حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<big>'''ژولیا کریستِوا؛'''</big> منتقد ادبی، روانکاو، فمینیست و رماننویس بلغاری-فرانسوی.
[[پرونده:ژولیا کریستوا.png|جایگزین=ژولیا کریستوا|بندانگشتی|ژولیا کریستوا]]
{{درشت|'''ژولیا کریستِوا'''}}، نظریه‌پرداز بلغاری-فرانسوی در حوزه‌های نشانه‌شناسی، روان‌کاوی و فمینیسم.  


ژولیا کریستوا با نقد زبان‌شناسی سنتی، زبان را به‌عنوان فرآیندی پویا می‌داند که در آن معنا تنها از دلالت صریح نشأت نمی‌گیرد، بلکه از طریق رانه‌های جسمانی و عناصر عاطفی و شاعرانه نیز شکل می‌گیرد. او با معرفی دوگانۀ «امر نمادین»  و «امر نشانه‌ای»، بر پیوند ناگسستنی بدن و زبان تأکید می‌ورزد. کریستوا همچنین با رد دوگانگی ذات‌باورانۀ جنسیتی، هویت زنانه را نه یک مقولۀ فلسفی، بلکه موقعیتی سیاسی می‌خواند که در بستر روابط قدرت معنا می‌یابد. از دید او، شکل‌گیری سوژه از طریق رابطۀ پیچیدۀ بدن با مادر و وساطت نمادین پدر صورت می‌گیرد. نظریات او به‌دلیل نسبیت‌گرایی افراطی، نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی و تناقض‌های درونی مورد نقد قرار گرفته‌اند.  
ژولیا کریستوا، نظریه‌پرداز، روان‌کاو و رمان‌نویس بلغاری-فرانسوی متولد ۱۹۴۱م، با مهاجرت به پاریس و تحصیل نزد اندیشمندانی چون رولان بارت، به چهره‌ای تأثیرگذار در حوزه‌های [[نشانه‌شناسی]]، [[فمینیسم]] و [[روان‌کاوی]] تبدیل شد. او با تمایز میان بُعد نمادین و بُعد عاطفی-جسمانی [[زبان]]، بر نقش ادبیات و روان‌کاوی در دگرگونی معنا تأکید می‌کند. در حوزه [[جنسیت]]، کریستوا زن را نه یک هویت ذاتی، بلکه یک موقعیت اجتماعی-سیاسی می‌داند که می‌تواند ساختارهای مسلط را به چالش بکشد. وی شکل‌گیری [[هویت]] را با تکیه بر رابطه اولیه کودک با مادر تبیین می‌کند و معتقد است دختران به دلیل جدایی ناقص از مادر، بیشتر در معرض تعارض‌های هویتی قرار می‌گیرند. دیدگاه‌های او با انتقاداتی مواجه است؛ ازجمله اینکه تأکید بر ناپایداری معنا می‌تواند به نسبی‌گرایی اخلاقی و تضعیف [[نظم اجتماعی]] بیانجامد، تحلیل او از رابطه مادر-دختر مرزهای هویت جنسی را مبهم می‌کند و کم‌رنگ کردن تفاوت‌های زیستی ممکن است به سردرگمی در سیاست‌گذاری اجتماعی منجر شود.


