صفحهای تازه حاوی «<big>'''سارا لوسيا هوگلند؛'''</big> عضو انستیتوی مطالعات لزبین در شیکاگو، همکار پژوهشی از مرکز تفسیر فلسفه در دانشگاه بینگهامتون. سارا لوسيا هوگلند، در سال 2000م، به تالار مشاهیر همجنسگرایان و لزبین شیکاگو وارد شد. هوگلند همجنسگرا بود و نظریهی...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
هوگلند در 4 ژوئن 1945م در دنور، کلرادو ایالات متحده به دنیا آمد و در سال 2017، هوگلند با [[همسر]] 34 ساله خود، خانم آن لایتون، [[ازدواج]] کرد.<ref>[https://en.wikipedia.org/wiki/Sarah_Hoagland «Sarah Hoagland»، ویکی پدیا انگلیسی]</ref> | هوگلند در 4 ژوئن 1945م در دنور، کلرادو ایالات متحده به دنیا آمد و در سال 2017، هوگلند با [[همسر]] 34 ساله خود، خانم آن لایتون، [[ازدواج]] کرد.<ref>[https://en.wikipedia.org/wiki/Sarah_Hoagland «Sarah Hoagland»، ویکی پدیا انگلیسی]</ref> | ||
== دیدگاه == | == دیدگاه == | ||
=== دیدگاه درباره اخلاق همجنسگرایانه زنانه === | |||
سارا هوگلند استدلال میکند که زنان نه تنها از برتری اخلاقی ذاتی نسبت به مردان برخوردارند، بلکه فضایل اخلاقی در یک جامعۀ با محوریت زنان بهشکلی کاملتر امکان تحقق مییابند. از دیدگاه وی، در ساختارهای کنونی که سلطۀ مردانه بر روابط اجتماعی تداوم دارد، امکان تحقق مطلوب اخلاقیات زنانه فراهم نیست. بر این اساس، زندگی جداگانه و جمعی زنان میتواند راهکاری برای دستیابی به زیستی اخلاقیتر و خودمختارانهتر قلمداد شود. با این حال، راهحل پیشنهادی فمینیستهای همجنسگرا لزوماً بهمعنای جدایی دائم از جامعۀ مردان نیست، بلکه بیشتر به مثابه راهبردی موقت و تمرینی برای گذار به مرحلۀ رهایی از سلطۀ مردان و نیل به رشد شخصی کاملتر معرفی میشود. از این منظر، این رویکرد میتواند گام آغازین در این مسیر و تمرینی برای دستیابی به هدف نهایی محسوب شود. <ref>طباطبایی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، 1403ش، ص86.</ref> | |||
=== دیدگاه دربارۀ خودآئینی === | |||
سارا لوسیا هوگلند و جماعتگرایانی مانند مکاینتایر، خودآئینی را به دلیل تأکیدش بر فردیت جدا از پیوندهای اجتماعی، نقد میکنند.<ref name=":0" /> در ادامه، برخی گرایشهای فمینیستی رادیکال، همجنسگرایی زنان را به عنوان راه حلی برای رهایی از ساختارهای مردانه پیشنهاد میکنند. اما مطابق ادعای برخی منابع، این رویکرد با پیامدهای منفی سلامت همراه است.<ref name=":1" /> از نظر جسمی، افزایش خطر بیماریهای مقاربتی مانند سفلیس و عفونتهای دستگاه تناسلی گزارش شده است. همچنین، خطر بالاتر سرطان سینه در زنان همجنسگرا مطرح گردیده<ref>Marrazzo and others, Genital human papillomavirus infection in women who have sex with women, Journal of Infections Diseases, December, 1998: 1604</ref> و درصد قابل توجهی نیز حامل ویروس مرتبط با سرطان رحم دانسته شدهاند.<ref>Gwat – Yong Lie and Gen Hewarrier, Intimate Violence in Lesbian relatioship, Journal of Social Service Research, No. 15, 1985: 11.</ref> از جنبه روانی، شیوع بیشتر افسردگی، افکار خودکشی، و اعتیاد به الکل و مواد در این گروه اشاره شده است. خشونت در روابط نیز از جمله موارد گزارششده میباشد.<ref>Bradford, J. Ryan, C., and Rothblum ED., National Lesbian Health Care Survey: Journal of Consulting and psychology, 1999 Washington, Dc, 1999: 228</ref> منتقدانی مانند کلودیا شاپمن، این رفتار را گونهای تبعیضآمیز و مخرب برای جامعه ارزیابی کردهاند.<ref name=":2" /> | |||
