بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''ژولیا کریستِوا؛'''</big> منتقد ادبی، روانکاو، فمینیست و رماننویس بلغاری-فرانسوی.
<big>'''ژولیا کریستِوا؛'''</big> منتقد ادبی، روانکاو، فمینیست و رماننویس بلغاری-فرانسوی.


ژولیا کریستوا با نقد زبان‌شناسی سنتی، زبان را به‌عنوان فرآیندی پویا می‌داند که در آن معنا تنها از دلالت صریح نشأت نمی‌گیرد، بلکه از طریق رانه‌های جسمانی و عناصر عاطفی و شاعرانه نیز شکل می‌گیرد. او با معرفی دوگانۀ «امر نمادین»  و «امر نشانه‌ای»، بر پیوند ناگسستنی بدن و زبان تأکید می‌ورزد. کریستوا همچنین با رد دوگانگی ذات‌باورانۀ جنسیتی، هویت زنانه را نه یک مقولۀ فلسفی، بلکه موقعیتی سیاسی می‌خواند که در بستر روابط قدرت معنا می‌یابد. از دید او، شکل‌گیری سوژه از طریق رابطۀ پیچیدۀ بدن با مادر و وساطت نمادین پدر صورت می‌گیرد. نظریات او به‌دلیل نسبیت‌گرایی افراطی، نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی و تناقض‌های درونی مورد نقد قرار گرفته‌اند.  
ژولیا کریستوا با نقد زبان‌شناسی سنتی، زبان را به‌عنوان فرآیندی پویا می‌داند که در آن معنا تنها از دلالت صریح نشأت نمی‌گیرد، بلکه از طریق رانه‌های جسمانی و عناصر عاطفی و شاعرانه نیز شکل می‌گیرد. او با معرفی دوگانۀ «امر نمادین»  و «امر نشانه‌ای»، بر پیوند ناگسستنی بدن و زبان تأکید می‌ورزد. کریستوا همچنین با رد دوگانگی ذات‌باورانۀ جنسیتی، هویت زنانه را نه یک مقولۀ فلسفی، بلکه موقعیتی سیاسی می‌خواند که در بستر روابط قدرت معنا می‌یابد. از دید او، شکل‌گیری سوژه از طریق رابطۀ پیچیدۀ بدن با مادر و وساطت نمادین پدر صورت می‌گیرد. به نظر نویسندگان نظرات کریستوا به‌دلیل نسبیت‌گرایی افراطی، نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی و تناقض‌های درونی نمی‌تواند مورد قبول جامعۀ علمی قرار گیرد.  


== زندگینامه ==
== زندگینامه ==
ژولیا کریستوا در ۱۹۴۱م در بلغارستان متولد شد. او ابتدا زیر نظر راهبه‌های فرانسوی آموزش دید و سپس در رشتۀ ادبیات تحصیل کرد و به روزنامه‌نگاری پرداخت. در ۱۹۶۶م برای ادامۀ تحصیل به پاریس مهاجرت کرد و نزد اندیشمندانی مانند رولان بارت به تحصیل پرداخت. وی دکترای خود را در ادبیات فرانسوی گرفت و در مجلۀ معتبر «تل کل» مشغول به کار شد. کریستوا همزمان به تحصیل روان‌کاوی پرداخت و در ۱۹۷۹م دورۀ آموزشی آن را به پایان رساند. او همچنین به‌عنوان استاد زبان‌شناسی در دانشگاه پاریس و استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا تدریس کرده و علاوه‌بر فعالیت‌های آکادمیک و نظریه‌پردازی، رمان‌نویس نیز است.<ref> [https://rasekhoon.net/article/show/713286 اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.]</ref>
ژولیا کریستوا در ۱۹۴۱م در بلغارستان متولد شد. او ابتدا زیر نظر راهبه‌های فرانسوی آموزش دید و سپس در رشتۀ ادبیات تحصیل کرد و به روزنامه‌نگاری پرداخت. در ۱۹۶۶م برای ادامۀ تحصیل به پاریس مهاجرت کرد و نزد اندیشمندانی مانند «رولان بارت» به تحصیل پرداخت. وی دکترای خود را در ادبیات فرانسوی گرفت و در مجلۀ معتبر «تل کل» مشغول به کار شد. کریستوا همزمان به تحصیل روان‌کاوی پرداخت و در ۱۹۷۹م دورۀ آموزشی آن را به پایان رساند. او همچنین به‌عنوان استاد زبان‌شناسی در دانشگاه پاریس و استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا تدریس کرده و علاوه‌بر فعالیت‌های آکادمیک و نظریه‌پردازی، رمان‌نویس نیز است.<ref> [https://rasekhoon.net/article/show/713286 اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.]</ref>


== دیدگاه‌های کریستوا ==
== دیدگاه‌های کریستوا ==
خط ۲۶: خط ۲۶:


=== انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی ===
=== انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی ===
اگرچه کریستوا نظریۀ عقده ادیپ فروید و حذف مادر در روایت سیمون دوبووار را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطۀ مادرانه مورد انتقاد قرار گرفته است. در کتاب خورشید سیاه او با طرح ظرفیتی برای همجنس‌گرایی زنانه و عشق بین زنان، روایتی از رابطۀ مادر-دختر ارائه می‌دهد که از سوی منتقدان به‌عنوان «انحراف» توصیف شده است. تلاش او برای بنیان‌گذاری یک «گفتمان مادری نو» در چارچوبی که مرزهای هویت جنسی را مخدوش می‌کند، از منظر برخی ناقدان، نه‌تنها راه‌حل ارائه نمی‌دهد، بلکه خود بخشی از مسئله است.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref>
اگرچه کریستوا نظریۀ عقده ادیپ فروید و حذف مادر در روایت سیمون دوبووار را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطۀ مادرانه مورد انتقاد قرار گرفته است. او با طرح ظرفیتی برای همجنس‌گرایی زنانه و عشق بین زنان، روایتی از رابطۀ مادر-دختر ارائه می‌دهد که از سوی منتقدان به‌عنوان «انحراف» توصیف شده است. تلاش او برای بنیان‌گذاری یک «گفتمان مادری نو» در چارچوبی که مرزهای هویت جنسی را مخدوش می‌کند، از منظر برخی ناقدان، نه‌تنها راه‌حل ارائه نمی‌دهد، بلکه خود بخشی از مسئله است.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref>


=== نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی ===
=== نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی ===
رویکرد برساخت‌گرایانۀ رادیکال کریستوا، کل فرآیند هویت‌یابی انسان را با پرسش مواجه می‌سازد. این دیدگاه از ما می‌خواهد حتی بدیهی‌ترین مفروضات مانند تقسیم انسان به دو جنس مرد و زن را به‌عنوان اموری صرفاً فرهنگی و تاریخی مورد تردید قرار دهیم. اما این نگاه افراطی، تفاوت‌های زیستی و روان‌شناختی مستند را نادیده می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که اگرچه فرهنگ در شکل‌دهی به مفاهیم جنسیتی نقش دارد، اما نمی‌توان واقعیت‌های بیولوژیکی را به کلی انکار کرد. تقلیل تفاوت جنسی به سطحی مشابه تقسیم‌بندی بر اساس قد یا شکل لاله گوش، فاقد پشتوانه علمی و ناظر به پیامدهای گسترده اجتماعی است.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198.</ref>
رویکرد برساخت‌گرایانۀ رادیکال کریستوا، کل فرآیند هویت‌یابی انسان را با پرسش مواجه می‌سازد. این دیدگاه می‌خواهد حتی بدیهی‌ترین مفروضات مانند تقسیم انسان به دو جنس مرد و زن را به‌عنوان اموری صرفاً فرهنگی و تاریخی مورد تردید قرار بگیرد. اما این نگاه افراطی، تفاوت‌های زیستی و روان‌شناختی مستند را نادیده می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که اگرچه فرهنگ در شکل‌دهی به مفاهیم جنسیتی نقش دارد، اما نمی‌توان واقعیت‌های بیولوژیکی را به‌کلی انکار کرد. تقلیل تفاوت جنسی به سطحی مشابه تقسیم‌بندی بر اساس قد یا شکل لاله گوش، فاقد پشتوانۀ علمی و ناظر به پیامدهای گسترده اجتماعی است.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198.</ref>


=== تناقض درونی نسبیت‌گرایی و نفی مطلق‌گرایی ===
=== تناقض درونی نسبیت‌گرایی ===
ادعای محوری برساخت‌گرایی—که همه شناخت‌ها نسبی و وابسته به زمینه‌اند—خود به یک گزاره مطلق و کلی تبدیل می‌شود و دچار «پارادوکس خودارجاعی» می‌شود. اگر بگوییم «همه چیز نسبی است»، این ادعا نیز طبق منطق خود باید نسبی باشد که در این صورت نمی‌تواند به‌عنوان حکمی کلی ارائه شود. افزون بر این، انسان‌ها از طریق علم حضوری (مانند درک وجود خود) و نیز در علوم حصولی به حقایق مطلق مانند اصل وجود دست می‌یابند.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه 1383ش، ص160.</ref> بسیاری از متفکران معتقدند که پایه‌های هویت جنسی هرچند تحت تأثیر عوامل اجتماعی بر بنیادهای زیستی و روانی طبیعی استوار است که نادیده‌گرفتن آنها نه‌تنها علمی نیست، بلکه به سردرگمی در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی می‌انجامد.<ref>ریتزر، نظریة جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.</ref>
به نظر محققان ادعای محوری برساخت‌گرایی که همه شناخت‌ها نسبی و وابسته به زمینه‌ است؛ خود به یک گزاره مطلق و کلی تبدیل می‌شود و دچار «پارادوکس خودارجاعی» می‌شود. اگر «همه چیز نسبی است»، این ادعا نیز طبق منطق خود باید نسبی باشد که در این صورت نمی‌تواند به‌عنوان حکمی کلی ارائه شود. افزون بر این، انسان‌ها از طریق علم حضوری (مانند درک وجود خود) و نیز در علوم حصولی به حقایق مطلق مانند اصل وجود دست می‌یابند.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه 1383ش، ص160.</ref> بسیاری از متفکران معتقدند که پایه‌های هویت جنسی هرچند تحت تأثیر عوامل اجتماعی بر بنیادهای زیستی و روانی طبیعی استوار است که نادیده‌گرفتن آنها نه‌تنها علمی نیست، بلکه به سردرگمی در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی می‌انجامد.<ref>ریتزر، نظریة جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.</ref>


== آثار ==
== آثار ==
خط ۴۸: خط ۴۸:


گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمة معصومه محمدی، تهران،  دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1396ش.
گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمة معصومه محمدی، تهران،  دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1396ش.
مصباح یزدی،محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، امیر کبیر، 1383ش.


مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مكاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1384ش.
مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مكاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1384ش.
خط ۵۵: خط ۵۷:
Burr, Vivien, an introduction to social constructionism, Routledg press 1995
Burr, Vivien, an introduction to social constructionism, Routledg press 1995


Kristeva, Julia. Women's time. sing: journal of women in culture and society 7(1), 1981..
Kristeva, Julia. Women's time. sing: journal of women in culture and society 7(1), 1981.