سیاست فرهنگی و جایگاه اسماعیل ====
اگرچه دوره اسماعیل کوتاه‌تر از دوره برخی جانشینان او بود، اما اقدامات سیاسی و اداری او زمینه شکل‌گیری فضای فرهنگی دوره‌های بعد سامانی را فراهم کرد. تثبیت بخارا به عنوان مرکز حکومت، امنیت قلمرو و شکل‌گیری دستگاه دیوانی، شرایطی را ایجاد کرد که در دوره امیرانی مانند نصر بن احمد دوم، به رشد گسترده ادب فارسی و فعالیت علمی انجامید.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>145-148</bdi></ref> اسماعیل بن احمد در سال ۲۹۵ق در بخارا درگذشت. <ref>{{پک|Bosworth|1998|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|کد=en|ص=636-637}}</ref>پس از او، پسرش '''احمد بن اسماعیل''' به حکومت رسید و خلافت عباسی نیز جانشینی او را تأیید کرد.<ref>{{پک|ابن اثیر|1997|ک=الکامل فی التاریخ|ص=451|ج=6|زبان=}}</ref>


در سیاست غربی، سامانیان در دوره نصر برای حفظ ری و اعمال نفوذ در گرگان و طبرستان تلاش کردند. ابوعلی چغانی در سال ۳۲۹ق سپاه ماکان بن کاکی و وشمگیر را شکست داد و ماکان کشته شد. سامانیان در این مرحله برای مدتی بر ری و بخش‌هایی از نواحی جنوبی دریای خزر نفوذ بیشتری پیدا کردند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۳؛ باسورث، «نصر بن احمد»، ۲۰۰۲). (Iranica Online)
=== احمد بن اسماعیل سامانی (۲۹۵ـ۳۰۱ق) ===
احمد بن اسماعیل سامانی (ابوالعباس احمد بن اسماعیل) پس از مرگ پدرش، '''اسماعیل بن احمد سامانی'''، در سال ۲۹۵ق به حکومت رسید. او چهارمین امیر سامانی بود و حکومتش تنها شش سال ادامه یافت. پس از درگذشت اسماعیل در بخارا، خلیفه عباسی '''المکتفی بالله''' فرمان حکومت احمد را صادر کرد و بدین ترتیب جانشینی او از سوی خلافت به رسمیت شناخته شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 6:‎ <bdi>451</bdi>.</ref> احمد بن اسماعیل در آغاز حکومت، سیاست پدر را در حفظ قلمرو سامانی و اداره ماوراءالنهر ادامه داد. مهم‌ترین ویژگی دوره او، تلاش برای حفظ ساختار سیاسی ایجادشده در دوره اسماعیل بود. او حکومت خود را بر پایه همکاری با دیوانیان و فرماندهان نظامی ادامه داد و رابطه رسمی با خلافت عباسی را حفظ کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 140-141</ref>


دربار نصر از مهم‌ترین مراکز فعالیت ادبی دوره بود. '''رودکی''' با نصر و وزیر بلعمی ارتباط داشت و در دربار بخارا فعالیت می‌کرد. '''جیهانی''' نیز افزون بر وزارت، در گردآوری اطلاعات جغرافیایی درباره راه‌ها و اقوام و سرزمین‌ها فعالیت داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۳). (Iranica Online)
یکی از مسائل مهم سیاسی دوره احمد، '''کنترل خاندان سامانی و جلوگیری از رقابت‌های داخلی''' بود. پس از آغاز حکومت او، اسحاق بن احمد، عموی احمد و از افراد بانفوذ خاندان سامانی، در سمرقند حضور داشت و موقعیت مستقلی پیدا کرده بود. احمد برای جلوگیری از شکل‌گیری یک قدرت رقیب در داخل خاندان، اسحاق را به بخارا فراخواند و او را تحت نظر گرفت. این اقدام نشان‌دهنده اهمیت مسئله هماهنگی درون خاندان سامانی در این دوره بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 6:‎ <bdi>451</bdi>.</ref>در حوزه روابط خارجی، حکومت احمد بن اسماعیل همچنان با تهدیدهای مرزی و تحولات سیاسی شرق ایران روبه‌رو بود. پس از گسترش قدرت سامانیان در دوره اسماعیل، احمد تلاش کرد کنترل خراسان و ماوراءالنهر را حفظ کند. منابع تاریخی این دوره را ادامه مرحله تثبیت قدرت سامانیان پس از شکست صفاریان می‌دانند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>325-326</bdi></ref>از نظر اداری و اقتصادی، دوره احمد ادامه روندی بود که در زمان پدرش آغاز شده بود. بخارا همچنان مرکز سیاسی حکومت بود و دستگاه دیوانی سامانی برای اداره قلمرو وسیع خود فعالیت می‌کرد. رونق شهرهای ماوراءالنهر و خراسان، امنیت راه‌های تجاری و فعالیت اقتصادی شهرهایی مانند بخارا و سمرقند از ویژگی‌های کلی ساختار حکومتی سامانیان در این دوره بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref>حکومت احمد بن اسماعیل در سال ۳۰۱ق با کشته شدن او پایان یافت. او در مسیر حرکت به سوی خراسان، به دست گروهی از غلامان و نزدیکان نظامی خود کشته شد. پس از او، پسر خردسالش '''نصر بن احمد سامانی''' به حکومت رسید و اداره امور در ابتدا به دست رجال دیوانی و فرماندهان سامانی انجام شد. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 6:‎ <bdi>501-502</bdi></ref>
=== نصر بن احمد سامانی (دوم) (۳۰۱ـ۳۳۱ق) ===
نصر بن احمد بن اسماعیل سامانی یکی از مهم‌ترین امیران سامانی و طولانی‌ترین دوره‌های حکومت این خاندان را دارا بود. او پس از کشته‌شدن پدرش احمد بن اسماعیل در سال ۳۰۱ق، در حالی که کودکی بیش نبود، به امارت رسید. به دلیل خردسالی او، اداره امور حکومت در سال‌های نخست به وسیله وزیران و کارگزاران دیوانی انجام می‌شد و به تدریج نصر توانست کنترل مستقیم حکومت را در دست گیرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>325-327</bdi></ref> دوره نصر بن احمد با تثبیت جایگاه سامانیان در خراسان و ماوراءالنهر همراه بود. او همچنان رابطه رسمی خود را با خلافت عباسی حفظ کرد و مشروعیت حکومت سامانیان در چارچوب خلافت عباسی ادامه یافت. خلافت عباسی نیز حکومت او را بر خراسان و ماوراءالنهر به رسمیت می‌شناخت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>141-143</bdi></ref> در آغاز حکومت نصر، مشکلات داخلی و شورش‌هایی در بخش‌هایی از قلمرو سامانی رخ داد. یکی از مهم‌ترین مسائل، رقابت‌های درون خاندان سامانی و تلاش برخی مدعیان برای دستیابی به قدرت بود. نصر با کمک وزیران و فرماندهان توانست این مخالفت‌ها را کنترل کند و موقعیت حکومت مرکزی را حفظ نماید.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>326-328</bdi></ref> در دوره نصر بن احمد، قلمرو سامانیان گسترش یافت و حکومت آنان بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر و خراسان را در اختیار داشت. نفوذ سامانیان در این دوره به مناطقی چون گرگان، ری و طبرستان نیز رسید، هرچند کنترل این نواحی در همه دوره‌ها یکسان نبود. <ref>{{پک|Bosworth|1995|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=Sāmānids|کد=en|ص=1026-1027}}</ref>روابط سامانیان با همسایگان شرقی نیز اهمیت داشت. حکومت نصر با گروه‌های ترک‌نشین ماوراءالنهر و نواحی مرزی درگیر بود و سیاست نظامی او بر حفظ مرزهای شرقی و کنترل مسیرهای مهم فرارود استوار بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>143-145</bdi></ref>


در سال‌های پایانی دوره نصر، دعوت '''اسماعیلی''' در دربار و خراسان فعالیت پیدا کرد. درباره میزان گرایش شخص نصر به اسماعیلیان، گزارش منابع یکسان نیست؛ بنابراین حضور و نفوذ داعیان را می‌توان گزارش کرد، اما تغییر رسمی مذهب امیر را نمی‌توان بدون قید و احتیاط قطعی دانست (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۲).
یکی از ویژگی‌های برجسته دوره نصر بن احمد، توسعه دستگاه دیوانی سامانیان بود. در این دوره وزیرانی مانند '''ابوعبدالله جیهانی''' و '''ابوالفضل بلعمی''' در اداره امور حکومت نقش داشتند. سازمان اداری سامانیان بر پایه سنت‌های دیوانی خراسان شکل گرفته بود و دیوان‌ها مسئولیت‌هایی مانند امور مالی، مکاتبات، نظارت و اداره املاک را بر عهده داشتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref> در این زمان، بخارا و سمرقند از مراکز مهم اقتصادی ماوراءالنهر بودند. امنیت نسبی قلمرو، فعالیت بازارها و توسعه راه‌های تجاری موجب رونق اقتصادی شهرهای این منطقه شد. جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، بخارا، سمرقند و دیگر شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز آباد و پررونق شرق جهان اسلام معرفی کرده‌اند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2:‎ <bdi>415-425</bdi>.</ref>


== نوح بن نصر؛ ۳۳۱ق–۳۴۳ق ==
دوره حکومت نصر بن احمد از مهم‌ترین ادوار فرهنگی سامانیان بود. بخارا در این زمان یکی از مراکز مهم ادبی و علمی به شمار می‌رفت و شاعران فارسی‌زبان در محیط دربار حضور داشتند. رودکی، شاعر برجسته فارسی، در دربار نصر بن احمد جایگاه ویژه‌ای داشت و نظامی عروضی داستان ارتباط او با امیر سامانی و سرودن قصیده «بوی جوی مولیان» را گزارش کرده است.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنظامی عروضی سمرقندی1375|نظامی عروضی سمرقندی، ''چهارمقاله'']]، <bdi>۵۳-۵۴</bdi>.</ref> در سال‌های پایانی دوره نصر، دعوت '''اسماعیلی''' در دربار و خراسان فعالیت پیدا کرد. درباره میزان گرایش شخص نصر به اسماعیلیان، گزارش منابع یکسان نیست؛ بنابراین حضور و نفوذ داعیان را می‌توان گزارش کرد، اما تغییر رسمی مذهب امیر را نمی‌توان بدون قید و احتیاط قطعی دانست.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>141-142</bdi></ref>  نصر در سال ۳۳۱ق پس از سی سال حکومت درگذشت و پسرش نوح بن نصر جانشین او شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>331</bdi></ref>
نوح در سال ۳۳۱ق جانشین نصر شد. در آغاز حکومت او برخورد با شبکه اسماعیلیان شدت یافت و موقعیت علمای سنی در محیط دربار تقویت شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲، ۱۵۱).


مهم‌ترین بحران سیاسی دوره او با '''ابوعلی چغانی''' ارتباط داشت. هنگامی که نوح کوشید ابوعلی را از حکومت خراسان برکنار کند، وی شورش کرد و در سال ۳۳۵ق وارد بخارا شد. ابراهیم بن احمد برای مدتی به‌عنوان امیر معرفی شد، اما نوح دوباره پایتخت را در اختیار گرفت. در سال ۳۳۷ق میان نوح و ابوعلی صلح برقرار شد (گردیزی، ''زین‌الاخبار''، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۴–۱۵۸؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۱).
=== نوح بن نصر؛ ۳۳۱ق–۳۴۳ق ===
نوح بن نصر بن احمد سامانی پس از مرگ پدرش نصر بن احمد در سال ۳۳۱ق به حکومت رسید. دوره حکومت او با ادامه ساختار سیاسی دوره پیشین آغاز شد، اما به تدریج با شورش‌های داخلی، رقابت میان فرماندهان نظامی و مشکلات مالی حکومت همراه شد. او در آغاز حکومت از حمایت رجال دیوانی و وزیران سامانی برخوردار بود و تلاش کرد اقتدار حکومت مرکزی را حفظ کند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>331-332</bdi></ref> در دوره نوح بن نصر، روابط سامانیان با خلافت عباسی همچنان برقرار بود و حکومت او در چارچوب مشروعیت خلافت عباسی فعالیت می‌کرد. با این حال، مسائل داخلی و رقابت میان نیروهای نظامی و دیوانی، توان حکومت مرکزی را کاهش داد. در این دوره، برخی فرماندهان نظامی مانند ابوعلی چغانی در تحولات سیاسی خراسان نقش بیشتری یافتند.<ref name=":0" /><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 148-149</ref> از مهم‌ترین مسائل دوره نوح، درگیری با شورش‌های داخلی در خراسان و ماوراءالنهر بود. حکومت او برای حفظ کنترل مناطق مختلف ناچار به اعزام سپاه و استفاده از قدرت فرماندهان محلی شد. افزایش نقش این فرماندهان در امور سیاسی، از ویژگی‌های مهم این دوره بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>1027-1028</bdi>.</ref> نوح بن نصر در سال ۳۴۳ق درگذشت و پس از او پسرش عبدالملک بن نوح به حکومت رسید.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 8:‎ <bdi>50-51</bdi></ref> نوح در سال ۳۳۱ق جانشین نصر شد. در آغاز حکومت او برخورد با شبکه اسماعیلیان شدت یافت و موقعیت علمای سنی در محیط دربار تقویت شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>142،151</bdi></ref>


در همین دوره مشکلات مالی حکومت نیز آشکارتر شد. منابع از تأخیر در پرداخت مواجب سپاهیان و افزایش فشار مالیاتی برای تأمین هزینه‌های نظامی سخن گفته‌اند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۶–۱۵۸؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۱). (Iranica Online)
مهم‌ترین بحران سیاسی دوره او با ابوعلی چغانی ارتباط داشت. هنگامی که نوح کوشید ابوعلی را از حکومت خراسان برکنار کند، وی شورش کرد و در سال ۳۳۵ق وارد بخارا شد. ابراهیم بن احمد برای مدتی به‌عنوان امیر معرفی شد، اما نوح دوباره پایتخت را در اختیار گرفت. در سال ۳۳۷ق میان نوح و ابوعلی صلح برقرار شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>151</bdi></ref> در همین دوره مشکلات مالی حکومت نیز آشکارتر شد. منابع از تأخیر در پرداخت مواجب سپاهیان و افزایش فشار مالیاتی برای تأمین هزینه‌های نظامی سخن گفته‌اند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 151</ref> <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>331-333</bdi></ref>


== عبدالملک بن نوح؛ ۳۴۳ق–۳۵۰ق ==
=== عبدالملک بن نوح سامانی (۳۴۳ـ۳۵۰ق) ===
عبدالملک در ربیع‌الثانی سال ۳۴۳ق و در حدود ده‌سالگی به حکومت رسید. در دوره او فرماندهان نظامی، از جمله چغانیان، سیمجوریان و غلامان ترک، نفوذ بیشتری در ساختار حکومت پیدا کردند (گردیزی، ''زین‌الاخبار''، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۹–۱۶۱؛ باسورث، «عبدالملک بن نوح»، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)
عبدالملک بن نوح پس از مرگ پدرش در سال ۳۴۳ق به حکومت رسید. دوره او ادامه روند افزایش نفوذ فرماندهان نظامی در ساختار حکومت سامانی بود. در این دوره، حاجبان و سپهسالاران نقش مهمی در تصمیم‌های سیاسی داشتند و امیر برای اداره امور به حمایت آنان نیازمند بود. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>333-334</bdi></ref>یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های نظامی دوره عبدالملک، ابوعلی چغانی سپهسالار مشهور سامانی بود که در خراسان نفوذ فراوان داشت. رقابت میان سپهسالاران و دربار سامانی، یکی از عوامل تضعیف اقتدار مرکزی در این دوره به شمار می‌رفت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>150-151</bdi></ref>


مشکلات مالی دوره قبل ادامه یافت؛ مالیات افزایش یافت، ولی سپاه همچنان گاه مواجب خود را با تأخیر دریافت می‌کرد. این وضعیت قدرت چانه‌زنی فرماندهان نظامی را در برابر حکومت مرکزی افزایش می‌داد (باسورث، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۲). (Iranica Online)
از نظر فرهنگی، دوره عبدالملک همچنان ادامه سنت حمایت سامانیان از ادیبان و دانشمندان بود. محیط فرهنگی بخارا و فعالیت دیوانیان ایرانی در این دوره ادامه یافت، هرچند مسائل سیاسی و نظامی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎150-151</ref>عبدالملک در سال ۳۴۹ق آلپ‌تگین را به حکومت خراسان منصوب کرد. خود عبدالملک در شوال سال ۳۵۰ق، در هفده‌سالگی، بر اثر سقوط از اسب هنگام چوگان درگذشت. مرگ او بحران جانشینی و رقابت تازه‌ای میان فرماندهان ایجاد کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 8:‎ <bdi>237-238</bdi></ref>


عبدالملک در سال ۳۴۹ق آلپ‌تگین را به حکومت خراسان منصوب کرد. خود عبدالملک در شوال سال ۳۵۰ق، در هفده‌سالگی، بر اثر سقوط از اسب هنگام چوگان درگذشت. مرگ او بحران جانشینی و رقابت تازه‌ای میان فرماندهان ایجاد کرد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۵۹–۱۶۱؛ باسورث، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)
=== منصور بن نوح سامانی (۳۵۰ـ۳۶۵ق) ===
منصور بن نوح در سال ۳۵۰ق به حکومت رسید. دوره او با تلاش برای بازگرداندن اقتدار حکومت مرکزی و مقابله با نفوذ روزافزون فرماندهان نظامی همراه بود. او در آغاز حکومت خود با مشکلات سیاسی و رقابت‌های درون دستگاه سامانی روبه‌رو شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>335-336</bdi></ref>در دوره منصور،ابومنصور محمد بن عبدالرزاق  و سپس دیگر فرماندهان نظامی در امور خراسان نقش داشتند. همچنین در این دوره نفوذ غلامان ترک در دستگاه نظامی افزایش یافت و ساختار قدرت سامانی بیش از گذشته به فرماندهان نظامی وابسته شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>1028-1029</bdi>.</ref>از مهم‌ترین اقدامات فرهنگی دوره منصور، حمایت از ترجمه و تألیف آثار فارسی بود. در این دوره، به فرمان منصور بن نوح، ترجمه فارسی تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی انجام شد که از مهم‌ترین آثار نثر فارسی آغاز دوره اسلامی به شمار می‌رود.<ref>{{پک|بلعمی|1353|ک=تاریخ بلعمی|ص=1-10|ج=مقدمه}}</ref> منصور در سال ۳۶۵ق درگذشت و پسرش نوح بن منصور به حکومت رسید.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>335-337</bdi></ref>


== منصور بن نوح؛ ۳۵۰ق–۳۶۵ق ==
=== نوح بن منصور سامانی (۳۶۵ـ۳۸۷ق) ===
پس از مرگ عبدالملک، آلپ‌تگین می‌کوشید پسر خردسال او را به امارت برساند، اما گروهی دیگر از فرماندهان از منصور بن نوح حمایت کردند و او در نوزدهم شوال سال ۳۵۰ق در بخارا به امارت رسید (نرشخی، ''تاریخ بخارا''، ۱۳۶۳، صص. ۱۱۵–۱۱۶؛ گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۱). (Iranica Online)
نوح بن منصور آخرین امیر قدرتمند سامانی بود که توانست برای مدتی حکومت را حفظ کند. او در آغاز حکومت با مشکلات داخلی و افزایش نفوذ فرماندهان نظامی مواجه شد. در این دوره، شخصیت‌هایی مانند '''سبکتکین''' در خراسان قدرت یافتند و زمینه شکل‌گیری حکومت غزنویان فراهم شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>154-156</bdi></ref> در دوره نوح، روابط سامانیان با خلافت عباسی همچنان ادامه داشت، اما حکومت مرکزی توان گذشته را نداشت. حملات قراخانیان به ماوراءالنهر و رقابت با غزنویان، قلمرو سامانیان را محدود کرد. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>1029-1030</bdi></ref>با وجود ضعف سیاسی، فعالیت فرهنگی در بخارا ادامه یافت. در همین دوره، کتابخانه‌ها و محافل علمی بخارا همچنان فعال بودند و دانشمندانی مانند ابوعلی سینا با محیط علمی سامانی ارتباط داشتند.<ref>{{پک|ابن سینا|1369|ک=سرگذشت ابن سینا|زبان=|ج=|ص=34-35}}</ref> نوح بن منصور در سال ۳۸۷ق درگذشت و پس از او پسرش منصور بن نوح دوم به حکومت رسید. پس از حکومت کوتاه او، عبدالملک بن نوح دوم آخرین امیر سامانی در بخارا شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:‎ 45-47</ref>


آلپ‌تگین پس از شکست در منازعه جانشینی از مراکز اصلی قدرت خارج شد، سپاه سامانی را در مسیر خود شکست داد و در سال ۳۵۱ق غزنه را تصرف کرد. حاکمان ترک غزنه در آغاز برتری اسمی سامانیان را به رسمیت می‌شناختند، اما همین پایگاه بعدها به مرکز حکومت غزنوی تبدیل شد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۱–۱۶۲؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۲–۱۵۳). (Iranica Online)
=== منصور بن نوح دوم سامانی (۳۸۷ـ۳۸۹ق) ===
منصور بن نوح دوم، فرزند نوح بن منصور سامانی، پس از مرگ پدرش در سال ۳۸۷ق به حکومت رسید. دوره کوتاه حکومت او در شرایطی آغاز شد که قدرت سیاسی سامانیان کاهش یافته بود و حکومت مرکزی با مشکلات داخلی و فشار قدرت‌های رقیب، به‌ویژه قراخانیان در ماوراءالنهر و غزنویان در خراسان، روبه‌رو بود. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:‎ 45-47</ref>در آغاز حکومت منصور، اختلاف میان امیر و فرماندهان نظامی ادامه یافت. او برای اداره امور به نیروهای نظامی وابسته بود و توانایی بازگرداندن اقتدار پیشین سامانیان را نداشت. در همین دوره، قراخانیان که از شرق ماوراءالنهر قدرت گرفته بودند، فشار خود را بر قلمرو سامانی افزایش دادند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:‎ 45-47</ref> منصور دوم در سال ۳۸۹ق به دست گروهی از امیران و فرماندهان خود برکنار شد و پس از او برادرش عبدالملک دوم به حکومت رسید.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>339-340</bdi></ref>


در سیاست غربی، سپاهیان سامانی در گرگان و در برابر آل‌بویه فعالیت داشتند. در سال ۳۶۱ق میان سامانیان و رکن‌الدوله بویی توافقی صورت گرفت. منابع درباره مقدار پرداخت مالی مورد توافق اختلاف دارند؛ گردیزی، نرشخی و ابن‌اثیر ارقام متفاوتی ذکر کرده‌اند و از این رو تعیین رقم واحد بدون اشاره به اختلاف منابع مناسب نیست (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۴؛ نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۶). (Iranica Online)
=== عبدالملک بن نوح دوم سامانی (۳۸۹ق) ===
عبدالملک دوم در صفر سال ۳۸۹ق به امارت رسید، اما حکومت او حدود هشت ماه بیشتر ادامه نیافت. در این مرحله خراسان از کنترل عملی بخارا خارج شده بود و قراخانیان نیز به ماوراءالنهر پیشروی می‌کردند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 159</ref> محمود غزنوی نیروهای بکتوزون و فائق را در خراسان شکست داد و کنترل این منطقه را در اختیار گرفت. سپس نصر ایلیک‌خان قراخانی در ذی‌قعده سال ۳۸۹ق وارد بخارا شد و عبدالملک و اعضای خاندان سامانی را بازداشت کرد. با این واقعه حکومت مرکزی سامانی در بخارا پایان یافت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:‎70-72</ref> پس از آن، قلمروهای اصلی سامانیان میان قدرت‌های جدید منطقه‌ای تقسیم شد؛ ماوراءالنهر به قراخانیان رسید و خراسان نیز در اختیار غزنویان قرار گرفت. بدین ترتیب، ساختار سیاسی سامانیان جای خود را به حکومت‌های ترک‌تبار منطقه‌ای داد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']],1029-1030</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎157-158</ref>