== زندگینامه ==
== زندگی‌نامه ==
ژولیا کریستوا در ۱۹۴۱م در بلغارستان متولد شد. او ابتدا زیر نظر راهبه‌های فرانسوی آموزش دید و سپس در رشتۀ ادبیات تحصیل کرد و به روزنامه‌نگاری پرداخت. در ۱۹۶۶م برای ادامۀ تحصیل به پاریس مهاجرت کرد و نزد اندیشمندانی مانند رولان بارت به تحصیل پرداخت. وی دکترای خود را در ادبیات فرانسوی گرفت و در مجلۀ معتبر «تل کل» مشغول به کار شد. کریستوا همزمان به تحصیل روان‌کاوی پرداخت و در ۱۹۷۹م دورۀ آموزشی آن را به پایان رساند. او همچنین به‌عنوان استاد زبان‌شناسی در دانشگاه پاریس و استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا تدریس کرده و علاوه‌بر فعالیت‌های آکادمیک و نظریه‌پردازی، رمان‌نویس نیز است.<ref> [https://rasekhoon.net/article/show/713286 اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.]</ref>
ژولیا کریستوا (به زبان بلغاری: Юлия Кръстева '''یولیا کریستوا''' و به زبان فرانسه: Julia Kristeva) در [[۲۴ ژوئن]] ۱۹۴۱م در [[بلغارستان]] متولد شد. او ابتدا زیر نظر راهبه‌های فرانسوی آموزش دید و سپس در رشتهٔ ادبیات تحصیل کرد و به [[روزنامه‌نگاری]] پرداخت. در ۱۹۶۶م برای ادامهٔ تحصیل به [[پاریس]] [[مهاجرت]] کرد و نزد اساتیدی مانند [[رولان بارت]] به تحصیل پرداخت. وی دکترای خود را در ادبیات فرانسوی گرفت و در یک مجله، مشغول به کار شد. کریستوا همزمان به تحصیل [[روان‌کاوی]] پرداخت و در ۱۹۷۹م دورهٔ آموزشی آن را به پایان رساند. او همچنین به‌عنوان استاد زبان‌شناسی در دانشگاه پاریس و استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا تدریس کرده و علاوه بر فعالیت‌های آکادمیک و نظریه‌پردازی، به رمان‌نویسی نیز علاقمند است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/713286 اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.]</ref>


