حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « <big>'''شولامیث فایرستون؛'''</big> فمینیسم رادیکال. شولامیث فایرستون از طرفداران گرایش فمینیسم رادیکال است که، تفاوت‌های جنسیتی فیزیولوژیک زن و مرد را پذیرفته، و در کتاب «دیالکتیک جنس» بر این عقیده‌ است که تقسیم میان مرد و زن مبنای زیس...» ایجاد کرد
 
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
<big>'''شولامیث فایرستون؛'''</big> [[فمینیسم رادیکال]].
<big>'''شولامیث فایرستون؛'''</big> [[فمینیسم رادیکال]].


شولامیث فایرستون از طرفداران گرایش [[فمینیسم رادیکال]] است که، تفاوت‌های [[جنسیتی]] فیزیولوژیک [[زن]] و [[مرد]] را پذیرفته، و در کتاب «دیالکتیک جنس» بر این عقیده‌ است که تقسیم میان مرد و زن مبنای زیست‌شناختی دارد.
شولامیث فایرستون، نظریه‌پرداز فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دهه ۱۹۶۰م در کتاب «دیالکتیک سکس» (۱۹۷۰) مفهوم طبقه جنسی را مطرح و تضاد میان زن و مرد را نیروی محرکه تاریخ دانست. وی ریشۀ فرودستی زنان را در نقش تولیدمثلی آنان می‌دانست و انقلاب زیست‌شناختی از طریق فناوری‌های نوین تولیدمثلی را راه‌حل رهایی از اسارت زیست‌شناختی معرفی کرد. به باور او، جداسازی تولیدمثل از رابطۀ جنسی، به فروپاشی خانواده طبیعی و محو نقش‌های جنسیتی می‌انجامد. اندیشمندان مسلمان با نقد این دیدگاه، مادری را نه مانع، که مسیر کمال معنوی و تجلی عشق الهی دانسته و بر نگاه متعالی اسلام به خانواده تأکید کرده‌اند.
فایرستون معتقد بود: ماهیت حقیقی دو [[جنس]] مرد و زن مساوی و یکسان است، و طبیعت بشر اساساً دو [[جنسیتی]] است، لذا با کنترل ابزار تولید مثل توسط [[زنان]] و بر چیده شدن [[خانواده]] و نقش‌های جنسیتی، تفاوت‌های جنسیتی به تدریج کاهش می‌یابد و سرانجام از میان می‌رود.
 
فایرستون بیولوژی تولید مثل را موجب سرکوب [[زنان]] می‌داند. او در كتابش تحت عنوان «ديالكتيك جنس»، بدن [[جنس]] مؤنث] را عامل ستم‌ديدگی [[زنان]] می‌داند، زيرا از نظر وی زنان قدرت لازم برای انجام برخی از كارها را ندارند و به مرور، تن به كارهای پست هم‌چون خانه‌داری می‌دهند و هميشه اسير ساختار بدنشان خواهند بود، زيرا هماره نيازمند [[مردان]] بوده و مورد بهره‌كشی جنسی آنان قرار می‌گيرند. فايرستون معتقد است كه روابط جنسی و فرزندزايی سلطه‌ی مردان را بر زنان تقويت می‌كند.
==زندگی‌نامه==
==زندگی‌نامه==
شولامیث فایراستون <ref> shulamith firestone</ref> متولد ۷ ژانویه ۱۹۴۵م در اتووای کانادا به دنیا آمد و در موسسه هنر شیکاکو تحصیل کرد. فایرستون مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا خود را از همین مدرسه دریافت کرد. فایرستون یکی از بنیان‌گذاران جنبش آزادی [[زنان]] در دهه ۱۹۶۰م بود. او یکی از اعضای زنان طرفدار اصلاحات نیویورک و نیز عضو گروهی بنام «وداستایتینگ» بود و برای مجله اصلاح طلب طرفدار آزادی زنان مقاله می‌نوشت. در سال ۱۹۷۰م وی کتابی با نام «مناظره [[جنسیت]]» رابه چاپ رساند که بیانیه‌ای در مورد انقلاب فمینیستی بود و یکی از تاًثرگذارترین آثار در کنار آثار [[بتی فریدان]]، [[کیت میلت]] و جرمی‌نگری محسوب می‌شد.<ref>[http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2060 «نظریه های روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو]</ref>
شولامیث فایراستون در ۷ ژانویه ۱۹۴۵م در اتووای کانادا به دنیا آمد و در موسسۀ هنر شیکاکو تحصیل کرد. فایرستون مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبایی خود را از همین مدرسه دریافت کرد. فایرستون یکی از بنیان‌گذاران جنبش آزادی [[زنان]] در دهه ۱۹۶۰م بود. او یکی از اعضای زنان طرفدار اصلاحات نیویورک و نیز عضو گروهی به‌نام «وداستایتینگ» بود و برای مجلۀ اصلاح طلب طرفدار آزادی زنان مقاله می‌نوشت. در ۱۹۷۰م وی کتابی با نام مناظره [[جنسیت]] رابه چاپ رساند که بیانیه‌ای در مورد انقلاب فمینیستی بود و یکی از تاًثرگذارترین آثار در کنار آثار [[بتی فریدان]]، [[کیت میلت]] و جرمی‌نگری محسوب می‌شد.<ref>[http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2060 «نظریه های روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو]</ref>
 
