پرش به محتوا

ساسانیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
نرگس علیپور (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''ساسانیان؛'''</big> سلسلۀ حکومتی مقتدر و اثرگذار در فرهنگ و تمدن و هویت ایرانی.
{{درشت|'''ساسانیان؛'''}} آخرین دودمان پادشاهی ایران باستان پیش از ورود اسلام (۲۲۴–۶۵۱م).


ساسانیان، نظام حکومتی ایرانی در اواخر عهد باستان بود که به مدت چهار قرن بر مناطق وسیعی از آسیای غربی حکومت کرد و یکی از قدرت‌های اصلی جهان در آستانه ظهور [[اسلام]] بود. تمرکز سیاسی، اقتصاد قوی، نوآوری‌های اجتماعی و توسعۀ فعالیت‌های فرهنگی و علمی این امپراتوری، الگوی حکومت‌داری و توسعه برای دولت‌های اسلامی قرار گرفت؛ اما از سوی دیگر، عوامل گوناگون فرهنگی و اجتماعی، از جمله نارضایتی مردم، آیین‌ها و رسوم تبعیض‌آمیز و همچنین جذابیت دین اسلام، باعث فروپاشی امپراتوری ساسانی شد. در این میان، به‌دلیل استحکام فرهنگی و تمدنی ایران، هویت ایرانی برخلاف کشورهای دیگر در هویت عربی استحاله نشد، بلکه ایرانیان عناصر هویت اسلامی را با صافی عقلانیت از عناصر هویت عربی جدا ساختند و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی را پایه‌گذاری کردند. 
ساسانیان از قرن سوم تا هفتم میلادی بر ایران و بخش‌هایی از بین‌النهرین، قفقاز، آسیای مرکزی و شبه‌جزیره عربستان حکومت کردند. این سلسله با برخورداری از ساختار اداری متمرکز، نظام مالیاتی سازمان‌یافته و فعالیت‌های گسترده در زمینه‌های فرهنگی، علمی و هنری، یکی از قدرت‌های اصلی اواخر عهد باستان و رقیب امپراتوری بیزانس بود. جنگ‌های طولانی با بیزانس، بحران‌های سیاسی و داخلی و گسترش فتوحات مسلمانان در سده هفتم میلادی، به تضعیف حکومت ساسانی انجامید. پس از شکست سپاه ساسانی در نبرد نهاوند و کشته‌شدن یزدگرد سوم در سال ۶۵۱م، حکومت ساسانیان پایان یافت. بااین‌حال، میراث سیاسی، اداری و فرهنگی این دوره در دوران اسلامی تداوم یافت و در شکل‌گیری تمدن ایرانی ـ اسلامی نقش داشت.
==معرفی==
ساسانیان امپراتوری بزرگ و مقتدر ایرانی است که با پیروزی «اردشیر بابکان» بر «اردوان پنجم» آخرین پادشاه اشکانی از سال 224 میلادی آغاز شد<ref>کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، 1368ش، ص136.</ref>  و تا 651م به مدت 427 سال  بر [[ایران]] حکومت کرد.<ref>[https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/857440-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8 «ساسانیان و نقش آنها در تمدن بشری»، وب‌سایت روزنامۀ شرق.]</ref>  بعد از اردشیر، 31 پاشاه دیگر ساسانی به قدرت رسیدند که از میان آنها، شاپور دوم، خسرو اول، انوشیروان و خسرو پرویز ساسانی، معروف‌تر هستند. اوج قدرت ساسانیان در دورۀ شاپور دوم ساسانی رقم خورد.<ref>نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها، 1378ش، ص517؛ [https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1277226-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DA%AF% «ساسانیان از اردشیر اول تا یزدگرد سوم»، خبرگزاری ایلنا.]</ref>  وسعت جغرافیایی این دودمان حکومتی در سال‌های 603-628م از مصر و شام بزرگ گرفته تا یمن، سواحل غربی خلیج فارس، میانرودان و فلات ایران را شامل می‌شد. اعراب ساحل شرقی شبه‌جزیرۀ عربستان نیز به ساسانیان مالیات می‌پرداختند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/263576/%D8%A7%D9%81%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-% «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی در گفت‌وگو با پروفسور پروانه پورشریعتی»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
==جایگاه فرهنگی و تمدنی==
پژوهشگران، امپراتوری ساسانی را أثرگذارترین دودمان در شکل‌گیری هویت، فرهنگ و تمدن ایرانی می‌دانند؛ به گونه‌ای که با گذشت بیش از ۱۴۰۰ سال، هنوز میراث فرهنگی و تمدنی آنها در بسیاری از جنبه‌های سبک زندگی ایرانیان از نام کشور ایران تا معماری و هنر ایرانی، باقی مانده است.<ref>[https://www.irna.ir/news/85188464/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8 «نام رسمی ایران را کدام فرمانروایان بر این سرزمین نهادند؟»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>  ساسانیان نخستین فرمانروایانی بودند که به‌طور رسمی نام «ایرانشهر» به معنی کشور آریایی‌ها را برای قلمرو خود برگزیدند که با اندک دگرگونی، همچنان نام رسمی کشور ایران است. ساسانیان بر اساس مفهوم سیاسی ایرانشهر، هویت تمدنی و فرهنگی پدید آوردند که صاحب‌نظران آن را «هویت ایرانی» می‌نامند.<ref>قرشي،  نگرشي نو به نام ايران، 1373ش، ص253؛ [https://www.irna.ir/news/85188464/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8 «نام رسمی ایران را کدام فرمانروایان بر این سرزمین نهادند؟»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>  این امپراتوری بزرگ ایرانی، بعد از هخامنشیان اولین دودمانی است که تمركز قدرت و دين رسمي را به‌عنوان دو اصل اساسي حكومت‌ ملی، مقتدر و یک‌پارچه بـه وجود آورد.<ref>رومن، ايران از آغاز تا اسلام، 1372ش، ص345.</ref>  پادشاهی ساسانی، طولانی‌ترین حکومت در تاریخ ایران است و به نظر محققان، میراث گذشتگان را نیز به‌خوبی پاس داشتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/155685/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C «بازخوانی تاریخ ساسانی»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.] </ref>
آثار هنری و معماری به‌جا مانده از دوران ساسانیان مانند طاق کسری، کعبۀ زرتشت و تعداد زیادی نقش برجسته و کتیبه، جایگاه فرهنگی و پیشرفت تمدنی ساسانیان را نشان می‌دهد.<ref>[https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1277226-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DA%AF% «ساسانیان از اردشیر اول تا یزدگرد سوم»، خبرگزاری ایلنا.]</ref>  برخی از این آثار امروزه در سازمان بین‌المللی [[یونسکو]] ثبت شده و میراث جهانی و بشری محسوب می‌شود. برای مثال، چند اثر این دوره مانند [[قلعه‌دختر فیروزآباد|قلعه دختر]]، شهر گور و کاخ اردشیر در شهرستان فیروزآباد، شهر بیشاپور، نقوش برجستۀ تنگ چوگان و [[غار شاپور]] در [[کازرون]]، همچنین کاخ ساسانی در شهرستان سروستان ثبت جهانی شده<ref>[https://www.khabaronline.ir/news/787006/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF «میراث ساسانیان ثبت جهانی شد»، خبر آنلاین.] </ref>  و [[تخت سلیمان]] نیز در سال ۱۳۸۲ش به‌عنوان نمونه‌ای از معماری دوران ساسانیان به ثبت جهانی رسیده است. <ref>[https://www.farsnews.ir/news/13970410000983/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%8 «ایران در ایستگاه بیست و سوم میراث جهانی/ رونق گردشگری مهم‌ترین اهمیت جهانی شدن آثار تاریخی»، خبرگزاری فارس.] </ref>
در دوران ساسانیان فرهنگ و تمدن ایرانی فراتر از مرزهای ایران نیز اثرگذاربوده است؛ برای مثال هنوز قبطی‌های در [[مصر]]، [[نوروز]] ایرانی را جشن می‌گیرند. هنر ساسانی به‌خصوص روی پارچه‌های ابریشمی و نقش و نگارهای آن در مصر و حتی بیزانس (روم شرقی) استفاده و از روی آن کپی‌برداری شده است. کلماتی نیز از فارسی میانه (پهلوی) وارد زبان یونانی در همان زمان شد. در چین نیز بازی [[چوگان]] و [[شطرنج]] و ایده‌های دیگری از ایران رسید.<ref>[https://asre-eghtesad.com/%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C/ «عصر ساسانیان، دوران ثبات اقتصادی و طولانی در حوزۀ تمدن ایرانشهری»، وب‌سایت عصر اقتصاد.]</ref>  به نظر پژوهشگران، ساسانیان از بسیاری جهات پایه‌های دنیای مدرن را بنا کردند؛ زیرا بسیاری از آداب و رسوم و مقررات این دوره مانند «دیوان»، با اصلاح اسلامی به دوره‌های بعد راه پیدا کرد. همچنین اهدای زمین با نیت نیکوکاری که در اسلام با عنوان «[[وقف]]» نام برده می‌شود، در دورۀ ساسانیان توسعه یافت و در دورۀ اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفت.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/218759/%E2%80%8B%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8 «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>  میراث این حکومت بزرگ، نوآوری در فنون [[معماری]]، ایجاد شهرهایی بزرگ با طرح دایره برای نخستین‌بار، توسعۀ شبکه‌های پیشرفتۀ آبیاری در کشاورزی، اقتصاد روبه‌رشد  و ساماندهی نظام‌های مذهبی با تکیه بر آیین نکوداشت آتش به‌عنوان منشأ نور و حقیقت بود.<ref>[https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/857440-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8 «ساسانیان و نقش آنها در تمدن بشری»، وب‌سایت روزنامۀ شرق.]</ref>


==سازمان و طبقه‌بندی اجتماعی==
== نسب و پیشینه ==
در جامعۀ ساسانی نظام طبقاتی شدید وجود داشت که هر فرد و خانواده دارای جایگاه خاص بود و تحرک اجتماعی چندان وجود نداشت. در این نظام اجتماعی پیشه‌وران در شهرها و کشاورزان در روستاها، از طبقۀ پایین جامعه محسوب می‌شدند، دبیران و نظامیان در طبقات بعدی جای داشتند. روحانیون زرتشتی بعد از آنها بودند و خاندان پادشاهی در رأس هرم طبقات اجتماعی، جایگاه اول را به خود اختصاص داده بودند.<ref>زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، 1355ش، ج۱، ص۱۶۳- ۱۶۴.</ref>  
ساسانیان از خاندان‌های محلی پارس برخاستند؛ ایالتی که در دوره سلوکیان و اشکانیان، فرمانروایان محلی متعددی بر آن حکومت می‌کردند. سکه‌های این فرمانروایان از تداوم برخی سنت‌های پادشاهی و آیین‌های ایرانی در پارس حکایت دارد.<ref>{{پک|کریستین سن|1368|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=131-132|ج=}}</ref> دربارهٔ نسب این خاندان، کریستن‌سن می‌نویسد که ساسان از خاندان نجبا بود و با زنی از خاندان بازرنگیان ازدواج کرد. او در معبد آناهیتا در استخر منصب داشت و پس از وی، پسرش پابگ(بابک) به قدرت رسید. بابک با کنار زدن گوچیهر، فرمانروای استخر، موقعیت خاندان خود را تقویت کرد.<ref>{{پک|کریستین سن|1368|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=132-133|ج=}}</ref> گیرشمن نیز به روایت مربوط به جایگاه ساسان در معبد آناهیتا و نقش بابک در شکل‌گیری قدرت این خاندان اشاره می‌کند.<ref>{{پک|گیرشمن|1375|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=345-347|ج=}}</ref> اردشیر، پسر بابک، در دارابگرد منصب ارگبذ داشت و از حدود سال ۲۱۲م به شکست دادن فرمانروایان محلی پارس و گسترش قلمرو خود پرداخت. پس از درگذشت بابک و شاپور، برادر اردشیر، قدرت را در دست گرفت و مناطق دیگری از جمله کرمان، اصفهان و خوزستان را به قلمرو خود افزود. سرانجام، اردشیر در نبرد هرمزدگان در ۲۸ آوریل ۲۲۴م اردوان پنجم، شاهنشاه اشکانی، را شکست داد و وارد تیسفون شد. او در سال ۲۲۶م رسماً تاج‌گذاری کرد و عنوان «شاه شاهان ایران» را اختیار کرد.<ref>{{پک|کریستین سن|1368|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=133-135|ج=}}</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFگیرشمن1375|گیرشمن، ''ایران از آغاز تا اسلام'']]، <bdi>۳۴۵–۳۴۷</bdi>.</ref>
ده‌بد یا پیشوای ده، مهم‌ترین واحد اجتماعی در جامعۀ روستانشین دورۀ ساسانی بود آنها به‌عنوان دارندگان زمین، به حکومت مالیات و خدمات نظامی می‌دادند. این طبقه از مالکان روستایی پایین‌تر از بزرگ‌مالکان و بالاتر از رعیت‌های روستا جای داشتند. آنها کارهای روستا و ده را حل‌و‌فصل می‌کردند و از بزرگان و ریش‌سفیدان واحدهای اجتماعی روستا و ده به‌شمار می‌آمدند. صنعت‌گران و پیشه‌وران، بیشتر شهرنشین، اما به طبقه‌های پایین جامعه تعلق داشتند و همه خدمات شهری برعهدۀ آنها بود. بازرگانان و فروشندگان فعالیت اصلی را در شهرها انجام می‌دادند. هر گروه از کاسبان و پیشه‌وران، بر اساس نظم و قاعده‌ای، بخشی از [[بازار]] را در دست داشتند و بی‌توجهی به این نظم، مجازاتی سنگین در پی داشت. قاضیان، وکیلان مدافع و آشتی‌خواهان، از طبقه‌های مهم جامعه در آن روزگار بود. یکی از وظیفه‌های قاضی دست‌گیری از درویشان بوده، نیز نذرها و خیرات را به درستی میان نیازمندان باید بخش می‌کرده است. به نظر محققان وجود چنین شغل و جایگاهی در ایران عصر ساسانی، پیشرفت جامعۀ مدنی به‌ویژه دستگاه گستردۀ قضائی را نشان می‌دهد. روستاییان و عشایر که بیشتر به کشاورزی و دام‌پروری مشغول بودند، بخشی بزرگ از جمعیت ایران را در آن روزگار تشکیل می‌دادند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/180761/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D9%A2%E2%80%8C%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4 «جامعۀ ایران، ٢‌هزار‌سال پیش»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
==نظام خانواده==
در جامعۀ ایران ساسانیان، نظام خانواده مورد احترام بود و هستۀ اصلی جامعه را تشکیل می‌داد. مرد ریاست خانواده را به عهده داشت و عنصر برتر جامعه محسوب می‌شد. اولاد پسر، از نظر اقتصادی و اجتماعی منزلت بیشتری داشتند؛ اما زنان نیز از نوعی آزادی‏‌های اجتماعی برخوردار بودند و حتی بعضی از آنان به مقام سلطنت نیز رسیده‌‏اند. در زمان ساسانیان به‌دلیل حفظ اصالت خون، ازدواج با اقربای نزدیك رایج بود و به‌عنوان فر ایزدی تلقی می‌شد. شوهر كردن دختر با اجازۀ پدر صورت می‌گرفت و مرد می‏‌توانست كه از درآمد زن و غلامان او استفاده كند، اما در موقع جدایی باید درآمد او را بر می‌گرداند.<ref> [https://rasekhoon.net/article/show-55744.aspx نوذری، «خانواده در دورۀ ساسانيان»، وب‌سایت راسخون.] </ref>


==جایگاه زن==
== قلمرو حکومتی ==
برخی از تاریخ نگاران معتقدند که وضعیت زنان در دورۀ ساسانی بسیار بد بود و با آنها مانند بردگان و اشیا برخورد می‌شد. چند همسری رایج بود و از دیدگاه حقوق مدنی بین همسر ممتاز و دیگر همسران که از طبقات پایین‌تر بودند تفاوت کامل وجود داشت. زنانی که از طبقات پایین‌تر بودند زن خدمتکار نامیده می‌شدند و تنها فرزندان پسر آنها جزو خانواده محسوب می‌شدند. ازدواج دختران در حدود پانزده سالگی صورت می‌گرفت و آنها حق انتخاب همسر داشتند. زنان در زندگی شهری می‌توانستند از طریق صنعت و تجارت دارایی زیادی به دست بیاورند.<ref> كريستين سن، ايران در زمان ساسانيان، 1389ش، ص319-325.</ref>
قلمرو شاهنشاهی ساسانی در طول حکومت این دودمان، بر اثر فتوحات و جنگ‌ها با امپراتوری روم و بیزانس و پیمان‌های صلح تغییر می‌کرد. هستهٔ اولیهٔ حکومت در پارس شکل گرفت و اردشیر بابکان پس از تثبیت قدرت، تیسفون و بخش‌هایی از بین‌النهرین را به قلمرو خود افزود. در زمان او، برخی فرمانروایان توران و مکران تابعیت ساسانیان را پذیرفتند؛ با این‌حال، درهٔ [[کابل]] و پنجاب همچنان در ارتباط با قلمرو کوشانیان بود.<ref>{{پک|کریستین سن|1368|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=138|ج=}}</ref> کتیبهٔ سه‌زبانهٔ شاپور یکم در کعبهٔ [[زرتشت|زردشت]] از منابع مهم برای شناخت قلمرو و استان‌های شاهنشاهی در سدهٔ سوم میلادی است. در این کتیبه از مناطقی چون مرو، هرات، اَپَرشهر، سرزمین کوشان تا پیشاور و کاشغر، سغد و نواحی پیرامون تاشکند نام برده شده است. این فهرست گسترهٔ قلمرو ادعا شده در زمان شاپور را نشان می‌دهد، اما لزوماً به معنای ادارهٔ مستقیم و پایدار همهٔ این مناطق نیست.<ref>{{پک|Huyse|1999|ک=Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Žardušt (ŠKZ)|زبان=en|ج=I|ص=23-24}}</ref> کریستن‌سن در معرفی سرزمین‌ها و ایالات مرتبط با شاهنشاهی ساسانی از آشور، خوزستان، ماد، پارس، پارت، کرمان، گرگان، مرو، بلخ، سغد، سکستان، هرات، زرنگ، رخج و گدروزیا نام می‌برد و به خوارزم، مکران، توران و نواحی پیرامون رود سند نیز اشاره می‌کند. بااین‌حال، میزان تسلط ساسانیان بر این مناطق در دوره‌های مختلف یکسان نبود و باید میان ادارهٔ مستقیم، تابعیت سیاسی و حوزهٔ نفوذ تمایز گذاشت.<ref>{{پک|کریستین سن|1368|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=138، 201|ج=}}</ref> در غرب و شمال‌غرب، ارمنستان و بخش‌هایی از قفقاز از مناطق مورد منازعهٔ ساسانیان و روم بودند. شاپور یکم نیز به مناطقی چون سوریه، کیلیکیه و کاپادوکیه لشکر کشید. در دورهٔ خسرو دوم، سپاه ساسانی بخش‌هایی از بین‌النهرین، شام، فلسطین و مصر را تصرف کرد و تا نزدیکی قسطنطنیه پیش رفت؛ اما ضدحمله‌های هراکلیوس و تحولات داخلی ایران به عقب‌نشینی ساسانیان و بازگرداندن سرزمین‌های تصرف‌شده در سال ۶۲۸م انجامید.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref> اداره و حفاظت از مناطق شاهنشاهی بر عهدهٔ فرمانروایان و مقامات محلی، از جمله مرزبانان، بود. از نواحی مهم این دوره می‌توان به ارمنستان، پارس، کرمان، سپاهان، آذربایجان، طبرستان، بحرین، [[هرات]]، مرو، سرخس، نیشابور و طوس اشاره کرد.<ref>{{پک|کریستین سن|1368|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=201|ج=}}</ref> در سدهٔ هفتم میلادی، فتوحات مسلمانان به‌تدریج استان‌های ساسانی را از کنترل حکومت خارج کرد و تیسفون نیز به تصرف درآمد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
==زبان و ادبیات==
===زبان===
زبان اول و رسمی دورۀ ساسانیان «فارسی میانه» (پهلوی) بود. این زبان از سال ۲۵۰ پیش از میلاد مسیح با سرکار آمدن نخستین اشک، سر سلسله [[اشکانیان]] رواج یافت و تا سال ۶۵۱م دورۀ آخرین پادشاه ساسانی ادامه داشت. این زبان به‌صورت تقریبی در تمام سرزمین‌های قلمرو ساسانیان رواج داشت و ساسانیان، تغییرات اساسی در آن به وجود آوردند. البته آنها در ابتدا به زبان پارتی و یونانی نیز می‌نوشتند اما به تدریج زبان پارتی به‌طور کامل از رواج افتاد و از قرن چهارم به بعد تمام کتیبه‌های برجای مانده از دوران ساسانی به زبان فارسی میانه نوشته شده است.<ref>[https://www.yjc.ir/fa/news/8310156/%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 «فارسی میانه؛ اولین زبان رسمی ایران»، باشگاه خبرنگاران جوان.] </ref>
===ادبیات===
ادبیات عمومی که پیش از این به‌صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد در زمان ساسانی جای خود را به ادبیات مکتوب داد. برای مثال گردآوري و نگاشتن [[اوستا]] و نيز ترجمۀ ادبيات ملت‌های ديگر به‌ويژه يونان و هند كه مستلزم ايجاد خطي مترقي و اشراف به علم ترجمه و ادبيات غيربومي بود، موجب اصلاحات چشمگیر و پیشرفت در خط نگارش و ادبيات سنتي شد. <ref>نصرالله‌زاده و ناصری کوهبنانی، «نمود آخرين صورت ادبيات فارسي ميانة ساساني»، 1397ش، ص98-99.</ref>  
===آثار ادبی===
آثار زیادی در این دوره تولید شده است که مقداری از آنها روی تخته‌سنگ‌ها، نگین‌ها، ظرف‌ها و سکه‌ها نگاشته شده و بخشی نیز روی پاپیروس‌ها و پوست‌ها به یادگار مانده است. از میان دستۀ اول، سنگ‌نبشته‌ها از نظر تاریخی و زبان‌شناسی از اهمیت ویژه برخوردارند که در [[نقش رستم]]، نقش رجب، حاجی‌آباد، بیشاپور، سرمشهد، طاق بستان، [[تخت جمشید]]، کعبۀ زرتشت، فیروزآباد، پایکولی (یا پایقلی در [[استان کردستان|کردستان]])، دربند قفقاز و آذربایجان به دست آمده است. <ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1083115/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C ترابی، «زبان و ادبیات ساسانی»، وب‌سایت راسخون.] </ref>


