بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''سارا رادیک'''؛ فمینیست، نویسنده تفکر مادری؛ به سوی سیاست صلح. | '''سارا رادیک'''؛ فمینیست، نویسنده تفکر مادری؛ به سوی سیاست صلح. | ||
سارا رادیک، فیلسوف و نظریهپرداز اخلاق فمینیستی بود که بهویژه بهسبب نقش او در تکوین و گسترش اخلاق مراقبت شناخته میشود. او با طرح مفهوم تفکر مادرانه کوشید شیوهای بدیل از شناخت و کنش اخلاقی را بر پایه تجربهٔ مراقبت روزمره صورتبندی کند و از این رهگذر، مبانی اخلاق سنتیِ مبتنی بر عقلانیت انتزاعی و مردمحور را به نقد بکشد. اندیشههای رادیک با پیوند دادن مراقبت فردی به مسائل | سارا رادیک، فیلسوف و نظریهپرداز [[اخلاق فمینیستی]] بود که بهویژه بهسبب نقش او در تکوین و گسترش اخلاق مراقبت شناخته میشود. او با طرح مفهوم تفکر مادرانه کوشید شیوهای بدیل از شناخت و کنش اخلاقی را بر پایه تجربهٔ مراقبت روزمره صورتبندی کند و از این رهگذر، مبانی اخلاق سنتیِ مبتنی بر عقلانیت انتزاعی و مردمحور را به نقد بکشد. اندیشههای رادیک با پیوند دادن مراقبت فردی به مسائل [[صلح]]، [[سیاست]] و [[مسئولیت اجتماعی]]، بر حوزههایی چون نظریهٔ سیاسی فمینیستی، مطالعات صلح و آموزش اخلاق تأثیرگذار بوده و در عین حال با نقدها و مناقشات نظری متعددی همراه شده است. | ||
== زندگینامه == | == زندگینامه == | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== دیدگاههای سارا رادیک == | == دیدگاههای سارا رادیک == | ||
=== مادرانگی === | === مادرانگی === | ||
سارا رادیک در نظریهٔ «تفکر مادرانه»، مادرانگی را نه صرفاً یک نقش زیستی یا عاطفی، بلکه شیوهای متمایز از شناخت و کنش اخلاقی میداند که از تجربهٔ مراقبت روزمره از کودک پدید میآید. از دید او، این تجربه نوعی موضع معرفتشناختی خاص ایجاد میکند که بر پاسخگویی عملی به نیازهای موجودی آسیبپذیر و وابسته استوار است. فعالیت مادرانه با توجه به سه خواست بنیادی | سارا رادیک در نظریهٔ «تفکر مادرانه»، [[مادرانگی]] را نه صرفاً یک نقش زیستی یا عاطفی، بلکه شیوهای متمایز از شناخت و کنش اخلاقی میداند که از تجربهٔ مراقبت روزمره از [[کودک]] پدید میآید. از دید او، این تجربه نوعی موضع معرفتشناختی خاص ایجاد میکند که بر پاسخگویی عملی به نیازهای موجودی آسیبپذیر و وابسته استوار است. فعالیت مادرانه با توجه به سه خواست بنیادی کودک، بقا، رشد و پذیرش اجتماعی، ساختاری هدفمند و عقلانی مییابد و صرفاً به احساس یا غریزه فروکاسته نمیشود. وی تأکید میکند که تفکر مادرانه محدود به زنان یا مادران زیستی نیست و هر فردی میتواند با پرورش این منش فکری–اخلاقی، به آن دست یابد. هدف او ارائهٔ الگویی جایگزین در اخلاق است که ارزشهایی چون مراقبت، همدلی و حفظ زندگی را در برابر الگوهای مسلط مبتنی بر سلطه، پرخاشگری و انتزاعگرایی قرار میدهد. بر این اساس، تفکر مادرانه افزون بر یک رویکرد تربیتی، ظرفیتی برای نقد اجتماعی و صورتبندی سیاستهای صلحمحور در عرصهٔ عمومی دارد.<ref>غفارزاده دیگران، «ررسی رویکرد خلاقی تفکر مادرانه با تأکید بر دیدگاه رودیک و استنتاج دلالتهای تربیتی آن»، 1401ش، ص4-6.</ref> | ||
ویژگیهای اصلی تفکر مادرانه از نظر رادیک عبارتاند از: | ویژگیهای اصلی تفکر مادرانه از نظر رادیک عبارتاند از: | ||
* '''عشق محافظتی:''' مراقبت آمیخته با احساس برای ایجاد | * '''عشق محافظتی:''' مراقبت آمیخته با احساس برای ایجاد محیط امن؛ | ||
* '''عشقِ توجه:''' حضور همدلانه و شناخت ذهنیت دیگری؛ | * '''عشقِ توجه:''' حضور همدلانه و شناخت ذهنیت دیگری؛ | ||
* '''عشق موشکافانه:''' نگاه تأملی و واقعبینانه پیش از اقدام؛ | * '''عشق موشکافانه:''' نگاه تأملی و واقعبینانه پیش از اقدام؛ | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