دوره منصور از نظر فرهنگی اهمیت داشت. در سال ۳۵۲ق تدوین فارسی تاریخ طبری در محیط دربار سامانی آغاز شد و اثری که به '''تاریخ بلعمی''' مشهور شد شکل گرفت. این کتاب ترجمه لفظ‌به‌لفظ طبری نبود، بلکه مطالب آن تلخیص و بازآرایی شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴).
=== اسماعیل منتصر؛ ۳۹۰ق–۳۹۵ق ===
اسماعیل بن نوح، معروف به '''منتصر'''، پس از سقوط بخارا از اسارت قراخانیان گریخت و برای بازگرداندن قدرت خاندان خود تلاش کرد. وی در فاصله سال‌های ۳۹۰ق تا ۳۹۵ق چند بار با استفاده از نیروهای محلی و گروه‌هایی از غزها با قراخانیان و غزنویان جنگید و در مقاطعی مناطقی را بازپس گرفت، اما نتوانست حکومت مرکزی پایداری در بخارا تشکیل دهد. او در سال ۳۹۵ق کشته شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:‎70-78</ref>از این رو، منتصر را باید آخرین مدعی احیای حکومت سامانی دانست، نه امیری که پس از سال ۳۸۹ق دولت مرکزی سامانی را به‌طور پایدار بازسازی کرده باشد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎159-160</ref>


ترجمه فارسی '''تفسیر طبری''' نیز در همین فضای سیاسی و فرهنگی انجام شد و از نمونه‌های مهم گسترش نثر فارسی در حوزه متون دینی به‌شمار می‌رود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴؛ محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵). (SID.ir)
== جدول امیران سامانی ==
 
منصور در یازدهم شوال سال ۳۶۵ق درگذشت. گردیزی و عتبی این تاریخ را گزارش کرده‌اند؛ نرشخی تاریخ دیگری در همان سال ذکر می‌کند (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۴؛ نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۶). (Iranica Online)
 
== نوح بن منصور؛ ۳۶۵ق–۳۸۷ق ==
نوح دوم در حدود سیزده‌سالگی جانشین پدر شد. در آغاز، مادر او و وزیرش ابوالحسین عبدالله عتبی نقش مهمی در اداره حکومت داشتند. عتبی در سال ۳۷۱ق ابوالحسن سیمجوری را از حکومت خراسان برکنار و تاش را جایگزین او کرد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۵–۱۶۶؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۶). (Iranica Online)
 
پس از قتل عتبی، رقابت فرماندهان شدت گرفت. ابوعلی سیمجوری پس از مرگ پدر در سال ۳۷۸ق بخش عمده قدرت خراسان را در اختیار گرفت و بنا بر گزارش گردیزی، درآمد خراسان و حتی املاک خاصه سامانی را تصرف کرد (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۸؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۶–۱۵۷). (Iranica Online)
 
در سال ۳۸۲ق '''بغراخان قراخانی''' به ماوراءالنهر حمله کرد و وارد بخارا شد. نوح پایتخت را ترک کرد؛ اما بیماری و مرگ بغراخان امکان بازگشت وی را فراهم کرد. سپس نوح برای مقابله با ابوعلی سیمجوری و فائق از '''سبکتگین'''، حاکم غزنه، کمک خواست. نیروهای مشترک آنان در سال ۳۸۳ق مخالفان را شکست دادند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۸–۱۶۹؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۷–۱۵۸). (Iranica Online)
 
در سال ۳۸۶ق محمود بن سبکتگین حکومت خراسان را به دست آورد و قراخانیان نیز بخش بیشتری از حوزه سیحون را تصرف کردند. نوح در چهاردهم رجب سال ۳۸۷ق درگذشت (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۹؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۸). (Iranica Online)
 
دوره نوح از نظر علمی و فرهنگی نیز با فعالیت '''دقیقی''' و جوانی '''ابن‌سینا''' مقارن بود. دقیقی به فرمان نوح نظم بخشی از روایات شاهنامه‌ای را آغاز کرد و ابن‌سینا پس از مشارکت در درمان نوح به محیط علمی دربار و کتابخانه بخارا راه یافت (خالقی‌مطلق، «دقیقی»، ۱۹۹۳، صص. ۶۶۱–۶۶۲؛ گوتاس، «زندگی ابن‌سینا»، ۱۹۸۷، صص. ۶۷–۷۰). (Iranica Online)
 
== منصور بن نوح دوم؛ ۳۸۷ق–۳۸۹ق ==
پس از مرگ نوح دوم در سال ۳۸۷ق، پسرش منصور به امارت رسید، اما قدرت عملی تا حد زیادی در دست فرماندهان نظامی، به‌ویژه فائق و بکتوزون، قرار داشت. در خراسان نیز محمود غزنوی به قدرتی مستقل تبدیل شده بود (گردیزی، ''زین‌الاخبار''، ۱۳۴۷، صص. ۱۷۱–۱۷۲؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۸–۱۵۹). (Iranica Online)
 
در دوازدهم صفر سال ۳۸۹ق، فائق و بکتوزون منصور را از حکومت برکنار و نابینا کردند و برادر او، عبدالملک، را به امارت رساندند (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۷۲؛ بیهقی، ''تاریخ بیهقی''، تصحیح فیاض، ص ۸۶۵).
 
== عبدالملک بن نوح دوم؛ ۳۸۹ق ==
عبدالملک دوم در صفر سال ۳۸۹ق به امارت رسید، اما حکومت او حدود هشت ماه بیشتر ادامه نیافت. در این مرحله خراسان از کنترل عملی بخارا خارج شده بود و قراخانیان نیز به ماوراءالنهر پیشروی می‌کردند (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۹).
 
محمود غزنوی نیروهای بکتوزون و فائق را در خراسان شکست داد و کنترل این منطقه را در اختیار گرفت. سپس نصر ایلیک‌خان قراخانی در ذی‌قعده سال ۳۸۹ق وارد بخارا شد و عبدالملک و اعضای خاندان سامانی را بازداشت کرد. با این واقعه حکومت مرکزی سامانی در بخارا پایان یافت (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۸–۱۵۹). (Iranica Online)
 
== اسماعیل منتصر؛ ۳۹۰ق–۳۹۵ق ==
اسماعیل بن نوح، معروف به '''منتصر'''، پس از سقوط بخارا از اسارت قراخانیان گریخت و برای بازگرداندن قدرت خاندان خود تلاش کرد. وی در فاصله سال‌های ۳۹۰ق تا ۳۹۵ق چند بار با استفاده از نیروهای محلی و گروه‌هایی از غزها با قراخانیان و غزنویان جنگید و در مقاطعی مناطقی را بازپس گرفت، اما نتوانست حکومت مرکزی پایداری در بخارا تشکیل دهد (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۷۱–۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۹–۱۶۰). (Iranica Online)
 
او در سال ۳۹۵ق کشته شد. از این رو، منتصر را باید آخرین مدعی احیای حکومت سامانی دانست، نه امیری که پس از سال ۳۸۹ق دولت مرکزی سامانی را به‌طور پایدار بازسازی کرده باشد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۹–۱۶۰).
 
= نظام حکومت =
 
== نظام سیاسی ==
در رأس حکومت سامانی '''امیر''' قرار داشت. سامانیان عنوان خلافت یا سلطنت را برای خود به کار نمی‌بردند و از نظر رسمی رابطه خود را با خلافت عباسی حفظ می‌کردند. نام خلیفه در خطبه و بر سکه‌ها ذکر می‌شد و خلیفه نیز در مواردی فرمان حکومت یا خلعت برای امیر سامانی می‌فرستاد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰؛ ثواقب، ۱۳۷۸، صص. ۱۴۴–۱۵۲؛ رحمتی، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
با وجود این رابطه رسمی، اداره داخلی، تعیین والیان، فرماندهی سپاه، وصول مالیات و تصمیمات دیوانی در اختیار سامانیان بود. هدایا میان بخارا و بغداد مبادله می‌شد، اما برای پرداخت منظم خراج سالانه از سوی امیران سامانی به خلافت شواهد روشن و پیوسته‌ای وجود ندارد (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۰).
 
در ساختار مرکزی، دو حوزه اصلی '''درگاه''' و '''دیوان''' قابل تشخیص است. درگاه به شخص امیر، حاجبان، غلامان و امور دربار مربوط می‌شد و دیوان‌ها وظایف اداری و مالی حکومت را انجام می‌دادند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳–۱۴۵).
 
= نظام دیوانی =
نرشخی از '''ده دیوان''' در بخارا نام می‌برد: دیوان وزیر، مستوفی، عمیدالملک، صاحب شرط، صاحب برید، اشراف، مملکت خاصه، محتسب، اوقاف و قضا. ساختمان این دیوان‌ها در مجموعه اداری نزدیک کاخ حکومت قرار داشت (نرشخی، ''تاریخ بخارا''، ۱۳۶۳، ص ۳۶؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۴). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
وزیر پس از امیر از مهم‌ترین مقامات کشوری بود. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی از خانواده‌هایی بودند که اعضای آنان منصب وزارت داشتند. وزیر بر بخش مهمی از دستگاه اداری نظارت می‌کرد و در تعیین برخی کارگزاران و روابط میان دربار و ایالات دخالت داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲–۱۴۵).
 
'''دیوان استیفا''' با امور مالی و حساب درآمد و هزینه مرتبط بود؛ '''دیوان رسائل یا عمیدالملک''' مکاتبات رسمی را تنظیم می‌کرد؛ '''برید''' در انتقال نامه و گزارش از ایالات نقش داشت؛ و '''دیوان اشراف''' بر عملکرد مالی و اداری کارگزاران نظارت می‌کرد (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۴؛ رستمی، الهامی و خسروی، ۱۴۰۰، صص. ۱۹۱–۲۰۳). (sysislamicartjournal.ir)
 
عربی همچنان در مکاتبات علمی، علوم دینی و بخشی از امور دیوانی کاربرد داشت، اما فارسی دری نیز در محیط دربار و دستگاه حکومتی به‌تدریج کاربرد بیشتری یافت. بنابراین نمی‌توان از جایگزینی کامل عربی با فارسی در کل دیوان سامانی سخن گفت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۵–۱۴۶؛ محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵). (SID.ir)
 
= نظام اداری و ایالات =
قلمرو سامانی از ولایت‌هایی تشکیل می‌شد که برخی مستقیماً و برخی از طریق خاندان‌های محلی اداره می‌شدند. والیان ولایات مهم از سوی امیر تعیین می‌شدند و حکومت خراسان یکی از مهم‌ترین مقام‌های ایالتی بود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳، ۱۴۸–۱۵۰).
 
'''نیشابور''' مرکز اصلی اداره خراسان بود و حکومت خراسان در بسیاری از دوره‌ها با مقام سپهسالاری پیوند داشت. این امر موجب می‌شد والی خراسان از قدرت مالی و نظامی قابل توجهی برخوردار باشد؛ در دوره متأخر، همین تمرکز قدرت در دست افرادی مانند سیمجوریان یکی از مشکلات حکومت مرکزی شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۸). (Iranica Online)
 
در مناطقی مانند چغانیان، خوارزم و گوزگان، فرمانروایان محلی در برابر پذیرش برتری سیاسی سامانیان، بخشی از اختیار داخلی خود را حفظ می‌کردند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۸–۱۵۰).
 
= نظام قضایی =
نظام قضایی بخشی مستقل از تشکیلات دیوانی بود. نرشخی '''دیوان قضا، دیوان اوقاف و دیوان محتسب''' را به صورت نهادهای جداگانه ذکر می‌کند؛ بنابراین قضاوت شرعی، اداره موقوفات و نظارت بر بازار از نظر تشکیلاتی کاملاً یکسان نبودند (نرشخی، ''تاریخ بخارا''، ۱۳۶۳، ص ۳۶). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
قاضیان در شهرهای قلمرو سامانی به حل دعاوی و امور قضایی می‌پرداختند، اما اطلاعات منابع درباره سلسله‌مراتب دقیق دیوان قضا در همه ایالات محدود است. از این رو، ساختار شناخته‌شده بخارا را نمی‌توان بدون سند به تمام شهرهای قلمرو تعمیم داد (نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۳۶؛ فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۴۴).
 
در ماوراءالنهر، '''فقه حنفی''' جایگاه گسترده‌ای داشت و بسیاری از فقها و قضات بخارا و سمرقند به این مذهب وابسته بودند. حمایت برخی امیران و واگذاری مناصب قضایی به فقهای حنفی از عوامل گسترش این مذهب در منطقه دانسته شده است (ضیائی و عزیزی، «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر»، ۱۳۹۱، صص. ۴۳–۵۴). (Islamic History Journal)
 
این وضعیت به معنای یکدستی مذهبی سراسر قلمرو نبود. شافعیان نیز در بخش‌هایی از خراسان حضور داشتند و ساختار مذهبی خراسان با ماوراءالنهر تفاوت‌هایی داشت (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۳).
 
'''محتسب''' بر بازار و بخشی از نظم عمومی شهری نظارت داشت و وجود دیوان مستقل محتسب در کنار دیوان قضا و دیوان شرطه نشان‌دهنده تفکیک نسبی امور قضایی، انتظامی و نظارتی بود (نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۳۶).
 
'''دیوان اوقاف''' نیز در ساختار مرکزی بخارا وجود داشت. توسعه موقوفات دینی و عمومی، از جمله املاک مربوط به مساجد و مراکز مذهبی، ضرورت اداره این منابع را ایجاد کرده بود (نرشخی، ۱۳۶۳، ص ۳۶؛ رستمی، الهامی و خسروی، ۱۴۰۰، صص. ۱۹۵–۱۹۸). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
= نظامیان و ارتش =
سپاه سامانی از نیروهای محلی خراسان و ماوراءالنهر، نیروهای خاندان‌های تابع، جنگجویان مرزی و غلامان نظامی تشکیل می‌شد. در مراحل نخست، بخشی از نیروهای نظامی از دهقانان و نیروهای آزاد محلی تأمین می‌شدند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۹–۱۵۱). (Iranica Online)
 
غلامان ترک از دوره‌های نخست حکومت سامانی وارد سپاه شدند و به‌تدریج شمار و اهمیت آنان افزایش یافت. برخی از این غلامان پس از طی مراتب نظامی به حاجبی، فرماندهی سپاه یا حکومت خراسان رسیدند؛ سیمجوریان، آلپ‌تگین، تاش، فائق و بکتوزون از نمونه‌های فرماندهان ترک یا وابسته به نظام غلامی بودند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳–۱۴۴، ۱۵۰–۱۵۸). (Iranica Online)
 
مقام '''سپهسالار''' از مهم‌ترین مناصب نظامی بود و با حکومت خراسان ارتباط داشت. سپاه خراسان برای دفاع از مرزها، مقابله با شورش‌های داخلی و عملیات سامانیان در ری، گرگان، طبرستان و سیستان مورد استفاده قرار می‌گرفت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۳، ۱۵۰–۱۵۲).
 
سپاهیان حرفه‌ای مواجب نقدی دریافت می‌کردند و پرداخت حقوق آنان از هزینه‌های اصلی دولت بود. در نیمه سده چهارم هجری، تأخیر در پرداخت مواجب موجب نارضایتی و حتی خودداری سپاهیان از حضور در برخی لشکرکشی‌ها شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۲؛ باسورث، «عبدالملک بن نوح»، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)
 
در دوره متأخر، فرماندهان با تصرف منابع مالی ایالات و کسب حکومت ولایات، قدرت مستقلی پیدا کردند. ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم درآمد خراسان و حتی درآمد املاک خاصه را در اختیار گرفت (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۸؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۶–۱۵۷). (Iranica Online)
 
= نظام اقتصادی =
 
== کشاورزی و آبیاری ==
کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد سامانی بود. نواحی حاصل‌خیز خراسان، سغد، فرغانه، بخارا و مرو دارای شبکه‌های آبیاری بودند و محصولات کشاورزی بخش مهمی از تولید و درآمد مالیاتی را تشکیل می‌دادند (ابن‌حوقل، ''صورةالارض''، ۱۳۴۵، صص. ۱۹۴–۱۹۹؛ سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶). (noormags.ir)
 
نگهداری مجاری آب و تقسیم آب در برخی مناطق، به‌ویژه مرو و سغد، دارای سازمان اداری مشخص بود و رابطه مستقیمی میان میزان دسترسی به آب و مالیات اراضی وجود داشت (سلیمی، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶).
 
== مالیات و مالکیت زمین ==
'''خراج زمین''' یکی از منابع اصلی درآمد دولت بود و دیوان‌های مالی در تعیین و وصول آن نقش داشتند. در کنار اراضی مالکان و دهقانان، املاک خاصه حکومت، موقوفات و زمین‌های در اختیار فرماندهان نیز وجود داشت (برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۵۳–۵۷؛ سلیمی، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶). (noormags.ir)
 
با گسترش قدرت فرماندهان، بخشی از درآمدهای ایالتی از دسترس مستقیم دولت مرکزی خارج شد. تصرف درآمد خراسان توسط ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم نمونه مشخصی از این روند بود (گردیزی، ۱۳۴۷، ص ۱۶۸).
 
== منابع درآمد دولت ==
علاوه بر خراج، حکومت از عوارض تجاری، درآمد املاک خاصه، برخی معادن، مالیات‌های شهری و درآمدهای حاصل از تجارت و عبور کالا استفاده می‌کرد (برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۵۴–۵۷؛ سلیمی، ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶).
 
هزینه‌های اصلی حکومت شامل مواجب سپاه، پرداخت به کارگزاران، هزینه دربار و اداره ایالات بود. با افزایش هزینه نظامی در نیمه دوم سده چهارم هجری، فشار مالی بر حکومت بیشتر شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۸).
 
== صنایع و تولید شهری ==
شهرهای سامانی مراکز تولید منسوجات، سفال، کالاهای چرمی، محصولات فلزی و صنایع دستی بودند. بخارا و سمرقند از مراکز اصلی تولید و تجارت محسوب می‌شدند (برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۵۸–۶۰). (noormags.ir)
 
کاغذ سمرقند نیز از محصولات شناخته‌شده این منطقه بود و تولید آن با محیط علمی و اداری ماوراءالنهر ارتباط داشت؛ با این حال، نمی‌توان بدون سند آن را نتیجه یک سیاست مستقیم دولتی دانست.
 
== تجارت ==
موقعیت جغرافیایی خراسان و ماوراءالنهر این مناطق را به مسیر ارتباطی میان ایران، عراق، چین، ترکستان، خوارزم و سرزمین‌های شمالی تبدیل کرده بود. بازارهای بخارا و سمرقند در تجارت داخلی و خارجی نقش داشتند (ابن‌حوقل، ۱۳۴۵، صص. ۱۹۴–۱۹۹؛ برگیان، ۱۳۸۳، صص. ۶۰–۶۵). (noormags.ir)
 
منسوجات، محصولات کشاورزی، پوست، کالاهای چرمی، کاغذ و صنایع شهری در این شبکه مبادله می‌شدند. تجارت غلامان ترک نیز بخشی از روابط تجاری آسیای مرکزی بود و غلامان از نواحی شمال و شرق به بازارهای سرزمین‌های اسلامی منتقل می‌شدند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۹–۱۵۱).
 
سکه‌های سامانی نیز در مبادلات منطقه‌ای به کار می‌رفتند و درهم‌های آنان در مناطق دور از قلمرو سیاسی سامانی یافت شده‌اند. نام خلیفه عباسی نیز در بسیاری از سکه‌ها در کنار نام امیر حفظ می‌شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰، ۱۴۹–۱۵۰).
 
= فرهنگ در دوره سامانیان =
 
== زبان فارسی ==
یکی از تحولات فرهنگی دوره سامانیان گسترش کاربرد '''فارسی دری''' در شعر و نثر بود. این فرایند به معنای کنار رفتن زبان عربی نبود؛ عربی همچنان زبان بخش بزرگی از علوم دینی، فلسفه، پزشکی و تألیف علمی بود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۵–۱۴۶، ۱۵۳–۱۵۴؛ محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵). (SID.ir)
 
دربار بخارا از شعر فارسی حمایت می‌کرد. '''رودکی''' در دربار نصر دوم فعالیت داشت و علاوه بر شاعری، اشعار خود را با موسیقی اجرا می‌کرد. وزیر ابوالفضل بلعمی نیز با او ارتباط داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲–۱۴۳). (Iranica Online)
 
== ترجمه و نثر فارسی ==
در دوره منصور بن نوح، '''تاریخ بلعمی''' بر پایه تاریخ طبری تدوین شد. بلعمی متن طبری را تلخیص و بازپرداخت کرد و اثر حاصل به یکی از متون مهم نثر فارسی تبدیل شد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴).
 
ترجمه فارسی '''تفسیر طبری''' نیز در محیط سامانی انجام شد. این ترجمه از نمونه‌های مهم ورود فارسی به حوزه متون دینی و تفسیری است (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۳–۱۵۴؛ محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵).
 
== تاریخ‌نگاری ==
نرشخی اصل ''تاریخ بخارا'' را در سال ۳۳۲ق به زبان عربی و برای نوح بن نصر تألیف کرد. اصل عربی کتاب از میان رفته است و متن موجود حاصل ترجمه فارسی قباوی در سال ۵۲۲ق و تلخیص و افزوده‌های بعدی است (نرشخی، ''تاریخ بخارا''، ۱۳۶۳، مقدمه؛ ویکی‌نور، «تاریخ بخارا»). (noorlib.ir)
 
در سال ۳۴۶ق نیز '''شاهنامه ابومنصوری''' در خراسان به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق فراهم شد. این اثر به نثر بود و روایات مربوط به شاهان ایران پیش از اسلام را گردآوری می‌کرد. متن کامل آن از میان رفته، اما مقدمه آن باقی مانده است (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۴). (Iranica Online)
 
'''دقیقی''' نیز در اواخر دوره سامانی نظم روایات حماسی ایران را آغاز کرد و حدود هزار بیت از بخش گشتاسپ و زرتشت او در شاهنامه فردوسی باقی مانده است. آغاز این کار به فرمان نوح بن منصور نسبت داده شده است (خالقی‌مطلق، «دقیقی»، ۱۹۹۳، صص. ۶۶۱–۶۶۲). (Iranica Online)
 
= علم در دوره سامانیان =
 
== جغرافیا ==
'''محمد بن احمد جیهانی'''، وزیر نصر دوم، علاوه بر فعالیت دیوانی به گردآوری اطلاعات درباره راه‌ها، سرزمین‌ها، اقوام و تجارت علاقه داشت. جغرافی‌نویسان بعدی از اطلاعات منسوب به او استفاده کرده‌اند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۳).
 
