←بررسی دیدگاه های ارزیاب: بخش جدید |
←پاسخ به ارزیابی دوم: بخش جدید |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
با سلام و احترام | با سلام و احترام | ||
لطفا دیدگاه ارزیاب محترم که در متن مندرج است را بررسی نمایید.@[[کاربر:علیرضا شریفات|علیرضا شریفات]] [[کاربر:رضا عسکری|رضا عسکری]] ([[بحث کاربر:رضا عسکری|بحث]]) ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۸ (+0330) | لطفا دیدگاه ارزیاب محترم که در متن مندرج است را بررسی نمایید.@[[کاربر:علیرضا شریفات|علیرضا شریفات]] [[کاربر:رضا عسکری|رضا عسکری]] ([[بحث کاربر:رضا عسکری|بحث]]) ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۸ (+0330) | ||
== پاسخ به ارزیابی دوم == | |||
سلام و احترام | |||
با سپاس از دقت و زمانی که هر دو ارزیاب محترم برای بررسی مقاله صرف کردهاند، لازم است چند نکته اساسی در خصوص بازنگری مقاله بهصورت روشن و صریح تبیین شود: | |||
---- | |||
== <small>۱. تفاوت رویکرد دو ارزیابی</small> == | |||
ارزیابی نخست بر جامعیت نظری، انعکاس اختلاف تفاسیر و توسعه کارکردهای اجتماعی تأکید دارد و رویکردی تطبیقی و دانشنامهای را دنبال میکند. | |||
در مقابل، ارزیابی دوم بر تمرکز مقاله بر جنبههای عینی، کاربرد عملی و پیوند با سبک زندگی تأکید داشته و توصیه میکند از ورود به مباحث اختلافی کلامی و تحلیلهای نظری پرهیز شود. | |||
این دو رویکرد در مقام اجرا همراستا نیستند. اجرای پیشنهادهای هر یک، بهطور طبیعی مستلزم کاستن از پیشنهادهای دیگری خواهد بود. بهعنوان نمونه: | |||
* گسترش اختلاف تفاسیر اصول دین مطابق ارزیابی نخست، با توصیه پرهیز از مباحث کلامی نظری در ارزیابی دوم سازگار نیست. | |||
* توسعه کارکردهای اجتماعی مطابق ارزیابی نخست، در حالی که در ارزیابی دوم ورود به این مباحث محل تردید دانسته شده، عملاً امکان جمع ندارد. | |||
از اینرو، تعیین چارچوب واحد برای بازنگری مقاله ضروری است تا اصلاحات در مسیری منسجم و همسو انجام شود. | |||
---- | |||
== <small>۲. تعارض درونی برخی نقدها در ارزیابی دوم</small> == | |||
در ارزیابی دوم، از یک سو مقاله «کلامی و درونگفتمانی» و انتزاعی دانسته شده و مورد نقد قرار گرفته است، اما از سوی دیگر در برخی بندها پیشنهاد شده که تمامی دیدگاههای کلامی و فرق مختلف نیز پوشش داده شوند. | |||
بدیهی است که مطالبه جامعیت بیشتر در پوشش دیدگاههای کلامی، مستلزم تقویت همان رویکرد کلامی و نظری است که در موضع دیگر مورد نقد قرار گرفته است. این دو مطالبه در کنار هم نیازمند تبیین چارچوب روشن ارزیابی است تا مسیر اصلاح مقاله دقیقاً مشخص شود. | |||
---- | |||
= پاسخ بهطور خاص به ارزیابی دوم = | |||
---- | |||
== ا<small>لف) نکات درباره نقد بخش «معنای اصول دین» (کامنت دوم ارزیاب)</small> == | |||
ارزیاب محترم فرمودهاند که «از همینجا نگاه خود را محدود کردهاید به نگاههای دروندینی». در پاسخ، نکات زیر قابل ذکر است: | |||
