پرش به محتوا

خجالت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
شریف عظیمی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
شریف عظیمی (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:


=== لغوی ===
=== لغوی ===
واژۀ «خجالت» بدین‌صورت در عربی به‌کار نرفته و کاربرد آن در زبان فارسی نیز، یک‌خطای عامه شمرده‌شده است. در عربی به جای خجالت، «خَجَل» به‌فتح خا و جیم به‌کار می‌رود.<ref>دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537.</ref> کلمۀ خَجَل، به‌ سستی و ذلت از سر حیا،<ref>ابن منظور، لسان‌العرب، ج4، لبنان، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی و مؤسسة التناریخ العربی، 1408ق، ص30.</ref> تنبلی، تکبر، بی‌تابی، حیرت،<ref>[https://shamela.ws/book/1736/212#p1 العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص212-213.]</ref> شرمساری، شرمندگی، شرمگین‌شدن، سر افکندگی، رسوایی، کمرویی، سرخ شدن چهره و از قیل و قال‌افتادن و سست‌شدن معنا شده است. خجالت نیز در فارسی به‌ معنای شرم، شرمساری و شرمندگی است. کلمات هم‌خانواده با آن از قبیل خجلت، خجول، خجلان، خجل به‌کسر جیم، خجالت دادن، خجالت‌زدگی، خجالتی یا خجالت آور نیز به همین‌مفهوم به‌کار می‌روند.<ref>دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537- 9544؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، تهران، انتشارات معین، 1381ش، ص401؛ سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد لوییس معلوف)، تهران، انتشارات اسلام، 1378ش، ص447. [https://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A9/ کلمۀ «خجل» وب‌سایت المعانی، تاریخ بازدید: 26 بهمن 1404ش.]</ref>
واژۀ «خجالت» بدین‌صورت در عربی به‌کار نرفته و کاربرد آن در زبان فارسی نیز یک‌خطای عامه شمرده‌شده است. در عربی به‌جای خجالت، «خَجَل» به‌فتح خا و جیم به‌کار می‌رود.<ref>دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537.</ref> کلمۀ خَجَل، به‌ سستی و ذلت از سر حیا،<ref>ابن منظور، لسان‌العرب، ج4، لبنان، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی و مؤسسة التناریخ العربی، 1408ق، ص30.</ref> تنبلی، تکبر، بی‌تابی، حیرت،<ref>[https://shamela.ws/book/1736/212#p1 العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص212-213.]</ref> شرمساری، شرمندگی، شرمگین‌شدن، سر افکندگی، رسوایی، کمرویی، سرخ شدن چهره و از قیل و قال‌افتادن و سست‌شدن معنا شده است. خجالت نیز در فارسی به‌ معنای شرم، شرمساری و شرمندگی است. کلمات هم‌خانواده با آن از قبیل خجلت، خجول، خجلان، خجل به‌کسر جیم، خجالت دادن، خجالت‌زدگی، خجالتی یا خجالت آور نیز به همین‌مفهوم به‌کار می‌روند.<ref>دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537- 9544؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، تهران، انتشارات معین، 1381ش، ص401؛ سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد لوییس معلوف)، تهران، انتشارات اسلام، 1378ش، ص447. [https://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A9/ کلمۀ «خجل» وب‌سایت المعانی، تاریخ بازدید: 26 بهمن 1404ش.]</ref>


=== اصطلاحی ===
=== اصطلاحی ===
خجالت، احساس ناخوشایند و خودآگاهانۀ یک‌فرد در موقعیتی از تعاملات اجتماعی‌است که فکر کند ناظران واقعی یاخیالی اورا منفی، ارزیابی کرده اند و تصویر بدی از وی در جمع نشان داده شده است. .<ref>[https://jibm.ut.ac.ir/article_86551.html محمدی، اسفندیار و دیگران، «شناسایی عوامل مؤثر بر خجالت از برند مصرف‌کننده»، فصلنامه مدیریت بازرگانی، دوره 13، ش4، 1400ش، ص913-914.]</ref>
خجالت، احساس ناخوشایند و خودآگاهانه در یک‌موقعیت از تعاملات اجتماعی‌، برای فردی است که تصور کند ناظران واقعی یاخیالی اورا منفی، ارزیابی کرده اند و تصویر بدی از وی در جمع نشان داده شده است.<ref>[https://jibm.ut.ac.ir/article_86551.html محمدی، اسفندیار و دیگران، «شناسایی عوامل مؤثر بر خجالت از برند مصرف‌کننده»، فصلنامه مدیریت بازرگانی، دوره 13، ش4، 1400ش، ص913-914.]</ref>