== پزشکی ==
'''ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری''' در دوره سامانی کتاب ''هدایة‌المتعلمین فی الطب'' را به فارسی نوشت. این کتاب قدیمی‌ترین رساله کامل پزشکی باقی‌مانده به زبان فارسی دانسته شده و مؤلف در آن از تجربه بیست‌وسه‌ساله پزشکی خود استفاده کرده است. اثر در سه بخش اصلی و حدود دویست زیربخش تنظیم شده است (متینی، «هدایة‌المتعلمین فی الطب»، ۲۰۰۳، صص. ۱۱۲–۱۱۳). (Iranica Online)
 
'''ابومنصور موفق هروی''' نیز در اواخر سده چهارم هجری کتاب ''الابنیه عن حقائق الادویه'' را به فارسی تألیف کرد. کتاب شامل ۵۸۴ مدخل درباره مواد دارویی گیاهی، معدنی و حیوانی است. تعلق مستقیم او به دربار سامانی قطعی نیست، اما اثر در فضای علمی و زبانی قلمرو ایرانی شرق در همین دوره شکل گرفت (ریشتر-برنبورگ، «ابومنصور هروی»، ۱۹۸۳، صص. ۳۳۶–۳۳۷). (Iranica Online)
 
== ریاضیات و نجوم ==
'''ابوالنصر منصور بن علی بن عراق''' از ریاضی‌دانان و منجمان اواخر سده چهارم هجری بود. بیرونی او را استاد خود معرفی می‌کند و آثار او در هندسه، نجوم و مثلثات کروی قرار داشت. منابع او را مولای امیرالمؤمنین معرفی کرده‌اند که در پژوهش جدید با محیط سامانی مرتبط دانسته شده است (پینگری، «ابوالنصر منصور»، ۱۹۸۳، صص. ۳۵۱–۳۵۲). (Iranica Online)
 
== ابن‌سینا و بخارا ==
ابن‌سینا در روستای افشنه نزدیک بخارا زاده شد و پدرش در دستگاه سامانی مسئولیتی محلی داشت. خانواده سپس به بخارا رفتند و ابن‌سینا در محیط علمی این شهر تحصیل کرد (گوتاس، «زندگی ابن‌سینا»، ۱۹۸۷، صص. ۶۷–۶۹). (Iranica Online)
 
در حدود هفده‌سالگی، ابن‌سینا برای درمان '''نوح بن منصور''' به دربار فراخوانده شد و پس از آن امکان استفاده از کتاب‌های موجود در محیط دربار برای او فراهم شد. بخش عمده آثار مشهور ابن‌سینا البته پس از سقوط سامانیان و در دوره فعالیت او در خوارزم و غرب ایران تألیف شد (گوتاس، ۱۹۸۷، صص. ۶۷–۷۰). (Iranica Online)
 
= هنر در دوره سامانیان =
 
== معماری و شهرسازی ==
معماری دوره سامانی از آجر به‌عنوان عنصر سازه‌ای و تزیینی استفاده گسترده‌ای کرد. '''آرامگاه سامانیان در بخارا''' از مهم‌ترین بناهای باقی‌مانده این دوره است و در حدود آغاز سده چهارم هجری ساخته شده است. بنا مکعبی گنبددار است و نمای بیرونی و داخلی آن با آرایش‌های مختلف آجر تزیین شده است (پوگاچنکوا و رتولادزه، «بخارا»، صص. ۵۲۵–۵۲۷؛ ورجاوند، «استمرار هنر معماری و شهرسازی پیش از اسلام در دوره سامانی»، ۱۳۵۶، صص. ۲–۱۹). (Iranica Online)
 
در بخارای سامانی چند مسجد ساخته یا بازسازی شد و وجود '''مدرسه فارجک''' در گزارش آتش‌سوزی سال ۳۲۵ق نشان می‌دهد که مراکز آموزشی سازمان‌یافته نیز در شهر وجود داشتند (پوگاچنکوا و رتولادزه، صص. ۵۲۵–۵۲۷). (Iranica Online)
 
== سفالگری ==
سفالگری یکی از شاخص‌ترین هنرهای خراسان و ماوراءالنهر در دوره سامانی بود. نیشابور یکی از مراکز مهم تولید سفال منقوش، گلابه‌ای و کتیبه‌دار بود. نقوش هندسی، گیاهی، جانوری، انسانی و کتیبه‌های خطی بر این ظروف به کار می‌رفت (شجاعی قادی‌کلائی و مراثی، «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه»، ۱۳۹۷، صص. ۷۳–۸۲). (SID.ir)
 
در بخشی از سفال‌های سامانی عناصر تصویری قابل مقایسه با سنت‌های سغدی و ساسانی دیده می‌شود، ولی این عناصر در ساختار هنری دوره اسلامی بازپرداخت شده‌اند (شجاعی قادی‌کلائی و مراثی، ۱۳۹۷، صص. ۷۵–۸۲).
 
نمونه‌هایی از سفال نیشابور نیز مجالس انسانی، شعر، موسیقی و نوازندگی را نشان می‌دهند. بررسی یکی از ظروف منسوب به دوره سامانی در موزه هنر شیکاگو نمونه‌ای از حضور مضامین موسیقی و بزم در هنر این دوره است (جلیلی، «رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی»، ۱۴۰۲، صص. ۱۴۷–۱۶۰). (sysislamicartjournal.ir)
 
== موسیقی ==
موسیقی در محیط درباری بخارا حضور داشت و فعالیت رودکی یکی از نمونه‌های روشن آن است. منابع او را شاعری معرفی می‌کنند که شعر را با ساز و آواز اجرا می‌کرد و در دربار نصر دوم جایگاه داشت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۲–۱۴۳؛ «رودکی»، ''Encyclopaedia Iranica''). (Iranica Online)
 
= مذهب و عقاید مذهبی =
سامانیان در چارچوب اسلام '''سنی''' حکومت می‌کردند و در ماوراءالنهر، فقه حنفی گسترش گسترده‌ای یافت. بخارا و سمرقند از مراکز مهم فقهای حنفی بودند و شماری از قضات این شهرها از همین مذهب انتخاب می‌شدند (ضیائی و عزیزی، ۱۳۹۱، صص. ۳۱–۵۷، به‌ویژه صص. ۴۳–۵۴). (Islamic History Journal)
 
در خراسان، در کنار حنفیان، شافعیان نیز حضور داشتند و در برخی شهرها جوامع شیعی نیز وجود داشتند. بنابراین ساختار مذهبی همه مناطق قلمرو سامانی یکسان نبود (فرای، ۱۹۷۵، ص ۱۵۳؛ دانیل، «خراسان در دوره طاهریان و سامانیان»، صص. ۶۳۱–۶۴۱). (Iranica Online)
 
در دوره نصر دوم، دعوت اسماعیلی در خراسان و دربار سامانی فعال شد و برخی از درباریان با داعیان ارتباط پیدا کردند. پس از رسیدن نوح بن نصر به حکومت، برخورد با شبکه سیاسی اسماعیلیان شدت یافت (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۴۱–۱۴۲).
 
ترجمه فارسی متون دینی، به‌ویژه تفسیر طبری، نشان می‌دهد که فارسی در دوره سامانی به حوزه آموزش و انتقال مفاهیم دینی نیز راه یافت (محمودی بختیاری، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵).
 
= پایان حکومت و عوامل سقوط =
کاهش قدرت سامانیان فرایندی تدریجی بود. از دوره نوح بن نصر، قدرت فرماندهان نظامی افزایش یافت و از نیمه دوم سده چهارم هجری، وزیران و دستگاه دیوانی بیش از گذشته با سرداران نظامی برای کنترل منابع و مناصب رقابت می‌کردند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۸؛ هروی، «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان»، ۱۳۸۷، صص. ۱۶۳–۱۷۰). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
مشکلات مالی نیز با این روند ارتباط داشت. دولت برای پرداخت مواجب سپاه به درآمدهای خراج و ایالات وابسته بود، ولی فرماندهانی مانند سیمجوریان بخشی از درآمد ولایت‌ها را مستقیماً در اختیار گرفتند. در مواردی نیز حکومت ناچار به افزایش مالیات شد، در حالی که پرداخت حقوق سپاهیان همچنان با تأخیر روبه‌رو بود (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۷؛ باسورث، ۱۹۸۲، ص ۱۲۸). (Iranica Online)
 
از نظر سیاسی، خردسالی برخی امیران، رقابت اعضای خاندان، تغییر پی‌درپی وزیران و والیان و دخالت فرماندهان در جانشینی، اقتدار امارت را کاهش داد. آلپ‌تگین، سیمجوریان، فائق و بکتوزون نمونه‌هایی از فرماندهانی بودند که در مقاطعی مستقل از اراده امیر عمل می‌کردند (هروی، ۱۳۸۷، صص. ۱۶۳–۱۶۹؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۵۹). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
در بیرون از قلمرو نیز دو قدرت مهم ظاهر شدند. '''غزنویان''' در خراسان و غزنه به‌تدریج استقلال عملی یافتند و '''قراخانیان''' از شمال به ماوراءالنهر پیشروی کردند. حمله بغراخان در سال ۳۸۲ق نخستین اشغال موقت بخارا را در پی داشت و در سال ۳۸۹ق قراخانیان بار دیگر وارد بخارا شدند و حکومت مرکزی سامانی را پایان دادند (گردیزی، ۱۳۴۷، صص. ۱۶۸–۱۷۳؛ فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۷–۱۶۰). (Iranica Online)
 
بنابراین، پایان حکومت سامانی را نمی‌توان تنها نتیجه یک عامل دانست. کاهش اقتدار دستگاه مرکزی، قدرت‌یابی فرماندهان نظامی، دشواری‌های مالی، کاهش کنترل بخارا بر خراسان، رقابت‌های داخلی و هم‌زمان گسترش غزنویان و قراخانیان از تحولاتی بودند که در چند دهه پایانی حکومت به‌طور هم‌زمان رخ دادند (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۵۱–۱۶۰؛ هروی، ۱۳۸۷، صص. ۱۶۳–۱۷۴). (پرتال جامع علوم انسانی)
 
= جدول حکام سامانی =
{| class="wikitable"
{| class="wikitable"
!ردیف
!ردیف
خط ۳۱۸: خط ۱۴۵:
|کوشش برای احیای حکومت؛ جنگ با قراخانیان و غزنویان؛ کشته‌شدن در ۳۹۵ق
|کوشش برای احیای حکومت؛ جنگ با قراخانیان و غزنویان؛ کشته‌شدن در ۳۹۵ق
|}
|}
(فرای، «سامانیان»، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۶–۱۶۰؛ گردیزی، ''زین‌الاخبار''، ۱۳۴۷، صص. ۱۴۷–۱۷۳). (Cambridge University Press)
== نظام حکومت ==


= فهرست منابع و لینک‌ها =
=== نظام سیاسی ===
در رأس حکومت سامانی '''امیر''' قرار داشت. سامانیان عنوان خلافت یا سلطنت را برای خود به کار نمی‌بردند و از نظر رسمی رابطه خود را با خلافت عباسی حفظ می‌کردند. نام خلیفه در خطبه و بر سکه‌ها ذکر می‌شد و خلیفه نیز در مواردی فرمان حکومت یا خلعت برای امیر سامانی می‌فرستاد. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>139-140</bdi></ref>با وجود این رابطه رسمی، اداره داخلی، تعیین والیان، فرماندهی سپاه، وصول مالیات و تصمیمات دیوانی در اختیار سامانیان بود. هدایا میان بخارا و بغداد مبادله می‌شد، اما برای پرداخت منظم خراج سالانه از سوی امیران سامانی به خلافت شواهد روشن و پیوسته‌ای وجود ندارد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎140</ref> در ساختار مرکزی، دو حوزه اصلی درگاه و دیوان  قابل تشخیص است. درگاه به شخص امیر، حاجبان، غلامان و امور دربار مربوط می‌شد و دیوان‌ها وظایف اداری و مالی حکومت را انجام می‌دادند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎143-145</ref>


=== نظام دیوانی ===
نرشخی از ده دیوان در بخارا نام می‌برد: دیوان وزیر، مستوفی، عمیدالملک، صاحب شرط، صاحب برید، اشراف، مملکت خاصه، محتسب، اوقاف و قضا. ساختمان این دیوان‌ها در مجموعه اداری نزدیک کاخ حکومت قرار داشت. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، 35.</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎144</ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Frye|نام=Richard N|عنوان=The Sāmānids in The Cambridge History of Iran|سال=1975|مکان=|ناشر=Cambridge University Press|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=4}}
وزیر پس از امیر از مهم‌ترین مقامات کشوری بود. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی از خانواده‌هایی بودند که اعضای آنان منصب وزارت داشتند. وزیر بر بخش مهمی از دستگاه اداری نظارت می‌کرد و در تعیین برخی کارگزاران و روابط میان دربار و ایالات دخالت داشت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎142-145</ref><ref name=":02">{{پک|رستمی|الهامی|1400|ک=مطالعات هنر اسلامی|ف=نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی|ص=191-203}}</ref>


=== منابع دست‌اول ===
دیوان استیفا با امور مالی و حساب درآمد و هزینه مرتبط بود؛ دیوان رسائل یا عمیدالملک مکاتبات رسمی را تنظیم می‌کرد؛بریددر انتقال نامه و گزارش از ایالات نقش داشت؛ و دیوان اشراف بر عملکرد مالی و اداری کارگزاران نظارت می‌کرد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎144</ref> عربی همچنان در مکاتبات علمی، علوم دینی و بخشی از امور دیوانی کاربرد داشت، اما فارسی دری نیز در محیط دربار و دستگاه حکومتی به‌تدریج کاربرد بیشتری یافت. بنابراین نمی‌توان از جایگزینی کامل عربی با فارسی در کل دیوان سامانی سخن گفت. <ref>{{پک|محمودی بختیاری|1386|ک=نامه فرهنگستان|ف=برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان|ص=213-225}}</ref><ref>146-[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎145-</ref>
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن حوقل|نام=ابوالقاسم محمد بن علی|عنوان=صورة الارض|سال=1366|مکان=تهران|ناشر=امیرکبیر|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=جعفر شعار|شابک=|دوره=}}
=== نظام اداری و ایالات ===
قلمرو سامانی از ولایت‌هایی تشکیل می‌شد که برخی مستقیماً و برخی از طریق خاندان‌های محلی اداره می‌شدند. والیان ولایات مهم از سوی امیر تعیین می‌شدند و حکومت خراسان یکی از مهم‌ترین مقام‌های ایالتی بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎148-150</ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=اسطخری|نام=ابواسحاق ابراهیم بن محمد|عنوان=مسالک و ممالک|سال=1340|مکان=تهران|ناشر=بنیاد ترجمه و نشر کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=ایرج افشار|مترجم=|شابک=|دوره=}}
'''نیشابور''' مرکز اصلی اداره خراسان بود و حکومت خراسان در بسیاری از دوره‌ها با مقام سپهسالاری پیوند داشت. این امر موجب می‌شد والی خراسان از قدرت مالی و نظامی قابل توجهی برخوردار باشد؛ در دوره متأخر، همین تمرکز قدرت در دست افرادی مانند سیمجوریان یکی از مشکلات حکومت مرکزی شد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎151-158


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=جوزجانی|نام=منهاج السراج|عنوان=طبقات ناصری|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=ابونصر احمد بن محمد قبادی|شابک=|دوره=}}
</ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گردیزی|نام=عبدالحی بن ضحاک|عنوان=زین الاخبار|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=|شابک=|دوره=}}
در مناطقی مانند چغانیان، خوارزم و گوزگان، فرمانروایان محلی در برابر پذیرش برتری سیاسی سامانیان، بخشی از اختیار داخلی خود را حفظ می‌کردند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎148-150</ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مؤلف ناشناس|نام=|عنوان=حدودالعالم|سال=1362|مکان=تهران|ناشر=کتابخانه طهوری|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=منوچهر ستوده|مترجم=|شابک=|دوره=}}
=== نظام قضایی ===
نظام قضایی بخشی مستقل از تشکیلات دیوانی بود. نرشخی دیوان قضا، دیوان اوقاف و دیولت محتسب  را به صورت نهادهای جداگانه ذکر می‌کند؛ بنابراین قضاوت شرعی، اداره موقوفات و نظارت بر بازار از نظر تشکیلاتی کاملاً یکسان نبودند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>36</bdi></ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مؤلف ناشناس|نام=|عنوان=مجمل التواریخ والقصص|سال=1318|مکان=تهران|ناشر=کلاله خاور|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمدتقی بهار|مترجم=|شابک=|دوره=}}
قاضیان در شهرهای قلمرو سامانی به حل دعاوی و امور قضایی می‌پرداختند، اما اطلاعات منابع درباره سلسله‌مراتب دقیق دیوان قضا در همه ایالات محدود است. از این رو، ساختار شناخته‌شده بخارا را نمی‌توان بدون سند به تمام شهرهای قلمرو تعمیم داد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، 36</ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نرشخی|نام=ابوبکر محمد بن جعفر|عنوان=تاریخ بخارا|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=توس|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمدتقی مدرس رضوی|مترجم=ابونصر احمد بن محمد قبادی|شابک=|دوره=}}
در ماوراءالنهر، فقه حنفی جایگاه گسترده‌ای داشت و بسیاری از فقها و قضات بخارا و سمرقند به این مذهب وابسته بودند. حمایت برخی امیران و واگذاری مناصب قضایی به فقهای حنفی از عوامل گسترش این مذهب در منطقه دانسته شده است.<ref name=":023">{{پک|ضیائی|عزیزی|1391|ک=پژوهشنامه تاریخ اسلام|ف=علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان|ص=43-54}}</ref>


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نظامی عروضی سمرقندی|نام=احمد بن عمر|عنوان=چهارمقاله|سال=1375|مکان=تهران|ناشر=جامی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمد قزوینی|مترجم=|شابک=|دوره=}}
این وضعیت به معنای یکدستی مذهبی سراسر قلمرو نبود. شافعیان نیز در بخش‌هایی از خراسان حضور داشتند و ساختار مذهبی خراسان با ماوراءالنهر تفاوت‌هایی داشت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>153</bdi></ref>


محتسب بر بازار و بخشی از نظم عمومی شهری نظارت داشت و وجود دیوان مستقل محتسب در کنار دیوان قضا و دیوان شرطه نشان‌دهنده تفکیک نسبی امور قضایی، انتظامی و نظارتی بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، 36</ref>


'''ابن‌حوقل، محمد بن حوقل.''' ''صورةالارض''، ترجمه جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵.
دیوان اوقاف نیز در ساختار مرکزی بخارا وجود داشت. توسعه موقوفات دینی و عمومی، از جمله املاک مربوط به مساجد و مراکز مذهبی، ضرورت اداره این منابع را ایجاد کرده بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFرستمیالهامی1400|رستمی و  الهامی، «نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی»، ''مطالعات هنر اسلامی'']]، <bdi>۱۹۱-۲۰۳</bdi>.</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، 36</ref>


لینک معرفی و دسترسی:
=== نظامیان و ارتش ===
سپاه سامانی از نیروهای محلی خراسان و ماوراءالنهر، نیروهای خاندان‌های تابع، جنگجویان مرزی و غلامان نظامی تشکیل می‌شد. در مراحل نخست، بخشی از نیروهای نظامی از دهقانان و نیروهای آزاد محلی تأمین می‌شدند.<ref>149-151[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>


<code><nowiki>https://noorlib.ir/author/1066/ابن-حوقل-محمد-بن-حوقل</nowiki></code>
غلامان ترک از دوره‌های نخست حکومت سامانی وارد سپاه شدند و به‌تدریج شمار و اهمیت آنان افزایش یافت. برخی از این غلامان پس از طی مراتب نظامی به حاجبی، فرماندهی سپاه یا حکومت خراسان رسیدند؛ سیمجوریان، آلپ‌تگین، تاش، فائق و بکتوزون از نمونه‌های فرماندهان ترک یا وابسته به نظام غلامی بودند. <ref>143-144[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:</ref>


مشخصات این چاپ در نورلایب و کتابخانه دانشگاه هنر تأیید شده است. (noorlib.ir)
مقام سپهسالار از مهم‌ترین مناصب نظامی بود و با حکومت خراسان ارتباط داشت. سپاه خراسان برای دفاع از مرزها، مقابله با شورش‌های داخلی و عملیات سامانیان در ری، گرگان، طبرستان و سیستان مورد استفاده قرار می‌گرفت.<ref>150-152[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>


'''بیهقی، ابوالفضل.''' ''تاریخ بیهقی''، تصحیح علی‌اکبر فیاض، مشهد: دانشگاه فردوسی.
سپاهیان حرفه‌ای مواجب نقدی دریافت می‌کردند و پرداخت حقوق آنان از هزینه‌های اصلی دولت بود. در نیمه سده چهارم هجری، تأخیر در پرداخت مواجب موجب نارضایتی و حتی خودداری سپاهیان از حضور در برخی لشکرکشی‌ها شد.<ref>151-152[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref><ref>{{پک|Bosworth|1982|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Abd-al-Malek b. Nūḥ b. Naṣr,” Encyclopaedia Iranica|کد=en|ص=128}}</ref>


برای حوادث پایان سامانیان، به‌ویژه منصور دوم.
در دوره متأخر، فرماندهان با تصرف منابع مالی ایالات و کسب حکومت ولایات، قدرت مستقلی پیدا کردند. ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم درآمد خراسان و حتی درآمد املاک خاصه را در اختیار گرفت.<ref>156-157[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>


'''گردیزی، عبدالحی بن ضحاک.''' ''زین‌الاخبار''، تصحیح و تحشیه عبدالحی حبیبی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۷.
== نظام اقتصادی<ref group="دیدگاه">تا حدی توصیفی و پراکنده است


لینک معرفی کتاب:
بخش‌هایی مانند صنایع شهری، بازارها، کاغذ سمرقندی و تجارت اطلاعات مفیدی دارند، اما بیشتر به‌صورت معرفی فعالیت‌ها آمده‌اند و پیوند آنها با ساختار مالی و اقتصادی حکومت سامانی کم‌رنگ است. برای نمونه، تجارت میان چین، سرزمین‌های ترک، ایران و جهان اسلام مطرح شده، اما نقش نظام مالیاتی، درآمدهای دولت، ضرب سکه، زمین‌داری و ارتباط اقتصاد با دستگاه دیوانی می‌تواند منسجم‌تر باشد.</ref> ==


<code><nowiki>https://library.art.ac.ir/inventory/405/2843.htm</nowiki></code>
=== کشاورزی و آبیاری ===
کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد سامانی بود. نواحی حاصل‌خیز خراسان، سغد، فرغانه، بخارا و مرو دارای شبکه‌های آبیاری بودند و محصولات کشاورزی بخش مهمی از تولید و درآمد مالیاتی را تشکیل می‌دادند.<ref>{{پک|سلیمی|1386|ک=بررسی های نوین تاریخی|ف=خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان|ص=5-16}}</ref> نگهداری مجاری آب و تقسیم آب در برخی مناطق، به‌ویژه مرو و سغد، دارای سازمان اداری مشخص بود و رابطه مستقیمی میان میزان دسترسی به آب و مالیات اراضی وجود داشت.<ref>{{پک|سلیمی|1386|ک=بررسی های نوین تاریخی|ف=خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان|ص=5-16}}</ref>  