== دیدگاه‌های کریستوا ==
== دیدگاه‌های کریستوا ==


=== نقد زبان‌شناسی سنتی و نظریه امر نمادین و امر نشانه‌ای   ===
* ژولیا کریستوا، نگاه سنتی به زبان را صرفاً ابزاری ثابت برای انتقال معنا می‌داند و با بررسی آثار ادبی نوگرا نشان می‌دهد که زبان شاعرانه می‌تواند برداشت‌های تثبیت‌شده از معنا را دگرگون کند. از دید کریستوا، معنا تنها از راه نشانه‌های زبانی شکل نمی‌گیرد، بلکه [[احساسات]]، عناصر شاعرانه و تجربه‌های جسمانی نیز در تولید معنا نقش دارند. کریستوا در این چارچوب، برای زبان دو بُعد اصلی قائل است: بُعد نمادین که به ساختار، منطق و کارکرد ارتباطی زبان مربوط می‌شود و بُعد عاطفی و جسمانی که بازتاب‌دهندهٔ احساسات و حالات پیشازبانی است. این دیدگاه، بر نقش [[ادبیات]] و روان‌کاوی در حفظ پویایی و ظرفیت دگرگون‌ساز زبان تأکید می‌کند.<ref>[https://kj.sbu.ac.ir/article_97602_9f926998e3db438f7a647cce64ddbfb9.pdf فیروزی و اکبری، «فهوم معناکاوی در اندیشۀ ژولیا کریستوا»، 1391ش، ص114-119.]</ref>
دیدگاه ژولیا کریستوا در کتاب «انقلاب در زبان شاعرانه» مبتنی بر نقد فلسفه و زبان‌شناسی سنتی است که زبان را صرفاً ابزاری ایستا برای انتقال معنا می‌دانند. او با تحلیل آثار ادبی آوانگارد نشان می‌دهد که «انقلاب در زبان شاعرانه» باعث شکستن تصورات ثابت از معنای متن می‌شود. از نگاه کریستوا، معنا تنها از طریق دلالت صریح ساخته نمی‌شود، بلکه عناصر عاطفی، شاعرانه و رانه‌های جسمانی نیز در شکل‌گیری آن نقش اساسی دارند. او مفهوم «فرایند دلالتی پویا» را مطرح می‌کند که در آن رانه‌های جسمانی از طریق زبان تخلیه می‌شوند و زبان را با بدن و سوژه درهم می‌تنند. این رویکرد، دو وجه «نمادین» (کارکرد ارتباطی ساختاریافته زبان) و «نشانه‌ای» (جلوه‌های عاطفی و زیستی پیشازبانی) را در زبان مؤثر می‌داند. کریستوا با این چارچوب، هم گفتمان مسلط فلسفی-زبان‌شناسی را به چالش می‌کشد و هم توانایی هنر و روان‌کاوی را در بازگرداندن ابعاد حیاتی و انقلابی به زبان برجسته می‌سازد.<ref>[https://kj.sbu.ac.ir/article_97602_9f926998e3db438f7a647cce64ddbfb9.pdf فیروزی و اکبری، «فهوم معناکاوی در اندیشۀ ژولیا کریستوا»، 1391ش، ص114-119.]</ref>
* همچنین به نظر کریستوا، تفاوت میان [[زن]] و [[مرد]] تنها به ویژگی‌های زیستی یا روانی محدود نمی‌شود، بلکه به چگونگی شکل‌گیری هویت فرد در بستر [[زبان]] و [[فرهنگ]] نیز وابسته است. او با انکار مرزبندی روشن میان [[جنس]]، [[جنسیت]]، [[بدن]] و [[فرهنگ]]، دوگانهٔ زن و مرد را ساخته‌ای نظری می‌داند و معتقد است زن یک مفهوم ثابت و جهان‌شمول وجود ندارد، بلکه بیشتر در قالب یک موقعیت اجتماعی و سیاسی قابل طرح است. به باور او، [[زنانگی]] بیشتر کارکرد سیاسی و تبلیغاتی دارد و هویت زنانه با ماهیت ثابت و ذاتی وجود ندارد.<ref>مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref>
* ژولیا کریستوا، شکل‌گیری هویت را با تکیه بر رابطهٔ اولیهٔ [[کودک]] با [[مادر]]، تبیین می‌کند. او همانند [[نانسی چودوروف]]، معتقد است کودک در آغاز بدن مادر را امتداد بدن خود می‌داند و شکل‌گیری هویت مستلزم جدایی تدریجی از این یگانگی است. در این فرآیند، [[پسر|پسران]] میان همزادپنداری با [[پدر]] و بازگشت نمادین به مادر، تعادل برقرار می‌کنند، اما دختران جدایی کامل و بازگشت موفق را تجربه نمی‌کنند و از این‌رو بیشتر در معرض تعارض‌های هویتی و حالات روان‌پریشانه قرار می‌گیرند.<ref>مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref>
* ژولیا کریستوا با توجه به [[امواج فمینیسم]]، خود را از [[موج سوم فمینیسم]] متمایز می‌داند و به دنبال سازوکار متفاوتی است که بر اساس آن، زنان بتوانند هم در [[تولید مثل]] و هم در آفرینش فرهنگی آزادانه کنشگری کنند. به باور او، هرچند زنان از قدرت و زبان به حاشیه رانده شده‌اند، اما می‌توانند با کنش آگاهانه ساختارهای سلطه را به چالش بکشند. کریستوا نسبت به خطر همانندسازی زنان با الگوهای مسلط قدرت هشدار می‌دهد و زن را به‌مثابه بیگانه‌ای هوشیار در قلمرو نمادین ترسیم می‌کند؛ سوژه‌ای آگاه به تفاوت خود که به نبوغ زنانه باور دارد و [[بدن]] را نه صرفاً طبیعی، بلکه پدیده‌ای فرهنگی و معناساز می‌داند.<ref>مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref>


=== نقد دوگانگی جنسیتی ===
== دیدگاه‌های منتقدان ==
کریستوا با نقد روانکاوی فروید و نشانه‌شناسی سوسور، تصویری پیچیده‌تر از سرکوب و هویت ارائه می‌دهد. به باور او، تفاوت بین زن و مرد نه تنها زیستی-روانی، بلکه در نحوۀ شکل‌گیری سوژه در قلمرو نمادین ریشه دارد. کریستوا دوگانگی جنس-جنسیت را مختل می‌کند و استدلال می‌کند که کارکردهای نشانه‌ای بخشی جدایی‌ناپذیر از دلالت هستند؛ بنابراین نمی‌توان مرز دقیقی بین تن و فرهنگ یا جنس و جنسیت کشید. او دوپارگی زن/مرد را یک ساختار متافیزیکی می‌داند و معتقد است «زن» به‌معنای فلسفی وجود ندارد، بلکه تنها به‌عنوان یک موقعیت سیاسی می‌تواند مطرح شود. از دید او، استفاده از شعار «ما زنیم» تنها برای اهداف سیاسی و تبلیغاتی معنا دارد، چرا که هویت زنانۀ ذات‌باورانه قابل تعریف نیست.<ref>مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref>