== دیدگاه‌های <big>'''شولامیث فایرستون'''</big> ==
 
=== طبقه جنسی و بازتعریف ماتریالیسم تاریخی ===
شولامیث فایرستون با نقد نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس، مدعی است که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی اقتصادی، بلکه «دیالکتیک جنسی» و تضاد میان دو طبقه زیستی زن و مرد است. از دیدگاه وی، مارکس و انگلس از مفهوم «طبقه جنسی» غفلت کرده‌اند. او ماتریالیسم تاریخی را بر اساس تفاوت‌های زیست‌شناختی بازتعریف می‌کند و زیربنای سرکوب زنان را نه در اقتصاد، بلکه در نقش تولیدمثلی آنان می‌داند. به باور وی، این نابرابری زیست‌شناختی است که منجر به تقسیم کار جنسیتی و شکل‌گیری نظام مردسالاری شده است.<ref>تانگ، نقد و نظر در آمدی برنظریه‌های فمینیستی، ۱۳۸۷  ص۱۲۲.</ref>


==دیدگاه==
=== ضرورت انقلاب در تولیدمثل  ===
«فایرستون» در کتاب «دیالکتیک [[جنسیت]]» معتقد است: فرودستی [[زنان]] نه تنها در زمینه‌های آشکاری مانند قانون و اشتغال تحقق دارد، بلکه در روابط شخصی نیز وجود دارد. زنان نه تنها از [[مردان]] متمایزند، بلکه زیردست آنانند. اساساً مرد دشمن اصلی [[زن]] است.  
فایرستون طبقه جنسی را عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین شکل نابرابری می‌داند که در لایه‌های ناخودآگاه جامعه طبیعی‌سازی شده است. از نظر او، زنان تا زمانی که نقش تولیدمثلی را منحصراً بر عهده دارند، در موقعیت فرودست باقی خواهند ماند. بر این اساس، وی راه‌حل رهایی زنان را نه در اصلاحات اقتصادی یا مشارکت اجتماعی صرف، بلکه در «انقلاب زیست‌شناختی» و به‌کارگیری فناوری‌های نوین تولیدمثلی می‌داند تا زنان را از آنچه «اسارت زیست‌شناختی» می‌نامد رهایی بخشد.<ref>تانگ، نقد و نظر در آمدی برنظریه‌های فمینیستی، ۱۳۸۷  ص۱۲۲.</ref>