مشخصات چاپ ۱۳۴۷ بنیاد فرهنگ ایران در کتابخانه دانشگاه هنر ثبت شده است. (Art University Library)
=== مالیات و مالکیت زمین ===
'''خراج زمین''' یکی از منابع اصلی درآمد دولت بود و دیوان‌های مالی در تعیین و وصول آن نقش داشتند. در کنار اراضی مالکان و دهقانان، املاک خاصه حکومت، موقوفات و زمین‌های در اختیار فرماندهان نیز وجود داشت.<ref>{{پک|سلیمی|1386|ک=بررسی های نوین تاریخی|ف=خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان|ص=5-16}}</ref><ref>{{پک|برگیان|1383|ک=تاریخ پژوهی|ف=اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان|ص=53-57}}</ref> با گسترش قدرت فرماندهان، بخشی از درآمدهای ایالتی از دسترس مستقیم دولت مرکزی خارج شد. تصرف درآمد خراسان توسط ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم نمونه مشخصی از این روند بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 154-156</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، 337-339</ref>
=== منابع درآمد دولت ===
علاوه بر خراج، حکومت از عوارض تجاری، درآمد املاک خاصه، برخی معادن، مالیات‌های شهری و درآمدهای حاصل از تجارت و عبور کالا استفاده می‌کرد.<ref>{{پک|برگیان|1383|ک=تاریخ پژوهی|ف=اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان|ص=51-65}}</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFسلیمی1386|سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، ''بررسی های نوین تاریخی'']]، <bdi>۵-۱۶</bdi>.</ref> هزینه‌های اصلی حکومت شامل مواجب سپاه، پرداخت به کارگزاران، هزینه دربار و اداره ایالات بود. با افزایش هزینه نظامی در نیمه دوم سده چهارم هجری، فشار مالی بر حکومت بیشتر شد.<ref>151-158[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>


'''نرشخی، محمد بن جعفر.''' ''تاریخ بخارا''، ترجمه ابونصر احمد بن محمد قباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران: توس، چاپ دوم، ۱۳۶۳.
=== صنایع و تولید شهری ===
در دوره سامانیان، شهرهای بزرگ قلمرو، به‌ویژه بخارا و سمرقند، علاوه بر نقش سیاسی و اداری، مراکز مهم تولید و مبادله کالا بودند. فعالیت‌های پیشه‌وری شامل تولید منسوجات، سفال، کالاهای چرمی، ابزارهای فلزی و دیگر صنایع دستی بود و بخشی از اقتصاد شهری را تشکیل می‌داد. رونق این صنایع با گسترش بازارها، امنیت راه‌های تجاری و حضور دستگاه دیوانی سامانیان ارتباط داشت.<ref>{{پک|برگیان|1383|ک=تاریخ پژوهی|ف=اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان|ص=58-60}}</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2:‎ <bdi>415-425</bdi>.</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref>بخارا به عنوان مرکز حکومت سامانیان، محل استقرار دیوان‌ها، بازارها و گروه‌های مختلف شهری بود. نرشخی از بازارها، محله‌های تجاری و فعالیت‌های اقتصادی این شهر یاد کرده و نشان می‌دهد که حیات اقتصادی بخارا با ساختار اداری و سیاسی حکومت سامانی پیوند داشت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>28-31</bdi></ref>در میان تولیدات شهری، کاغذ سمرقندی جایگاه ویژه‌ای داشت. سمرقند یکی از مراکز مشهور تولید کاغذ در جهان اسلام بود و این محصول در فعالیت‌های دیوانی، کتابت و انتقال دانش مورد استفاده قرار می‌گرفت. با این حال، منابع تاریخی این صنعت را بیشتر به عنوان یک فعالیت شهری و اقتصادی معرفی می‌کنند و سندی برای انتساب مستقیم آن به سیاست دولتی سامانیان وجود ندارد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2:‎ <bdi>415-416</bdi>.</ref>


نسخه و مشخصات چاپ:
=== تجارت ===
تجارت در دوره سامانیان (۲۶۱ـ۳۸۹ق) یکی از فعالیت‌های مهم اقتصادی قلمرو آنان بود. قرار گرفتن ماوراءالنهر و خراسان در مسیرهای ارتباطی میان چین، سرزمین‌های ترک، ایران و جهان اسلام، موجب رونق مبادلات تجاری در شهرهایی مانند بخارا، سمرقند و فرغانه  شد. این شهرها علاوه بر نقش اداری، مراکز مهم بازار و تجارت منطقه‌ای بودند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2:‎ <bdi>415-425</bdi>.</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFبرگیان1383|برگیان، «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، ''تاریخ پژوهی'']]، 60-65</ref>بخارا، پایتخت سامانیان، به دلیل استقرار دستگاه دیوانی و حضور بازارهای بزرگ، یکی از مهم‌ترین مراکز اقتصادی حکومت بود. نرشخی از رونق بازارها و فعالیت‌های تجاری این شهر یاد کرده و اهمیت اقتصادی بخارا را در دوره سامانی نشان می‌دهد.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>28-31</bdi></ref> دولت سامانی به‌طور مستقیم تجارت را اداره نمی‌کرد، اما با تأمین امنیت راه‌ها، حفظ نظم شهری و اداره نظام مالیاتی، زمینه فعالیت بازرگانان و رونق بازارها را فراهم می‌کرد. تجارت خارجی قلمرو سامانی شامل مبادله کالاهایی مانند منسوجات، کاغذ، محصولات کشاورزی، پوست و کالاهای وارداتی بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>145-146</bdi></ref> تجارت غلامان ترک نیز بخشی از روابط تجاری آسیای مرکزی بود و غلامان از نواحی شمال و شرق به بازارهای سرزمین‌های اسلامی منتقل می‌شدند.<ref>149-151[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>سکه‌های سامانی نیز در مبادلات منطقه‌ای به کار می‌رفتند و درهم‌های آنان در مناطق دور از قلمرو سیاسی سامانی یافت شده‌اند. نام خلیفه عباسی نیز در بسیاری از سکه‌ها در کنار نام امیر حفظ می‌شد.<ref>139-140[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>


<code><nowiki>https://archive.org/details/tarikh-i-bukhara</nowiki></code>
== فرهنگ در دوره سامانیان ==


<code><nowiki>https://noorlib.ir/book/info/2218/تاریخ-بخارا</nowiki></code>
=== زبان فارسی ===
یکی از تحولات فرهنگی دوره سامانیان گسترش کاربرد  فارسی دری در شعر و نثر بود. این فرایند به معنای کنار رفتن زبان عربی نبود؛ عربی همچنان زبان بخش بزرگی از علوم دینی، فلسفه، پزشکی و تألیف علمی بود. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFمحمودی بختیاری1386|محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، ''نامه فرهنگستان'']]، <bdi>۲۱۳-۲۲۵</bdi>.</ref>دربار بخارا از شعر فارسی حمایت می‌کرد. رودکی در دربار نصر دوم فعالیت داشت و علاوه بر شاعری، اشعار خود را با موسیقی اجرا می‌کرد. وزیر ابوالفضل بلعمی نیز با او ارتباط داشت.<ref>142-143[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>
=== ترجمه و نثر فارسی ===
در دوره منصور بن نوح،  تاریخ بلعمی  بر پایه تاریخ طبری تدوین شد. بلعمی متن طبری را تلخیص و بازپرداخت کرد و اثر حاصل به یکی از متون مهم نثر فارسی تبدیل شد.<ref>153-154[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>ترجمه فارسی  تفسیر طبری نیز در محیط سامانی انجام شد. این ترجمه از نمونه‌های مهم ورود فارسی به حوزه متون دینی و تفسیری است.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFمحمودی بختیاری1386|محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، ''نامه فرهنگستان'']]، <bdi>۲۱۳-۲۲۵</bdi>.</ref>
=== تاریخ‌نگاری ===
نرشخی اصل ''تاریخ بخارا'' را در سال ۳۳۲ق به زبان عربی و برای نوح بن نصر تألیف کرد. اصل عربی کتاب از میان رفته است و متن موجود حاصل ترجمه فارسی قباوی در سال ۵۲۲ق و تلخیص و افزوده‌های بعدی است. <ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>مقدمه.</bdi></ref>در سال ۳۴۶ق نیز شاهنامه ابو منصوری در خراسان به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق فراهم شد. این اثر به نثر بود و روایات مربوط به شاهان ایران پیش از اسلام را گردآوری می‌کرد. متن کامل آن از میان رفته، اما مقدمه آن باقی مانده است.<ref>154[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ </ref>دقیقی نیز در اواخر دوره سامانی نظم روایات حماسی ایران را آغاز کرد و حدود هزار بیت از بخش گشتاسپ و زرتشت او در شاهنامه فردوسی باقی مانده است. آغاز این کار به فرمان نوح بن منصور نسبت داده شده است.<ref>{{پک|Khaleghi-Motlagh|1993|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD|کد=en|ص=661-662}}</ref>
== علم در دوره سامانیان ==


مشخصات چاپ دوم توس، ۱۳۶۳، در هر دو پایگاه قابل تطبیق است. (Wikinoor)
=== جغرافیا ===
محمد بن احمد جیهانی، وزیر نصر دوم، علاوه بر فعالیت دیوانی به گردآوری اطلاعات درباره راه‌ها، سرزمین‌ها، اقوام و تجارت علاقه داشت. جغرافی‌نویسان بعدی از اطلاعات منسوب به او استفاده کرده‌اند.<ref>141-143[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎</ref>


'''مقدسی، محمد بن احمد.''' ''احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم''، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱، ۲ جلد.
=== پزشکی ===
ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری در دوره سامانی کتاب ''هدایة‌المتعلمین فی الطب'' را به فارسی نوشت. این کتاب قدیمی‌ترین رساله کامل پزشکی باقی‌مانده به زبان فارسی دانسته شده و مؤلف در آن از تجربه بیست‌وسه‌ساله پزشکی خود استفاده کرده است. اثر در سه بخش اصلی و حدود دویست زیربخش تنظیم شده است.<ref name=":0" />


معرفی اثر:
ابومنصور موفق هروی نیز در اواخر سده چهارم هجری کتاب ''الابنیه عن حقائق الادویه'' را به فارسی تألیف کرد. کتاب شامل ۵۸۴ مدخل درباره مواد دارویی گیاهی، معدنی و حیوانی است. تعلق مستقیم او به دربار سامانی قطعی نیست، اما اثر در فضای علمی و زبانی قلمرو ایرانی شرق در همین دوره شکل گرفت.<ref>{{پک|Richter-Bernburg|1983|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=ABŪ MANṢŪR HERAVĪ|کد=en|ص=336-337}}</ref>


<code><nowiki>https://www.cgie.org.ir/fa/article/225471/احسن-التقاسیم-فی-معرفه-الاقالیم</nowiki></code>
=== ریاضیات و نجوم ===
ابوالنصر منصور بن علی بن عراق از ریاضی‌دانان و منجمان اواخر سده چهارم هجری بود. بیرونی او را استاد خود معرفی می‌کند و آثار او در هندسه، نجوم و مثلثات کروی قرار داشت. منابع او را مولای امیرالمؤمنین معرفی کرده‌اند که در پژوهش جدید با محیط سامانی مرتبط دانسته شده است.<ref>{{پک|pingree|1983|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Abū Naṣr Manṣūr b. ʿAlī b. ʿErāq|کد=en|ص=351-352}}</ref>  


(CGIE)
=== ابن‌سینا و بخارا ===
ابن‌سینا در روستای افشنه نزدیک بخارا زاده شد و پدرش در دستگاه سامانی مسئولیتی محلی داشت. خانواده سپس به بخارا رفتند و ابن‌سینا در محیط علمی این شهر تحصیل کرد.<ref>{{پک|Gutas|1987|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Avicenna ii. Biography|کد=en|ص=67-70}}</ref>در حدود هفده‌سالگی، ابن‌سینا برای درمان نوح بن منصور به دربار فراخوانده شد و پس از آن امکان استفاده از کتاب‌های موجود در محیط دربار برای او فراهم شد. بخش عمده آثار مشهور ابن‌سینا البته پس از سقوط سامانیان و در دوره فعالیت او در خوارزم و غرب ایران تألیف شد.<ref>{{پک|Gutas|1987|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Avicenna ii. Biography|کد=en|ص=67-70}}</ref>


=== پژوهش‌های فارسی ===
== هنر در دوره سامانیان ==
'''برگیان، اعظم.''' «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، ''تاریخ‌پژوهی''، شماره ۱۹، تابستان ۱۳۸۳، صص. ۵۱–۶۵.


<code><nowiki>https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/112624/اوضاع-اقتصادی-و-تجاری-سامانیان</nowiki></code>
=== معماری و شهرسازی ===
معماری دوره سامانی از آجر به‌عنوان عنصر سازه‌ای و تزیینی استفاده گسترده‌ای کرد. آرامگاه سامانیان در بخارا از مهم‌ترین بناهای باقی‌مانده این دوره است و در حدود آغاز سده چهارم هجری ساخته شده است. بنا مکعبی گنبددار است و نمای بیرونی و داخلی آن با آرایش‌های مختلف آجر تزیین شده است.<ref name=":12">{{پک|Pugachenkova|Rtveladze|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=BUKHARA v. Archaeology and Monuments|کد=en|ص=525-527}}</ref>  


(noormags.ir)
در بخارای سامانی چند مسجد ساخته یا بازسازی شد و وجود مدرسه فارجک در گزارش آتش‌سوزی سال ۳۲۵ق نشان می‌دهد که مراکز آموزشی سازمان‌یافته نیز در شهر وجود داشتند.<ref name=":122">{{پک|Pugachenkova|Rtveladze|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=BUKHARA v. Archaeology and Monuments|کد=en|ص=525-527}}</ref>


'''ثواقب، جهانبخش.''' «سامانیان و نظام خلافت عباسی»، ''کیهان اندیشه''، شماره ۸۳، فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۸، صص. ۱۳۸–۱۵۲.
=== سفالگری ===
سفالگری یکی از شاخص‌ترین هنرهای خراسان و ماوراءالنهر در دوره سامانی بود. نیشابور یکی از مراکز مهم تولید سفال منقوش، گلابه‌ای و کتیبه‌دار بود. نقوش هندسی، گیاهی، جانوری، انسانی و کتیبه‌های خطی بر این ظروف به کار می‌رفت.<ref name=":123">{{پک|شجاعی قادی کلائی|مراثی|1397|ک=هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی|ف=مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی|کد=|ص=73-82}}</ref>


<code><nowiki>https://ensani.ir/fa/article/107536</nowiki></code>
در بخشی از سفال‌های سامانی عناصر تصویری قابل مقایسه با سنت‌های سغدی و ساسانی دیده می‌شود، ولی این عناصر در ساختار هنری دوره اسلامی بازپرداخت شده‌اند.<ref name=":124">{{پک|شجاعی قادی کلائی|مراثی|1397|ک=هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی|ف=مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی|کد=|ص=73-82}}</ref>  


(پرتال جامع علوم انسانی)
نمونه‌هایی از سفال نیشابور نیز مجالس انسانی، شعر، موسیقی و نوازندگی را نشان می‌دهند. بررسی یکی از ظروف منسوب به دوره سامانی در موزه هنر شیکاگو نمونه‌ای از حضور مضامین موسیقی و بزم در هنر این دوره است.<ref>{{پک|جلیلی|1402|ک=مطالعات هنر اسلامی|ف=رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی محفوظ در موزه هنر شیکاگو|کد=|ص=147-160}}</ref>


'''جلیلی، رسول.''' «رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی محفوظ در موزه هنر شیکاگو»، ''مطالعات هنر اسلامی''، دوره ۲۰، شماره ۵۰، ۱۴۰۲، صص. ۱۴۷–۱۶۰.
=== موسیقی ===
موسیقی در محیط درباری بخارا حضور داشت و فعالیت رودکی یکی از نمونه‌های روشن آن است. منابع او را شاعری معرفی می‌کنند که شعر را با ساز و آواز اجرا می‌کرد و در دربار نصر دوم جایگاه داشت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 142-143</ref>


DOI: <code>10.22034/ias.2022.339708.1946</code>
== مذهب و عقاید مذهبی ==
سامانیان در چارچوب اسلام '''سنی''' حکومت می‌کردند و در ماوراءالنهر، فقه حنفی گسترش گسترده‌ای یافت. بخارا و سمرقند از مراکز مهم فقهای حنفی بودند و شماری از قضات این شهرها از همین مذهب انتخاب می‌شدند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFضیائیعزیزی1391|ضیائی و  عزیزی، «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان»، ''پژوهشنامه تاریخ اسلام'']]، <bdi>۴۳-۵۴</bdi>.</ref>  


<code><nowiki>https://www.sysislamicartjournal.ir/article_149885.html</nowiki></code>
در خراسان، در کنار حنفیان، شافعیان نیز حضور داشتند و در برخی شهرها جوامع شیعی نیز وجود داشتند. بنابراین ساختار مذهبی همه مناطق قلمرو سامانی یکسان نبود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>153</bdi></ref><ref>{{پک|Daniel|2025|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=KHORASAN VI. HISTORY INTHE TAHERID AND SAMANID PERIODS|کد=en|ص=631-641}}</ref>  


(sysislamicartjournal.ir)
در دوره نصر دوم، دعوت اسماعیلی در خراسان و دربار سامانی فعال شد و برخی از درباریان با داعیان ارتباط پیدا کردند. پس از رسیدن نوح بن نصر به حکومت، برخورد با شبکه سیاسی اسماعیلیان شدت یافت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>141-142</bdi></ref>


'''رحمتی، محسن.''' «مناسبات سیاسی سامانیان با خلافت عباسی و عوامل مؤثر بر آن»، ''تاریخ اسلام و ایران''، شماره ۲۸، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸.
ترجمه فارسی متون دینی، به‌ویژه تفسیر طبری، نشان می‌دهد که فارسی در دوره سامانی به حوزه آموزش و انتقال مفاهیم دینی نیز راه یافت.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFمحمودی بختیاری1386|محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، ''نامه فرهنگستان'']]، <bdi>۲۱۳-۲۲۵</bdi>.</ref>


DOI: <code>10.22051/hii.2016.2215</code>
== پایان حکومت و عوامل سقوط ==
کاهش قدرت سامانیان فرایندی تدریجی بود. از دوره نوح بن نصر، قدرت فرماندهان نظامی افزایش یافت و از نیمه دوم سده چهارم هجری، وزیران و دستگاه دیوانی بیش از گذشته با سرداران نظامی برای کنترل منابع و مناصب رقابت می‌کردند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 151-158</ref><ref>{{پک|هروی|1387|ک=پژوهشنامه تاریخ|ف=عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران|ص=163-170}}</ref>  


(SID.ir)
مشکلات مالی نیز با این روند ارتباط داشت. دولت برای پرداخت مواجب سپاه به درآمدهای خراج و ایالات وابسته بود، ولی فرماندهانی مانند سیمجوریان بخشی از درآمد ولایت‌ها را مستقیماً در اختیار گرفتند. در مواردی نیز حکومت ناچار به افزایش مالیات شد، در حالی که پرداخت حقوق سپاهیان همچنان با تأخیر روبه‌رو بود.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 151-157</ref>


'''سلیمی، حشمت‌الله.''' «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، ''بررسی‌های نوین تاریخی''، سال سوم، شماره ۳، بهار ۱۳۸۶، صص. ۵–۱۶.
از نظر سیاسی، خردسالی برخی امیران، رقابت اعضای خاندان، تغییر پی‌درپی وزیران و والیان و دخالت فرماندهان در جانشینی، اقتدار امارت را کاهش داد. آلپ‌تگین، سیمجوریان، فائق و بکتوزون نمونه‌هایی از فرماندهانی بودند که در مقاطعی مستقل از اراده امیر عمل می‌کردند. <ref>{{پک|هروی|1387|ک=پژوهشنامه تاریخ|ف=عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران|ص=163-169}}</ref><ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ <bdi>151-159</bdi></ref>


<code><nowiki>https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/317168/خراج-و-شبکه-آبیاری-در-قلمرو-سامانیان</nowiki></code>
در بیرون از قلمرو نیز دو قدرت مهم ظاهر شدند.غزنویان در خراسان و غزنه به‌تدریج استقلال عملی یافتند و قراخانیان  از شمال به ماوراءالنهر پیشروی کردند. حمله بغراخان در سال ۳۸۲ق نخستین اشغال موقت بخارا را در پی داشت و در سال ۳۸۹ق قراخانیان بار دیگر وارد بخارا شدند و حکومت مرکزی سامانی را پایان دادند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 157-160</ref>  


(noormags.ir)
بنابراین، پایان حکومت سامانی را نمی‌توان تنها نتیجه یک عامل دانست. کاهش اقتدار دستگاه مرکزی، قدرت‌یابی فرماندهان نظامی، دشواری‌های مالی، کاهش کنترل بخارا بر خراسان، رقابت‌های داخلی و هم‌زمان گسترش غزنویان و قراخانیان از تحولاتی بودند که در چند دهه پایانی حکومت به‌طور هم‌زمان رخ دادند.<ref>[[پیش‌نویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:‎ 151-160</ref><ref>{{پک|هروی|1387|ک=پژوهشنامه تاریخ|ف=عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران|ص=163-174}}</ref>


'''شجاعی قادی‌کلائی، حسین؛ و محسن مراثی.''' «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی»، ''هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی''، دوره ۲۳، شماره ۱، ۱۳۹۷، صص. ۷۳–۸۲.
پانویس
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس پیش‌نویس}}
== منابع ==
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن سینا|نام=حسین بن عبدالله|عنوان=سرگذشت ابن سینا|سال=1369|مکان=تهران|ناشر=خوارزمی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=یحیی مهدوی|شابک=|دوره=}}


<code><nowiki>https://www.sid.ir/paper/146718/fa</nowiki></code>
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن اثیر|نام=عزالدین علی بن محمد الجزری|عنوان=الکامل فی التاریخ|سال=1997|مکان=بیروت|ناشر=دارالکتاب العربی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عمر عبدالسلام تدمری|مترجم=|شابک=|دوره=}}


(SID.ir)
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن حوقل|نام=ابوالقاسم محمد بن علی|عنوان=صورة الارض|سال=1366|مکان=تهران|ناشر=امیرکبیر|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=جعفر شعار|شابک=|دوره=}}


'''ضیائی، محمدعادل؛ و موسی عزیزی.''' «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان»، ''پژوهشنامه تاریخ اسلام''، سال دوم، شماره ۷، پاییز ۱۳۹۱، صص. ۳۱–۵۷.
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=اسطخری|نام=ابواسحاق ابراهیم بن محمد|عنوان=مسالک و ممالک|سال=1340|مکان=تهران|ناشر=بنیاد ترجمه و نشر کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=ایرج افشار|مترجم=|شابک=|دوره=}}


<code><nowiki>https://journal.isihistory.ir/article-1-93-fa.pdf</nowiki></code>
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=بلعمی|نام=ابوعلی محمد بن محمدبن عبدالله|عنوان=تاریخ بلعمی|سال=1353|مکان=تهران|ناشر=زوار|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمد تقی بهار و محمد پروین گنابادی|مترجم=|شابک=|دوره=}}


