بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۷: خط ۱۷:


==جشن‌های پاییزی==
==جشن‌های پاییزی==
ایرانیان باستان، جشن‌های بسیاری مانند مهرگان (شانزدهم مهر) و آبانگاه (بیستم آبان) در پاییز برپا می‌کردند. گرامی‌داشت مهرگان و رام‌روز (بیست و یکم مهر) از سفارش‌های زردشت است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲4.</ref>  رام‌روز، روزی است که فریدون بر ضحاک پیروز شد و او را در [[کوه دماوند]] به بند کشید.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲23.</ref> مهرگان نیز اولین ماه از سال هخامنشی بوده و جشن ویژه ایزد مهر (میترا)، جشن برداشت محصول و عید کشاورزان در آن برگزار می‌شد.<br>
ایرانیان باستان، [[جشن]]های بسیاری مانند [[جشن مهرگان]] (۱۶ مهر) و [[آبانگاه]] ([[۲۰ آبان]]) در پاییز برپا می‌کردند. گرامی‌داشت مهرگان و رام‌روز ([[۲۱ مهر]]) از سفارش‌های [[زردشت]] است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲4.</ref>  [[رام‌روز]]، روزی است که [[فریدون]] بر [[ضحاک]] پیروز شد و او را در [[کوه دماوند]] به بند کشید.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲23.</ref> مهرگان نیز اولین ماه از سال [[هخامنشی]] بوده و جشن ویژه ایزد مهر ([[میترا]])، جشن برداشت محصول و عید کشاورزان در آن برگزار می‌شد.
   
   
امروزه در آذربایجان شرقی، 15 روز آخر پاییز را به خانه‌تکانی می‌پردازند و خود را برای شب‌نشینی‌های زمستان، آماده می‌کنند. در بروجرد، نیمه آبان را شروع زمستان می‌دانند. در این ایام، زن‌ها به شست‌وشوی لحاف کرسی و منقل‌ها در کنار رودخانه‌ها مشغول می‌شدند تا آن را برای فصل سرما آماده کنند.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۱-۲۵۲.</ref>  مراسم قالی‌شویان در [[مشهد اردهال]] نیز، در نزدیکی‌های 16ام مهر انجام می‌شود.<ref>بلوکباشی، قالی‌شویان: مناسک نمادین قالی‌شویی در مشهد اردهال، ۱۳۷۹ش، ص۸۲.</ref><br>
امروزه در [[آذربایجان شرقی]]، ۱۵ روز آخر پاییز را به خانه‌تکانی می‌پردازند و خود را برای شب‌نشینی‌های [[زمستان]]، آماده می‌کنند. در [[بروجرد]]، نیمه آبان را شروع زمستان می‌دانند. در این ایام، [[زن‌]]ها به شست‌وشوی لحاف کرسی و منقل‌ها در کنار رودخانه‌ها مشغول می‌شدند تا آن را برای فصل سرما آماده کنند.<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۵۱-۲۵۲.</ref>  مراسم قالی‌شویان در [[مشهد اردهال]] نیز، در نزدیکی‌های [[۱۶ مهر]] انجام می‌شود.<ref>بلوکباشی، قالی‌شویان: مناسک نمادین قالی‌شویی در مشهد اردهال، ۱۳۷۹ش، ص۸۲.</ref><br>
    
    
نزد مردم کردزبان نیز اول پاییز به‌منزله آغاز سال است و آن‌ها تلاش می‌کنند تا جشن عروسی فرزندان خود را در این روزهای سال برپا کنند. این مردم، ماه مهر را که هنگام برداشت محصول درخت رز یا انگور است «رَزبَر» می‌نامند. جشن قوچ‌اندازی در گله نیز در اواخر ماه مهر برگزار می‌شود.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۳۸-۳۹.</ref>
نزد مردم کردزبان نیز اول پاییز به‌منزله آغاز سال است و آن‌ها تلاش می‌کنند تا [[جشن عروسی]] فرزندان خود را در این روزهای سال برپا کنند. این مردم، ماه مهر را که هنگام برداشت محصول درخت رز یا [[انگور]] است «رَزبَر» می‌نامند. جشن قوچ‌اندازی در گله نیز در اواخر ماه مهر برگزار می‌شود.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۳۸-۳۹.</ref>


