بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''حکومتهای شیعه در ایران؛''' تشکیل دولتهای شیعی از گرایشهای مختلف زیدیه، اسماعیلیه و اثنیعَشَری در ایران. | '''<big>حکومتهای شیعه در ایران؛</big>''' تشکیل دولتهای شیعی از گرایشهای مختلف زیدیه، اسماعیلیه و اثنیعَشَری در ایران. | ||
با پیدایش اسلام، اندیشهای مترقی ظهور کرد که علاوه بر شبه جزیره عربستان بسیاری از سرزمینهای دیگر از جمله ایران را نیز در برگرفت. هرچند فتح ایران در دوره خلیفه دوم بهواسطه جنگ بود، اما نشر و گسترش اسلام، زمانی که دین زرتشت دیگر پاسخگوی نیازهای ایرانیان نبود، عمدتاً با پذیرش داوطلبانه و آشنایی تدریجی آنان با تعالیم اسلام، بهویژه از طریق ائمه و آموزههای اصیل شیعی، صورت گرفت. همچن ینیکتاپرستی و آشنایی ایرانیان با ادیان الهی در گرایش آنان به تشیع تأثیرگذار بوده است. از نخستین نمودهای سیاسی تشیع در ایران، دولت علویان طبرستان بود که الگویی برای حکومتهای بعدی شیعی همچون آل مسافر، آل بویه، باوندان اسپهبّدیه و شاخههای مختلف حاکمیتهای اسماعیلی از جمله نزاریان ایران شد. در سدههای میانه، جنبشهایی چون سربداران، مرعشیان و آل کیا جلوههای دیگری از پیوند تشیع با ساختار قدرت محلی را رقم زدند. در ادامه، دولتهایی مانند مشعشعیان و سرانجام صفویان با رسمیکردن تشیع در سراسر ایران، این جریان تاریخی را به اوج سیاسی و فرهنگی خود رساندند. ابعاد مختلف دولتهای شیعی شامل تاریخ سیاسی، زمینهها، علل صعود و افول و تحولات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، عاملی قوی در گسترش اندیشه و فرهنگ سیاسی و اجتماعی شیعی در قلمرو خود بودند. | با پیدایش اسلام، اندیشهای مترقی ظهور کرد که علاوه بر شبه جزیره عربستان بسیاری از سرزمینهای دیگر از جمله ایران را نیز در برگرفت. هرچند فتح ایران در دوره خلیفه دوم بهواسطه جنگ بود، اما نشر و گسترش اسلام، زمانی که دین زرتشت دیگر پاسخگوی نیازهای ایرانیان نبود، عمدتاً با پذیرش داوطلبانه و آشنایی تدریجی آنان با تعالیم اسلام، بهویژه از طریق ائمه و آموزههای اصیل شیعی، صورت گرفت. همچن ینیکتاپرستی و آشنایی ایرانیان با ادیان الهی در گرایش آنان به تشیع تأثیرگذار بوده است. از نخستین نمودهای سیاسی تشیع در ایران، دولت علویان طبرستان بود که الگویی برای حکومتهای بعدی شیعی همچون آل مسافر، آل بویه، باوندان اسپهبّدیه و شاخههای مختلف حاکمیتهای اسماعیلی از جمله نزاریان ایران شد. در سدههای میانه، جنبشهایی چون سربداران، مرعشیان و آل کیا جلوههای دیگری از پیوند تشیع با ساختار قدرت محلی را رقم زدند. در ادامه، دولتهایی مانند مشعشعیان و سرانجام صفویان با رسمیکردن تشیع در سراسر ایران، این جریان تاریخی را به اوج سیاسی و فرهنگی خود رساندند. ابعاد مختلف دولتهای شیعی شامل تاریخ سیاسی، زمینهها، علل صعود و افول و تحولات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، عاملی قوی در گسترش اندیشه و فرهنگ سیاسی و اجتماعی شیعی در قلمرو خود بودند. | ||
'''مفهومشناسی''' | == '''مفهومشناسی''' == | ||
شیعه در لعت به معنای گروه، گروه پیروان، گروه همدل، یاران، انصار و اتباع که بر امری یکسخن باشند.[1] تشیع در لغت به معنای دعوی مذهب شیعه کردن است.[2] اگر وازه شیعه همراه با «ال» تعریف به کار رود ناگزیر اختصاص به افرادی دارد که از باب اعتقاد به امامت و ولایت بلافصل امام علی بعد از رحل پیامبر و نفی امامت از کسانی که در خلافت بر او پیشی گرفتند، از آن امام پیروی کردند.[3] | شیعه در لعت به معنای گروه، گروه پیروان، گروه همدل، یاران، انصار و اتباع که بر امری یکسخن باشند.[1] تشیع در لغت به معنای دعوی مذهب شیعه کردن است.[2] اگر وازه شیعه همراه با «ال» تعریف به کار رود ناگزیر اختصاص به افرادی دارد که از باب اعتقاد به امامت و ولایت بلافصل امام علی بعد از رحل پیامبر و نفی امامت از کسانی که در خلافت بر او پیشی گرفتند، از آن امام پیروی کردند.[3] | ||