(Islamic History Journal)
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ثواقب|نام۱=جهانبخش|تاریخ=1378|عنوان=سامانیان و نظام خلافت عباسی|پیوند=https://ensani.ir/fa/article/107536|ژورنال=کیهان اندیشه|دوره=|شماره=83|صفحات=138-152}}


'''رستمی، عبدالکریم؛ علی الهامی؛ حسین خسروی.''' «نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی»، ''مطالعات هنر اسلامی''، شماره ۴۴، زمستان ۱۴۰۰، صص. ۱۹۱–۲۰۳.
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=جلیلی|نام۱=رسول|تاریخ=1402|عنوان=رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی محفوظ در موزه هنر شیکاگو|پیوند=https://www.sysislamicartjournal.ir/article_149885.html|ژورنال=مطالعات هنر اسلامی|دوره=20|شماره=50|صفحات=147-160}}


DOI: <code>10.22034/ias.2021.288027.1616</code>
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=جوزجانی|نام=منهاج السراج|عنوان=طبقات ناصری|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=ابونصر احمد بن محمد قبادی|شابک=|دوره=}}


<code><nowiki>https://www.ensani.ir/fa/article/510679</nowiki></code>
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=رستمی|نام۱=عبدالکریم|تاریخ=1400|عنوان=نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی|پیوند=https://www.ensani.ir/fa/article/510679|ژورنال=مطالعات هنر اسلامی|دوره=|شماره=44|صفحات=191-203|نام۲=علی|نام خانوادگی۲=الهامی}}


(پرتال جامع علوم انسانی)
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=صفا|نام=ذبیح الله|عنوان=تاریخ ادبیات در ایران|سال=1386|مکان=تهران|ناشر=فردوس|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}}


'''رفائی، علی‌اکبر.''' «شکوفایی خراسان بزرگ در عصر سامانیان ـ امرای نخستین»، ''نامه تاریخ‌پژوهان''، شماره ۱۷، بهار ۱۳۸۸، صص. ۴۸–۶۴.
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=ضیائی|نام۱=محمدعادل|تاریخ=1391|عنوان=علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان|پیوند=https://journal.isihistory.ir/article-1-93-fa.pdf|ژورنال=پژوهشنامه تاریخ اسلام|دوره=دوم|شماره=7|صفحات=31-57|نام۲=موسی|نام خانوادگی۲=عزیزی}}


<code><nowiki>https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/839299/شکوفایی-خراسان-بزرگ-در-عصر-سامانیان-امرای-نخستین</nowiki></code>
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=سلیمی|نام۱=حشمت الله|تاریخ=1386|عنوان=خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/317168/خراج-و-شبکه-آبیاری-در-قلمرو-سامانیان|ژورنال=بررسی های نوین تاریخی|دوره=سوم|شماره=3|صفحات=5-16}}


(noormags.ir)
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گردیزی|نام=عبدالحی بن ضحاک|عنوان=زین الاخبار|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=|شابک=|دوره=}}


'''محمودی بختیاری، بهروز.''' «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، ''نامه فرهنگستان''، دوره ۹، شماره ۴، پیاپی ۳۶، ۱۳۸۶، صص. ۲۱۳–۲۲۵.
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=محمودی بختیاری|نام۱=بهروز|تاریخ=1386|عنوان=برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان|پیوند=https://sid.ir/paper/87973/fa|ژورنال=نامه فرهنگستان|دوره=9|شماره=4|صفحات=213-225}}


<code><nowiki>https://sid.ir/paper/87973/fa</nowiki></code>
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مؤلف ناشناس|نام=|عنوان=حدودالعالم|سال=1362|مکان=تهران|ناشر=کتابخانه طهوری|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=منوچهر ستوده|مترجم=|شابک=|دوره=}}


(SID.ir)
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مؤلف ناشناس|نام=|عنوان=مجمل التواریخ والقصص|سال=1318|مکان=تهران|ناشر=کلاله خاور|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمدتقی بهار|مترجم=|شابک=|دوره=}}


'''هروی، جواد.''' «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران»، ''پژوهشنامه تاریخ''، سال سوم، شماره ۱۲، پاییز ۱۳۸۷، صص. ۱۵۹–۱۷۴.
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نرشخی|نام=ابوبکر محمد بن جعفر|عنوان=تاریخ بخارا|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=توس|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمدتقی مدرس رضوی|مترجم=ابونصر احمد بن محمد قبادی|شابک=|دوره=}}


<code><nowiki>https://ensani.ir/fa/article/228720/عوامل-سیاسی-فروپاشی-دولت-سامانیان-در-تاریخ-ایران</nowiki></code>
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نظامی عروضی سمرقندی|نام=احمد بن عمر|عنوان=چهارمقاله|سال=1375|مکان=تهران|ناشر=جامی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمد قزوینی|مترجم=|شابک=|دوره=}}


نسخه PDF:
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=شجاعی قادی کلائی|نام۱=حسین|تاریخ=1397|عنوان=مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی|پیوند=https://www.sid.ir/paper/146718/fa|ژورنال=هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی|دوره=23|شماره=1|صفحات=73-82|نام۲=محسن|نام خانوادگی۲=مراثی}}


<code><nowiki>https://ensani.ir/fa/article/download/228720</nowiki></code>
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=هروی|نام۱=جواد|تاریخ=1387|عنوان=عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران|پیوند=https://ensani.ir/fa/article/228720/عوامل-سیاسی-فروپاشی-دولت-سامانیان-در-تاریخ-ایران|ژورنال=پژوهشنامه تاریخ|دوره=سوم|شماره=12|صفحات=159-174}}


(پرتال جامع علوم انسانی)
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=Bosworth|نام۱=C.E.|تاریخ=1982|عنوان=Abd-al-Malek b. Nūḥ b. Naṣr|پیوند=https://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-malek-b-nuh-b-nasr-samanid-ruler-in-transoxania-and-khorasan-954-61/|ژورنال=Encyclopaedia Iranica|کد زبان=en|پیوند نویسنده۱=}}


'''ورجاوند، پرویز.''' «استمرار هنر معماری و شهرسازی پیش از اسلام در دوره سامانی»، ''هنر و مردم''، شماره ۱۸۰، ۱۳۵۶، صص. ۲–۱۹.
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=Daniel|نام۱=Elton L.|تاریخ=2025|عنوان=KHORASAN VI. HISTORY IN THE TAHERID AND SAMANID PERIODS|پیوند=https://www.iranicaonline.org/articles/khorasan-vi-history-in-the-taherid-and-samanid-periods/?generate_pdf=1|ژورنال=Encyclopaedia Iranica|دوره=|شماره=Volume XVI|صفحات=631-641}}


<code><nowiki>https://www.sid.ir/paper/424120/fa</nowiki></code>
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Khaleghi-Motlagh|نام=Djalal|مدخل=DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1993|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=|کوشش=|پیوند مدخل=https://doi.org/10.1163/2330-4804_EIRO_COM_8028|جلدها=VI}}


(SID.ir)
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Frye|نام=Richard N|عنوان=The Sāmānids in The Cambridge History of Iran|سال=1975|مکان=|ناشر=Cambridge University Press|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=4}}
 
=== پژوهش‌های انگلیسی و دانشنامه‌ای ===
'''Frye, Richard N.''' “The Sāmānids,” in ''The Cambridge History of Iran'', Vol. 4: ''The Period from the Arab Invasion to the Saljuqs'', Cambridge University Press, 1975, pp. 136–161.
 
لینک رسمی دانشگاه کمبریج:
 
<code><nowiki>https://www.cambridge.org/core/books/cambridge-history-of-iran/samanids/4B6BE7D0B53128A8158DCF8F3B60A081</nowiki></code>
 
این فصل یکی از منابع پایه مقاله حاضر است. (Cambridge University Press)
 
'''Daniel, Elton L.''' “Khorasan vi. History in the Taherid and Samanid Periods,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. XVI, pp. 631–641.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/khorasan-vi-history-in-the-taherid-and-samanid-periods/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Bosworth, C. E.''' “Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī,” ''Encyclopaedia Iranica''.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/esmail-b-ahmad-b-asad-samani/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Bosworth, C. E.''' “ʿAbd-al-Malek b. Nūḥ b. Naṣr,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. I, Fasc. 2, p. 128.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-malek-b-nuh-b-nasr-samanid-ruler-in-transoxania-and-khorasan-954-61/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Bosworth, C. E.''' “Manṣūr b. Nūḥ,” ''Encyclopaedia Iranica''.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/mansur-b-nuh/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Bosworth, C. E.''' “Nūḥ II b. Manṣūr I,” ''Encyclopaedia Iranica''.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/nuh-ii-b-mansur-i/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Bosworth, C. E.''' “Naṣr I b. Aḥmad I b. Esmāʿīl,” ''Encyclopaedia Iranica''.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/nasr-i-b-ahmad-i-b-esmail/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Gutas, Dimitri.''' “Avicenna ii. Biography,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. III, Fasc. 1, pp. 67–70.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/avicenna-ii/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Khaleghi-Motlagh, Djalal.''' “Daqīqī,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. VI, pp. 661–662.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/daqiqi-abu-mansur-ahmad-b/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Matini, Jalal.''' “Hedāyat al-Motaʿallemin fi’l-Ṭebb,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. XII, pp. 112–113.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/hedayat-al-motaallemin-fil-tebb/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Pingree, David.''' “Abū Naṣr Manṣūr b. ʿAlī b. ʿErāq,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. I, Fasc. 4, pp. 351–352.
 
<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/abu-nasr-mansur-b-1/</nowiki></code>
 
(Iranica Online)
 
'''Richter-Bernburg, Lutz.''' “Abū Manṣūr Heravī,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. I, pp. 336–337.


<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/abu-mansur-mowaffaq-b-ali-heravi/</nowiki></code>
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Bosworth|نام=Clifford Edmund|مدخل=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1998|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=New York|کوشش=|پیوند مدخل=|جلدها=VIII}}


(Iranica Online)
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Gutas|نام=Dimitri|مدخل=AVICENNA ii. Biography|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1987|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=|کوشش=|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/avicenna-ii/|جلدها=III}}


'''Pugachenkova, G. A. & Rempel et al.''' “Bukhara v. Archaeology and Monuments,” ''Encyclopaedia Iranica''.
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Matini|نام=Jalal|مدخل=HEDĀYAT AL-MOTAʿALLEMIN FI’L-ṬEBB|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2003|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=|کوشش=|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/hedayat-al-motaallemin-fil-tebb/|جلدها=VXII}}


<code><nowiki>https://www.iranicaonline.org/articles/bukhara-v/</nowiki></code>
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Richter-Bernburg|نام=Lutz|مدخل=Abū Manṣūr Heravī|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1983|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=|کوشش=|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/hedayat-al-motaallemin-fil-tebb/|جلدها=I}}


(Iranica Online)
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Pingree|نام=David|مدخل=Abū Naṣr Manṣūr b. ʿAlī b. ʿErāq|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1983|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=|کوشش=|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/abu-nasr-mansur-b-1/|جلدها=I}}


این نسخه از نظر ساختار و ارجاع، مبنای مناسب‌تری برای متن نهایی مقاله است؛ به‌ویژه تاریخ حکومت '''منصور اول را ۳۵۰ق–۳۶۵ق''' و '''نوح دوم را ۳۶۵ق–۳۸۷ق''' بر اساس گردیزی، نرشخی و ایرانیکا یکدست کرده‌ام و در موارد اختلاف منابع نیز رقم یا روایت واحد را به‌زور قطعی نکرده‌ام.
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=Pugachenkova|نام۱=Galina Anatolʹevna|تاریخ=2000|عنوان=BUKHARA v. Archaeology and Monuments|پیوند=https://www.iranicaonline.org/articles/bukhara-v/|ژورنال=Encyclopaedia Iranica|دوره=|شماره=IV|صفحات=525-527|نام۲=Ėdvard Vasilʹevich|نام خانوادگی۲=Rtveladze}}

نسخهٔ کنونی تا ۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۴

سامانیان؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم ه.ق.[دیدگاه ۱][دیدگاه ۲][دیدگاه ۳]

سامانیان از خاندان‌های حکومتگر ایرانی در سده‌های سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا در چارچوب نظام خلافت عباسی و حکومت طاهریان شکل گرفت و سپس به حکومتی موروثی با مرکزیت بخارا تبدیل شد. قلمرو سامانیان در دوره‌های مختلف، بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر، خراسان و گاه نواحی شرقی و شمالی ایران را دربر می‌گرفت. ساختار حکومت آنان بر امارت، دیوان‌سالاری، حکومت‌های ایالتی و سازمان نظامی استوار بود. در کنار فعالیت‌های سیاسی و نظامی، شهرهایی چون بخارا، سمرقند، نیشابور، مرو، بلخ و هرات از مراکز مهم اقتصادی، علمی و فرهنگی این دوره بودند. گسترش کاربرد فارسی دری در شعر، نثر، ترجمه و تألیف، از تحولات فرهنگی این دوره به‌شمار می‌رود. حکومت مرکزی سامانیان در بخارا در سال ۳۸۹ق پایان یافت، هرچند کوشش برای احیای حکومت این خاندان تا سال ۳۹۵ق ادامه داشت.

معرفی

سامانیان از حکومت‌های مهم خراسان و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم هجری بودند و بخارا[دیدگاه ۴] مرکز اصلی حکومت آنان به شمار می‌رفت. دوره حکومت متمرکز خاندان با امارت اسماعیل بن احمد از ۲۷۹ق تثبیت شد و فرمان امارت ماوراءالنهر نیز از سوی خلافت عباسی برای او صادر گردید.[۱] با شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، قلمرو سامانیان به خراسان گسترش یافت و نواحی دیگری چون گرگان و طبرستان نیز در دوره‌هایی زیر نفوذ آنان قرار گرفت.[۲] در رأس حکومت، امیر سامانی قرار داشت و اداره امور از طریق دستگاه دربار و دیوان‌های متعدد صورت می‌گرفت. نرشخی از دیوان وزیر، مستوفی، صاحب شرط، برید، مشرف، محتسب، اوقاف و قضا در مجموعه اداری بخارا نام برده است.[۳] وزیران و دبیران خاندان‌هایی چون جیهانی و بلعمی در اداره حکومت سامانی نقش داشتند و بخارا محل استقرار دستگاه اداری و دربار امیران بود.دربار سامانی همچنین محل حضور شاعران و اهل ادب بود؛ رودکی در روزگار نصر بن احمد با دربار سامانی ارتباط داشت و روایت مشهور بازگشت نصر از هرات به بخارا نیز در چهار مقاله آمده است.[۴] در قلمرو آنان زبان فارسی دری در تألیف و شعر گسترش یافت و آثاری از شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان در محیط فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر پدید آمد.در نیمه دوم سده چهارم هجری، افزایش قدرت فرماندهان نظامی، رقابت‌های داخلی و گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر با کاهش قلمرو سامانیان همراه شد. در ۳۸۹ق، قراخانیان وارد بخارا شدند و عبدالملک بن نوح، آخرین امیر مستقر سامانی، به دست آنان گرفتار شد؛ با این رویداد حکومت مرکزی سامانیان در بخارا پایان یافت.[۵]

قلمرو حکومتی

قلمرو سامانیان در دوره قدرت آنان شامل دو بخش اصلی ماوراءالنهر و خراسان بود و شهر بخارا پس از دوره اسماعیل بن احمد به مرکز سیاسی و اداری حکومت تبدیل شد.[۶] هسته نخستین قدرت سامانیان در ماوراءالنهر شکل گرفت و شهرهایی چون بخارا، سمرقند، فرغانه، چاچ و اشروسنه از مراکز مهم این قلمرو بودند.[۷] در آغاز، فرزندان اسد بن سامان هر یک بر بخشی از نواحی ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند؛ نوح در سمرقند، احمد در فرغانه، یحیی در چاچ و اشروسنه و الیاس در هرات مستقر بودند.[۸]پس از قدرت‌یابی اسماعیل سامانی و شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، خراسان نیز به قلمرو سامانیان افزوده شد و شهرهایی مانند نیشابور، مرو، هرات و بلخ تحت فرمان آنان قرار گرفتند. [۹]جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، ماوراءالنهر و خراسان را از مناطق آباد و مهم اقتصادی جهان اسلام معرفی کرده‌اند. اصطخری و ابن‌حوقل از شهرهای بزرگ این ناحیه، راه‌های تجاری و رونق اقتصادی آن‌ها یاد کرده‌اند. [۱۰][۱۱]در اواخر دوره سامانی، با گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر، قلمرو این حکومت کاهش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ق با تصرف بخارا توسط قراخانیان و برکناری عبدالملک بن نوح، حکومت مرکزی سامانیان پایان یافت.[۱۲] هسته اصلی قلمرو سامانیان از ماوراءالنهر و خراسان تشکیل می‌شد. در ماوراءالنهر، بخارا و سمرقند مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی بودند و فرغانه، چاچ، اسپیجاب و نواحی پیرامون سیحون نیز در محدوده نفوذ سامانیان یا فرمانروایان تابع آنان قرار داشتند. [۱۳]بخارا در دوره اسماعیل بن احمد مرکز اصلی حکومت شد. ساختار شهری بخارا در دوره سامانی از ارگ، شهر محصور و ربض‌های داخلی و خارجی تشکیل می‌شد. بخش مهمی از فعالیت‌های اداری و تجاری از شهر قدیم به ربض انتقال یافت و کاخ سامانی، مسجد جامع و ساختمان دیوان‌ها در ناحیه میان شهر و ریگستان قرار داشتند.[۱۴]در جنوب جیحون، خراسان با شهرهای نیشابور، مرو، هرات و بلخ مهم‌ترین بخش قلمرو سامانی بود. انتقال قطعی خراسان به حوزه سامانی پس از جنگ اسماعیل بن احمد و عمرو بن لیث صفاری در سال ۲۸۷ق صورت گرفت. عمرو در این نبرد شکست خورد و اسیر شد و پس از آن خلافت حکومت اسماعیل بر خراسان را پذیرفت.[۱۵] در برخی دوره‌ها، اقتدار سامانیان به گرگان، طبرستان و ری نیز گسترش یافت، اما کنترل آنان بر این مناطق پایدار نبود. زیاریان، علویان، آل‌بویه و فرماندهان دیلمی در این نواحی از رقبای سامانیان بودند و مرز سیاسی غربی حکومت بر اثر این رقابت‌ها تغییر می‌کرد.[۱۶] در خوارزم، چغانیان، ختلان و گوزگان نیز خاندان‌های محلی با درجات متفاوتی از وابستگی به سامانیان حکومت می‌کردند. اداره این مناطق همیشه مستقیم نبود و حکومت مرکزی در مواردی با حفظ خاندان محلی، برتری سیاسی خود را از طریق دریافت مالیات، تأیید والی یا درخواست نیروی نظامی اعمال می‌کرد. [۱۷]

پایگاه اجتماعی

خاستگاه خاندان سامانی با طبقه دهقانان پیوند داشت. دهقانان در خراسان و ماوراءالنهر از مالکان و بزرگان محلی بودند و در اداره محلی، مالکیت زمین و انتقال برخی سنت‌های اداری و فرهنگی ایران پیش از اسلام نقش داشتند. منابع سامانیان را خود برخاسته از چنین محیطی معرفی می‌کنند.[۱۸] در مراحل استقرار سامانیان در بخارا، بزرگان شهری و عالمان دینی نیز در تحولات سیاسی حضور داشتند. نرشخی گزارش می‌کند که در جریان آشفتگی بخارا، گروهی از بزرگان و فقهای شهر برای برقراری نظم خواستار ورود اسماعیل بن احمد شدند.[۱۹] دبیران و کارگزاران دیوانی نیز از گروه‌های مهم در ساختار قدرت بودند. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی اعضای متعددی در دستگاه وزارت و دیوان داشتند و در اداره مالی، مکاتبات، سیاست ایالتی و روابط با فرماندهان نظامی فعالیت می‌کردند. [۲۰]در شهرهای قلمرو سامانی، بازرگانان، پیشه‌وران، صاحبان زمین و اصناف شهری از گروه‌های مهم اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آمدند. رونق بازارها، فعالیت کارگاه‌های تولیدی و گسترش مبادلات تجاری، به‌ویژه در شهرهایی چون بخارا و سمرقند، موجب اهمیت یافتن طبقات شهری مرتبط با تجارت و تولید شد. نرشخی در گزارش خود از بخارا، از بازارهای متعدد، دکان‌ها، اصناف و فعالیت گروه‌های مختلف اقتصادی شهر یاد کرده و از حضور بازرگانان در حیات شهری بخارا سخن گفته است.[۲۱] همچنین جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز مهم تجارت منطقه‌ای معرفی کرده‌اند. اصطخری از شهرهایی مانند بخارا، سمرقند و فرغانه به‌عنوان مراکز آباد بازرگانی یاد کرده و به تولیدات شهری و مسیرهای تجاری این نواحی اشاره کرده است. [۲۲]ابن حوقل نیز از رونق تجارت، رفت‌وآمد بازرگانان و اهمیت اقتصادی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر سخن گفته است.[۲۳] از سده چهارم هجری، غلامان و فرماندهان ترک نیز در ساختار قدرت سامانی جایگاهی روزافزون یافتند. آنان از دستگاه نظامی به مقام‌هایی مانند حاجبی، سپهسالاری و حکومت ایالات راه پیدا کردند و در دوره متأخر برخی از این فرماندهان در تعیین یا برکناری امیران مداخله می‌کردند. [۲۴]

پیشینه تاریخی[دیدگاه ۵]

سامانیان نام خود را از سامان‌خداه،[دیدگاه ۶] نیای شناخته‌شده این خاندان، گرفته‌اند. درباره محل سامان در منابع اختلاف وجود دارد. نرشخی سامان‌خداه را با بلخ مرتبط دانسته و نوشته است که او پس از خروج از بلخ به مرو و نزد اسد بن عبدالله قسری رفت و با حمایت وی دوباره به بلخ بازگشت. به نوشته نرشخی، لقب سامان‌خداه از آبادی‌ای به نام «سامان» گرفته شده بود که وی آن را بنا کرده بود.[۲۵] در مقابل، منهاج سراج جوزجانی سامان را ناحیه‌ای از نواحی سغد سمرقند دانسته و سامان‌خداه را رئیس آن ناحیه معرفی کرده است.[۲۶] منابع تاریخی اسلامی نسب سامانیان را به بهرام چوبین می‌رسانند. نرشخی سامان‌خداه را از فرزندان بهرام چوبین معرفی کرده است. [۲۷] گردیزی نیز نسب‌نامه‌ای مفصل برای سامانیان آورده و سامان‌خداه و نیاکان او را در نهایت به بهرام چوبین و خاندان‌های پیشین ایرانی منسوب کرده است.[۲۸] ابوریحان بیرونی نیز در نسب سامانیان، سامان‌خداه را از طریق چند واسطه به بهرام چوبین می‌رساند.[۲۹] به گزارش نرشخی، سامان‌خداه در دوره حکومت اسد بن عبدالله قسری در خراسان اسلام آورد و به سبب دوستی با او، نام پسر خود را اسد نهاد. اسد، جد اسماعیل سامانی، چهار پسر به نام‌های نوح، احمد، یحیی و الیاس داشت. [۳۰]نرشخی در ادامه گزارش می‌کند که فرزندان اسد در جریان شورش رافع بن لیث با دستگاه خلافت همکاری کردند و پس از استقرار مأمون، حکومت برخی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر به آنان واگذار شد.[۳۱] در میان فرزندان اسد، نوح در سمرقند، احمد در بخشی از ماوراءالنهر و دیگر برادران در نواحی شرقی خراسان و فرارود صاحب منصب شدند. با درگذشت برادران، قدرت خاندان بیشتر در دست احمد بن اسد و فرزندان او متمرکز شد. پس از احمد، پسرش نصر بن احمد در سمرقند و برادر او، اسماعیل بن احمد، در بخارا قدرت یافتند.[۳۲] قدرت خاندان سامان در آغاز در چارچوب نظام سیاسی خلافت عباسی و سپس حکومت طاهریان شکل گرفت. نوح، احمد، یحیی و الیاس، فرزندان اسد، در اوایل سده سوم هجری بر بخش‌هایی از شرق خلافت حکومت داشتند. پس از مرگ نوح و یحیی، احمد بن اسد به مهم‌ترین عضو خاندان تبدیل شد و همه امیران بعدی سامانی از نسل او بودند.[۳۳] پس از سقوط طاهریان در خراسان در سال ۲۵۹ق و گسترش قدرت صفاریان، خلافت عباسی به سامانیان در ماوراءالنهر توجه بیشتری نشان داد. در سال ۲۶۱ق، معتمد عباسی نصر بن احمد را به‌عنوان حاکم ماوراءالنهر به رسمیت شناخت. این اقدام در برابر گسترش قدرت صفاریان نیز صورت گرفت.[۳۴]

