زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۶: خط ۷۶:


== نمونه‌ای از اشعار فخرعظمی ارغون ==
== نمونه‌ای از اشعار فخرعظمی ارغون ==
{{شعر جدید
شعر جمالِ زنِ فخر ارغون، با نگاهی آگاهانه و اجتماعی، زیبایی زن را فراتر از ظاهر دانسته و آن را در خرد، شخصیت، آگاهی و نقش سازندۀ او در جامعه معنا می‌کند:{{شعر جدید
| متن =
| متن =
جمال زن نه همین زلف پرشکن باشد\\نه عارض چو گل و غنچه دهن باشد
جمال زن نه همین زلف پرشکن باشد\\نه عارض چو گل و غنچه دهن باشد
خط ۸۵: خط ۸۵:
بکوش‌ای زن و بر تن ز علم جامه بپوش\\خوش آن زمان که چنین جامه‌ات به تن باشد
بکوش‌ای زن و بر تن ز علم جامه بپوش\\خوش آن زمان که چنین جامه‌ات به تن باشد
به چشم «فخری» دانش ز بَس که شیرین است\\همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد.
به چشم «فخری» دانش ز بَس که شیرین است\\همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد.
}}غزل فخری که در روزنامۀ ''اقدام'' منتشر شد، شعری انقلابی و جسورانه است که با لحنی صریح به اعتراض اجتماعی می‌پردازد و روحیۀ آزادی‌خواهی و مبارزه با استبداد را بازتاب می‌دهد:
{{شعر جدید
| متن =
ملک را از خون خائن لاله‌گون باید نمود\\جاری از هر سوی کشور جوی خون باید نمود
حشمت و فر کیان گر بایدت، چون کاوه، پاک\\ملک جم را فارغ از ضحاک دون باید نمود
هر بنایی را که شد با ظلم ظالم استوار\\عدل گوید کان بنا را واژگون باید نمود
اشرف و والا شدن از دزدی و غارت چه سود\\این چنین والا و اشرف را زبون باید نمود
دزدهای اجتماعی هرچه هست از شیخ و شاب\\جسم‌شان بر دار عبرت واژگون باید نمود
هر وکیلی را که شد با زور و با زر انتخاب\\پیکرش پر خون ز تیغ آبگون باید نمود
جستن راه سعادت جز به خون دیوانگی ست\\گشت باید عاقل و ترک جنون باید نمود
محو باید کرد قومی را که فاسد گشت خون\\خون فاسد گشته را از تن برون باید نمود
تا به کی نسوان اسیر جهل و در غفلت رجال\\دفع این نابخردان بی‌چند و چون باید نمود
فخریا! اصلاح این ویرانه را جز خون مدان\\بر پلیدی‌ها روان سیلاب خون باید نمود
}}
}}
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}