=== اخلاق مساحقه === | === اخلاق مساحقه === | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۸: | ||
وی اظهار میدارد كه اخلاق مساحقه، به جامعه، اهتمام دارد؛ وقتى يك [[زن]] همجنسگرا براى خود انتخاب میكند، براى ديگر زنان همجنسگرا انتخاب میكند و آنها نيز به نوبه خود براى او انتخاب میكنند. از اين ديدگاه، اهتمام اخلاق اين نيست كه زن همجنسگرا به آنچه مطلقاً صواب میداند، عمل كند، بلكه جامعه همجنسگرايان زن، ارزشهای اخلاقى را شكل میدهند، از اينرو، ارزش و معناى اخلاقى در فضاى موجود، بين يك فرد و ديگران به وجود آمده و دوام میيابد. اخلاقيون مساحقهگرا نمیخواهند اشخاصى باشند كه به شركت در روابط سلطهگرى و سلطهپذيرى عادت كردهاند»، و به قول لوگنز میخواهند افرادى شوخ و بذلهگو باشند كه توان قدرت سفر به داخل و خارجِ جهان ديگران را داشته باشند. زنان همجنسگرا هرقدر بياموزند كه چگونه در جهانبينىهای متنوع، سير كرده و لذت ببرند، اخلاق را به قول هاگلند به عنوان «ابزار كنترل» بهکار نمیبرند.<ref>[https://vista.ir/w/a/16/efhzt «اخلاق فمنیستی»، وب سایت مجله وب گردی]</ref> | وی اظهار میدارد كه اخلاق مساحقه، به جامعه، اهتمام دارد؛ وقتى يك [[زن]] همجنسگرا براى خود انتخاب میكند، براى ديگر زنان همجنسگرا انتخاب میكند و آنها نيز به نوبه خود براى او انتخاب میكنند. از اين ديدگاه، اهتمام اخلاق اين نيست كه زن همجنسگرا به آنچه مطلقاً صواب میداند، عمل كند، بلكه جامعه همجنسگرايان زن، ارزشهای اخلاقى را شكل میدهند، از اينرو، ارزش و معناى اخلاقى در فضاى موجود، بين يك فرد و ديگران به وجود آمده و دوام میيابد. اخلاقيون مساحقهگرا نمیخواهند اشخاصى باشند كه به شركت در روابط سلطهگرى و سلطهپذيرى عادت كردهاند»، و به قول لوگنز میخواهند افرادى شوخ و بذلهگو باشند كه توان قدرت سفر به داخل و خارجِ جهان ديگران را داشته باشند. زنان همجنسگرا هرقدر بياموزند كه چگونه در جهانبينىهای متنوع، سير كرده و لذت ببرند، اخلاق را به قول هاگلند به عنوان «ابزار كنترل» بهکار نمیبرند.<ref>[https://vista.ir/w/a/16/efhzt «اخلاق فمنیستی»، وب سایت مجله وب گردی]</ref> | ||
=== خودآئینی === | === خودآئینی === | ||
سارا لوسيا هوگلند نگرشی بدبينانه به خودآئينی دارد و آنرا كاملاً مضرّ ميداند؛ چون معتقد است خودآئينی، ما را ترغيب میكند كه باور كنيم پيوند و ارتباط ما با ديگری و پيوستگی با ايشان ما را محدود و معنای خوديت و خويشـتن را در مـا انسـانهـا مخدوش میكند.<ref>Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University | سارا لوسيا هوگلند نگرشی بدبينانه به خودآئينی دارد و آنرا كاملاً مضرّ ميداند؛ چون معتقد است خودآئينی، ما را ترغيب میكند كه باور كنيم پيوند و ارتباط ما با ديگری و پيوستگی با ايشان ما را محدود و معنای خوديت و خويشـتن را در مـا انسـانهـا مخدوش میكند.<ref name=":0">Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press؛ Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press؛ </ref> | ||