امیران سامانی[دیدگاه ۷]

نصر بن احمد بن اسد سامانی (۲۵۰ـ۲۷۹ق)

نصر بن احمد بن اسد، فرزند ارشد احمد بن اسد سامانی بود که پس از مرگ پدر در سال ۲۵۰ق، اداره سمرقند و بخش‌هایی از ماوراءالنهر را در دست گرفت. در سال ۲۶۱ق، خلیفه عباسی المعتمد فرمان حکومت ماوراءالنهر را برای نصر صادر کرد و از این زمان، امارت سامانیان با تأیید رسمی خلافت عباسی شکل سیاسی مشخص‌تری یافت.[۳۵] مرکز حکومت نصر بن احمد سمرقند بود. او پس از دریافت فرمان خلافت، اداره نواحی مختلف ماوراءالنهر را سامان داد و برادر خود اسماعیل بن احمد را به حکومت بخارا منصوب کرد. در این دوره، هنوز حکومت سامانیان به صورت یک دولت متمرکز مستقل نبود، بلکه در چارچوب نظام خلافت عباسی و پس از دوره طاهریان فعالیت می‌کرد؛ با این حال، اداره عملی ماوراءالنهر در اختیار خاندان سامانی قرار داشت.[۳۶] از مهم‌ترین مسائل سیاسی دوره نصر، رقابت‌های درون خاندان سامانی و تلاش برای تثبیت قدرت در ماوراءالنهر بود. عموی او اسحاق بن احمد بن اسد و برخی دیگر از خاندان سامانی، در مقاطعی با حکومت نصر مخالفت کردند. همچنین برخی فرماندهان و خاندان‌های محلی در ماوراءالنهر تلاش داشتند نفوذ خود را حفظ کنند. نصر توانست با مقابله با این مخالفت‌ها، موقعیت خود را در سمرقند تثبیت کند. [۳۷] در روابط خارجی، حکومت نصر بن احمد در دوره‌ای قرار داشت که قدرت طاهریان در خراسان رو به افول بود و صفاریان در حال گسترش نفوذ خود بودند. پس از سقوط طاهریان به دست یعقوب لیث صفاری، خلافت عباسی برای حفظ نفوذ خود در شرق جهان اسلام، حکومت ماوراءالنهر را به نصر واگذار کرد. این اقدام، موقعیت خاندان سامانی را در برابر صفاریان تقویت کرد.[۳۸] از نظر اداری، دوره نصر مرحله شکل‌گیری نخستین ساختار حکومتی سامانیان بود. اداره شهرهای مهم ماوراءالنهر، استفاده از کارگزاران محلی و ارتباط با دستگاه خلافت، پایه‌های حکومت بعدی سامانیان را فراهم کرد. هرچند منابع درباره اقدامات اقتصادی و فرهنگی مشخص دوره او گزارش‌های گسترده‌ای ارائه نمی‌کنند، اما تثبیت امنیت سیاسی در ماوراءالنهر زمینه رشد شهری و اقتصادی دوره‌های بعدی سامانی را فراهم کرد.[۳۹] نصر بن احمد در سال ۲۷۹ق درگذشت و پس از او برادرش اسماعیل بن احمد حکومت را در دست گرفت. اسماعیل با انتقال مرکز قدرت به بخارا و گسترش قلمرو سامانیان، مرحله جدیدی از تاریخ این خاندان را آغاز کرد.[۴۰]

اسماعیل بن احمد؛ ۲۷۹ق–۲۹۵ق

اسماعیل بن احمد سامانی (ابوإبراهیم اسماعیل بن احمد بن اسد) از مهم‌ترین امیران خاندان سامانی و بنیان‌گذار مرحله قدرت‌یابی گسترده این حکومت در خراسان و ماوراءالنهر بود. پیش از رسیدن به حکومت مستقل، اسماعیل از سوی برادرش نصر بن احمد به حکومت بخارا منصوب شده بود. روابط میان دو برادر در ابتدا تابع ساختار خانوادگی حکومت سامانی بود، اما اختلاف آنان بر سر نحوه اداره قلمرو سرانجام به درگیری انجامید. اسماعیل پس از پیروزی بر نصر، او را به سمرقند بازگرداند و پس از مرگ نصر در سال ۲۷۹ق، حکومت سراسر ماوراءالنهر را در اختیار گرفت.[۴۱]

اقدامات سیاسی و تثبیت حکومت

مهم‌ترین اقدام سیاسی اسماعیل، ایجاد تمرکز قدرت در ماوراءالنهر و تبدیل حکومت سامانی از یک امارت خانوادگی به یک حکومت منطقه‌ای بود. او با ایجاد مرکز سیاسی در بخارا و سامان دادن به روابط میان خاندان سامانی، دیوانیان و فرماندهان نظامی، پایه‌های حکومت مرکزی را تقویت کرد.[۴۲]

رابطه اسماعیل با خلافت عباسی بر اساس پذیرش رسمی جایگاه خلیفه و حفظ استقلال عملی حکومت سامانی شکل گرفت. پس از گسترش قدرت او، خلافت عباسی حکومت وی را در خراسان و ماوراءالنهر به رسمیت شناخت و اسماعیل در چارچوب نظام خلافت به عنوان امیر شرق جهان اسلام شناخته شد. [۴۳]

جنگ با صفاریان و گسترش قلمرو

مهم‌ترین رویداد نظامی دوره اسماعیل، نبرد با عمرو بن لیث صفاری بود. پس از گسترش قدرت صفاریان در خراسان، عمرو لیث برای تصرف ماوراءالنهر وارد درگیری با سامانیان شد. این نبرد در سال ۲۸۷ق در نزدیکی بلخ رخ داد و با شکست سپاه صفاری و اسارت عمرو بن لیث پایان یافت. پس از این پیروزی، خراسان به قلمرو سامانیان افزوده شد و موقعیت سیاسی اسماعیل در شرق جهان اسلام تثبیت شد.[۴۴]پس از شکست صفاریان، قلمرو سامانیان شامل بخش‌های مهمی از ماوراءالنهر و خراسان شد. این گسترش، جایگاه بخارا را به عنوان مرکز سیاسی و اقتصادی شرق ایران تقویت کرد.[۴۵]

سیاست اداری و اقتصادی

در دوره اسماعیل، ساختار اداری سامانیان بر پایه سنت‌های دیوانی خراسان توسعه یافت. بخارا به مرکز استقرار دیوان‌ها و کارگزاران حکومتی تبدیل شد و نظام اداره شهر و قلمرو بر همکاری میان امیر، وزیران و دیوانیان استوار بود.[۴۶]

از نظر اقتصادی، امنیت راه‌ها و ثبات سیاسی ایجادشده در دوره اسماعیل زمینه رشد تجارت و رونق شهرهای ماوراءالنهر را فراهم کرد. جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، بخارا و سمرقند را از مراکز مهم شهری و تجاری منطقه معرفی کرده‌اند.[۴۷]

سیاست فرهنگی و جایگاه اسماعیل

اگرچه دوره اسماعیل کوتاه‌تر از دوره برخی جانشینان او بود، اما اقدامات سیاسی و اداری او زمینه شکل‌گیری فضای فرهنگی دوره‌های بعد سامانی را فراهم کرد. تثبیت بخارا به عنوان مرکز حکومت، امنیت قلمرو و شکل‌گیری دستگاه دیوانی، شرایطی را ایجاد کرد که در دوره امیرانی مانند نصر بن احمد دوم، به رشد گسترده ادب فارسی و فعالیت علمی انجامید.[۴۸] اسماعیل بن احمد در سال ۲۹۵ق در بخارا درگذشت. [۴۹]پس از او، پسرش احمد بن اسماعیل به حکومت رسید و خلافت عباسی نیز جانشینی او را تأیید کرد.[۵۰]

احمد بن اسماعیل سامانی (۲۹۵ـ۳۰۱ق)

احمد بن اسماعیل سامانی (ابوالعباس احمد بن اسماعیل) پس از مرگ پدرش، اسماعیل بن احمد سامانی، در سال ۲۹۵ق به حکومت رسید. او چهارمین امیر سامانی بود و حکومتش تنها شش سال ادامه یافت. پس از درگذشت اسماعیل در بخارا، خلیفه عباسی المکتفی بالله فرمان حکومت احمد را صادر کرد و بدین ترتیب جانشینی او از سوی خلافت به رسمیت شناخته شد.[۵۱] احمد بن اسماعیل در آغاز حکومت، سیاست پدر را در حفظ قلمرو سامانی و اداره ماوراءالنهر ادامه داد. مهم‌ترین ویژگی دوره او، تلاش برای حفظ ساختار سیاسی ایجادشده در دوره اسماعیل بود. او حکومت خود را بر پایه همکاری با دیوانیان و فرماندهان نظامی ادامه داد و رابطه رسمی با خلافت عباسی را حفظ کرد.[۵۲]

یکی از مسائل مهم سیاسی دوره احمد، کنترل خاندان سامانی و جلوگیری از رقابت‌های داخلی بود. پس از آغاز حکومت او، اسحاق بن احمد، عموی احمد و از افراد بانفوذ خاندان سامانی، در سمرقند حضور داشت و موقعیت مستقلی پیدا کرده بود. احمد برای جلوگیری از شکل‌گیری یک قدرت رقیب در داخل خاندان، اسحاق را به بخارا فراخواند و او را تحت نظر گرفت. این اقدام نشان‌دهنده اهمیت مسئله هماهنگی درون خاندان سامانی در این دوره بود.[۵۳]در حوزه روابط خارجی، حکومت احمد بن اسماعیل همچنان با تهدیدهای مرزی و تحولات سیاسی شرق ایران روبه‌رو بود. پس از گسترش قدرت سامانیان در دوره اسماعیل، احمد تلاش کرد کنترل خراسان و ماوراءالنهر را حفظ کند. منابع تاریخی این دوره را ادامه مرحله تثبیت قدرت سامانیان پس از شکست صفاریان می‌دانند.[۵۴]از نظر اداری و اقتصادی، دوره احمد ادامه روندی بود که در زمان پدرش آغاز شده بود. بخارا همچنان مرکز سیاسی حکومت بود و دستگاه دیوانی سامانی برای اداره قلمرو وسیع خود فعالیت می‌کرد. رونق شهرهای ماوراءالنهر و خراسان، امنیت راه‌های تجاری و فعالیت اقتصادی شهرهایی مانند بخارا و سمرقند از ویژگی‌های کلی ساختار حکومتی سامانیان در این دوره بود.[۵۵]حکومت احمد بن اسماعیل در سال ۳۰۱ق با کشته شدن او پایان یافت. او در مسیر حرکت به سوی خراسان، به دست گروهی از غلامان و نزدیکان نظامی خود کشته شد. پس از او، پسر خردسالش نصر بن احمد سامانی به حکومت رسید و اداره امور در ابتدا به دست رجال دیوانی و فرماندهان سامانی انجام شد. [۵۶]

نصر بن احمد سامانی (دوم) (۳۰۱ـ۳۳۱ق)

نصر بن احمد بن اسماعیل سامانی یکی از مهم‌ترین امیران سامانی و طولانی‌ترین دوره‌های حکومت این خاندان را دارا بود. او پس از کشته‌شدن پدرش احمد بن اسماعیل در سال ۳۰۱ق، در حالی که کودکی بیش نبود، به امارت رسید. به دلیل خردسالی او، اداره امور حکومت در سال‌های نخست به وسیله وزیران و کارگزاران دیوانی انجام می‌شد و به تدریج نصر توانست کنترل مستقیم حکومت را در دست گیرد.[۵۷] دوره نصر بن احمد با تثبیت جایگاه سامانیان در خراسان و ماوراءالنهر همراه بود. او همچنان رابطه رسمی خود را با خلافت عباسی حفظ کرد و مشروعیت حکومت سامانیان در چارچوب خلافت عباسی ادامه یافت. خلافت عباسی نیز حکومت او را بر خراسان و ماوراءالنهر به رسمیت می‌شناخت.[۵۸] در آغاز حکومت نصر، مشکلات داخلی و شورش‌هایی در بخش‌هایی از قلمرو سامانی رخ داد. یکی از مهم‌ترین مسائل، رقابت‌های درون خاندان سامانی و تلاش برخی مدعیان برای دستیابی به قدرت بود. نصر با کمک وزیران و فرماندهان توانست این مخالفت‌ها را کنترل کند و موقعیت حکومت مرکزی را حفظ نماید.[۵۹] در دوره نصر بن احمد، قلمرو سامانیان گسترش یافت و حکومت آنان بخش‌های وسیعی از ماوراءالنهر و خراسان را در اختیار داشت. نفوذ سامانیان در این دوره به مناطقی چون گرگان، ری و طبرستان نیز رسید، هرچند کنترل این نواحی در همه دوره‌ها یکسان نبود. [۶۰]روابط سامانیان با همسایگان شرقی نیز اهمیت داشت. حکومت نصر با گروه‌های ترک‌نشین ماوراءالنهر و نواحی مرزی درگیر بود و سیاست نظامی او بر حفظ مرزهای شرقی و کنترل مسیرهای مهم فرارود استوار بود.[۶۱]

یکی از ویژگی‌های برجسته دوره نصر بن احمد، توسعه دستگاه دیوانی سامانیان بود. در این دوره وزیرانی مانند ابوعبدالله جیهانی و ابوالفضل بلعمی در اداره امور حکومت نقش داشتند. سازمان اداری سامانیان بر پایه سنت‌های دیوانی خراسان شکل گرفته بود و دیوان‌ها مسئولیت‌هایی مانند امور مالی، مکاتبات، نظارت و اداره املاک را بر عهده داشتند.[۶۲] در این زمان، بخارا و سمرقند از مراکز مهم اقتصادی ماوراءالنهر بودند. امنیت نسبی قلمرو، فعالیت بازارها و توسعه راه‌های تجاری موجب رونق اقتصادی شهرهای این منطقه شد. جغرافی‌نویسان سده چهارم هجری، بخارا، سمرقند و دیگر شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز آباد و پررونق شرق جهان اسلام معرفی کرده‌اند.[۶۳][۶۴]

دوره حکومت نصر بن احمد از مهم‌ترین ادوار فرهنگی سامانیان بود. بخارا در این زمان یکی از مراکز مهم ادبی و علمی به شمار می‌رفت و شاعران فارسی‌زبان در محیط دربار حضور داشتند. رودکی، شاعر برجسته فارسی، در دربار نصر بن احمد جایگاه ویژه‌ای داشت و نظامی عروضی داستان ارتباط او با امیر سامانی و سرودن قصیده «بوی جوی مولیان» را گزارش کرده است.[۶۵] در سال‌های پایانی دوره نصر، دعوت اسماعیلی در دربار و خراسان فعالیت پیدا کرد. درباره میزان گرایش شخص نصر به اسماعیلیان، گزارش منابع یکسان نیست؛ بنابراین حضور و نفوذ داعیان را می‌توان گزارش کرد، اما تغییر رسمی مذهب امیر را نمی‌توان بدون قید و احتیاط قطعی دانست.[۶۶] نصر در سال ۳۳۱ق پس از سی سال حکومت درگذشت و پسرش نوح بن نصر جانشین او شد.[۶۷]

نوح بن نصر؛ ۳۳۱ق–۳۴۳ق

نوح بن نصر بن احمد سامانی پس از مرگ پدرش نصر بن احمد در سال ۳۳۱ق به حکومت رسید. دوره حکومت او با ادامه ساختار سیاسی دوره پیشین آغاز شد، اما به تدریج با شورش‌های داخلی، رقابت میان فرماندهان نظامی و مشکلات مالی حکومت همراه شد. او در آغاز حکومت از حمایت رجال دیوانی و وزیران سامانی برخوردار بود و تلاش کرد اقتدار حکومت مرکزی را حفظ کند.[۶۸] در دوره نوح بن نصر، روابط سامانیان با خلافت عباسی همچنان برقرار بود و حکومت او در چارچوب مشروعیت خلافت عباسی فعالیت می‌کرد. با این حال، مسائل داخلی و رقابت میان نیروهای نظامی و دیوانی، توان حکومت مرکزی را کاهش داد. در این دوره، برخی فرماندهان نظامی مانند ابوعلی چغانی در تحولات سیاسی خراسان نقش بیشتری یافتند.[۱۳][۶۹] از مهم‌ترین مسائل دوره نوح، درگیری با شورش‌های داخلی در خراسان و ماوراءالنهر بود. حکومت او برای حفظ کنترل مناطق مختلف ناچار به اعزام سپاه و استفاده از قدرت فرماندهان محلی شد. افزایش نقش این فرماندهان در امور سیاسی، از ویژگی‌های مهم این دوره بود.[۷۰] نوح بن نصر در سال ۳۴۳ق درگذشت و پس از او پسرش عبدالملک بن نوح به حکومت رسید.[۷۱] نوح در سال ۳۳۱ق جانشین نصر شد. در آغاز حکومت او برخورد با شبکه اسماعیلیان شدت یافت و موقعیت علمای سنی در محیط دربار تقویت شد.[۷۲]

مهم‌ترین بحران سیاسی دوره او با ابوعلی چغانی ارتباط داشت. هنگامی که نوح کوشید ابوعلی را از حکومت خراسان برکنار کند، وی شورش کرد و در سال ۳۳۵ق وارد بخارا شد. ابراهیم بن احمد برای مدتی به‌عنوان امیر معرفی شد، اما نوح دوباره پایتخت را در اختیار گرفت. در سال ۳۳۷ق میان نوح و ابوعلی صلح برقرار شد.[۷۳] در همین دوره مشکلات مالی حکومت نیز آشکارتر شد. منابع از تأخیر در پرداخت مواجب سپاهیان و افزایش فشار مالیاتی برای تأمین هزینه‌های نظامی سخن گفته‌اند.[۷۴] [۷۵]

عبدالملک بن نوح سامانی (۳۴۳ـ۳۵۰ق)

عبدالملک بن نوح پس از مرگ پدرش در سال ۳۴۳ق به حکومت رسید. دوره او ادامه روند افزایش نفوذ فرماندهان نظامی در ساختار حکومت سامانی بود. در این دوره، حاجبان و سپهسالاران نقش مهمی در تصمیم‌های سیاسی داشتند و امیر برای اداره امور به حمایت آنان نیازمند بود. [۷۶]یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های نظامی دوره عبدالملک، ابوعلی چغانی سپهسالار مشهور سامانی بود که در خراسان نفوذ فراوان داشت. رقابت میان سپهسالاران و دربار سامانی، یکی از عوامل تضعیف اقتدار مرکزی در این دوره به شمار می‌رفت.[۷۷]

از نظر فرهنگی، دوره عبدالملک همچنان ادامه سنت حمایت سامانیان از ادیبان و دانشمندان بود. محیط فرهنگی بخارا و فعالیت دیوانیان ایرانی در این دوره ادامه یافت، هرچند مسائل سیاسی و نظامی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.[۷۸]عبدالملک در سال ۳۴۹ق آلپ‌تگین را به حکومت خراسان منصوب کرد. خود عبدالملک در شوال سال ۳۵۰ق، در هفده‌سالگی، بر اثر سقوط از اسب هنگام چوگان درگذشت. مرگ او بحران جانشینی و رقابت تازه‌ای میان فرماندهان ایجاد کرد.[۷۹]

منصور بن نوح سامانی (۳۵۰ـ۳۶۵ق)

منصور بن نوح در سال ۳۵۰ق به حکومت رسید. دوره او با تلاش برای بازگرداندن اقتدار حکومت مرکزی و مقابله با نفوذ روزافزون فرماندهان نظامی همراه بود. او در آغاز حکومت خود با مشکلات سیاسی و رقابت‌های درون دستگاه سامانی روبه‌رو شد.[۸۰]در دوره منصور،ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و سپس دیگر فرماندهان نظامی در امور خراسان نقش داشتند. همچنین در این دوره نفوذ غلامان ترک در دستگاه نظامی افزایش یافت و ساختار قدرت سامانی بیش از گذشته به فرماندهان نظامی وابسته شد.[۸۱]از مهم‌ترین اقدامات فرهنگی دوره منصور، حمایت از ترجمه و تألیف آثار فارسی بود. در این دوره، به فرمان منصور بن نوح، ترجمه فارسی تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی انجام شد که از مهم‌ترین آثار نثر فارسی آغاز دوره اسلامی به شمار می‌رود.[۸۲] منصور در سال ۳۶۵ق درگذشت و پسرش نوح بن منصور به حکومت رسید.[۸۳]

نوح بن منصور سامانی (۳۶۵ـ۳۸۷ق)

نوح بن منصور آخرین امیر قدرتمند سامانی بود که توانست برای مدتی حکومت را حفظ کند. او در آغاز حکومت با مشکلات داخلی و افزایش نفوذ فرماندهان نظامی مواجه شد. در این دوره، شخصیت‌هایی مانند سبکتکین در خراسان قدرت یافتند و زمینه شکل‌گیری حکومت غزنویان فراهم شد.[۸۴] در دوره نوح، روابط سامانیان با خلافت عباسی همچنان ادامه داشت، اما حکومت مرکزی توان گذشته را نداشت. حملات قراخانیان به ماوراءالنهر و رقابت با غزنویان، قلمرو سامانیان را محدود کرد. [۸۵]با وجود ضعف سیاسی، فعالیت فرهنگی در بخارا ادامه یافت. در همین دوره، کتابخانه‌ها و محافل علمی بخارا همچنان فعال بودند و دانشمندانی مانند ابوعلی سینا با محیط علمی سامانی ارتباط داشتند.[۸۶] نوح بن منصور در سال ۳۸۷ق درگذشت و پس از او پسرش منصور بن نوح دوم به حکومت رسید. پس از حکومت کوتاه او، عبدالملک بن نوح دوم آخرین امیر سامانی در بخارا شد.[۸۷]

منصور بن نوح دوم سامانی (۳۸۷ـ۳۸۹ق)

