آندره میشل: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
=== تحولات ساختار خانواده در غرب === | === تحولات ساختار خانواده در غرب === | ||
آندره میشل در مطالعات خود به بررسی تحولات عمیق ساختار خانواده در جوامع غربی پرداخته و از اضمحلال تدریجی خانواده هستهای و جایگزینی آن با الگوهای جدید خانوادگی خبر میدهد. به باور وی، کشورهای اروپایی با افزایش چشمگیر تعداد افراد مجرد مواجه شدهاند؛ به گونهای که در سال ۱۹۸۵م در فرانسه | آندره میشل در مطالعات خود به بررسی تحولات عمیق ساختار خانواده در جوامع غربی پرداخته و از اضمحلال تدریجی خانواده هستهای و جایگزینی آن با الگوهای جدید خانوادگی خبر میدهد. به باور وی، کشورهای اروپایی با افزایش چشمگیر تعداد افراد مجرد مواجه شدهاند؛ به گونهای که در سال ۱۹۸۵م در فرانسه ۲۷درصد مردان و ۲۶درصد زنان گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال به تنهایی زندگی میکردند. این وضعیت در آمریکا نیز با کاهش شدید نرخ ازدواج همراه بوده است، چنانکه درصد زنان ۳۵ تا ۳۹ ساله که هرگز ازدواج نکرده بودند، در فاصله سالهای ۱۹۸۰م تا ۱۹۹۱م از ۶.۲درصد به ۱۲درصد افزایش یافت.<ref>هاجری، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، 1379ش، ص36-43.</ref> | ||
میشل همچنین به افزایش چشمگیر روابط نامشروع و حاملگیهای ناخواسته در میان نوجوانان اشاره میکند و مینویسد بیش از ۴۰درصد زنانی که پیش از بیست سالگی ازدواج میکنند، باردار هستند و این رقم در نروژ به ۹۰درصد میرسد. وی رابطه معناداری میان اشتغال زنان و کاهش نرخ باروری را نیز گوشزد میکند و با استناد به تحقیقات انجام شده در فرانسه و آمریکا نشان میدهد که تعداد فرزندان زنان شاغل به طور معمول کمتر از زنان خانهدار است. از نگاه میشل، یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، افزایش شمار خانوادههای تکوالدینی است که در آنها فرزندان تنها با یکی از والدین (در بیش از ۹۰درصد موارد با مادر) زندگی میکنند. به گزارش یونسکو، در سال ۱۹۸۰، ۴۰درصد کودکان سوئدی از مادران بیشوهر متولد شدند و در فرانسه نیز میان سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶م شمار این کودکان ۵۰درصد افزایش یافت و به ۲۲درصد کل نوزادان رسید.<ref>هاجری، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، 1379ش، ص36-43.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۶: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
* میشل، آندره، جنبش | * «آندره میشل»، وبسایت کتابناک، تاریخ بازدید: 13 اسفند 1404ش. | ||
* میشل، آندره، جنبش زنان؛ «فمینیسم»، ترجمه هما زنجانی زاده، تهران، نیکا، 1387ش. | |||
* هاجری، عبدالرسول، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، مطالعات راهبردی زنان، شمارۀ 10، 1379ش. | |||
* هاجری، عبدالرسول، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، مطالعات راهبردی زنان، شمارۀ 10، | |||
{{آغاز چپچین}} | {{آغاز چپچین}} | ||
* Michel, Andrée; Texier, Geneviève (1963). La Condition de la Française d'aujourd'hui. Presses universitaires de France. | * Michel, Andrée; Texier, Geneviève (1963). La Condition de la Française d'aujourd'hui. Presses universitaires de France. | ||
* Falquet, Jules (۹ فوریه ۲۰۲۲). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022. | * Falquet, Jules (۹ فوریه ۲۰۲۲). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022. | ||
{{پایان چپچین}} | {{پایان چپچین}} | ||
نسخهٔ ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۷
آندره میشل؛ از زنان فمینیست، جامعهشناس و نویسندهٔ فرانسوی.
آندره میشل، جامعهشناس و فمینیست برجستهٔ فرانسوی بود که آثارش تمرکز عمیقی بر تحلیل تبعیض جنسیتی، نقد ساختار پدرسالاری و بررسی کلیشههای جنسیتی داشت. او در کتابهایی مانند پیکار با تبعیض جنسی این کلیشهها را بهعنوان سازههای اجتماعی بازتولیدکنندهٔ نابرابری تحلیل کرد. میشل همچنین فعالیتهای گستردهٔ ضداستعماری و صلحطلبانه داشت و به بررسی همهجانبهٔ نظامیگری، سرمایهداری و ستم جنسیتی پرداخت.