'''پیدایی و دیگرگونی تشیع''' | == '''پیدایی و دیگرگونی تشیع''' == | ||
درباره این مسئله که از چه زمانی شیعه شکل گرفت نظریههای متفاوتی ذکر شده است. | درباره این مسئله که از چه زمانی شیعه شکل گرفت نظریههای متفاوتی ذکر شده است. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۵: | ||
۸) ظهور شیعه بهعنوان یک فرقه با کلام و اعتقاد ویژه خود همچون یک مذهب فکری و سیاسی با ظهور نظریه «نص و تعیین» در اواخر سده اول هجرت بوده است.[5] | ۸) ظهور شیعه بهعنوان یک فرقه با کلام و اعتقاد ویژه خود همچون یک مذهب فکری و سیاسی با ظهور نظریه «نص و تعیین» در اواخر سده اول هجرت بوده است.[5] | ||
'''فرقههای شیعه''' | == '''فرقههای شیعه''' == | ||
از مهمترین زمینهای که انشعاب و فرقههای جدیدی را در میان شیعیان به وجود آورده است، سلسله امامان و چگونگی فرآیند انتقال امامت و وصایت و انتخاب امام بعدی بود.[6] همچنین پیدایش علم کلام و عدم دستیابی شیعه به حاکمیت سیاسی پس از شهادت امام حسین و یارانش و قیامهایی که بهمنظور خونخواهی آنان صورت گرفت، باعث پراکندگی و ایجاد فرقهها و عدم اتحاد در جامعه شیعه شد.[7] | از مهمترین زمینهای که انشعاب و فرقههای جدیدی را در میان شیعیان به وجود آورده است، سلسله امامان و چگونگی فرآیند انتقال امامت و وصایت و انتخاب امام بعدی بود.[6] همچنین پیدایش علم کلام و عدم دستیابی شیعه به حاکمیت سیاسی پس از شهادت امام حسین و یارانش و قیامهایی که بهمنظور خونخواهی آنان صورت گرفت، باعث پراکندگی و ایجاد فرقهها و عدم اتحاد در جامعه شیعه شد.[7] | ||
'''زیدیه''' | === '''زیدیه''' === | ||
زیدیه از جمله یکی از فرقههای شیعه، به امامت امام علی، امام حسن، امام حسین و زید بن علی قائل هستند.[8] این فرقه پیروان زید بن علی بن حسین هستند و امامت را در اولاد فاطمه زهرا منحصر میدانند و در گروه دیگری غیر از آنان جایز نمیدانند. اعتقاد دارند امامت واجب الاطاعه به هر مردی از اولاد فاطمه میرسد که مردم را به امامت خود دعوت کند و عادل، عالم و اهل علم، سخاوتمند و شجاع باشد[9] و فرقی نمیکند که از اولاد امام حسن یا از اولاد امام حسین باشد.[10] | زیدیه از جمله یکی از فرقههای شیعه، به امامت امام علی، امام حسن، امام حسین و زید بن علی قائل هستند.[8] این فرقه پیروان زید بن علی بن حسین هستند و امامت را در اولاد فاطمه زهرا منحصر میدانند و در گروه دیگری غیر از آنان جایز نمیدانند. اعتقاد دارند امامت واجب الاطاعه به هر مردی از اولاد فاطمه میرسد که مردم را به امامت خود دعوت کند و عادل، عالم و اهل علم، سخاوتمند و شجاع باشد[9] و فرقی نمیکند که از اولاد امام حسن یا از اولاد امام حسین باشد.[10] | ||
'''اسماعیلیه''' | === '''اسماعیلیه''' === | ||
این فرقه با عناوین دیگری نظیر سبعیه[11]، قرامطه[12]، باطنیه[13]، حشیشیه، تعلیمیه، و الدعوه یا الدعوه الهادیه شناخته میشود.[14] اسماعیلیه امامت امام حسن فرزند امام علی را قبول ندارند.[15] اسماعیلیه، بعد از شهادت امام صادق به امامت فرزندش اسماعیل با عنوان «اسماعیلیه خالصانه» یا نوادهاش محمد بن اسماعیل بن جعفر با نام «مبارکیه» اعتقاد پیدا کردند.[16] این فرقه بعد از شیعه اثنیعَشَری، اکثریت را تشکیل میدهد و پیروان آن در بیش از ۲۵ کشور، در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی پراکنده شدند. بیشتر اسماعیلیان نیز در هند، پاکستان و شرق آفریقا زندگی میکنند.[17] | این فرقه با عناوین دیگری نظیر سبعیه[11]، قرامطه[12]، باطنیه[13]، حشیشیه، تعلیمیه، و الدعوه یا الدعوه الهادیه شناخته میشود.[14] اسماعیلیه امامت امام حسن فرزند امام علی را قبول ندارند.[15] اسماعیلیه، بعد از شهادت امام صادق به امامت فرزندش اسماعیل با عنوان «اسماعیلیه خالصانه» یا نوادهاش محمد بن اسماعیل بن جعفر با نام «مبارکیه» اعتقاد پیدا کردند.[16] این فرقه بعد از شیعه اثنیعَشَری، اکثریت را تشکیل میدهد و پیروان آن در بیش از ۲۵ کشور، در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی پراکنده شدند. بیشتر اسماعیلیان نیز در هند، پاکستان و شرق آفریقا زندگی میکنند.[17] | ||
