حانیه کلهر (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «<big>'''شهر فرنگ'''</big>؛ نوعی جعبه چهارگوش جهت دیدن عکس‌های قدیم ایران و نقاط مختلف جهان از درون آن. شَهرِ فَرَنگ، نام دستگاه نمایش قدیمی است که روی چرخی قابل حمل قرار داشته و تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچة آن، فیلم یا تصویری که با ذره‌بین بزر...» ایجاد کرد
 
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
ایجاد لینک داخلی
 
خط ۱: خط ۱:
<big>'''شهر فرنگ'''</big>؛ نوعی جعبه چهارگوش جهت دیدن عکس‌های قدیم ایران و نقاط مختلف جهان از درون آن.
<big>'''شهر فرنگ'''</big>؛ نوعی جعبه چهارگوش جهت دیدن عکس‌های قدیم ایران و نقاط مختلف جهان از درون آن.


شَهرِ فَرَنگ، نام دستگاه نمایش قدیمی است که روی چرخی قابل حمل قرار داشته و تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچة آن، فیلم یا تصویری که با ذره‌بین بزرگ شده بود را می‌توانست ببیند.<ref>[https://vajehyab.com/moein/شهر+فرنگ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه شهر فرنگ.]</ref>  این دستگاه، پیش از ورود سینما و تلویزیون به ایران، تقریبأ در تمام نقاط کشور رایج بود.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷.</ref>  مردم به صاحب این جعبه «شهر فرنگی» می‌گفتند. او گاهی شهر فرنگ را به دوش گرفته و میان مردم می‌رفت تا با گرفتن پولی از آن‌ها تصاویر جعبه را به آن‌ها نمایش دهد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/شهر+فرنگ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه‌ شهر فرنگ]؛ جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۲۶۰-۲۶۱.</ref>  کودکان در جلوی دستگاه چمباتمه زده و از میان دریچه‌های کوچک آن عکس‌ها را مشاهده می‌کردند. آن‌ها دست‌های خود را دو طرف صورت قرار داده تا نور خارجی مانع از دید آن‌ها نشود.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷.</ref>  این جعبه به جهت داشتن عکس‌هایی از اروپا که در آن زمان فرنگ نامیده می‌شد به شهر فرنگ معروف شد.<ref>ثروت، فرهنگ لغات عامیانه و معاصر، ۱۳۷۷ش، ص۵۳۱.</ref>   
شَهرِ فَرَنگ، نام دستگاه نمایش قدیمی است که روی چرخی قابل حمل قرار داشته و تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچة آن، فیلم یا تصویری که با ذره‌بین بزرگ شده بود را می‌توانست ببیند.<ref>[https://vajehyab.com/moein/شهر+فرنگ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه شهر فرنگ.]</ref>  این دستگاه، پیش از ورود [[سینما]] و [[تلویزیون]] به [[ایران]]، تقریبأ در تمام نقاط کشور رایج بود.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷.</ref>  مردم به صاحب این جعبه «شهر فرنگی» می‌گفتند. او گاهی شهر فرنگ را به دوش گرفته و میان مردم می‌رفت تا با گرفتن پولی از آن‌ها تصاویر جعبه را به آن‌ها نمایش دهد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/شهر+فرنگ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه‌ شهر فرنگ]؛ جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۲۶۰-۲۶۱.</ref>  کودکان در جلوی دستگاه چمباتمه زده و از میان دریچه‌های کوچک آن عکس‌ها را مشاهده می‌کردند. آن‌ها دست‌های خود را دو طرف صورت قرار داده تا نور خارجی مانع از دید آن‌ها نشود.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷.</ref>  این جعبه به جهت داشتن عکس‌هایی از اروپا که در آن زمان فرنگ نامیده می‌شد به شهر فرنگ معروف شد.<ref>ثروت، فرهنگ لغات عامیانه و معاصر، ۱۳۷۷ش، ص۵۳۱.</ref>   
==توصیف دستگاه شهر فرنگ==
==توصیف دستگاه شهر فرنگ==