زندگینامه
آندره میشل، با نام تولد آدل ماری آلبر کنستانس ویه در ۲۲ سپتامبر ۱۹۲۰م در والوریس فرانسه متولد شد. میشل پس از دریافت مدرک حقوق از دانشگاه اکس-مارسی، در رشته فلسفه در دانشگاه گرنوبل آلپ تحصیل کرد و به تدریس در مقطع دبیرستان پرداخت. پس از آزادی فرانسه، به پاریس نقل مکان کرد و در ۱۹۵۹م دکترای جامعهشناسی خود را از دانشگاه پانتئون-سوربن دریافت و پژوهشهای خود را بر موضوعاتی چون تبعیض، نابرابریهای جنسیتی و طبقاتی، نظامیگری و شهروندی متمرکز کرد.[۱] آندره میشل در ۱۹۵۱م به مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه پیوست و در خارج از کشور در چندین دانشگاه در ایالات متحده، الجزایر، کانادا، آمریکای لاتین و بلژیک به تدریس پرداخت. وی در ۸ فوریه ۲۰۲۲م در بوسی-سن-ژرژ در ۱۰۱ سالگی درگذشت.[۲] کتابهای پیکار با تبعیض جنسی و جنبش زنان فمینیسم از نوشتههای او در طرح نظریات فمینیستی بهشمار میآید.[۳]
دیدگاههای آندره میشل
ریشههای تاریخی سرکوب زنان
از دیدگاه آندره میشل، سرکوب زنان پدیدهای نوین نیست بلکه ریشههای آن به حدود هشت هزار سال پیش و آغاز عصر نوسنگی میانه بازمیگردد؛ زمانی که کشاورزی با خیش جایگزین کشاورزی با کجبیل شد و ساختارهای اجتماعی مبتنی بر رقابت و انباشت قدرت شکل گرفت. این نظام پدرسالار در طول تاریخ تداوم یافته و امروزه نیز در قالب اقتصاد سرمایهداری و ارزشهای مسلط بازتولید میشود. زنان همچنان بهعنوان «کارگران ذخیره» تلقی میشوند و در زمان بحرانهای اقتصادی نخستین قربانیان بیکاری هستند. آمارها نشان میدهد در کشورهای غربی، سهم زنان از کل بیکاران به مراتب بیشتر از سهم آنان در جمعیت فعال است. همچنین شرکتهای چندملیتی با رقابت فشرده خود، بنگاههای کوچک و متوسط را ورشکسته میکنند و این پدیده یادآور حذف تدریجی زنان از مشاغل سنتی در قرون گذشته است. بدین ترتیب، نظام اقتصادی کنونی با همان منطق نوسنگی میانه، آسیبپذیری زنان را تداوم میبخشد.[۴]
تحول جنبشهای فمینیستی
به باور آندره میشل، تاریخ زنان نه تنها روایت سرکوب، بلکه داستان مقاومت پیگیر آنان در برابر این سرکوب است. این مقاومت از عصر رنسانس با صورتبندی آرمانهای رهایی فردی آغاز شد و بهتدریج گسترش یافت تا در دهه ۱۹۷۰م به جنبشهای آزادیبخش زنان در کشورهای شمال انجامید. اما در دو دهه اخیر، انجمنهای فمینیستی کشورهای جنوب با پویایی چشمگیری جایگاه محوری یافتهاند. این انجمنها ضمن تأکید بر کرامت زنان، بر ضرورت ارائه آلترناتیوی برای الگوی توسعهای تأکید میکنند که فقر را تشدید میکند. اگرچه در گذشته میان فمینیستهای رادیکال و زنان فعال در نهادهای دولتی فاصله عمیقی وجود داشت، امروزه همکاری میان آنان برای پیشبرد امور زنان افزایش یافته است. همچنین شکافهای پیشین میان فمینیستهای شمال و جنوب جای خود را به همگرایی در موضوعاتی چون خشونت و توسعه داده است. این همگرایی در کنفرانسهای جهانی زنان از مکزیکو (۱۹۷۵م) تا پکن (۱۹۹۵م) تبلور یافته است.[۵]
خشونت علیه زنان و مبارزه فمینیستی
از منظر آندره میشل، نخستین وفاق میان فمینیستهای سراسر جهان، طرد همهگونه خشونت علیه زنان است. این خشونتها طیف وسیعی از خشونت خانگی و همسرآزاری تا تجاوز جنسی در جنگها را در بر میگیرد. زنان جهان عرب و آفریقا که همواره قربانی خشونتهای افراطیون مذهبی هستند، نمونهای برجسته از مقاومت در برابر این پدیده به شمار میروند. کنفرانس حقوق بشر وین (۱۹۹۳م) با تأکید بر اینکه حقوق زنان بخشی جداییناپذیر از حقوق بشر است، گامی مهم در این مسیر بود. همچنین دادگاه بینالمللی لاهه تحت تأثیر فشارهای فمینیستی، تجاوز جنسی در جنگ بوسنی را جنایت علیه بشریت اعلام کرد که نشاندهنده تأثیرگذاری این مبارزات بر حقوق بینالملل است. انجمنهای متعددی مانند SOS خشونت جنسی در اروپا برای حمایت از قربانیان شکل گرفتهاند. با این حال، همه فمینیستها این خشونتها را به نظام پدرسالاری خودکامه نسبت نمیدهند، اما طرد خشونت بهعنوان یک عامل وحدتبخش در میان آنان عمل میکند.[۶]