=== محوریت بدن، رابطه مادر-کودک و شکل‌گیری هویت ===
* تأکید ژولیا کریستوا بر ناپایداری معناها ممکن است به تضعیف [[اخلاق]] و [[نظم اجتماعی]] بینجامد. از منظر کریستوا با کنار رفتن ارزش‌های قدیمی بدون جایگزینی ارزش‌های تازه‌، شکل‌گیری یک چارچوب عقلانی و پایدار دشوار می‌شود.<ref>Kristeva, Julia. Women's time 1981, pp. 13-35.</ref> منتقدان بر این باورند که در چنین شرایطی، مشخص نیست معیارهای اخلاقی جدید بر چه اساسی تعریف می‌شوند. از نگاه آنان، این وضعیت می‌تواند به [[نسبی‌گرایی اخلاقی]] منجر شود و امکان نقد اخلاقی یا گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها کاهش می‌یابد. در نتیجه، شکل‌گیری اجتماعات منسجم و متعهد، ازجمله جنبش‌های فمینیستی نیز با چالش روبه‌رو می‌شود.<ref>مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، 1384ش، ص74.</ref>
دو محور اصلی اندیشۀ کریستوا هویت فردی و جمعی است که حول محور بدن و رابطۀ اولیۀ با مادر شکل می‌گیرد. او همانند نانسی چودوروف از «پیوند بدنی» کودک و مادر سخن می‌گوید، جایی که کودک در ابتدا بدن مادر را امتداد بدن خود می‌داند. شکل‌گیری هویت مستلزم ایجاد مرز بین بدن خود و بدن مادر است که با «وساطت پدر» تسهیل می‌شود. در حالی که فروید این جدایی را مبتنی بر قانون پدر می‌داند، کریستوا بر نقش «امر تخیلی» و پدر به‌عنوان «دیگری مهربان» تأکید می‌کند. این فرآیند برای پسران و دختران متفاوت است: پسران پس از جدایی می‌توانند تعادلی بین همزادپنداری با پدر و بازگشت عاشقانه به مادر ایجاد کنند، اما دختران که نه جدایی کامل و نه بازگشت موفق را تجربه می‌کنند، مستعد حالات روان‌پریشانه می‌شوند.<ref>مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref>
* ژولیا کریستوا نظریه [[زیگموند فروید|فروید]] درباره [[عقده ادیپ]] و نادیده‌گرفتن نقش مادر در آثار [[سیمون دوبووار]] را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطه [[مادر]] و [[دختر]] دچار افراط می‌شود. او با مطرح‌کردن امکان عشق و [[همجنس‌گرایی]] میان زنان، تصویری از رابطه مادرانه ارائه می‌دهد که به‌گفته منتقدان مرزهای [[هویت جنسی]] را مبهم می‌کند. از این دیدگاه، تلاش کریستوا برای بازتعریف مادری به پیچیده‌تر شدن آن می‌انجامد.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref>
 
