برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۳: خط ۱۳:
#آثار منثور که شامل دیباچه (نثر مسجع)؛ رساله‌ای در شرح ماجرای برنج و بغرا؛ رساله‌ی خواب‌نامه مذمت ادعاهای کذب عرفای معاصر؛ فرهنگ دیوان اطعمه (نام و طرز تهیه‌ی غذاها) و خاتمه دیوان است.
#آثار منثور که شامل دیباچه (نثر مسجع)؛ رساله‌ای در شرح ماجرای برنج و بغرا؛ رساله‌ی خواب‌نامه مذمت ادعاهای کذب عرفای معاصر؛ فرهنگ دیوان اطعمه (نام و طرز تهیه‌ی غذاها) و خاتمه دیوان است.
==قلم و شعر بسحاق==
==قلم و شعر بسحاق==
شعر و قلم بسحاق را متأثر از عبید زاکانی می‌دانند. این شاعر طنزپرداز و منتقد اجتماعی، با وصف خوراکی‌ها در اشعار خود، در حقیقت، به وصف ریاکاری مردم ثروتمند پرداخته و با انتقادات گزنده نسبت به آن‌ها، به آرزوهای پنهان مردم محروم در آن روزگار اشاراتی داشته است.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ۱۳۶۳ش، ص247 و 248؛ <br>
شعر و قلم بسحاق را متأثر از [[عبید زاکانی]] می‌دانند. این شاعر طنزپرداز و منتقد اجتماعی، با وصف خوراکی‌ها در اشعار خود، در حقیقت، به وصف [[ریاکاری]] مردم ثروتمند پرداخته و با انتقادات گزنده نسبت به آن‌ها، به آرزوهای پنهان مردم محروم در آن روزگار اشاراتی داشته است.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ۱۳۶۳ش، ص247 و 248؛ <br>
حلبی، مقدمه‌ای بر طنز و شوخ‌طبعی در ایران، ۱۳۶۴ش، ص74.</ref>   
حلبی، مقدمه‌ای بر طنز و شوخ‌طبعی در ایران، ۱۳۶۴ش، ص74.</ref>   


برخی از ادیبان نیز بسحاق را صرفا شاعری طنزپرداز دانسته‌اند که به‌منظور شوخی و خنداندن مخاطب اشعاری را سروده است.<ref>اخوان ثالث، نقیضه و نقیضه‌سازان، ۱۳۷۴ش، ص120.</ref>  اما به‌گفته خود ابواسحاق، «مزاحی مباح می‌خواستم بین جدّ و هزل»<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص3.</ref>  و همین پیام، پذیرفتن این‌که او تنها برای سرگرمی و شوخی مخاطبان شعر می‌سروده را دشوار می‌کند.<br>
برخی از ادیبان نیز بسحاق را صرفا شاعری طنزپرداز دانسته‌اند که به‌منظور شوخی و خنداندن مخاطب اشعاری را سروده است.<ref>اخوان ثالث، نقیضه و نقیضه‌سازان، ۱۳۷۴ش، ص120.</ref>  اما به‌گفته خود ابواسحاق، «مزاحی مباح می‌خواستم بین جدّ و هزل»<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص3.</ref>  و همین پیام، پذیرفتن این‌که او تنها برای سرگرمی و شوخی مخاطبان شعر می‌سروده را دشوار می‌کند.<br>