الگوی توسعه و پیامدهای آن برای زنان
دومین توافق مهم فمینیستهای شمال و جنوب، نقد الگوی توسعهای است که توسط قدرتهای اقتصادی بزرگ و نهادهای بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی تحمیل میشود. این مدل مبتنی بر رقابت شدید در چارچوب جهانیسازی اقتصاد، مرزها را برای تجارت باز میکند اما پیامدهایی چون بیکاری، فقر و نابودی امنیت غذایی به همراه دارد. به باور آندره میشل، برنامههای سازگاری ساختاری، کشورهای فقیر را زیر بار وامهای سنگین از پا درمیآورند و شرکتهای چندملیتی با رفتار خود کشاورزی معیشتی را نابود میکنند. آمارهای کنفرانسهای جهانی زنان نشان میدهد که زنان با وجود انجام ۶۶درصد ساعات کار جهانی، تنها ۱۰درصد درآمد و یک درصد مالکیت زمین را در اختیار دارند. فمینیستهای آفریقایی در نایروبی (۱۹۸۵م) سلطۀ استعمار نوین و اولویتهای تحمیلی توسعه را افشا کردند که نیازهای اساسی زنان را نادیده میگیرد. در مقابل، زنان جنوب تعاونیهای تولیدی و اعتباری جایگزینی ایجاد کردهاند که الگویی مبتنی بر همکاری، نه رقابت، ارائه میدهد.[۷]
نقش فمینیستها در مخالفت با نظامیگری
به اعتقاد آندره میشل، مقاومت زنان در برابر خشونت به حوزه نظامیگری نیز گسترش مییابد. فمینیستها با افزایش مخارج نظامی و تجارت اسلحه مخالفت میکنند و دیپلماسی و گفتگو را جایگزین راهحلهای نظامی میدانند. بر اساس گزارش سازمان ملل، زنان ۶۴ درصد نیروهای صلح را تشکیل میدهند. آنان دریافتهاند که قدرت نظامی بازوی مسلح ثروتمندان برای حفظ امتیازاتشان است و هزینه افزایش بودجه نظامی به قیمت حذف مشاغل غیرنظامی تمام میشود که زنان بیشترین آسیب را از آن میبینند. نمونههای تاریخی از مخالفت زنان با نظامیگری در سراسر جهان وجود دارد: از اردوگاه صلح گرینهام کامن در انگلیس که سالها در برابر سلاحهای هستهای مقاومت کرد تا مادران روسی که خواستار بازگشت پسرانشان از جبهه چچن شدند. در کلمبیا، الجزایر، بوسنی و لبنان نیز زنان با ابتکارات خود علیه خشونت نظامی ایستادگی کردهاند. شکاف جنسیتی در نگرش به خشونت نظامی مشهود است؛ زنان دو تا سه برابر مردان با توسل به زور مخالفت میکنند و پیشگام گفتگو و مذاکره هستند.[۸]
چشمانداز جهانی و نقش فمینیسم در بقای بشریت
آندره میشل در نهایت نتیجه میگیرد که طی سی سال گذشته، تحولی بنیادین در آگاهی و خواستههای زنان رخ داده است. فمینیستها با زیر سؤالبردن مبانی نظام پدرسالار و جهانیشدن اقتصاد بازار، بر ضرورت رعایت حقوق انسانی تمام زنان تأکید میکنند. آنان آلترناتیوهایی برای سلسلهمراتب سنتی در خانواده، کارگاه، ملت و جامعه بینالملل پیشنهاد میدهند و شبکههای همبستگی فرامرزی ایجاد میکنند. این جنبش با افشای پیوند میان نابرابری جنسیتی، طبقاتی و بینالمللی، مدل مسلطی را به چالش میکشد که بر پایه تحقیر نیازهای اساسی اکثریت استوار شده و به رشد افراطگرایی انجامیده است. از این منظر، جهانی شدن عدالت میان جنسیتها، طبقات و ملتها، نه تنها آرمانی فمینیستی، بلکه تنها فرصت طلایی برای بقای بشریت در قرن بیست و یکم محسوب میشود.[۹]
کلیشههای جنسیتی
از نظر میشل کلیشههای جنسیتی را در پنج دسته کلی می توان جای داد:
- نقش های گوناگون در درون خانواده: مادر، نقش خدمت رسان خانوادگی و وابسته به همسر را به عهده دارد و پدر نقش نان آور و تکیه گاه را.
