بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
*هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت علیهم‌السلام، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)،  1382ش.
*هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت علیهم‌السلام، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)،  1382ش.
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
ویکی رز
'''حرمت تن؛''' احترام و شرافت بدن انسان در سبک زندگی مؤمنانه.
حرمت تن، رابطۀ معناداری با سبک‌های زندگی دارد. در سبک زندگی مؤمنانه، بدن از احترام ذاتی برخوردار بوده و کسی حق ندارد به آن آسیب بزند یا زمینه‌های بی‌احترامی به آن را فراهم کند. بخشی از آداب معاشرت در سبک زندگی ایرانی و هنجارهای آن دربارۀ احترام به تن انسان است؛ برای مثال، نحوۀ پوشش و آرایش بدن دارای مقررات خاصی است تا احترام و عزت بدن انسان حفظ شود. همچنین حرمت تن، نوعی تعهد و انگیزش درونی در انسان ایجاد می‌کند تا به خود و دیگران آسیب نزند.
'''مفهوم‌شناسی'''
«حرمت» در لغت به‌معنای آبرو، عزت و هر چیزی است که محترم‌داشتن آن لازم به نظر می‌رسد.<ref>[https://vajehyab.com/moein/%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژۀ تن.]</ref> «تن» در ادبیات دین و جامعه‌شناسی فرهنگ، فراتر از مفهوم زیست‌شناختی (جسم)  بوده و به‌عنوان نماد و محصول فرهنگی نظم و ترتیبات اجتماعی و تاریخی مطرح می‌شود. از این جهت، حرمت تن، با حفظ عزت و ارزش اندام انسان در جامعه و تعاملات اجتماعی، ارتباط می‌یابد و شامل آبروداری در ارتباط با اندام خود و محترم‌داشتن بدن می‌شود.<ref>آزاد ارمکی و چاوشیان، «بدن به مثابه رسانه هویت»، 1381ش، ص61.</ref> به باور برخی محققان در دنیای مدرن، بدن افراد محملی برای ابراز هویت و نمادی از شخصیت فرد محسوب می‌شود وکنترل بدن و توجه به ترکیب، تزیین و هیبت ظاهری و بیرونی آن، ابزاری است که به افراد امکان می‌دهد تا روایت مشخصی از هویت خود را حفظ کنند و آن را در معرض تماشای دیگران قرار دهند.<ref>ذکایی، «جوانان، بدن و فرهنگ تناسب»، 1386ش، ص123.</ref>
'''تاریخچه'''
حرمت تن و عوامل اثرگذار بر ارزشمندی آن از آغاز زندگی انسان وجود داشته و در کنش‌های فردی و اجتماعی او در طول تاریخ تجلی پیدا کرده است. از حوزه‌های مهم تجلی احترام به بدن، عیب‌پوشی بوده و برای مثال، رفتار و روش گذشتۀ انسان‌ها نشان می‌دهد که آنها راضی به آشکاربودن عورت خود در نظر دیگران نبودند و از آن حیا می‌ورزیدند.<ref>ابراهیم‌نژاد، «فلسفۀ پوشش وعفاف در فرهنگ اسلامی»، 1387ش، ص95.</ref> در داستان آدم و حوا نیز آمده است که وقتی آنها از میوۀ ممنوع خوردند، لباس آنها فروریخته و عورت آنها نمایان و باعث شرم آنان شد.<ref>سورۀ اعراف، آیۀ ۱۹.</ref> ویل دورانت در بیان شیوۀ لباس و پوشش یونانیان در هزارۀ دوم پیش از میلاد این واقعیت را یادآور شده و می‌نویسد که مردان بالاتنه را نمی‌پوشانند و فقط دامن یا پاچین کوتاهی به کمر می‌بستند و از روی حیا، پارچه‌ای روی آن می‌کشیدند؛ اما زنان بیش از مردان به این امر توجه داشته و به‌منظور تأمین آبرو و پوشاندن عورت، لباس می‌پوشیدند.<ref> ابراهیم‌نژاد، «فلسفۀ پوشش وعفاف در فرهنگ اسلامی»، 1387ش، ص95.</ref> ارزش بدن و سلامت آن در اسلام نیز از همان ابتدا مطرح بود و این ارزشمندی به حدی است که بعضی دانشمندان مسلمان معتقدند پیامبران الهی در آغاز رسالت خود، باید سالم و از نقص بدنی دور و بر کنار باشند و نیز سلامت تن، از شرایط قابلیت شخص برای تصدی مقام نبوت و امامت به‌شمار می‌آید.<ref> جلال کمالی، «فرصتی برای تازگی روز تربیت بدنی و ورزش»، 1385ش، ص111.</ref>
'''مبانی دینیِ حرمت تن'''
'''1. امانت الهی‌'''
بر اساس آموزه‌های دینی، بدن انسان امانت الهی است. در آیات متعدد قرآن، خداوند صاحب‌اختیار اعضای بدن انسان دانسته شده است. به‌همین دلیل در دانش فقه، بدن انسان از حرمت ویژه برخوردار بوده و امام خمینی آسیب‌رساندن به بدن<ref>خمینی، استفتائات امام خمینی، 1372ش، ج3، ص580.</ref> و حتی خوردنی‌های مضر را حرام می‌داند.<ref>خمینی، تحریر الوسیله، 1379ش، ج3، ص289. </ref> همچنین وی اعضا و جوارح بدن را امانت الهی تلقی می‌کند و معتقد است که انسان در سلامتی و حفظ آن باید تلاش کند.<ref>خمینی، جهاد با نفس یا جهاد الاکبر، 1378ش، ص61.</ref>
'''2. کرامت انسان'''
بر اساس آموزه‌های اسلامی، انسان دارای دو بعد مادی (بدن) و معنوی (روح) بوده و  در هر دو بعد و در تمامی مراحل و مراتب آن، دارای ارزش، شأن و احترام ویژه است؛ اما توجیه‌گر كرامت ذاتی و ارجمندی بدن انسان، بعد معنوی انسان است. در این نگاه، آنچه انسان را از سایر حیوانات به‌طور اساسی تمایز می‌بخشد و به او ارزش و كرامت ویژه می‌بخشد، ساختار روحی او است.<ref>نورمحمدی، «ارزش‌شناسی در نظام جامع سلامت اسلام»، 1401ش، ص23.</ref>
'''3. ارزشمندی حیات اجتماعی'''
