هجرت: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
* فروهی، آرمان، «تأثیر هجرت انبیاء الهی بر تمدن سازی از منظر قرآن کریم (مقاله علمی وزارت علوم)»، مجلۀ قرآن، فرهنگ و تمدن، شمارۀ 2، 1399ش. | * فروهی، آرمان، «تأثیر هجرت انبیاء الهی بر تمدن سازی از منظر قرآن کریم (مقاله علمی وزارت علوم)»، مجلۀ قرآن، فرهنگ و تمدن، شمارۀ 2، 1399ش. | ||
* مبلغی، احمد، «فقه هجرت»، مجلهٔ فقه، شمارهٔ ۴۸، ۱۴۸۵ش | * مبلغی، احمد، «فقه هجرت»، مجلهٔ فقه، شمارهٔ ۴۸، ۱۴۸۵ش | ||
* مطهری، مرتضی، هجرت و جهاد، تهران، حزب جمهوری اسلامی، 1362ش | |||
* مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش. | * مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش. | ||
* مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش. | * مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش. | ||
نسخهٔ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۵
هجرت؛ رفتن از سرزمین اصلی به جای دیگر بهمنظور حفظ جان و دین.
هجرت، بهمعنای ترک آگاهانهٔ یک محیط و انتقال به فضایی نو با هدف دستیابی به شرایط مناسبتر برای زیست، حفظ ایمان، امنیت یا رشد فردی و جمعی تعریف میشود. این مفهوم در فرهنگ اسلامی، فراتر از جابهجایی جغرافیایی صرف، جایگاهی راهبردی و تمدنساز دارد و بهمثابهٔ ابزاری برای حفظ دین، بازتولید هویت، گسترش دانش و ساماندهی اجتماعی عمل کرده است. بررسی هجرت در بستر تاریخی، دینی و فرهنگی نشان میدهد که این پدیده نقشی تعیینکننده در شکلگیری جوامع، تحولات تمدنی و پویایی حیات معنوی و اجتماعی مسلمانان، بهویژه در سنت اسلامی–ایرانی، ایفا کرده است و هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه، امام رضا و حضرت معصومه به ایران از مهمترین آنها بهشمار رفته است.
مفهومشناسی
پژوهشگران، بنمایه واژۀ «هجرت» را بر اصلِ انقطاع و جدایی استوار دانستهاند؛ برای مثال فراهیدی آن را دستکشیدن از امور مورد التزام تلقی کرده و ابنمنظور بر تقابل ماهوی آن با مفهوم «اتصال» پای فشرده است. اگرچه ابنفارس میان دو معنای بریدن و محکم بستن تفکیک قائل شده، اما تحلیلگرانی چون ازهری با نگاهی وحدتگرایانه، هر دو ساحت را به یک ریشه بازگردانده و معتقدند بستن و محدودکردن نیز نوعی منقطع ساختنِ سوژه از حرکت طبیعی است. از منظر تحول معنایی و کاربردشناسی، این واژه در بستر تاریخی خود بر انتقال از بادیه به شهر (مدینه) اطلاق میشده است. در عصر حاضر نیز اندیشمندان ضمن تأکید بر جنبههای ارادی و روانی، هجرت را «مفارقت از متعلقات و خروج از حالت ثبات به سبب انگیزههای درونی یا بیرونی توصیف کردهاند که در غایتِ خود، بر گسستن پیوند از هر آنچه فرد به آن علقه داشته است، دلالت میکند.[۱]
در حوزهٔ دینی، این مفهوم فراتر از حرکت جغرافیایی بوده و بهعنوان اقدامی آگاهانه برای حفظ جان و باورهای اعتقادی و انتقال به محیطی با شرایط مناسبتر برای زیست دیندارانه تعریف میشود.[۲] به نظر برخی پژوهشگران هجرت میتواند مسیری بهسوی تشکیل یا پیوستن به جامعهای با ارزشهای متفاوت تلقی شود. این انتخاب، پیامدهای گستردهای در شیوهٔ زندگی فرد، الگوهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی و جهتگیریهای ارزشی به همراه دارد.[۳]