'''امامیه''' | === '''امامیه''' === | ||
عنوان شیعه از منظر رجالنویسان، تنها بر شیعیان امامیه یا شیعه دوازدهامامی یا شیعه اثنیعَشَری اطلاق میشود و آنان بیشترین گروه از مذهب شیعه هستند. رهبری جامعه پس از پیامبر از طریق نص رسول خدا است و امام از سوی خدا تعیین میشود و هر امامی باید پیش از رحلت، جانشین خود را معرفی و منصوب کند[18]. شیعه امامی در منابع، بیش از یک معنا و مفهوم ندارد و آن، اعتقاد به جانشینی امام علی و فرزندان بلافصل او است که بعد از درگذشت پیامبر تا غیبت صغری، هیچ تغییری در آن رخ نداده است.[19] کلیات اندیشه شیعه اثنیعَشَری دارای رویکرد عقلگرا است و بر پنج اصل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد شکل گرفته است.[20] منابع اندیشههای شیعیان امامیه، براساس چهار منبع قرآن، سنت (روایات پیامبر و ائمه)، عقل و اجماع شکل میگیرد.[21] | عنوان شیعه از منظر رجالنویسان، تنها بر شیعیان امامیه یا شیعه دوازدهامامی یا شیعه اثنیعَشَری اطلاق میشود و آنان بیشترین گروه از مذهب شیعه هستند. رهبری جامعه پس از پیامبر از طریق نص رسول خدا است و امام از سوی خدا تعیین میشود و هر امامی باید پیش از رحلت، جانشین خود را معرفی و منصوب کند[18]. شیعه امامی در منابع، بیش از یک معنا و مفهوم ندارد و آن، اعتقاد به جانشینی امام علی و فرزندان بلافصل او است که بعد از درگذشت پیامبر تا غیبت صغری، هیچ تغییری در آن رخ نداده است.[19] کلیات اندیشه شیعه اثنیعَشَری دارای رویکرد عقلگرا است و بر پنج اصل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد شکل گرفته است.[20] منابع اندیشههای شیعیان امامیه، براساس چهار منبع قرآن، سنت (روایات پیامبر و ائمه)، عقل و اجماع شکل میگیرد.[21] | ||
'''پیشینه''' | == '''پیشینه''' == | ||
براساس شواهد تاریخی و منابع تفسیری، کانون اصلی تشیع در زمان حیات رسول خدا و در منطقه حجاز بوده است. اصطلاح «شیعه علی»، در مورد شماری از صحابه، به نقل از زبان همسران رسول خدا، در جریان صلح امام حسن و سایر حوادث تاریخی کاربرد داشته است. تشیع قبل از ورود اسلام به مرزهای ایران، شکل گرفته بود و در دوران خلفای سهگانه نیز جمعی مشخص با اصطلاح «شیعه علی» نامگذاری میشدند. از اینرو، نظریه مستشرقان در مورد گرایش ایرانیان به تشیع براساس اندیشة باستانی، ساخته و پرداختة ذهنیت آنان است.[22] | براساس شواهد تاریخی و منابع تفسیری، کانون اصلی تشیع در زمان حیات رسول خدا و در منطقه حجاز بوده است. اصطلاح «شیعه علی»، در مورد شماری از صحابه، به نقل از زبان همسران رسول خدا، در جریان صلح امام حسن و سایر حوادث تاریخی کاربرد داشته است. تشیع قبل از ورود اسلام به مرزهای ایران، شکل گرفته بود و در دوران خلفای سهگانه نیز جمعی مشخص با اصطلاح «شیعه علی» نامگذاری میشدند. از اینرو، نظریه مستشرقان در مورد گرایش ایرانیان به تشیع براساس اندیشة باستانی، ساخته و پرداختة ذهنیت آنان است.[22] | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
| خط ۸۲: | خط ۷۵: | ||
! | ! | ||
|} | |} | ||
== '''گرایش ایرانیان به تشیع''' == | |||
در دستهبندی عوامل اساسی رشد سریع تشیع در ایران میتوان به دو علت نخست، عامل معرفتی، فرهنگی، تمدنی و اجتماعی و دوم، عوامل سیاسی و حاکمیتی اشاره کرد که از عوامل درونی منشعب شده و اندیشه شیعه را رواج داده است.[1] | در دستهبندی عوامل اساسی رشد سریع تشیع در ایران میتوان به دو علت نخست، عامل معرفتی، فرهنگی، تمدنی و اجتماعی و دوم، عوامل سیاسی و حاکمیتی اشاره کرد که از عوامل درونی منشعب شده و اندیشه شیعه را رواج داده است.[1] | ||