* کریستوا نقش تفاوت‌های زیستی زن و مرد را کم‌رنگ می‌کند. در این نگاه، حتی تقسیم انسان به دو جنس زن و مرد بیشتر امری فرهنگی تلقی می‌شود. منتقدان تأکید دارند که اگرچه فرهنگ در شکل‌گیری [[نقش‌های جنسیتی]] مؤثر است، اما نادیده‌گرفتن تفاوت‌های زیستی و روانی می‌تواند به سردرگمی در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی منجر شود.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198؛ ریتزر، نظریة جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.</ref>
=== فمینیسم، قدرت و جایگاه زن ===
* تأکید کریستوا بر نسبی‌بودن همه مفاهیم، خود دچار تناقض است. اگر همه چیز نسبی است، این ادعا هم نمی‌تواند به‌عنوان یک حکم کلی و قطعی مطرح شود.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه 1383ش، ص160.</ref>  
با اینکه ژولیا کریستوا معمولاً به‌عنوان یکی از بنیانگذاران فمینیسم پسامدرن شناخته می‌شود، خود او بارها اشاره کرده که دانشگاهیان فمینیست آمریکایی آثارش را به‌درستی درک نکرده‌اند. او تاریخ فمینیسم را در سه مرحله می‌بیند: نخست، مبارزه برای برابری سیاسی و حق رأی؛ دوم، دورۀ سیمون دوبووار با محوریت «موقعیت» زن و سوم، موجی که بر «تفاوت» زنانه تأکید می‌ورزد. کریستوا خود را از این موج سوم جدا می‌داند و در جستجوی «راه سومی» است که در آن زنان بتوانند هم در تولید مثل و هم در آفرینش فرهنگی، آزاد و توانمند باشند. از نگاه او، اگرچه زن به‌طور تاریخی از عرصهٔ قدرت و زبان به حاشیه رانده شده، اما می‌تواند با کنش معترضانه و آگاهانه ساختارهای سلطه را به چالش بکشد. خطری که او هشدار می‌دهد، همانندسازی صرف زنان با الگوهای قدرت موجود و تبدیل‌شدن به تصویری صرفاً واکنشی و ضدقدرت است. در دیدگاه نهایی کریستوا، زن چونان «بیگانه‌ای هوشیار» در قلمرو نمادین ترسیم می‌شود که به تفاوت خود آگاه است و به «نبوغ زنانه» باور دارد. او بر رابطهٔ دیالکتیکی بدن و زبان پای می‌فشارد و بدن را نه پدیده‌ای صرفاً طبیعی، بلکه واقعیتی فرهنگی و معناساز می‌داند که همواره در تعامل با فرهنگ و قانون قرار دارد.<ref>مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref>
 
== نقد دیدگاه‌های کریستوا ==
 
=== نسبیت‌گرایی افراطی و هرج‌ومرج اجتماعی ===
یکی از نقدهای اساسی به دیدگاه پساساختارگرایانۀ کریستوا، هشدار نسبت به فروپاشی نظام اخلاقی و اجتماعی است. خود او در کتاب «زمان زنان» تصدیق می‌کند که جهانی که در آن همه معانی ناپایدار و موقت باشند، خردورزی ارزش خود را از دست بدهد و ارزش‌های پیشین واژگون شده‌باشد (بی‌آنکه ارزش‌های تازه‌ای جایگزین شوند) دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. کریستوا تأکید می‌کند که هرچند یادآریِ تاریخی و مصنوعی‌بودن هنجارهای حاکم ضروری است، اما این آگاهی به تنهایی نمی‌تواند جهان تازه‌ای بیافریند.<ref>Kristeva, Julia. Women's time 1981, pp. 13-35.</ref> محققان این پرسش را مطرح می‌کنند که در چنین شرایطی مفاهیم جدید، ارزش‌ها و مرزها چگونه و بر چه اساسی شکل خواهند گرفت. این نگرانی به مسئله «نسبیت‌گرایی اخلاقی» می‌انجامد؛ بر اساس چنین دیدگاهی هر جامعه‌ای می‌تواند معیارهای خود را تعریف کند و هیچ مبنایی برای نقد اخلاقی یا ارزیابی بین‌فرهنگی باقی نمی‌ماند. در نتیجه، امکان شکل‌گیری هرگونه اجتماع متعهد، حتی یک اجتماع فمینیستی منسجم، زیر سؤال می‌رود.<ref>مصباح یزدی، نقد و بررسی مكاتب اخلاقی، 1384ش، ص74.</ref>
 
=== انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی ===
اگرچه کریستوا نظریۀ عقده ادیپ فروید و حذف مادر در روایت سیمون دوبووار را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطۀ مادرانه مورد انتقاد قرار گرفته است. در کتاب خورشید سیاه او با طرح ظرفیتی برای همجنس‌گرایی زنانه و عشق بین زنان، روایتی از رابطۀ مادر-دختر ارائه می‌دهد که از سوی منتقدان به‌عنوان «انحراف» توصیف شده است. تلاش او برای بنیان‌گذاری یک «گفتمان مادری نو» در چارچوبی که مرزهای هویت جنسی را مخدوش می‌کند، از منظر برخی ناقدان، نه‌تنها راه‌حل ارائه نمی‌دهد، بلکه خود بخشی از مسئله است.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref>
 
=== نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی ===
رویکرد برساخت‌گرایانۀ رادیکال کریستوا، کل فرآیند هویت‌یابی انسان را با پرسش مواجه می‌سازد. این دیدگاه از ما می‌خواهد حتی بدیهی‌ترین مفروضات مانند تقسیم انسان به دو جنس مرد و زن را به‌عنوان اموری صرفاً فرهنگی و تاریخی مورد تردید قرار دهیم. اما این نگاه افراطی، تفاوت‌های زیستی و روان‌شناختی مستند را نادیده می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که اگرچه فرهنگ در شکل‌دهی به مفاهیم جنسیتی نقش دارد، اما نمی‌توان واقعیت‌های بیولوژیکی را به کلی انکار کرد. تقلیل تفاوت جنسی به سطحی مشابه تقسیم‌بندی بر اساس قد یا شکل لاله گوش، فاقد پشتوانه علمی و ناظر به پیامدهای گسترده اجتماعی است.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198.</ref>
 
=== تناقض درونی نسبیت‌گرایی و نفی مطلق‌گرایی ===
ادعای محوری برساخت‌گرایی—که همه شناخت‌ها نسبی و وابسته به زمینه‌اند—خود به یک گزاره مطلق و کلی تبدیل می‌شود و دچار «پارادوکس خودارجاعی» می‌شود. اگر بگوییم «همه چیز نسبی است»، این ادعا نیز طبق منطق خود باید نسبی باشد که در این صورت نمی‌تواند به‌عنوان حکمی کلی ارائه شود. افزون بر این، انسان‌ها از طریق علم حضوری (مانند درک وجود خود) و نیز در علوم حصولی به حقایق مطلق مانند اصل وجود دست می‌یابند.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه 1383ش، ص160.</ref> بسیاری از متفکران معتقدند که پایه‌های هویت جنسی هرچند تحت تأثیر عوامل اجتماعی بر بنیادهای زیستی و روانی طبیعی استوار است که نادیده‌گرفتن آنها نه‌تنها علمی نیست، بلکه به سردرگمی در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی می‌انجامد.<ref>ریتزر، نظریة جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.</ref>