بر اساس اندیشۀ مرتضی مطهری، هجرت بهمعنای دستشستن ارادی از تعلقات مادی، خانه و وطن، با هدف غایی «نجات ایمان» در شرایطی است که حفظ دین در محیط پیشین ناممکن باشد. در این دیدگاه، هجرت نه یک واقعۀ تاریخی محدود، بلکه وظیفهای فرازمانی است که اولویتِ بخشیدن به حیات معنوی بر پیوندهای مکانی را در هنگام تزاحم میان بقاء در وطن و حفظ ایمان تبیین میکند.[۴]
تاریخچه
پژوهشگران بر این باورند که هجرت فراتر از جوامع انسانی، در زیستشناسیِ عمومی بهعنوان راهکاری برای انطباق با محیط و گذار به شرایط مطلوب اقلیمی شناخته میشود. از منظر تاریخی، هجرت همواره بهعنوان واکنشی به عدم تعادل میان ملزومات زندگی و منابع موجود در محل استقرار پیشین تحلیل شده است که هدف آن تنظیم مجدد زیست فردی و جمعی با ظرفیتهای مکانی جدید است. در همین راستا، آرنولد توینبی با بررسی کانونهای تمدنی، شکلگیری بیش از ۲۷ تمدن بزرگ از جمله تمدنهای بینالنهرین، یونان و روم را محصول مستقیم جابهجاییهای جمعیتی و پدیدۀ هجرت میداند. با این حال، جامعهشناسان سدههای اخیر بر این نکته تأکید دارند که هجرت به تنهایی تمدنساز نیست، بلکه تلاقی این جابهجایی با ارادۀ انسانی است که موتور حرکت تمدنها را فعال میکند. در تطور تاریخی این پدیده، در بستر ادیان و بهویژه اسلام، هجرت از یک حرکت صرفاً فیزیکی میان بادیه و شهر، به یک پدیدۀ فرهنگی و تمدنی تغییر ماهیت داد. از نگاه محققان این حوزه، این کنش در نظام فکری مذکور به ابزاری برای تحول در جوانب فردی و اجتماعی بدل شد که فراتر از انگیزههای مادی، بر ایجاد یک هویت جدید و پویایی در ساختارهای کلان تمدنی تمرکز دارد و بهعنوان محرکی برای انتقال جامعه از وضعیت موجود به سوی الگوهای نوین تمدنی تبیین میشود.[۵] به باور محققان، مطالعۀ تاریخچه این پدیده نشاندهندۀ وجود دو لایه موازی و متمایز است؛ نخست، لایۀ مصادیق عینی که بهعنوان یک واقعیت تجربی در تمامی تمدنها مشترک بوده است و دوم، لایۀ تطور واژگانی که تبیین میکند چگونه یک مفهوم دینی توانست بر کلیت جابهجاییهای انسانی سایه افکنده و شبکههای ارتباطی و فرهنگی را تحت این نام بازتعریف کند.[۶]
مبانی دینی هجرت
هجرت در متون دینی از جایگاهی راهبردی برخوردار بوده و بهمثابهٔ یک دستور مورد تأکید قرار گرفته است. منابع اسلامی با بیانات متنوع، بر اهمیت این کنش تأکید کرده است. برای مثال قرآن کریم گاه با یادآوری گستردگی سرزمین خداوند، ترک هجرت را مورد پرسش قرار میدهند و گاه با بیان پاداشهای معنوی بزرگ، رستگاری را در گرو ایمان، هجرت و جهاد در راه خدا با جان و مال میدانند.[۷]
از منظر این متون، هجرت حرکتی پویا قلمداد میشود که درهای گشایش و مواضع امن گستردهای را در زمین برای فرد فراهم میآورد. این نگاه، هجرت را تنها یک جابجایی جغرافیایی ندانسته، بلکه آن را عاملی برای دستیابی به فرصتهای جدید و توسعه قلمداد میکند.[۸]
اندیشمندان مسلمان هجرتهای نخستین در صدر اسلام را بهعنوان عاملی زیربنایی در پیشبرد و تثبیت آیین اسلام در برابر مخالفان ارزیابی کردهاند.[۹] همانگونه که برخی محققان نوشتهاند، جایگاه مهاجران در منظومهٔ اسلامی از اهمیت زیاد برخوردار است. پیامبر اسلام و جامعهٔ مسلمانان احترامی ویژه برای آنان قائل بودند، زیرا آنان برای انتشار دعوت اسلام، از تمامی داراییها و حتی جان خود گذشتند. این تلاشها سبب شد فرهنگ اسلام از فضای محدود و پرفشار مکه فراتر رفته و به عرصهٔ جهانی راه یابد.[۱۰]