=== مادری و نقشهای جنسیتی === | === مادری و نقشهای جنسیتی === | ||
رادیک مادر را نه بر اساس | رادیک مادر را نه بر اساس [[جنسیت]]، بلکه بر اساس انجام کار مادری تعریف میکند. اگرچه بخشی از این کار مانند بارداری و شیردهی، مختص زنان است، اما بخش زیادی از آن را مردان نیز میتوانند بر عهده بگیرند. در مقابل، پدر بودن بیشتر بر اساس اقتضائات فرهنگی مانند نانآوری و حفاظت تعیین میشود که گاه با اقتدار مادرانه در تعارض است. هدف اخلاق مادرانه، گذر از جنسیتزدایی نقشها است تا مردان و زنان به یکسان بتوانند مادری کنند.<ref>Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace 1986, p. 42.</ref> | ||
=== ابعاد عمل مادرانه و پیامدهای اجتماعی آن === | === ابعاد عمل مادرانه و پیامدهای اجتماعی آن === | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== نقد دیدگاههای سارا رادیک == | == نقد دیدگاههای سارا رادیک == | ||
دیدگاههای سارا رادیک و دیگر نظریهپردازان اخلاق مراقبت با واکنشهای انتقادی گوناگونی همراه بوده است. منتقدان استدلال میکنند که تأکید بر ارزشهای مراقبتی بهعنوان مبنای اخلاق و صلح، میتواند به رویکردی زنمدار یا یکجانبه بینجامد، در حالی که فضایل اخلاقیای مانند | دیدگاههای سارا رادیک و دیگر نظریهپردازان اخلاق مراقبت با واکنشهای انتقادی گوناگونی همراه بوده است. منتقدان استدلال میکنند که تأکید بر ارزشهای مراقبتی بهعنوان مبنای اخلاق و صلح، میتواند به رویکردی زنمدار یا یکجانبه بینجامد، در حالی که فضایل اخلاقیای مانند [[عدالت]]، [[مسئولیت]] و احترام، عام و مشترک میان همه انسانها دانسته میشوند.<ref>اسلامی، «جنسیت و اخلاق مراقبت»، 1387ش، ص 32.</ref> در پاسخ به این نقد، برخی اندیشمندان از جمله لارنس بلوم کوشیدهاند با ترکیب اصول کلی اخلاقی و عواطف نوعدوستانه، چارچوبی فراگیرتر و غیرجنسیتی ارائه دهند.<ref>اسلامی، «جنسیت و اخلاق مراقبت»، 1387ش، ص32.</ref> | ||
نقد دیگر آن است که تمرکز بیش از حد بر مراقبت و احساسات ممکن است به تضعیف اصول عام اخلاقی، بهویژه عدالت، بینجامد و مرزهای هنجاری اخلاق را مبهم کند.<ref>Blum,Lawrence(2001),Care,in Encyclopedia of Ethics,edited by Lawrence C.Becker and Charlotte B.Becker,London:Routledge. p187.</ref> از منظر فمینیستی نیز این نگرانی مطرح شده است که پیوند دادن فضیلت مراقبت با زنان یا مادران، ناخواسته به بازتولید نقشهای سنتی جنسیتی و افزایش فشار و بهرهکشی از زنان منجر شود. بر این اساس، منتقدان بر این نکته تأکید دارند که پیچیدگی کنشهای انسانی را نمیتوان به دوگانههای زنانه/مردانه فروکاست و توجه به تنوع تجربهها و کنشگران اجتماعی ضروری است.<ref>Kerber,l.k. (1993). “Some cautionary words for historians”,signs:journal of women in culture and society,11,304-310.</ref> | نقد دیگر آن است که تمرکز بیش از حد بر مراقبت و احساسات ممکن است به تضعیف اصول عام اخلاقی، بهویژه عدالت، بینجامد و مرزهای هنجاری اخلاق را مبهم کند.<ref>Blum,Lawrence(2001),Care,in Encyclopedia of Ethics,edited by Lawrence C.Becker and Charlotte B.Becker,London:Routledge. p187.</ref> از منظر فمینیستی نیز این نگرانی مطرح شده است که پیوند دادن فضیلت مراقبت با زنان یا مادران، ناخواسته به بازتولید نقشهای سنتی جنسیتی و افزایش فشار و بهرهکشی از زنان منجر شود. بر این اساس، منتقدان بر این نکته تأکید دارند که پیچیدگی کنشهای انسانی را نمیتوان به دوگانههای زنانه/مردانه فروکاست و توجه به تنوع تجربهها و کنشگران اجتماعی ضروری است.<ref>Kerber,l.k. (1993). “Some cautionary words for historians”,signs:journal of women in culture and society,11,304-310.</ref> | ||