به باور اندیشمندان مسلمان، از مبانی مهم حرمت تن، ارزشمندی حیات اجتماعی انسان است که با ارزش‌گذاری به تن همۀ افراد انسانی تحقق می‌یابد. به‌همین دلیل، دین اسلام براى حفظ حیات انسان و جلوگیرى از خودكشى و آسیب‌رسانی، راهكارهاى مناسبى اندیشیده است. همچنین با وضع قوانین مناسب مانند قصاص و دیه، سعى كرده است از بروز دگركشى و آسیب‌رسانی به دیگران پیشگیرى كند. قرآن کریم، «قصاص» را موجب حفظ حیات اجتماعى می‌داند.<ref>سورۀ بقره، آیۀ 179.</ref>
'''حرمت بدن در قرآن'''
در قرآن کریم حرمت بدن انسان مورد تأکید قرار گرفته و از هر نوع آسیب‌زدن به آن نهی شده است.<ref>سورۀ بقره، آیۀ 195.</ref> همچنین مصادیق مختلف حرمت تن مانند تغذیه، پرورش، پوشش و بهداشت تن، مورد توجه قرار گرفته است. قرآن، واژۀ «لباس» را در مورد پوشش بدن نیز به کار برده و فوائد آن را مانند «حفظ آبرو» و حرمت بدن یاد کرده است؛<ref>سورۀ اعراف، آیۀ 26-28.</ref> زیرا انسان از دیده شدن عورت خود راضی نیست وپوشاندن آن از نگاه دیگران را بخشی از آبرومندی خود تلقی می‌کند.<ref>ابراهیم‌نژاد، «فلسفه پوشش وعفاف در فرهنگ اسلامی»، 1387ش ص95.</ref> در آیه 31 سورۀ نور که به آیه «ابداء الزینة» شهرت یافته،<ref>طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۴۹۲.</ref> از نشان‌دادن زینت‌های زن به نامحرم نهی شده است. به فتوای فقیهان شیعه و با استدلال به آیۀ ابداء الزینه، پوشاندن آرایش در برابر نامحرم واجب است.<ref>کاشف الغطاء، کشف الغطاء، بی‌تا، ص۱۹۸؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۱۹.</ref> در کتاب‌های فقهی از نشان دادن زینت به مردان نامحرم با واژه تَبَرُّج یاد شده است.<ref>بحرانی، سند العروة الوثقی (نکاح)، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۸۹.</ref> همچنین در روایات، نشان‌دادن آرایش زن به نامحرم نکوهش شده است.<ref>مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۰، ص۲۳۵.</ref>
'''حرمت بدن در سیرۀ پیامبر'''
در سیره پیامبر اهتمام جدی به بدن و بهداشت ظاهری تن دیده می‌شود. براساس منابع روایی، پیامبر به آرایش مو و لباس اهمیت زیاد می‌داد. برای مثال وی خودش را پیرایش می‌کرد و اگر آینه نداشت به ظرف آب زلال می‌نگریست.<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، 1378ش، ص34.</ref> همچنین جهت حفظ بهداشت بدن و لباس، هفته‌ای یک بار شست‌وشو می‌کرد.<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، 1378ش، ص 94.</ref> او به خوشبویی بدن نیز توجه فراوان داشت و به‌وسیله بوی عطر خود شناخته می‌شد.<ref>عاملی، وسائل الشیعه، 1416ق، ج3، ص500</ref> پیامبر اسلام، مردم را به رعایت بهداشت سفارش می‌کرد و آن را نماد مسلمانی و جزئی از ایمان به خداوند معرفی می‌کرد.<ref>حسن‌لو، «بهداشت فردی در سیرۀ نبوی»، 1391ش، ص46.</ref> او بهداشت دندان را مایۀ نظافت و نظافت را عامل واردشدن انسان در بهشت دانسته است.<ref>طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، بی‌تا، ص273.</ref> دربارۀ لباس نیز پیامبر اسلام به‌صورت مکرر به پوشیدن لباس سفید سفارش کرده است زیرا زودتر و بهتر آلودگی‌ها را نشان مى‏دهد و انسان نسبت به پاکیزگی آن زودتر اقدام مى‏کند.<ref>رضوانی‌پور، «بهداشت جسم و جان در نگاه پیامبر اعظم»، 1386ش، ص37-38.</ref>
'''مؤلفه‌های حرمت بدن'''
مؤلفه‌های حرمت بدن شامل روابط اجتماعی، پوشاك، نحوۀ آراستن بدن، تغذیه، بهداشت و سلامت، چگونگی ژست‌های بدنی و نحوۀ سخن گفتن است. اگرچه در هر فرهنگ و جامعه‌اي الگوهایی براي پوشش، آرایش و ظواهر بدنی وجود دارد که همۀ‌ افراد تا حدود آن را رعایت می‌کنند، اما در جلوه‌هاي عینی آن تفاوت‌هایی به چشم‌ می‌خورد و انسان‌ها می‌توانند فقط در محدودۀ الگوهاي اجتماعی و فرهنگی مجاز دست به انتخاب بزنند. حرمت بدن در سبک زندگی اسلامی به‌صورت مجزا و تفکیک شده مطرح نشده است. از آنجا که حرمت تن انسان، ذیل حیات انسان و تابع تجلیات روحی او است، در مؤلفه‌های حرمت تن انسان نیز ارتباط آن با سایر ابعاد زندگی از جمله روح انسان مد نظر قرار گرفته است. <ref>حقیقتیان، و دیگران، «بررسی عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر تصویر بدن با تأکید بر سبک زندگی در بین دختران و زنان جوان»، 1394ش، ص181.</ref>
'''1. روابط اجتماعی'''
از حوزه‌های مهم حرمت تن انسان و حفظ حرمت آن، روابط اجتماعی شامل گفت‌وگو، نگاه‌کردن و لمس‌کردن بدن است. در این حوزه، اساس روابط اجتماعی در سبک زندگی اسلامی، بر مبنای «مَحرم» و «نامحرم» تنظیم شده است و کسی حق ندارد به نحو دل‌خواه در بدن کسی دیگر تصرف کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/26377/1/133/%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85 جمعی از نویسندگان، احکام اسلامی، بی‌تا، ج1، ص133، وب‌سایت کتابخانه مدرسۀ فقاهت.]  </ref> در همین چارچوب و به‌دلیل حریم بدن انسان، نگاه به بدن زن، حتی به چهرۀ آرایش‌‌کرده و زیورآلات او (نگاه به محل زینت)، عکس بی‌‌حجاب زن آشنا،<ref>مکارم شیرازی، احکام بانوان، 1389ش، ص33.