'''عامل معرفتی، فرهنگی، تمدنی و اجتماعی''' | === '''عامل معرفتی، فرهنگی، تمدنی و اجتماعی''' === | ||
پذیرش تشیع در بین ایرانیان بهصورت تدریجی بوده است که برای آن دلایلی چون علاقه ایرانیان به اسلام و تشیع، نزدیکی امام علی به پیامبر، حمایت امام علی از ایرانیان در زمان خلافت، کسب حقایق تاریخ اسلام از زبان امام علی، آشنایی ایرانیان با صحابه بزرگ شیعی، ظلم و اجحاف در حق موالی، مظلومیت شیعیان و سیاستهای ضددینی حکومتهای اُموی و عباسی میتوان بیان کرد.[2] | پذیرش تشیع در بین ایرانیان بهصورت تدریجی بوده است که برای آن دلایلی چون علاقه ایرانیان به اسلام و تشیع، نزدیکی امام علی به پیامبر، حمایت امام علی از ایرانیان در زمان خلافت، کسب حقایق تاریخ اسلام از زبان امام علی، آشنایی ایرانیان با صحابه بزرگ شیعی، ظلم و اجحاف در حق موالی، مظلومیت شیعیان و سیاستهای ضددینی حکومتهای اُموی و عباسی میتوان بیان کرد.[2] | ||
از علل درونزا و اصلی گسترش تشیع در ایران، شعار عدالت و برابری و برقراری ارتباط معنوی ایرانیان با ائمه مانند رفتار عادلانه و الفتآمیز امام علی با موالی و ایرانیان تازه مسلمان در قبال رفتار نامناسب و تبعیضآمیز برخی از خلفا و اُمویان در تقسیم اموال بیتالمال بوده است.[3] | از علل درونزا و اصلی گسترش تشیع در ایران، شعار عدالت و برابری و برقراری ارتباط معنوی ایرانیان با ائمه مانند رفتار عادلانه و الفتآمیز امام علی با موالی و ایرانیان تازه مسلمان در قبال رفتار نامناسب و تبعیضآمیز برخی از خلفا و اُمویان در تقسیم اموال بیتالمال بوده است.[3] | ||
'''عوامل سیاسی و حاکمیتی''' | === '''عوامل سیاسی و حاکمیتی''' === | ||
در این زمنیه عوامل مختلفی مؤثر بوده است که نشان از شیعهگرایی ایرانیان دارد. | در این زمنیه عوامل مختلفی مؤثر بوده است که نشان از شیعهگرایی ایرانیان دارد. | ||
''' | # '''حضور موالی (ایرانیان مهاجر) در مرکز اسلام:''' موالی آن دسته از ایرانیانی بودند که با قبایل عرب پیمان اتحاد بستند. علاقهمندی آنان به اهلبیت از عوامل مبنایی شیعه شدن ایرانیان است. علت دیگر، تبغض و تفاوتهای زیادی بود که باعث رویگردانی آنها از خلفا شد. این تبعیضها شامل شناخته شدن بهعنوان شهروند درجه دوم در عراق، واگذاری کارهای پرمشقّتِ اداره امور بازار، ساختن راهها و اصلاح درختان، عدم راه دادن عجمها و موالی به شهر مدینه در زمان خلیفه دوم عمر بن خطاب، ندادن زن و همسر از اعراب به آنان و نداشتن حق ارث میشد. علاوه بر این موارد، اسلام موالی اسلام حقیقی دانسته نمیشد و از اسلام عربها پایینتر میدانستند و لذا موالی از زمان خلیفه دوم حق نداشتند امام جماعت شوند و یا در صف اوّل نماز بایستند. حتی در مذمت زبان فارسی، ابوهریره راوی کذاب یهود حدیثی جعل کرد که نزد خدا مبغوضترین زبان، زبان فارسی است. | ||
# '''هجرت علویان و سادات به ایران:''' مهاجرتها بیشتر از قرن دوم به بعد در دوران خلفای اُموی و عباسی بهمنظور مصون ماندن از جریانهای معارض و ستیزهگر با علویان و پیروان اهلبیت اتفاق افتاده است. | |||
''' | # '''هجرت امام رضا به ایران:''' همزمان با سکونت امام رضا در مرو، عدهای از سادات و آل ابیطالب در جوار امام آمدند و ارتباط امام با مردم در ترویج تشیع نقش مؤثری داشته است. بیان احادیث از جمله حدیث سلسله الذهب در جمع مردم نیشابور، خواندن خطبه و معرفی ولایت خود و ائمه در دربار مأمون عباسی، برگزاری مجالس مناظره و مباحثه در معرفی اهلبیت و مکتب شیعه، ارتباط با مردم و پاس به سؤالات و مجموعه نامههای امام به افراد مختلف، مسافرتها به شهرهای اطراف، مهاجرت گروه جدید علویان همزمان با سفر فاطمه معصومه به قم، در گرایش ایرانیان به تشیع تأثیر فراوانی داشته است. | ||
