بررسی منابع: بخش جدید
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
مطالعه منابع: بخش جدید
خط ۱۵: خط ۱۵:


@[[کاربر:حبیب الله نجفی|حبیب الله نجفی]] [[کاربر:رضا عسکری|رضا عسکری]] ([[بحث کاربر:رضا عسکری|بحث]]) ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۰ (+0330)
@[[کاربر:حبیب الله نجفی|حبیب الله نجفی]] [[کاربر:رضا عسکری|رضا عسکری]] ([[بحث کاربر:رضا عسکری|بحث]]) ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۰ (+0330)
== مطالعه منابع ==
دو منبع را قبلا ندیده بودم اما الان مطالعه کردم چیزی بیشتر یا متفاوتر از منابع که در مقاله استفاده شده ندارد. برای مثال مبع اولی نظریه اخلاق همجنسگرایی زنانه او را با ادبیات دشوار، پیچیده و گاهی گیچ کننده توضیح داده است. تمام دیدگاه او در این بند آمده است سرشار از اصطلاحات سخط و در جملات تودرتو و پیچیده است: «اخلاق هم جنس‏گرايي زنانه كه توسط سارا هوگلند مطرح شده، جايگزيني براي الگوي مادري است، نوعي اخلاق مراقبت فميستي كه روابط ميان زنان هم جنس گرايي[28] lesbians را كه عمدتاً با خودشان و نه با مردان پيوند برقرار مي‏كنند، ممتاز مي‏داند. او الگوهاي مادر و فرزندي را به نفع اخلاق ارتباط بزرگسالان انكار كرد، چرا كه چنين روابطي نمونه مراقبت غير دوجانبه[29] nonreciprocal caring است، مشكلي كه در جوامع طرفدار تبعيض جنسي[30] sixist societies، در روابط زنان با ساير بزرگسالان وجود دارد (كارد، 1991). اگر چه او زندگي اجتماعي زنان هم جنس گرا را با يكديگر را مورد توجه قرار مي‏دهد و الهام بخش كار او، نياز به رفع تعارضي است كه سبب حفظ پيوندهاي هم جنس گرايانه و جامعه هم جنس گرايان زن گردد. جامعه مورد نظر او مفهوم جغرافيايي ندارد و او پاسخ به اين پرسش را كه آيا اين زنان بايد چنين اخلاقي را ارزشمند نيز بدانند، به عهده ديگران مي‏گذارد. او همانند سارا راديك «خدمت كردن»[31] attinding" را به عنوان صورتي از مراقبت اخلاقي كه مامايي[32] midwifery نمونه از آن است مورد بررسي قرار داده، آن را به عنوان جايگزيني براي گرايش كنترل اجتماعي[33] social ـ control orientation كه در اخلاق جديد مورد توجه است، پيشنهاد مي‏كند. وي همانند ويرجينيا هُلد به شرايطي توجه مي‏كند كه ما انتخاب نكرده‏ايم اما مي‏توانيم در آنها دست به انتخابهاي مهمي بزنيم.
طرفداران اخلاق مراقبت فمينيستي درباره ارزش عدالت[34] Justice، حقوق[35] RIGHTS، انصاف[36] IMPARTIALITY و سنتها[37] توافق ندارند، مفاهيمي كه يادآور آنچه سيلابن حبيب به institutonsجاي آنكه آن را «ديگري خاص»[38] concrete ather" با روابط انساني خاص بنامد، «ديگري عام»[39] generalized" ناميد (كيتي و ميوز، 1987). سارا هوگلند، مفاهيم عدالت و حقوق را براي جامعه زنان هم جنس‏گرا مفيد نمي‏داند. نل نودينگز معتقد است كه در هر جامعه عدالت، جانشين ضعيفي براي مراقبت است. ويرجينيا هلد عدالت را اجتناب‏ناپذير مي‏داند اما معتقد است كه بايد به وسيله مراقبت تكميل شود. جاينس ريموند، سرگذشت دوستي‏هاي زنانه «مهر زنانه» را مورد تأمل قرار داده، در مي‏يابد كه نهادهاي حمايت كننده،[40] supportive institution پيوند زنانه را تسهيل مي‏كنند. همچنين ماريلين فردمن، تصديق مي‏كند كه يكي ازمحدوديت‏هاي مفهوم اجتماعي خود ناتواني آن در بنيان نهادن يك ارتباط جهاني بي‏واسطه[41] unmediated است (كارد 1991)»
در منبع دوم نیز همان دیدگاه اخلاق همجنسگرایی بدون نقد و بررسی آمده است. درواقع در این منابع دیدگاه هولگند تکرار شده است
@[[کاربر:رضا عسکری|رضا عسکری]] [[کاربر:حبیب الله نجفی|حبیب الله نجفی]] ([[بحث کاربر:حبیب الله نجفی|بحث]]) ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۸ (+0330)