</ref> عکس‌‌های تحریک‌کننده، نگاه‌‌كردن مرد به بدن نامحرم (چه با قصد لذت و چه بدون آن)،<ref>توضیح المسائل مراجع، 1389ش،  ج2، م2433.</ref> نگاه‌كردن به عورت ديگران،<ref> توضیح المسائل مراجع، 1389ش، ج2، م2437 و 2438.</ref> نگاه‌‌کردن مرد با قصد لذت به بدن مرد ديگر و زن به بدن زن ديگر ممنوع شده است.<ref>توضیح المسائل مراجع، 1389ش، ج2، م2437</ref> همچنین در روایاتی از امامان  شیعه ارتباط‌داشتن زن و مرد نامحرم، مذمت شده<ref>نوری، مستدرک‌الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۴، ص۲۷۲.</ref>  و بنابر نظر فقها، لمس بدن نامحرم در موارد غیر اضطراری و معالجه جایز نیست.<ref>نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۱۰۰.</ref> حتی گوش‌دادن به صدای زن نامحرم، اگر با قصد لذت حرام باشد، ممنوع است.<ref>طباطبایی یزدی، العروة‌الوثقی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۴۹۰.</ref> به نظر اندیشمندان مسلمان، چنین ساختار ارزشی، پیامدهای زیر را به دنبال دارد: ایجاد نگرش صحیح به نقش زن و مرد، روش‌های درست قرارگرفتن زن و مرد در کنار هم در خانواده و جامعه، ترویج فرهنگ خویشتن‌داری جنسی و ایجاد مرز مشخص بین زن و مرد با حجاب و عفاف، تعیین مرزها و نقش‌ها در سه حوزۀ تکامل فردی، خانواده و فعالیت‌های اجتماعی برای زنان و مردان و دفاع از حقوق آنها، جلوگیری از خودنمایی، مصرف‌گرایی، مدپرستی، اشرافی‌گری و سرگرم‌شدن زنان به امور پست و شهوانی، اصل قراردادن بنیان خانواده در جامعه، رکن قراردادن زن در استحکام بنیان خانواده و مشخص‌بودن حقوق زن در خانواده.<ref>شخصیت و حقوق زنان: در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، 1383ش، ص39-90.</ref>
'''2. تغذیه و پرورش بدن'''
در سبک زندگی مؤمنانه، به‌دلیل حرمت تن، انسان مجاز نیست برای رشد و پاسخ به نیازمندی‌های بدنی خود هر غذایی را بخورد. در اندیشۀ دینی، بدن از احترام خاص برخودار بوده و باید متناسب با شأن، اهداف و کارکرد عبادی آن تغذیه شود. از این جهت، ملاک در استفاده از مواد غذایی مطابق آموزه‌های دینی، غذای حلال در مقابل غذای حرام است. برای مثال از میان چهارپایان، گوشت گوسفند، گاو، شتر، آهو و برخی دیگر از حیوانات، حلال و گوشت چهارپایان درنده‌خو، دارای دندان و چنگال و ناخن‌های تیز مانند شیر، پلنگ، روباه، کفتار، شغال و گربه حرام دانسته شده است. در سبک زندگی اسلامی، نحوۀ ذبح‌ و آماده‌کردن گوشت و مصرف غذا دارای آداب و رسوم و مقررات خاص است. <ref>آخوندی، «نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی»، 1387ش، ص75-78.</ref> در قرآن که مبنای رفتار مسلمانان محسوب می‌شود، بر خوردن غذاهای پاک،<ref>سورۀ بقره، آیۀ 172. </ref> ممنوعیت غذاهای غیربهداشتی،<ref>سورۀ اعراف، آیۀ 175.</ref> اسراف‌نکردن در مصرف غذا،<ref>سورۀ اعراف، آیۀ 31.</ref> دوری از خوردن گوشت مردار،<ref>سورۀ انعام، آیۀ 145.</ref> گوشت خوک و خون<ref>سورۀ بقره، آیۀ 173.</ref> و شراب<ref>سورۀ بقره، آیۀ 219.</ref> تأکید شده چنانکه پیامبر اسلام و امامان شیعه در امر تغذیۀ سالم بدن توصیه‌ها و سیرۀ ارزشمندی داشته‌اند. برای مثال در سیرۀ پیامبر چرایی تغذیه، نوع غذا، تنوع و مقدار آن، زمان تغذیه، همراهی با دیگران در تغذیه و چگونگی انجام تغذیه مطرح شده است. در سیرۀ پیامبر اسلام غذاخوردن برای تن‌پروری صرف نبوده بلکه با هدف کسب توان برای عبادت بوده است. غذاهای او نیز ویژگی‌هایی چون حلال‌بودن، تنوع، سادگی، مضر نبودن و سودمندی را داشته است.<ref>جباری، «اصول تغذیه در سیره و پیامبر اعظم»، 1386ش، ص38.</ref>
'''3. بهداشت و سلامت'''
در سبک زندگی اسلامی بهداشت و سلامت تن، ارزش و اهمیت ویژه‌ای دارد و آداب و سنن خاص و دستورالعمل‌های زیادی برای حفظ سلامت تن وضع شده است.<ref>مطهری، مجموعه آثار، 1390ش، ج۲، ص۲۸۵.</ref> در قرآن‌کریم با واژه‌هاى «طیّبات»، «طهارت» و مشتقّات آن، از بهداشت و سلامت نام برده شده و به‌طور کلی عبارت است از: ایجاد کامل تندرستی بدنی، روانی، اجتماعی، نبود هر نوع ناتوانی جسمانی، مبارزه با بیماری‌های همه‌گیر، بالابردن سطح زندگی، اصلاح محیط، کشف داروهای تازه برای نابودی امراض، پاک‌سازی محیط روستایی و آلودگی آب‌ها، مبارزه با عوامل مزاحم تمدن، مانند سر و صدا و ازدحام.<ref>مولوی و گیتی ثمر، بهداشت همگانی، 1367ش، ص3.</ref> در آموزه‌های دینی برای بهداشت بدن وضو، غسل،<ref>سورۀ مائده، آیۀ 6.</ref> طهارت لباس،<ref>سورۀ مدثر، آیۀ 4.</ref> پاکیزگی محیط زیست، <ref>سورۀ حج، آیۀ 26.</ref>ممنوعیت آمیزش با زنان در عادت ماهیانه،<ref>سورۀ بقره، آیۀ 222.</ref>دوری از زنا،<ref>سورۀ اسراء، آیۀ 32.</ref> لواط<ref>سورۀ اعراف، آیۀ 81 -81.</ref>  و استمناء<ref>سورۀ مومنون، آیۀ 7-5.</ref> توصیه شده است. از نظر دین اسلام، حفظ صحت و سلامت واجب و هر چیز زیان‌آوری که به جسم انسان لطمه وارد آورد حرام دانسته شده و تحت یک قاعدۀ فقهی «کلّ مُضرّ حرامٌ» (هر چیزی که ضرر دارد، حرام است)، بیان شده است. در سبک زندگی اسلامی گاهی یک امر واجب مانند «روزه» اگر برای بدن ضرر داشته باشد، تکلیف آن برداشته می‌شود.