سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
سعید مقدم (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۸: خط ۱۸:
==داستان فیلم «۵۰ کیلو آلبالو»==  
==داستان فیلم «۵۰ کیلو آلبالو»==  


داستان فیلم ۵۰ کیلو آلبالو از عروسی مرجان آغاز می‌شود. پلیس برای دستگیری داماد خلافکار وارد می‌شود و میهمانان فرار می‌کنند. در این میان، داوود و آیدا به‌طور اتفاقی در یک اتاق گیر می‌افتند و پلیس آن‌ها را می‌بیند. آیدا برای فرار از دردسر می‌گوید که با داوود زن و شوهر هستند؛ اما رسمی عقد نکرده‌اند. بازپرس به آن‌ها فرصت می‌دهد تا عقدشان را رسمی کنند.<ref> [https://www.mehrnews.com/news/4000597/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B5%DB%B0-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%88 «نگاهی به فیلم سینمایی «50 کیلو آلبالو» در آیو»،  خبرگزاری مهر.]</ref>
داستان فیلم ۵۰ کیلو آلبالو از عروسی مرجان آغاز می‌شود. پلیس برای دستگیری [[داماد]] خلافکار وارد می‌شود و میهمانان فرار می‌کنند. در این میان، داوود و آیدا به‌طور اتفاقی در یک اتاق گیر می‌افتند و پلیس آن‌ها را می‌بیند. آیدا برای فرار از دردسر می‌گوید که با داوود [[زن]] و [[شوهر]] هستند؛ اما رسمی عقد نکرده‌اند. بازپرس به آن‌ها فرصت می‌دهد تا عقدشان را رسمی کنند.<ref> [https://www.mehrnews.com/news/4000597/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B5%DB%B0-%DA%A9%DB%8C%D9%84%D9%88-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%88 «نگاهی به فیلم سینمایی «50 کیلو آلبالو» در آیو»،  خبرگزاری مهر.]</ref>


پس از آزادی، آن‌ها به محضر می‌روند تا [[طلاق]] بگیرند، اما مرگ عاقد باعث می‌شود این کار به تعویق بیفتد. در این میان، آیدا که قصد دارد با مانی، نامزد سابقش، [[ازدواج]] کرده و به کانادا برود، متوجه می‌شود برای ازدواج مجدد باید سه ماه و ده روز صبر کند. برای حل این مشکل، آیدا و داوود تصمیم می‌گیرند شناسنامه المثنی تهیه کنند. به همین دلیل به آبادان، محل صدور شناسنامه آیدا، سفر می‌کنند.  
پس از آزادی، آن‌ها به محضر می‌روند تا [[طلاق]] بگیرند، اما مرگ عاقد باعث می‌شود این کار به تعویق بیفتد. در این میان، آیدا که قصد دارد با مانی، نامزد سابقش، [[ازدواج]] کرده و به کانادا برود، متوجه می‌شود برای ازدواج مجدد باید سه ماه و ده روز صبر کند. برای حل این مشکل، آیدا و داوود تصمیم می‌گیرند [[شناسنامه]] المثنی تهیه کنند. به همین دلیل به آبادان، محل صدور شناسنامه آیدا، سفر می‌کنند.  


در این سفر، داوود و آیدا به‌تدریج به هم علاقه‌مند می‌شوند؛ اما در تهران دوباره با پیچیدگی‌های جدیدی مواجه می‌شوند. آیدا تصمیم می‌گیرد به خاطر مانی و به‌دلیل عذاب وجدان ناشی از خودکشی ظاهری او، با او ازدواج کند؛ اما در روز عروسی، مرجان متوجه می‌شود که خودکشی مانی صحنه‌سازی بوده است. او با داوود تماس می‌گیرد و حقیقت را به او می‌گوید. داوود خود را به مراسم عروسی می‌رساند و واقعیت را برای آیدا روشن می‌کند. در نهایت، آیدا پس از فهمیدن حقیقت از ازدواج با مانی منصرف می‌شود و عشقش به داوود را می‌پذیرد. داستان با تصمیم آن‌ها برای ازدواج و شروع یک زندگی جدید به پایان می‌رسد.<ref> [https://asemooni.com/mag/50-kiloo-albaloo «نقد و بررسی فیلم 50 کیلو آلبالو»،  وب‌سایت آسمونی.]</ref>
در این سفر، داوود و آیدا به‌تدریج به هم علاقه‌مند می‌شوند؛ اما در تهران دوباره با پیچیدگی‌های جدیدی مواجه می‌شوند. آیدا تصمیم می‌گیرد به خاطر مانی و به‌دلیل عذاب وجدان ناشی از خودکشی ظاهری او، با او ازدواج کند؛ اما در روز عروسی، مرجان متوجه می‌شود که خودکشی مانی صحنه‌سازی بوده است. او با داوود تماس می‌گیرد و حقیقت را به او می‌گوید. داوود خود را به مراسم عروسی می‌رساند و واقعیت را برای آیدا روشن می‌کند. در نهایت، آیدا پس از فهمیدن حقیقت از ازدواج با مانی منصرف می‌شود و عشقش به داوود را می‌پذیرد. داستان با تصمیم آن‌ها برای ازدواج و شروع یک زندگی جدید به پایان می‌رسد.<ref> [https://asemooni.com/mag/50-kiloo-albaloo «نقد و بررسی فیلم 50 کیلو آلبالو»،  وب‌سایت آسمونی.]</ref>