===دین و معنویت===
== تاریخ سیاسی ==
در زمان ساسانیان ادیان مختلف مانند مسیحی، یهودی و مانوی وجود داشت، اما دین ملی و رسمی کشور، «دین زرتشتی» بود که تشکیلات پیچیده داشت. روحانیان زرتشتی از اختیارات وسیع بهره‌مند بودند. به‌خصوص موبدان و پیشوای بزرگ آنها «موبد موبدان» در دربار ساسانی مهم‌ترین مقام را داشت و تفسیر احکام دینی و مدنی از جمله آیین زناشویی، ارث و مالکیت، به عهدۀ او بود.<ref>[https://hawzah.net/fa/Question/View/7360/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA «ایران باستان چه ادیانی داشته است؟»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref> دین در ابتدای تأسیس حکومت ساسانیان نقش مهمی در انسجام اجتماعی، تشکیل هویت ملی، یکپارچگی و پیشرفت جامعه داشت؛ اما به گفتۀ محققان در اواخر دوران ساسانی به دست موبدان زرتشتی بهشدت دچار فساد شد به‌طوری که به باور شهید مطهری مردم ایران نمی‌توانستند از صمیم قلب به آن عقیده داشته باشند و حتی اگر اسلام در آن زمان به ایران نیامده بود، مسیحیت به تدریج ایران را مسخر می‌کرد و زرتشتی‌گری را از میان می‌برد.<ref>مطهری، مرتضی، خدمات متقابل، بی‌تا، ص۹۹.</ref>
ساسانیان در بخش عمده‌ای از تاریخ خود، یکی از دو قدرت بزرگ غرب آسیا در رقابت با امپراتوری روم و سپس بیزانس بودند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>در دورهٔ شاپور یکم، شاهنشاهی ساسانی گسترش یافت و جنگ‌های او با روم به پیروزی‌هایی مهم، از جمله اسارت والرین، امپراتور روم، در سال ۲۶۰م انجامید. پس از او، جانشینانش با مسائل جانشینی، رقابت‌های درباری و منازعات مرزی روبه‌رو شدند. در اواخر سدهٔ سوم و اوایل سدهٔ چهارم، اردشیر دوم و سپس شاپور دوم نقش مهمی در تثبیت قدرت شاهنشاهی داشتند. شاپور دوم پس از دوره‌ای طولانی از جنگ با روم، جایگاه ساسانیان را در مرزهای غربی تقویت کرد و در شرق نیز با تهدیدهای اقوام کوچ‌رو مقابله کرد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFDaryaee2009|Daryaee, “ŠĀPUR II”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref> در سده‌های پنجم و ششم میلادی، شاهان ساسانی علاوه بر جنگ‌های خارجی، با شورش‌های داخلی، اختلاف‌های اشرافی و مسائل اقتصادی و اجتماعی مواجه بودند. در دورهٔ یزدگرد اول و بهرام پنجم، روابط حکومت با گروه‌های دینی و نخبگان سیاسی از مسائل مهم دربار بود. قباد یکم در جریان منازعات داخلی از سلطنت برکنار شد، اما بار دیگر به قدرت بازگشت. خسرو یکم اصلاحاتی در امور مالی، نظامی و اداری انجام داد و در دورهٔ او ساختار حکومت مرکزی تقویت شد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref> در دورهٔ خسرو دوم، ساسانیان در آغاز به فتوحات گسترده‌ای در قلمرو بیزانس دست یافتند، اما ضدحمله‌های هراکلیوس و بحران‌های داخلی به شکست نظامی و برکناری خسرو در سال ۶۲۸م انجامید. پس از آن، در فاصله‌ای کوتاه چندین شاه بر تخت نشستند و رقابت‌های درباری، بی‌ثباتی سیاسی را تشدید کرد. یزدگرد سوم در سال ۶۳۲م به سلطنت رسید، اما در برابر فتوحات مسلمانان نتوانست یکپارچگی شاهنشاهی را حفظ کند. با کشته‌شدن او در حدود سال ۶۵۱م، حکومت ساسانی پایان یافت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFگیرشمن1375|گیرشمن، ''ایران از آغاز تا اسلام'']]، 370</ref>


==نظام اقتصادی==
== جدول پادشاهان ساسانی ==
بر اساس داده‌های تاریخی، در دورۀ ساسانی به‌دلیل امنیت نسبی و وجود حکومتی مقتدر، اقتصاد ساسانی چنان مهم بود که سکه‌های آنها از چین تا دریای مدیترانه مورد قبول بود و به‌عنوان پول رایج آسیا به‌شمار می‌رفت. بازارها و کاروان‌های ساسانی شناخته شده بودند و به‌همین دلیل این کلمات، وارد دیگر زبان‌های آن زمان شده است. رونق اقتصادی امپراتوری ساسانی به دو بخش مهم یعنی تجارت و کشاورزی بستگی داشت. کالاهای بسیار مهمی مانند ابریشم، ادویه‌جات، خشکبار، ماهی و سایر کالاهای کشاورزی علاوه‌بر تولید و توزیع گسترده در ایران، در سیستم یکپارچۀ حمل‌ونقلی بین‌المللی، با محوریت جادۀ ابریشم، فعال بود.<ref>[https://asre-eghtesad.com/%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C/چ «عصر ساسانیان، دوران ثبات اقتصادی و طولانی در حوزه تمدن ایرانشهری»، وب‌سایت عصر اقتصاد.]</ref> در دورۀ ساسانیان نظام کشاورزی پیشرفت چشمگیر کرد و یکی از پایه‌های اصلی ثبات، امنیت، رفاه اجتماعی و اقتدار سیاسی محسوب می‌شد؛ آنها قنات‌ها، سدها و آب‌بندهایی بسیار برای رونق و گسترش کشاورزی در سراسر قلمرو خود ساختند. بسیاری از روستایی‌های ایران در دورۀ ساسانی، افزون بر کشاورزی، در پرورش دام‌هایی چون گوسفند نیز می‌کوشیدند. شبانی و کشاورزی در بسیاری از منطقه‌ها، همراه بود و آن شبانان به اقتضای فصل‌ها در ییلاق و قشلاق در کنار دام‌پروری، به کشاورزی نیز می‌پرداختند. <ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/180761/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D9%A2%E2%80%8C%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4 «جامعۀ ایران،٢‌ هزار‌ سال پیش»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی].</ref>  
{| class="wikitable"
با وجود اوضاع اقتصادي و تجاري مناسب و درآمد خوب، اما به نظر پژوهشگران در دورۀ ساسانی از عدالت اقتصادي خبري نبود. در اواخر دورۀ ساساني، ماليات‌هاي سنگين بر مردم تحميل مي‌شد و آنها در فقر طبقاتي گرفتار و از دسترسي به امكانات اوليۀ رفاهي اجتماعي محروم بودند، به‌طوري که حصيلات و داشتن‌سواد خواندن و نوشتن در انحصار طبقۀ خاص و درباريان بود.<ref>[https://pasokh.org/fa/Question/View/9571/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B6%D9%8A%D8 «نظام اقتصادي ايران در دورۀ ساساني را توضيح دهيد؟»، وب‌سایت مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات  حوزۀ علمیۀ قم.] </ref>
!پادشاه
!دوره حکومت
!محدوده اصلی حکومت
!اقدامات و وقایع مهم
!پایان حکومت / مرگ
|-
|اردشیر بابکان
|۲۲۴–۲۴۰ م.
|پارس، بین‌النهرین و فلات ایران
|۲۲۴م. شکست اردوان پنجم در نبرد هرمزدگان و پایان فرمانروایی اشکانیان؛ گسترش قدرت از پارس به بین‌النهرین؛ تصرف هترا در واپسین سال‌های حکومت با مشارکت شاپور.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 136</ref>
|مرگ در ۲۴۱م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 259</ref>
|-
|شاپور یکم
|۲۴۰–۲۷۰ م.
|ایران، بین‌النهرین و نواحی شرقی
|۲۴۲–۲۴۴ م. جنگ با روم در دورهٔ گوردیان سوم؛ ۲۵۳ م. به بعد: لشکرکشی‌های تازه به قلمرو روم؛ ۲۶۰ م. شکست و اسارت والرین، امپراتور روم؛ ثبت کتیبهٔ سه‌زبانهٔ کعبهٔ زردشت، شامل نام استان‌ها و گزارش جنگ‌ها؛ ساخت شهرها، پل‌ها و سدها و انتقال گروهی از اسیران رومی به ایران.<ref>[[ساسانیان#CITEREFHuyse1999|Huyse, ''Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Žardušt (ŠKZ)'']], I: <bdi>23-24</bdi>.</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|مرگ در ۲۷۰ م.<ref>{{پک|فرای|1380|ک=تاریخ باستانی ایران|ص=483|ج=}}</ref>
|-
|بهرام دوم
|۲۷۴–۲۹۳ م.
|ایران و مرزهای غربی
|۲۸۳ م. رویارویی با لشکرکشی کاروس، امپراتور روم، به قلمرو ساسانی؛ کتیبه‌های کرتیر در دورهٔ سلطنت او از منابع مهم شناخت جایگاه روحانیت زردشتی و سیاست دینی دربارند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']]</ref>
|مرگ در ۲۹۳ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 319</ref>
|-
|نرسه
|۲۹۳–۳۰۲ م.
|ایران، ارمنستان و بین‌النهرین
|۲۹۶–۲۹۸ م. جنگ با روم؛ شکست در جنگ با نیروهای گالریوس و انعقاد صلح نصیبین در ۲۹۸ م. بر اساس پیمان، ساسانیان بخشی از قلمرو و مواضع مرزی خود، از جمله مناطقی در شرق دجله، را واگذار کردند.<ref>{{پک|Weber|2016|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Narseh|کد=en|ص=}}</ref>
|پایان سلطنت در حدود ۳۰۲ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 493</ref><ref>{{پک|Weber|2016|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Narseh|کد=en|ص=}}</ref>
|-
|شاپور دوم
|۳۰۹–۳۷۹ م.
|ایران، بین‌النهرین و مرزهای شرقی
|۳۳۷–۳۵۰ م. جنگ با روم و محاصره‌های مکرر نصیبین؛ ۳۵۹ م. تصرف آمیدا پس از محاصره‌ای طولانی؛ ۳۶۳ م. جنگ با ژولیان و مرگ امپراتور روم در جریان لشکرکشی؛ پیمان صلح با یوویان و بازگشت نصیبین و شماری از مناطق مرزی به ساسانیان؛ مقابله با تهدیدهای شرقی و اقوام کوچ‌رو.<ref>{{پک|Daryaee|2009|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=ŠĀPUR II|کد=en|ص=}}</ref>
|مرگ در ۳۷۹ م.<ref>{{پک|Daryaee|2009|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=ŠĀPUR II|کد=en|ص=}}</ref>
|-
|یزدگرد یکم
|۳۹۹–۴۲۰ م.
|ایران و مرزهای غربی
|۴۱۰ م. برگزاری شورای کلیسای ایران در سلوکیه ـ تیسفون و سامان‌دهی تشکیلات کلیسای مسیحی ایران؛ در دورهٔ او روابط حکومت با مسیحیان و روم شرقی وارد مرحله‌ای تازه شد، هرچند اجرای سیاست‌های دینی در سراسر قلمرو یکسان نبود.<ref>{{پک|Shahbazi|2003|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=YAZDEGERD I|کد=en|ص=}}</ref>
|مرگ در ۴۲۰ م.<ref>{{پک|Shahbazi|2003|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=YAZDEGERD I|کد=en|ص=}}</ref>
|-
|بهرام پنجم
|۴۲۰–۴۳۸ م.
|ایران و مرزهای شرقی
|۴۲۱–۴۲۲ م. جنگ با روم شرقی و انعقاد صلح؛ در دورهٔ او مسائل مربوط به مسیحیان و روابط دینی با روم در مذاکرات سیاسی مطرح شد. منابع روایی فارسی و اسلامی نیز لشکرکشی‌های شرقی و نبرد با اقوام مرزی را به سلطنت او نسبت می‌دهند، اما جزئیات برخی روایت‌ها نیازمند احتیاط است.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 510-512</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|مرگ در ۴۳۸ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 512</ref>
|-
|یزدگرد دوم
|۴۳۸–۴۵۷ م.
|ایران، ارمنستان و مرزهای شرقی
|۴۴۰ م. به بعد: جنگ با کیداریان در شرق؛ ۴۵۰–۴۵۱ م. شورش ارمنیان علیه سیاست‌های دینی و مالیاتی حکومت؛ نبرد آوارایر در ۴۵۱ م. در جریان این شورش رخ داد و به شکست نیروهای ارمنی انجامید، هرچند مقاومت در ارمنستان ادامه یافت.<ref>{{پک|Daryaee|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=YAZDEGERD Il|کد=en|ص=}}</ref>
|مرگ در ۴۵۷ م.<ref>{{پک|Daryaee|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=YAZDEGERD Il|کد=en|ص=}}</ref>
|-
|پیروز یکم
|۴۵۹–۴۸۴ م.
|ایران و مرزهای شرقی
|۴۶۰–۴۸۰ م. جنگ‌های متعدد با هپتالیان؛ شکست‌های پیاپی و پرداخت غرامت؛ ۴۸۴ م. شکست نهایی و کشته‌شدن پیروز در جنگ با هپتالیان که به بحران جانشینی و کاهش اقتدار حکومت مرکزی انجامید.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|کشته‌شدن در ۴۸۴ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|-
|قباد یکم
|۴۸۸–۴۹۶ و ۴۹۸–۵۳۱ م.
|ایران و مرزهای شرقی
|حدود ۴۹۰ م. آغاز اصلاحات مالی و کشاورزی و بررسی اراضی؛ حمایت یا هم‌سویی سیاسی با مزدکیان در بخشی از سلطنت نخست؛ ۴۹۶ م. برکناری و زندانی‌شدن؛ ۴۹۸/۴۹۹ م. بازگشت به سلطنت با کمک هپتالیان؛ آغاز اصلاحات اداری و مالیاتی که در دورهٔ پسرش خسرو یکم گسترش یافت.<ref>{{پک|Yarshater|2025|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=CHRONOLOGY OF IRANIAN
HISTORY PART 1|کد=en|ص=}}</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|مرگ در ۵۳۱ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|-
|خسرو یکم (انوشیروان)
|۵۳۱–۵۷۹ م.
|ایران، بین‌النهرین و مرزهای شرقی و غربی
|۵۳۱ م. سرکوب جنبش مزدکی در آغاز سلطنت؛ دههٔ ۵۳۰ م. اجرای اصلاحات مالیاتی و نظامی و توسعهٔ سازمان اداری؛ ۵۳۲ م. صلح با بیزانس؛ ۵۴۰ م. لشکرکشی به قلمرو بیزانس و تصرف انطاکیه؛ ۵۵۷–۵۶۱ م. همکاری با ترکان علیه هپتالیان و شکست آنان در آسیای مرکزی؛ ۵۷۰ م. لشکرکشی به یمن و گسترش نفوذ ساسانیان در جنوب شبه‌جزیرهٔ عربستان.<ref>[[ساسانیان#CITEREFYarshater2025|Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 520-524</ref>
|مرگ در ۵۷۹ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 524</ref>
|-
|هرمزد چهارم و بهرام چوبین
|۵۷۹–۵۹۰ م. بهرام چوبین: ۵۹۰–۵۹۱ م.
|ایران و مرزهای غربی و شرقی
|۵۸۸ م. بهرام چوبین در جنگ با ترکان به پیروزی رسید؛ پس از شکست در نبرد با بیزانس و اختلاف با هرمزد چهارم، شورش کرد. ۵۹۰ م. هرمزد برکنار شد و بهرام در برابر خسرو دوم مدعی سلطنت شد؛ بحران با کمک نظامی بیزانس به خسرو و پیروزی او در ۵۹۱ م. پایان یافت.<ref>{{پک|Shahbazi|2004|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=HORMOZD IV|کد=en|ص=466-467}}</ref><ref>{{پک|Shahbazi|1988|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Bahrām VI Čōbīn|کد=en|ص=514-522}}</ref>
|هرمزد در ۵۹۰ م. کشته شد؛<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 534</ref>بهرام چوبین در ۵۹۱ م. از ایران گریخت و بعدتر کشته شد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 534</ref>
|-
|خسرو دوم (پرویز)
|۵۹۰–۶۲۸ م. با وقفه‌ای کوتاه
|ایران، بین‌النهرین، شام، فلسطین و مصر
|۵۹۰–۵۹۱ م. بازگشت به سلطنت با کمک بیزانس؛ ۶۰۲–۶۲۸ م. جنگ طولانی با بیزانس؛ ۶۰۴ م. تصرف دارا؛ ۶۱۳–۶۱۴ م. تصرف دمشق و اورشلیم؛ ۶۱۹ م. تصرف مصر؛ ۶۲۲ م. به بعد: ضدحمله‌های هراکلیوس؛ ۶۲۷ م. شکست نیروهای ساسانی در نبرد نینوا؛ ۶۲۸ م. برکناری و کشته‌شدن خسرو و آغاز بحران جانشینی.<ref>{{پک|Howard-Johnston|2000|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=ḴOSROW II|کد=en|ص=}}</ref>
|برکناری و کشته‌شدن در ۶۲۸ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 536</ref>
|-
|قباد دوم و شاهان دورهٔ بحران جانشینی
|۶۲۸–۶۳۲ م.
|قلمرو باقی‌ماندهٔ شاهنشاهی
|۶۲۸ م. قباد دوم خسرو پرویز را برکنار کرد و با بیزانس صلح کرد؛ در پی مرگ سریع او و جانشینان کوتاه‌مدت، رقابت میان خاندان سلطنتی، فرماندهان و اشراف شدت گرفت. پوراندخت و آزرمیدخت نیز در این دوره به سلطنت رسیدند؛ تلاش‌های آنان برای تثبیت قدرت با بی‌ثباتی نظامی و سیاسی روبه‌رو شد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFHoward-Johnston2000|Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|پایان سلطنت‌های کوتاه‌مدت در پی بحران جانشینی؛ یزدگرد سوم در ۶۳۲ م. به سلطنت رسید.<ref>[[ساسانیان#CITEREFفرای1380|فرای، ''تاریخ باستانی ایران'']]، 537</ref>
|-
|یزدگرد سوم
|۶۳۲–حدود ۶۵۱ م.
|قلمرو باقی‌ماندهٔ ساسانی، سپس نواحی شرقی ایران
|۶۳۶/۶۳۷ م. با اختلاف در تاریخ‌گذاری: نبرد قادسیه و شکست سپاه ساسانی؛ ۶۳۷ م. سقوط تیسفون؛ ۶۴۲ م. نبرد نهاوند و شکست نیروهای ساسانی؛ عقب‌نشینی یزدگرد به شرق ایران و تلاش برای گردآوری نیروهای محلی؛ کشته‌شدن در مرو در حدود ۶۵۱ یا ۶۵۲ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFYarshater2025|Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
|کشته‌شدن در مرو، حدود ۶۵۱–۶۵۲ م.<ref>[[ساسانیان#CITEREFگیرشمن1375|گیرشمن، ''ایران از آغاز تا اسلام'']]، 370</ref>
|}