بنابراین وظیفه نظری، فهمیدن نظام [[جنس]] و [[جنسیت]] و وظیفه سیاسی پایان دادن به آن است. به نظر فایرستون، تفاوت میان [[مردان]] و [[زنان]] مبنایی زیستی دارد. [[زنان]] به دلیل ویژگی‌های تناسلی‌شان و به این دلیل که ناگزیرند از نوزاد ناتوان انسان مراقبت کنند، از لحاظ جسمی ضعیف تر از مردان هستند. این امر روابط اجتماعی را ایجاد کرده است که بر اساس آن، زنان برای تأمین امنیت جسمانی خویش ناچارند به وابستگی به مردان تن دهند، اما چون پیشرفت‌های فناورانه، بارداری را به نحو دیگری نیز میسر ساخته است، بنابراین، مبنای زیستی عملاً خاصیت خویش را از دست داده و فرودستی زنان و در مقابل، سلطه مردان دیگر ضرورتی ندارد. این پیشرفت‌ها زنان را از اجبار به بچه‌دار شدن رها کرده، در نتیجه مردان و زنان می‌توانند در کار بچه آوردن و بچه‌داری سهیم شوند.<ref>[https://basirat.ir/fa/amp/news/235980 «نگاهی به گرایش‌‌های فمینیستی (بخش سوم)»، وب‌سایت بصیرت]</ref>
=== دگرگونی بنیادین خانواده ===
فایرستون باور دارد که فناوری‌های تولیدمثلی، امکان جداسازی تولیدمثل از رابطه جنسی را فراهم می‌آورد و در نتیجه نیازی به خانواده طبیعی و نقش‌های سنتی زن و مرد باقی نمی‌ماند. از دیدگاه وی، با از میان رفتن تولیدمثل طبیعی، تمایزات جنسیتی و حتی مفهوم دگرجنس‌خواهی به‌عنوان الزامی برای بقای نوع بشر اعتبار خود را از دست می‌دهد. او این تحول را زمینه‌ساز محو تمامی نقش‌های جنسی و ظهور اشکال نوینی از روابط انسانی می‌داند که در آن آمیزش جنسی نقش‌های از پیش تعریف‌شده کنونی را نخواهد داشت.<ref>.Firestone. Shulamith,The Dialectic of Sex, 1970, p4</ref>


فایرستون معتقد بود هر زمان که [[زنان]] و [[مردان]] در صحنه تئاتر تولیدمثل، بازیگر نقش­‌‌‌هایی متفاوت از یکدیگر نباشند امکانی برای محو تمامی نقش­‌های [[جنسی]] بوجود خواهد آمد. وی باور داشت که نقش‌­های فعلی زنان و مردان در [[خانواده]] تنها به منظور پشتیبانی از خانواده­‌ی طبیعی بر آنان تحمیل شده­ است و هنگامی ­‌که فناوری بتواند راه­‌های جدید و حتی «مصنوعی» برای تولیدمثل پیش‌­ِروی مردم بگذارد نیاز به خانواده‌­ی طبیعی و نقش آن در اجتماع و هم‌­چنین در پی آن، نیاز به تحمیل تنها دگرجنس‌­خواهی برای تضمین بقای نوع بشر از بین می‌­رود.
== انتقاد به دیدگاه‌های شولامیث فایرستون ==


بدین‌­ترتیب تمایل [[مرد]] به [[مردان]] و تمایل [[زن]] به [[زنان]] گزینه­‌های جدید و دل‌­بخواهی به جای دگرجنس­‌خواهی در جامعه سرمایه­‌داری تلقی نمی‌­شود. در واقع مفاهیم دگرجنس‌­خواهی و هم‌جنس­‌خواهی از رونق افتاده و آمیزش [[جنسی]] به روش کنونی که مرد و زن در آن نقش­‌هایی کاملاً تعریف شده و از پیش مشخص دارند از میان خواهد رفت.<ref>[http://abusadra.blogfa.com/post/851 محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی]</ref>
* از منظر اندیشمندان مسلمان، دیدگاه فمینیسم رادیکال در تقابل با مادری، مبتنی بر نگرشی تقلیل‌یافته به هویت زن و نادیده‌انگاشتن ابعاد متعالی وجود اوست. به باور ایشان، مادری نه مانعی در مسیر پیشرفت زنان، بلکه عرصه‌ای برای شکوفایی استعدادهای فطری و نیل به کمال معنوی است. برخلاف ادعای فایرستون که فناوری‌های تولیدمثلی را راه‌گشای رهایی زنان از اسارت زیست‌شناختی می‌داند، متفکران مسلمان مادری را موهبتی الهی و تجلی‌گاه عالی‌ترین مراتب عشق و ایثار می‌دانند که زن را به مرتبه‌ای از قرب الهی نائل می‌سازد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»،  1401ش، ص64-67.]</ref>
* منتقدان مسلمان تأکید می‌کنند که فمینیست‌های رادیکال با پیش‌فرض‌گرفتن انحصار نقش تربیتی فرزند بر عهدۀ مادر، دچار سوءبرداشتی بنیادین شده‌اند؛ چه آنکه در نظام تربیتی اسلام، پدر نیز مسئولیت‌های خطیری در قبال پرورش فرزند بر عهده دارد و خانواده نهادی مبتنی بر همکاری و تقسیم مسئولیت است. از این‌رو، به جای انکار اصل مادری، باید در جهت اصلاح نگرش‌های نادرست نسبت به آن کوشید.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»،  1401ش، ص64-67.]</ref>
* به اعتقاد آنها، آنچه فایرستون و همفکرانش اسارت زیست‌شناختی می‌نامند، در حقیقت تجلی پیوندی فطری و سرشار از برکت میان مادر و فرزند است که به تعبیر مرتضی مطهری، مادر را به انجام مهم‌ترین کار هستی یعنی تربیت انسان نائل می‌گرداند. به باور منتقدان جامعۀ اسلامی با بهره‌گیری از آموزه‌های وحیانی می‌تواند ضمن اصلاح رویکردهای اجتماعی، زمینه را برای درک عمیق‌تر این جایگاه رفیع و احیای منزلت والای مادری فراهم آورد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»،  1401ش، ص64-67.]</ref>