# '''سهم حکومتها و مجاهدت علما در شیعهگرایی ایرانیان:''' نحوة عملکرد حکومتهای شیعه پیش از صفویه در فراهمسازی بسترها و نهادهای فرهنگی سبب گسترش تشیع در نقاط مختلف ایران شده است. | |||
''' | # '''گستردگی تشیع در مناطق مختلف ایران قبل از صفویه:''' منطقه خراسان و شهرهای آن چون نیشابور، سبزوار، بیهق، مرو، منطقه تاریخی جبل از قصر شیرین تا ری و همدان، در غرب ایران منطقه دینور، مناطق مرکزی ایران مانند قم، آوه، کاشان، فارس، اصفهان، مناطق شمالی ایران، طبرستان، گیلان، زنجان، قزوین، منطقه سیستان از کرمان تا جنوب خراسان تا سواحل دریای عمان، از جمله مناطق شیعهنشین در ایران قبل از قرن دهم بوده است. قبل از ظهور دولت صفویه در ایران هیچ منطقهای نبود که شیعیان در آن سکونت نداشته باشند.[4] | ||
# '''شیعهگرایی ایرانیان پس از استقرار صفویه:''' براساس مستندات تاریخی، صفویان دولتی بودند که براساس اعتقادات قلبی مذهب تشیع را رسمی کردند. روند رسمیت یافتن تشیع در ایران در این دوره مرهون تلاش علما در دورههای قبل تا عصر صفویه است.[5] | |||
''' | |||
''' | |||
''' | |||
'''نخستین حکومتهای محلی و منطقهای پیش از صفویه''' | == '''نخستین حکومتهای محلی و منطقهای پیش از صفویه''' == | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|+ | |+ | ||
| خط ۲۱۲: | خط ۱۹۸: | ||
|} | |} | ||
|} | |} | ||
== '''رسمیت یافتن تشیع در سطح ملی در عصر صفوی''' == | |||
دعوت از علمای جبلعامل و تقویت موقعیت علما در ایران، اتحاد سیاسی کشور، تشکیل یک حکومت ملی و وحدت مذهبی شیعه امامیه در تشکیل حکومت صفویان (۹۰۷ -۱۱۳۵ق) نقش مهمی را ایفا کرد.[1] ۱۲ نفر از حاکمان آنان از شاه اسماعیل صفوی تا شاه عباس سوم ۱۱۴۸ق، در سه پایتخت تبریز، قزوین و اصفهان به قدرت رسیدند. رسمی شدن مذهب شیعه، به یکپارچگی مردم ایران، روابط متقابل سلاطین صفوی و علمای شیعه، صرافت سیاسی شاهان صفویه برای کسب مشروعیت سیاسی، رقابتهای منطقهای و مبارز با همسایگان اهلسنت(عثمانی)، ایجاد تغییر در نیروهای نظامی قزلباش، شکلگیری مناصب مذهبی مانند صدر و شیخالاسلام، رواج آموزهها و شعائر و آیینهای تعریفشده اسلامی مبتنی بر قواعد فقهی مذهب شیعه انجامید و در نهایت زمینهساز تثبیت هویت مذهبی-سیاسی تازهای برای دولت صفوی و جامعة ایران شد.[2] | دعوت از علمای جبلعامل و تقویت موقعیت علما در ایران، اتحاد سیاسی کشور، تشکیل یک حکومت ملی و وحدت مذهبی شیعه امامیه در تشکیل حکومت صفویان (۹۰۷ -۱۱۳۵ق) نقش مهمی را ایفا کرد.[1] ۱۲ نفر از حاکمان آنان از شاه اسماعیل صفوی تا شاه عباس سوم ۱۱۴۸ق، در سه پایتخت تبریز، قزوین و اصفهان به قدرت رسیدند. رسمی شدن مذهب شیعه، به یکپارچگی مردم ایران، روابط متقابل سلاطین صفوی و علمای شیعه، صرافت سیاسی شاهان صفویه برای کسب مشروعیت سیاسی، رقابتهای منطقهای و مبارز با همسایگان اهلسنت(عثمانی)، ایجاد تغییر در نیروهای نظامی قزلباش، شکلگیری مناصب مذهبی مانند صدر و شیخالاسلام، رواج آموزهها و شعائر و آیینهای تعریفشده اسلامی مبتنی بر قواعد فقهی مذهب شیعه انجامید و در نهایت زمینهساز تثبیت هویت مذهبی-سیاسی تازهای برای دولت صفوی و جامعة ایران شد.[2] | ||
عوامل ضعف و فروپاشی در این حکومت عبارت از نابودی صوفیان و عدم جایگزینی برای آنان، توطئهچینی و رقابتهای میان عناصر تأثیرگذار نظام حکومتی صفویان از جمله قزلباشان، ایرانیان دیوانسالار، گرجیان، ارمنیها و چرکسیها، تحدید استقلال و اقتدار شاهان صفوی توسط وزراء، عمال حکومتی، زنان حرم و برخی دیگر از منتفذین، رواج رفاهطلبی و برخی اعمال ناپسند نظیر شرب خمر در دربار صفوی و تربیت شاهزادگان صفوی در حرم از دوران شاه عباس اول، جنگها و منازعات مستمر صفویان و دولتهای اطراف مانند ازبکان، عثمانیها، گورکانیان هند و روسها و صدمات اقتصادی و تلفات انسانی شدید است.