در نقطهٔ مقابل، تعلل در هجرت هنگامی که شرایط، انجام تکالیف دینی را ناممکن سازد، پیامدهایی منفی به همراه دارد.[۱۱] بر اساس این دیدگاه، زندگی در محیطی که امکان عمل به آموزههای دینی فراهم نباشد، بدون تلاش برای تغییر این شرایط از طریق هجرت، نوعی سهلانگاری نسبت به خویشتن تلقی میشود. این وضعیت ناشی از انتخاب آگاهانهٔ فرد برای باقیماندن در فضایی است که به تدریج مانع از التزام عملی به باورها میشود. در چنین حالتی، عذر استضعاف و ناتوانی پذیرفته نیست، چرا که راه برونرفتی چون مهاجرت به محیطی مساعد پیش روی فرد وجود داشته است.[۱۲] آمرزش گناهان، امنیت، بهشت جاودان و روزی فراوان از جمله پاداش مهاجران در قرآن ذکر شده است.[۱۳]
انواع هجرت در فرهنگ اسلامی-ایرانی
در فرهنگ اسلامی-ایرانی، بر اساس متون دینی و سیرهٔ عملی، گونههای اصلی هجرت به شرح ذیل نمود یافته است:
- هجرت مکانی (ظاهری): هجرت مکانی به جابهجایی فیزیکی از یک سرزمین به سرزمین دیگر اشاره دارد که بهطور معمول با اهداف دینی، اجتماعی یا سیاسی انجام میشود. هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه بهعنوان یک نمونهٔ مهم از هجرت مکانی شناخته میشود. این رویداد بهعنوان نقطه شروع تاریخ اسلام تلقی شده و از نظر تاریخی، نقش مهمی در شکلگیری تمدن اسلامی داشته است و منجر به تشکیل یک جامعهٔ جدید و تقویت ساختارهای حکومتی در آن دوره شد.[۱۴]
- هجرت معنوی (باطنی): بر اساس آموزههای دینی، این نوع هجرت، حرکتی درونی است که انسان مؤمن را از گناه به طاعت رهنمون میسازد. در این نگاه، مهاجر واقعی کسی است که از تمایلات نفسانی دوری گزیند. این هجرت، پیشنیاز و همراه ضروری هجرت مکانی موفق است.[۱۵]
- هجرت برای کسب دانش: این نوع هجرت، به تلاش برای یادگیری و گسترش معرفت دینی و علمی اشاره دارد. در فرهنگ اسلامی-ایرانی، دستور به «طلب علم ولو در چین» نشاندهندهٔ ارزش قائلشدن برای علمآموزی و آمادگی برای سفر به سرزمینهای دور برای کسب دانش است.[۱۶]
- هجرت برای حفظ دین: در منابع دینی، هنگامی که انجام فرایض دینی در محیطی ممکن نباشد، هجرت به منطقهای امن بهعنوان وظیفهای دینی مطرح میشود. این نوع هجرت، روشی برای صیانت از سرمایهٔ ایمانی فرد و جامعه است.[۱۷]
- هجرت از ستم و گناه: رهایی از فضای آلوده به گناه، از دیگر انگیزههای مطرح شده برای هجرت در متون دینی است. از دیدگاه برخی کارشناسان دینی، این امر، بیانگر نگاه فعالانهٔ دین اسلام به تغییر شرایط نامساعد و تلاش برای زندگی در فضایی سالمتر است.[۱۸]
- هجرت به سوی خدا: این مفهوم بر اهمیت رسیدن به رضایت الهی تأکید دارد و نشان میدهد که تمامی اعمال، از جمله هجرت، باید با هدف نزدیکشدن به خداوند انجام شوند، همانطور که در آموزههای دینی و در سخنان پیامبرانی مانند ابراهیم بیان شده است.[۱۹]
ویژگیهای هجرت در فرهنگ اسلامی-ایرانی
در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی، برای هجرت ویژگیهایی برشمرده شده است که او را به فردی اثرگذار تبدیل میکند، از جمله:
- ایمان و اخلاص: ایمان و اخلاص بهعنوان زیربنای هجرت فیسبیلالله.
- پاکیزگی درونی و هجرت از گناه: پاکیزگی درونی و دوری از گناه بهعنوان مقدمه هجرت بیرونی.
- امامشناسی و ولایتمداری: شناخت امام زمان و پایبندی به ولایت الهی.