منصور بن نوح دوم، فرزند نوح بن منصور سامانی، پس از مرگ پدرش در سال ۳۸۷ق به حکومت رسید. دوره کوتاه حکومت او در شرایطی آغاز شد که قدرت سیاسی سامانیان کاهش یافته بود و حکومت مرکزی با مشکلات داخلی و فشار قدرت‌های رقیب، به‌ویژه قراخانیان در ماوراءالنهر و غزنویان در خراسان، روبه‌رو بود. [۸۸]در آغاز حکومت منصور، اختلاف میان امیر و فرماندهان نظامی ادامه یافت. او برای اداره امور به نیروهای نظامی وابسته بود و توانایی بازگرداندن اقتدار پیشین سامانیان را نداشت. در همین دوره، قراخانیان که از شرق ماوراءالنهر قدرت گرفته بودند، فشار خود را بر قلمرو سامانی افزایش دادند.[۸۹] منصور دوم در سال ۳۸۹ق به دست گروهی از امیران و فرماندهان خود برکنار شد و پس از او برادرش عبدالملک دوم به حکومت رسید.[۹۰]

عبدالملک بن نوح دوم سامانی (۳۸۹ق)

عبدالملک دوم در صفر سال ۳۸۹ق به امارت رسید، اما حکومت او حدود هشت ماه بیشتر ادامه نیافت. در این مرحله خراسان از کنترل عملی بخارا خارج شده بود و قراخانیان نیز به ماوراءالنهر پیشروی می‌کردند.[۹۱] محمود غزنوی نیروهای بکتوزون و فائق را در خراسان شکست داد و کنترل این منطقه را در اختیار گرفت. سپس نصر ایلیک‌خان قراخانی در ذی‌قعده سال ۳۸۹ق وارد بخارا شد و عبدالملک و اعضای خاندان سامانی را بازداشت کرد. با این واقعه حکومت مرکزی سامانی در بخارا پایان یافت.[۹۲] پس از آن، قلمروهای اصلی سامانیان میان قدرت‌های جدید منطقه‌ای تقسیم شد؛ ماوراءالنهر به قراخانیان رسید و خراسان نیز در اختیار غزنویان قرار گرفت. بدین ترتیب، ساختار سیاسی سامانیان جای خود را به حکومت‌های ترک‌تبار منطقه‌ای داد.[۹۳][۹۴]

اسماعیل منتصر؛ ۳۹۰ق–۳۹۵ق

اسماعیل بن نوح، معروف به منتصر، پس از سقوط بخارا از اسارت قراخانیان گریخت و برای بازگرداندن قدرت خاندان خود تلاش کرد. وی در فاصله سال‌های ۳۹۰ق تا ۳۹۵ق چند بار با استفاده از نیروهای محلی و گروه‌هایی از غزها با قراخانیان و غزنویان جنگید و در مقاطعی مناطقی را بازپس گرفت، اما نتوانست حکومت مرکزی پایداری در بخارا تشکیل دهد. او در سال ۳۹۵ق کشته شد.[۹۵]از این رو، منتصر را باید آخرین مدعی احیای حکومت سامانی دانست، نه امیری که پس از سال ۳۸۹ق دولت مرکزی سامانی را به‌طور پایدار بازسازی کرده باشد.[۹۶]

جدول امیران سامانی

ردیف امیر دوره حکومت مهم‌ترین اقدامات و تحولات
۱ نصر بن احمد بن اسد حدود ۲۵۰ق–۲۷۹ق؛ فرمان رسمی از ۲۶۱ق تثبیت قدرت در سمرقند؛ دریافت فرمان ماوراءالنهر؛ فرستادن اسماعیل به بخارا؛ درگیری با اسماعیل
۲ اسماعیل بن احمد ۲۷۹ق–۲۹۵ق تثبیت بخارا؛ لشکرکشی طراز؛ شکست عمرو بن لیث در ۲۸۷ق؛ الحاق خراسان
۳ احمد بن اسماعیل ۲۹۵ق–۳۰۱ق مداخله در سیستان؛ فعالیت در گرگان و طبرستان؛ قتل به دست غلامان
۴ نصر بن احمد دوم ۳۰۱ق–۳۳۱ق مهار شورش‌های خاندان؛ وزارت جیهانی و بلعمی؛ گسترش نفوذ غربی؛ فعالیت رودکی؛ نفوذ دعوت اسماعیلی
۵ نوح بن نصر ۳۳۱ق–۳۴۳ق برخورد با اسماعیلیان؛ شورش ابوعلی چغانی؛ مشکلات مالی و مواجب سپاه
۶ عبدالملک بن نوح ۳۴۳ق–۳۵۰ق افزایش نفوذ نظامیان؛ قدرت‌یابی آلپ‌تگین؛ تشدید دشواری‌های مالی
۷ منصور بن نوح ۳۵۰ق–۳۶۵ق خروج آلپ‌تگین به غزنه؛ رقابت با آل‌بویه؛ تاریخ بلعمی؛ ترجمه تفسیر طبری
۸ نوح بن منصور ۳۶۵ق–۳۸۷ق قدرت‌یابی سیمجوریان؛ حمله قراخانیان؛ اتحاد با سبکتگین؛ گسترش قدرت محمود؛ فعالیت دقیقی و ابن‌سینا
۹ منصور بن نوح دوم ۳۸۷ق–۳۸۹ق سلطه فائق و بکتوزون؛ رقابت با محمود؛ برکناری و نابینا شدن
۱۰ عبدالملک بن نوح دوم ۳۸۹ق تصرف خراسان به دست محمود؛ ورود قراخانیان به بخارا؛ پایان حکومت مرکزی
۱۱ اسماعیل منتصر ۳۹۰ق–۳۹۵ق کوشش برای احیای حکومت؛ جنگ با قراخانیان و غزنویان؛ کشته‌شدن در ۳۹۵ق

نظام حکومت

نظام سیاسی

در رأس حکومت سامانی امیر قرار داشت. سامانیان عنوان خلافت یا سلطنت را برای خود به کار نمی‌بردند و از نظر رسمی رابطه خود را با خلافت عباسی حفظ می‌کردند. نام خلیفه در خطبه و بر سکه‌ها ذکر می‌شد و خلیفه نیز در مواردی فرمان حکومت یا خلعت برای امیر سامانی می‌فرستاد. [۹۷]با وجود این رابطه رسمی، اداره داخلی، تعیین والیان، فرماندهی سپاه، وصول مالیات و تصمیمات دیوانی در اختیار سامانیان بود. هدایا میان بخارا و بغداد مبادله می‌شد، اما برای پرداخت منظم خراج سالانه از سوی امیران سامانی به خلافت شواهد روشن و پیوسته‌ای وجود ندارد.[۹۸] در ساختار مرکزی، دو حوزه اصلی درگاه و دیوان قابل تشخیص است. درگاه به شخص امیر، حاجبان، غلامان و امور دربار مربوط می‌شد و دیوان‌ها وظایف اداری و مالی حکومت را انجام می‌دادند.[۹۹]

نظام دیوانی

نرشخی از ده دیوان در بخارا نام می‌برد: دیوان وزیر، مستوفی، عمیدالملک، صاحب شرط، صاحب برید، اشراف، مملکت خاصه، محتسب، اوقاف و قضا. ساختمان این دیوان‌ها در مجموعه اداری نزدیک کاخ حکومت قرار داشت. [۱۰۰][۱۰۱]

وزیر پس از امیر از مهم‌ترین مقامات کشوری بود. خاندان‌های جیهانی، بلعمی و عتبی از خانواده‌هایی بودند که اعضای آنان منصب وزارت داشتند. وزیر بر بخش مهمی از دستگاه اداری نظارت می‌کرد و در تعیین برخی کارگزاران و روابط میان دربار و ایالات دخالت داشت.[۱۰۲][۱۰۳]

دیوان استیفا با امور مالی و حساب درآمد و هزینه مرتبط بود؛ دیوان رسائل یا عمیدالملک مکاتبات رسمی را تنظیم می‌کرد؛بریددر انتقال نامه و گزارش از ایالات نقش داشت؛ و دیوان اشراف بر عملکرد مالی و اداری کارگزاران نظارت می‌کرد.[۱۰۴] عربی همچنان در مکاتبات علمی، علوم دینی و بخشی از امور دیوانی کاربرد داشت، اما فارسی دری نیز در محیط دربار و دستگاه حکومتی به‌تدریج کاربرد بیشتری یافت. بنابراین نمی‌توان از جایگزینی کامل عربی با فارسی در کل دیوان سامانی سخن گفت. [۱۰۵][۱۰۶]

نظام اداری و ایالات

قلمرو سامانی از ولایت‌هایی تشکیل می‌شد که برخی مستقیماً و برخی از طریق خاندان‌های محلی اداره می‌شدند. والیان ولایات مهم از سوی امیر تعیین می‌شدند و حکومت خراسان یکی از مهم‌ترین مقام‌های ایالتی بود.[۱۰۷]

نیشابور مرکز اصلی اداره خراسان بود و حکومت خراسان در بسیاری از دوره‌ها با مقام سپهسالاری پیوند داشت. این امر موجب می‌شد والی خراسان از قدرت مالی و نظامی قابل توجهی برخوردار باشد؛ در دوره متأخر، همین تمرکز قدرت در دست افرادی مانند سیمجوریان یکی از مشکلات حکومت مرکزی شد.[۱۰۸]

در مناطقی مانند چغانیان، خوارزم و گوزگان، فرمانروایان محلی در برابر پذیرش برتری سیاسی سامانیان، بخشی از اختیار داخلی خود را حفظ می‌کردند.[۱۰۹]

نظام قضایی

نظام قضایی بخشی مستقل از تشکیلات دیوانی بود. نرشخی دیوان قضا، دیوان اوقاف و دیولت محتسب را به صورت نهادهای جداگانه ذکر می‌کند؛ بنابراین قضاوت شرعی، اداره موقوفات و نظارت بر بازار از نظر تشکیلاتی کاملاً یکسان نبودند.[۱۱۰]

قاضیان در شهرهای قلمرو سامانی به حل دعاوی و امور قضایی می‌پرداختند، اما اطلاعات منابع درباره سلسله‌مراتب دقیق دیوان قضا در همه ایالات محدود است. از این رو، ساختار شناخته‌شده بخارا را نمی‌توان بدون سند به تمام شهرهای قلمرو تعمیم داد.[۱۱۱]

در ماوراءالنهر، فقه حنفی جایگاه گسترده‌ای داشت و بسیاری از فقها و قضات بخارا و سمرقند به این مذهب وابسته بودند. حمایت برخی امیران و واگذاری مناصب قضایی به فقهای حنفی از عوامل گسترش این مذهب در منطقه دانسته شده است.[۱۱۲]

این وضعیت به معنای یکدستی مذهبی سراسر قلمرو نبود. شافعیان نیز در بخش‌هایی از خراسان حضور داشتند و ساختار مذهبی خراسان با ماوراءالنهر تفاوت‌هایی داشت.[۱۱۳]

محتسب بر بازار و بخشی از نظم عمومی شهری نظارت داشت و وجود دیوان مستقل محتسب در کنار دیوان قضا و دیوان شرطه نشان‌دهنده تفکیک نسبی امور قضایی، انتظامی و نظارتی بود.[۱۱۴]

دیوان اوقاف نیز در ساختار مرکزی بخارا وجود داشت. توسعه موقوفات دینی و عمومی، از جمله املاک مربوط به مساجد و مراکز مذهبی، ضرورت اداره این منابع را ایجاد کرده بود.[۱۱۵][۱۱۶]

نظامیان و ارتش

سپاه سامانی از نیروهای محلی خراسان و ماوراءالنهر، نیروهای خاندان‌های تابع، جنگجویان مرزی و غلامان نظامی تشکیل می‌شد. در مراحل نخست، بخشی از نیروهای نظامی از دهقانان و نیروهای آزاد محلی تأمین می‌شدند.[۱۱۷]

غلامان ترک از دوره‌های نخست حکومت سامانی وارد سپاه شدند و به‌تدریج شمار و اهمیت آنان افزایش یافت. برخی از این غلامان پس از طی مراتب نظامی به حاجبی، فرماندهی سپاه یا حکومت خراسان رسیدند؛ سیمجوریان، آلپ‌تگین، تاش، فائق و بکتوزون از نمونه‌های فرماندهان ترک یا وابسته به نظام غلامی بودند. [۱۱۸]

مقام سپهسالار از مهم‌ترین مناصب نظامی بود و با حکومت خراسان ارتباط داشت. سپاه خراسان برای دفاع از مرزها، مقابله با شورش‌های داخلی و عملیات سامانیان در ری، گرگان، طبرستان و سیستان مورد استفاده قرار می‌گرفت.[۱۱۹]

سپاهیان حرفه‌ای مواجب نقدی دریافت می‌کردند و پرداخت حقوق آنان از هزینه‌های اصلی دولت بود. در نیمه سده چهارم هجری، تأخیر در پرداخت مواجب موجب نارضایتی و حتی خودداری سپاهیان از حضور در برخی لشکرکشی‌ها شد.[۱۲۰][۱۲۱]

در دوره متأخر، فرماندهان با تصرف منابع مالی ایالات و کسب حکومت ولایات، قدرت مستقلی پیدا کردند. ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم درآمد خراسان و حتی درآمد املاک خاصه را در اختیار گرفت.[۱۲۲]

نظام اقتصادی[دیدگاه ۸]

کشاورزی و آبیاری

کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد سامانی بود. نواحی حاصل‌خیز خراسان، سغد، فرغانه، بخارا و مرو دارای شبکه‌های آبیاری بودند و محصولات کشاورزی بخش مهمی از تولید و درآمد مالیاتی را تشکیل می‌دادند.[۱۲۳] نگهداری مجاری آب و تقسیم آب در برخی مناطق، به‌ویژه مرو و سغد، دارای سازمان اداری مشخص بود و رابطه مستقیمی میان میزان دسترسی به آب و مالیات اراضی وجود داشت.[۱۲۴]

مالیات و مالکیت زمین

خراج زمین یکی از منابع اصلی درآمد دولت بود و دیوان‌های مالی در تعیین و وصول آن نقش داشتند. در کنار اراضی مالکان و دهقانان، املاک خاصه حکومت، موقوفات و زمین‌های در اختیار فرماندهان نیز وجود داشت.[۱۲۵][۱۲۶] با گسترش قدرت فرماندهان، بخشی از درآمدهای ایالتی از دسترس مستقیم دولت مرکزی خارج شد. تصرف درآمد خراسان توسط ابوعلی سیمجوری در دوره نوح دوم نمونه مشخصی از این روند بود.[۱۲۷][۱۲۸]

منابع درآمد دولت

علاوه بر خراج، حکومت از عوارض تجاری، درآمد املاک خاصه، برخی معادن، مالیات‌های شهری و درآمدهای حاصل از تجارت و عبور کالا استفاده می‌کرد.[۱۲۹][۱۳۰] هزینه‌های اصلی حکومت شامل مواجب سپاه، پرداخت به کارگزاران، هزینه دربار و اداره ایالات بود. با افزایش هزینه نظامی در نیمه دوم سده چهارم هجری، فشار مالی بر حکومت بیشتر شد.[۱۳۱]

صنایع و تولید شهری

در دوره سامانیان، شهرهای بزرگ قلمرو، به‌ویژه بخارا و سمرقند، علاوه بر نقش سیاسی و اداری، مراکز مهم تولید و مبادله کالا بودند. فعالیت‌های پیشه‌وری شامل تولید منسوجات، سفال، کالاهای چرمی، ابزارهای فلزی و دیگر صنایع دستی بود و بخشی از اقتصاد شهری را تشکیل می‌داد. رونق این صنایع با گسترش بازارها، امنیت راه‌های تجاری و حضور دستگاه دیوانی سامانیان ارتباط داشت.[۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴]بخارا به عنوان مرکز حکومت سامانیان، محل استقرار دیوان‌ها، بازارها و گروه‌های مختلف شهری بود. نرشخی از بازارها، محله‌های تجاری و فعالیت‌های اقتصادی این شهر یاد کرده و نشان می‌دهد که حیات اقتصادی بخارا با ساختار اداری و سیاسی حکومت سامانی پیوند داشت.[۱۳۵]در میان تولیدات شهری، کاغذ سمرقندی جایگاه ویژه‌ای داشت. سمرقند یکی از مراکز مشهور تولید کاغذ در جهان اسلام بود و این محصول در فعالیت‌های دیوانی، کتابت و انتقال دانش مورد استفاده قرار می‌گرفت. با این حال، منابع تاریخی این صنعت را بیشتر به عنوان یک فعالیت شهری و اقتصادی معرفی می‌کنند و سندی برای انتساب مستقیم آن به سیاست دولتی سامانیان وجود ندارد.[۱۳۶]

تجارت

تجارت در دوره سامانیان (۲۶۱ـ۳۸۹ق) یکی از فعالیت‌های مهم اقتصادی قلمرو آنان بود. قرار گرفتن ماوراءالنهر و خراسان در مسیرهای ارتباطی میان چین، سرزمین‌های ترک، ایران و جهان اسلام، موجب رونق مبادلات تجاری در شهرهایی مانند بخارا، سمرقند و فرغانه شد. این شهرها علاوه بر نقش اداری، مراکز مهم بازار و تجارت منطقه‌ای بودند.[۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹]بخارا، پایتخت سامانیان، به دلیل استقرار دستگاه دیوانی و حضور بازارهای بزرگ، یکی از مهم‌ترین مراکز اقتصادی حکومت بود. نرشخی از رونق بازارها و فعالیت‌های تجاری این شهر یاد کرده و اهمیت اقتصادی بخارا را در دوره سامانی نشان می‌دهد.[۱۴۰] دولت سامانی به‌طور مستقیم تجارت را اداره نمی‌کرد، اما با تأمین امنیت راه‌ها، حفظ نظم شهری و اداره نظام مالیاتی، زمینه فعالیت بازرگانان و رونق بازارها را فراهم می‌کرد. تجارت خارجی قلمرو سامانی شامل مبادله کالاهایی مانند منسوجات، کاغذ، محصولات کشاورزی، پوست و کالاهای وارداتی بود.[۱۴۱] تجارت غلامان ترک نیز بخشی از روابط تجاری آسیای مرکزی بود و غلامان از نواحی شمال و شرق به بازارهای سرزمین‌های اسلامی منتقل می‌شدند.[۱۴۲]سکه‌های سامانی نیز در مبادلات منطقه‌ای به کار می‌رفتند و درهم‌های آنان در مناطق دور از قلمرو سیاسی سامانی یافت شده‌اند. نام خلیفه عباسی نیز در بسیاری از سکه‌ها در کنار نام امیر حفظ می‌شد.[۱۴۳]

فرهنگ در دوره سامانیان

زبان فارسی

یکی از تحولات فرهنگی دوره سامانیان گسترش کاربرد فارسی دری در شعر و نثر بود. این فرایند به معنای کنار رفتن زبان عربی نبود؛ عربی همچنان زبان بخش بزرگی از علوم دینی، فلسفه، پزشکی و تألیف علمی بود. [۱۴۴]دربار بخارا از شعر فارسی حمایت می‌کرد. رودکی در دربار نصر دوم فعالیت داشت و علاوه بر شاعری، اشعار خود را با موسیقی اجرا می‌کرد. وزیر ابوالفضل بلعمی نیز با او ارتباط داشت.[۱۴۵]

ترجمه و نثر فارسی

در دوره منصور بن نوح، تاریخ بلعمی بر پایه تاریخ طبری تدوین شد. بلعمی متن طبری را تلخیص و بازپرداخت کرد و اثر حاصل به یکی از متون مهم نثر فارسی تبدیل شد.[۱۴۶]ترجمه فارسی تفسیر طبری نیز در محیط سامانی انجام شد. این ترجمه از نمونه‌های مهم ورود فارسی به حوزه متون دینی و تفسیری است.[۱۴۷]

تاریخ‌نگاری

نرشخی اصل تاریخ بخارا را در سال ۳۳۲ق به زبان عربی و برای نوح بن نصر تألیف کرد. اصل عربی کتاب از میان رفته است و متن موجود حاصل ترجمه فارسی قباوی در سال ۵۲۲ق و تلخیص و افزوده‌های بعدی است. [۱۴۸]در سال ۳۴۶ق نیز شاهنامه ابو منصوری در خراسان به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق فراهم شد. این اثر به نثر بود و روایات مربوط به شاهان ایران پیش از اسلام را گردآوری می‌کرد. متن کامل آن از میان رفته، اما مقدمه آن باقی مانده است.[۱۴۹]دقیقی نیز در اواخر دوره سامانی نظم روایات حماسی ایران را آغاز کرد و حدود هزار بیت از بخش گشتاسپ و زرتشت او در شاهنامه فردوسی باقی مانده است. آغاز این کار به فرمان نوح بن منصور نسبت داده شده است.[۱۵۰]

علم در دوره سامانیان

جغرافیا

محمد بن احمد جیهانی، وزیر نصر دوم، علاوه بر فعالیت دیوانی به گردآوری اطلاعات درباره راه‌ها، سرزمین‌ها، اقوام و تجارت علاقه داشت. جغرافی‌نویسان بعدی از اطلاعات منسوب به او استفاده کرده‌اند.[۱۵۱]

پزشکی

ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری در دوره سامانی کتاب هدایة‌المتعلمین فی الطب را به فارسی نوشت. این کتاب قدیمی‌ترین رساله کامل پزشکی باقی‌مانده به زبان فارسی دانسته شده و مؤلف در آن از تجربه بیست‌وسه‌ساله پزشکی خود استفاده کرده است. اثر در سه بخش اصلی و حدود دویست زیربخش تنظیم شده است.[۱۳]

ابومنصور موفق هروی نیز در اواخر سده چهارم هجری کتاب الابنیه عن حقائق الادویه را به فارسی تألیف کرد. کتاب شامل ۵۸۴ مدخل درباره مواد دارویی گیاهی، معدنی و حیوانی است. تعلق مستقیم او به دربار سامانی قطعی نیست، اما اثر در فضای علمی و زبانی قلمرو ایرانی شرق در همین دوره شکل گرفت.[۱۵۲]

ریاضیات و نجوم

ابوالنصر منصور بن علی بن عراق از ریاضی‌دانان و منجمان اواخر سده چهارم هجری بود. بیرونی او را استاد خود معرفی می‌کند و آثار او در هندسه، نجوم و مثلثات کروی قرار داشت. منابع او را مولای امیرالمؤمنین معرفی کرده‌اند که در پژوهش جدید با محیط سامانی مرتبط دانسته شده است.[۱۵۳]

ابن‌سینا و بخارا

ابن‌سینا در روستای افشنه نزدیک بخارا زاده شد و پدرش در دستگاه سامانی مسئولیتی محلی داشت. خانواده سپس به بخارا رفتند و ابن‌سینا در محیط علمی این شهر تحصیل کرد.[۱۵۴]در حدود هفده‌سالگی، ابن‌سینا برای درمان نوح بن منصور به دربار فراخوانده شد و پس از آن امکان استفاده از کتاب‌های موجود در محیط دربار برای او فراهم شد. بخش عمده آثار مشهور ابن‌سینا البته پس از سقوط سامانیان و در دوره فعالیت او در خوارزم و غرب ایران تألیف شد.[۱۵۵]