البته نقد برداشت فردگرايانه از خودبنيادی و تأكيد بر فرديت بـه معنـای خاص آن مسئلهای نيست كه فقط مخـتص فمنيسـم باشـد؛ مـثلاً مـیتـوان از اجتمـاعگرايـان نيز به منزله گروهی كه نقد مشابهی از فردگرايی را مطرح كردهانـد يـاد كـرد؛ (جماعتگرايان)<ref>communitarians.</ref> مثلاً مك اينتاير طيفهای مختلف ليبرال، اعم از نوزيك و راولز، را به سبب باور به تقـدم هسـتی فرد و منافع فردی بر اجتماع و تلقی جامعه به مثابه امری ثـانوی و فرعی مـورد نقـد قـرار دادهاست.<ref>Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press. </ref> | البته نقد برداشت فردگرايانه از خودبنيادی و تأكيد بر فرديت بـه معنـای خاص آن مسئلهای نيست كه فقط مخـتص فمنيسـم باشـد؛ مـثلاً مـیتـوان از اجتمـاعگرايـان نيز به منزله گروهی كه نقد مشابهی از فردگرايی را مطرح كردهانـد يـاد كـرد؛ (جماعتگرايان)<ref>communitarians.</ref> مثلاً مك اينتاير طيفهای مختلف ليبرال، اعم از نوزيك و راولز، را به سبب باور به تقـدم هسـتی فرد و منافع فردی بر اجتماع و تلقی جامعه به مثابه امری ثـانوی و فرعی مـورد نقـد قـرار دادهاست.<ref>Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press. </ref> | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۴: | ||
یکی از موضوعات مهم و قابل تأمل این مبحث، تأثیر فیزیکی و روانی همجنسگرايی بر سلامت [[زنان]] است. فمینیستهای زیستشناختی منشأ ظلم به زنان را تبعیض و تفاوت فیزیکی زن و [[مرد]] در نظام آفرینش میدانند. مبانی نظری این گروه در تقابل کامل با اندیشه دینی و الهی است. باروری، شیردهی و دوران قاعدگی از نکات مهمی است که این مسئله به زعم آنان، ظلم دستگاه آفرینش به زنان بوده و باید در این خصوص از این قشر سلب مسئولیت شود. به نظر آنها بهترین گزینه برای پاسخگویی به نیازهای زنان و جداسازی آنان از مردان، لزبینیسم است، امّا علیرغم طبیعی جلوه دادن این رفتار از نظر بیولوژیکی، همجنسگرايی برطبق آخرین مطالعات انجام گرفته عواقب سویی بر سلامت و بهداشت فیزیکی و روانی زنان دارد که در ادامه به برخی موارد اشاره میشوند: | یکی از موضوعات مهم و قابل تأمل این مبحث، تأثیر فیزیکی و روانی همجنسگرايی بر سلامت [[زنان]] است. فمینیستهای زیستشناختی منشأ ظلم به زنان را تبعیض و تفاوت فیزیکی زن و [[مرد]] در نظام آفرینش میدانند. مبانی نظری این گروه در تقابل کامل با اندیشه دینی و الهی است. باروری، شیردهی و دوران قاعدگی از نکات مهمی است که این مسئله به زعم آنان، ظلم دستگاه آفرینش به زنان بوده و باید در این خصوص از این قشر سلب مسئولیت شود. به نظر آنها بهترین گزینه برای پاسخگویی به نیازهای زنان و جداسازی آنان از مردان، لزبینیسم است، امّا علیرغم طبیعی جلوه دادن این رفتار از نظر بیولوژیکی، همجنسگرايی برطبق آخرین مطالعات انجام گرفته عواقب سویی بر سلامت و بهداشت فیزیکی و روانی زنان دارد که در ادامه به برخی موارد اشاره میشوند: | ||