- انتخاب آگاهانه مکان: هجرت، انتخاب آگاهانه مقصد برای دستیابی به رشد دینی، علمی و اجتماعی.
- صبر و بردباری: صبر و بردباری در برابر دشواریهای غربت و مسیر هجرت.
- توکل و امیدواری: توکل و امیدواری در مواجهه با ناشناختهها.
- صداقت در گفتار و کردار: صداقت در گفتار و کردار بهعنوان سرمایه اجتماعی مهاجر.[۲۰]
نمونههای تاریخی هجرت
هجرت پیامبر اسلام
هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه، سرآغاز تشکیل نخستین جامعهٔ مبتنی بر آموزههای اسلامی بود؛ زیرا پیامبر اسلام با انعقاد پیمانهای اجتماعی و سیاسی، قبایل مختلف را بر محور واحد متحد ساخت و ساختار حکومتی اسلام را بنیان نهاد. این تحول، اسلام را از مرحلهٔ یک دعوت فردی به یک نظام اجتماعی ارتقا داد و ظرفیتی تمدنساز برای آن ایجاد کرد.
اهمیت این هجرت به حدی است که مبدأ تاریخ اسلام قرار گرفت.[۲۱] گاهشمارهای هجری شمسی و قمری که بر این اساس استوار شده،[۲۲] امروزه در مناسبتهای دینی، عبادی، حقوقی و زندگی روزمرهٔ میلیاردها مسلمان در سراسر جهان، از جمله ایران، جریان دارد. اعیاد، ماههای رمضان و محرم، مناسک حج و بسیاری از وقفنامهها و قراردادهای شرعی، همگی با این تاریخ سنجیده میشوند. این امر تداوم پیوند معنوی مسلمانان با هجرت پیامبر شان محسوب میشود.[۲۳]
هجرت امام حسین
بر اساس دیدگاه پژوهشگران تاریخ اسلام، هجرت امام حسین از مدینه به مکه و سپس به سوی کربلا، فراتر از یک جابهجایی مکانی، حرکتی آگاهانه و تمدنساز در راستای اصلاح انحرافات ساختاری جامعهٔ اسلامی ارزیابی میشود. این هجرت، الگویی نوین از مقاومت فعال را در جغرافیای فکری شیعه ترسیم کرد که هدف آن بازتعریف مفاهیم بنیادینی چون عدالت، عزت و نظارت عمومی بر قدرت بود. با وقوع این حرکت، واژه هجرت از معنای اولیۀ خود که پناه بردن برای حفظ جان بود، به معنای خروج برای تغیی تطور یافت و به محرکی دائمی برای جنبشهای تحولخواه در طول تاریخ تبدیل شد.[۲۴]
هجرت امام رضا به ایران
پژوهشگران هجرت امام رضا به ایران را حرکتی سرنوشتساز میدانند که بر بنیاد آگاهی عمیق از پیامدهای تاریخی آن صورت پذیرفت. این رویداد، در جغرافیای مذهبی تحول ایجاد کرد و کانونی نیرومند برای تمرکز جامعهٔ شیعی فراهم آورد. پیش از آن، شیعیان پراکندگی جغرافیایی گستردهای داشتند که بهناچار از دسترسی به بسیاری از ظرفیتهای اجتماعی محروم میماندند. با استقرار امام رضا در خراسان، این پراکندگی کاهش یافت و هستهٔ اصلی شیعه در ایران شکل گرفت. این تمرکز، بستر مناسب برای تحولات آینده فراهم ساخت که از فروپاشی تدریجی حکومت عباسی تا ظهور دولت صفویه که اولین حکومت متمرکز شیعی بود را شامل میشود. این روند تاریخی در نهایت به تکوین نهادهای منظم دینی، فرهنگی و سیاسی انجامید و زمینه را برای شکلگیری یک نظام اجتماعی مبتنی بر آموزههای شیعی در دوران معاصر فراهم کرد.[۲۵]
از سوی دیگر، این هجرت تنها به انتقال فیزیکی امام محدود نماند؛ بلکه با دعوت از امامزادگان برای حضور در ایران، شبکهای گسترده از خاندان اهلبیت در این سرزمین استقرار یافتند. این حضور، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به هویت و سبک زندگی جوامع محلی ایفا کرده است. در دورافتادهترین نقاط ایران، امامزادهها به کانونی برای حیات دینی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شدهاند. امروزه این زیارتگاهها مراکز مهم برای حفظ آیینها، مناسک، اخلاقیات و پیوندهای اجتماعی جوامع شیعی بهشمار میروند. تأثیر این حضور در بافت روزمرهٔ زندگی ایرانیان چنان نهادینه شده که بخشی از روحیات و عواطف جمعی آنان را شکل میدهد.[۲۶]
