زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''چشمه'''</big>؛ محل خروج و جاری شدن طبیعی آب از زمین.<br> چشمه، جایی از زمین است که آب از آن می‌جوشد و بر سطح زمین جریان می‌یابد.<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه چشمه، سایت واژه‌یاب.]</ref> چشمه‌ها، گاه در نقطه‌ای از...» ایجاد کرد
 
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
ایجاد لینک داخلی
خط ۱: خط ۱:
<big>'''چشمه'''</big>؛ محل خروج و جاری شدن طبیعی آب از زمین.<br>
<big>'''چشمه'''</big>؛ محل خروج و جاری شدن طبیعی آب از زمین.<br>


چشمه، جایی از زمین است که آب از آن می‌جوشد و بر سطح زمین جریان می‌یابد.<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه چشمه، سایت واژه‌یاب.]</ref>  چشمه‌ها، گاه در نقطه‌ای از زمین پست و گاهی نیز در دل کوه‌ها، می‌جوشند.<ref>[https://vajehyab.com/moein/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87 معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه چشمه، سایت واژه‌یاب.]</ref>  چشمه، دارای معانی دیگری همچون سوراخ تنگ،<ref>ملک‌زاده، فرهنگ زرقان، ۱۳۸۰ش، ص۱۰۷.</ref>  برای مدتی بستن و گشودن دوباره چشم،<ref>هدایت، فرهنگ انجمن‌آرای ناصری، ۱۲۸۸ق، ص۳۱۴.</ref>  حلقه، منبع، آب اندک، هر چیز اندکی، دهانۀ جراحت و یکی از انواع نمایش‌های روحوضی است.<ref>وازیگاه، ۱۳۹۰ش، ج2، ص1333.</ref>  چشمه، در زبان ترکی به «بولاق»،<ref>عارف، کمیجان سرزمین شگفت‌انگیز تات‌ها و مادها، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۰.</ref>  در کردی به «پلور»، در بلوچی به «چَمَّک»، «چشمک» و «زِی»،<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویش‌های ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸۷ و ۱۴۲ و ۱۴۹ و ۲۱۲.</ref>  در نقاطی دیگر مانند کرمانشاه و بجنورد به «کانی» یا «خانی»، در میان مردم ایلام به «کِیَنی»، در میان مردم قوچان به «گانی»، در نطنز به «چِم»<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویش‌های ایران، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۸ و ۱۵۸ و ۲۶۷ و ۳۰۵ و ۳۰۹.</ref>  و در سیرجان به «بَنو»<ref>آزادیخواه، «لغات و اصطلاحات سیرجان در زمینۀ آب و آبیاری»، ۱۳۷۰ش، ص۸۴.</ref>  معروف است.   
چشمه، جایی از زمین است که [[آب]] از آن می‌جوشد و بر سطح زمین جریان می‌یابد.<ref> [https://vajehyab.com/dehkhoda/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-3 دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه چشمه، سایت واژه‌یاب.]</ref>  چشمه‌ها، گاه در نقطه‌ای از زمین پست و گاهی نیز در دل کوه‌ها، می‌جوشند.<ref>[https://vajehyab.com/moein/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87 معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه چشمه، سایت واژه‌یاب.]</ref>  چشمه، دارای معانی دیگری همچون سوراخ تنگ،<ref>ملک‌زاده، فرهنگ زرقان، ۱۳۸۰ش، ص۱۰۷.</ref>  برای مدتی بستن و گشودن دوباره چشم،<ref>هدایت، فرهنگ انجمن‌آرای ناصری، ۱۲۸۸ق، ص۳۱۴.</ref>  حلقه، منبع، آب اندک، هر چیز اندکی، دهانۀ جراحت و یکی از انواع نمایش‌های روحوضی است.<ref>وازیگاه، ۱۳۹۰ش، ج2، ص1333.</ref>  چشمه، در زبان ترکی به «بولاق»،<ref>عارف، کمیجان سرزمین شگفت‌انگیز تات‌ها و مادها، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۰.</ref>  در کردی به «پلور»، در بلوچی به «چَمَّک»، «چشمک» و «زِی»،<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویش‌های ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸۷ و ۱۴۲ و ۱۴۹ و ۲۱۲.</ref>  در نقاطی دیگر مانند [[کرمانشاه]] و بجنورد به «کانی» یا «خانی»، در میان مردم ایلام به «کِیَنی»، در میان مردم قوچان به «گانی»، در نطنز به «چِم»<ref>آذرلی، فرهنگ واژگان گویش‌های ایران، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۸ و ۱۵۸ و ۲۶۷ و ۳۰۵ و ۳۰۹.</ref>  و در سیرجان به «بَنو»<ref>آزادیخواه، «لغات و اصطلاحات سیرجان در زمینۀ آب و آبیاری»، ۱۳۷۰ش، ص۸۴.</ref>  معروف است.   
==کارکرد==
==کارکرد==
# '''منبع آب؛''' چشمه‌ها از مهم‌ترین منابع طبیعی تأمین آب برای مصارف گوناگون جانداران بوده‌اند.<ref>دیگار، فنون کوچ‌نشینان بختیاری، ۱۳۶۶ش، ص۱۳۸؛ آل‌احمد، اورازان، ۱۳۳۳ش، ص۹-۲۲.</ref>     
# '''منبع آب؛''' چشمه‌ها از مهم‌ترین منابع طبیعی تأمین آب برای مصارف گوناگون جانداران بوده‌اند.<ref>دیگار، فنون کوچ‌نشینان بختیاری، ۱۳۶۶ش، ص۱۳۸؛ آل‌احمد، اورازان، ۱۳۳۳ش، ص۹-۲۲.</ref>     
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/چشمه»