ـ لزبینها 19 بار بیشتر از [[زنان]] دگر جنسخواه به سفلیس و 2 برابر بیشتر از آنان به عفونتهـای دستـگاه تناسـلی مبتـلا میشـوند. میـزان ابتـلای این دستـه از [[زنان]] به قارچهـا و بیمـاری گـال نیـز 4 بـرابـر نسبـت به زنان دگـرجنسخواه بیشتـر است.<ref>Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993: 292-299</ref> | ـ لزبینها 19 بار بیشتر از [[زنان]] دگر جنسخواه به سفلیس و 2 برابر بیشتر از آنان به عفونتهـای دستـگاه تناسـلی مبتـلا میشـوند. میـزان ابتـلای این دستـه از [[زنان]] به قارچهـا و بیمـاری گـال نیـز 4 بـرابـر نسبـت به زنان دگـرجنسخواه بیشتـر است.<ref name=":1">Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993: 292-299</ref> | ||
ـ [[زنان]] همجنسگرا 3 برابر بیشتر از دیگر زنان به سرطان سینه مبتلا میشوند؛ در آمریکا 104 هزار لزبین مبتلا به سرطان سینه هستند که هر ساله 7000 نفر به تعدادشان اضافه میشود.<ref>cf., Associated press, 1999</ref> | ـ [[زنان]] همجنسگرا 3 برابر بیشتر از دیگر زنان به سرطان سینه مبتلا میشوند؛ در آمریکا 104 هزار لزبین مبتلا به سرطان سینه هستند که هر ساله 7000 نفر به تعدادشان اضافه میشود.<ref>cf., Associated press, 1999</ref> | ||
ـ مطالعات پزشکی در سال 1998 در آمریکا نشان داد که 30 درصد لزبینها حامل ویروس تبخال دستگاه تناسلی هستند که 90 درصد از این حاملان مبتلا به سرطان رحم میشوند. | ـ مطالعات پزشکی در سال 1998 در آمریکا نشان داد که 30 درصد لزبینها حامل ویروس تبخال دستگاه تناسلی هستند که 90 درصد از این حاملان مبتلا به سرطان رحم میشوند. | ||
ـ در سال 1994 نیز آمارها نشان میدهند که میانگین سنی [[زنان]] لزبین 45 سال است و 23 درصد از آنـان بالای 64 سـال عمر میکنند، 20 درصد از آنـان در اثر خشونت و 1/7 درصد بهعلت ابتلا به بیماری ایدز میمیرند.<ref>Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993: 56</ref> | ـ در سال 1994 نیز آمارها نشان میدهند که میانگین سنی [[زنان]] لزبین 45 سال است و 23 درصد از آنـان بالای 64 سـال عمر میکنند، 20 درصد از آنـان در اثر خشونت و 1/7 درصد بهعلت ابتلا به بیماری ایدز میمیرند.<ref>Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, Adroit Press 1993: 56</ref> | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۷: | ||
* بیش از50 درصد لزبینها (جمعیت نمونه 2000 نفر بوده است) به فکر خودکشی افتادهاند و 18 درصد نیز دست به خودکشی زدهاند. | * بیش از50 درصد لزبینها (جمعیت نمونه 2000 نفر بوده است) به فکر خودکشی افتادهاند و 18 درصد نیز دست به خودکشی زدهاند. | ||
