بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''ژولیا کریستِوا؛'''}} منتقد ادبی، روانکاو، فمینیست و رماننویس بلغاری-فرانسوی. | {{درشت|'''ژولیا کریستِوا؛'''}} منتقد ادبی، روانکاو، فمینیست و رماننویس بلغاری-فرانسوی. | ||
ژولیا | ژولیا کریستوا (زادهٔ ۱۹۴۱م) روانکاو، زبانشناس و منتقد ادبی بلغاریتبارِ مقیم فرانسه است. او از چهرههای تأثیرگذار اندیشهٔ معاصر بهشمار میرود و آثارش در حوزههای زبانشناسی، روانکاوی، فلسفه، نقد ادبی و فمینیسم مورد توجه قرار گرفته است. کریستوا بهویژه با تأکید بر نقش بدن و رابطهٔ مادر–کودک در شکلگیری هویت و نقد برداشتهای ثابت از جنسیت شناخته میشود. نوشتهها و دیدگاههای او، علاوه بر تأثیرگذاری علمی، با نقدها و مناقشات نظری متعددی نیز همراه بودهاند. | ||
== زندگینامه == | == زندگینامه == | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
=== فمینیسم، قدرت و جایگاه زن === | === فمینیسم، قدرت و جایگاه زن === | ||
ژولیا کریستوا، با وجود آنکه اغلب از بنیانگذاران فمینیسم پسامدرن دانسته میشود، خود معتقد است خوانش دانشگاهیان فمینیست آمریکایی از آثارش دقیق نبوده است. او تاریخ فمینیسم را در سه مرحله توضیح میدهد: مبارزه برای برابری حقوقی، دورهٔ تمرکز بر موقعیت زن با سیمون دوبووار، و موجی که بر تفاوت زنانه تأکید دارد. کریستوا خود را از موج سوم متمایز میداند و به دنبال | ژولیا کریستوا، با وجود آنکه اغلب از بنیانگذاران فمینیسم پسامدرن دانسته میشود، خود معتقد است خوانش دانشگاهیان فمینیست آمریکایی از آثارش دقیق نبوده است. او تاریخ فمینیسم را در سه مرحله توضیح میدهد: مبارزه برای برابری حقوقی، دورهٔ تمرکز بر موقعیت زن با سیمون دوبووار، و موجی که بر تفاوت زنانه تأکید دارد. کریستوا خود را از موج سوم متمایز میداند و به دنبال راه سومی است که در آن زنان بتوانند هم در تولید مثل و هم در آفرینش فرهنگی آزادانه کنشگری کنند. به باور او، هرچند زنان از قدرت و زبان به حاشیه رانده شدهاند، اما میتوانند با کنش آگاهانه ساختارهای سلطه را به چالش بکشند. کریستوا نسبت به خطر همانندسازی زنان با الگوهای مسلط قدرت هشدار میدهد و زن را بهمثابه بیگانهای هوشیار در قلمرو نمادین ترسیم میکند؛ سوژهای آگاه به تفاوت خود که به نبوغ زنانه باور دارد و بدن را نه صرفاً طبیعی، بلکه پدیدهای فرهنگی و معناساز میداند.<ref>مکآفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.</ref> | ||
== نقد دیدگاههای کریستوا == | == نقد دیدگاههای کریستوا == | ||
=== نسبیتگرایی افراطی و هرجومرج اجتماعی === | === نسبیتگرایی افراطی و هرجومرج اجتماعی === | ||
یکی از نقدهای | یکی از نقدهای واردشده به دیدگاههای ژولیا کریستوا این است که تأکید او بر ناپایداری معناها ممکن است به تضعیف اخلاق و نظم اجتماعی بینجامد. خود کریستوا در کتاب ''زمان زنان'' میگوید اگر ارزشهای قدیمی کنار گذاشته شوند، اما ارزشهای تازهای جای آنها را نگیرند، شکلگیری یک چارچوب عقلانی و پایدار دشوار میشود.<ref>Kristeva, Julia. Women's time 1981, pp. 13-35.</ref> منتقدان بر این باورند که در چنین شرایطی، مشخص نیست معیارهای اخلاقی جدید بر چه اساسی تعریف میشوند. از نگاه آنان، این وضعیت میتواند به نسبیگرایی اخلاقی منجر شود؛ یعنی هر جامعه معیارهای خود را درست بداند و امکان نقد اخلاقی یا گفتوگوی مشترک میان فرهنگها کاهش یابد. در نتیجه، شکلگیری اجتماعات منسجم و متعهد، از جمله جنبشهای فمینیستی، با چالش روبهرو میشود.<ref>مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، 1384ش، ص74.</ref> | ||
=== انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی === | === انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی === | ||
برخی منتقدان معتقدند که هرچند ژولیا کریستوا نظریه فروید درباره عقده ادیپ و نادیدهگرفتن نقش مادر در آثار سیمون دوبووار را نقد میکند، اما خود در تحلیل رابطه مادر و دختر دچار افراط میشود. او با مطرحکردن امکان عشق و همجنسگرایی میان زنان، تصویری از رابطه مادرانه ارائه میدهد که بهگفته منتقدان مرزهای هویت جنسی را مبهم میکند. از این دیدگاه، تلاش کریستوا برای بازتعریف مادری نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه میتواند به پیچیدهتر شدن آن بینجامد.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref> | |||
=== نادیدهگرفتن واقعیتهای زیستی === | === نادیدهگرفتن واقعیتهای زیستی === | ||
رویکرد | نقد دیگر به رویکرد کریستوا این است که او نقش تفاوتهای زیستی زن و مرد را کمرنگ میکند. در این نگاه، حتی تقسیم انسان به دو جنس زن و مرد بیشتر امری فرهنگی تلقی میشود. منتقدان تأکید دارند که اگرچه فرهنگ در شکلگیری نقشهای جنسیتی مؤثر است، اما تفاوتهای زیستی و روانی قابلانکار نیستند و نادیدهگرفتن آنها میتواند پیامدهای اجتماعی و علمی جدی داشته باشد.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198.</ref> از نگاه آنان، هویت جنسی انسان هرچند تحت تأثیر جامعه است، اما بر پایه واقعیتهای زیستی و روانی شکل میگیرد و بیتوجهی به این پایهها میتواند به سردرگمی در تصمیمگیریهای اجتماعی منجر شود.<ref>ریتزر، نظریة جامعهشناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.</ref> | ||
=== تناقض درونی نسبیتگرایی === | === تناقض درونی نسبیتگرایی === | ||
همچنین گفته میشود که تأکید کریستوا بر نسبیبودن همه مفاهیم، خود دچار تناقض است. منتقدان میپرسند اگر همه چیز نسبی است، این ادعا چگونه میتواند بهعنوان یک حکم کلی مطرح شود.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه 1383ش، ص160.</ref> | |||
== آثار == | == آثار == | ||