1.نقد ارزیاب در این بخش مبتنی بر برداشت شخصی ایشان است. در متن مقاله، صراحتاً چهار معنای مختلف برای اصول دین ارائه شده است: | |||
* معنای خاص: باورهای بنیادین اسلام | |||
* معنای عام: مبانی مشترک ادیان ابراهیمی | |||
* معنای اعم: اصول زندگی با توجه به ادیان الهی و غیرالهی | |||
* معنای اخص: اصول یک مذهب معین | |||
بنابراین، ادعای محدود شدن مقاله به یک نگاه خاص، با محتوای صریح متن مطابقت ندارد. | |||
2. مقاله بر چند پیشفرض استوار نشده و هیچ دینی را فاقد اصول ندانسته است؛ هر دینی ـ از جمله زرتشتی، اسلام، حتی ادیان غیرالهی مانند بودیسم و هندوییسم ـ دارای اصول متناسب با گستره خود است. در متن مقاله تصریح شده است که اصول دین در هر معنا و مصداقی، ناظر به بخش اعتقادی آن دین است. این گزاره یک توصیف علمی و مستند از کاربرد اصطلاح است، نه نظر شخصی نویسنده. | |||
3. گسترش تعریف «اصول دین» به امور اعتقادی و عملی (اخلاقی و فقهی) از سوی ارزیاب، تحمیل برداشت شخصی ایشان بر مفهوم اصطلاح است و با اصول نگارش دانشنامهای سازگار نیست. | |||
مقاله بهصراحت بیان میکند که رایجترین کاربرد اصطلاح «اصول دین» مربوط به امور اعتقادی است. پیش از آن نیز به کاربردهای دیگر اشاره شده و تصریح شده که تعمیم این اصطلاح به حوزههای اعتقادی و عملی از کاربردهای غیررایج و غیرمشهور است. متن مقاله، کاربرد مشهور را بهصورت گزارشی و توصیفی از منابع دینی بیان کرده است، در حالی که ارزیاب در پی تثبیت معنای خاص مورد نظر خود برای اصطلاح است. لذا این نقد مبتنی بر تحمیل برداشت شخصی بر اصطلاح است و از نظر علمی قابل پذیرش نیست. | |||
بر این اساس، بخش «تعریف اصول دین» از نظر علمی و روششناختی کاملاً قابل دفاع است. مقاله ضمن رعایت بیطرفی و استانداردهای دانشنامهای، هم جامعیت معنایی را لحاظ کرده و هم کاربرد اصطلاح را مستند و توصیفی گزارش کرده است. | |||
---- | |||
== <small>ب) نکات درباره نقد بخش «اصول دین در ادیان ابراهیمی» (بندهای ۴، ۵ و ۸)</small> == | |||
1. موضوع این بخش، بررسی معنا و مصادیق اصول دین در ادیان ابراهیمی است، نه تجلیات عینی یا ابعاد اجتماعی توحید، نبوت یا معاد. این مفاهیم مصادیق تعریفشده اصول دین هستند و در این قسمت باید معنا و تفسیر شوند. تا زمانی که معنا و تفسیر ارائه نشده، پرداختن به ابعاد اجتماعی خارج از چارچوب علمی مقاله است. | |||
2.پرداخت به ابعاد اجتماعی و نمودهای عملی هر اصل، مرحلهای پس از معنا و تفسیر آن اصل است و باید در مدخلهای اختصاصی هر اصل (مانند توحید یا نبوت) بررسی شود، نه در مدخل کلی «اصول دین». ورود به این مباحث در این مرحله، خروج از موضوع اصلی مقاله خواهد بود. | |||
3.نقد ارزیاب در این بخش با بند ۲ خود ایشان در تعارض است. در بند ۲، تعریف اصول دین ارائهشده در مقاله مورد پذیرش قرار نگرفته، اما در بندهای ۴، ۵ و ۸ انتقاد شده که چرا ابعاد اجتماعی این اصول بررسی نشده است. اگر تعریف ارائهشده پذیرفته نیست، اصلاحات درباره ابعاد اجتماعی آن اساساً بیمعنا خواهد بود. در این صورت، یا باید بخش مربوط حذف شود یا چارچوب جایگزین مشخصی برای تعریف ارائه گردد. | |||