[3] | عوامل ضعف و فروپاشی در این حکومت عبارت از نابودی صوفیان و عدم جایگزینی برای آنان، توطئهچینی و رقابتهای میان عناصر تأثیرگذار نظام حکومتی صفویان از جمله قزلباشان، ایرانیان دیوانسالار، گرجیان، ارمنیها و چرکسیها، تحدید استقلال و اقتدار شاهان صفوی توسط وزراء، عمال حکومتی، زنان حرم و برخی دیگر از منتفذین، رواج رفاهطلبی و برخی اعمال ناپسند نظیر شرب خمر در دربار صفوی و تربیت شاهزادگان صفوی در حرم از دوران شاه عباس اول، جنگها و منازعات مستمر صفویان و دولتهای اطراف مانند ازبکان، عثمانیها، گورکانیان هند و روسها و صدمات اقتصادی و تلفات انسانی شدید است.[3] | ||
'''دوران گذار و تثبیت قدرت علما''' | == '''دوران گذار و تثبیت قدرت علما''' == | ||
=== '''افشاریه''' === | |||
بعد از سقوط صفویه در سال ۱۱۳۵ق، به دست افاغنه که پیرو مذهب اهلسنت و جماعت بودند در دوران حکومت افغانها و افشاریه(۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ق)، جایگاه تشیع و علما در ایران بسیار تضعیف گردید. بعد از نابودی افغانها، سیاستهای حاکمان وقت، بهخصوص نادرشاه برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود مانند افزودن نام مذهب شیعه با نام جعفری به چهار مذهب سنت، محدودیتهایی را برای مذهب تشیع و علمای آن ایجاد کرد. گروه زیادی از علما و بازرگانان شیعه و اهلسنت به هند و عتبات عالیات مهاجرت کردند. این فرآیند تا مرز نابودی رسمیت تشیع ادامه داشت که این تلاش او بینتیجه ماند و ریشهدار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما مانع از این اتفاق شد.[4] | بعد از سقوط صفویه در سال ۱۱۳۵ق، به دست افاغنه که پیرو مذهب اهلسنت و جماعت بودند در دوران حکومت افغانها و افشاریه(۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ق)، جایگاه تشیع و علما در ایران بسیار تضعیف گردید. بعد از نابودی افغانها، سیاستهای حاکمان وقت، بهخصوص نادرشاه برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود مانند افزودن نام مذهب شیعه با نام جعفری به چهار مذهب سنت، محدودیتهایی را برای مذهب تشیع و علمای آن ایجاد کرد. گروه زیادی از علما و بازرگانان شیعه و اهلسنت به هند و عتبات عالیات مهاجرت کردند. این فرآیند تا مرز نابودی رسمیت تشیع ادامه داشت که این تلاش او بینتیجه ماند و ریشهدار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما مانع از این اتفاق شد.[4] | ||
'''زندیه''' | === '''زندیه''' === | ||
در فاصله کوتاه میان افشاریه و قاجاریه، با تشکیل حکومت زندیه(۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق) و بهخصوص در دوره کریمخان زند، تشیع و اوضاع سیاسی در ایران پایگاه ماندگار و محکمی داشت. شیخالاسلام شیراز با فرمان کریمخان زند، منصوب شد و او محاکم شرع را مجدداْ افتتاح کرد. هرچند حیطه کار علما و محاکم شرع در این دوره همچنان از قدرت سیاسی مستقیم برخوردار نبودند، اما نسبت به دوران افشاریه جایگاه بهتری یافتند. در این دوره، علما، مبلغان مذهب شیعه، شعائر و اماکن مذهبی شیعه از احترام و اعتبار برخوردار شد.[5] | در فاصله کوتاه میان افشاریه و قاجاریه، با تشکیل حکومت زندیه(۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق) و بهخصوص در دوره کریمخان زند، تشیع و اوضاع سیاسی در ایران پایگاه ماندگار و محکمی داشت. شیخالاسلام شیراز با فرمان کریمخان زند، منصوب شد و او محاکم شرع را مجدداْ افتتاح کرد. هرچند حیطه کار علما و محاکم شرع در این دوره همچنان از قدرت سیاسی مستقیم برخوردار نبودند، اما نسبت به دوران افشاریه جایگاه بهتری یافتند. در این دوره، علما، مبلغان مذهب شیعه، شعائر و اماکن مذهبی شیعه از احترام و اعتبار برخوردار شد.[5] | ||
'''قاجار''' | === '''قاجار''' === | ||
