بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
هجرت در مفهوم کلی خود به انتقال از یک سرزمین به سرزمینی دیگر اشاره دارد<ref>جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص۸۳۳.</ref> و در حوزهٔ دینی، این مفهوم فراتر از حرکت جغرافیایی بوده و بهعنوان اقدامی آگاهانه برای حفظ جان و باورهای اعتقادی و انتقال به محیطی با شرایط مناسبتر برای زیست دیندارانه تعریف میشود.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص ۵۷۸ و ۵۷۹.</ref> از دیدگاه جامعهشناختی، هجرت میتواند مسیری بهسوی تشکیل یا پیوستن به جامعهای با ارزشهای متفاوت تلقی شود. این انتخاب، پیامدهای گستردهای در شیوهٔ زندگی فرد، الگوهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی و جهتگیریهای ارزشی به همراه دارد<ref group="دیدگاه">فکر کنم که این بحث اختصاص به جامعه شناختی ندارد. در فرهنگ عمومی نیز مهاجرت از معنای دینی خارج شده است. </ref>.<ref>جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص829.</ref> | هجرت در مفهوم کلی خود به انتقال از یک سرزمین به سرزمینی دیگر اشاره دارد<ref>جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص۸۳۳.</ref> و در حوزهٔ دینی، این مفهوم فراتر از حرکت جغرافیایی بوده و بهعنوان اقدامی آگاهانه برای حفظ جان و باورهای اعتقادی و انتقال به محیطی با شرایط مناسبتر برای زیست دیندارانه تعریف میشود.<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص ۵۷۸ و ۵۷۹.</ref> از دیدگاه جامعهشناختی، هجرت میتواند مسیری بهسوی تشکیل یا پیوستن به جامعهای با ارزشهای متفاوت تلقی شود. این انتخاب، پیامدهای گستردهای در شیوهٔ زندگی فرد، الگوهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی و جهتگیریهای ارزشی به همراه دارد<ref group="دیدگاه">فکر کنم که این بحث اختصاص به جامعه شناختی ندارد. در فرهنگ عمومی نیز مهاجرت از معنای دینی خارج شده است. </ref>.<ref>جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص829.</ref> | ||
بر اساس واکاوی لغتشناسان کلاسیک و معاصر عربی، مادهٔ «هجر» در اصل دلالت بر معنای «قطع و ترک» دارد. در منابع کهنی چون «العین» فراهیدی و «لسان العرب» ابنمنظور، این واژه بهمعنای رهاکردن و جدایی از چیزی که التزام به آن وجود داشته، به کار رفته است. ابنفارس در «معجم مقاییس اللغه» دو اصل را برای این ماده برمیشمارد: نخست قطع و جدایی (مانند ترک دیار) و دوم محکم بستن مانند بستن شتر با ریسمان. | |||
به نظر برخی لغتشناسان اصطلاح مهاجر در اصل به فردی اطلاق میشد که از بادیه به مدینه (شهر) میرفت. لغویان معاصر نیز با تأکید بر همین مفهوم پایه، «هجر» را به مفارقت و جدایی از آنچه به آن تعلقی وجود داشته تعریف کردهاند. راغب اصفهانی بر معنای مفارقت تأکید دارد و قرشی آن را در عرف، به عبور از مکانی به مکان دیگر معنا میکند. مصطفوی نیز معنای اصلی را ترک چیزی با وجود ارتباط پیشین با آن میداند، اعم از ترک فیزیکی یا ترک حالت طبیعی مانند هذیان در بیماری.<ref>صرافی، زهرا و دیگران، «واکاوی مفهوم هجرت در قرآن کریم بر پایه تحلیل روابط همنشینی»، مجلۀ مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، شمارۀ 4، 1399ش، ص57.</ref> | |||
== تاریخچه == | == تاریخچه == | ||