باید توجه داشت که آن­چه [[شولامیث فایرستون]] را از سایر هم‌­قطارانش در [[فمینیسم رادیکال]] متمایز می‌­کند امید به ظهور فناوری­‌ها و تکنولوژی­‌هایی است که [[زنان]] را از آن­چه آنان را تحت ستم [[مردان]] قرار می­‌دهد (تولید مثل) رهایی بخشد. بنابراین فایرستون معتقد به فروپاشی مردسالاری با تغییر در طبقه‌­ی [[جنسی]] و دگرگونی بهره‌­کشی از توان تولید مثلی زنان بود. با انتشار کتاب «دیالکتیک جنس» انتقادات فراوانی به فایرستون شد انتقاداتی که فایرستون را متهم می­‌کرد که تنها برتری­‌ای را که زنان در [[خانواده]] دارند و تنها ویژگی­‌ای که آنان را از مردان متمایز می‌­کند نادیده گرفته و خواهان در اختیار قرار دادن این عرصه به مردان است. چرا که [[مردان]] در عرصه تکنولوژی پیشتاز بوده و فن‌آوری‌­های نوین به دست مردان ظهور می‌­یابد. بدین ­ترتیب زنان علاوه بر فرودستی در حیطه خانواده و اجتماع با قراردادن توانایی زایش خود به مردان برای ابد در طبقه‌­ی فرودست باقی خواهند ماند.<ref>محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی</ref>
==آثار==
==آثار==
*دیالکتیک جنس: انقلاب فمینیستی (۱۹۷۰)
شولامیث فایرستون دیدگاه‌های خود را در اثر معروف «دیالکتیک سکس» (دیالکتیک سکس ۱۹۷۰) طرح کرده و در آن، نخستین گام در تحقق نظم اجتماعی فمینیستی را رهایی زنان از آنچه «شر بیولوژی تولیدمثل» می‌نامد، معرفی می‌کند.<ref>[https://vatanemrooz.ir/fa/news/189983/%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86 «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وب‌سایت وطن امروز.]</ref>


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
==منابع==
*اردشیر لاریجانی، مریم و عیسوی، محدثه «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، مجلۀ عقل و دین، شمارۀ 24، 1401ش.
*تانگ، رزمری، نقد و نظر در آمدی برنظریه‌های فمینیستی، منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
*«فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وب‌سایت وطن امروز، تاریخ درج مطلب: 20 اسفند 1396ش.
*محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
*محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات ،«دیالکتیک جنس»، وب‌لاگ فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
*«نگاهی به گرایش‌‌های فمینیستی (بخش سوم)»، وب‌سایت بصیرت، تاریخ درج مطلب: 30 بهمن 1390ش، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
*«نگاهی به گرایش‌‌های فمینیستی (بخش سوم)»، وب‌سایت بصیرت، تاریخ درج مطلب: 30 بهمن 1390ش، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
* «نظریه های روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
* «نظریه های روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشم‌لو، تاریخ بازدید: 11 بهمن 1401ش.
* Firestone. Shulamith. 1970. The Dialectic of Sex. New York: Bantam Books.