برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
مطالعۀ عواطف، از موضوعات مورد توجه روانشناسان امروزی است؛ زیرا عاطفه یا تجربیات هیجانی، بهعنوان یک نشانگر عملکرد روانشناختی محسوب میشود. آنها، دو بعد مستقل را برای عاطفه در نظر میگیرند: | مطالعۀ عواطف، از موضوعات مورد توجه روانشناسان امروزی است؛ زیرا عاطفه یا تجربیات هیجانی، بهعنوان یک نشانگر عملکرد روانشناختی محسوب میشود. آنها، دو بعد مستقل را برای عاطفه در نظر میگیرند: | ||
*عاطفۀ مثبت؛<ref>PA (Positive affection)</ref> | *عاطفۀ مثبت؛<ref>PA (Positive affection)</ref> | ||
*عاطفۀ منفی.<ref>NA (negative affection)</ref> <br> | *عاطفۀ منفی.<ref>NA (negative affection)</ref> <br> | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==تاریخچه== | ==تاریخچه== | ||
اهمیت مطالعۀ عواطف مثبت، از سال | اهمیت مطالعۀ عواطف مثبت، از سال ۱۹۷۳م، با ورود واژۀ «خوشحالی» در ادبیات پژوهشی [[روانشناسی]] شروع و در اوایل قرن ۲۱ میلادی با جنبش روانشناسی مثبتنگر به اوج خود رسید.<ref>Seligman, Positive psychology: An introduction, 2000, 55, 5-14.</ref> | ||
==ویژگیها== | ==ویژگیها== | ||
# کارشناسان بر این باورند که عاطفۀ مثبت پراکندگی بسیاری دارد در حالیکه عاطفۀ منفی، بهجز موقعیتهای فشارآور، تا حدود زیادی ثابت بوده و پس از اتمام استرس به وضعیت قبلی خود برمیگردد. | # کارشناسان بر این باورند که عاطفۀ مثبت پراکندگی بسیاری دارد در حالیکه عاطفۀ منفی، بهجز موقعیتهای فشارآور، تا حدود زیادی ثابت بوده و پس از اتمام استرس به وضعیت قبلی خود برمیگردد. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۸: | ||
کارشناسان، همچنین به رویکردی دیگر تحت عنوان «عصب- زیستی» اشاره دارند که بر نقش انتقالدهندۀ عصبی دوپامین بهعنوان واسطۀ تأثیرات عاطفۀ مثبت بر کارکردهای شناختی تأکید میکند. این رویکرد، بر این باور است که یکی از روشهای عمدۀ ایجاد عاطفۀ مثبت، دادن پاداش پیشبینی نشده است. در حقیقت، فرض اصلی این نظریه این است که در شرایط ایجاد عاطفۀ مثبت، میزان دوپامین مغز افزایش یافته و در نتیجه، بعضی تغییرات در پردازش شناختی ناشی از افزایش دوپامین در مسیرهای خاص مغز رخ داده که عملکردهای شناختی مسئول آن هستند.<ref>مدرس غروی، ««تأثیر القای عاطفۀ مثبت بر میزان عاطفۀ مثبت و کارکردهای شناختی»، 1383ش، ص9-16.</ref> | کارشناسان، همچنین به رویکردی دیگر تحت عنوان «عصب- زیستی» اشاره دارند که بر نقش انتقالدهندۀ عصبی دوپامین بهعنوان واسطۀ تأثیرات عاطفۀ مثبت بر کارکردهای شناختی تأکید میکند. این رویکرد، بر این باور است که یکی از روشهای عمدۀ ایجاد عاطفۀ مثبت، دادن پاداش پیشبینی نشده است. در حقیقت، فرض اصلی این نظریه این است که در شرایط ایجاد عاطفۀ مثبت، میزان دوپامین مغز افزایش یافته و در نتیجه، بعضی تغییرات در پردازش شناختی ناشی از افزایش دوپامین در مسیرهای خاص مغز رخ داده که عملکردهای شناختی مسئول آن هستند.<ref>مدرس غروی، ««تأثیر القای عاطفۀ مثبت بر میزان عاطفۀ مثبت و کارکردهای شناختی»، 1383ش، ص9-16.</ref> | ||
==مقیاس اندازهگیری== | ==مقیاس اندازهگیری== | ||
کارشناسان، برای بررسی و مطالعۀ عواطف مثبت و منفی در افراد، ابزارهای مختلفی را معرفی کردهاند. از آن جمله میتوان به مقیاس عاطفۀ مثبت و منفی (-PANAS) اشاره کرد که مخصوص بزرگسالان است. گروهی دیگر از پژوهشگران نیز مقیاس PANAS-C را برای کودکان در نظر گرفتهاند. این مقیاس، در سال | کارشناسان، برای بررسی و مطالعۀ عواطف مثبت و منفی در افراد، ابزارهای مختلفی را معرفی کردهاند. از آن جمله میتوان به مقیاس عاطفۀ مثبت و منفی (-PANAS) اشاره کرد که مخصوص بزرگسالان است. گروهی دیگر از پژوهشگران نیز مقیاس PANAS-C را برای کودکان در نظر گرفتهاند. این مقیاس، در سال ۱۹۹۸م طراحی و در کشورهای مختلف، از جمله [[ایران]] هنجاریابی شده است.<ref>لطفی، «اعتباریابی مقیاس عاطفۀ مثبت و منفی برای کودکان»، 1398ش، ص440-453.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||