<ref>مطهری، مجموعه آثار، 1390ش، ج۲، ص۲۸۵.</ref> ذیل آیۀ اسراف: «کُلوا واشرَبوا ولا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین»<ref> سورۀ اعراف، آیۀ ۳۱.  </ref> نیز روایت شده که منظور از اسراف، مصرف هر چیزی است که از نظر سلامت، به بدن انسان زیان برساند. مفسران ذیل آیه به زیان‌های پرخوری برای بدن اشاره کرده و دربارۀ حکم شرعی آن بحث کرده‌اند.<ref>قرطبی، شمس‌الدین، تفسیر قرطبی، ج۷، ص۱۹۱ ۱۹۲.  </ref> با توجه به اهمیت سلامت و نقش اساسی آن در ارزش بدن انسان، درخواست سلامت بدنی از خداوند، جزء دعاهای مسلمانان است؛ چنان که در دعای «ابوحمزۀ ثمالی» (از دعاهای معروف ماه رمضان) سلامت در جسم و توانایی در بدن از خداوند خواسته می‌شود.<ref>جلال کمالی، «فرصتی برای تازگی روز تربیت بدنی و ورزش»، 1385ش، ص111.</ref> در روایتی از پیامبر اسلام، از سلامت و امنیت، به عنوان دو نعمت مخفی یاد شده است.<ref>مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج81، ص171.</ref>
'''4. پوشش'''
بر اساس اسناد تاریخی پوشش در همۀ ادوار تاریخ و تمام فرهنگ‌ها نشانه‌ای برای شخصیت انسان و احترام بدن او محسوب می‌شده است.<ref>مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، 1374ش، ج۶، ص۱۱۷</ref> در سبک زندگی اسلامی مسئلۀ پوشش زن و پنهان‌کردن زینت‌های ظاهری و باطنی وی، اهمیت بسیاری دارد. قرآن در چندین آیه به این موضوع با تعابیر مختلف اشاره کرده و زنان را از هتک حرمت خود با بدحجابی و بی‌حجابی، خودآرایی و خودنمایی در برابر نامحرم نهی کرده است؛ برای مثال در آیۀ 31 سورۀ نور، زنان را مکلف می‌کند که جاذبه‌ها و زینت‌های ظاهری و باطنی خود را آشکار نکنند، مگر آن مقدار که به‌صورت طبیعی نمایان است.<ref>سورۀ نور، آیۀ 31.</ref> در قرآن، موسی که هنگام آب‌کشیدن از چاه و سیراب‌کردن گوسفندان دختران جوان شعیب پیامبر، چشم‌پوشی کرد و به بدن آنها نگاه نکرد، به‌عنوان الگوی عفت و حیا معرفی شده است.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 26.</ref> به گفتۀ شهید مطهری، نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت‌های بی‌بندوبار، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضاهای رابطۀ جنسی را به‌صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع‌نشدنی در می‌آورد. به نظر پژوهشگران حفظ حریم میان زن و مرد و لزوم پوشش بدن زن به این دلیل است که مردان نسبت به زنان به محرک‌های جنسی حساس‌ترند و پوشش نامناسب زنان و جاذبۀ ناشی از آن مردان به‌خصوص جوانان را تحریک می‌کند. عدم پوشش مناسب بدن زن، علاوه‌بر ایجاد و شیوع فساد و فحشا موجب اختلال روانی و فروپاشی خانواده‌ها نیز می‌شود.<ref>مطهری، مجموعه آثار، 1390ش، ج19، ص435.</ref>
5'''. آرایش ظاهر'''
آراستگی ظاهری پیوند عمیق با حرمت تن داشته و به معنی مرتب، پاکیزه و مناسب‌بودن سر و وضع ظاهر بدن است.<ref>معین، فرهنگ فارسی، 1360ش، ج1، ص39.</ref> به باور پژوهشگران انسان به اقتضای فطرت، جویای پاکیزگی، زیبایی، تمیزی و آراستگی بوده و از پریشانی نفرت دارد. به‌همین دلیل در سبک زندگی اسلامی که منطبق بر فطرت الهی است، به آراستگی ظاهر اهمیت زیاد داده و مصادیق مختلف آن بیان شده است که برای مثال می‌توان به پوشیدن لباس پاکیزه و آراسته، شانه‌زدن و مراقبت از موی سر و محاسن، تمیزنگهداشتن بدن و زدودن موهای زاید آن، کوتاه‌کردن ناخن و دوری از چیزهای تنفرانگیز، مانند بوی بد دهان که از رعایت‌کردن بهداشت دهان و دندان ناشی می‌شود، اشاره کرد.<ref> [https://hawzah.net/fa/Article/View/111421/%D9%BE%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%B2%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1 مقدس‌نيا و محمدی، «پاکیزگی و آراستگی ظاهر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.]</ref>
'''6 آسیب‌زدن به بدن'''
آسیب‌زدن به بدن که در فقه اسلامی تحت عنوان «اضرار به نفس» آمده، از مؤلفه‌های مهم حرمت تن محسوب می‌شود و دارای مصادیق مختلف است؛ برای مثال استعمال دخانیات، ورزش‌های سخت و خطرناک<ref> سعیدی و دیگران، «حفظ تن و حرمت اضرار به نفس از منظر فرهنگ و سلامت (با تأکید بر کتاب مفاتیح الحیاۀ آیتالله جوادی آملی)»، 1401ش، ص29-32.</ref> و اعتیاد به مواد مخدر از جمله مصادیق اضرار به نفس بوده و بر اساس آموزه‌های دینی ممنوع است. سوءمصرف مواد مخدر در منابع مختلف به خودکشی تدریجی تشبیه شده که در آموزه‌های دینی به شدت نهی شده است.<ref>حمیدی، «اضرار به نفس در مصرف مواد مخدر از دیدگاه قرآن و فقه امامیه و اهل سنت»، 1399ش، ص887.</ref>
'''حرمت بدن در فرهنگ غرب'''