==وضعیت فرهنگی و علمی==
== نظام حکومت ==
===الف) نهضت ترجمه===
=== شاهنشاهی و تمرکز قدرت ===
ساسانیان به‌کارهای فرهنگی و علمی علاقه‌مند بودند و تلاش‌های فرهنگی را نیاز زیرساختی پیشرفت و توسعۀ جامعه می‌دانستند. به‌همین دلیل نهضت بزرگ ترجمه در آن زمان شکل گرفت و به فرمان اردشیر بابکان و پسر وی شاپور کتاب‌هایی را از هند، چین و روم به ایران آوردند و به زبان فارسی میانه ترجمه کردند. همچنین، شاپور فرمان داد کتاب‌های مربوط به پزشکی، ستاره‌شناسی، منطق و صنایع را گردآوری و به اوستای موجود ضمیمه کنند.<ref>اکبری، «تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور»، 1384ش، ص11.</ref>
ساسانیان در طول چهار قرن بر بخش بزرگی از ایران و سرزمین‌های پیرامون آن حکومت کردند. در این حکومت، شاهنشاه در رأس ساختار سیاسی قرار داشت و عالی‌ترین مقام حکومت و فرماندهی نظامی بود. کریستنسن تشکیل دولت ساسانی را مرحله‌ای از تحول سیاسی ایران می‌داند که با تمرکز بیشتر قدرت سلطنتی و جایگاه رسمی دین همراه بود. بااین‌حال، ساختار جدید همهٔ نهادها و مناسبات دورهٔ اشکانی را از میان نبرد و برخی از عناصر پیشین، به‌ویژه نفوذ خاندان‌های بزرگ و فرمانروایان محلی، در دورهٔ ساسانی نیز ادامه یافت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>148-149</bdi></ref> شاهنشاه در انتصاب مقام‌های عالی، فرماندهان و شماری از فرمانروایان مناطق نقش داشت. بااین‌حال، ادارهٔ قلمرو گستردهٔ ساسانی به همکاری دستگاه اداری مرکزی، فرمانروایان محلی، خاندان‌های ممتاز و فرماندهان نظامی وابسته بود. ازاین‌رو، تمرکز قدرت سلطنتی به معنای ادارهٔ مستقیم همهٔ مناطق از سوی دربار نبود. رابطهٔ شاهنشاه با قدرت‌های محلی و اشرافی در دوره‌های مختلف، تحت تأثیر شرایط سیاسی و مناسبات دربار تغییر می‌کرد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 160-152</ref>
===ب) کتاب‌نویسی===
دوران ساسانیان، عصر شکوفایی کتاب‌نویسی دانسته شده است که به لحاظ محتوایی، آنها را می‌توان به این صورت طبقه‌بندی کرد:
#متن‌هایی که در اصل به زبان اوستایی بوده و سپس به پارسی میانه برگردانده شده‌اند. یعنی در آنها پس از جمله‌های اوستایی ترجمه واژه به واژه‌ی پارسی میانه می‌آید و گاه شرحی به پارسی میانه بر آن افزوده می‌شود؛
# متن‌هایی که به پارسی میانه نوشته شده و دارای مطالب دینی یا پیوند نزدیک با دین زرتشتی است؛
# متن‌هایی که به پارسی میانه نوشته شده ولی دربردارنده‌ی مطالب غیر دینی است؛
# آداب و عادات و رسوم دینی زرتشتی است؛
# متن‌های به فارسی میانه در موضوع اندرز و حکمت؛
#  متن‌های منفرد و مستقل به فارسی میانه؛
#  واژه‌نامه‌های فارسی میانه؛
# متن‌های پارسی میانه در موضوع پیشگویی‌ها و پایان کار جهان. <ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1083115/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C ترابی، «زبان و ادبیات ساسانی»، وب‌سایت راسخون.] </ref>
===د) تأسیس مراکز علمی===
تأسیس مدرسه‌های مهم علمی در شهرهای مختلف یکی از دست‌آوردهای علمی این دوره است که نگرش ایرانیان را نسبت به دانش دچار تحول کرد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/218759/%E2%80%8B%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8 «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> برای مثال، در این  دوره، جندیشاپور که به دست شاپور اول تأسیس شد، به‌عنوان مرکز بزرگ علمی و دانشگاهی معتبر از جایگاه والایی برخوردار بود و در دوران حکومت «انوشیروان» به اوج فعالیت و گسترش علمی و فرهنگی رسید. این مرکز علمی در آن زمان محل تلاقی اندیشه‌های علمی جهان باستان به‌شمار می‌رفت و دست‌آوردها آن در زمینۀ پزشکی، ستاره‌شناسی و ریاضی، ساخت بیمارستان‌های قوی و تأسیس کتاب‌خانه‌ها، نام جندی شاپور را جهانی کرده بود. آثار این رونق علمی حتی بعد از ظهور اسلام بیشتر نمایان شد و پایه‌های عظیم نجوم و بالاخص طب اسلامی را پدید آورد.<ref>اکبری، «تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور»، 1384ش، ص11.</ref>


==آداب و رسوم ملی و محلی==
=== خاندان‌های اشرافی ===
جامعۀ ساسانی دارای آیین‌ها، آداب و رسوم ملی و محلی بود که در حفظ عناصر هویت ایرانی، میراث فرهنگی و تمدنی، انتقال معنویت، حکمت و آگاهی نقش اساسی داشت. بسیاری از این آداب و رسوم به‌دلیل قوت و غنای فرهنگی و تمدنی آن به ‌دوره اسلامی راه پیدا کرد. برای نمونه می‌توان به مواردی مانند عید نوروز، خواستگاری و ازدواج، احترام ویژه به‌والدین و پوشش اشاره کرد که نه تنها با مخالفت اسلام روبه‌رو نشد، بلکه به‌دلیل تشابهات فراوانی که بین این سنت‌ها و آموزه‌های اسلامی وجود داشت، پذیرفته شد. از جمله آیین ملی نوروز در اسلام با اضافه شدن عناصر مورد تأکید دین اسلام مانند بهداشت، نظافت، صلح و آشتی، زیارت اهل قبور، دعا و نیایش و دیدوبازدید، تحول اساسی پیدا کرد. <ref> احمدی و دیگران، «مؤلفه‌های تداوم بخش هویت ایرانی پس از حمله اعراب»، 1397ش، ص138-139.</ref>
خاندان‌های بزرگ از عناصر مهم ساختار سیاسی ساسانی بودند. برخی از این خاندان‌ها در دورهٔ اشکانی نیز جایگاه برجسته‌ای داشتند و در دورهٔ ساسانی از طریق مالکیت زمین، پیوندهای خانوادگی، تصدی مناصب و ارتباط با دربار نفوذ خود را حفظ کردند. کریستنسن از هفت خاندان بزرگ نام می‌برد و به جایگاه خاندان‌هایی چون کارن و سورن اشاره می‌کند. املاک و روابط این خاندان‌ها گاه به یک منطقه محدود نبود و آنان می‌توانستند در بخش‌های مختلف شاهنشاهی نفوذ داشته باشند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 160-155</ref> مناصب و امتیازهای موروثی در حفظ جایگاه برخی خاندان‌ها اهمیت داشت؛ اما در عین حال همهٔ مقام‌های حکومتی موروثی گزارش نشده است. شاهنشاه در انتخاب و تغییر شماری از مقام‌های عالی اختیار داشت. در مقابل، بزرگان نیز در برخی بحران‌های سیاسی و مسائل مربوط به جانشینی شاهان نقش ایفا می‌کردند. این مناسبات نشان می‌دهد که ساختار سیاسی ساسانی بر رابطه‌ای میان اقتدار سلطنتی و نفوذ اشراف استوار بود.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 158-160</ref><ref>{{پک|Shaki|1992|ک=Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods|زبان=en|ج=v|ص=652-658}}</ref>
==نوآوری‌ها و دست‌آوردها==
===الف) احیاء هویت ملی===
یکی از اقدامات مهم ساسانیان به‌ویژه اردشير بابكان تضعیف نظام ملوك‌الطوايفي بود که در احیا هویت ملی نقش مهم داشت. در اواخر دورۀ اشكاني، ملوك‌الطوايفي، كشور را در معرض نابودي قرار داده بود. به‌نوشتۀ تاریخ‌نگاران ايرانشهر پس از مرگ اسكندر مقدونی، 240 پادشاه داشت  و اردشير بابكان پيش از هر چيز، عليه اين وضع قيام کرد و تا حدودی شکاف‌های اجتماعی و از هم‌گسیختگی سیاسی را درمان کرد.<ref>هاشمي‌نژاد، </ref>
ساسانيان از هر فرصتي براي استفاده از نـام ايرانشهر درنام‌گذاري‌ها استفاه مي‌كردند و اين كار شيوه‌اي از مفهوم‌پردازي و ابـداع سنت‌هايي بود كه جزو سياست ساسانيان به‌شمار مي‌رفت. <ref>اشرف، «بحران هويت ملي و قومي در ايران»، 1373ش، ص532. </ref> به‌همین دلیل به باور بسیاری از پژوهشگران ظهور مفهوم و نام ايران به‌مثابۀ يك كشور در عصر ساساني امكان‌پذير ‌شد. آنها برای تثبیت این مفهوم ملی، از صفت‌هايي مانند ايران انيران، ايران سپاهبد و ايران دبيربد در آن دوره استفاده می‌کردند.<ref>كريستين سن، ايران در زمان ساسانيان، 1389ش، ص125.</ref>


===ب) توسعۀ شهرسازی و شهرنشینی===
=== ادارهٔ ایالات ===
در دوران ساسانیان توسعۀ شهرسازی و شهرنشینی در دستور کار قرار گرفت که از عوامل مهم ثبات، امنیت، کار و رفاه اجتماعی و زیاد شدن جمعیت به‌عنوان رکن مهم پیشرفت جامعه بود. در فرایند اصلاحات سیاسی توسط پادشاهان ساسانی، شهرها به‌عنوان بخشی از نظام سیاسی و کشورداری آنها مورد توجّه شاهان این سلسله قرارگرفتند که در کتیبه‌های این دوره انعکاس پیدا کرده و اسامی شهرها و فرمانروایان آنها، به وجهی ذکر شده که همگی تحت سلطه و نظارت شاه بوده‌ است. به باور محققان سیاست رشد شهرنشینی علاوه‌بر اینکه تسلط آنان را بر سرزمین پهناور ایران با اقلیمهای متفاوت گسترش داد، همچنین موجب تقویت هرچه بیشتر ساختارهای سیاسی اجتماعی شهرها شد. از پیامدهای مهم گسترش شهر و شهرنشینی، به وجود آمدن صنایع، تجارت و کشاورزی در آنها بود. از طرف دیگر گسترش صنایع گوناگون در شهرها و همچنین ایجاد ونگهداری سازه‌های آبی، مستلزم به کارگیری افراد متخصص در این زمینه و رونق کار، اشتغال زایی و نشاط اقتصادی می‌شد.<ref>خسروی‌نژاد و دیگران، «تبیین و تحلیل سازوکار شکل‌گیری شهرسازی در شاهنشاهی»، 1400ش، ص209-210.</ref>
ادارهٔ قلمرو ساسانی به ساختاری منطقه‌ای نیاز داشت. در برخی مناطق، فرمانروایان محلی و شاهان تابع در حکومت مشارکت داشتند و در برابر شاهنشاه تعهداتی سیاسی و نظامی بر عهده می‌گرفتند. این وضعیت را باید از ادارهٔ مستقیم مناطق به‌وسیلهٔ کارگزاران منصوب از مرکز متمایز کرد؛ زیرا شیوهٔ اداره در همهٔ مناطق یکسان نبود.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>152-155</bdi></ref> مرزبانان نیز از مقام‌های مهم منطقه‌ای بودند که به‌ویژه در مناطق مرزی، وظایف اداری و نظامی بر عهده داشتند. شاهزادگان ساسانی نیز گاه به فرمانروایی مناطق مختلف منصوب می‌شدند. این انتصاب‌ها برای ادارهٔ قلمرو و کسب تجربهٔ حکومتی اهمیت داشته است؛ اما به معنای استقلال کامل شاهزادگان یا انتقال خودکار و موروثی مقام فرمانروایی نبود.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 154-156</ref> در سطوح پایین‌تر، مقام‌هایی برای ادارهٔ شهرها، نواحی و روستاها وجود داشتند. کریستنسن در پایان فصل دوم از عنوان‌هایی چون شهریگ و دیهیگ یاد کرده است که با ادارهٔ واحدهای محلی ارتباط داشتند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، 205</ref>
===ج) پیشرفت‌های هنری===
در دورۀ ساسانی در انواع هنرها پیشرفت قابل توجهی حاصل شد؛ ظرافت، زیبایی، دقت و مهارت هنرمندان در زمان ساسانیان به اوج خود رسیده بود. به‌خصوص نقوش برجسته روی فلزات که ماندگاری بهتری دارند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/83989/%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%BA-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%DB%8C «نبوغ ساسانیان در فلزکاری و سفالگری»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> تعداد بی‌شماری از آثار [[معماری]]، نقش‌برجسته، [[نقاشی]]، [[پارچه‌بافی]]، ظروف، اشیای فلزی و شیشهای، جنگ‌افزار و سکه‌های ارزشمند از دوران ساسانیان برجا مانده است که به‌دلیل نقش و نگارهای نمادین، دارای اهمیت هستند. هنر ساسانی با تکیه بر باورهای طبیعت‌گرا و اعتقاد به ایزدان مهر و آناهیتا و کیش زرتشت در گستره‌ای وسیع از فارس تا تیسفون، کرمانشاه، سیستان و آذربایجان شکل گرفته و در شاخه‌های مختلف هنری آثار ارزشمندی از آن برجای مانده است. <ref>جوادی، «طبیعت‌گرایی در هنر ساسانی»، 1400ش، ص38.</ref>
نقاشی، پارچه‌بافی و قالی‌بافی از جمله هنرهایی هستند که در عصر ساسانی رواج داشتند. یکی از فرش‌های معروف عهد خسروپرویز، قالی چهار فصل است که در کتاب‌های کهن شرقی از آن یاد می‌شود. این نشان می‌دهد که مردم آن دوره با رنگرزی پشم آشنایی کامل داشته‌اند و از رنگ‌های موجود در طبیعت مثل لاجورد و سرخ‌دانه استفاده می‌کردند. در قالی‌بافی معاصر، هنوز از نقشه چهار فصل استفاده می‌شود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/214235/%C2%AB%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%C2%BB-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF «نگاهی به هنر دورۀ ساسانی منتشر شد»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی،.]</ref>  
پژوهشگران عصر پیشرفت هنر موسیقی در ایران باستان را، دورة ساسانی دانسته‌اند. در این دوره از چهره‌های تأثیرگذار موسیقی مانند نکیسا، سرکیس، باربد، رامتین و بامشاد می‌توان نام برد. تأثیر هنر موسیقی دورة ساسانی بر کشور‌های همسایه تا قرن‌ها بعد ادامه داشت. <ref>همایون، «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران»، 1377ش، ص8.</ref>


===د) دانش مهندسی و معماری===
=== اداره مرکزی ===
مهندسان در دورۀ ساسانی نخستین بار در جهان گنبدهایی بر سطح‌های چهارگوش بنا کردند که به دانش بسیار پیشرفته و مهارت زیاد نیاز داشت. این بزرگ‌ترین دستاورد معماری دورۀ ساسانی بود که تأثیری تاریخی و پایدار در معماری گذاشت. به‌همین دلیل برخی پژوهشگران اروپایی ایران را خاستگاه گنبد در معماری جهان می‌دانند. نخستین نمونۀ تکامل‌یافتۀ بناهای گنبددار ایرانی در کاخ شاپور یکم در بیشاپور دیده می‌شود که بر پایه‌ای مربعی شکل با ضلع‌های حدود ۲۳ متر ساخته شده است. ساخت گنبدهای چهارطاقی و ایوان‌های طاقدار بزرگ این دوره، در معماری ایران بعد از اسلام نیز ادامه یافت و جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. <ref>جعفری، ساسانیان فرمانروایان ایرانشهر، 1402ش، ص116-117. </ref>
ادارهٔ امور شاهنشاهی به مجموعه‌ای از مقام‌های عالی و کارگزاران تخصصی وابسته بود. وزیر بزرگ، از مقام‌های مهم دستگاه مرکزی به‌شمار می‌رفت. در کنار او، مقام‌های دیگری در حوزه‌های دیوانی، مالی، نظامی و دینی فعالیت می‌کردند. حدود اختیارات این مقام‌ها در همهٔ دوره‌های ساسانی یکسان نبود و  با توجه به شرایط سیاسی و شواهد هر دوره متفاوت گزارش شده است.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>150</bdi></ref> دبیران در تنظیم فرمان‌ها، مکاتبات، اسناد و قراردادها نقش داشتند. برخی از آنان در دستگاه مرکزی و برخی دیگر در بخش‌های تخصصی یا سطوح پایین‌تر اداری خدمت می‌کردند. وجود دبیران و کارگزاران متخصص نشان می‌دهد که ادارهٔ دولت تنها بر روابط شخصی شاهنشاه با اشراف استوار نبود، بلکه به تشکیلات دیوانی و ثبت اسناد نیز وابستگی داشت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151</bdi></ref>
==عوامل فروپاشی==
 
به نظر پژوهشگران در فروپاشی امبراتوری ساسانی عوامل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زیادی مانند شرک، گناه، فساد، بی‌عدالتی، عیاشی، دنیاگرایی، فاصله‌گیری حاکمان از مردم، افول معنویت و اختلافات فکری نقش داشت که همۀ این عوامل به نظر شهید مطهری در «نارضایتی مردم» از وضع نظام سیاسی، آیین‌ها و رسوم اجحاف‌آمیز آن زمان خلاصه می‌شود. زیرا در آن زمان آیين زرتشتي با نظام طبقاتي ساساني پيوند خورده و به‌شکل يک آیين اشرافي در آمده بود. آیيني که فقط اشراف را خشنود کرده و تبعيض در آن بيداد مي‌کرد. زمين‌هاي کشاورزي، باغ‌ها و آموزش و پرورش، در انحصار اشراف و اعيان بود. زنان و دختران غیر طبقات اشراف، حق آموزش نداشتند. نظام طبقاتي به حدي بود که حتي هر طبقۀ اجتماعي داراي آتشکده‌اي جداگانه بود. روشنفکران و باسوادان، مراکز علمی و فرهنگی ایران در زمان ظهور اسلام را مسیحیان تشکیل می‌دادند.<ref>مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ج1، ص98-99.</ref> همچنین سیاست دشوار مالیاتی به‌ویژه در دورۀ خسرو پرویز در جهت تأمین هزینۀ عیاشی و جنگ اعمال شد و موجب نارضایتی بیشتر مردم و شکست امپراتوری شد. <ref>مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، 1387ش، ص۱۰.</ref>  
=== نیروهای نظامی ===
==پانویس==
ارتش یکی از پایه‌های اصلی قدرت دولت ساسانی بود. دفاع از مرزها، مقابله با دشمنان خارجی و حفظ اقتدار حکومت از وظایف آن به‌شمار می‌رفت. سواره‌نظام زره‌پوش جایگاه مهمی در ارتش داشت، اما نیروهای پیاده و دیگر گروه‌های نظامی نیز در سازمان سپاه حضور داشتند. کریستنسن در تقسیم‌بندی اجتماعی خود جنگاوران را طبقه‌ای مستقل معرفی می‌کند و برای رئیس این طبقه عنوان ایران‌سپاهبذ را ذکر می‌کند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151</bdi></ref> فرماندهی نظامی با ساختار سیاسی و اجتماعی ارتباط داشت؛ زیرا خاندان‌های ممتاز در تأمین فرماندهان و حضور در مناصب نظامی نقش ایفا می‌کردند. در دورهٔ ساسانی، سازمان فرماندهی و مسئولیت‌های نظامی نیز تغییر کرد.<ref name=":0">[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151</bdi></ref>
 
== جامعه ==
جامعهٔ ساسانی بر اساس تقسیم‌بندی چهارگانه‌ معرفی شده است که در آن روحانیان، جنگاوران، دبیران و گروه‌های تولیدکننده چهار طبقهٔ اصلی بودند. این تقسیم‌بندی وظایف اجتماعی را از یکدیگر متمایز می‌کرد؛ بااین‌حال، به‌تنهایی تمام تفاوت‌های اقتصادی، حقوقی و سیاسی جامعه را نشان نمی‌داد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151</bdi></ref> کریستنسن برای طبقات یادشده مقام‌های مسئول نیز معرفی می‌کند؛ از جمله موبدان موبد برای روحانیان، ایران‌سپاهبذ برای جنگاوران، ایران‌دبیربذ برای دبیران و وُستریوشان‌سالار برای گروه تولیدکننده.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>150-151</bdi></ref>
 
=== روحانیان ===
روحانیان یکی از طبقات اصلی جامعهٔ ساسانی بودند و در آیین‌های مذهبی، آموزش دینی و حفظ سنت‌های زردشتی نقش داشتند. در رأس سلسله‌مراتب روحانی، موبدان قرار داشتند. کریستنسن از جایگاه این مقام در امور دینی و مشورت با شاهنشاه یاد می‌کند و به نقش برخی مقام‌های روحانی در رسیدگی به مسائل دینی و حقوقی اشاره دارد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>178-180</bdi></ref> نقش روحانیان به اجرای مراسم مذهبی محدود نبود. آنان در برخی مناسبات خانوادگی و اجتماعی، از جمله آیین‌های مربوط به ازدواج و مرگ، نیز حضور داشتند. بااین‌حال، حدود وظایف آنان را باید بر پایهٔ شواهد هر موضوع مشخص کرد؛ زیرا ارتباط روحانیان با قضاوت یا امور اجتماعی به معنای آن نیست که همهٔ وظایف حقوقی و اداری در اختیار نهاد دینی قرار داشت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShaki1992|Shaki, ''Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods'']], v: <bdi>652-658</bdi></ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>179-181</bdi></ref>
 
=== اشراف نظامی ===
جنگاوران در تقسیم‌بندی چهارگانه، طبقه‌ای مستقل به‌شمار می‌رفتند. سواره‌نظام زره‌پوش از مهم‌ترین نیروهای نظامی ساسانی بود و اعضای خاندان‌های ممتاز نیز در فرماندهی و سازمان نظامی نقش داشتند. بااین‌حال، همهٔ جنگاوران از منزلت و ثروت یکسان برخوردار نبودند و جایگاه اجتماعی آنان به رتبه، وابستگی خانوادگی و مسئولیت نظامی بستگی داشت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151,160-162</bdi></ref> در کنار فرماندهان عالی و خاندان‌های ممتاز، گروه‌هایی از آزادگان و سواران نیز در سازمان نظامی حضور داشتند. کریستنسن از آزاذان و اسواران یاد می‌کند و به پیوند میان جایگاه اجتماعی و خدمت نظامی اشاره دارد. این شواهد نشان می‌دهد که سازمان سپاه با ساختار طبقاتی جامعه ارتباط داشت، اما این ارتباط به معنای یکسان‌بودن موقعیت همهٔ نیروهای نظامی نبود.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>160-162</bdi></ref>
 