==پاییز در ادبیات ایرانیان==  
==پاییز در ادبیات ایرانیان==  
از نام‌های رایج برای فصل پاییز، واژه خزان، در ادبیات فارسی مرسوم‌تر است. منوچهری در شعر خود می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/manoochehri/divanm/mosammatm/sh1 منوچهری، دیوان اشعار، مسمطات، بیت 1، سایت گنجور.]</ref> <br>
از نام‌های رایج برای فصل پاییز، واژه خزان، در ادبیات فارسی مرسوم‌تر است. [[منوچهری دامغانی]] در شعر خود می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/manoochehri/divanm/mosammatm/sh1 منوچهری، دیوان اشعار، مسمطات، بیت 1، سایت گنجور.]</ref> <br>
{{آغاز نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
  {{شعر|نستعلیق}}
  {{شعر|نستعلیق}}
خط ۳۹: خط ۳۹:
  {{پایان نستعلیق}}   
  {{پایان نستعلیق}}   
   
   
مهدی اخوان ثالث، پاییز را پادشاه فصل‌ها نامیده‌ است:<ref>[https://www.beytoote.com/art/song/king-season2-akhavansales.html «پادشاه فصل‌ها پاییز»، سایت بیتوته.]</ref> <br>
[[اخوان ثالث]]، پاییز را پادشاه فصل‌ها نامیده‌ است:<ref>[https://www.beytoote.com/art/song/king-season2-akhavansales.html «پادشاه فصل‌ها پاییز»، سایت بیتوته.]</ref> <br>


باغ بی‌برگی<br>
باغ بی‌برگی<br>
خط ۴۹: خط ۴۹:
پادشاه فصل‌ها، پاییز <br>
پادشاه فصل‌ها، پاییز <br>


برخی از پژوهشگران بر این باورند که شاعرانی همچون فردوسی و عنصری از واژه تیر  در معنای پاییز استفاده کرده‌اند. همچنین، واژه «مهرگان» که معادل با روز شانزدهم مهر است، در کلام برخی از شاعران، به‌معنای آغاز پاییز به‌کار رفته است. این همسانی، در ادبیات عامه نیز رواج یافته است.<ref>تقی‌زاده، گاه‌شماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص58-59، نیز حاشیۀ ۱06.</ref> <br>
برخی از پژوهشگران بر این باورند که شاعرانی همچون [[فردوسی]] و [[عنصری]] از واژه تیر  در معنای پاییز استفاده کرده‌اند. همچنین، واژه [[مهرگان]] که معادل با [[۱۶ مهر]] است، در کلام برخی از شاعران، به‌معنای آغاز پاییز به‌کار رفته است. این همسانی، در ادبیات عامه نیز رواج یافته است.<ref>تقی‌زاده، گاه‌شماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص58-59، نیز حاشیۀ ۱06.</ref> <br>
   
   
فصل پاییز در زبان و ادبیات عامه، جایگاهی ویژه دارد. برخی از زنان تهرانی، با توجه به تأثیر پاییز در برگ‌ریزان و نیز اثرگذاری بهار در رویش درختان، شعری با مضمون زیر را برای پسران خود می‌خواندند: «فصل پاییزه، پشماش می‌ریزه، فصل بهاره، مو در میاره».<ref>شهری، قند و نمک، ۱۳۷۰ش، ص۵۰۹؛ <br>
فصل پاییز در زبان و ادبیات عامه، جایگاهی ویژه دارد. برخی از [[زنان]] [[تهران]]، با توجه به تأثیر پاییز در برگ‌ریزان و نیز اثرگذاری بهار در رویش درختان، شعری با مضمون زیر را برای پسران خود می‌خواندند: «فصل پاییزه، پشماش می‌ریزه، فصل بهاره، مو در میاره».<ref>شهری، قند و نمک، ۱۳۷۰ش، ص۵۰۹؛ <br>
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1363.</ref>  برخی از شاعران مانند شهریار، دیدن عاقبت کار جهانیان را به خزان طبیعت ارجاع داده است.<ref>شهریار، کلیات دیوان، ۱۳۴۹ش، ص164.</ref><br>
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1363.</ref>  برخی از شاعران مانند [[محمدحسین شهریار]]، دیدن عاقبت کار جهانیان را به خزان طبیعت ارجاع داده است.<ref>شهریار، کلیات دیوان، ۱۳۴۹ش، ص164.</ref><br>
    