انسان در فرهنگ مدرن غرب تا حد یک ماشین تنزل کرده، روح و اصالت او انکار و اعتقاد به علت غایی و هدف‌داشتن طبیعت، یک عقیدۀ ارتجاعی تلقی می‌شود که از پیامدهای اصلی آن، اهمیت یافتن بدن و ظهور جامعۀ مصرفی است. در چنین فرهنگی، افراد با دست‌کاری ویژگی‌های ظاهری بدن و فاصله‌گیری از مفهوم «بدن طبیعی»، به ساخت بدن کالایی مبادرت می‌ورزند. جامعه‌شناسان معتقدند که کالاشدن بدن در جوامع غربی آن را به‌صورت سرمایۀ فیزیکی در آورده است. بدن در جریان فردی‌شدن دنیای مدرن، به حریمی شخصی تبدیل شده که غیر از خود فرد، هیچ نهاد دیگری اجازه ابراز نظر یا تصمیم‌گیری دربارۀ آن را ندارد. به گفتۀ پژوهشگران، این نوع نگاه، ارزش افراد را از مقام «خلیفة اللهی» به مقام حیوانی تنزل داده که ولنگاری جنسی؛ یعنی نگاه ابزاری به بدن زن،<ref>شیرازی، «نگاهی به نشانه‌های فرهنگ غرب»، خبرگزاری ایرنا. </ref> اختلاط، آزادی و بی‌بندوباری در روابط زن و مرد و آزادی جنسی و هم‌جنسی، ابراز قراردن زنان برای لذت‌بردن مردان، تجمل‌گرایی، اشرافی‌گری و مدپرستی، تحریک مردان با برهنگی و بی‌حجابی و رهاساختن زنان، سست‌‌شدن بنیان خانواده، و بی‌هویت‌کردن کودکان از پیامدهای مخرب آن است.<ref>شخصیت و حقوق زنان: در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، 1383ش، ص7.</ref>
'''حرمت بدن میت'''
بر اساس آموزه‌های دینی جسم انسان همان‌طور که در زمان حیات دارای حرمت است، پس از مرگ نیز این احترام به قوت خود باقی می‌ماند. برخی مکاتب‌مادی‌گرا برای جسم انسان ارزش ابزاری قایل‌اند كه با مرگ فرد جسد او هم احترام ندارد.<ref>نورمحمدی، «ارزش‌شناسی در نظام جامع سلامت اسلام»، 1401ش، ص23.</ref> در روایات و دستورات اسلام توصیه‌های فراوانی در مورد حرمت جسد انسان شده و این ارزش و احترام تا حدی است كه برای جسارت و آسیب به جسد انسان، دیه تعیین شده است.<ref>نورمحمدی، «ارزش‌شناسی در نظام جامع سلامت اسلام»، 1401ش، ص22.</ref> حتی نبش قبر مسلمان جرم‌انگاری شده و قانون‌گذار برای آن مجازات حبس در نظر گرفته است.<ref>قانون مجازات اسلامی، مادۀ ۶۳۴.</ref> در دین اسلام قاعدۀ «حرمة المیت کحرمة الحی» اهمیت و احترام به جسد انسان را نشان می‌دهد<ref>.آقائی، جرائم علیه مردگان در حقوق کیفری ایران، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۱.</ref> به‌دلیل حرمت بدن انسان، در فقه اسلامی دفن بدن میت از واجبات کفایی دانسته شده<ref>طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۲.</ref> که باید پس از تشریفات دینی یعنی غسل، حنوط (مالیدن کافور بر مواضع سجود)، کفن‌کردن و خواندن نماز بر او انجام شود.<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴، ص۱۱۸-۲۶۳.</ref> همچنین تشریح مردۀ مسلمان، فقط در صورت بروز اضطرار، جایز دانسته شده است.<ref>خمینی، تحریر الوسیله، 1379ش، ج۲، ص۵۹۴. </ref>
'''حرمت تن در شعر فارسی'''
سعدی شیرازی شرافت تن انسان را ذیل شرافت روح (جان) انسان مطرح کرده و چنین می‌سراید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghazal2/sh18 سعدی، مواعظ، غزلیات، غزل شمارۀ 11، وب‌سایت گنجور.]</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|تن آدمی شریف است به جان آدمیت|نه همین لباس زیباست نشان آدمیت}}
{{ب|اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی|چه میان نقش دیوار و میان آدمیت}}
{{ب|خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت|حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت}}
{{ب|به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد|که همین سخن بگوید به زبان آدمیت}}
{{ب|مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی|که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت}}
{{ب|اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد|همه عمر زنده باشی به روان آدمیت}}
{{ب|رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند|بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت}}
{{ب|طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت|به در آی تا ببینی طیران آدمیت}}
{{ب|نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم|هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
==پانویس==
{{پانویس}}
'''منابع'''
* قرآن کریم.
*
* آخوندی، مصطفی، «نگاهی به غذا و تغذیه از منظر اسلامی»، مجلۀ  حصون، شمارۀ 15، بهار 1387ش.
*
* آزاد ارمکی، تقی، چاوشیان، حسن، «بدن به مثابۀ رسانۀ هویت»، مجلۀ جامعه‌شناسی ایران، دورۀ 4، شمارۀ 4، 1381ش.
*
* آقایی، مجید، جرائم علیه مردگان در حقوق کیفری ایران، تهران، میثاق عدالت، ۱۳۸۵ش.
*
* ابراهیم‌نژاد، محمدرضا، «فلسفه پوشش وعفاف در فرهنگ اسلامی»، فصلنامه خط اول، سال دوم، شماره 5، تابستان 1387ش.
*
* بحرانی، محمد، سند العروة الوثقی (النکاح)، قم، باقیات، ۱۴۲۹ق.
*
* توضیح المسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1389ش.
*
* جلال کمالی، زینب خاتون، «فرصتی برای تازگی روز تربیت بدنی و ورزش»، مجلۀ گلبرگ، شمارۀ 79، مهر 1385ش.
*
* جباری، محمدرضا، «اصول تغذیه در سیره پیامبر اعظم»، مجلۀ تاریخ در آیینۀ پژوهش، شمارۀ 13، 1386ش.
*
* جمعی از نویسندگان، احکام اسلامی، وب‌سایت کتابخانه مدرسۀ فقاهت، تاریخ بازدید: 10 بهمن 1402ش.