این جعبه، اغلب ۴-۵ وجب طول، ۳ وجب عرض و ۴ وجب ارتفاع داشت.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷. </ref>  در بالای جعبه، دو گلدستة فلزی در دو سوی چپ و راست موجود بود. گلدسته‌ها، دریچه‌هایی را داشتند که صاحب شهر فرنگ هر یک از دست‌ها را درون آن‌ها کرده و محورهایی را که عکس‌ها از دو طرف به قسمت پایین آن متصل بود می‌چرخاند. دریچة کوچکی نیز در سطح بالایی جعبه وجود داشت که صاحب شهر فرنگ می‌توانست از آن‌جا عکس‌ها را دیده و دربارة آن‌ها توضیح دهد. سطح جلویی شهر فرنگ که معمولأ هلالی‌شکل بود، دارای یک، دو الی سه دریچة فلزی، مانند لوله‌ بخاری بوده که در یک ردیف و به فاصلة مساوی به اندازة ۱۰ سانتی‌متر بیرون زده بود. ۳ کودک همزمان می‌توانستند از این دریچه‌ها به داخل جعبه نگاه کنند.<ref>انوری، فرهنگ کنایات سخن، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۰۲۹.</ref>  در پشت هرکدام از دریچه‌ها یک ذره‌بین قرار داشت تا تصاویر واضح‌تر و درشت‌تر دیده شوند.<ref>برودل، هنر سینما، ۱۳۷۷ش، ص۴۷۸.</ref>  درون جعبه، میان عکس‌ها و ذره‌بین فانوسی وجود داشت که روی عکس‌ها نورافشانی می‌کرد. برخی برای زیباتر شدن، جعبه را با لامپ‌های کوچک رنگی تزیین می‌کردند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/شهر+فرنگ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه‌ شهر فرنگ.]</ref>  تصاویر درون جعبه، عکس‌های رنگی یا سیاه‌ و سفید از شهرهای اروپا، عجایب جهان و حیوانات مختلف بود. این عکس‌ها به‌صورت طومار بلندی به یکدیگر متصل بودند.<ref>مصاحب، دایرة‌المعارف، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۴۲۲؛ ثروت، فرهنگ لغات عامیانه و معاصر، ۱۳۷۷ش، ص۵۳۱.</ref>  شهر فرنگی یک لبة عرضی طومار را به یکی از محورها متصل کرده و همة طومار را به دور آن می‌پیچاند. سر دیگر طومار به محور دیگر وصل بود. زمانی که کودکان پول خود را پرداخت می‌کردند، پرده‌ای که در جلوی تصاویر بود کنار رفته و شهر فرنگی شروع به چرخاندن محورها می‌کرد. او دو محور را با یکدیگر چرخانده و طومار از یکی باز شده و روی محور دیگر بسته می‌شد.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷. </ref>   
این جعبه، اغلب ۴-۵ وجب طول، ۳ وجب عرض و ۴ وجب ارتفاع داشت.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷. </ref>  در بالای جعبه، دو گلدستة فلزی در دو سوی چپ و راست موجود بود. گلدسته‌ها، دریچه‌هایی را داشتند که صاحب شهر فرنگ هر یک از دست‌ها را درون آن‌ها کرده و محورهایی را که عکس‌ها از دو طرف به قسمت پایین آن متصل بود می‌چرخاند. دریچة کوچکی نیز در سطح بالایی جعبه وجود داشت که صاحب شهر فرنگ می‌توانست از آن‌جا عکس‌ها را دیده و دربارة آن‌ها توضیح دهد. سطح جلویی شهر فرنگ که معمولأ هلالی‌شکل بود، دارای یک، دو الی سه دریچة فلزی، مانند لوله‌ بخاری بوده که در یک ردیف و به فاصلة مساوی به اندازة ۱۰ سانتی‌متر بیرون زده بود. ۳ کودک همزمان می‌توانستند از این دریچه‌ها به داخل جعبه نگاه کنند.<ref>انوری، فرهنگ کنایات سخن، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۰۲۹.</ref>  در پشت هرکدام از دریچه‌ها یک ذره‌بین قرار داشت تا تصاویر واضح‌تر و درشت‌تر دیده شوند.<ref>برودل، هنر سینما، ۱۳۷۷ش، ص۴۷۸.</ref>  درون جعبه، میان عکس‌ها و ذره‌بین فانوسی وجود داشت که روی عکس‌ها نورافشانی می‌کرد. برخی برای زیباتر شدن، جعبه را با لامپ‌های کوچک رنگی تزیین می‌کردند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/شهر+فرنگ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه‌ شهر فرنگ.]</ref>  تصاویر درون جعبه، عکس‌های رنگی یا سیاه‌ و سفید از شهرهای اروپا، عجایب جهان و حیوانات مختلف بود. این عکس‌ها به‌صورت طومار بلندی به یکدیگر متصل بودند.<ref>مصاحب، دایرة‌المعارف، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۱۴۲۲؛ ثروت، فرهنگ لغات عامیانه و معاصر، ۱۳۷۷ش، ص۵۳۱.</ref>  شهر فرنگی یک لبة عرضی طومار را به یکی از محورها متصل کرده و همة طومار را به دور آن می‌پیچاند. سر دیگر طومار به محور دیگر وصل بود. زمانی که کودکان پول خود را پرداخت می‌کردند، پرده‌ای که در جلوی تصاویر بود کنار رفته و شهر فرنگی شروع به چرخاندن محورها می‌کرد. او دو محور را با یکدیگر چرخانده و طومار از یکی باز شده و روی محور دیگر بسته می‌شد.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸۷. </ref>