در همین راستا، محققان هجرت حضرت فاطمه معصومه به قم را نیز حرکتی آگاهانه و در راستای تکمیل این نقشه تاریخی میدانند. استقرار وی در این شهر، آن را به مرکز معنوی و علمی مهمی تبدیل کرد که تا امروز ادامه دارد. بر اساس دیدگاه برخی پژوهشگران، برآیند این تحولات تاریخی به شکلگیری چارچوب فکری و اجتماعی مشخصی در فرهنگ شیعی انجامیده که در دوران معاصر مورد توجه مطالعات جهانی قرار گرفته است. این پدیده در تحلیلهای تاریخی تنها برآمده از رویدادهای سیاسی معاصر ارزیابی نمیشود، بلکه بهعنوان فرآیندی دارای پیشینهٔ تاریخی طولانی مورد بررسی قرار میگیرد؛ فرآیندی که هجرت امام رضا به ایران نقطه عطفی در آن محسوب میشود.[۲۷]
هجرت علمای دین
هجرت علمای دینی در تاریخ فرهنگ اسلامی-ایرانی، نقشی مهم در پیونددادن کانونهای علمی، تقویت شبکههای فکری و نهادینهکردن معارف دینی در بستر جامعه داشته است. این هجرتها که گاه اختیاری و گاه بر اثر ضرورتهای سیاسی-اجتماعی رخ میداده، حلقهای از پیوندهای علمی و فرهنگی را در سراسر قلمرو تاریخی ایران، از جمله خراسان بزرگ (شامل مناطق امروزی افغانستان و آسیای مرکزی) تا بینالنهرین و شامات تشکیل میداده است.[۲۸]
پژوهشگران نمونههای برجستهٔ این روند را در هجرت عالمان جبلعامل لبنان به ایران در عصر صفوی، رفتن دانشمندان خراسانی به حوزههای علمیه عراق، و نیز رفتوآمد مستمر عالمان میان مراکزی چون هرات، بخارا، مشهد، اصفهان، قم و نجف میدانند. این حرکات، سبب انتقال و تلفیق دانشها، تقویت زبان فارسی بهعنوان حامل معارف اسلامی و غنای حوزههای فقهی، کلامی و عرفانی در دل فرهنگ اسلامی-ایرانی شد.[۲۹]
در دوران معاصر، این فرایند با هجرت شیخ عبدالکریم حائری از اراک به قم و بنیانگذاری حوزهٔ علمیهٔ قم، و سپس استقرار حسین بروجردی در این شهر، تکامل یافت. این رویدادها، قم را به محل مهم برای تولید و انتشار معارف اسلامی در چارچوب فرهنگ ایرانی بدل و شبکهای منسجم از ارتباطات علمی در سراسر جهان اسلام ایجاد کرد.[۳۰]
پیامد این جریان تاریخی، شکلگیری و تداوم یک حوزه علمی و فرهنگی یکپارچه بوده که در آن، دانشهای دینی با عناصر هویتی ایرانی درآمیخته و الگویی پایدار از زندگی دینی-فرهنگی را پدیدآورده است. مبلغان و عالمان پرورشیافته در این شبکه، با سفر به مناطق مختلف، از شهرهای بزرگ تا روستاهای دورافتاده، نه تنها به تبلیغ احکام پرداختهاند، بلکه نگاهبانان فرهنگ اسلامی-ایرانی بودهاند. حضور آنان در مناسبتهایی چون مراسم محرم و اعیاد مذهبی، به استانداردسازی آیینهای مشترک، تحکیم هویت جمعی و تقویت انسجام اجتماعی انجامیده است.[۳۱]
نخستین دستاورد این هجرتها برای خود عالمان، گسترش آگاهی و تعمیق بینش از طریق مواجهه با سنتها و جریانهای فکری مناطق گوناگون بوده است. در مقیاس کلان، نتیجهٔ این فرایند تاریخی، پدیدآمدن تمدنی مبتنی بر فرهنگ اسلامی-ایرانی است که با وجود پراکندگی جغرافیایی، توانسته است پیوندهای عمیق معرفتی و اجتماعی خود را حفظ کند و بهعنوان الگویی تأثیرگذار در جهان اسلام شناخته شود.[۳۲]
در سطح داخلی امروزه هجرت کوتاهمدت و بلندمدت علمای حوزههای علمیه کشور به اقصی نقاط ایران، نقشی مشابه دارد. محققان این حرکت را نوعی توزیع آگاهانهٔ سرمایهٔ معنوی میدانند که از مراکز دینی به سراسر جامعه صورت میگیرد.[۳۳]
هجرت امامخمینی