=== دبیران ===
دبیران در نظام اجتماعی ساسانی طبقه‌ای مستقل محسوب می‌شدند. وظایف آنان شامل نگارش فرمان‌ها، مکاتبات، اسناد حقوقی و قراردادها بود. در تقسیم‌بندی کریستنسن، گروه دبیران تنها منشیان را شامل نمی‌شد، بلکه افرادی با تخصص‌های گوناگون که در دستگاه دیوانی و برخی حوزه‌های علمی فعالیت می‌کردند نیز در این طبقه جای می‌گرفتند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151</bdi></ref> وجود این طبقه نشان می‌دهد که مهارت‌های نوشتاری و اداری برای ادارهٔ حکومت اهمیت داشت. بااین‌حال، همهٔ دبیران صاحب‌منصب عالی نبودند؛ زیرا در دستگاه دیوانی نیز مراتب و تفاوت‌هایی میان کارگزاران وجود داشت. موقعیت هر فرد به مقام، وظایف، وابستگی به دستگاه مرکزی یا محلی و روابط او با خاندان‌های صاحب‌نفوذ بستگی داشت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShaki1992|Shaki, ''Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods'']], v: <bdi>652-658</bdi></ref>
 
=== کشاورزان، صنعتگران و بازرگانان ===
کشاورزان و صنعتگران بخش مهمی از جامعهٔ تولیدکننده را تشکیل می‌دادند. کشاورزی، دامداری و صنایع دستی در تأمین نیازهای جامعه و درآمدهای حکومت اهمیت داشتند. بازرگانان نیز در مبادلات اقتصادی داخلی و خارجی فعالیت می‌کردند. بااین‌حال، وضعیت این گروه‌ها یکسان نبود و مالکیت زمین، شیوهٔ بهره‌برداری از آن، میزان درآمد و رابطه با صاحبان املاک در موقعیت اجتماعی افراد تأثیر داشت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>149-151</bdi></ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFShaki1992|Shaki, ''Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods'']], v: <bdi>652-658</bdi></ref> اقتصاد کشاورزی با نظام مالیاتی ارتباط مستقیم داشت. مالیات بر زمین و محصولات از منابع مهم درآمد حکومت بود و پرداخت آن می‌توانست بسته به شرایط و نوع مالیات، به شکل پول، محصول یا خدمات انجام شود. ازاین‌رو، وضعیت اقتصادی کشاورزان را باید در ارتباط با نظام مالکیت زمین و شیوه‌های وصول مالیات بررسی کرد.<ref>{{پک|Gyselen|1999|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Fiscal System ii: Sasanian Period|کد=en|ص=639-646}}</ref>
 
=== تفاوت‌های منزلتی و حقوقی ===
علاوه بر طبقات چهارگانه، خاندان‌های ممتاز، فرمانروایان محلی، بزرگان، آزادگان و گروه‌های وابسته به زمین از موقعیت‌های متفاوتی برخوردار بودند. برخی از این تفاوت‌ها با امتیازهای موروثی، مالکیت زمین یا دسترسی به مقام‌های اداری و نظامی ارتباط داشتند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShaki1992|Shaki, ''Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods'']], v: <bdi>652-658</bdi></ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFکریستین سن1368|کریستین سن، ''ایران در زمان ساسانیان'']]، <bdi>152-162</bdi></ref> تفاوت‌های اجتماعی در حوزهٔ حقوق نیز اهمیت داشت. پژوهش‌های مربوط به نظام حقوقی ساسانی نشان می‌دهند که جایگاه حقوقی افراد می‌توانست با وضعیت خانوادگی، مالکیت، جنسیت و آزاد یا برده‌بودن آنان ارتباط داشته باشد.<ref>{{پک|Macuch|2009|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Judicial and Legal Systems iii: Sasanian Legal System|کد=en|ص=181-196}}</ref>
 
== اقتصاد ==
اقتصاد دورهٔ ساسانی بر کشاورزی، دامداری، صنایع دستی، بازرگانی و درآمدهای مالیاتی استوار بود. دولت از طریق نظام مالیاتی و دیوان‌های اداری، بخشی از تولید و درآمد جامعه را دریافت می‌کرد و زمین، آب و نیروی کار در فعالیت‌های اقتصادی اهمیت داشتند. رونق و سازمان‌یافتگی این فعالیت‌ها در مناطق مختلف، با شرایط طبیعی، شبکه‌های آبیاری و موقعیت راه‌های تجاری ارتباط داشت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFGyselen1999|Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>639-646</bdi>.</ref>
 
=== کشاورزی و زمین‌داری ===
کشاورزی مهم‌ترین پایهٔ اقتصاد ساسانی بود و بخش بزرگی از جمعیت در روستاها به کشت زمین اشتغال داشتند. غلات، انگور، خرما، زیتون و دیگر محصولات متناسب با شرایط اقلیمی مناطق مختلف کشت می‌شدند. دامداری نیز در تأمین مواد غذایی، پشم و دیگر فرآورده‌های دامی نقش داشت. زمین‌های کشاورزی در مالکیت شاه، خاندان سلطنتی، بزرگان و دیگر مالکان قرار داشت و دهقانان در تولید کشاورزی و ادارهٔ امور روستاها جایگاه مهمی داشتند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFراوندی1354|راوندی، ''تاریخ اجتماعی ایران'']]، ۱:‎ 771</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFGyselen1999|Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>639-646</bdi>.</ref>
 
=== مالیات ===
مالیات زمین و مالیات سرانه از منابع درآمد حکومت بود. پیش از اصلاحات قباد یکم و خسرو انوشیروان، مالیات زمین غالباً بر اساس سهمی از محصول محاسبه می‌شد. در اصلاحات مالیاتی سدهٔ ششم میلادی، اندازه‌گیری زمین و نوع کشت مبنای تعیین مالیات قرار گرفت و دریافت مالیات سرانه نیز سامان‌دهی شد. بخشی از مالیات‌ها به‌صورت پول و بخشی به‌شکل محصول یا خدمات اجباری پرداخت می‌شد. این اصلاحات به تثبیت درآمد حکومت و گسترش نظارت اداری بر مناطق مختلف کمک کرد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFGyselen1999|Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>639-646</bdi>.</ref>
 
=== صنایع دستی و بازرگانی ===
صنایع دستی، از جمله نساجی، سفالگری و فلزکاری، در شهرهای ساسانی رواج داشت. بازارهای شهری محل مبادلهٔ محصولات کشاورزی، پوشاک، ظروف و کالاهای وارداتی بودند. تجارت داخلی، دادوستد میان مناطق مختلف امپراتوری و مبادلات خارجی، به‌ویژه با سرزمین‌های همسایه و آسیای مرکزی، در فعالیت اقتصادی نقش داشتند. کاروان‌ها و راه‌های تجاری جابه‌جایی کالاها را امکان‌پذیر می‌کردند؛ بااین‌حال، اطلاعات موجود دربارهٔ حجم دقیق تجارت و سهم هر بخش از اقتصاد محدود است.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=673|ج=1}}</ref>
 
=== نقش دولت و شهرها ===
شاهان ساسانی با تأسیس یا گسترش شهرها، ایجاد مراکز اداری و حمایت از فعالیت‌های اقتصادی در برخی مناطق، بر تولید و مبادله نظارت داشتند. شهرهای سلطنتی و نواحی پیرامون آن‌ها مراکز کشاورزی، صنایع دستی، استخراج منابع و تجارت بودند. دولت همچنین از طریق مالیات و درآمدهای حاصل از اراضی سلطنتی هزینه‌های اداری و نظامی را تأمین می‌کرد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFGyselen1999|Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>639-646</bdi>.</ref> در مجموع، اقتصاد ساسانی بر کشاورزی و درآمدهای مالیاتی تکیه داشت و صنایع دستی، شهرها و تجارت نیز در آن سهم داشتند. شناخت جزئیات این نظام به دلیل محدودبودن اسناد اقتصادی مستقیم، تا حد زیادی به متون پهلوی، گزارش‌های مورخان دورهٔ اسلامی و شواهد باستان‌شناختی وابسته است.<ref>[[ساسانیان#CITEREFراوندی1354|راوندی، ''تاریخ اجتماعی ایران'']]، ۱:‎ 771</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFGyselen1999|Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>639-646</bdi>.</ref>
 
== علم، فرهنگ و هنر ==
=== زبان و ادبیات ===
فارسی میانه یا پهلوی، زبان مهم نوشتاری و اداری دورهٔ ساسانی بود. در کنار آن، زبان پارتی نیز در بخشی از کتیبه‌های آغاز این دوره کاربرد داشت. کتیبه‌های شاهان و رجال ساسانی، از جمله نوشته‌های نقش رستم، بیشاپور، پایکولی و طاق‌بستان، از منابع مهم شناخت زبان، تاریخ و [[فرهنگ]] این دوره‌اند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=174-176|ج=}}</ref><ref name=":02">{{پک|نصرالله زاده|ناصری کوهبنانی|1397|ک=زبان شناخت|ف=نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانهٔ ساسانی|ص=75-105}}</ref> بخشی از ادبیات ساسانی که پیش‌تر به‌صورت شفاهی انتقال می‌یافت، در این دوره به شکل مکتوب درآمد. متون دینی، اندرزنامه‌ها، روایت‌های حماسی و داستانی و نوشته‌های حقوقی از گونه‌های ادبی این دوره بودند. ترجمه و تفسیر متون اوستایی به فارسی میانه نیز در انتقال آموزه‌های زردشتی نقش داشت. بااین‌حال، بخشی از آثار پهلوی موجود در سده‌های پس از سقوط ساسانیان تدوین یا بازنویسی شده‌اند و تاریخ شکل‌گیری آنها یکسان نیست.<ref>{{پک|Cereti|2009|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE|کد=en|ص=}}</ref>
 
=== ترجمه و کتاب‌نویسی ===
بر اساس منابع تاریخی، در دورهٔ ساسانی آثاری از سنت‌های علمی و ادبی یونانی و هندی شناخته شدند و بخشی از آنها به فارسی میانه راه یافتند. این ارتباط‌ها در انتقال دانش‌هایی چون پزشکی، فلسفه و نجوم اهمیت داشتند. بااین‌حال، میزان و سازمان‌یافتگی این ترجمه‌ها و انتساب همهٔ آنها به فرمان مستقیم شاهان، در هر مورد نیازمند بررسی جداگانه است.<ref>{{پک|Gignoux|2014|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Greece xvi. Greek Ideas and Sciences in Sasanian Iran|کد=en|ص=}}</ref> متون فارسی میانه را می‌توان به نوشته‌های دینی و تفسیری، آثار حقوقی، اندرزنامه‌ها، روایت‌های تاریخی و اسطوره‌ای و نوشته‌های غیردینی تقسیم کرد. آثاری چون دینکرد و بندهشن اطلاعات مهمی دربارهٔ اندیشه و سنت دینی ایران پیش از [[اسلام]] حفظ کرده‌اند، هرچند صورت موجود آنها عمدتاً پساساسانی است.<ref>{{پک|Cereti|2009|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE|کد=en|ص=}}</ref>
 
=== آموزش و مراکز علمی ===
آموزش در دورهٔ ساسانی، به‌ویژه در میان خاندان‌های ممتاز، روحانیان و دبیران، اهمیت داشت. آموزش می‌توانست موضوعاتی چون خواندن و نوشتن، آموزه‌های دینی و مهارت‌های لازم برای زندگی درباری را دربرگیرد. بااین‌حال، اطلاعات موجود برای تعیین میزان سواد در میان همهٔ گروه‌های اجتماعی کافی نیست.<ref>{{پک|Tafażżolī|2009|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Education ii. In the Parthian and Sasanian Periods|کد=en|ص=179-180}}</ref> جندی‌شاپور از شهرهای مهم دورهٔ ساسانی بود و در پژوهش‌های مربوط به تاریخ پزشکی و انتقال دانش جایگاه ویژه‌ای دارد. در منابع، این شهر با فعالیت‌های علمی و پزشکی پیوند خورده است؛ اما توصیف آن به‌عنوان دانشگاهی با ساختار امروزی یا انتساب قطعی همهٔ بیمارستان‌ها، کتابخانه‌ها و دستاوردهای علمی به آن، به شواهد دقیق‌تری نیاز دارد.<ref>{{پک|اکبری|1384|ک=پژوهشنامه تاریخ|ف=تأملی بر جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاه گندی‌شاپور|ص=11}}</ref>
 
=== هنر و صنایع دستی ===
هنر ساسانی در نقش‌برجسته‌سازی، فلزکاری، گچ‌بری، مهرسازی، پارچه‌بافی، شیشه‌گری و ساخت ظروف و سکه نمود یافت. نقش‌برجسته‌های سلطنتی، به‌ویژه صحنه‌های تاج‌گذاری و پیروزی، از منابع مهم شناخت فرمانروایان و بازنمایی قدرت شاهنشاهی‌اند. ظروف نقره‌ای با نقش‌های شکار، ضیافت و پیکره‌های سلطنتی نیز از آثار شاخص هنر این دوره به‌شمار می‌روند.<ref>{{پک|Harper|1986|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Art in Iran v. Sasanian Art|کد=en|ص=585-594}}</ref> پارچه‌بافی و نقوش منسوجات ساسانی در مناطق همسایه، از جمله آسیای مرکزی و بخش‌هایی از جهان مدیترانه، تأثیر گذاشتند. دربارهٔ قالی مشهور «چهار فصل» نیز در منابع متأخر گزارش‌هایی وجود دارد، اما جزئیات آن را نمی‌توان بدون بررسی مستقل، واقعیتی کاملاً مستند دربارهٔ هنر ساسانی دانست.<ref>{{پک|Morony|1988|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Bahār-e Kesrā|کد=en|ص=479}}</ref>
 
=== موسیقی ===
موسیقی در فرهنگ درباری ساسانی جایگاه داشت. در روایت‌های مربوط به این دوره، نام‌هایی چون باربد و نکیسا با دربار خسرو پرویز پیوند خورده‌اند؛ متن ضمیمه‌شده از سرکیس، رامتین و بامشاد نیز نام می‌برد<ref group="دیدگاه">این عبارت «متن ضمیمه‌شده از سرکیس، رامتین و بامشاد نیز نام می‌برد» گویا از جای دیگر وارد شده است. چون متن ضمیمه نداریم. بهتر است که تعابیر شبیه این استفاده شود: «در برخی منابع متأخر از سرکیس، رامتین و بامشاد نیز نام برده شده است»</ref>. بااین‌حال، اطلاعات دربارهٔ زندگی این هنرمندان و شیوه‌های اجرایی موسیقی ساسانی عمدتاً در منابع متأخر ثبت شده است.<ref>{{پک|همایون|1377|ک=مجلهٔ مقام موسیقایی|ف=موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران|ص=8}}</ref>
 
=== معماری و مهندسی ===
معماری ساسانی با ساخت بناهای طاق‌دار و گنبددار، استفاده از آجر و سنگ و توسعهٔ شیوه‌های پوشاندن فضاهای وسیع شناخته می‌شود. کاخ‌های فیروزآباد، مجموعهٔ بیشاپور و طاق کسری در تیسفون از نمونه‌های شاخص این معماری‌اند. ساخت گنبد بر فضای چهارگوش با استفاده از عناصر انتقالی در گوشه‌ها، از فنون مهم این دوره بود که در معماری ایران پس از اسلام نیز ادامه یافت.<ref>{{پک|Huff|1986|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Architecture iii. Sasanian Period|کد=en|ص=329-334}}</ref>
 
=== میراث فرهنگی ساسانیان ===
برخی سنت‌های اداری، ادبی و فرهنگی دورهٔ ساسانی در دورهٔ اسلامی استمرار یافتند، اما این تداوم همواره با تغییر همراه بود. نوروز، بخشی از سنت‌های روایی و برخی شیوه‌های دیوان‌سالاری از موضوعات مهم در بررسی میراث ساسانی‌اند. بررسی این تأثیرات مستلزم تمایز میان شواهد مستقیم و گزارش‌های متأخر است.<ref>[[ساسانیان#CITEREFCereti2009|Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref> در مجموع، دورهٔ ساسانی در گسترش متون فارسی میانه، حفظ و تفسیر سنت‌های دینی و ادبی، ارتباط با دانش‌های مناطق همسایه و توسعهٔ معماری و هنرهای درباری اهمیت داشت. کتیبه‌ها، متون پهلوی و آثار باستان‌شناختی مهم‌ترین منابع شناخت این میراث‌اند؛ هرچند تاریخ تدوین برخی متون و زمینهٔ کشف تعدادی از آثار هنری همچنان نیازمند بررسی دقیق است.<ref>[[ساسانیان#CITEREFHuff1986|Huff, “Architecture iii. Sasanian Period”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>329-334</bdi>.</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFHarper1986|Harper, “Art in Iran v. Sasanian Art”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>585-594</bdi>.</ref>
 
== علل سقوط ساسانیان ==
سقوط دولت ساسانی حاصل مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و دینی بود که در واپسین سال‌های حکومت این سلسله به یکدیگر پیوستند. جنگ‌های طولانی خارجی، بحران جانشینی، رقابت میان شاهزادگان و اشراف، ضعف حکومت مرکزی، فشارهای اقتصادی بر مردم و کاهش انسجام اجتماعی و نظامی، توانایی دولت را برای مقابله با حملهٔ مسلمانان کاهش داد. از این منظر، فتوحات مسلمانان عامل مستقیم سقوط این دولت بود، اما زمینه‌های این فروپاشی پیش از آغاز حملات در ساختار سیاسی و اجتماعی ساسانیان شکل گرفته بود.<ref name=":2" /><ref name=":1" /><ref>{{پک|زرین کوب،|1383|ک=تاریخ ایران بعد از اسلام|ص=158-192|ج=}}</ref>
 
سقوط دولت ساسانی حاصل هم‌زمانی بحران‌های سیاسی و اقتصادی درونی با فشار نظامی خارجی بود. جنگ‌های طولانی با بیزانس، منازعات جانشینی، تضعیف اقتدار حکومت مرکزی و مشکلات اقتصادی، توان دولت را کاهش دادند؛ در این شرایط، فتوحات مسلمانان به فروپاشی سلطنت ساسانی انجامید.<ref name=":2">{{پک|مفتخری|زمانی|1384|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان|ص=9-11|ج=}}</ref><ref name=":1">[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref>
 
=== جنگ‌های طولانی با بیزانس ===
جنگ ایران و بیزانس در سال‌های ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، با وجود پیروزی‌های اولیهٔ خسرو دوم و تصرف مناطقی چون شام، اورشلیم و مصر، سرانجام با شکست ساسانیان پایان یافت. این جنگ طولانی منابع مالی و نظامی حکومت را فرسود و بازسازی قدرت دولت را در سال‌های بعد دشوار کرد. از سوی دیگر، پایان یافتن حکومت بنی‌لخم در حیره در دورهٔ خسرو پرویز، یکی از واسطه‌های سیاسی و نظامی ایران در ارتباط با قبایل عرب را از میان برد و بر وضعیت مرزهای غربی اثر گذاشت. جنگ ذی‌قار نیز از نشانه‌های تغییر مناسبات ایران با گروه‌های عرب در آستانهٔ فتوحات اسلامی بود.<ref>[[ساسانیان#CITEREFShahbazi2005|Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref><ref>{{پک|مفتخری|زمانی|1384|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان|ص=9|ج=}}</ref>نولدکه حتی این جنگ را پیش درآمد پیروزی های بعدی اعراب مسلمان تلقی می کند.<ref>{{پک|نولدکه|1378|ک=تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان|ص=331|ج=}}</ref>
 
=== بحران سیاسی و بی‌ثباتی سلطنت ===
یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط ساسانیان، ضعف ساختار سیاسی و ناتوانی حکومت در ایجاد تعادل پایدار میان شاه، اشراف و فرماندهان نظامی بود. تمرکز قدرت در دست خسرو پرویز و برخورد او با برخی اشراف بانفوذ، از جمله بندویه و بستام، بر تنش‌های درونی افزود. پس از خلع و قتل خسرو پرویز در سال ۶۲۸ میلادی، رقابت بر سر سلطنت شدت گرفت و در مدت کوتاهی پادشاهان متعددی بر تخت نشستند. مداخلهٔ سرداران و بزرگان در تعیین شاه، کودتاهای پی‌درپی و کشمکش خاندان‌های بانفوذ، اقتدار حکومت مرکزی را به‌شدت تضعیف کرد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب،، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 190-194</ref><ref name=":5" />
 
=== رقابت اشراف و فرماندهان نظامی ===
اشراف و خاندان‌های بزرگ ساسانی بخش مهمی از مناصب لشکری و کشوری را در اختیار داشتند و در بسیاری از مواقع در تعیین سرنوشت سلطنت مداخله می‌کردند. رقابت میان این خاندان‌ها و شاهزادگان، همراه با افزایش قدرت فرماندهان نظامی، زمینهٔ شکل‌گیری مراکز متعدد قدرت را فراهم آورد. در واپسین سال‌های حکومت ساسانی، سردارانی چون شهربراز و دیگر مدعیان سلطنت، در پی دستیابی به قدرت برآمدند و کشمکش‌های داخلی را تشدید کردند. در چنین شرایطی، حکومت مرکزی توانایی لازم برای هماهنگ‌کردن نیروهای سیاسی و نظامی و سازمان‌دهی مقاومتی یکپارچه در برابر دشمن خارجی را از دست داد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFمفتخریزمانی1384|مفتخری و  زمانی، ''تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان'']]، <bdi>۱۰-۱۱</bdi>.</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب،، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 190-193</ref>
 