*
* حسن‌لو، امیرعلی، «بهداشت فردی در سیرۀ نبوی»، مجلۀ حبل‌المتین، سال اول، زمستان 1391ش.
*
* حقیقتیان، منصور و دیگران، «بررسی عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر تصویر بدن با تأکید بر سبک زندگی در بین دختران و زنان جوان»، مجلۀ مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، شمارۀ 14، اسفند 1394ش.
*
* حمیدی، مهدی، «اضرار به نفس در مصرف مواد مخدر از دیدگاه قرآن و فقه امامیه و اهل سنت»، مجموعه مقالات نهمین همایش ملی پژوهش‌های مدیریت و علوم انسانی در ایران، 21 اسفند 1399ش.
*
* خمینی، سیدروح‌الله، استفتائات امام خمینی، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1372ش.
*
* ‌خمینی، سیدروح‌الله، تحریر الوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۷۹ش.
*
* خمینی، سیدروح‌الله، جهاد با نفس یا جهاد الاکبر، قم، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1378ش.
*
* ذکایی، محمدسعید «جوانان، بدن و فرهنگ تناسب»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شمارۀ 1، 1386ش.
*
* رضوانی‌پور، محمدرضا، «بهداشت جسم و جان در نگاه پیامبر اعظم»، مجلۀ  پاسدار اسلام، شمارۀ 306،  خرداد 1386ش.
*
* سعدی، غزلیات، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: 10 بهمن 1402ش.
*
* سعیدی، مریم و دیگران، «حفظ تن و حرمت اضرار به نفس از منظر فرهنگ و سلامت (با تأکید بر کتاب مفاتیح الحیاۀ آیت‌الله جوادی آملی)»، مجلۀ پژوهش‌های کاربردی در مدیریت و علوم انسانی، سال سوم، شمارۀ 8،  پاییز 1401ش.
*
* شخصیت و حقوق زنان: در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، تهران، قدر ولایت، 1383ش.
*
* شیرازی، علی، «نگاهی به نشانه‌های فرهنگ غرب»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۱ش.
*
* طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، قم، دفتر انتشارات اسلامى، بی‌تا.
*
* طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۹ق.
*
* طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، 1378ش.
*
* عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، قم، آل‌البیت، 1416ق.
*
* قانون مجازات اسلامی، تهران، قانون‌یار، 1392ش.
*
* قرطبی، شمس‌الدین، تفسیر قرطبی، قاهره، دار الكتب المصرية، 1964م.
*
* کاشف الغطاء، جعفربن خضر بن یحی، کشف الغطاء، خراسان، مكتب الاعلام الاسلامي، بی‌تا.
*
* مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تصحیح محمدباقر محمودی و دیگران، بیروت،‌ دار احیاء‌ التزاث العربی، ۱۴۰۳ق.
*
* مطهری، مرتضی،  مجموعه آثار شهید مطهری، قم، صدرا، 1390ش.
*
* معین، محمد، فرهنگ فارسی، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ درج مطلب: 10 بهمن 1402ش.
*
* معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1360ش.
*
* مقدس‌نيا، سیدمحمد و محمدی، محمدمهدی، «پاکیزگی و آراستگی ظاهر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 7 آبان 1396ش.
*
* مکارم شیرازی، احکام بانوان، قم، امام علی بن ابی‌طالب، 1389ش.
*
* مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1374ش.
*
* مولوی، محمدعلی و گیتی ‌ثمر ، بهداشت همگانی، تهران، چهر، 1367ش.
*
* نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
*
* نورمحمدی، غلام‌رضا، «ارزش‌شناسی در نظام جامع سلامت اسلام»، فصلنامه قرآن و طب، دورۀ 7، شمارۀ 3، پاییز 1401ش.
*
* نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسة آل‌البيت لإحياء التراث، ۱۴۰۸ق.
ویکی زندگی
{{درشت|'''حرمت بدن'''}}، احترام و ارزش بدن و تأثیر آن بر رفتار با بدن.
بدن مورد توجه ادیان و علوم مختلفی قرار گرفته است. در این توجه، برخی از رویکردها برای بدن، احترام و ارزش قائل بوده و انسان را از انجام رفتارهای نامناسب با آن پرهیز می‌دهند، اما برخی دیگر از رویکردها برای بدن ارزش و احترامی قائل نیستند.
==مفهوم‌شناسی==
حرمت به‌معنای احترام، عزت، فروتنی، حرام بودن و حرمت‌داشتن به معنای احترام‌داشتن، ارجمندداشتن و محترم‌شمردن است.<ref>. [https://vajehyab.com/?q=حرمت&d=dehkhoda دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه حرمت.]</ref> حرمت بدن به‌معنای احترام‌داشتن بدن و حرام‌بودن برخی رفتارهای نامناسب با [[بدن]] است. دربارهٔ حرمت بدن انسان، فلسفه‌های مدافع [[برهنگی]] پاسخ منفی می‌دهند و فرهنگ‌های دینی علاوه بر روح برای بدن نیز احترام قائل هستند. از این‌رو بدن فردی که از دنیا رفته را نیز محترم می‌شمارند.<ref>. [https://www.jahannews.com/analysis/168532/آیا-بدن-انسان-حرمت رحیم‌پور ازغدی، «آیا بدن انسان حرمت دارد؟»، وب‌سایت جهان‌نیوز.]</ref>
==حرمت دینی بدن==
دورکیم از حرمت دینی بدن میان قبائل استرالیا حکایت می‌کند. به‌نظر او توتمیزم شامل عقایدی است که مردم آن را محترم می‌شمردند. طبق این عقاید [[خالکوبی|خالکوبی‌هایی]] بر روی بدن‌ها انجام می‌شد که نشانهٔ کلان قبیله بود. بدن همهٔ افراد قبیله مطابق نشانهٔ کلان قوم، زینت می‌یافت و همگان دارای هویت یکسان و مشترک می‌شدند. این هویت یکسان کلان را با اعضای قبیله مرتبط می‌ساخت اما از کلان‌های دیگر متمایز می‌کرد. حرمت بدنی یکسان میان همهٔ اعضای قبیله تحقق می‌یافت که فاقد مؤلفهٔ فردگرایی بود.<ref>-پرستش و همکاران، «بررسی جامعه‌شناختی مدیریت ظاهر و هویت فردی در بین جوانان) مطالعه موردی شهر بابلسر)»، 1378ش، ص28.</ref> طبق این روایت دورکیم، حرمت دینی بدن انسان با بدن جسمانی او گره خورده است.<ref>-آزاد ارمکی و غراب، «جایگاه بدن در دین»، 1389ش، ص33.</ref>