دوران قاجار دورهای مهم در گذار و تثبیت قدرت علما بود. پیروزی مکتب اصولی بر اخباری در دوره قاجار، پیامدهای گوناگون نظری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را برای طبقه روحانیت به همراه آورد. شکلگیری سازمان روحانیت بر مبنای نظام مرجعیت، استقلال سیاسی و اجتماعی و مالی نهاد روحانیت از دربار را به دنبال داشت که مجموع این عوامل سبب شد روحانیت بتواند در برابر اقدامات دولت مقاومت کند و رهبری سایر گروههای اجتماعی را در انقلاب اسلامی به دست بگیرد.[6] | دوران قاجار دورهای مهم در گذار و تثبیت قدرت علما بود. پیروزی مکتب اصولی بر اخباری در دوره قاجار، پیامدهای گوناگون نظری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را برای طبقه روحانیت به همراه آورد. شکلگیری سازمان روحانیت بر مبنای نظام مرجعیت، استقلال سیاسی و اجتماعی و مالی نهاد روحانیت از دربار را به دنبال داشت که مجموع این عوامل سبب شد روحانیت بتواند در برابر اقدامات دولت مقاومت کند و رهبری سایر گروههای اجتماعی را در انقلاب اسلامی به دست بگیرد.[6] | ||
همچنین در زمینه نقش علما در جنبشهای اجتماعی مانند تحریم تنباکو و مشروطه، نزدیکی اولیة دین و دولت بهویژه در عصر فتحعلیشاه برای کسب مشروعیت بهتدریج با شکستهای سیاسی و نظامی، بهخصوص جنگهای ایران و روس، به واگرایی انجامید و روحانیون در رأس مخالفان داخلی، رهبری قیام تنباکو را در دست گرفتند. سیر این تحول در دورة مظفرالدین شاه به تضاد کامل دین و دولت انجامید و روحانیت انقلاب مشروطه را در کنار روشنفکران سکولار به پیروزی رساند. انتظار میرفت براساس نفی سلطنت مطلقه و بنیانگذاری سلطنت مشروطه، روند قدرتگیری و تثبیت جایگاه علما سرعت گیرد اما تحولات سیاسی و اجتماعی پس از آن، منجر به کاهش مستقیم نفوذشان در ساختار قدرت شد.[7] | همچنین در زمینه نقش علما در جنبشهای اجتماعی مانند تحریم تنباکو و مشروطه، نزدیکی اولیة دین و دولت بهویژه در عصر فتحعلیشاه برای کسب مشروعیت بهتدریج با شکستهای سیاسی و نظامی، بهخصوص جنگهای ایران و روس، به واگرایی انجامید و روحانیون در رأس مخالفان داخلی، رهبری قیام تنباکو را در دست گرفتند. سیر این تحول در دورة مظفرالدین شاه به تضاد کامل دین و دولت انجامید و روحانیت انقلاب مشروطه را در کنار روشنفکران سکولار به پیروزی رساند. انتظار میرفت براساس نفی سلطنت مطلقه و بنیانگذاری سلطنت مشروطه، روند قدرتگیری و تثبیت جایگاه علما سرعت گیرد اما تحولات سیاسی و اجتماعی پس از آن، منجر به کاهش مستقیم نفوذشان در ساختار قدرت شد.[7] | ||
'''دوران معاصر: پیوند کامل دین و دولت''' | == '''دوران معاصر: پیوند کامل دین و دولت''' == | ||
=== '''پهلوی''' === | |||
در این عصر، رضاخان و پس از او محمدرضا پهلوی پس از استفاده ابزاری از اسلام جهت تثبیت قدرت خود، مبارزه شدیدی علیه روحانیت سامان دادند. تقابل دولت عرفی و سکولاریزم با نهادهای سنتی شیعه پارادایم حاکم بر جامعه شد و روحانیت از قدرت سیاسی حاکم فاصله گرفت. هرچند در راستای واکنشهای اجتماعی-مذهبی روحانیون، ظهور سیدروحالله خمینی از سال ۱۳۴۱ش نقطه عطفی در سیر این تحول ایجاد کرد. سیدروحالله خمینی با یک انقلاب علمی، پارادایم سکولار حاکم بر جامعه را شکست داد و به کمک روحانیون انقلابی پارادایم آمیختگی دین وس یاست را جایگزین کرد. در این پارادایم ورود به سیاست توسط روحانیون یک تکلیف محسوب میشد.[8] | در این عصر، رضاخان و پس از او محمدرضا پهلوی پس از استفاده ابزاری از اسلام جهت تثبیت قدرت خود، مبارزه شدیدی علیه روحانیت سامان دادند. تقابل دولت عرفی و سکولاریزم با نهادهای سنتی شیعه پارادایم حاکم بر جامعه شد و روحانیت از قدرت سیاسی حاکم فاصله گرفت. هرچند در راستای واکنشهای اجتماعی-مذهبی روحانیون، ظهور سیدروحالله خمینی از سال ۱۳۴۱ش نقطه عطفی در سیر این تحول ایجاد کرد. سیدروحالله خمینی با یک انقلاب علمی، پارادایم سکولار حاکم بر جامعه را شکست داد و به کمک روحانیون انقلابی پارادایم آمیختگی دین وس یاست را جایگزین کرد. در این پارادایم ورود به سیاست توسط روحانیون یک تکلیف محسوب میشد.[8] | ||