آمارها نشان میدهد که دستیابی به وضعیت مطلوب و آرمانی فمینیستها یعنی دنیایی تفکیک شده و خارج از حیطه مردانـه نه تنها کارایی نداشته، بلکه جایگاه اجتماعی [[زنان]] را نیز به مخاطره انداخته است. فشارهای روانی و عدم تعادل روحی در همجنسگرایان باعث اعمال خشونت و ناسازگاری این افراد با محیط میگردد و گاه آنان را منزوی و مطرود از اجتماع مینماید. تحقیقات سال 1990 بر روی 90 زوج لزبین، نشان میدهد که 40 درصد آنان خشونت را در روابط خود تجربه کردهاند و در تحقیق سال 1985 از 1109 لزبین مشخص گردید که بیش از نیمی از آنان توسط شریک جنسی خود مورد آزار قرار گرفتهاند. | آمارها نشان میدهد که دستیابی به وضعیت مطلوب و آرمانی فمینیستها یعنی دنیایی تفکیک شده و خارج از حیطه مردانـه نه تنها کارایی نداشته، بلکه جایگاه اجتماعی [[زنان]] را نیز به مخاطره انداخته است. فشارهای روانی و عدم تعادل روحی در همجنسگرایان باعث اعمال خشونت و ناسازگاری این افراد با محیط میگردد و گاه آنان را منزوی و مطرود از اجتماع مینماید. تحقیقات سال 1990 بر روی 90 زوج لزبین، نشان میدهد که 40 درصد آنان خشونت را در روابط خود تجربه کردهاند و در تحقیق سال 1985 از 1109 لزبین مشخص گردید که بیش از نیمی از آنان توسط شریک جنسی خود مورد آزار قرار گرفتهاند. همچنین 15 درصد از لزبینها بهمنظور کسب لذت جنسی به شکنجه طرف مقابل خود پرداختهاند. در حقیقت این [[زنان]] معمولاً دچار نوعی سادیسم جنسی میشوند که ناشی از عدم رضایت و ارضای نیازهای [[جنسی]] است و به صورت رفتارهای خشونتآمیز بروز مینماید. | ||
دکتر کلودیا شاپمن<ref>Claudia Schoppman.</ref> نیز از فعالین حزب سوسیالیست ملّی آلمان نیز در مطالعات گسترده خود از سال 1991 تا 1993، همجنسگرايی را زنگ خطری برای جامعه بشریت دانسته و آن را به شدّت محکوم میکند. وی اظهار میدارد همجنسگرايی گونهای از رفتار تبعیـضآمیـز [[جنسی]] اسـت که مدل رفتـاری آن مـانند نـازیهاسـت، لزبینها خود را [[زنان]] برتـر میداننـد، در حالـی کـه محکـوم به فنـا و نابـودی هستند.<ref>همان</ref> | دکتر کلودیا شاپمن<ref>Claudia Schoppman.</ref> نیز از فعالین حزب سوسیالیست ملّی آلمان نیز در مطالعات گسترده خود از سال 1991 تا 1993، همجنسگرايی را زنگ خطری برای جامعه بشریت دانسته و آن را به شدّت محکوم میکند. وی اظهار میدارد همجنسگرايی گونهای از رفتار تبعیـضآمیـز [[جنسی]] اسـت که مدل رفتـاری آن مـانند نـازیهاسـت، لزبینها خود را [[زنان]] برتـر میداننـد، در حالـی کـه محکـوم به فنـا و نابـودی هستند.<ref>همان</ref> | ||
| خط ۳۹: | خط ۴۵: | ||
تبلیغاتی که نحلههای گوناگون فمینیسم برای رهایی [[زنان]] از ستمگری [[مردان]] و قیود زندگی [[خانوادگی]] انجام میدهند، فضایی را بهوجود آورد که بسیاری از زنان، لزبینیسم را تنها راه پایان دادن به نقشهای کلیشهای دانستند تا آنجا که تیگریس اتکینسن از لزبین فمینیستهای معروف معاصر میگوید: | تبلیغاتی که نحلههای گوناگون فمینیسم برای رهایی [[زنان]] از ستمگری [[مردان]] و قیود زندگی [[خانوادگی]] انجام میدهند، فضایی را بهوجود آورد که بسیاری از زنان، لزبینیسم را تنها راه پایان دادن به نقشهای کلیشهای دانستند تا آنجا که تیگریس اتکینسن از لزبین فمینیستهای معروف معاصر میگوید: | ||