هنر در دوره سامانیان

معماری و شهرسازی

معماری دوره سامانی از آجر به‌عنوان عنصر سازه‌ای و تزیینی استفاده گسترده‌ای کرد. آرامگاه سامانیان در بخارا از مهم‌ترین بناهای باقی‌مانده این دوره است و در حدود آغاز سده چهارم هجری ساخته شده است. بنا مکعبی گنبددار است و نمای بیرونی و داخلی آن با آرایش‌های مختلف آجر تزیین شده است.[۱۵۶]

در بخارای سامانی چند مسجد ساخته یا بازسازی شد و وجود مدرسه فارجک در گزارش آتش‌سوزی سال ۳۲۵ق نشان می‌دهد که مراکز آموزشی سازمان‌یافته نیز در شهر وجود داشتند.[۱۵۷]

سفالگری

سفالگری یکی از شاخص‌ترین هنرهای خراسان و ماوراءالنهر در دوره سامانی بود. نیشابور یکی از مراکز مهم تولید سفال منقوش، گلابه‌ای و کتیبه‌دار بود. نقوش هندسی، گیاهی، جانوری، انسانی و کتیبه‌های خطی بر این ظروف به کار می‌رفت.[۱۵۸]

در بخشی از سفال‌های سامانی عناصر تصویری قابل مقایسه با سنت‌های سغدی و ساسانی دیده می‌شود، ولی این عناصر در ساختار هنری دوره اسلامی بازپرداخت شده‌اند.[۱۵۹]

نمونه‌هایی از سفال نیشابور نیز مجالس انسانی، شعر، موسیقی و نوازندگی را نشان می‌دهند. بررسی یکی از ظروف منسوب به دوره سامانی در موزه هنر شیکاگو نمونه‌ای از حضور مضامین موسیقی و بزم در هنر این دوره است.[۱۶۰]

موسیقی

موسیقی در محیط درباری بخارا حضور داشت و فعالیت رودکی یکی از نمونه‌های روشن آن است. منابع او را شاعری معرفی می‌کنند که شعر را با ساز و آواز اجرا می‌کرد و در دربار نصر دوم جایگاه داشت.[۱۶۱]

مذهب و عقاید مذهبی

سامانیان در چارچوب اسلام سنی حکومت می‌کردند و در ماوراءالنهر، فقه حنفی گسترش گسترده‌ای یافت. بخارا و سمرقند از مراکز مهم فقهای حنفی بودند و شماری از قضات این شهرها از همین مذهب انتخاب می‌شدند.[۱۶۲]

در خراسان، در کنار حنفیان، شافعیان نیز حضور داشتند و در برخی شهرها جوامع شیعی نیز وجود داشتند. بنابراین ساختار مذهبی همه مناطق قلمرو سامانی یکسان نبود.[۱۶۳][۱۶۴]

در دوره نصر دوم، دعوت اسماعیلی در خراسان و دربار سامانی فعال شد و برخی از درباریان با داعیان ارتباط پیدا کردند. پس از رسیدن نوح بن نصر به حکومت، برخورد با شبکه سیاسی اسماعیلیان شدت یافت.[۱۶۵]

ترجمه فارسی متون دینی، به‌ویژه تفسیر طبری، نشان می‌دهد که فارسی در دوره سامانی به حوزه آموزش و انتقال مفاهیم دینی نیز راه یافت.[۱۶۶]

پایان حکومت و عوامل سقوط

کاهش قدرت سامانیان فرایندی تدریجی بود. از دوره نوح بن نصر، قدرت فرماندهان نظامی افزایش یافت و از نیمه دوم سده چهارم هجری، وزیران و دستگاه دیوانی بیش از گذشته با سرداران نظامی برای کنترل منابع و مناصب رقابت می‌کردند.[۱۶۷][۱۶۸]

مشکلات مالی نیز با این روند ارتباط داشت. دولت برای پرداخت مواجب سپاه به درآمدهای خراج و ایالات وابسته بود، ولی فرماندهانی مانند سیمجوریان بخشی از درآمد ولایت‌ها را مستقیماً در اختیار گرفتند. در مواردی نیز حکومت ناچار به افزایش مالیات شد، در حالی که پرداخت حقوق سپاهیان همچنان با تأخیر روبه‌رو بود.[۱۶۹]

از نظر سیاسی، خردسالی برخی امیران، رقابت اعضای خاندان، تغییر پی‌درپی وزیران و والیان و دخالت فرماندهان در جانشینی، اقتدار امارت را کاهش داد. آلپ‌تگین، سیمجوریان، فائق و بکتوزون نمونه‌هایی از فرماندهانی بودند که در مقاطعی مستقل از اراده امیر عمل می‌کردند. [۱۷۰][۱۷۱]

در بیرون از قلمرو نیز دو قدرت مهم ظاهر شدند.غزنویان در خراسان و غزنه به‌تدریج استقلال عملی یافتند و قراخانیان از شمال به ماوراءالنهر پیشروی کردند. حمله بغراخان در سال ۳۸۲ق نخستین اشغال موقت بخارا را در پی داشت و در سال ۳۸۹ق قراخانیان بار دیگر وارد بخارا شدند و حکومت مرکزی سامانی را پایان دادند.[۱۷۲]

بنابراین، پایان حکومت سامانی را نمی‌توان تنها نتیجه یک عامل دانست. کاهش اقتدار دستگاه مرکزی، قدرت‌یابی فرماندهان نظامی، دشواری‌های مالی، کاهش کنترل بخارا بر خراسان، رقابت‌های داخلی و هم‌زمان گسترش غزنویان و قراخانیان از تحولاتی بودند که در چند دهه پایانی حکومت به‌طور هم‌زمان رخ دادند.[۱۷۳][۱۷۴]

پانویس

پانویس

  1. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۲۱.
  2. گردیزی، زین الاخبار، 323-325
  3. نرشخی، تاریخ بخارا، ۳۱.
  4. نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله، ۵۳-۵۴.
  5. مؤلف ناشناس، مجمل التواریخ والقصص، 388.
  6. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۱۸-۱۲۱.
  7. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-295.
  8. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۰۵.
  9. گردیزی، زین الاخبار، 323-325
  10. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  11. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425.
  12. مؤلف ناشناس، مجمل التواریخ والقصص، 388.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 137-139
  14. نرشخی، تاریخ بخارا، ۲۴-۳۶.
  15. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 138-139
  16. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 140-143
  17. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 148-150
  18. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 136
  19. نرشخی، تاریخ بخارا، ۹۴-۹۶.
  20. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 142-145
  21. نرشخی، تاریخ بخارا، ۲۸-۳۱.
  22. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  23. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425
  24. گردیزی، زین الاخبار، 342-344
  25. نرشخی، تاریخ بخارا، ۸۱.
  26. جوزجانی، طبقات ناصری، ۱:‎ ۲۰۱.
  27. نرشخی، تاریخ بخارا، ۸۱.
  28. گردیزی، زین الاخبار، ۳۱۹-۳۲۲.
  29. بیرونی، آثارالباقیه عن القرون الخالیه، ۶۳.
  30. نرشخی، تاریخ بخارا، ۸۱، ۱۰۴.
  31. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۰۵.
  32. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۱۸.
  33. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 136-137
  34. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 137.
  35. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۰۵.
  36. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۰۴-۱۰۶.
  37. گردیزی، زین الاخبار، 319-322
  38. گردیزی، زین الاخبار، 319-322
  39. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-295.
  40. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۱۸-۱۲۱.
  41. نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۱۵-۱۱۸.
  42. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 137-138.
  43. Bosworth, “Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm”, Encyclopaedia Iranica, 636-637.
  44. Bosworth, “Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm”, Encyclopaedia Iranica, 636-637.
  45. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 139-140
  46. نرشخی، تاریخ بخارا، ۲۴-۳۶.
  47. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  48. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 145-148
  49. Bosworth, “Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm”, Encyclopaedia Iranica, 636-637.
  50. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 6:‎ 451.
  51. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 6:‎ 451.
  52. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 140-141
  53. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 6:‎ 451.
  54. گردیزی، زین الاخبار، 325-326
  55. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  56. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 6:‎ 501-502
  57. گردیزی، زین الاخبار، 325-327
  58. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 141-143
  59. گردیزی، زین الاخبار، 326-328
  60. Bosworth, “Sāmānids”, Encyclopaedia of Islam, 1026-1027.
  61. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 143-145
  62. نرشخی، تاریخ بخارا، ۲۴-۳۶.
  63. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-295.
  64. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425.
  65. نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله، ۵۳-۵۴.
  66. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 141-142
  67. گردیزی، زین الاخبار، 331
  68. گردیزی، زین الاخبار، 331-332
  69. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 148-149
  70. Bosworth, “Sāmānids”, Encyclopaedia of Islam, 1027-1028.
  71. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 8:‎ 50-51
  72. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 142،151
  73. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 151
  74. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 151
  75. گردیزی، زین الاخبار، 331-333
  76. گردیزی، زین الاخبار، 333-334
  77. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 150-151
  78. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎150-151
  79. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 8:‎ 237-238
  80. گردیزی، زین الاخبار، 335-336
  81. Bosworth, “Sāmānids”, Encyclopaedia of Islam, 1028-1029.
  82. بلعمی، تاریخ بلعمی، مقدمه:‎ ۱-۱۰.
  83. گردیزی، زین الاخبار، 335-337
  84. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 154-156
  85. Bosworth, “Sāmānids”, Encyclopaedia of Islam, 1029-1030
  86. ابن سینا، سرگذشت ابن سینا، 34-35.
  87. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 9:‎ 45-47
  88. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 9:‎ 45-47
  89. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 9:‎ 45-47
  90. گردیزی، زین الاخبار، 339-340
  91. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 159
  92. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 9:‎70-72
  93. Bosworth, “Sāmānids”, Encyclopaedia of Islam,1029-1030
  94. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎157-158
  95. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، 9:‎70-78
  96. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎159-160
  97. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 139-140
  98. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎140
  99. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎143-145
  100. نرشخی، تاریخ بخارا، 35.
  101. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎144
  102. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎142-145
  103. رستمی و الهامی، «نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی»، مطالعات هنر اسلامی، ۱۹۱-۲۰۳.
  104. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎144
  105. محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، نامه فرهنگستان، ۲۱۳-۲۲۵.
  106. 146-Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎145-
  107. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎148-150
  108. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎151-158
  109. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎148-150
  110. نرشخی، تاریخ بخارا، 36
  111. نرشخی، تاریخ بخارا، 36
  112. ضیائی و عزیزی، «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، ۴۳-۵۴.
  113. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 153
  114. نرشخی، تاریخ بخارا، 36
  115. رستمی و الهامی، «نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی»، مطالعات هنر اسلامی، ۱۹۱-۲۰۳.
  116. نرشخی، تاریخ بخارا، 36
  117. 149-151Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  118. 143-144Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  119. 150-152Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  120. 151-152Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  121. Bosworth, “Abd-al-Malek b. Nūḥ b. Naṣr,” Encyclopaedia Iranica”, Encyclopaedia Iranica, 128.
  122. 156-157Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  123. سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، بررسی های نوین تاریخی، ۵-۱۶.
  124. سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، بررسی های نوین تاریخی، ۵-۱۶.
  125. سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، بررسی های نوین تاریخی، ۵-۱۶.
  126. برگیان، «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، تاریخ پژوهی، ۵۳-۵۷.
  127. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 154-156
  128. گردیزی، زین الاخبار، 337-339
  129. برگیان، «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، تاریخ پژوهی، ۵۱-۶۵.
  130. سلیمی، «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان»، بررسی های نوین تاریخی، ۵-۱۶.
  131. 151-158Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  132. برگیان، «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، تاریخ پژوهی، ۵۸-۶۰.
  133. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425.
  134. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  135. نرشخی، تاریخ بخارا، 28-31
  136. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-416.
  137. اصطخری، مسالک و ممالک، 290-305.
  138. ابن حوقل، صورة الارض، 2:‎ 415-425.
  139. برگیان، «اوضاع اقتصادی و تجاری سامانیان»، تاریخ پژوهی، 60-65
  140. نرشخی، تاریخ بخارا، 28-31
  141. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 145-146
  142. 149-151Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  143. 139-140Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  144. محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، نامه فرهنگستان، ۲۱۳-۲۲۵.
  145. 142-143Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  146. 153-154Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  147. محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، نامه فرهنگستان، ۲۱۳-۲۲۵.
  148. نرشخی، تاریخ بخارا، مقدمه.
  149. 154Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  150. Khaleghi-Motlagh, “DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD”, Encyclopaedia Iranica, 661-662.
  151. 141-143Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎
  152. Richter-Bernburg, “ABŪ MANṢŪR HERAVĪ”, Encyclopaedia Iranica, 336-337.
  153. pingree, “Abū Naṣr Manṣūr b. ʿAlī b. ʿErāq”, Encyclopaedia Iranica, 351-352.
  154. Gutas, “Avicenna ii. Biography”, Encyclopaedia Iranica, 67-70.
  155. Gutas, “Avicenna ii. Biography”, Encyclopaedia Iranica, 67-70.
  156. Pugachenkova and Rtveladze, “BUKHARA v. Archaeology and Monuments”, Encyclopaedia Iranica, 525-527.
  157. Pugachenkova and Rtveladze, “BUKHARA v. Archaeology and Monuments”, Encyclopaedia Iranica, 525-527.
  158. شجاعی قادی کلائی و مراثی، «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی»، هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی، 73-82.
  159. شجاعی قادی کلائی و مراثی، «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی»، هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی، 73-82.
  160. جلیلی، «رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی محفوظ در موزه هنر شیکاگو»، مطالعات هنر اسلامی، 147-160.
  161. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 142-143
  162. ضیائی و عزیزی، «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، ۴۳-۵۴.
  163. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 153
  164. Daniel, “KHORASAN VI. HISTORY INTHE TAHERID AND SAMANID PERIODS”, Encyclopaedia Iranica, 631-641.
  165. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 141-142
  166. محمودی بختیاری، «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان»، نامه فرهنگستان، ۲۱۳-۲۲۵.
  167. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 151-158
  168. هروی، «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران»، پژوهشنامه تاریخ، ۱۶۳-۱۷۰.
  169. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 151-157
  170. هروی، «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران»، پژوهشنامه تاریخ، ۱۶۳-۱۶۹.
  171. , The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 151-159
  172. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 157-160
  173. Frye, The Sāmānids in The Cambridge History of Iran, 4:‎ 151-160
  174. هروی، «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران»، پژوهشنامه تاریخ، ۱۶۳-۱۷۴.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. در برخی قسمت‌ها اطلاعات مربوط به اقتصاد، شهرها، ساختار اداری و تحولات سیاسی در هم آمیخته‌اند. مثلاً بخارا هم در بحث قلمرو، هم در تاریخ حکومت و هم در اقتصاد ظاهر می‌شود. بخارا و سمرقند به‌عنوان مراکز سیاسی و اقتصادی اهمیت زیادی دارند، اما مطالب مربوط به آنها باید سازمان‌دهی شود تا از تکرار جلوگیری شود. آیا چنین امکانی نیست؟
  2. یکبار مقاله رو کامل مرور کنید و از تکرار و توضیحات غیرضروری بکاهید.
  3. متن اصلی این مقاله نهایتا باید در 3000 کلمه تدارک شود. که با توجه به نکات قبلی و بعدی به سهولت قابل انجام است.
  4. کلمات زیادی در کل متن پررنگ شده است. وجه آن چیست؟ اگر به نظرتان میتوانند مقاله مستقل داشته باشد؛ باید لینک داخلی درج شود.
  5. خیلی شلوغ و پراکنده شده است. مخاطب عمومی حوصله و کشش خواندن این متن را ندارد. علاوه بر آن برخی از این مطالب را نمیتوان پیشینه تاریخی داشت؛ این مطالب برخی مربوط به تبار و خاندان است و برخی مربوط به شکلگیری حکومت و تأسیس امارت.
  6. سامان‌خداه درست است یا سامان‌خدا؟
  7. روایت تاریخ سیاسی بیش از حد پرجزئیات است به نظر می‌رسد بخش مربوط به فرمانروایان و دوره‌های حکومت آنان، به‌ویژه در شرح رویدادهای هر امیر، حجم زیادی از مقاله را گرفته است. در مقابل، موضوعاتی مانند ساختار دولت، جامعه، فرهنگ و جایگاه تاریخی سامانیان فشرده‌ترند. برای یک مقاله اصلی درباره «سامانیان»، شرح زندگی و اقدامات هر امیر نباید جایگاه بخش‌های تحلیلی‌تر را بگیرد؛ جزئیات مربوط به هر فرمانروا بهتر است به مقاله‌های مستقل منتقل یا خلاصه شوند. کل این بخش در همان جدول پایانی منعکس شده است. نهایتا در یک بند کلیت امیران سامانی را گزارش کنید و بعد همان جدول را مستند کنید به منابعش. نکته مهم: در همان جدول، میتوانید بخش اقدامات را خیلی کم، بسط بدهید و هر فرد را در دو خط گزارش کنید.
  8. تا حدی توصیفی و پراکنده است بخش‌هایی مانند صنایع شهری، بازارها، کاغذ سمرقندی و تجارت اطلاعات مفیدی دارند، اما بیشتر به‌صورت معرفی فعالیت‌ها آمده‌اند و پیوند آنها با ساختار مالی و اقتصادی حکومت سامانی کم‌رنگ است. برای نمونه، تجارت میان چین، سرزمین‌های ترک، ایران و جهان اسلام مطرح شده، اما نقش نظام مالیاتی، درآمدهای دولت، ضرب سکه، زمین‌داری و ارتباط اقتصاد با دستگاه دیوانی می‌تواند منسجم‌تر باشد.

منابع

ابن سینا، حسین بن عبدالله (۱۳۶۹). سرگذشت ابن سینا. ترجمهٔ یحیی مهدوی. تهران: خوارزمی.

ابن اثیر، عزالدین علی بن محمد الجزری (۱۹۹۷). الکامل فی التاریخ. به کوشش عمر عبدالسلام تدمری. بیروت: دارالکتاب العربی.

ابن حوقل، ابوالقاسم محمد بن علی (۱۳۶۶). صورة الارض. ترجمهٔ جعفر شعار. تهران: امیرکبیر.

اسطخری، ابواسحاق ابراهیم بن محمد (۱۳۴۰). مسالک و ممالک. به کوشش ایرج افشار. تهران: بنیاد ترجمه و نشر کتاب.

بلعمی، ابوعلی محمد بن محمدبن عبدالله (۱۳۵۳). تاریخ بلعمی. به کوشش محمد تقی بهار و محمد پروین گنابادی. تهران: زوار.

ثواقب، جهانبخش (۱۳۷۸). «سامانیان و نظام خلافت عباسی». کیهان اندیشه (۸۳): ۱۳۸–۱۵۲.

جلیلی، رسول (۱۴۰۲). «رمزگشایی نقوش تزیینی ظرف سفالی عصر سامانی محفوظ در موزه هنر شیکاگو». مطالعات هنر اسلامی. ۲۰ (۵۰): ۱۴۷–۱۶۰.

جوزجانی، منهاج السراج (۱۳۶۳). طبقات ناصری. ترجمهٔ ابونصر احمد بن محمد قبادی. به کوشش عبدالحی حبیبی. تهران: دنیای کتاب.

رستمی، عبدالکریم؛ الهامی، علی (۱۴۰۰). «نقش دبیران ایرانی در فرازمندی دیوانسالاری هنر و تمدن اسلامی عصر عباسی». مطالعات هنر اسلامی (۴۴): ۱۹۱–۲۰۳.

صفا، ذبیح الله (۱۳۸۶). تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس.

ضیائی، محمدعادل؛ عزیزی، موسی (۱۳۹۱). «علل گسترش فقه حنفی در ماوراءالنهر تا پایان عصر سامانیان» (PDF). پژوهشنامه تاریخ اسلام. دوم (۷): ۳۱–۵۷.

سلیمی، حشمت الله (۱۳۸۶). «خراج و شبکه آبیاری در قلمرو سامانیان». بررسی های نوین تاریخی. سوم (۳): ۵–۱۶.

گردیزی، عبدالحی بن ضحاک (۱۳۶۳). زین الاخبار. به کوشش عبدالحی حبیبی. تهران: دنیای کتاب.

محمودی بختیاری، بهروز (۱۳۸۶). «برنامه‌ریزی زبان فارسی در عصر سامانیان». نامه فرهنگستان. ۹ (۴): ۲۱۳–۲۲۵.

مؤلف ناشناس (۱۳۶۲). حدودالعالم. به کوشش منوچهر ستوده. تهران: کتابخانه طهوری.

مؤلف ناشناس (۱۳۱۸). مجمل التواریخ والقصص. به کوشش محمدتقی بهار. تهران: کلاله خاور.

نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر (۱۳۶۳). تاریخ بخارا. ترجمهٔ ابونصر احمد بن محمد قبادی. به کوشش محمدتقی مدرس رضوی. تهران: توس.

نظامی عروضی سمرقندی، احمد بن عمر (۱۳۷۵). چهارمقاله. به کوشش محمد قزوینی. تهران: جامی.

شجاعی قادی کلائی، حسین؛ مراثی، محسن (۱۳۹۷). «مطالعه نقوش سفال و منسوجات دوره سامانی و آل‌بویه در تطبیق با هنر ساسانی». هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی. ۲۳ (۱): ۷۳–۸۲.

هروی، جواد (۱۳۸۷). «عوامل سیاسی فروپاشی دولت سامانیان در تاریخ ایران». پژوهشنامه تاریخ. سوم (۱۲): ۱۵۹–۱۷۴.

Bosworth, C.E. (1982). "Abd-al-Malek b. Nūḥ b. Naṣr". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی).

Daniel، Elton L. (۲۰۲۵). «KHORASAN VI. HISTORY IN THE TAHERID AND SAMANID PERIODS». Encyclopaedia Iranica (Volume XVI): ۶۳۱–۶۴۱.

Khaleghi-Motlagh، Djalal (۱۹۹۳). «DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD». Encyclopaedia Iranica. ج. VI جلد. Encyclopaedia Iranica Foundation.

Frye، Richard N (۱۹۷۵). The Sāmānids in The Cambridge History of Iran. ج. ۴. Cambridge University Press.

Bosworth، Clifford Edmund (۱۹۹۸). «Esmāʿīl b٫ Aḥmad b٫ Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm». Encyclopaedia Iranica. ج. VIII جلد. New York: Encyclopaedia Iranica Foundation.

Gutas، Dimitri (۱۹۸۷). «AVICENNA ii٫ Biography». Encyclopaedia Iranica. ج. III جلد. Encyclopaedia Iranica Foundation.

Matini، Jalal (۲۰۰۳). «HEDĀYAT AL-MOTAʿALLEMIN FI'L-ṬEBB». Encyclopaedia Iranica. ج. VXII جلد. Encyclopaedia Iranica Foundation.

Richter-Bernburg، Lutz (۱۹۸۳). «Abū Manṣūr Heravī». Encyclopaedia Iranica. ج. I جلد. Encyclopaedia Iranica Foundation.

Pingree، David (۱۹۸۳). «Abū Naṣr Manṣūr b٫ ʿAlī b٫ ʿErāq». Encyclopaedia Iranica. ج. I جلد. Encyclopaedia Iranica Foundation.

Pugachenkova، Galina Anatolʹevna؛ Rtveladze، Ėdvard Vasilʹevich (۲۰۰۰). «BUKHARA v. Archaeology and Monuments». Encyclopaedia Iranica (IV): ۵۲۵–۵۲۷.