'''جمهوری اسلامی ایران''' | === '''جمهوری اسلامی ایران''' === | ||
در دوران معاصر، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، شاهد ادغام کامل فقه شیعه در ساختار سیاسی و قوانین اساسی حکومت بودیم. این تحول، نظریه «ولایت فقیه» را به عنوان مبنای حکومتداری به رسمیت شناخت و پیوندی عمیق میان دین و دولت را رقم زد. در این نظام، دین نه تنها هدایتگر معنوی جامعه، بلکه ارکان اصلی ساختار سیاسی و حقوقی را نیز تشکیل میدهد. این دوران، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و الگویی نوین از حکومتداری دینی در جهان معاصر به شمار میرود.[9] | در دوران معاصر، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، شاهد ادغام کامل فقه شیعه در ساختار سیاسی و قوانین اساسی حکومت بودیم. این تحول، نظریه «ولایت فقیه» را به عنوان مبنای حکومتداری به رسمیت شناخت و پیوندی عمیق میان دین و دولت را رقم زد. در این نظام، دین نه تنها هدایتگر معنوی جامعه، بلکه ارکان اصلی ساختار سیاسی و حقوقی را نیز تشکیل میدهد. این دوران، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و الگویی نوین از حکومتداری دینی در جهان معاصر به شمار میرود.[9] | ||
'''دستاوردهای حکومتهای شیعه''' | == '''دستاوردهای حکومتهای شیعه''' == | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|+ | |+ | ||
| خط ۲۸۶: | خط ۲۶۷: | ||
| | | | ||
|} | |} | ||
== '''تأثیرات ژئوپلیتیک شیعه''' == | |||
جایگاه ایران بهعنوان مرکز تشیع در جهان اسلام تأثیرات شگرفی مانند هویتیابی و خودآگاهی، رشد و ارتقای سطح فکری و بینش سیاسی و همچنین گسترش فعالیت شیعیان با هدف دستیابی به حقوق سیاسی و اجتماعی در قالب جنبشها و احزاب شیعی، بر کشورهای مسلمان جهان و علی الخصوص شیعیان آنها داشته است.[1] | جایگاه ایران بهعنوان مرکز تشیع در جهان اسلام تأثیرات شگرفی مانند هویتیابی و خودآگاهی، رشد و ارتقای سطح فکری و بینش سیاسی و همچنین گسترش فعالیت شیعیان با هدف دستیابی به حقوق سیاسی و اجتماعی در قالب جنبشها و احزاب شیعی، بر کشورهای مسلمان جهان و علی الخصوص شیعیان آنها داشته است.[1] | ||
'''چالشها''' | === '''چالشها''' === | ||
مفهوم ژئوپلیتیک شیعه چالشهایی را میتواند در برابر انقلاب اسلامی ایجاد کند. | مفهوم ژئوپلیتیک شیعه چالشهایی را میتواند در برابر انقلاب اسلامی ایجاد کند. | ||
'''چالشهای منطقهای''' | ==== '''چالشهای منطقهای''' ==== | ||
انحراف انقلابهای منطقه و تقویت مدل اسلام ترکیه | انحراف انقلابهای منطقه و تقویت مدل اسلام ترکیه | ||
| خط ۳۰۲: | خط ۲۸۱: | ||
تغییرماهیتِ جنگهای منطقه و یا شکلگیری جنگ درون تمدنی.[2] | تغییرماهیتِ جنگهای منطقه و یا شکلگیری جنگ درون تمدنی.[2] | ||
'''چالشهای فرامنطقهای و بینالمللی''' | ==== '''چالشهای فرامنطقهای و بینالمللی''' ==== | ||
ایجاد مانع بر سر راه تشکیل امت واحده اسلامی در قالب اشاعه فرهنگ ایران هراسی و شیعه هراسی | ایجاد مانع بر سر راه تشکیل امت واحده اسلامی در قالب اشاعه فرهنگ ایران هراسی و شیعه هراسی | ||
| خط ۳۱۱: | خط ۲۸۹: | ||
به حاشیه رفتن مسئله اول جهان اسلام (مسئله فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی).[3] | به حاشیه رفتن مسئله اول جهان اسلام (مسئله فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی).[3] | ||
---- | ---- | ||
== منابع == | |||
ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق. | ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق. | ||