=== جنگ‌های طولانی و فرسایش توان نظامی ===
جنگ‌های طولانی خسرو پرویز با امپراتوری بیزانس، به‌ویژه جنگ سال‌های ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، منابع مالی و نظامی دولت ساسانی را فرسوده کرد. با وجود پیروزی‌های اولیهٔ ایران، این جنگ سرانجام با شکست ساسانیان پایان یافت و امکان بازسازی سریع قدرت نظامی و اقتصادی حکومت را کاهش داد. افزون بر این، جنگ‌های پیشین با ترکان و هیاطله نیز در تضعیف توان دولت مؤثر بودند. هم‌زمان، نبود سپاه دائمی نیرومند و اتکای ارتش به نیروهای گوناگون، از جمله نیروهای مزدور، بر انسجام نظامی تأثیر منفی گذاشت .<ref>[[ساسانیان#CITEREFمفتخریزمانی1384|مفتخری و  زمانی، ''تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان'']]، 9-10</ref>
 
=== بحران اقتصادی و فشارهای مالیاتی ===
هزینه‌های سنگین جنگ‌ها، مخارج دربار و گسترش دستگاه دیوانی، فشار اقتصادی بر حکومت و جامعه را افزایش داد. سیاست‌های مالیاتی خسرو پرویز برای تأمین هزینه‌های جنگ، بار سنگینی بر دوش رعایا گذاشت. در این شرایط، کشاورزان و گروه‌های کم‌درآمد با دشواری‌های معیشتی مواجه شدند و برخی از آنان برای رهایی از ستم و فشار اقتصادی از محل زندگی خود می‌گریختند. افزایش قدرت صاحبان زمین و تبعیض در توزیع مالیات نیز نارضایتی اجتماعی را تشدید می‌کرد. این مشکلات، توان جامعه برای پشتیبانی از حکومت مرکزی را کاهش داد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب،، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 163-164، 192-193</ref>
 
=== ۵. شکاف‌های طبقاتی و نارضایتی اجتماعی ===
ساختار اجتماعی ساسانیان بر تمایز میان طبقات استوار بود و امکان جابه‌جایی از طبقات فرودست به طبقات بالاتر محدودیت داشت. در این نظام، اشراف و روحانیان از امتیازات ویژه برخوردار بودند، درحالی‌که کشاورزان و پیشه‌وران بخش عمده‌ای از بار مالیاتی را تحمل می‌کردند. زرین‌کوب این فاصلهٔ طبقاتی و فقدان عدالت اجتماعی را از عوامل سستی بنیان‌های دولت می‌داند. از نظر او، تبعیض و حمایت از صاحبان قدرت موجب شده بود که قانون نتواند همواره مانع تعدی قدرتمندان به ضعیفان شود. چنین وضعی زمینهٔ نارضایتی گروه‌های مختلف جامعه را فراهم می‌کرد.<ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب،، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 192-193، 160-163</ref>
 
=== ۶. افزایش قدرت موبدان و اختلافات دینی ===
پیوند نهاد دین و حکومت و افزایش نفوذ موبدان در امور سیاسی و اجتماعی، از دیگر زمینه‌های ضعف دولت ساسانی بود. روحانیان زرتشتی علاوه بر اختیارات دینی، از ثروت و نفوذ اقتصادی برخوردار بودند و در تصمیم‌گیری‌های سیاسی نیز مداخله می‌کردند. به روایت زرین‌کوب، کشمکش میان دربار و روحانیان و برخورد سخت‌گیرانه با برخی مذاهب و گرایش‌های دینی، به تضعیف وحدت فکری و اجتماعی انجامید. اختلافات مذهبی و نارضایتی از عملکرد روحانیان، پیوند میان بخشی از جامعه و حکومتی را که پشتیبان این نهاد بود، سست می‌کرد. <ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب،، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 183-190، 163-167</ref>
 
=== بلایای طبیعی و بحران معیشت ===
در واپسین سال‌های حکومت ساسانی، طغیان دجله و فرات، تخریب برخی سدها، شیوع بیماری‌هایی چون طاعون و وقوع قحطی، بحران‌های موجود را تشدید کرد. این حوادث علاوه بر خسارت‌های مادی، بر روحیهٔ مردم و سپاهیان نیز تأثیر گذاشتند و بر ناامیدی عمومی افزودند. زرین‌کوب این رخدادها را در کنار ضعف سیاسی و اجتماعی دولت بررسی می‌کند و معتقد است که آنها در تشدید احساس زوال و بی‌ثباتی مؤثر بودند.<ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 159-160</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFمفتخریزمانی1384|مفتخری و  زمانی، ''تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان'']]، 10</ref>
 
=== حملهٔ مسلمانان و ناتوانی در سازمان‌دهی مقاومت ===
حملهٔ مسلمانان به ایران در شرایطی صورت گرفت که دولت ساسانی بر اثر جنگ‌های خارجی، بحران جانشینی، اختلافات داخلی و مشکلات اقتصادی تضعیف شده بود. درگیری‌های میان سرداران و بزرگان، کاهش اقتدار حکومت مرکزی و ناتوانی در بسیج نیروهای محلی، امکان مقاومت هماهنگ را محدود کرد. شکست‌های نظامی در قادسیه و نهاوند و سقوط مدائن، موقعیت دولت را بیش از پیش متزلزل ساخت. بااین‌حال، زرین‌کوب تأکید می‌کند که نباید فروپاشی ساسانیان را صرفاً نتیجهٔ قدرت نظامی مهاجمان دانست؛ زیرا ضعف‌های درونی حکومت، زمینهٔ اصلی آسیب‌پذیری آن را فراهم کرده بود.<ref>[[ساسانیان#CITEREFمفتخریزمانی1384|مفتخری و  زمانی، ''تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان'']]، 10-11</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFزرین کوب،1383|زرین کوب، ''تاریخ ایران بعد از اسلام'']]، 158-160، 192-199</ref>
 
=== بحران جانشینی و جنگ‌های داخلی ===
پس از خلع و قتل خسرو پرویز در سال ۶۲۸ میلادی، منازعات بر سر سلطنت شدت گرفت و در فاصله‌ای کوتاه، پادشاهان متعددی به قدرت رسیدند. رقابت میان شاهزادگان، خاندان‌های اشرافی و فرماندهان نظامی، ثبات سیاسی را از میان برد و اقتدار حکومت مرکزی را کاهش داد. افزایش مداخلهٔ نظامیان در تعیین پادشاهان و گسترش قدرت مرزبانان و دهقانان در مناطق مختلف نیز هماهنگی سیاسی کشور را تضعیف کرد. در نتیجه، دولت در شرایطی با فتوحات مسلمانان روبه‌رو شد که توانایی آن برای بسیج منابع و سازمان‌دهی مقاومتی یکپارچه کاهش یافته بود.<ref name=":5">{{پک|مفتخری|زمانی|1384|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان|ص=10-11|ج=}}</ref>
 
=== مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی ===
هزینه‌های جنگ‌های خارجی، مخارج دربار و دستگاه دیوانی و سیاست‌های مالیاتی، فشار اقتصادی بر جامعه را افزایش داد. گزارش‌های تاریخی از دشواری معیشت مردم و آسیب‌دیدن کشاورزی در برخی مناطق حکایت دارند؛ طغیان دجله، بیماری‌ها و قحطی نیز در واپسین سال‌های حکومت به بحران‌های موجود افزودند. در کنار این عوامل، افزایش قدرت اشراف و صاحبان نفوذ محلی و نارضایتی از فشارهای مالی می‌توانست حمایت از حکومت مرکزی را کاهش دهد.<ref>{{پک|مفتخری|زمانی|1384|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان|ص=10|ج=}}</ref>
 
=== تضعیف ساختار سیاسی و نظامی ===
در واپسین سال‌های حکومت ساسانی، رقابت میان شاهزادگان و خاندان‌های بانفوذ، مداخلهٔ فرماندهان نظامی در سیاست و افزایش قدرت مرزبانان و دهقانان، انسجام حکومت مرکزی را کاهش داد. بحران جانشینی پس از خسرو پرویز نشان داد که ساختار سیاسی قادر نبود انتقال قدرت را به‌طور باثبات مدیریت کند یا تعادلی پایدار میان شاه و دیگر نیروهای صاحب نفوذ برقرار سازد. در چنین وضعیتی، بسیج منابع و هماهنگ‌کردن نیروهای نظامی برای مقابله با حملهٔ خارجی دشوارتر شد.<ref>{{پک|مفتخری|زمانی|1384|ک=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان|ص=10-11|ج=}}</ref><ref name=":3">{{پک|Morony|1986|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Arab ii. Arab Conquest of Iran|کد=en|ص=203-210}}</ref>
 
=== فتوحات مسلمانان و شکست‌های نظامی ===
فتوحات مسلمانان در دههٔ ۶۳۰ میلادی، در شرایطی پیش رفت که دولت ساسانی بر اثر جنگ‌های طولانی با بیزانس و بحران‌های داخلی تضعیف شده بود. شکست سپاه ایران در قادسیه و سقوط مدائن، موقعیت ساسانیان را در این منطقه متزلزل کرد و شکست نهاوند نیز توانایی ساسانیان را برای سازمان‌دهی مقاومت در بخش‌های غربی و مرکزی ایران محدود ساخت. بااین‌حال، فتح ایران فرایندی یک‌باره و یکدست نبود: مقاومت‌های محلی و تلاش برای بازپس‌گیری مناطق ازدست‌رفته در برخی نواحی ادامه یافت و روند استقرار قدرت مسلمانان در مناطق مختلف با سرعت و شرایط متفاوتی پیش رفت. در کنار عوامل نظامی و سیاسی، آموزه‌های اسلام دربارهٔ یکتاپرستی، عدالت و برابری مؤمنان نیز در گسترش این دین اهمیت داشت؛ هرچند فتح ایران با اسلام‌پذیری ایرانیان یکسان نبود و این فرایند به‌تدریج صورت گرفت.<ref>[[ساسانیان#CITEREFمفتخریزمانی1384|مفتخری و  زمانی، ''تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان'']]، <bdi>۱۰-۱۱</bdi>.</ref><ref>[[ساسانیان#CITEREFLewental2014|Lewental, “QĀDESIYA, BATTLE OF”, ''Encyclopaedia Iranica'']].</ref> پیش از فتوحات نیز، بنا بر روایت طبری، پیامبر اسلام در نامه‌ای خسرو پرویز را به اسلام دعوت کرد، اما پادشاه ساسانی نامه را پاره کرد.<ref>{{پک|طبری|1375|ک=تاریخ طبری|ص=1142|ج=3}}</ref>
 
=== پایان سلطنت یزدگرد سوم ===
یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی، پس از از دست رفتن مراکز مهم سیاسی و نظامی به سوی شرق عقب‌نشینی کرد و کوشید با اتکا به نیروهای باقی‌مانده و حمایت‌های محلی مقاومت را ادامه دهد؛ اما کاهش قلمرو و منابع حکومت، پراکندگی قدرت و پیشروی سپاه مسلمانان امکان بازسازی اقتدار مرکزی را محدود کرد. یزدگرد در حدود سال ۶۵۱ میلادی در مرو کشته شد و با مرگ او، سلطنت ساسانی پایان یافت؛ هرچند تسلط مسلمانان بر همهٔ مناطق ایران در همان زمان کامل نشده بود.<ref name=":4">[[ساسانیان#CITEREFMorony1986|Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, ''Encyclopaedia Iranica'']], <bdi>203-210</bdi>.</ref>
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
 
* احمدی، حمید و دیگران، «مؤلفه‌های تداوم‌بخش هویت ایرانی پس از حمله اعراب»، فصلنامۀ رهیافت سیاسی و بینالمللی، دورۀ 9، شمارۀ 4، تابسستان 1397ش.
== منابع ==
* اشرف، احمد «بحران هويت ملي و قومي در ايران»، مجله ايران‌نامه، شمارۀ 47، 1373ش.
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=اکبری|نام۱=امیر|تاریخ=1384|عنوان=تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور|پیوند=https://sanad.iau.ir/ar/Article/942753?FullText=FullText|ژورنال=پژوهشنامه تاریخ|دوره=1|شماره=2|صفحات=1-15}}
* «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی در گفت‌وگو با پروفسور پروانه پورشریعتی»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب:  13 اسفند 1399ش.
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=فرای|نام=ریچارد نلسون|عنوان=تاریخ باستانی ایران|سال=1388|مکان=تهران|ناشر=انتشارات علمی فرهنگی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=مسعود رجب نیا|شابک=|دوره=}}
* اکبری، امیر، «تأملی بر جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاه گندی شاپور»، مجلۀ پژوهشنامۀ تاریخ، دورۀ 1، شمارۀ 2، 1384ش.
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=کریستین سن|نام=آرتور|عنوان=ایران در زمان ساسانیان|سال=1332|مکان=تهران|ناشر=کتابفروشی دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=منوچهر امیرمکری|مترجم=رشید یاسمی|شابک=|دوره=}}
* «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 19 فروردین 1398ش.
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گرانتوفسکی|نام=ادوین آرویدوویچ|عنوان=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|سال=1359|مکان=تهران|ناشر=پویش|مترجم=کیخسرو کشاورزی}}
* «ایران باستان چه ادیانی داشته است؟»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 1 شهریور 1385ش.
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گیرشمن|نام=رومن|عنوان=ایران از آغاز تا اسلام|سال=1375|مکان=تهران|ناشر=انتشارات علمی و فرهنگی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=محمد معین|شابک=|دوره=}}
* «ایران در ایستگاه بیست و سوم میراث جهانی/ رونق گردشگری مهم‌ترین اهمیت جهانی شدن آثار تاریخی»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 11 تیر 1397ش.  
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مفتخری|نام=حسین|عنوان=تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان|سال=1387|مکان=تهران|ناشر=سمت|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}}
* «بازخوانی تاریخ ساسانی»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 21 اسفند 1395ش.  
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نولدکه|نام=تئودور|عنوان=تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان|سال=1378|مکان=تهران|ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی|مترجم=عباس زریاب خوئی}}
* ترابی، سیدمحمد، «زبان و ادبیات ساسانی»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 13 تير 1394ش.  
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=نصرالله زاده|نام۱=سیروس|تاریخ=۱۳۹۷|عنوان=نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانهٔ ساسانی|پیوند=https://www.sid.ir/paper/394329/fa|ژورنال=زبان شناخت|دوره=9|شماره=2|صفحات=75-105|نام۲=فریبا|نام خانوادگی۲=ناصری کوهبنانی}}
* «جامعۀ ایران، ٢‌ هزار ‌سال پیش»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 9 آبان 1396ش.
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=همایون|نام۱=رامتین|تاریخ=1377|عنوان=موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران|پیوند=https://ensani.ir/fa/article/5380/فصلی-فشرده-از-تاریخ-موسیقی-در-ایران|ژورنال=مقام موسیقایی|دوره=|شماره=3|صفحات=}}
* جعفری، محسن، ساسانیان، فرمان‌روایان ایرانشهر، تهران، ققنوس، 1402ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Cereti|نام=Carlo Giovanni|مدخل=MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2009|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/middle-persian/pahlavi-literature/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* جوادی، شهره، «طبیعت‌گرایی در هنر ساسانی»، مجلۀ منظر، شمارۀ 54،  بهار 1400ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Daryaee|نام=Touraj|مدخل=ŠĀPUR II|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2009|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/shapur-ii/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* خسروی‌نژاد، روح‌الله و دیگران، «تبیین و تحلیل سازوکار شکل‌گیری شهرسازی در شاهنشاهی ساسانی»، مجلۀ  پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام، دورۀ 15، شمارۀ 29، 1400ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Daryaee|نام=Touraj|مدخل=YAZDEGERD II|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2000|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/yazdgerd-ii/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* رومن، گريشمن، ايران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معين، تهران، علمي و فرهنگي، 1372ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Gignoux|نام=Philippe|مدخل=Greece xvi. Greek Ideas and Sciences in Sasanian Iran|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2014|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/greece/xvi_greek-ideas-and-sciences-in-sasanian-iran/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، ج۱، ص۱۶۳- ۱۶۴، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۵، دوم.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Gyselen|نام=Rika|مدخل=FISCAL SYSTEM ii. SASANIAN|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1999|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/fiscal-system-ii-sasanian/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* «ساسانیان از اردشیر اول تا یزدگرد سوم»، خبرگزاری ایلنا، تاریخ درج مطلب: 28 شهریور 1401ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Harper|نام=Prudence Oliver|مدخل=ART IN IRAN v. SASANIAN ART|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1986|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/art-in-iran-v-sasanian/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* «عصر ساسانیان، دوران ثبات اقتصادی و طولانی در حوزه تمدن ایرانشهری»، 2 اردیبشهت 1398ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Howard-Johnston|نام=James|مدخل=ḴOSROW II|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2000|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/khosrow-ii/|کد زبان=eng|جلدها=XII}}
* «فارسی میانه؛ اولین زبان رسمی ایران»، باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۱ش.  
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Huff|نام=Dietrich|مدخل=Architecture iii. Sasanian Period|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1986|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/architecture-iii/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* كريستين سن، آرتور، ايران در زمان ساسانيان، ترجمۀ رشيد ياسمي، تهران، نگاه، 1389ش.  
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Huyse|نام=Philip|عنوان=Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Zardušt (ŠKZ)|سال=1999|مکان=London|ناشر=School of Oriental and African Studies|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=|کد زبان=eng|جلدها=2}}
* مفتخری، حسین، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، تهران، سمت، ۱۳۸۷ش.  
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Lewental|نام=D. Gershon|مدخل=QĀDESIYA, BATTLE OF|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2014|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/qadesiya-battle/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، بی‌تا.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Macuch|نام=Maria|مدخل=JUDICIAL AND LEGAL SYSTEMS iii. SASANIAN LEGAL SYSTEM|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2009|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/judicial-and-legal-systems-iii-sasanian-legal-system/|کد زبان=eng|جلدها=xv}}
* موسوی حاجی، سیدرسول و دیگران، «نگرشی بر علل ضعف و سقوط ساسانیان از منظر مورخان سده‌های نخست هجری»، وب‌سایت مگران، تاریخ بازدید: 12 مهر 1402ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Morony|نام=Michael G.|مدخل=Arab ii. Arab Conquest of Iran|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1986|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/arab-ii/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* «میراث ساسانیان ثبت جهانی شد»، خبر آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۰ تیر ۱۳۹۷ش.  
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Morony|نام=Michael G.|مدخل=BAHĀR-E KESRĀ|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1988|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/bahar-e-kesra-the-spring-of-kosrow-tabari-fars-e-zamestani-winter-carpet-balami-or-baharestan-spring-gar/|کد زبان=eng|جلدها=III}}
* «نام رسمی ایران را کدام فرمانروایان بر این سرزمین نهادند؟»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Shahbazi|نام=Alireza Shapur|مدخل=Bahrām VI Čōbīn|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1988|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/bahram-the-name-of-six-sasanian-kings/bahram-vi/|کد زبان=eng|جلدها=III}}
* «نبوغ ساسانیان در فلزکاری و سفالگری»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 30 آذر 1394ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Shahbazi|نام=Alireza Shapur|مدخل=HORMOZD IV|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2004|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/hormozd-iv/|کد زبان=eng|جلدها=XII}}
* «نظام اقتصادي ايران در دورۀ ساساني را توضيح دهيد؟»، مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات  حوزۀ علمیۀ قم، تاریخ بازدید: 12 مهر 1402ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Shahbazi|نام=Alireza Shapur|مدخل=SASANIAN DYNASTY|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2005|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/sasanian-dynasty/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* «نگاهی به هنر دورۀ ساسانی منتشر شد»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 2 اردیبهشت 1397ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=shahbazi|نام=Alireza Shapur|مدخل=YAZDEGERD I|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2003|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/yazdegerd-i/?generate_pdf=1|کد زبان=eng|جلدها=}}
* نصرالله‌زاده، سیروس و ناصری کوهبنانی،  فریبا، «نمود آخرين صورت ادبيات فارسي ميانة ساساني»، مجلۀ زبانشناخت، دوفصلنامة علمي پژوهشي زبان شناخت، سال نهم، شمارة دوم، پاييز و زمستان ،1397ش.
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Shaki|نام=Mansour|مدخل=Class System iii. In the Parthian and Sasanian Periods|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1992|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/class-system-iii/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* نوذری، عزت‌الله، «خانواده در دورۀ ساسانيان»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 29 تير 1389ش.  
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Tafażżolī|نام=Ahmad|مدخل=Education ii. In the Parthian and Sasanian Periods|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1997|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/education-ii/|کد زبان=eng|جلدها=VIII}}
* نولدکه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب خویی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1378ش.  
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Weber|نام=Ursula|مدخل=Narseh|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=2016|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/narseh-sasanian-king/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* قرشي، امان‌الله  نگرشي نو به نام ايران، تهران، ققنوس، 1373ش.  
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Yarshater|نام=Ehsan|مدخل=Chronology of Iranian History, Part I|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=|ناشر=iranicaonline|پیوند مدخل=https://www.iranicaonline.org/articles/chronology-of-iranian-history-part-1/|کد زبان=eng|جلدها=}}
* هاشمي‌نژاد، قاسم، كارنامۀ اردشير بابكان، تهران، مركز، 1369ش.  
* همایون، رامتین، «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران»، مجلۀ مقام موسیقایی، شمارۀ 3، پاییز و زمستان 1377ش.


{{شاهنشاهی ساسانی}}
{{شاهنشاهی ساسانی}}

نسخهٔ کنونی تا ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۴

ساسانیان؛ آخرین دودمان پادشاهی ایران باستان پیش از ورود اسلام (۲۲۴–۶۵۱م).