«فمینیسم یک نظریه و لزبینیسم کاربرد آن است»؛ تحت تأثیر این فضا، بسیاری از زنان که هیچ تمایلی به همجنس خود نداشتند، جهت حمایت از فمینیسم به همجنسگرايی روی آوردند و به اختلالاتی چون عقده حقارت و افسردگی ناشی از پشیمانی شدید گرفتار شدند، به عنوان مثال بررسیهای سال 1985 نشان داد 30 درصد لزبینها پس از 35 سالگی رو به [[جنس]] مخالف میآورند و 45 درصد از آنان نیز قبل از همجنسگرايی، [[ازدواج]] کرده بودند و 20 درصد لزبینها نیز کمتر از 3 سال با هم زندگی میکنند.<ref>Saghir M. T. and E. Robins, Male and Female Homosexuality, A Comprehensive Investigation, 1985, Baltimore, London, 1985: 226.</ref> بر اساس این مطالعات میتوان چنین نتیجه گرفت که بسیاری از زنان علیرغم میل باطنی خود و تحت تأثیر تبلیغات فمینیستی، گرایشهای مقطعی خاصی پیدا میکنند، امّا در نهایت به نادرستی و عدمتطابق الگوهای ارائه شده جدید با فطرت و روحیات خود، پیخواهند برد. | «فمینیسم یک نظریه و لزبینیسم کاربرد آن است»؛ تحت تأثیر این فضا، بسیاری از زنان که هیچ تمایلی به همجنس خود نداشتند، جهت حمایت از فمینیسم به همجنسگرايی روی آوردند و به اختلالاتی چون عقده حقارت و افسردگی ناشی از پشیمانی شدید گرفتار شدند، به عنوان مثال بررسیهای سال 1985 نشان داد 30 درصد لزبینها پس از 35 سالگی رو به [[جنس]] مخالف میآورند و 45 درصد از آنان نیز قبل از همجنسگرايی، [[ازدواج]] کرده بودند و 20 درصد لزبینها نیز کمتر از 3 سال با هم زندگی میکنند.<ref name=":2">Saghir M. T. and E. Robins, Male and Female Homosexuality, A Comprehensive Investigation, 1985, Baltimore, London, 1985: 226.</ref> بر اساس این مطالعات میتوان چنین نتیجه گرفت که بسیاری از زنان علیرغم میل باطنی خود و تحت تأثیر تبلیغات فمینیستی، گرایشهای مقطعی خاصی پیدا میکنند، امّا در نهایت به نادرستی و عدمتطابق الگوهای ارائه شده جدید با فطرت و روحیات خود، پیخواهند برد. | ||
== آثار== | == آثار== | ||
| خط ۵۵: | خط ۶۱: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
*دوست کام، محسن،مهناز مهرابی زاده هنرمند، سجاد علی قنواتی و سپیده پورحیدري، «آسیب شناسی لزبینیسم؛ محسن دوست کام»،فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ، سال دوم. شماره هشتم. تابستان 1390ش. | *دوست کام، محسن،مهناز مهرابی زاده هنرمند، سجاد علی قنواتی و سپیده پورحیدري، «آسیب شناسی لزبینیسم؛ محسن دوست کام»،فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ، سال دوم. شماره هشتم. تابستان 1390ش. | ||
* طباطبایی، مرتضی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، مجلۀ تأملات اخلاقی، شمارۀ 4، 1403ش. | |||
* مقاله به زبان اصلی «اخلاق لزبین سارا لوسیا هوگلند: به سوی ارزش جدید و توانمندگرایی»، کارول ون کرک، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | * مقاله به زبان اصلی «اخلاق لزبین سارا لوسیا هوگلند: به سوی ارزش جدید و توانمندگرایی»، کارول ون کرک، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | ||
*« گناه و عوارض همجنس گرایی»، وب سایت پرسمان، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | *« گناه و عوارض همجنس گرایی»، وب سایت پرسمان، تاریخ بازدید: 20 دی 1401ش. | ||