==حرمت بدن در جامعه‌شناسی==
نویسندگان غربی مدعی هستند که قدرت انسان در ایجاد تغییرات در زندگی روزمره منوط به [[مدیریت بدن]] در طول زمان و مکان است.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p23.</ref> فعالیت‌های معطوف به بدن نظیر مسواک‌زدن دندان‌ها، شستن بدن، کوتاه‌کردن ناخن‌ها، آرایش‌کردن یا اصلاح صورت و نظافت پاها در واقع رعایت حرمت بدن و حقوق دیگران است؛ لذا باید مراقبت زنان از بچه‌ها را نیز به‌عنوان یک فعالیت بدنی در این راستا تفسیر کرد.<ref>- Shilling, The Body and Social Theory, 1993, p120.</ref>
==بدن به منزله یک کیش==
برخی [[جامعه شناسی بدن|جامعه‌شناسان]] از حرمت جسمانی بدن به «کیش بدنی» تعبیر کرده‌اند. بودریار معتقد است که بدن از «هیچ» به یک «کیش» بدل شده است و «کیش بدن» صرفاً متضاد با «کیش روح» نیست، بلکه جانشین آن است.<ref>- مزینانی و محمدی، «تحلیل فرهنگی مصرف بدن در اسلام و لیبرالیسم»، 1400ش، ص49.</ref> کیش بدنی، ایدئولوژی‌هایی همانند ایدئولوژی معنوی ارائه می‌دهد. علاوه بر این یک نوع اخلاق جدید است که در آن جنبهٔ لذت‌گرایی غلبه دارد. سیستم ارزشی آن فردگرایانه است. علاوه بر این، ادعا می‌کند که بدن، یک جسم صرف نیست، بلکه اسطورهٔ راهنمای اخلاق مصرفی، تکیه‌گاه تولید اقتصادی و استراتژی کنترل اجتماعی است.<ref>- Baudrillard, The Consumer Society: Myth &amp; Structures, 1998, p135.</ref>
فرانک بخش اقتصادی کیش بدنی را توضیح می‌دهد؛ بدنی وجود دارد که در رحم شکل می‌گیرد، در زندگی تغییر شکل می‌یابد و با مردن تجزیه خواهد شد. هستی جسمانی، مؤلفهٔ مهم بدن را تشکیل می‌دهد. ویژگی جسمانی بدن‌ها واقعیت سرسخت است که ابزار عمل و همچنین محدودیت‌هایی پیش روی افراد قرار می‌دهند.<ref>- Frank, For a sociology of the body: an analytical review', 1991, p48.</ref>
==بدن به منزله سرمایه فیزیکی==
در نگاه بوردیو، بدن در ابتدا سرمایهٔ فیزیکی است، اما در مرحلهٔ بعد قابل تبدیل به سرمایهٔ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. بخشی از ارزش بدن به کالایی‌شدن آن مرتبط است، این نوع حرمت‌گذاری نه‌تنها به‌معنای نقش بدن در خرید و فروش نیروی کار، بلکه به‌عنوان دارندهٔ قدرت، جایگاه و اشکال نمادین متمایز، برای انباشت منابع مختلف ضروری است. سرمایهٔ فیزیکی به‌معنای امکان تبدیل مشارکت بدنی در کار، اوقات فراغت و سایر عرصه‌ها به اَشکال مختلف سرمایه؛ مثلاً تبدیل سرمایهٔ فیزیکی به سرمایهٔ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. کنش‌گری که دارای سرمایهٔ فیزیکی است، از طریق سبک‌های راه‌رفتن، صحبت‌کردن و لباس‌پوشیدن می‌تواند آن را به سرمایه‌های دیگر تبدیل کند، به شرطی که چنین تبدیل سرمایه‌ها را آموزش دیده باشد. عادت‌واره، سلایق و میادین اجتماعی می‌توانند بر توسعهٔ سرمایهٔ فیزیکی افراد تأثیر بگذارد. نوع نگاه زنان و فرصت‌های آنان برای توسعهٔ سرمایهٔ فیزیکی تفاوت اساسی با مردان دارد. زنان فرصت کمتری برای تبدیل سرمایه‌ها دارند و بیشتر به تأمین نیازهای ضروری مشغول هستند، هرچند که تشویق‌های زنان برای توسعهٔ سرمایهٔ فیزیکی، در جامعه بیشتر از مردان است.<ref>-Bourdieu, Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste, 1984, p198.</ref>
طبقات پائین نیز از برخی سرمایه‌های فیزیکی خاص برخوردار هستند، از جمله عضلات قوی و قدرتمند که برای تبدیل به سرمایه‌های اقتصادی و اجتماعی مفید خواهد بود.<ref>- Bourdieu, 'The forms of capital', 1986, p246.</ref>
==حرمت بدن در اسلام==
در اسلام فرد، مالک تام‌الاختیار بدن خود نیست و مکلف به نگهداری از آن است.<ref>- ابن‌باویه، معانی الاخبار، 1403ق. ص408.</ref> بدن در آموزه‌های دینی احترام دارد و هر کاری که برای بدن ضرر داشته باشد،<ref>- حرانی، تحف العقول، 1404ق، ص٣٣٧.</ref> حتی اعمال عبادی،<ref>- سوره بقره، آیه 184.</ref> منع شده است.<ref>- حرانی، تحف العقول، 1404ق، ص٣٣٧.</ref>
اسکات کگل در پژوهشی با بررسی شش عارف بزرگ مسلمان نظر اسلام راجع به بدن را استخراج کرده است؛ از نظر او عرفای بزرگ مسلمان بدن را منبع نمادین ایجاد معنای دینی، انسجام اجتماعی و تجربهٔ قدسی می‌دانستند؛ یعنی بدن در عین حال که جسمش احترام دارد؛ دارای جنبه‌های معنوی قابل احترام نیز هست.<ref>- آزاد ارمکی و غراب، «جایگاه بدن در دین»، 1389ش، ص21.</ref>
===بهداشت فردی===
برخی آموزه‌های دینی بر بهداشت فردی تأکید دارند.<ref>- سوره بقره، آیه 222.</ref> به‌عنوان نمونه بر حفظ بهداشت فردی در ایام مقدس نظیر اعیاد اسلامی قربان،<ref>- شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، 1413ق، ج1، ص507.</ref> فطر<ref>- حرعاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج‏3، ص329.</ref> و غدیر خم<ref>- نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج‏2، ص520.</ref> و روزهای مقدس نظیر روزهای جمعه بیشتر از ایام معمولی تأکید دارند.<ref>- ابن‌طاووس، جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع‏، 1330ق، ص366.</ref> همچنین پاکی بدن در مکان‌های مقدس نظیر مساجد مورد تأکید ویژه است.<ref>- حر عاملی، الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیة (کلیات حدیث قدسی)، 1380ش، ص298.</ref>