ساسانیان از قرن سوم تا هفتم میلادی بر ایران و بخش‌هایی از بین‌النهرین، قفقاز، آسیای مرکزی و شبه‌جزیره عربستان حکومت کردند. این سلسله با برخورداری از ساختار اداری متمرکز، نظام مالیاتی سازمان‌یافته و فعالیت‌های گسترده در زمینه‌های فرهنگی، علمی و هنری، یکی از قدرت‌های اصلی اواخر عهد باستان و رقیب امپراتوری بیزانس بود. جنگ‌های طولانی با بیزانس، بحران‌های سیاسی و داخلی و گسترش فتوحات مسلمانان در سده هفتم میلادی، به تضعیف حکومت ساسانی انجامید. پس از شکست سپاه ساسانی در نبرد نهاوند و کشته‌شدن یزدگرد سوم در سال ۶۵۱م، حکومت ساسانیان پایان یافت. بااین‌حال، میراث سیاسی، اداری و فرهنگی این دوره در دوران اسلامی تداوم یافت و در شکل‌گیری تمدن ایرانی ـ اسلامی نقش داشت.

نسب و پیشینه

ساسانیان از خاندان‌های محلی پارس برخاستند؛ ایالتی که در دوره سلوکیان و اشکانیان، فرمانروایان محلی متعددی بر آن حکومت می‌کردند. سکه‌های این فرمانروایان از تداوم برخی سنت‌های پادشاهی و آیین‌های ایرانی در پارس حکایت دارد.[۱] دربارهٔ نسب این خاندان، کریستن‌سن می‌نویسد که ساسان از خاندان نجبا بود و با زنی از خاندان بازرنگیان ازدواج کرد. او در معبد آناهیتا در استخر منصب داشت و پس از وی، پسرش پابگ(بابک) به قدرت رسید. بابک با کنار زدن گوچیهر، فرمانروای استخر، موقعیت خاندان خود را تقویت کرد.[۲] گیرشمن نیز به روایت مربوط به جایگاه ساسان در معبد آناهیتا و نقش بابک در شکل‌گیری قدرت این خاندان اشاره می‌کند.[۳] اردشیر، پسر بابک، در دارابگرد منصب ارگبذ داشت و از حدود سال ۲۱۲م به شکست دادن فرمانروایان محلی پارس و گسترش قلمرو خود پرداخت. پس از درگذشت بابک و شاپور، برادر اردشیر، قدرت را در دست گرفت و مناطق دیگری از جمله کرمان، اصفهان و خوزستان را به قلمرو خود افزود. سرانجام، اردشیر در نبرد هرمزدگان در ۲۸ آوریل ۲۲۴م اردوان پنجم، شاهنشاه اشکانی، را شکست داد و وارد تیسفون شد. او در سال ۲۲۶م رسماً تاج‌گذاری کرد و عنوان «شاه شاهان ایران» را اختیار کرد.[۴][۵]

قلمرو حکومتی

قلمرو شاهنشاهی ساسانی در طول حکومت این دودمان، بر اثر فتوحات و جنگ‌ها با امپراتوری روم و بیزانس و پیمان‌های صلح تغییر می‌کرد. هستهٔ اولیهٔ حکومت در پارس شکل گرفت و اردشیر بابکان پس از تثبیت قدرت، تیسفون و بخش‌هایی از بین‌النهرین را به قلمرو خود افزود. در زمان او، برخی فرمانروایان توران و مکران تابعیت ساسانیان را پذیرفتند؛ با این‌حال، درهٔ کابل و پنجاب همچنان در ارتباط با قلمرو کوشانیان بود.[۶] کتیبهٔ سه‌زبانهٔ شاپور یکم در کعبهٔ زردشت از منابع مهم برای شناخت قلمرو و استان‌های شاهنشاهی در سدهٔ سوم میلادی است. در این کتیبه از مناطقی چون مرو، هرات، اَپَرشهر، سرزمین کوشان تا پیشاور و کاشغر، سغد و نواحی پیرامون تاشکند نام برده شده است. این فهرست گسترهٔ قلمرو ادعا شده در زمان شاپور را نشان می‌دهد، اما لزوماً به معنای ادارهٔ مستقیم و پایدار همهٔ این مناطق نیست.[۷] کریستن‌سن در معرفی سرزمین‌ها و ایالات مرتبط با شاهنشاهی ساسانی از آشور، خوزستان، ماد، پارس، پارت، کرمان، گرگان، مرو، بلخ، سغد، سکستان، هرات، زرنگ، رخج و گدروزیا نام می‌برد و به خوارزم، مکران، توران و نواحی پیرامون رود سند نیز اشاره می‌کند. بااین‌حال، میزان تسلط ساسانیان بر این مناطق در دوره‌های مختلف یکسان نبود و باید میان ادارهٔ مستقیم، تابعیت سیاسی و حوزهٔ نفوذ تمایز گذاشت.[۸] در غرب و شمال‌غرب، ارمنستان و بخش‌هایی از قفقاز از مناطق مورد منازعهٔ ساسانیان و روم بودند. شاپور یکم نیز به مناطقی چون سوریه، کیلیکیه و کاپادوکیه لشکر کشید. در دورهٔ خسرو دوم، سپاه ساسانی بخش‌هایی از بین‌النهرین، شام، فلسطین و مصر را تصرف کرد و تا نزدیکی قسطنطنیه پیش رفت؛ اما ضدحمله‌های هراکلیوس و تحولات داخلی ایران به عقب‌نشینی ساسانیان و بازگرداندن سرزمین‌های تصرف‌شده در سال ۶۲۸م انجامید.[۹] اداره و حفاظت از مناطق شاهنشاهی بر عهدهٔ فرمانروایان و مقامات محلی، از جمله مرزبانان، بود. از نواحی مهم این دوره می‌توان به ارمنستان، پارس، کرمان، سپاهان، آذربایجان، طبرستان، بحرین، هرات، مرو، سرخس، نیشابور و طوس اشاره کرد.[۱۰] در سدهٔ هفتم میلادی، فتوحات مسلمانان به‌تدریج استان‌های ساسانی را از کنترل حکومت خارج کرد و تیسفون نیز به تصرف درآمد.[۱۱]

تاریخ سیاسی

ساسانیان در بخش عمده‌ای از تاریخ خود، یکی از دو قدرت بزرگ غرب آسیا در رقابت با امپراتوری روم و سپس بیزانس بودند.[۱۲]در دورهٔ شاپور یکم، شاهنشاهی ساسانی گسترش یافت و جنگ‌های او با روم به پیروزی‌هایی مهم، از جمله اسارت والرین، امپراتور روم، در سال ۲۶۰م انجامید. پس از او، جانشینانش با مسائل جانشینی، رقابت‌های درباری و منازعات مرزی روبه‌رو شدند. در اواخر سدهٔ سوم و اوایل سدهٔ چهارم، اردشیر دوم و سپس شاپور دوم نقش مهمی در تثبیت قدرت شاهنشاهی داشتند. شاپور دوم پس از دوره‌ای طولانی از جنگ با روم، جایگاه ساسانیان را در مرزهای غربی تقویت کرد و در شرق نیز با تهدیدهای اقوام کوچ‌رو مقابله کرد.[۱۳][۱۴] در سده‌های پنجم و ششم میلادی، شاهان ساسانی علاوه بر جنگ‌های خارجی، با شورش‌های داخلی، اختلاف‌های اشرافی و مسائل اقتصادی و اجتماعی مواجه بودند. در دورهٔ یزدگرد اول و بهرام پنجم، روابط حکومت با گروه‌های دینی و نخبگان سیاسی از مسائل مهم دربار بود. قباد یکم در جریان منازعات داخلی از سلطنت برکنار شد، اما بار دیگر به قدرت بازگشت. خسرو یکم اصلاحاتی در امور مالی، نظامی و اداری انجام داد و در دورهٔ او ساختار حکومت مرکزی تقویت شد.[۱۵] در دورهٔ خسرو دوم، ساسانیان در آغاز به فتوحات گسترده‌ای در قلمرو بیزانس دست یافتند، اما ضدحمله‌های هراکلیوس و بحران‌های داخلی به شکست نظامی و برکناری خسرو در سال ۶۲۸م انجامید. پس از آن، در فاصله‌ای کوتاه چندین شاه بر تخت نشستند و رقابت‌های درباری، بی‌ثباتی سیاسی را تشدید کرد. یزدگرد سوم در سال ۶۳۲م به سلطنت رسید، اما در برابر فتوحات مسلمانان نتوانست یکپارچگی شاهنشاهی را حفظ کند. با کشته‌شدن او در حدود سال ۶۵۱م، حکومت ساسانی پایان یافت.[۱۶][۱۷]

جدول پادشاهان ساسانی

پادشاه دوره حکومت محدوده اصلی حکومت اقدامات و وقایع مهم پایان حکومت / مرگ
اردشیر بابکان ۲۲۴–۲۴۰ م. پارس، بین‌النهرین و فلات ایران ۲۲۴م. شکست اردوان پنجم در نبرد هرمزدگان و پایان فرمانروایی اشکانیان؛ گسترش قدرت از پارس به بین‌النهرین؛ تصرف هترا در واپسین سال‌های حکومت با مشارکت شاپور.[۱۸] مرگ در ۲۴۱م.[۱۹]
شاپور یکم ۲۴۰–۲۷۰ م. ایران، بین‌النهرین و نواحی شرقی ۲۴۲–۲۴۴ م. جنگ با روم در دورهٔ گوردیان سوم؛ ۲۵۳ م. به بعد: لشکرکشی‌های تازه به قلمرو روم؛ ۲۶۰ م. شکست و اسارت والرین، امپراتور روم؛ ثبت کتیبهٔ سه‌زبانهٔ کعبهٔ زردشت، شامل نام استان‌ها و گزارش جنگ‌ها؛ ساخت شهرها، پل‌ها و سدها و انتقال گروهی از اسیران رومی به ایران.[۲۰][۲۱] مرگ در ۲۷۰ م.[۲۲]
بهرام دوم ۲۷۴–۲۹۳ م. ایران و مرزهای غربی ۲۸۳ م. رویارویی با لشکرکشی کاروس، امپراتور روم، به قلمرو ساسانی؛ کتیبه‌های کرتیر در دورهٔ سلطنت او از منابع مهم شناخت جایگاه روحانیت زردشتی و سیاست دینی دربارند.[۲۳] مرگ در ۲۹۳ م.[۲۴]
نرسه ۲۹۳–۳۰۲ م. ایران، ارمنستان و بین‌النهرین ۲۹۶–۲۹۸ م. جنگ با روم؛ شکست در جنگ با نیروهای گالریوس و انعقاد صلح نصیبین در ۲۹۸ م. بر اساس پیمان، ساسانیان بخشی از قلمرو و مواضع مرزی خود، از جمله مناطقی در شرق دجله، را واگذار کردند.[۲۵] پایان سلطنت در حدود ۳۰۲ م.[۲۶][۲۷]
شاپور دوم ۳۰۹–۳۷۹ م. ایران، بین‌النهرین و مرزهای شرقی ۳۳۷–۳۵۰ م. جنگ با روم و محاصره‌های مکرر نصیبین؛ ۳۵۹ م. تصرف آمیدا پس از محاصره‌ای طولانی؛ ۳۶۳ م. جنگ با ژولیان و مرگ امپراتور روم در جریان لشکرکشی؛ پیمان صلح با یوویان و بازگشت نصیبین و شماری از مناطق مرزی به ساسانیان؛ مقابله با تهدیدهای شرقی و اقوام کوچ‌رو.[۲۸] مرگ در ۳۷۹ م.[۲۹]
یزدگرد یکم ۳۹۹–۴۲۰ م. ایران و مرزهای غربی ۴۱۰ م. برگزاری شورای کلیسای ایران در سلوکیه ـ تیسفون و سامان‌دهی تشکیلات کلیسای مسیحی ایران؛ در دورهٔ او روابط حکومت با مسیحیان و روم شرقی وارد مرحله‌ای تازه شد، هرچند اجرای سیاست‌های دینی در سراسر قلمرو یکسان نبود.[۳۰] مرگ در ۴۲۰ م.[۳۱]
بهرام پنجم ۴۲۰–۴۳۸ م. ایران و مرزهای شرقی ۴۲۱–۴۲۲ م. جنگ با روم شرقی و انعقاد صلح؛ در دورهٔ او مسائل مربوط به مسیحیان و روابط دینی با روم در مذاکرات سیاسی مطرح شد. منابع روایی فارسی و اسلامی نیز لشکرکشی‌های شرقی و نبرد با اقوام مرزی را به سلطنت او نسبت می‌دهند، اما جزئیات برخی روایت‌ها نیازمند احتیاط است.[۳۲][۳۳] مرگ در ۴۳۸ م.[۳۴]
یزدگرد دوم ۴۳۸–۴۵۷ م. ایران، ارمنستان و مرزهای شرقی ۴۴۰ م. به بعد: جنگ با کیداریان در شرق؛ ۴۵۰–۴۵۱ م. شورش ارمنیان علیه سیاست‌های دینی و مالیاتی حکومت؛ نبرد آوارایر در ۴۵۱ م. در جریان این شورش رخ داد و به شکست نیروهای ارمنی انجامید، هرچند مقاومت در ارمنستان ادامه یافت.[۳۵] مرگ در ۴۵۷ م.[۳۶]
پیروز یکم ۴۵۹–۴۸۴ م. ایران و مرزهای شرقی ۴۶۰–۴۸۰ م. جنگ‌های متعدد با هپتالیان؛ شکست‌های پیاپی و پرداخت غرامت؛ ۴۸۴ م. شکست نهایی و کشته‌شدن پیروز در جنگ با هپتالیان که به بحران جانشینی و کاهش اقتدار حکومت مرکزی انجامید.[۳۷] کشته‌شدن در ۴۸۴ م.[۳۸]
قباد یکم ۴۸۸–۴۹۶ و ۴۹۸–۵۳۱ م. ایران و مرزهای شرقی حدود ۴۹۰ م. آغاز اصلاحات مالی و کشاورزی و بررسی اراضی؛ حمایت یا هم‌سویی سیاسی با مزدکیان در بخشی از سلطنت نخست؛ ۴۹۶ م. برکناری و زندانی‌شدن؛ ۴۹۸/۴۹۹ م. بازگشت به سلطنت با کمک هپتالیان؛ آغاز اصلاحات اداری و مالیاتی که در دورهٔ پسرش خسرو یکم گسترش یافت.[۳۹][۴۰] مرگ در ۵۳۱ م.[۴۱]
خسرو یکم (انوشیروان) ۵۳۱–۵۷۹ م. ایران، بین‌النهرین و مرزهای شرقی و غربی ۵۳۱ م. سرکوب جنبش مزدکی در آغاز سلطنت؛ دههٔ ۵۳۰ م. اجرای اصلاحات مالیاتی و نظامی و توسعهٔ سازمان اداری؛ ۵۳۲ م. صلح با بیزانس؛ ۵۴۰ م. لشکرکشی به قلمرو بیزانس و تصرف انطاکیه؛ ۵۵۷–۵۶۱ م. همکاری با ترکان علیه هپتالیان و شکست آنان در آسیای مرکزی؛ ۵۷۰ م. لشکرکشی به یمن و گسترش نفوذ ساسانیان در جنوب شبه‌جزیرهٔ عربستان.[۴۲][۴۳] مرگ در ۵۷۹ م.[۴۴]
هرمزد چهارم و بهرام چوبین ۵۷۹–۵۹۰ م. بهرام چوبین: ۵۹۰–۵۹۱ م. ایران و مرزهای غربی و شرقی ۵۸۸ م. بهرام چوبین در جنگ با ترکان به پیروزی رسید؛ پس از شکست در نبرد با بیزانس و اختلاف با هرمزد چهارم، شورش کرد. ۵۹۰ م. هرمزد برکنار شد و بهرام در برابر خسرو دوم مدعی سلطنت شد؛ بحران با کمک نظامی بیزانس به خسرو و پیروزی او در ۵۹۱ م. پایان یافت.[۴۵][۴۶] هرمزد در ۵۹۰ م. کشته شد؛[۴۷]بهرام چوبین در ۵۹۱ م. از ایران گریخت و بعدتر کشته شد.[۴۸]
خسرو دوم (پرویز) ۵۹۰–۶۲۸ م. با وقفه‌ای کوتاه ایران، بین‌النهرین، شام، فلسطین و مصر ۵۹۰–۵۹۱ م. بازگشت به سلطنت با کمک بیزانس؛ ۶۰۲–۶۲۸ م. جنگ طولانی با بیزانس؛ ۶۰۴ م. تصرف دارا؛ ۶۱۳–۶۱۴ م. تصرف دمشق و اورشلیم؛ ۶۱۹ م. تصرف مصر؛ ۶۲۲ م. به بعد: ضدحمله‌های هراکلیوس؛ ۶۲۷ م. شکست نیروهای ساسانی در نبرد نینوا؛ ۶۲۸ م. برکناری و کشته‌شدن خسرو و آغاز بحران جانشینی.[۴۹] برکناری و کشته‌شدن در ۶۲۸ م.[۵۰]
قباد دوم و شاهان دورهٔ بحران جانشینی ۶۲۸–۶۳۲ م. قلمرو باقی‌ماندهٔ شاهنشاهی ۶۲۸ م. قباد دوم خسرو پرویز را برکنار کرد و با بیزانس صلح کرد؛ در پی مرگ سریع او و جانشینان کوتاه‌مدت، رقابت میان خاندان سلطنتی، فرماندهان و اشراف شدت گرفت. پوراندخت و آزرمیدخت نیز در این دوره به سلطنت رسیدند؛ تلاش‌های آنان برای تثبیت قدرت با بی‌ثباتی نظامی و سیاسی روبه‌رو شد.[۵۱] پایان سلطنت‌های کوتاه‌مدت در پی بحران جانشینی؛ یزدگرد سوم در ۶۳۲ م. به سلطنت رسید.[۵۲]
یزدگرد سوم ۶۳۲–حدود ۶۵۱ م. قلمرو باقی‌ماندهٔ ساسانی، سپس نواحی شرقی ایران ۶۳۶/۶۳۷ م. با اختلاف در تاریخ‌گذاری: نبرد قادسیه و شکست سپاه ساسانی؛ ۶۳۷ م. سقوط تیسفون؛ ۶۴۲ م. نبرد نهاوند و شکست نیروهای ساسانی؛ عقب‌نشینی یزدگرد به شرق ایران و تلاش برای گردآوری نیروهای محلی؛ کشته‌شدن در مرو در حدود ۶۵۱ یا ۶۵۲ م.[۵۳] کشته‌شدن در مرو، حدود ۶۵۱–۶۵۲ م.[۵۴]

نظام حکومت

شاهنشاهی و تمرکز قدرت

ساسانیان در طول چهار قرن بر بخش بزرگی از ایران و سرزمین‌های پیرامون آن حکومت کردند. در این حکومت، شاهنشاه در رأس ساختار سیاسی قرار داشت و عالی‌ترین مقام حکومت و فرماندهی نظامی بود. کریستنسن تشکیل دولت ساسانی را مرحله‌ای از تحول سیاسی ایران می‌داند که با تمرکز بیشتر قدرت سلطنتی و جایگاه رسمی دین همراه بود. بااین‌حال، ساختار جدید همهٔ نهادها و مناسبات دورهٔ اشکانی را از میان نبرد و برخی از عناصر پیشین، به‌ویژه نفوذ خاندان‌های بزرگ و فرمانروایان محلی، در دورهٔ ساسانی نیز ادامه یافت.[۵۵] شاهنشاه در انتصاب مقام‌های عالی، فرماندهان و شماری از فرمانروایان مناطق نقش داشت. بااین‌حال، ادارهٔ قلمرو گستردهٔ ساسانی به همکاری دستگاه اداری مرکزی، فرمانروایان محلی، خاندان‌های ممتاز و فرماندهان نظامی وابسته بود. ازاین‌رو، تمرکز قدرت سلطنتی به معنای ادارهٔ مستقیم همهٔ مناطق از سوی دربار نبود. رابطهٔ شاهنشاه با قدرت‌های محلی و اشرافی در دوره‌های مختلف، تحت تأثیر شرایط سیاسی و مناسبات دربار تغییر می‌کرد.[۵۶]

خاندان‌های اشرافی

خاندان‌های بزرگ از عناصر مهم ساختار سیاسی ساسانی بودند. برخی از این خاندان‌ها در دورهٔ اشکانی نیز جایگاه برجسته‌ای داشتند و در دورهٔ ساسانی از طریق مالکیت زمین، پیوندهای خانوادگی، تصدی مناصب و ارتباط با دربار نفوذ خود را حفظ کردند. کریستنسن از هفت خاندان بزرگ نام می‌برد و به جایگاه خاندان‌هایی چون کارن و سورن اشاره می‌کند. املاک و روابط این خاندان‌ها گاه به یک منطقه محدود نبود و آنان می‌توانستند در بخش‌های مختلف شاهنشاهی نفوذ داشته باشند.[۵۷] مناصب و امتیازهای موروثی در حفظ جایگاه برخی خاندان‌ها اهمیت داشت؛ اما در عین حال همهٔ مقام‌های حکومتی موروثی گزارش نشده است. شاهنشاه در انتخاب و تغییر شماری از مقام‌های عالی اختیار داشت. در مقابل، بزرگان نیز در برخی بحران‌های سیاسی و مسائل مربوط به جانشینی شاهان نقش ایفا می‌کردند. این مناسبات نشان می‌دهد که ساختار سیاسی ساسانی بر رابطه‌ای میان اقتدار سلطنتی و نفوذ اشراف استوار بود.[۵۸][۵۹]