- خصوصیات شخصیتی: پسران و مردان آفریننده، تصمیم گیر و اهل عمل هستند)فعال(، اما دختران وابسته و نظارهگر (منفعل).
- نقش های اجتماعی و سیاسی:زنان اگر هم، در سطوح اجتماعی فعال باشند، در سطوح کوچک و محلی فعالند،اما مردان از مسئولیت برخوردارند و یا رهبر سیاسی هستند.
- نقش حرفهای: مشاغل به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم شده اند. زنان منشی یا پرستارند و مردان کارفرما و یا پزشک.
- کلیشهها، باورها و نگرشها به مردانگی و زنانگی را شکل داده و بدین ترتیب بر نقشهای اجتماعی که هریک از زن و مرد می توانند بپذیرند، اثر می گذارند.
میشل هدف کلیشههای تبعیض جنسی را، تقويت و توجيه وابستگی، فرودستی و نابرابری موقعيت زنان در جامعه میداند.[۱۰]
تحولات ساختار خانواده در غرب
آندره میشل در مطالعات خود به بررسی تحولات عمیق ساختار خانواده در جوامع غربی پرداخته و از اضمحلال تدریجی خانواده هستهای و جایگزینی آن با الگوهای جدید خانوادگی خبر میدهد. به باور وی، کشورهای اروپایی با افزایش چشمگیر تعداد افراد مجرد مواجه شدهاند؛ به گونهای که در سال ۱۹۸۵م در فرانسه ۲۷درصد مردان و ۲۶درصد زنان گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال به تنهایی زندگی میکردند. این وضعیت در آمریکا نیز با کاهش شدید نرخ ازدواج همراه بوده است، چنانکه درصد زنان ۳۵ تا ۳۹ ساله که هرگز ازدواج نکرده بودند، در فاصله سالهای ۱۹۸۰م تا ۱۹۹۱م از ۶.۲درصد به ۱۲درصد افزایش یافت.[۱۱]
میشل همچنین به افزایش چشمگیر روابط نامشروع و حاملگیهای ناخواسته در میان نوجوانان اشاره میکند و مینویسد بیش از ۴۰درصد زنانی که پیش از بیست سالگی ازدواج میکنند، باردار هستند و این رقم در نروژ به ۹۰درصد میرسد. وی رابطه معناداری میان اشتغال زنان و کاهش نرخ باروری را نیز گوشزد میکند و با استناد به تحقیقات انجام شده در فرانسه و آمریکا نشان میدهد که تعداد فرزندان زنان شاغل به طور معمول کمتر از زنان خانهدار است. از نگاه میشل، یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، افزایش شمار خانوادههای تکوالدینی است که در آنها فرزندان تنها با یکی از والدین (در بیش از ۹۰درصد موارد با مادر) زندگی میکنند. به گزارش یونسکو، در سال ۱۹۸۰، ۴۰درصد کودکان سوئدی از مادران بیشوهر متولد شدند و در فرانسه نیز میان سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶م شمار این کودکان ۵۰درصد افزایش یافت و به ۲۲درصد کل نوزادان رسید.[۱۲]
پانویس
- ↑ Michel, Andrée; Texier, Geneviève (1963). La Condition de la Française d'aujourd'hui. Presses universitaires de France.
- ↑ Falquet, Jules (9 February 2022). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022
- ↑ «آندره میشل»، وبسایت کتابناک.
- ↑ میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
- ↑ میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
- ↑ میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
- ↑ میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
- ↑ میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
- ↑ میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
- ↑ مقدم، «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر شکل گیری کلیشه های جنسیتی»، 1397ش، ص94.
- ↑ هاجری، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، 1379ش، ص36-43.
- ↑ هاجری، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، 1379ش، ص36-43.
دیدگاههای ارزیابان
منابع
- «آندره میشل»، وبسایت کتابناک، تاریخ بازدید: 13 اسفند 1404ش.
- میشل، آندره، جنبش زنان؛ «فمینیسم»، ترجمه هما زنجانی زاده، تهران، نیکا، 1387ش.
- هاجری، عبدالرسول، «اسارتهای کهنه در جنبشهای نو»، مطالعات راهبردی زنان، شمارۀ 10، 1379ش.
- Michel, Andrée; Texier, Geneviève (1963). La Condition de la Française d'aujourd'hui. Presses universitaires de France.
- Falquet, Jules (۹ فوریه ۲۰۲۲). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022.