== آثار ==
== آثار ==
ژولیا کریستوا نویسنده‌ای پُرکار است که ده‌ها کتاب و مقاله تألیف کرده و دامنۀ آثار او از نظریه‌های پیچیدۀ زبان‌شناسی و روان‌کاوی تا رمان‌نویسی گسترده است. مشهورترین اثر او «انقلاب در زبان شاعرانه» محوری است که در آن با نقد زبان‌شناسی سنتی، مفهوم «معناکاوی» و تمایز بین جنبه‌های «نمادین» و «نشانه‌ای» زبان را مطرح می‌کند. نوشته‌های او که آمیزه‌ای از فلسفه، روان‌کاوی و نقد فرهنگی است، تأثیر گسترده‌ای بر مطالعات ادبی، فمینیسم و نظریه‌های اجتماعی گذاشته است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/713286 اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.]</ref>
ژولیا کریستوا نویسنده‌ای پُرکار است که ده‌ها کتاب و مقاله تألیف کرده و دامنهٔ آثار او از نظریه‌های پیچیدهٔ زبان‌شناسی و روان‌کاوی تا رمان‌نویسی گسترده است. مشهورترین اثر او انقلاب در زبان شاعرانه است. نوشته‌های او که آمیزه‌ای از فلسفه، روان‌کاوی و نقد فرهنگی است، تأثیر گسترده‌ای بر مطالعات ادبی، فمینیسم و نظریه‌های اجتماعی گذاشته است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/713286 اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.]</ref>
{| class="wikitable"
!سال نشر
!عنوان اصلی (فرانسوی)
!عنوان ترجمه‌شده به انگلیسی
!عنوان ترجمه‌شده به فارسی
|-
|۱۹۶۹
|Σημειωτική: Recherches pour une sémanalyse
|''Semiotics: Recherches for a Semanalysis''
|نشانه‌شناسی: پژوهش‌هایی در نشانه‌کاوی (ترجمه‌های پراکنده)
|-
|۱۹۷۰
|Le Texte du roman
|''The Text of the Novel''
|متن رمان
|-
|۱۹۷۴
|La Révolution du langage poétique
|''Revolution in Poetic Language''
|انقلاب زبان شاعرانه (ترجمه مهرداد پارسا، نشر سیاهرود)
|-
|۱۹۷۷
|Polylogue
|''Polylogue''
|پلی‌لوگ (چندصدایی)
|-
|۱۹۸۰
|Pouvoirs de l'horreur: Essai sur l'abjection
|''Powers of Horror: An Essay on Abjection''
|قدرت‌های هراس: جستاری در باب امر مشمئزکننده (ترجمه مهستی بحرینی، نشر نی)
|-
|۱۹۸۳
|Histoires d'amour
|''Tales of Love''
|داستان‌های عشق
|-
|۱۹۸۷
|Soleil noir: Dépression et mélancolie
|''Black Sun: Depression and Melancholia''
|خورشید سیاه: افسردگی و مالیخولیا (ترجمه مراد فرهادپور، نشر نی)
|-
|۱۹۸۸
|Étrangers à nous-mêmes
|''Strangers to Ourselves''
|بیگانگان با خودمان
|-
|۱۹۹۰
|Les Samouraïs (رمان)
|''The Samurai: A Novel''
|سامورایی‌ها (ترجمه مهدی سحابی، نشر نیلوفر)
|-
|۱۹۹۱
|Le Vieil Homme et les loups (رمان)
|''The Old Man and the Wolves''
|پیرمرد و گرگ‌ها
|-
|۱۹۹۳
|Les Nouvelles Maladies de l'âme
|''New Maladies of the Soul''
|بیماری‌های نوین روح
|-
|۱۹۹۶
|Sens et non-sens de la révolte
|''The Sense and Non-Sense of Revolt''
|معنا و بی‌معنایی طغیان
|-
|۱۹۹۹
|Le Génie féminin (سه جلد)
|''Female Genius: Life, Madness, Words''
|نبوغ زنانه (زندگی، دیوانگی، کلمات)
|-
|۲۰۰۵
|La Haine et le pardon
|''Hatred and Forgiveness''
|نفرت و بخشش
|-
|۲۰۱۳
|Le Temps sensible: Proust et l'expérience littéraire
|''Proust and the Sense of Time''
|زمان حساس: پروست و تجربه ادبی
|}


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۴۱: خط ۱۰۹:


== منابع ==
== منابع ==
اُلیور، کلی، «ستمی که بر زنان رفته است»، ترجمۀ فرهنگ ارشاد، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 2 خرداد 1392ش.
* اُلیور، کلی، «ستمی که بر زنان رفته است»، ترجمهٔ فرهنگ ارشاد، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۲ خرداد ۱۳۹۲ش.
 
* ریترز، جورج، نظریهٔ جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۹۱ش.
ریترز، جورج، نظریۀ جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، علمی، 1391ش.
* فیروزی، آزیتا و اکبری، مجید، «فهوم معناکاوی در اندیشهٔ ژولیا کریستوا»، دوفصلنامهٔ فلسفی شناخت، شمارهٔ ۶۷، ۱۳۹۱ش.
 
* گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۹۶ش.
فیروزی، آزیتا و اکبری، مجید، «فهوم معناکاوی در اندیشۀ ژولیا کریستوا»، دوفصلنامۀ فلسفی شناخت، شمارۀ 67، 1391ش.
* مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۳ش.
 
* مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۴ش.
گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمة معصومه محمدی، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1396ش.
* مک‌آفی، نوال، ژولیا کریستوا، لندن و نیویورک، انتشارات راتلج، ۲۰۰۴م.
 
{{چپ‌چین}}
مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مكاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1384ش.
* Burr, Vivien, an introduction to social constructionism, Routledg press 1995.
 
* Kristeva, Julia. Women's time. sing: journal of women in culture and society 7(1), 1981.
مک‌آفی، نوال، ژولیا کریستوا، لندن و نیویورک، انتشارات راتلج، ۲۰۰۴م.
 
Burr, Vivien, an introduction to social constructionism, Routledg press 1995


Kristeva, Julia. Women's time. sing: journal of women in culture and society 7(1), 1981..
{{پایان چپ‌چین}}