    
مثل معروف «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند»، بر این اساس است که جوجه‌ها، معمولا، از بهار تا پاییز دچار تلفات احتمالی بسیاری می‌شوند. مردم در بروجرد معتقدند که «هر بهاری که خوش و خرم است، از پاییزش پیداست».<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص111.</ref>  کردها نیز مثل‌های معروف «پاییز برای فقیر آمد»<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص57؛ <br>
مثل معروف «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند»، بر این اساس است که جوجه‌ها، معمولا، از [[بهار]] تا پاییز دچار تلفات احتمالی بسیاری می‌شوند. مردم در بروجرد معتقدند که «هر بهاری که خوش و خرم است، از پاییزش پیداست».<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص111.</ref>  کردها نیز مثل‌های معروف «پاییز برای فقیر آمد»<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص57؛ <br>
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص623.</ref>  و نیز «روز پاییز هیچش به بر نیست» (کنایه از کوتاهی روزهای پاییز) را دارند.<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص139.</ref>  مثل معروف مازندرانی «پاییز که پلو می‌پزی، به فکر بهار هم باش که زنبیل به دوش از این خانه به آن خانه باید بروی»، در میان مردم سوادکوه به‌صورت «پاییز که زیاد می‌پزی، بهار را به‌یاد داشته باش» مرسوم است. مَثل مازندرانی دیگری به‌صورت «جوجه خروس پاییزه است» کنایه از شخص بی‌تجربه است،<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص756.</ref>  که در میان تهرانی‌ها به‌صورت «جوجۀ پاییزه سر جوجۀ بهاره را می‌خواهد کلاه بگذارد» معروف شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف «پ»، دفتر اول، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۶.</ref><br>
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص623.</ref>  و نیز «روز پاییز هیچش به بر نیست» (کنایه از کوتاهی روزهای پاییز) را دارند.<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص139.</ref>  مثل معروف مازندرانی «پاییز که پلو می‌پزی، به فکر بهار هم باش که زنبیل به دوش از این خانه به آن خانه باید بروی»، در میان مردم [[سوادکوه]] به‌صورت «پاییز که زیاد می‌پزی، بهار را به‌یاد داشته باش» مرسوم است. مَثل مازندرانی دیگری به‌صورت «جوجه خروس پاییزه است» کنایه از شخص بی‌تجربه است،<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص756.</ref>  که در میان تهرانی‌ها به‌صورت «جوجۀ پاییزه سر جوجۀ بهاره را می‌خواهد کلاه بگذارد» معروف شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، حرف «پ»، دفتر اول، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۶.</ref><br>
    
    
«برادر پاییزی» کنایه‌ای کرمانشاهی نسبت به دوستانی است که معرفت کمتری داشته و تنها در فصل پاییز که فصل برداشت محصول است، خود را نشان می‌دهند.<ref>شمس، نگاهی به فرهنگ مردم کرمانشان، ۱۳۷۸ش، ص۱۲.</ref>  مردم لر نیز مثل معروف «بهار با بهاری خودش، پاییز با پاییزی خودش» را دارند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص548.</ref>  مردم هشترود، فصل پاییز را در مقایسه با بهار بهتر دانسته و معتقدند که «هرچه در بهار بکاری، به پای محصول پاییزه نمی‌رسد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1858.</ref>
«برادر پاییزی» کنایه‌ای کرمانشاهی نسبت به دوستانی است که معرفت کمتری داشته و تنها در فصل پاییز که فصل برداشت محصول است، خود را نشان می‌دهند.<ref>شمس، نگاهی به فرهنگ مردم کرمانشان، ۱۳۷۸ش، ص۱۲.</ref>  مردم لر نیز مثل معروف «بهار با بهاری خودش، پاییز با پاییزی خودش» را دارند.<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج1، ۱۳۸۸ش، ص548.</ref>  مردم [[هشترود]]، فصل پاییز را در مقایسه با [[بهار]] بهتر دانسته و معتقدند که «هرچه در بهار بکاری، به پای محصول پاییزه نمی‌رسد».<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1858.</ref>