---- | |||
== <small>ج) نکات درباره نقد بندهای ۹ و ۱۰</small> == | |||
# هدف مقاله پرداختن به مشهورترین دیدگاههای کلامی درباره اصول دین بوده است، نه ارائه بررسی جامع از همه فرق و تمام دیدگاههای کلامی. بنابراین نقد عدم جامعیت، با هدف دانشنامهای مقاله همخوانی ندارد. | |||
# از یک سو نقد شده که مقاله کاملاً کلامی و درونگفتمانی است و در سطح انتزاع باقی مانده و با فرهنگ و سبک زندگی پیوند نخورده؛ از سوی دیگر نقد شده که همه دیدگاههای کلامی و فرق مختلف پوشش داده نشدهاند. این دو نقد با یکدیگر ناسازگارند؛ زیرا افزایش جامعیت کلامی، مستلزم تقویت همان رویکرد کلامی است که مورد ایراد قرار گرفته است. | |||
---- | |||
== <small>د) نکات درباره نقد بند ۱۳</small> == | |||
# در متن مقاله هرگز گفته نشده که فقط سه اصل فطری هستند. اشاره به فطری بودن گرایش به این اصول، به معنای نفی فطری بودن سایر آموزهها نیست. اصل منطقی «اثبات شیء نفی ماعدا نمیکند» نیز این نکته را تأیید میکند. برداشت ارزیاب مبنی بر انحصاری بودن فطری بودن این اصول، خلاف صریح متن است. | |||
# مقاله ادعا نکرده که کل دین فطری است. در بخش معنای اصول دین، دین به سه حوزه اعتقادات، احکام و اخلاق تقسیم شده و اصول دین صرفاً ناظر به اعتقادات معرفی شدهاند. فطری بودن گرایش به این اصول، نه تعمیم داده شده و نه انحصاری دانسته شده است. | |||
# نتیجهگیری ارزیاب مبنی بر اینکه «وقتی کل دین فطری شد، طبیعتاً بسیاری از آموزهها نیز فطری میشوند» اساساً در متن وجود ندارد و مبتنی بر برداشت شخصی ایشان است. | |||
---- | |||
== <small>هـ) نکات درباره نقد بند ۱۴</small> == | |||
عنوان مقاله صراحتاً «کارکردهای باور به اصول دین» است. مقاله هرگز مدعی نشده که اینها کارکرد خود اصول دین بهعنوان مفاهیم انتزاعی هستند. همانگونه که در متن آمده: «کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دیندار است.» | |||
اصول دین بهعنوان مفاهیمی انتزاعی، خود بهتنهایی کارکرد اجتماعی ندارند؛ بلکه باور به آنها منشأ آثار و کارکردها در جامعه و سبک زندگی میشود. بنابراین تفکیک میان «اصول دین» و «باور به اصول دین» کاملاً روشن و در متن تصریح شده است. | |||
---- | |||
= جمعبندی نهایی = | |||
این پاسخها ناظر به ارزیابیهای انجامشده است. با توجه به نکات فوق، ضروری است: | |||
# رویکرد کلی ارزیابان محترم همراستا و مکمل یکدیگر باشد، نه در تعارض اجرایی. | |||
# نقدها دچار تناقضات درونی نباشد و چارچوب روششناختی مشخصی برای بازنگری تعیین گردد. | |||
در پایان، ضمن تشکر از معرفی برخی منابع، خواهشمند است ارزیاب دوم برای نمونه، یک ساختار علمی منسجم برای این مدخل پیشنهاد فرمایند که همه نقدهای ایشان را پوشش دهد، تا برای مدخلهای بعدی نقشه راه روشن و قابل اجرا وجود داشته باشد. [[کاربر:علیرضا شریفات|علیرضا شریفات]] ([[بحث کاربر:علیرضا شریفات|بحث]]) ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۰ (+0330) | |||