===پوشش بدن===
اسلام دلالت‌های نمادین مصرفی پوشش را با رعایت حرمت بدن می‌پذیرد و بر حرمت بدن زنان بیشتر از مردان تأکید کرده است. به همین دلیل به زنان توصیه شده که از مزایای جسمانی به‌صورت صحیح استفاده کنند و برای حل مسائلی نظیر بهبود روابط همسران مورد بهره‌برداری قرار دهند. اگر مدیریت بدن در راستای تقویت خانواده و تقویت علقهٔ خانوادگی باشد، نه‌تنها مضر نیست، بلکه توصیه نیز شده است. اسلام با مدیریت بدن با هدف سیراب‌کردن افراد چشم‌چران مخالف است، چون بدن را مقدس‌تر از این مسائل می‌داند.<ref>- سوره نور، آیه 31.</ref>
===آرایش بدن===
در اسلام زینت بدن زنان و مردان از جمله عوامل تقویت ارتباط انسان با خدا شمرده شده است و کسانی که آراستگی را مغایر با بندگی خدا می‌دانند، سرزنش می‌کند و امور تزئینی را برای بندگان خوب خدا می‌داند تا هیچ شبهه‌ای در ضرورت تزئین بدن برای مسلمانان باقی نماند.<ref>-سوره اعراف، آیه 31؛ کاشانی، تفسیر صافی، 1415ق، ج2، ص191.</ref>
اسلام به‌دلیل حرمت‌داشتن بدن، برای آرایش بدنی در عرصه‌های عمومی محدودیت‌هایی نیز قائل شده است، اما روابط میان اعضای خانواده را کمتر مقید کرده است، تا برقراری ارتباط میان اعضای خانواده‌ها آسان‌تر امکان‌پذیر شود.<ref>-سوره نور، آیه 31.</ref>
===سلامت بدن===
تلاش برای حفظ سلامتی بدن یکی از وجوه مهم مدیریت بدن است؛ اسلام برای سلامت بدن اهمیت فراوانی قائل است و در قرآن آیات فراوانی به سلامت بدن پرداخته است'''.'''<ref>-[https://khorasan.iqna.ir/fa/news/1411224/نگاهی-گذرا-به-تأکیدات-قرآن-در-بخش-سلامت-بدن «نگاهی گذرا به تأکیدات قرآن در بخش سلامت بدن»، خبرگزاری بین‌المللی قرآن.]</ref> کارهایی که بدن انسان را به هر شکل ممکن به خطر بیاندازد، در اسلام روا نیست.<ref>- سوره بقره، آیه 195.</ref> اهتمام ائمهٔ معصومین به معالجه‌کردن بدن‌های انسان‌ها مثل اهتمام آنها به ضرورت معالجهٔ روح آنان بوده است.<ref>- فرزندان بسطام، طب الائمه، 1385ق، ص3.</ref>
تفاوت مهم سلامت بدن در اسلام با دیگران در نحوهٔ نگاه به سلامتی است، اسلام سلامت بدن را با حرمت بدن مرتبط می‌داند، به‌دلیل این‌که سلامتی بدن را به‌عنوان یک نعمت الهی برای بشر می‌داند.<ref>- صدوق، خصال، 1362ش، ج1، ص34.</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
{{آغاز منابع}}
* قرآن.
* آزاد ارمکی، تقی و غراب، ناصر الدین، «جایگاه بدن در دین»، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، سال ششم، شماره ۱۸، بهار ۱۳۸۹ش.
* ابن‌طاووس، علی بن موسی‏، جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع‏، قم، دار رضی، ۱۳۳۰ق.
* پرستش، شهرام و همکاران، «بررسی جامعه‌شناختی مدیریت ظاهر و هویت فردی در بین جوانان) مطالعه موردی شهر بابلسر)»، مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال پنجم، شماره ۲، ۱۳۷۸ش.
* حر عاملی، محمد بن حسن، الجواهر السنیهٔ فی الأحادیث القدسیة (کلیات حدیث قدسی)، تهران، دهقان، ۱۳۸۰ش.
* حر عاملی، محمد حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل‌البیت‏، ۱۴۰۹ق.
* حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
* دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۸ تیر ۱۴۰۴ش.
* رحیم‌پور ازغدی، حسن، «آیا بدن انسان حرمت دارد؟»، وب‌سایت جهان‌نیوز، تاریخ انتشار: ۷ خرداد ۱۳۹۰ش.
* صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.
* صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، ۱۴۰۳ق.
* صدوق، محمد بن علی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
* فرزندان بسطام، عبدالله و حسین، طب الائمهٔ، مترجمان: حسین صابری و محمد صالحی، قم، چاپخانه حیدریه، ۱۳۸۵ق.
* کاشانی، محمد، تفسیر صافی، تهران، مکتبهٔ صدر، ۱۴۱۵ق.
* مزینانی، مهدی و محمدی، حمیدرضا، «تحلیل فرهنگی مصرف بدن در اسلام و لیبرالیسم»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال دوازدهم، شماره ۴، پیاپی ۴۸، پاییز ۱۴۰۰ش.
* «نگاهی گذرا به تأکیدات قرآن در بخش سلامت بدن»، خبرگزاری بین‌المللی قرآن، تاریخ انتشار: ۵ خرداد ۱۳۹۳ش.
* نوری، حسین بن محمدتقی‏، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل‌البیت‏، ۱۴۰۸ق.
* Bourdieu, Distinction: A Social Critique of the Judgement of Taste, London, Routledge, 1984.
* Bourdieu, Pierre, “The forms of capital”, in J. Richardson (ed.), Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education, 1986.
* Baudrillard, Jean, The Consumer Society: Myth &amp; Structures, London. Thousand Oaks. New Delhi, Sage, 1998.
* Frank, Arthur, W, 'For a sociology of the body: an analytical review', in M. Featherstone, M. Hepworth and B. Turner (eds), ''The Body: Social Process and Cultural Theory(chapter2)'', London: Sage, 1991.
* Shilling, Chris, The Body and Social Theory, London, Newbury Park and New Delhi, Sage Publications, 1993.
{{پایان منابع}}
ویکی جنسیت