ادارهٔ ایالات

ادارهٔ قلمرو ساسانی به ساختاری منطقه‌ای نیاز داشت. در برخی مناطق، فرمانروایان محلی و شاهان تابع در حکومت مشارکت داشتند و در برابر شاهنشاه تعهداتی سیاسی و نظامی بر عهده می‌گرفتند. این وضعیت را باید از ادارهٔ مستقیم مناطق به‌وسیلهٔ کارگزاران منصوب از مرکز متمایز کرد؛ زیرا شیوهٔ اداره در همهٔ مناطق یکسان نبود.[۶۰] مرزبانان نیز از مقام‌های مهم منطقه‌ای بودند که به‌ویژه در مناطق مرزی، وظایف اداری و نظامی بر عهده داشتند. شاهزادگان ساسانی نیز گاه به فرمانروایی مناطق مختلف منصوب می‌شدند. این انتصاب‌ها برای ادارهٔ قلمرو و کسب تجربهٔ حکومتی اهمیت داشته است؛ اما به معنای استقلال کامل شاهزادگان یا انتقال خودکار و موروثی مقام فرمانروایی نبود.[۶۱] در سطوح پایین‌تر، مقام‌هایی برای ادارهٔ شهرها، نواحی و روستاها وجود داشتند. کریستنسن در پایان فصل دوم از عنوان‌هایی چون شهریگ و دیهیگ یاد کرده است که با ادارهٔ واحدهای محلی ارتباط داشتند.[۶۲]

اداره مرکزی

ادارهٔ امور شاهنشاهی به مجموعه‌ای از مقام‌های عالی و کارگزاران تخصصی وابسته بود. وزیر بزرگ، از مقام‌های مهم دستگاه مرکزی به‌شمار می‌رفت. در کنار او، مقام‌های دیگری در حوزه‌های دیوانی، مالی، نظامی و دینی فعالیت می‌کردند. حدود اختیارات این مقام‌ها در همهٔ دوره‌های ساسانی یکسان نبود و با توجه به شرایط سیاسی و شواهد هر دوره متفاوت گزارش شده است.[۶۳] دبیران در تنظیم فرمان‌ها، مکاتبات، اسناد و قراردادها نقش داشتند. برخی از آنان در دستگاه مرکزی و برخی دیگر در بخش‌های تخصصی یا سطوح پایین‌تر اداری خدمت می‌کردند. وجود دبیران و کارگزاران متخصص نشان می‌دهد که ادارهٔ دولت تنها بر روابط شخصی شاهنشاه با اشراف استوار نبود، بلکه به تشکیلات دیوانی و ثبت اسناد نیز وابستگی داشت.[۶۴]

نیروهای نظامی

ارتش یکی از پایه‌های اصلی قدرت دولت ساسانی بود. دفاع از مرزها، مقابله با دشمنان خارجی و حفظ اقتدار حکومت از وظایف آن به‌شمار می‌رفت. سواره‌نظام زره‌پوش جایگاه مهمی در ارتش داشت، اما نیروهای پیاده و دیگر گروه‌های نظامی نیز در سازمان سپاه حضور داشتند. کریستنسن در تقسیم‌بندی اجتماعی خود جنگاوران را طبقه‌ای مستقل معرفی می‌کند و برای رئیس این طبقه عنوان ایران‌سپاهبذ را ذکر می‌کند.[۶۵] فرماندهی نظامی با ساختار سیاسی و اجتماعی ارتباط داشت؛ زیرا خاندان‌های ممتاز در تأمین فرماندهان و حضور در مناصب نظامی نقش ایفا می‌کردند. در دورهٔ ساسانی، سازمان فرماندهی و مسئولیت‌های نظامی نیز تغییر کرد.[۶۶]

جامعه

جامعهٔ ساسانی بر اساس تقسیم‌بندی چهارگانه‌ معرفی شده است که در آن روحانیان، جنگاوران، دبیران و گروه‌های تولیدکننده چهار طبقهٔ اصلی بودند. این تقسیم‌بندی وظایف اجتماعی را از یکدیگر متمایز می‌کرد؛ بااین‌حال، به‌تنهایی تمام تفاوت‌های اقتصادی، حقوقی و سیاسی جامعه را نشان نمی‌داد.[۶۷] کریستنسن برای طبقات یادشده مقام‌های مسئول نیز معرفی می‌کند؛ از جمله موبدان موبد برای روحانیان، ایران‌سپاهبذ برای جنگاوران، ایران‌دبیربذ برای دبیران و وُستریوشان‌سالار برای گروه تولیدکننده.[۶۸]

روحانیان

روحانیان یکی از طبقات اصلی جامعهٔ ساسانی بودند و در آیین‌های مذهبی، آموزش دینی و حفظ سنت‌های زردشتی نقش داشتند. در رأس سلسله‌مراتب روحانی، موبدان قرار داشتند. کریستنسن از جایگاه این مقام در امور دینی و مشورت با شاهنشاه یاد می‌کند و به نقش برخی مقام‌های روحانی در رسیدگی به مسائل دینی و حقوقی اشاره دارد.[۶۹] نقش روحانیان به اجرای مراسم مذهبی محدود نبود. آنان در برخی مناسبات خانوادگی و اجتماعی، از جمله آیین‌های مربوط به ازدواج و مرگ، نیز حضور داشتند. بااین‌حال، حدود وظایف آنان را باید بر پایهٔ شواهد هر موضوع مشخص کرد؛ زیرا ارتباط روحانیان با قضاوت یا امور اجتماعی به معنای آن نیست که همهٔ وظایف حقوقی و اداری در اختیار نهاد دینی قرار داشت.[۷۰][۷۱]

اشراف نظامی

جنگاوران در تقسیم‌بندی چهارگانه، طبقه‌ای مستقل به‌شمار می‌رفتند. سواره‌نظام زره‌پوش از مهم‌ترین نیروهای نظامی ساسانی بود و اعضای خاندان‌های ممتاز نیز در فرماندهی و سازمان نظامی نقش داشتند. بااین‌حال، همهٔ جنگاوران از منزلت و ثروت یکسان برخوردار نبودند و جایگاه اجتماعی آنان به رتبه، وابستگی خانوادگی و مسئولیت نظامی بستگی داشت.[۷۲] در کنار فرماندهان عالی و خاندان‌های ممتاز، گروه‌هایی از آزادگان و سواران نیز در سازمان نظامی حضور داشتند. کریستنسن از آزاذان و اسواران یاد می‌کند و به پیوند میان جایگاه اجتماعی و خدمت نظامی اشاره دارد. این شواهد نشان می‌دهد که سازمان سپاه با ساختار طبقاتی جامعه ارتباط داشت، اما این ارتباط به معنای یکسان‌بودن موقعیت همهٔ نیروهای نظامی نبود.[۷۳]

دبیران

دبیران در نظام اجتماعی ساسانی طبقه‌ای مستقل محسوب می‌شدند. وظایف آنان شامل نگارش فرمان‌ها، مکاتبات، اسناد حقوقی و قراردادها بود. در تقسیم‌بندی کریستنسن، گروه دبیران تنها منشیان را شامل نمی‌شد، بلکه افرادی با تخصص‌های گوناگون که در دستگاه دیوانی و برخی حوزه‌های علمی فعالیت می‌کردند نیز در این طبقه جای می‌گرفتند.[۷۴] وجود این طبقه نشان می‌دهد که مهارت‌های نوشتاری و اداری برای ادارهٔ حکومت اهمیت داشت. بااین‌حال، همهٔ دبیران صاحب‌منصب عالی نبودند؛ زیرا در دستگاه دیوانی نیز مراتب و تفاوت‌هایی میان کارگزاران وجود داشت. موقعیت هر فرد به مقام، وظایف، وابستگی به دستگاه مرکزی یا محلی و روابط او با خاندان‌های صاحب‌نفوذ بستگی داشت.[۷۵]

کشاورزان، صنعتگران و بازرگانان

کشاورزان و صنعتگران بخش مهمی از جامعهٔ تولیدکننده را تشکیل می‌دادند. کشاورزی، دامداری و صنایع دستی در تأمین نیازهای جامعه و درآمدهای حکومت اهمیت داشتند. بازرگانان نیز در مبادلات اقتصادی داخلی و خارجی فعالیت می‌کردند. بااین‌حال، وضعیت این گروه‌ها یکسان نبود و مالکیت زمین، شیوهٔ بهره‌برداری از آن، میزان درآمد و رابطه با صاحبان املاک در موقعیت اجتماعی افراد تأثیر داشت.[۷۶][۷۷] اقتصاد کشاورزی با نظام مالیاتی ارتباط مستقیم داشت. مالیات بر زمین و محصولات از منابع مهم درآمد حکومت بود و پرداخت آن می‌توانست بسته به شرایط و نوع مالیات، به شکل پول، محصول یا خدمات انجام شود. ازاین‌رو، وضعیت اقتصادی کشاورزان را باید در ارتباط با نظام مالکیت زمین و شیوه‌های وصول مالیات بررسی کرد.[۷۸]

تفاوت‌های منزلتی و حقوقی

علاوه بر طبقات چهارگانه، خاندان‌های ممتاز، فرمانروایان محلی، بزرگان، آزادگان و گروه‌های وابسته به زمین از موقعیت‌های متفاوتی برخوردار بودند. برخی از این تفاوت‌ها با امتیازهای موروثی، مالکیت زمین یا دسترسی به مقام‌های اداری و نظامی ارتباط داشتند.[۷۹][۸۰] تفاوت‌های اجتماعی در حوزهٔ حقوق نیز اهمیت داشت. پژوهش‌های مربوط به نظام حقوقی ساسانی نشان می‌دهند که جایگاه حقوقی افراد می‌توانست با وضعیت خانوادگی، مالکیت، جنسیت و آزاد یا برده‌بودن آنان ارتباط داشته باشد.[۸۱]

اقتصاد

اقتصاد دورهٔ ساسانی بر کشاورزی، دامداری، صنایع دستی، بازرگانی و درآمدهای مالیاتی استوار بود. دولت از طریق نظام مالیاتی و دیوان‌های اداری، بخشی از تولید و درآمد جامعه را دریافت می‌کرد و زمین، آب و نیروی کار در فعالیت‌های اقتصادی اهمیت داشتند. رونق و سازمان‌یافتگی این فعالیت‌ها در مناطق مختلف، با شرایط طبیعی، شبکه‌های آبیاری و موقعیت راه‌های تجاری ارتباط داشت.[۸۲]

کشاورزی و زمین‌داری

کشاورزی مهم‌ترین پایهٔ اقتصاد ساسانی بود و بخش بزرگی از جمعیت در روستاها به کشت زمین اشتغال داشتند. غلات، انگور، خرما، زیتون و دیگر محصولات متناسب با شرایط اقلیمی مناطق مختلف کشت می‌شدند. دامداری نیز در تأمین مواد غذایی، پشم و دیگر فرآورده‌های دامی نقش داشت. زمین‌های کشاورزی در مالکیت شاه، خاندان سلطنتی، بزرگان و دیگر مالکان قرار داشت و دهقانان در تولید کشاورزی و ادارهٔ امور روستاها جایگاه مهمی داشتند.[۸۳][۸۴]

مالیات

مالیات زمین و مالیات سرانه از منابع درآمد حکومت بود. پیش از اصلاحات قباد یکم و خسرو انوشیروان، مالیات زمین غالباً بر اساس سهمی از محصول محاسبه می‌شد. در اصلاحات مالیاتی سدهٔ ششم میلادی، اندازه‌گیری زمین و نوع کشت مبنای تعیین مالیات قرار گرفت و دریافت مالیات سرانه نیز سامان‌دهی شد. بخشی از مالیات‌ها به‌صورت پول و بخشی به‌شکل محصول یا خدمات اجباری پرداخت می‌شد. این اصلاحات به تثبیت درآمد حکومت و گسترش نظارت اداری بر مناطق مختلف کمک کرد.[۸۵]

صنایع دستی و بازرگانی

صنایع دستی، از جمله نساجی، سفالگری و فلزکاری، در شهرهای ساسانی رواج داشت. بازارهای شهری محل مبادلهٔ محصولات کشاورزی، پوشاک، ظروف و کالاهای وارداتی بودند. تجارت داخلی، دادوستد میان مناطق مختلف امپراتوری و مبادلات خارجی، به‌ویژه با سرزمین‌های همسایه و آسیای مرکزی، در فعالیت اقتصادی نقش داشتند. کاروان‌ها و راه‌های تجاری جابه‌جایی کالاها را امکان‌پذیر می‌کردند؛ بااین‌حال، اطلاعات موجود دربارهٔ حجم دقیق تجارت و سهم هر بخش از اقتصاد محدود است.[۸۶]

نقش دولت و شهرها

شاهان ساسانی با تأسیس یا گسترش شهرها، ایجاد مراکز اداری و حمایت از فعالیت‌های اقتصادی در برخی مناطق، بر تولید و مبادله نظارت داشتند. شهرهای سلطنتی و نواحی پیرامون آن‌ها مراکز کشاورزی، صنایع دستی، استخراج منابع و تجارت بودند. دولت همچنین از طریق مالیات و درآمدهای حاصل از اراضی سلطنتی هزینه‌های اداری و نظامی را تأمین می‌کرد.[۸۷] در مجموع، اقتصاد ساسانی بر کشاورزی و درآمدهای مالیاتی تکیه داشت و صنایع دستی، شهرها و تجارت نیز در آن سهم داشتند. شناخت جزئیات این نظام به دلیل محدودبودن اسناد اقتصادی مستقیم، تا حد زیادی به متون پهلوی، گزارش‌های مورخان دورهٔ اسلامی و شواهد باستان‌شناختی وابسته است.[۸۸][۸۹]

علم، فرهنگ و هنر

زبان و ادبیات

فارسی میانه یا پهلوی، زبان مهم نوشتاری و اداری دورهٔ ساسانی بود. در کنار آن، زبان پارتی نیز در بخشی از کتیبه‌های آغاز این دوره کاربرد داشت. کتیبه‌های شاهان و رجال ساسانی، از جمله نوشته‌های نقش رستم، بیشاپور، پایکولی و طاق‌بستان، از منابع مهم شناخت زبان، تاریخ و فرهنگ این دوره‌اند.[۹۰][۹۱] بخشی از ادبیات ساسانی که پیش‌تر به‌صورت شفاهی انتقال می‌یافت، در این دوره به شکل مکتوب درآمد. متون دینی، اندرزنامه‌ها، روایت‌های حماسی و داستانی و نوشته‌های حقوقی از گونه‌های ادبی این دوره بودند. ترجمه و تفسیر متون اوستایی به فارسی میانه نیز در انتقال آموزه‌های زردشتی نقش داشت. بااین‌حال، بخشی از آثار پهلوی موجود در سده‌های پس از سقوط ساسانیان تدوین یا بازنویسی شده‌اند و تاریخ شکل‌گیری آنها یکسان نیست.[۹۲]

ترجمه و کتاب‌نویسی

بر اساس منابع تاریخی، در دورهٔ ساسانی آثاری از سنت‌های علمی و ادبی یونانی و هندی شناخته شدند و بخشی از آنها به فارسی میانه راه یافتند. این ارتباط‌ها در انتقال دانش‌هایی چون پزشکی، فلسفه و نجوم اهمیت داشتند. بااین‌حال، میزان و سازمان‌یافتگی این ترجمه‌ها و انتساب همهٔ آنها به فرمان مستقیم شاهان، در هر مورد نیازمند بررسی جداگانه است.[۹۳] متون فارسی میانه را می‌توان به نوشته‌های دینی و تفسیری، آثار حقوقی، اندرزنامه‌ها، روایت‌های تاریخی و اسطوره‌ای و نوشته‌های غیردینی تقسیم کرد. آثاری چون دینکرد و بندهشن اطلاعات مهمی دربارهٔ اندیشه و سنت دینی ایران پیش از اسلام حفظ کرده‌اند، هرچند صورت موجود آنها عمدتاً پساساسانی است.[۹۴]

آموزش و مراکز علمی

آموزش در دورهٔ ساسانی، به‌ویژه در میان خاندان‌های ممتاز، روحانیان و دبیران، اهمیت داشت. آموزش می‌توانست موضوعاتی چون خواندن و نوشتن، آموزه‌های دینی و مهارت‌های لازم برای زندگی درباری را دربرگیرد. بااین‌حال، اطلاعات موجود برای تعیین میزان سواد در میان همهٔ گروه‌های اجتماعی کافی نیست.[۹۵] جندی‌شاپور از شهرهای مهم دورهٔ ساسانی بود و در پژوهش‌های مربوط به تاریخ پزشکی و انتقال دانش جایگاه ویژه‌ای دارد. در منابع، این شهر با فعالیت‌های علمی و پزشکی پیوند خورده است؛ اما توصیف آن به‌عنوان دانشگاهی با ساختار امروزی یا انتساب قطعی همهٔ بیمارستان‌ها، کتابخانه‌ها و دستاوردهای علمی به آن، به شواهد دقیق‌تری نیاز دارد.[۹۶]

هنر و صنایع دستی

هنر ساسانی در نقش‌برجسته‌سازی، فلزکاری، گچ‌بری، مهرسازی، پارچه‌بافی، شیشه‌گری و ساخت ظروف و سکه نمود یافت. نقش‌برجسته‌های سلطنتی، به‌ویژه صحنه‌های تاج‌گذاری و پیروزی، از منابع مهم شناخت فرمانروایان و بازنمایی قدرت شاهنشاهی‌اند. ظروف نقره‌ای با نقش‌های شکار، ضیافت و پیکره‌های سلطنتی نیز از آثار شاخص هنر این دوره به‌شمار می‌روند.[۹۷] پارچه‌بافی و نقوش منسوجات ساسانی در مناطق همسایه، از جمله آسیای مرکزی و بخش‌هایی از جهان مدیترانه، تأثیر گذاشتند. دربارهٔ قالی مشهور «چهار فصل» نیز در منابع متأخر گزارش‌هایی وجود دارد، اما جزئیات آن را نمی‌توان بدون بررسی مستقل، واقعیتی کاملاً مستند دربارهٔ هنر ساسانی دانست.[۹۸]

موسیقی

موسیقی در فرهنگ درباری ساسانی جایگاه داشت. در روایت‌های مربوط به این دوره، نام‌هایی چون باربد و نکیسا با دربار خسرو پرویز پیوند خورده‌اند؛ متن ضمیمه‌شده از سرکیس، رامتین و بامشاد نیز نام می‌برد[دیدگاه ۱]. بااین‌حال، اطلاعات دربارهٔ زندگی این هنرمندان و شیوه‌های اجرایی موسیقی ساسانی عمدتاً در منابع متأخر ثبت شده است.[۹۹]

معماری و مهندسی

معماری ساسانی با ساخت بناهای طاق‌دار و گنبددار، استفاده از آجر و سنگ و توسعهٔ شیوه‌های پوشاندن فضاهای وسیع شناخته می‌شود. کاخ‌های فیروزآباد، مجموعهٔ بیشاپور و طاق کسری در تیسفون از نمونه‌های شاخص این معماری‌اند. ساخت گنبد بر فضای چهارگوش با استفاده از عناصر انتقالی در گوشه‌ها، از فنون مهم این دوره بود که در معماری ایران پس از اسلام نیز ادامه یافت.[۱۰۰]

میراث فرهنگی ساسانیان

برخی سنت‌های اداری، ادبی و فرهنگی دورهٔ ساسانی در دورهٔ اسلامی استمرار یافتند، اما این تداوم همواره با تغییر همراه بود. نوروز، بخشی از سنت‌های روایی و برخی شیوه‌های دیوان‌سالاری از موضوعات مهم در بررسی میراث ساسانی‌اند. بررسی این تأثیرات مستلزم تمایز میان شواهد مستقیم و گزارش‌های متأخر است.[۱۰۱] در مجموع، دورهٔ ساسانی در گسترش متون فارسی میانه، حفظ و تفسیر سنت‌های دینی و ادبی، ارتباط با دانش‌های مناطق همسایه و توسعهٔ معماری و هنرهای درباری اهمیت داشت. کتیبه‌ها، متون پهلوی و آثار باستان‌شناختی مهم‌ترین منابع شناخت این میراث‌اند؛ هرچند تاریخ تدوین برخی متون و زمینهٔ کشف تعدادی از آثار هنری همچنان نیازمند بررسی دقیق است.[۱۰۲][۱۰۳]

علل سقوط ساسانیان

سقوط دولت ساسانی حاصل مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و دینی بود که در واپسین سال‌های حکومت این سلسله به یکدیگر پیوستند. جنگ‌های طولانی خارجی، بحران جانشینی، رقابت میان شاهزادگان و اشراف، ضعف حکومت مرکزی، فشارهای اقتصادی بر مردم و کاهش انسجام اجتماعی و نظامی، توانایی دولت را برای مقابله با حملهٔ مسلمانان کاهش داد. از این منظر، فتوحات مسلمانان عامل مستقیم سقوط این دولت بود، اما زمینه‌های این فروپاشی پیش از آغاز حملات در ساختار سیاسی و اجتماعی ساسانیان شکل گرفته بود.[۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶]

سقوط دولت ساسانی حاصل هم‌زمانی بحران‌های سیاسی و اقتصادی درونی با فشار نظامی خارجی بود. جنگ‌های طولانی با بیزانس، منازعات جانشینی، تضعیف اقتدار حکومت مرکزی و مشکلات اقتصادی، توان دولت را کاهش دادند؛ در این شرایط، فتوحات مسلمانان به فروپاشی سلطنت ساسانی انجامید.[۱۰۴][۱۰۵]