بر اساس دیدگاه برخی پژوهشگران، هجرتهای امام خمینی نقش مؤثری در تحول نقش رهبری دینی در دورهٔ معاصر داشته است. این هجرتها که در شرایط مختلفی رخ داد، به تدریج موجب گسترش دامنهٔ نفوذ و فعالیتهای وی از عرصه حوزوی به صحنههای فراملی شد. برای مثال اقامت در ترکیه، موجب شد تا امام خمینی با فضای اجتماعی و حکومتی یک کشور لائیک بهصورت مستقیم مواجه شود. این تجربه، زمینهساز توجه بیشتر به مفاهیمی چون هویت ملی و تعامل با افکار بینالمللی شد. در این دوره، توجه رسانهها و محافل جهانی به شخصیت و دیدگاههای وی افزایش یافت.
سپس، اقامت در نجف، اگرچه بازگشت به محیط علمیآشنا بود، اما در بافتی وسیعتر و بینالمللی ادامه یافت. در این مرحله، حضور در جمع طلاب و علما از ملیتهای مختلف، شبکه ارتباطات فرامرزی را گسترش داد. همچنین، نگارش و تدریس نظریه ولایت فقیه در این دوره انجام شد.
اقامت در پاریس، دسترسی مستقیم و گستردهتر رسانههای جهانی را فراهم آورد. این امر موجب شد مفاهیم و اندیشههای مرتبط با انقلاب ایران در کانون توجه مجامع بینالمللی قرار گیرد. به باور برخی محققان، این مرحله در شکلدهی به صورتبندی جهانی جنبش مؤثر بود.[۳۴]
هجرت در ادیان دیگر
هجرت، بهعنوان یک کنش دینی و اجتماعی، منحصر به فرهنگ اسلامی نبوده و در دیگر ادیان الهی و مکاتب فکری نیز دارای سابقه و اهمیت است. برای مثال در یهودیت، خروج قوم بنیاسرائیل از مصر به رهبری موسی، که بهصورت جمعی و برای رهایی از بردگی و نیل به سرزمین موعود صورت گرفت، نمونهای بنیادین از هجرت با ماهیتی نجاتبخش و الهی محسوب میشود.[۳۵] در مسیحیت، مهاجرت نخستین پیروان این آیین برای گریز از آزارها و تبلیغ عقاید جدید، بهویژه در سدههای اولیه، نقش مهمی در گسترش آن ایفا کرد. همچنین، مفاهیمی مانند غربت دنیوی و سرگشتگی روح در عرفان مسیحی، گونهٔ معنوی هجرت را بازتاب میدهد.[۳۶] در ادیان شرقی همچون بودیسم، ترک خانه و تعلقات دنیوی توسط بودا بهعنوان گام نخست در مسیر حقیقتیابی، شکلی از هجرت درونی و بیرونی بهشمار میرود.[۳۷] اما آنچه به نظر محققان هجرت را در اسلام ممتاز میسازد، نظاممندشدن آن به مثابهٔ یک اصل تأسیسی، اجتماعی و تاریخی با کارکردهای چندبعدی و بهعنوان مبدأ تاریخ رسمی امت اسلامی است. اگرچه خروج از وطن در پی حفظ عقیده یا کمالجویی در دیگر سنتهای دینی نیز مشاهده میشود، اما در اسلام این مفهوم بهگونهای ساختاریافته و با پیامدهای عمیق اجتماعی و تمدنی تجلی یافته است.[۳۸]
کارکردهای امروزی هجرت
هجرت در عصر حاضر تنها با انگیزههای اقتصادی یا امنیتی صورت نمیگیرد، بلکه عوامل پیچیدهای همچون جستجوی فرصتهای آموزشی، پیوندهای خانوادگی و دستیابی به زندگی باکیفیتتر نیز در آن دخیل هستند.[۳۹] برای جوامع مسلمان، مهاجرت علاوهبر حفظ هویت دینی، به ایجاد شبکههای فراملی، تبادل فرهنگی و تقریب مذاهب کمک کرده است. امروزه مهاجرت بهعنوان پدیدهای چندبعدی، هم چالشهایی مانند ادغام در جامعه میزبان و هم فرصتهایی مانند نقشآفرینی در دیپلماسی عمومی را ایجاد میکند.[۴۰]
هجرت به کشورهای غیراسلامی
محققان مهاجرت به کشورهای غیراسلامی در دنیای امروز را دارای تصویری دوگانه میدانند: از یک طرف، فرصتی برای تعامل فرهنگی، توسعهٔ علمی و اقتصادی، و نقشآفرینی بهعنوان سفیران اسلام محسوب میشود. از طرف دیگر، مواجهه با گفتمانهای اسلامهراسانه، چالشهای هویتی برای نسل دوم و سوم و محدودیتهای اعمال سیاستهای یکپارچهسازی از جمله موانع پیشروی مهاجران است. با این حال، حضور فعال مسلمانان در این جوامع میتواند به تقویت درک متقابل و کاهش کلیشهها بین جهان اسلام و غرب بینجامد.[۴۱]
