بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
[[ | [[اخوان ثالث]]، پاییز را پادشاه فصلها نامیده است:<ref>[https://www.beytoote.com/art/song/king-season2-akhavansales.html «پادشاه فصلها پاییز»، سایت بیتوته.]</ref> <br> | ||
باغ بیبرگی<br> | باغ بیبرگی<br> | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
فصل پاییز در زبان و ادبیات عامه، جایگاهی ویژه دارد. برخی از [[زنان]] [[تهران]]، با توجه به تأثیر پاییز در برگریزان و نیز اثرگذاری بهار در رویش درختان، شعری با مضمون زیر را برای پسران خود میخواندند: «فصل پاییزه، پشماش میریزه، فصل بهاره، مو در میاره».<ref>شهری، قند و نمک، ۱۳۷۰ش، ص۵۰۹؛ <br> | فصل پاییز در زبان و ادبیات عامه، جایگاهی ویژه دارد. برخی از [[زنان]] [[تهران]]، با توجه به تأثیر پاییز در برگریزان و نیز اثرگذاری بهار در رویش درختان، شعری با مضمون زیر را برای پسران خود میخواندند: «فصل پاییزه، پشماش میریزه، فصل بهاره، مو در میاره».<ref>شهری، قند و نمک، ۱۳۷۰ش، ص۵۰۹؛ <br> | ||
ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1363.</ref> برخی از شاعران مانند [[شهریار]]، دیدن عاقبت کار جهانیان را به خزان طبیعت ارجاع داده است.<ref>شهریار، کلیات دیوان، ۱۳۴۹ش، ص164.</ref><br> | ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1363.</ref> برخی از شاعران مانند [[محمدحسین شهریار]]، دیدن عاقبت کار جهانیان را به خزان طبیعت ارجاع داده است.<ref>شهریار، کلیات دیوان، ۱۳۴۹ش، ص164.</ref><br> | ||
مثل معروف «جوجه را آخر پاییز میشمارند»، بر این اساس است که جوجهها، معمولا، از [[بهار]] تا پاییز دچار تلفات احتمالی بسیاری میشوند. مردم در بروجرد معتقدند که «هر بهاری که خوش و خرم است، از پاییزش پیداست».<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص111.</ref> کردها نیز مثلهای معروف «پاییز برای فقیر آمد»<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص57؛ <br> | مثل معروف «جوجه را آخر پاییز میشمارند»، بر این اساس است که جوجهها، معمولا، از [[بهار]] تا پاییز دچار تلفات احتمالی بسیاری میشوند. مردم در بروجرد معتقدند که «هر بهاری که خوش و خرم است، از پاییزش پیداست».<ref>کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص111.</ref> کردها نیز مثلهای معروف «پاییز برای فقیر آمد»<ref>فتاحی قاضی، امثال و حکم کردی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص57؛ <br> | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
==پاییز و هواشناسی مردمی== | ==پاییز و هواشناسی مردمی== | ||
درگذشته، هواشناسی تنها از طریق مشاهدات و تجربیات مردم صورت میگرفت و اصول آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. در | درگذشته، هواشناسی تنها از طریق مشاهدات و تجربیات مردم صورت میگرفت و اصول آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. در [[گیلان]]، مردم معتقد بودند که در اواخر ماه [[آذر]]، درخت میوهای که دوباره شکوفه بزند و میوه بدهد، نشان از زمستانی سخت همراه با برف و کولاک دارد.<ref>شهاب کوملهای، فرهنگ عامۀ کومله، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۲؛ <br> | ||
پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹.</ref> در دماوند نیز، مردم، جیکجیک گنجشکان، در فصل پاییز را نشانهی طلب باران میدانند.<ref>علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۴.</ref> | پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹.</ref> در [[دماوند]] نیز، مردم، جیکجیک گنجشکان، در فصل پاییز را نشانهی طلب باران میدانند.<ref>علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۴.</ref> [[آمل]]یها، بارش برف روی درختان در پاییز را، نشانهی زمستانی زودرس و سخت میدانستند.<ref>مهجوریان نماری، باورها و بازیهای مردم آمـل، ۱۳۷۴ش، ص۲۸.</ref><br> | ||
بالا آمدن کوه از ابر،<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۹۸.</ref> وقوع رعد و برق در پاییز<ref>حسنی، ابوالفضل، شکوه دیروز، افتخار امروز، ۱۳۸۸ش، ص۲۰۶.</ref> و خوردن خزه روی درختان توسط بزها یا گوسفندان در پاییز،<ref>پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹؛ <br> | بالا آمدن کوه از ابر،<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن، ۱۳۸۷ش، ص۹۸.</ref> وقوع رعد و برق در پاییز<ref>حسنی، ابوالفضل، شکوه دیروز، افتخار امروز، ۱۳۸۸ش، ص۲۰۶.</ref> و خوردن خزه روی درختان توسط بزها یا گوسفندان در پاییز،<ref>پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۹؛ <br> | ||
شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۴۰.</ref> | شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۴۰.</ref> در نقاط مختلفی از ایران، نشانهی پیش رو داشتن زمستانی سخت بود. | ||
==پاییز و کشاورزی== | ==پاییز و کشاورزی== | ||
فصل پاییز در | فصل پاییز در [[ایران]]، فصل هرس کردن درختان، برداشت [[انگور]]، شخم زدن عرضی زمینهای [[کشاورزی]]، جمعکردن و انبارکردن محصولات است. این فصل، معمولا به فصل فراغت کشاورزان معروف است. عمل «میزانبُری» در میان کشاورزان و باغداران خراسانی مرسوم است که طی آن، در روزهای آخر [[مهر ماه]] که رشد درختان متوقف شده است، از سرشاخههای درختان به اندازهی یک وجب میبرند. در [[طالقان]] نیز، کشاورزان تلاش میکنند تا قبل از شروع بارانهای پاییزی، کوبیدن خرمنها، [[آرد]] کردن گندمها و انبار کردن کاهها را انجام دهند و با خاطری آسوده به استقبال زمستان بروند.<ref>پورکریم، فشندک، ۱۳۴۱ش، ص۴۴.</ref> | ||
در | در [[شاهرود]]، مردم معتقد بودند که آبیاری محصولاتی همچون هویج، [[شلغم]] و [[چغندر]] با آب ماه قوس ([[آذر]])، موجب [[برکت]] و شیرینی این نوع از محصولات میشود.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۵۱۱-۵۱۲.</ref> در منطقه [[اردکان]]، درختچههای پسته را ۵ مرتبه در طول سال آبیاری میکردند که بار پنجم آن در [[مهرماه]] صورت میگرفت و معتقد بودند که این کار، منجر به نگهداری جوانههای درخت در سال آینده میشود.<ref>هاشمنیا، فرهنگ مردم گروس، ۱۳۸۰ش، ص۲۵.</ref><br> | ||
در | در [[سروستان]]، فصل پاییز، زمان روبهرو شدن مردم یکجانشین و کوچنشین بوده و در نتیجه نمادی از همزیستی مسالمتآمیز آنها بهحساب میآمد.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۷۱ش، ص۲۳۱.</ref> فصل مناسب برای شکار نیز فصل پاییز بوده است. مردمان عشایر، معمولا در اواخر پاییز، به شکار میرفتند.<ref>لمعه، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، ۱۳۵۳ش، ص۴۱.</ref> <br> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||