جنگ‌های طولانی با بیزانس

جنگ ایران و بیزانس در سال‌های ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، با وجود پیروزی‌های اولیهٔ خسرو دوم و تصرف مناطقی چون شام، اورشلیم و مصر، سرانجام با شکست ساسانیان پایان یافت. این جنگ طولانی منابع مالی و نظامی حکومت را فرسود و بازسازی قدرت دولت را در سال‌های بعد دشوار کرد. از سوی دیگر، پایان یافتن حکومت بنی‌لخم در حیره در دورهٔ خسرو پرویز، یکی از واسطه‌های سیاسی و نظامی ایران در ارتباط با قبایل عرب را از میان برد و بر وضعیت مرزهای غربی اثر گذاشت. جنگ ذی‌قار نیز از نشانه‌های تغییر مناسبات ایران با گروه‌های عرب در آستانهٔ فتوحات اسلامی بود.[۱۰۷][۱۰۸]نولدکه حتی این جنگ را پیش درآمد پیروزی های بعدی اعراب مسلمان تلقی می کند.[۱۰۹]

بحران سیاسی و بی‌ثباتی سلطنت

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط ساسانیان، ضعف ساختار سیاسی و ناتوانی حکومت در ایجاد تعادل پایدار میان شاه، اشراف و فرماندهان نظامی بود. تمرکز قدرت در دست خسرو پرویز و برخورد او با برخی اشراف بانفوذ، از جمله بندویه و بستام، بر تنش‌های درونی افزود. پس از خلع و قتل خسرو پرویز در سال ۶۲۸ میلادی، رقابت بر سر سلطنت شدت گرفت و در مدت کوتاهی پادشاهان متعددی بر تخت نشستند. مداخلهٔ سرداران و بزرگان در تعیین شاه، کودتاهای پی‌درپی و کشمکش خاندان‌های بانفوذ، اقتدار حکومت مرکزی را به‌شدت تضعیف کرد.[۱۱۰][۱۱۱]

رقابت اشراف و فرماندهان نظامی

اشراف و خاندان‌های بزرگ ساسانی بخش مهمی از مناصب لشکری و کشوری را در اختیار داشتند و در بسیاری از مواقع در تعیین سرنوشت سلطنت مداخله می‌کردند. رقابت میان این خاندان‌ها و شاهزادگان، همراه با افزایش قدرت فرماندهان نظامی، زمینهٔ شکل‌گیری مراکز متعدد قدرت را فراهم آورد. در واپسین سال‌های حکومت ساسانی، سردارانی چون شهربراز و دیگر مدعیان سلطنت، در پی دستیابی به قدرت برآمدند و کشمکش‌های داخلی را تشدید کردند. در چنین شرایطی، حکومت مرکزی توانایی لازم برای هماهنگ‌کردن نیروهای سیاسی و نظامی و سازمان‌دهی مقاومتی یکپارچه در برابر دشمن خارجی را از دست داد.[۱۱۲][۱۱۳]

جنگ‌های طولانی و فرسایش توان نظامی

جنگ‌های طولانی خسرو پرویز با امپراتوری بیزانس، به‌ویژه جنگ سال‌های ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، منابع مالی و نظامی دولت ساسانی را فرسوده کرد. با وجود پیروزی‌های اولیهٔ ایران، این جنگ سرانجام با شکست ساسانیان پایان یافت و امکان بازسازی سریع قدرت نظامی و اقتصادی حکومت را کاهش داد. افزون بر این، جنگ‌های پیشین با ترکان و هیاطله نیز در تضعیف توان دولت مؤثر بودند. هم‌زمان، نبود سپاه دائمی نیرومند و اتکای ارتش به نیروهای گوناگون، از جمله نیروهای مزدور، بر انسجام نظامی تأثیر منفی گذاشت .[۱۱۴]

بحران اقتصادی و فشارهای مالیاتی

هزینه‌های سنگین جنگ‌ها، مخارج دربار و گسترش دستگاه دیوانی، فشار اقتصادی بر حکومت و جامعه را افزایش داد. سیاست‌های مالیاتی خسرو پرویز برای تأمین هزینه‌های جنگ، بار سنگینی بر دوش رعایا گذاشت. در این شرایط، کشاورزان و گروه‌های کم‌درآمد با دشواری‌های معیشتی مواجه شدند و برخی از آنان برای رهایی از ستم و فشار اقتصادی از محل زندگی خود می‌گریختند. افزایش قدرت صاحبان زمین و تبعیض در توزیع مالیات نیز نارضایتی اجتماعی را تشدید می‌کرد. این مشکلات، توان جامعه برای پشتیبانی از حکومت مرکزی را کاهش داد.[۱۱۵]

۵. شکاف‌های طبقاتی و نارضایتی اجتماعی

ساختار اجتماعی ساسانیان بر تمایز میان طبقات استوار بود و امکان جابه‌جایی از طبقات فرودست به طبقات بالاتر محدودیت داشت. در این نظام، اشراف و روحانیان از امتیازات ویژه برخوردار بودند، درحالی‌که کشاورزان و پیشه‌وران بخش عمده‌ای از بار مالیاتی را تحمل می‌کردند. زرین‌کوب این فاصلهٔ طبقاتی و فقدان عدالت اجتماعی را از عوامل سستی بنیان‌های دولت می‌داند. از نظر او، تبعیض و حمایت از صاحبان قدرت موجب شده بود که قانون نتواند همواره مانع تعدی قدرتمندان به ضعیفان شود. چنین وضعی زمینهٔ نارضایتی گروه‌های مختلف جامعه را فراهم می‌کرد.[۱۱۶]

۶. افزایش قدرت موبدان و اختلافات دینی

پیوند نهاد دین و حکومت و افزایش نفوذ موبدان در امور سیاسی و اجتماعی، از دیگر زمینه‌های ضعف دولت ساسانی بود. روحانیان زرتشتی علاوه بر اختیارات دینی، از ثروت و نفوذ اقتصادی برخوردار بودند و در تصمیم‌گیری‌های سیاسی نیز مداخله می‌کردند. به روایت زرین‌کوب، کشمکش میان دربار و روحانیان و برخورد سخت‌گیرانه با برخی مذاهب و گرایش‌های دینی، به تضعیف وحدت فکری و اجتماعی انجامید. اختلافات مذهبی و نارضایتی از عملکرد روحانیان، پیوند میان بخشی از جامعه و حکومتی را که پشتیبان این نهاد بود، سست می‌کرد. [۱۱۷]

بلایای طبیعی و بحران معیشت

در واپسین سال‌های حکومت ساسانی، طغیان دجله و فرات، تخریب برخی سدها، شیوع بیماری‌هایی چون طاعون و وقوع قحطی، بحران‌های موجود را تشدید کرد. این حوادث علاوه بر خسارت‌های مادی، بر روحیهٔ مردم و سپاهیان نیز تأثیر گذاشتند و بر ناامیدی عمومی افزودند. زرین‌کوب این رخدادها را در کنار ضعف سیاسی و اجتماعی دولت بررسی می‌کند و معتقد است که آنها در تشدید احساس زوال و بی‌ثباتی مؤثر بودند.[۱۱۸][۱۱۹]

حملهٔ مسلمانان و ناتوانی در سازمان‌دهی مقاومت

حملهٔ مسلمانان به ایران در شرایطی صورت گرفت که دولت ساسانی بر اثر جنگ‌های خارجی، بحران جانشینی، اختلافات داخلی و مشکلات اقتصادی تضعیف شده بود. درگیری‌های میان سرداران و بزرگان، کاهش اقتدار حکومت مرکزی و ناتوانی در بسیج نیروهای محلی، امکان مقاومت هماهنگ را محدود کرد. شکست‌های نظامی در قادسیه و نهاوند و سقوط مدائن، موقعیت دولت را بیش از پیش متزلزل ساخت. بااین‌حال، زرین‌کوب تأکید می‌کند که نباید فروپاشی ساسانیان را صرفاً نتیجهٔ قدرت نظامی مهاجمان دانست؛ زیرا ضعف‌های درونی حکومت، زمینهٔ اصلی آسیب‌پذیری آن را فراهم کرده بود.[۱۲۰][۱۲۱]

بحران جانشینی و جنگ‌های داخلی

پس از خلع و قتل خسرو پرویز در سال ۶۲۸ میلادی، منازعات بر سر سلطنت شدت گرفت و در فاصله‌ای کوتاه، پادشاهان متعددی به قدرت رسیدند. رقابت میان شاهزادگان، خاندان‌های اشرافی و فرماندهان نظامی، ثبات سیاسی را از میان برد و اقتدار حکومت مرکزی را کاهش داد. افزایش مداخلهٔ نظامیان در تعیین پادشاهان و گسترش قدرت مرزبانان و دهقانان در مناطق مختلف نیز هماهنگی سیاسی کشور را تضعیف کرد. در نتیجه، دولت در شرایطی با فتوحات مسلمانان روبه‌رو شد که توانایی آن برای بسیج منابع و سازمان‌دهی مقاومتی یکپارچه کاهش یافته بود.[۱۱۱]

مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی

هزینه‌های جنگ‌های خارجی، مخارج دربار و دستگاه دیوانی و سیاست‌های مالیاتی، فشار اقتصادی بر جامعه را افزایش داد. گزارش‌های تاریخی از دشواری معیشت مردم و آسیب‌دیدن کشاورزی در برخی مناطق حکایت دارند؛ طغیان دجله، بیماری‌ها و قحطی نیز در واپسین سال‌های حکومت به بحران‌های موجود افزودند. در کنار این عوامل، افزایش قدرت اشراف و صاحبان نفوذ محلی و نارضایتی از فشارهای مالی می‌توانست حمایت از حکومت مرکزی را کاهش دهد.[۱۲۲]

تضعیف ساختار سیاسی و نظامی

در واپسین سال‌های حکومت ساسانی، رقابت میان شاهزادگان و خاندان‌های بانفوذ، مداخلهٔ فرماندهان نظامی در سیاست و افزایش قدرت مرزبانان و دهقانان، انسجام حکومت مرکزی را کاهش داد. بحران جانشینی پس از خسرو پرویز نشان داد که ساختار سیاسی قادر نبود انتقال قدرت را به‌طور باثبات مدیریت کند یا تعادلی پایدار میان شاه و دیگر نیروهای صاحب نفوذ برقرار سازد. در چنین وضعیتی، بسیج منابع و هماهنگ‌کردن نیروهای نظامی برای مقابله با حملهٔ خارجی دشوارتر شد.[۱۲۳][۱۲۴]

فتوحات مسلمانان و شکست‌های نظامی

فتوحات مسلمانان در دههٔ ۶۳۰ میلادی، در شرایطی پیش رفت که دولت ساسانی بر اثر جنگ‌های طولانی با بیزانس و بحران‌های داخلی تضعیف شده بود. شکست سپاه ایران در قادسیه و سقوط مدائن، موقعیت ساسانیان را در این منطقه متزلزل کرد و شکست نهاوند نیز توانایی ساسانیان را برای سازمان‌دهی مقاومت در بخش‌های غربی و مرکزی ایران محدود ساخت. بااین‌حال، فتح ایران فرایندی یک‌باره و یکدست نبود: مقاومت‌های محلی و تلاش برای بازپس‌گیری مناطق ازدست‌رفته در برخی نواحی ادامه یافت و روند استقرار قدرت مسلمانان در مناطق مختلف با سرعت و شرایط متفاوتی پیش رفت. در کنار عوامل نظامی و سیاسی، آموزه‌های اسلام دربارهٔ یکتاپرستی، عدالت و برابری مؤمنان نیز در گسترش این دین اهمیت داشت؛ هرچند فتح ایران با اسلام‌پذیری ایرانیان یکسان نبود و این فرایند به‌تدریج صورت گرفت.[۱۲۵][۱۲۶] پیش از فتوحات نیز، بنا بر روایت طبری، پیامبر اسلام در نامه‌ای خسرو پرویز را به اسلام دعوت کرد، اما پادشاه ساسانی نامه را پاره کرد.[۱۲۷]

پایان سلطنت یزدگرد سوم

یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی، پس از از دست رفتن مراکز مهم سیاسی و نظامی به سوی شرق عقب‌نشینی کرد و کوشید با اتکا به نیروهای باقی‌مانده و حمایت‌های محلی مقاومت را ادامه دهد؛ اما کاهش قلمرو و منابع حکومت، پراکندگی قدرت و پیشروی سپاه مسلمانان امکان بازسازی اقتدار مرکزی را محدود کرد. یزدگرد در حدود سال ۶۵۱ میلادی در مرو کشته شد و با مرگ او، سلطنت ساسانی پایان یافت؛ هرچند تسلط مسلمانان بر همهٔ مناطق ایران در همان زمان کامل نشده بود.[۱۲۸]

پانویس

  1. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۱-۱۳۲.
  2. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۲-۱۳۳.
  3. ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۳۴۵-۳۴۷.
  4. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۳-۱۳۵.
  5. ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۳۴۵–۳۴۷.
  6. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۸.
  7. ↑ Huyse, Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Žardušt (ŠKZ), I:‎ 23-24.
  8. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۸، ۲۰۱.
  9. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  10. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۲۰۱.
  11. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  12. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  13. ↑ Daryaee, “ŠĀPUR II”, Encyclopaedia Iranica.
  14. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  15. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  16. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  17. ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، 370
  18. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 136
  19. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 259
  20. ↑ Huyse, Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Žardušt (ŠKZ), I: 23-24.
  21. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  22. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، ۴۸۳.
  23. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica
  24. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 319
  25. ↑ Weber, “Narseh”, Encyclopaedia Iranica.
  26. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 493
  27. ↑ Weber, “Narseh”, Encyclopaedia Iranica.
  28. ↑ Daryaee, “ŠĀPUR II”, Encyclopaedia Iranica.
  29. ↑ Daryaee, “ŠĀPUR II”, Encyclopaedia Iranica.
  30. ↑ Shahbazi, “YAZDEGERD I”, Encyclopaedia Iranica.
  31. ↑ Shahbazi, “YAZDEGERD I”, Encyclopaedia Iranica.
  32. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 510-512
  33. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  34. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 512
  35. ↑ Daryaee, “YAZDEGERD Il”, Encyclopaedia Iranica.
  36. ↑ Daryaee, “YAZDEGERD Il”, Encyclopaedia Iranica.
  37. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  38. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  39. ↑ Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, Encyclopaedia Iranica.
  40. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  41. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  42. ↑ Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, Encyclopaedia Iranica.
  43. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 520-524
  44. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 524
  45. ↑ Shahbazi, “HORMOZD IV”, Encyclopaedia Iranica, 466-467.
  46. ↑ Shahbazi, “Bahrām VI Čōbīn”, Encyclopaedia Iranica, 514-522.
  47. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 534
  48. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 534
  49. ↑ Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, Encyclopaedia Iranica.
  50. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 536
  51. ↑ Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, Encyclopaedia Iranica.
  52. ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 537
  53. ↑ Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, Encyclopaedia Iranica.
  54. ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، 370
  55. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 148-149
  56. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 160-152
  57. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 160-155
  58. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 158-160
  59. ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v:‎ 652-658.
  60. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 152-155
  61. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 154-156
  62. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 205
  63. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 150
  64. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
  65. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
  66. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
  67. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
  68. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 150-151
  69. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 178-180
  70. ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
  71. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 179-181
  72. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151,160-162
  73. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 160-162
  74. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
  75. ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
  76. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
  77. ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
  78. ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
  79. ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
  80. ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 152-162
  81. ↑ Macuch, “Judicial and Legal Systems iii: Sasanian Legal System”, Encyclopaedia Iranica, 181-196.
  82. ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
  83. ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ 771
  84. ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
  85. ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
  86. ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۶۷۳.
  87. ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
  88. ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ 771
  89. ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
  90. ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۷۴-۱۷۶.
  91. ↑ نصرالله زاده و ناصری کوهبنانی، «نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانهٔ ساسانی»، زبان شناخت، ۷۵-۱۰۵.
  92. ↑ Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, Encyclopaedia Iranica.
  93. ↑ Gignoux, “Greece xvi. Greek Ideas and Sciences in Sasanian Iran”, Encyclopaedia Iranica.
  94. ↑ Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, Encyclopaedia Iranica.
  95. ↑ Tafażżolī, “Education ii. In the Parthian and Sasanian Periods”, Encyclopaedia Iranica, 179-180.
  96. ↑ اکبری، «تأملی بر جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاه گندی‌شاپور»، پژوهشنامه تاریخ، ۱۱.
  97. ↑ Harper, “Art in Iran v. Sasanian Art”, Encyclopaedia Iranica, 585-594.
  98. ↑ Morony, “Bahār-e Kesrā”, Encyclopaedia Iranica, 479.
  99. ↑ همایون، «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران»، مجلهٔ مقام موسیقایی، ۸.
  100. ↑ Huff, “Architecture iii. Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 329-334.
  101. ↑ Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, Encyclopaedia Iranica.
  102. ↑ Huff, “Architecture iii. Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 329-334.
  103. ↑ Harper, “Art in Iran v. Sasanian Art”, Encyclopaedia Iranica, 585-594.
  104. ↑ ۱۰۴٫۰ ۱۰۴٫۱ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۹-۱۱.
  105. ↑ ۱۰۵٫۰ ۱۰۵٫۱ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  106. ↑ زرین کوب،، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۱۵۸-۱۹۲.
  107. ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
  108. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۹.
  109. ↑ نولدکه، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ۳۳۱.
  110. ↑ زرین کوب،، تاریخ ایران بعد از اسلام، 190-194
  111. ↑ ۱۱۱٫۰ ۱۱۱٫۱ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۱۰-۱۱.
  112. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۱۰-۱۱.
  113. ↑ زرین کوب،، تاریخ ایران بعد از اسلام، 190-193
  114. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، 9-10
  115. ↑ زرین کوب،، تاریخ ایران بعد از اسلام، 163-164، 192-193
  116. ↑ زرین کوب،، تاریخ ایران بعد از اسلام، 192-193، 160-163
  117. ↑ زرین کوب،، تاریخ ایران بعد از اسلام، 183-190، 163-167
  118. ↑ زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، 159-160
  119. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، 10
  120. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، 10-11
  121. ↑ زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، 158-160، 192-199
  122. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۱۰.
  123. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۱۰-۱۱.
  124. ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.
  125. ↑ مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ۱۰-۱۱.
  126. ↑ Lewental, “QĀDESIYA, BATTLE OF”, Encyclopaedia Iranica.
  127. ↑ طبری، تاریخ طبری، ۳:‎ ۱۱۴۲.
  128. ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.

منابع

  • اکبری، امیر (۱۳۸۴). «تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور». پژوهشنامه تاریخ. ۱ (۲): ۱–۱۵.
  • فرای، ریچارد نلسون (۱۳۸۸). تاریخ باستانی ایران. ترجمهٔ مسعود رجب نیا. تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
  • کریستین سن، آرتور (۱۳۳۲). ایران در زمان ساسانیان. ترجمهٔ رشید یاسمی. به کوشش منوچهر امیرمکری. تهران: کتابفروشی دنیای کتاب.
  • گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ (۱۳۵۹). تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز. ترجمهٔ کیخسرو کشاورزی. تهران: پویش.
  • گیرشمن، رومن (۱۳۷۵). ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  • مفتخری، حسین (۱۳۸۷). تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان. تهران: سمت.
  • نولدکه، تئودور (۱۳۷۸). تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان. ترجمهٔ عباس زریاب خوئی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  • نصرالله زاده، سیروس؛ ناصری کوهبنانی، فریبا (۱۳۹۷). «نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانهٔ ساسانی». زبان شناخت. ۹ (۲): ۷۵–۱۰۵.
  • همایون، رامتین (۱۳۷۷). «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران». مقام موسیقایی (۳).
  • Cereti, Carlo Giovanni (2009). "MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Daryaee, Touraj (2009). "ŠĀPUR II". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Daryaee, Touraj (2000). "YAZDEGERD II". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Gignoux, Philippe (2014). "Greece xvi. Greek Ideas and Sciences in Sasanian Iran". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Gyselen, Rika (1999). "FISCAL SYSTEM ii. SASANIAN". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Harper, Prudence Oliver (1986). "ART IN IRAN v. SASANIAN ART". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Howard-Johnston, James (2000). "ḴOSROW II". Encyclopaedia Iranica (به eng). XII جلد. iranicaonline.
  • Huff, Dietrich (1986). "Architecture iii. Sasanian Period". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Huyse, Philip (1999). Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Zardušt (ŠKZ) (به eng). 2 جلد. London: School of Oriental and African Studies.
  • Lewental, D. Gershon (2014). "QĀDESIYA, BATTLE OF". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Macuch, Maria (2009). "JUDICIAL AND LEGAL SYSTEMS iii. SASANIAN LEGAL SYSTEM". Encyclopaedia Iranica (به eng). xv جلد. iranicaonline.
  • Morony, Michael G. (1986). "Arab ii. Arab Conquest of Iran". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Morony, Michael G. (1988). "BAHĀR-E KESRĀ". Encyclopaedia Iranica (به eng). III جلد. iranicaonline.
  • Shahbazi, Alireza Shapur (1988). "Bahrām VI Čōbīn". Encyclopaedia Iranica (به eng). III جلد. iranicaonline.
  • Shahbazi, Alireza Shapur (2004). "HORMOZD IV". Encyclopaedia Iranica (به eng). XII جلد. iranicaonline.
  • Shahbazi, Alireza Shapur (2005). "SASANIAN DYNASTY". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • shahbazi, Alireza Shapur (2003). "YAZDEGERD I". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Shaki, Mansour (1992). "Class System iii. In the Parthian and Sasanian Periods". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Tafażżolī, Ahmad (1997). "Education ii. In the Parthian and Sasanian Periods". Encyclopaedia Iranica (به eng). VIII جلد. iranicaonline.
  • Weber, Ursula (2016). "Narseh". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
  • Yarshater, Ehsan. "Chronology of Iranian History, Part I". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.


خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «دیدگاه» وجود دارد، اما برچسب متناظر با <references group="دیدگاه"/> یافت نشد.