برخی از محققان اسلامی در پارهای از شرایط، مهاجرت به کشورهای غیراسلامی را بهعنوان یک «فریضه شرعی» میدانند. تقویت هویت دینی اقلیتهای مسلمان، ارائهٔ کمکهای مالی به آنان، مشارکت سازنده در گفتوگوی بینادیانی با عالمان و پیروان سایر ادیان الهی، احداث مساجد و مراکز خیریه و نیز بهرهگیری از فرصتهای جهانیشدن در جوامع غربی در راستای تأمین مصالح امت اسلامی، از جمله وظایفی است که در محیطهای اقلیتی قابل پیگیری است.
تحقق این اهداف که نقش بسزایی در گسترش و تعمیق فرهنگ اسلامی در عرصهٔ جهانی ایفا میکند، میتواند وجوب شرعی هجرت را برای افراد دارای توانمندیهای لازم و شرایط مؤثر، بهعنوان یک واجب کفایی یا حتی در مواردی واجب عینی ثابت کند. این امر بهویژه در مواردی که حضور آگاهانهٔ مسلمانان در فضای بینفرهنگی، به حفظ مصالح کلان امت اسلامی بینجامد، از جایگاه ویژهای در فقه اجتماعی اسلام برخوردار است.[۴۲]
پانویس
- ↑ صرافی و دیگران، «واکاوی مفهوم هجرت در قرآن کریم بر پایه تحلیل روابط همنشینی»، 1399ش، ص57.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص ۵۷۸ و ۵۷۹.
- ↑ جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص829.
- ↑ مطهری، هجرت و جهاد، 1362ش، ص48.
- ↑ فروهی، «تأثیر هجرت انبیاء الهی بر تمدن سازی از منظر قرآن کریم (مقاله علمی وزارت علوم)»، 1399ش، ص7-8.
- ↑ جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص830.
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ ۹۷–۱۰۰.
- ↑ سورهٔ توبه، آیهٔ 20.
- ↑ فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، 1389ش، ص۹۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶.
- ↑ سورهٔ نساء، آیهٔ ۹۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۶.
- ↑ حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، 1383ش، ص۲۲ و ۲۳.
- ↑ غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
- ↑ غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
- ↑ نصیری، «دربارهٔ حدیث مشهور اطلبوا العلم ولو بالصین»، 1389ش، ص۷۹.
- ↑ غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
- ↑ غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
- ↑ غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
- ↑ غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
- ↑ هاشمی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بینالملل»، 1402ش، ص۳۱۱.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸، ج۲، ص3.
- ↑ هاشمی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بینالملل»، 1402ش، ص۳۱۱.
- ↑ امینی، «مدینه تا کربلا عرصه حرکت اعتراضى امام حسین(ع)»، مجلۀ حکومت اسلامی، ص14-22.
- ↑ «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وبسایت دیگران.
- ↑ «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وبسایت دیگران.
- ↑ «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وبسایت دیگران.
- ↑ «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشههای اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امامخمینی.
- ↑ «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشههای اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امامخمینی.
- ↑ «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشههای اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امامخمینی.
- ↑ «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشههای اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امامخمینی.