==پاییز و هواشناسی مردمی==  
==پاییز و هواشناسی مردمی==  
درگذشته، هواشناسی تنها از طریق مشاهدات و تجربیات مردم صورت می‌گرفت و اصول آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد. در گیلان، مردم معتقد بودند که در اواخر ماه آذر، درخت میوه‌ای که دوباره شکوفه بزند و میوه بدهد، نشان از زمستانی سخت همراه با برف و کولاک دارد.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامۀ کومله، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۲؛ <br>
درگذشته، هواشناسی تنها از طریق مشاهدات و تجربیات مردم صورت می‌گرفت و اصول آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد. در [[گیلان]]، مردم معتقد بودند که در اواخر ماه [[آذر]]، درخت میوه‌ای که دوباره شکوفه بزند و میوه بدهد، نشان از زمستانی سخت همراه با برف و کولاک دارد.<ref>شهاب کومله‌ای، فرهنگ عامۀ کومله، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۲؛ <br>
پاینده، آیین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹.</ref>  در دماوند نیز، مردم، جیک‌جیک گنجشکان، در فصل پاییز را نشانه‌ی طلب باران می‌دانند.<ref>علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۴.</ref>  آملی‌ها، بارش برف روی درختان در پاییز را، نشانه‌ی زمستانی زودرس و سخت می‌دانستند.<ref>مهجوریان نماری، باورها و بازی‌های مردم آمـل، ۱۳۷۴ش، ص۲۸.</ref><br>
پاینده، آیین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹.</ref>  در [[دماوند]] نیز، مردم، جیک‌جیک گنجشکان، در فصل پاییز را نشانه‌ی طلب باران می‌دانند.<ref>علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۴.</ref>  [[آمل]]ی‌ها، بارش برف روی درختان در پاییز را، نشانه‌ی زمستانی زودرس و سخت می‌دانستند.<ref>مهجوریان نماری، باورها و بازی‌های مردم آمـل، ۱۳۷۴ش، ص۲۸.</ref><br>
   
   
بالا آمدن کوه از ابر،<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۹۸.</ref>  وقوع رعد و برق در پاییز<ref>حسنی، ابوالفضل،  شکوه دیروز، افتخار امروز، ۱۳۸۸ش، ص۲۰۶.</ref>  و خوردن خزه روی درختان توسط بزها یا گوسفندان در پاییز،<ref>پاینده، آیین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹؛ <br>
بالا آمدن کوه از ابر،<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۹۸.</ref>  وقوع رعد و برق در پاییز<ref>حسنی، ابوالفضل،  شکوه دیروز، افتخار امروز، ۱۳۸۸ش، ص۲۰۶.</ref>  و خوردن خزه روی درختان توسط بزها یا گوسفندان در پاییز،<ref>پاینده، آیین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹؛ <br>
شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۴۰.</ref> در نقاط مختلفی از ایران، نشانه‌ی پیش رو داشتن زمستانی سخت بود.  
شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۴۰.</ref> در نقاط مختلفی از ایران، نشانه‌ی پیش رو داشتن زمستانی سخت بود.
 