== خجالت و مفاهیم مشابه ==
== خجالت و مفاهیم مشابه ==

نسخهٔ ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۳

ریشه‌یابی و معناشناسی

لغوی

واژۀ «خجالت» بدین‌صورت در عربی به‌کار نرفته و کاربرد آن در زبان فارسی نیز یک‌خطای عامه شمرده‌شده است. در عربی به‌جای خجالت، «خَجَل» به‌فتح خا و جیم به‌کار می‌رود.[۱] کلمۀ خَجَل، به‌ سستی و ذلت از سر حیا،[۲] تنبلی، تکبر، بی‌تابی، حیرت،[۳] شرمساری، شرمندگی، شرمگین‌شدن، سر افکندگی، رسوایی، کمرویی، سرخ شدن چهره و از قیل و قال‌افتادن و سست‌شدن معنا شده است. خجالت نیز در فارسی به‌ معنای شرم، شرمساری و شرمندگی است. کلمات هم‌خانواده با آن از قبیل خجلت، خجول، خجلان، خجل به‌کسر جیم، خجالت دادن، خجالت‌زدگی، خجالتی یا خجالت آور نیز به همین‌مفهوم به‌کار می‌روند.[۴]

اصطلاحی

خجالت، احساس ناخوشایند و خودآگاهانه در یک‌موقعیت از تعاملات اجتماعی‌، برای فردی است که تصور کند ناظران واقعی یاخیالی اورا منفی، ارزیابی کرده اند و تصویر بدی از وی در جمع نشان داده شده است.[۵]

خجالت و مفاهیم مشابه

خجالت و حیا

نویسندۀ معجم الفروق اللغویه استعمال حیا در مورد خجالت بعد از عمل را یک‌گسترش معنایی می‌داند.[۶]

  1. خجالت، به‌معنای شرمندگی بعد از ارتکاب عمل ناشایست است؛ اما حیا هردو نوع شرم پس از عمل یا پیش ازآن را شامل می‌شود.[۷]
  2. خجالت، به پدیدار شدن ناراحتی و تغییرات در چهره منجر می‌شود؛ اما حیا چه‌بسا اگر قبل از عمل باشد، این آثار در ظاهر فرد آشکار نشود.[۸]
  3. متعلق خجالت، امور مذموم و غیر مذموم است؛ اما متعلق حیا فقط امور مذموم است.[۹]
  4. خجالت، به معنای کمرویی حالت انفعال نفس است؛ اما حیا حالت فعال نفس است که انسان بر قوای خود تسلط دارد. [۱۰]

خجالت و شرم

  1. از جهت کیفیت: شرم، احساس عمیق است؛ اما خجالت و‌ خجل، آن احساس گذرا، ناگهانی یا دارای أثر موقت است که با نشانه‌هایی همچون سرخ‌شدن چهره آشکار می‌شود.
  2. از جهت عام و خاص بودن: شرم شامل وجه مثبت و منفی؛ اما خجالت آن‌‌وجه منفی شرم است که با ویژگی‌هایی همچون اعتماد به‌نفس پایین، ناکامی در امور اجتماعی و ناتوانی از حضور در جمع شناخته می‌شود.
  3. از جهت زمان: شرم ممکن است قبل یا بعد از عمل شرم‌آور رخ دهد؛ اما خجالت تنها بعد از انجام عمل ظاهر می‌شود.
  4. از جهت عامل: عامل بروز شرم، می‌تواند بیرونی یا درونی باشد ولی عامل خجالت، تنها بیرونی و دیگران است.

خجالت با شرم برخی هم کار برد آن را یک خطای همگانی بر شمرده است. ص9537 لغت نامه دهخدا ج6.

پانویس

  1. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537.
  2. ابن منظور، لسان‌العرب، ج4، لبنان، بیروت، دار احیاء‌التراث العربی و مؤسسة التناریخ العربی، 1408ق، ص30.
  3. العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص212-213.
  4. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامۀ دهخدا، ج6، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم ازدورۀ جدید، 1377ش، ص9537- 9544؛ معین، محمد، فرهنگ فارسی یک‌جلدی، تهران، انتشارات معین، 1381ش، ص401؛ سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد لوییس معلوف)، تهران، انتشارات اسلام، 1378ش، ص447. کلمۀ «خجل» وب‌سایت المعانی، تاریخ بازدید: 26 بهمن 1404ش.
  5. محمدی، اسفندیار و دیگران، «شناسایی عوامل مؤثر بر خجالت از برند مصرف‌کننده»، فصلنامه مدیریت بازرگانی، دوره 13، ش4، 1400ش، ص913-914.
  6. العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص213.
  7. العسکری، حسن ابن عبدالله، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات مؤسسة النشر الإسلامی التابعه لجامعة المدرسین، 1412ق، ص213.
  8. حاجی ده آبادی، محمد علی، کریمی، عبدالوهاب، «شرم و پیشگیری از جرم از منظر دانش جرم‌شناسی و اخلاق اسلامی»، فصلنامۀ پژوهش‌های اخلاقی، ش3، سال یازدهم، بهار 1400ش، ص127.
  9. «حیا و خجالت در دین»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج مطلب: 20 آذر1390ش.
  10. «حیا و خجالت در دین»، وب‌سایت پرسمان دانشگاهیان، تاریخ درج مطلب: 20 آذر1390ش.