- ↑ فلاح توتکار و پرویش، «مهاجرت علمای عتبات به ایران؛ بازتاب و پیامدهای آن»، 1391ش، ص77-80.
- ↑ «طرح هجرت با تکیه بر ارتباط مردمی، فرهنگ دینی را در بستر جامعه نهادینه میکند»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه علمیه خراسان.
- ↑ «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشههای اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امامخمینی.
- ↑ خرمشاهی، «موسی (ع)»، 1377ش، ج۲، ص۲۱۸۰.
- ↑ پاینده، «مسیحیت از عیسی تا یوحنا»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ «بودیسم»، وبسایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تاریخ درج مطلب: 5 مهر 1392ش.
- ↑ جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، 1402ش، ص۸۳4.
- ↑ حسینی و دیگران، «رویکردی نظری به سیاستهای مهاجرتی دولتهای مهاجرپذیر»، 1403ش، ص162.
- ↑ «جوامع مسلمانان مهاجر و سیاست خارجی در اروپای غربی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ رعد جباره، هادی، الاقلیات المسلمة فیالعالم، تهران، الهدی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۲۴۵–۲۴۸.
- ↑ مبلغی، «فقه هجرت»، 1485ش، ص 15-18.
دیدگاههای ارزیابان
منابع
- امینی، ابراهیم، «مدینه تا کربلا عرصه حرکت اعتراضى امام حسین(ع)»، مجلۀ حکومت اسلامی، شمارۀ 26، 1381ش، ص14-22.
- پاینده، حسین، «مسیحیت از عیسی تا یوحنا»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۳ مرداد ۱۳۸۵ش.
- «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشههای اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امامخمینی، تاریخ بازدید: ۱۵ دی ۱۴۰۴ش.
- جلالی، سیدمجتبی، و هاشمی، سید مهدی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، شماره ۴۸، پاییز ۱۴۰۲ش.
- «جوامع مسلمانان مهاجر و سیاست خارجی در اروپای غربی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۸ آبان ۱۳۹۰ش.
- جلالی، سیدمجتبی و هاشمی، سید مهدی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزههای دینی»، مجلهٔ راهبرد اجتماعی فرهنگی، شمارهٔ ۴۸، ۱۴۰۲ش،
- حسینی، سیدجواد، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، مجلهٔ مبلغان، شمارهٔ ۵۳، ۱۳۸۳ش.
- حسینی، غلامعباس و دیگران، «رویکردی نظری به سیاستهای مهاجرتی دولتهای مهاجرپذیر»، مجلهٔ پژوهش سیاست نظری، شمارهٔ ۳۵، ۱۴۰۳ش.
- خرمشاهی، قوامالدین، «موسی (ع)»، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان، ۱۳۷۷ش.
- رعد جباره، هادی، الاقلیات المسلمة فیالعالم، تهران، الهدی، ۱۳۷۸ش،
- «سامانههاارتباط با مدیرثبت نام پذیرش»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه علمیه خراسان، تاریخ درج مطلب: ۱۹ آبان ۱۴۰۴ش.
- صرافی، زهرا و دیگران، «واکاوی مفهوم هجرت در قرآن کریم بر پایه تحلیل روابط همنشینی»، مجلۀ مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، شمارۀ 4، 1399ش
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
- طبری، ابنجریر، تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، ۱۴۰۸ق.
- غضنفری، علی، ره رستگاری، قم، لاهیجی، ۱۳۸۲ش.
- فجری، محمدمهدی، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، مبلغان، شماره ۱۳۰، تیر و مرداد ۱۳۸۹ش.
- فروهی، آرمان، «تأثیر هجرت انبیاء الهی بر تمدن سازی از منظر قرآن کریم (مقاله علمی وزارت علوم)»، مجلۀ قرآن، فرهنگ و تمدن، شمارۀ 2، 1399ش.
- مبلغی، احمد، «فقه هجرت»، مجلهٔ فقه، شمارهٔ ۴۸، ۱۴۸۵ش
- مطهری، مرتضی، هجرت و جهاد، تهران، حزب جمهوری اسلامی، 1362ش
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
- نصیری، مهدی، «دربارهٔ حدیث مشهور اطلبوا العلم ولو بالصین»، فصلنامه سمات، شمارهٔ ۲، ۱۳۸۹ش.
- «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وبسایت دیگران، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۳۸۸ش.
- هاشمی، سید محمدعلی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بینالملل»، مطالعات حقوقی، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۲ش.