==پاییز و کشاورزی==
==پاییز و کشاورزی==
فصل پاییز در ایران، فصل هرس کردن درختان، برداشت [[انگور]]، شخم زدن عرضی زمین‌های کشاورزی، جمع‌کردن و انبارکردن محصولات است. این فصل، معمولا به فصل فراغت کشاورزان معروف است. عمل «میزان‌بُری» در میان کشاورزان و باغداران خراسانی مرسوم است که طی آن، در روزهای آخر مهر ماه که رشد درختان متوقف شده است، از سرشاخه‌های درختان به اندازه‌ی یک وجب می‌برند. در [[طالقان]] نیز، کشاورزان تلاش می‌کنند تا قبل از شروع باران‌های پاییزی، کوبیدن خرمن‌ها، آرد کردن گندم‌ها و انبار کردن کاه‌ها را انجام دهند و با خاطری آسوده به استقبال زمستان بروند.<ref>پورکریم، فشندک، ۱۳۴۱ش، ص۴۴.</ref>   
فصل پاییز در [[ایران]]، فصل هرس کردن درختان، برداشت [[انگور]]، شخم زدن عرضی زمین‌های [[کشاورزی]]، جمع‌کردن و انبارکردن محصولات است. این فصل، معمولا به فصل فراغت کشاورزان معروف است. عمل «میزان‌بُری» در میان کشاورزان و باغداران خراسانی مرسوم است که طی آن، در روزهای آخر [[مهر ماه]] که رشد درختان متوقف شده است، از سرشاخه‌های درختان به اندازه‌ی یک وجب می‌برند. در [[طالقان]] نیز، کشاورزان تلاش می‌کنند تا قبل از شروع باران‌های پاییزی، کوبیدن خرمن‌ها، [[آرد]] کردن گندم‌ها و انبار کردن کاه‌ها را انجام دهند و با خاطری آسوده به استقبال زمستان بروند.<ref>پورکریم، فشندک، ۱۳۴۱ش، ص۴۴.</ref>   
در شاهرود، مردم معتقد بودند که آبیاری محصولاتی همچون هویج، [[شلغم]] و [[چغندر]] با آب ماه قوس (آذر)، موجب [[برکت]] و شیرینی این نوع از محصولات می‌شود.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۱-۵۱۲.</ref> در منطقه اردکان، درختچه‌های پسته را ۵ مرتبه در طول سال آبیاری می‌کردند که بار پنجم آن در مهرماه صورت می‌گرفت و معتقد بودند که این کار، منجر به نگهداری جوانه‌های درخت در سال آینده می‌شود.<ref>هاشم‌نیا، فرهنگ مردم گروس، ۱۳۸۰ش، ص۲۵.</ref><br>
در [[شاهرود]]، مردم معتقد بودند که آبیاری محصولاتی همچون هویج، [[شلغم]] و [[چغندر]] با آب ماه قوس ([[آذر]])، موجب [[برکت]] و شیرینی این نوع از محصولات می‌شود.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۱-۵۱۲.</ref> در منطقه [[اردکان]]، درختچه‌های پسته را ۵ مرتبه در طول سال آبیاری می‌کردند که بار پنجم آن در [[مهرماه]] صورت می‌گرفت و معتقد بودند که این کار، منجر به نگهداری جوانه‌های درخت در سال آینده می‌شود.<ref>هاشم‌نیا، فرهنگ مردم گروس، ۱۳۸۰ش، ص۲۵.</ref><br>
    
    
در سروستان، فصل پاییز، زمان روبه‌رو شدن مردم یک‌جانشین و کوچ‌نشین بوده و در نتیجه نمادی از هم‌زیستی مسالمت‌آمیز آن‌ها به‌حساب می‌آمد.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۲۳۱.</ref> فصل مناسب برای شکار نیز فصل پاییز بوده است. مردمان عشایر، معمولا در اواخر پاییز، به شکار می‌رفتند.<ref>لمعه، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، ۱۳۵۳ش، ص۴۱.</ref> <br>
در [[سروستان]]، فصل پاییز، زمان روبه‌رو شدن مردم یک‌جانشین و کوچ‌نشین بوده و در نتیجه نمادی از هم‌زیستی مسالمت‌آمیز آن‌ها به‌حساب می‌آمد.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۲۳۱.</ref> فصل مناسب برای شکار نیز فصل پاییز بوده است. مردمان عشایر، معمولا در اواخر پاییز، به شکار می‌رفتند.<ref>لمعه، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، ۱۳۵۳ش، ص۴۱.</ref> <br>


==پانویس==
==پانویس==