سروده‌های ابواسحاق از نوع نقیضه (تقلید طنزگونه)<ref>داد، فرهنگ اصطلاحات ادبی،  ۱۳۷۱ش، ص298 و 299.</ref> است  و برای این کار اشعار بزرگانی همچون [[فردوسی]]، ظهیر فارابی، [[عطار نیشابوری|عطار]]، [[نظامی گنجوی|نظامی]]، خواجو، [[حافظ]] و شاه نعمت‌الله را انتخاب کرده است. وی در اشعار خود، از نوعی تعادل در کاربرد اشعار دیگران استفاده کرده تا بتواند ضمن هدایت ذهن خوانندگان به آثار اصلی، سروده‌های خود را نیز مستقل و هدف‌مند جلوه دهد. ذهن بسحاق در نقیضه‌سازی چنان مستعد و فعال عمل می‌کرده که گاهی برای برخی اشعار حافظ، خجندی و دیگران، بیش از یک نقیضه ساخته است.<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص46-48 و 67 و 68 و 93 و 94.</ref>  بسحاق، همچنین ۲۲ بیت شعر به گویش کردی و لری سروده است.
سروده‌های ابواسحاق از نوع نقیضه (تقلید طنزگونه)<ref>داد، فرهنگ اصطلاحات ادبی،  ۱۳۷۱ش، ص298 و 299.</ref> است  و برای این کار اشعار بزرگانی همچون [[فردوسی]]، ظهیر فارابی، [[عطار نیشابوری]]، [[نظامی گنجوی]]، خواجو، [[حافظ]] و شاه نعمت‌الله را انتخاب کرده است. وی در اشعار خود، از نوعی تعادل در کاربرد اشعار دیگران استفاده کرده تا بتواند ضمن هدایت ذهن خوانندگان به آثار اصلی، سروده‌های خود را نیز مستقل و هدف‌مند جلوه دهد. ذهن بسحاق در نقیضه‌سازی چنان مستعد و فعال عمل می‌کرده که گاهی برای برخی اشعار [[حافظ]]، [[کمال خجندی]] و دیگران، بیش از یک نقیضه ساخته است.<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص46-48 و 67 و 68 و 93 و 94.</ref>  بسحاق، همچنین ۲۲ بیت شعر به گویش کردی و لری سروده است.
 
==ابزار آشپزی در دیوان بسحاق==
==ابزار آشپزی در دیوان بسحاق==
در کلیات، بسحاق، علاوه‌بر نام بردن غذاها، به برخی ابزار [[آشپزی]] و ادوات خوان اشاره می‌کند که از منظر تاریخی قابل تأمل است؛ مانند: لاک= تغار چوبین که در آن آرد را [[خمیر]] می‌کنند؛<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص25 و 26 و 56.</ref>  چمچه= نوعی ملاقه بزرگ؛<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص197.</ref>  خمره= محل نگهداری [[آرد]]؛ قاروره= شیشه‌ی مایعات؛ قرابه/ قدح= کاسه؛ طَبَق= سینی؛ کفچه= کفگیر؛ چاوُل= بوریایی که غله را روی آن پاک می‌کردند؛ سیرکوب/ منقله= منقل؛ قزغان= دیگ؛ ملعقه= ملاقه و یغلقو= یقلاوی.<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص20 و 118 و 111 و 121.</ref>  علاوه بر موارد مذکور، بسحاق در این [[کتاب]]، به تشریح نام برخی لباس‌ها و پارچه‌های مختلف، اصطلاحات نجومی، نظامی و پزشکی آن روزگار نیز پرداخته است.  
در کلیات، بسحاق، علاوه‌بر نام بردن غذاها، به برخی ابزار [[آشپزی]] و ادوات خوان اشاره می‌کند که از منظر تاریخی قابل تأمل است؛ مانند: لاک= تغار چوبین که در آن آرد را [[خمیر]] می‌کنند؛<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص25 و 26 و 56.</ref>  چمچه= نوعی ملاقه بزرگ؛<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص197.</ref>  خمره= محل نگهداری [[آرد]]؛ قاروره= شیشه‌ی مایعات؛ قرابه/ قدح= کاسه؛ طَبَق= سینی؛ کفچه= کفگیر؛ چاوُل= بوریایی که غله را روی آن پاک می‌کردند؛ سیرکوب/ منقله= منقل؛ قزغان= دیگ؛ ملعقه= ملاقه و یغلقو= یقلاوی.<ref>بسحاق اطعمه ، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص20 و 118 و 111 و 121.</ref>  علاوه بر موارد مذکور، بسحاق در این [[کتاب]]، به تشریح نام برخی لباس‌ها و پارچه‌های مختلف، اصطلاحات نجومی، نظامی و پزشکی آن روزگار نیز پرداخته است.